یادداشتهای یک وبلاگر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
<< 121 >>
. الف .
. چه سرگردان است این عشق
. که باید نشانی اش را
. از کوچه های بن بست گرفت
. چه حدیثی است عشق
. که نمی پرسد و افسرده نیست
. حتی آن هنگام
. که از آسمان به خانه آوار شود
<< احمد رضا احمدی >>
<<
>>
. ب .
<< تمرد از نظر رهبری >>
. علی شکوهی روزنامه نگار اصولگرا طی یادداشتی در وب سایت رسمی اش
( نقد زمانه ) به بررسی نوع مواجهه ی دکتر احمدی نژاد با مقام رهبری پرداخته است
. او در این یادداشت که با عنوان<< اگر روسای جمهور دیگر این همه تمرد
می کردند ! >> منتشر شده است می گوید :
. تصور کنید در دوره ی نخست وزیری میر حسین موسوی یا ریاست جمهوری هاشمی
رفسنجانی یا سید محمد خاتمی هستید و اتفاقات زیر می افتاد
. شما هم یک نیروی انقلابی هستید که تمام شاخص حق و باطل خود در عرصه ی
سیاسی را در شخص رهبری خلاصه کرده ایید یا دست کم معتقدید که نظر رهبری
باید مبنای عمل قرار بگیرد ولو آن که صحیح نباشد
. در آن صورت در مورد آنان اگر کارهای زیر را انجام داده باشند " چه قضاوتی خواهید
کرد ؟
- علیه دولت قبلی تبلیغات کنند که چرا شهردار تهران را به هیئت دولت دعوت
نمی کنید " ولی وقتی خودشان رئیس دولت می شوند از شهردار بعدی دعوت به
شرکت در جلسه ی هیئت دولت نکنند " در حالی که با آنها در یک جبهه هم قرار دارند
. جالب اینکه علیرغم تاکید چند باره ی مقام رهبری به شرکت دادن شهردار تهران در
جلسات هیئت دولت " باز هم حاضر به دعوت از وی نشوند
- نامه به رهبران جهان بنویسند و از موضع رهبری ایران و جهان " مواضع خود را منعکس
کنند و در مقابل تذکر رهبری که نامه به پاپ را نفرستید " نافرمانی کرده و بعد از مدتی
آن را هم ارسال کنند
- رهبری در چند سال پیاپی در هفته ی دولت " درباره ی ضرورت توجه به نظر
کارشناسی و رجوع به متخصصان و رعایت قانون مجلس و توجه به سند چشم انداز و
برنامه های پنج ساله تاکید کنند " اما جمله ی این تذکرات نادیده گرفته شده و این
شاخصه ها هر ساله " کمرنگ تر هم شود
- رهبری به آنان بگوید که در تبلیغات انتخاباتی اسم افراد را نبرید و آنان را به صورت کلی
مورد نقد قرار دهید ولی آنان پس از مشورت با دوستان " به این جمع بندی برسند که
بدون اسم بردن از برخی افراد و فضاسازی علیه آنان " رای نمی آورند
. بنابراین نظر رهبری را زیر پا بگذارند و با اسم بردن از افرادی خاص " فتنه ایی را آغاز
کنند که بیشترین بازنده ی آن کلیت انقلاب و نظام و رهبری بوده است
- به نمایندگان مجلس نامه بنویسند و در آن " رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام "
رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه را به توطئه علیه دولت و رئیس جمهوری متهم کنند
. رهبری به آنان پیام دهد که این نامه ی بدی است و نباید منتشر شود
. بعد از دو روز آن نامه منتشر شود و پیامدهای سیاسی تندی را به همراه آورد و جنگ
قدرت مسئولان را به دنیا القا کند
. رهبری در جلسه یی به بی توجهی آنان به نهی خود اعتراض کند و آنها هم پاسخ
دهند که این " آن نامه نیست و تغییرش داده بودیم و رهبری هم تاکید کند که :
. نخیر ! همان نامه بود
- شعار مبارزه با فساد اقتصادی و تبعیض بدهند اما برخی از دارندگان پرونده های فساد
مالی را تحت پوشش بگیرند و حتی در پستهای حساسی بگمارند و از محاکمه و
پیگیری قضایی آنان جلوگیری کنند
- کسی را به عنوان معاون اول خود برگزیند که مورد اعتراض مجلسیان و بسیاری از
محافل مذهبی و سیاسی قرار گیرد و مداخله ی رهبری برای کنار گذاشتن وی را نیز
برنتابد و بر تصمیم خود در مقابل رهبری اصرار بورزند و در نهایت به گونه یی عمل شود
که همگان بفهمند که او از تصمیمش در مقابل رهبری هم عقب ننشسته است
- وزرای خود را به صرف مخالفت با برخی از نظرات رئیس جمهوری برکنار و فضایی را در
هیئت دولت ایجاد کند که آنان نتوانند در هیچ زمینه ی کارشناسی و مدیریتی " حتی
نظری خلاف نظر رئیس جمهوری داشته باشند
- بارها و بارها رهبری به آنان برای شرکت کردن در مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید
کرده باشد " ولی آنان با این بهانه که ما با ترکیب کنونی مجمع مخالفیم " از شرکت در
جلسات مجمع " خودداری کرده و این روش را وسیله یی برای فشار بر رهبری قرار دهند
تا ایشان ترکیب مجمع را تغییر دهد
- دبیر شورای امنیت ملی را به خاطر اختلاف نظر " وادار به استعفا کنند و عملا رهبری
را در شرایط تحمیلی قرار دهند که نتواند دیگر کاری برای بازگرداندن فرد مذکور انجام دهد
- با تعیین نماینده ی ویژه " در حوزه ی وزارت امور خارجه وارد شوند و بعد از تذکر رهبری
و کار موازی دانستن این اقدام " نماینده ی ویژه را به مشاور تبدیل کنند و سرانجام در
یک اقدام استثنایی " وزیر امور خارجه را به هنگام حضورش در ماموریت خارج از کشور
عزل کنند تا نشان دهند که از موضع خود عقب ننشستند و وزیر مخالف خود را از کار
برکنار کردند
- برای کنترل یک وزارتخانه ی حساس " معاونان وزیر را خود بگمارند و در صورت اقدام
وزیر برای تغییر معاونان خود " وی را وادار به استعفا کنند و مخالفت رهبری با این
استعفا را نپذیرند و با مقاومت خود " انتظار داشته باشند که رهبری " دخالت در این
زمینه را کنار بگذارد
- عمدا بودجه ی کل کشور را دیر به مجلس ارائه کند تا فرصت بررسی دقیق و همه
جانبه ی نمایندگان وجود نباشد و به دلخواه دولت " بودجه به تصویب برسد
- میلیاردها دلار بدون مجوز از حساب ذخیره ی ارزی برداشت شده و خلاف قانون
هزینه شود
. شکوهی در ادامه با اشاره به اینکه معتقد نیست روسای جمهور از رهبری اطاعت
محض کنند " و با تاکید بر اصل توزیع قانونی قدرت " میزان تمرد وی از رهبری را قابل
قیاس با روسای جمهور پیشین نمی داند
<<
>>
<<
>>
. پ .
<< یکی بود " یکی نابود ! >>
. یکی خیلی سرش می شد
. دیدن این جوری نمیشه " سر و تهش کردن
/////////////////////////////////////////////////
. یکی آدم عمیقی بود پرش کردن
. یکی آدم ساده یی بود " خرش کردن
//////////////////////////////////////////
. یکی بود هر چی می گفت هیچ کس نمی فهمید
. بعدا معلوم شد اونم حرف هیچ کس رو نمی فهمه
/////////////////////////////////////////////////////////
. یکی خیلی زور می زد یه چیزی بشه " آخر سر هم به زور یه چیزیش کردن
///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. یکی بود که حرفاش مفرح ذات بود " اما مخل حیات
/////////////////////////////////////////////////////////
. یکی دست چپ و راستشو بلد نبود " شد کاندیدای فرا جناحی
///////////////////////////////////////////////////////////////////////
. یکی می خواست رئیس جمهور بشه
. توی انتخابات انجمن اولیا مربیان دبستان بچه شم رای نیاورد
////////////////////////////////////////////////////////////////////
. یه عده بودن همه رو خر می کردن
. بعد یه مدتی کسی نبود خرش کنن " خودشونو خر کردن
. آخر سر یه خر تو خری شد که بیا و ببین
//////////////////////////////////////////////
. یکی افتاد تو چاله " نتونستن درش بیارن " چاله رو پر کردن
///////////////////////////////////////////////////////////////////
. یکی نمی دونست چیکار کنه " اونقدر کار ریختن سرش که نمی دونست چیکار کنه
///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. یکی نبود بگه آخه اینم شد وضع !
. ت .
<< چگونه با بیماران آلزایمری ارتباط برقرار کنیم ! >>
. محققان می گویند راههایی وجود دارد که از طریق آنها می توان با<< بیماران
آلزایمری >> ارتباط بهتری برقرار کرد " از جمله اینکه در صحبت کردن با آنها از جملات
مثبت استفاده کنیم
. برای مثال از جمله ی مثبت << با دقت راه برو >> به جای << نیفتی >>
استفاده کنیم و قس علی هذا
. با توجه به اینکه بیماری آلزایمر در شرایط کنونی از اهم بیماری ها و مشکلات محسوب
می شود " جملات مثبت زیر برای ارتباط هر چه بهتر با این عزیزان پیشنهاد می شود :
. نگوییم << تو روح اون که تو رو گذاشت اینجا ! >> بگوییم << به امید
شایسته سالاری بیشتر تر >>
. نگوییم << گند زدی رفت >> بگوییم << اینجانب با شما اختلاف سلیقه
دارم >>
. نگوییم << واسه ی ما فیلم بازی نکن دیگه ! >> بگوییم << مزایده >>
. نگوییم << شتر >> بگوییم << آن بزرگوار یادش رفته رنگ قرمز در چراغ
راهنمایی چه کاربردی دارد >>
. نگوییم << زاییدی ! >> بگوییم << یک پای امور محوله " در گل مانده
است >>
. نگوییم << دیشب باباتو دیدم آیدا >> بگوییم << آیدا جان از بابات چه خبر؟ >>
. نگوییم << فرج الله سلحشور >> " به طور کلی خوبیت ندارد !
. نگوییم << خر تو خر >> بگوییم << غیر سیستماتیک >>
. نگوییم << کودن >> بگوییم << کسی که با پاشنه ی پایش می اندیشد ! >>
. نگوییم << هش ش ش ش >> بگوییم << بی زحمت در را آرام تر ببند >>
. نگوییم << شیر سماور >> بگوییم << داور عزیزم دقت کن ! >>
. نگوییم << ببند بابا ! >> بگوییم << لطفا در حوزه ی اختیاراتت افاضات
بنما >>
. نگوییم << مرتیکه ی اون وریه وابسته ی فلان فلان شده >> بگوییم
<< رقیب سیاسی >>
. نگوییم << جاسوس >> بگوییم << محقق >>
. نگوییم << خودمان داریم >> بگوییم << از کانال همسایه دیدیم >>
. نگوییم << { ... } خوردی ؟! >> بگوییم << قربون برم خدا رو ! >>
. نگوییم << دکتر >> وقتی طرف نیست خب !
. نگوییم << فیلمش چرت بود >> بگوییم << معناگرا بود >>
. نگوییم << آخ ! >> بگوییم << آخ جون >>
. نگوییم << شنگول نفهم >> بگوییم << شنگول جان ! هر کی ابروش رو
برداشت که مامان نیست ! >>
. ث .
. ..... گاه گاهی می دیدمش
. وقتی در سالهای اخیر به خاطر موقعیت دفترش که در محدوده ی طرح ترافیک قرار
داشت یا به دلیل اینکه رانندگی برایش سخت شده بود " ترک موتوری سوار میشد و
خودش را به دفترش می رساند " دلم می لرزید
. مردی با دغدغه های بزرگ برای فردای ایران از خانه اش در لواسان یا هر جای دیگر
سوار بر ترک موتوری به دفتر کارش در مرکز شهر می آمد " همان جا که لحظه یی از
خیال ایران خارج نمی شد
. با این که میشناختمش و می خواندمش " همین او را برایم بزرگ و بزرگ تر می کرد ...
این که چیزی او را از پای در نمی آورد " او را که بسیار می دانست و ساده می گفت
. او که خدمت را وظیفه اش می شمرد و بی مهری ها را به دل نمی گرفت و شیشه ی
دل دریای اش هیچ وقت ترک نخورد تا کنار بکشد و از پا بنشیند
<< به یادبود مرحوم مهندس عزت الله سحابی و دخترش مرحومه هاله
سحابی .... البته با تاخیر.... >>
<<
>>
<<
>>
. ج .
. سازمان ملل در راستای ایجاد منطقه ی حائل در شمال سوریه " آنجلینا جولی را برای
بازدید از اردوگاه پناهندگان سوری " به ترکیه اعزام کرد
. در پی این اقدام جمعی از آوارگان جهان با اعلام اینکه << ما هم می خوایم ! >>
اشتیاق خود را به حضور ستارگان هالیوود در بین خود ابراز کردند
. این آوارگان خواهان حضور کاترین زتا جونز " نیکول کیدمن " کامرون دیاز و ... در میان
خود برای رسیدگی به معضلات و مشکلات و غیره ی خود شده اند !
<<
>>
. چ .
<< بخشهایی از مطالب اقتصادی منتشر شده در هفته نامه ی توقیف شده ی
شهروند امروز >>
. ... دولت قصد داشت با ابزار توزیع پول میان تولید کنندگان مانع از رکود صنایع شود
. اتفاقا یکی از وام های کلان هم به تولید کننده یی در تبریز رسیده بود
. << محمد زنوزی مطلق >> رئیس هلدینگ << دریک >> در تبریز و صاحب
مجتمع فولاد گستر " خط هوایی آتا و کارخانه ی گسترش فولاد کوثر موفق شد وامی به
ارزش یک هزار میلیارد تومان دریافت کند
. او همزمان خریدار خودروی رئیس دولت هم شده بود
. اتومبیل پژو 504 احمدی نژاد به ابتکار صادق محصولی وزیر سابق رفاه در آبادان به حراج
گذاشته شد
. دو ماه پس از اعلام خبر حراج اتومبیل " بهزیستی آبادان اعلام کرد خریداری بومی برای
خودروی رئیس دولت یافته است
. منطقه ی آزاد اروند هم مجری برگزاری مراسم فروش شد
. خریدار مهندسی به نام << دشتی >> معرفی شد و اتومبیل را به قیمت دو میلیارد
و 700 میلیون تومان به او واگذار کردند
. یک هفته پس از حراج مشخص شد " فردی به نام دشتی در آبادان سکونت ندارد
. بهزیستی دشتی را ساختمان سازی ساکن آبادان معرفی کرده بود ولی محافل خبری
اعلام می کردند که خریدار نه در آبادان که یک هزار و 600 کیلومتر دورتر از شهر محل
حراج خودرو سکونت دارد
. سایتهای خبری خریدار را << م . ز >> معرفی کردند
. همان فردی که در تبریز فولاد گستر را در تملک داشت و خوشحال از وامی بود که
برای حمایت از تولید کنندگان بعد از اجرای هدفمندی یارانه ها به جیبش رفته بود
. وام هایی که قرار بود براساس توافق دولت و نهادهای تولیدی به کمک تولید در ایام
هدفمندی یارانه ها بیاید " روانه ی گاو صندوق افرادی شده بود که باز هم همان سایتها
آنها را وابسته به نزدیک ترین فرد به رئیس جمهور بعد از خانواده اش می دانستند
. موج خبرها به اندازه ایی بالا گرفته بود که علی آقا محمدی رئیس ستاد مبارزه با
مفاسد اقتصادی " پور محمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور و مصلحی وزیر
اطلاعات هر سه به انتقاد از << مفاسد اقتصادی >> پرداختند و خواهان برخورد با
سران مفسدان شدند
. کمی بعد از این اظهار نظر مصلحی وزیر اطلاعات از شورای پول و اعتبار کنار گذاشته
شد تا یک قدم دورتر از اقتصاد شده باشد
<<
>>
( محمد زنوزی مطلق )
. ... رئیس سابق سازمان خصوصی سازی در یکی از مصاحبه های خود اعلام کرد :
<< طرح پرداخت سود سهام عدالت در روزهای پیش از انتخابات شبهه داشته
است >>
. او تلاش میکرد وارد مناقشه های سیاسی نشود و از خبرنگاران خواسته بود چنین
جمله یی را منتشر نکنند
. رئیس سابق سازمان خصوصی سازی در جمعی خصوصی پرده از اسرار عجیبی
برداشته بود
. کرد زنگنه متهم به همراهی با جریان رحیم مشایی شده بود
. سایتهای جریان تند منتقد مشایی هم خبر از دستگیری احتمالی او می دادند
. انتشار چنین شایعاتی او را به شدت برآشفته کرده بود
. کرد زنگنه در یکی از نشستهای خصوصی خود پیروزی احمدی نژاد در انتخابات سال 88
را مرهون تلاشهای خود دانسته بود
. اخباری این گونه به گوش نمایندگان مجلس هم رسید و طرح تفحص از سهام عدالت
مطرح شد
. اما گزارش چندان سرانجام خوشی نداشت " چرا که مهر << محرمانه >> بر
صفحه ی ورودی گزارش خورد و رسانه ها از انتشار آن بازماندند
. مدتی پیش از این یکی از متهمان حوادث پس از انتخابات سال 88 در مصاحبه ی
تلویزیونی خود به این جریان اشاره کرده بود
. او گفته بود :
<< اینکه پیش از انتخابات سهام عدالت به مردم دادند و سود پرداخت کردند "
نوعی تخلف بود >>
. چنین اظهار نظری حداقل دوسال بعد برای نهادهای نظارتی کشور مهم جلوه کرد
. پرونده ی سهام عدالت که به میان آمد " سازمان بازرسی هم به مجادله کشیده شد
. این حضور ولی بدون حاشیه هم نبود
. بودجه ی سال 87 دولت با اتفاقی خاص همراه بود
. در جریان مناظرات انتخابات سال 88 یکی از منتقدان دولت در مناظره ی رادیویی خود
با رئیس سازمان بازرسی اعلام کرد در بودجه ی همان سال 72 میلیارد تومان گم شده
است
. رئیس سازمان بازرسی در مقابل این موضوع سکوت کرد و مدتی بعد هم خبر را تایید
کرد
. او یک هفته بعد از تایید اعلام کرد اشتباهی صورت گرفته و هیچ پولی گم نشده است
. سازمان بازرسی با چنین پیشینه یی ترجیح داد قدم به میدان انتقادهای اقتصادی از
دولت نگذارد
. پور محمدی خود از دولت نهم با قهر و جبر بیرون رانده شده بود
. یکی از کارشناسان سابق سازمان بازرسی کل کشور نقل می کرد نگرانی از عواقب
انتقادهای اقتصادی سبب شده تا سازمان تنها به << نظاره گری >> از بیرون بدل
شود
<<
>>
( کرد زنگنه )
<<
>>
( مصطفی پور محمدی )
. ح .
<< با گل اقا >>
( منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله گل اقا )
<< قسمت هفتم >>
( شماره هفتم / سه شنبه 13 آذرماه 1369 )
<<
>>
<< طنز هنری >>
. می گویند :
. دانش آموزان خیابانهای اطراف اداره ی رادیو جرات عبور از مقابل رادیو را ندارند
. چون می ترسند مسئولان رادیو " یقه ی آنها را گرفته " و کشان کشان به استودیو
ببرند و به دست زدن و خندیدن به لطیفه های برنامه ی << صبح جمعه با شما >>
وادارشان کنند !
<< لبو تنوری >>
<< معامله ی پایاپای ! >>
1- بیست سال است که 45 کیلومتر اول از جاده ی قم - اصفهان خراب است و
دست اندازهای فراوان دارد
. هر از چند گاهی چند کیلومتر از آن را آسفالت سرد می ریزند " ولی این اسفالت با
نریختنش فرقی ندارد !
. جمهوری اسلامی 30 آبان ماه 69 .
2- ایران یک جاده ی 900 کیلومتری برای سودان می سازد
. اطلاعات 3 آذر ماه 69 .
3- از مقامات سودانی تقاضا داریم این 45 کیلومتر را برای ما آسفالت کنند
. قول می دهیم عوضش 900 کیلومتر دیگر برای آنها جاده بسازیم !
<< توپوقچی >>
. خ .
<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله ی خواندنیها 1319 - 1358 >>
( قسمت اول )
<< توضیح >> :
. مجله ی خواندنیها یکی از قدیمی ترین مجلات ایرانی بود که انتشار آن از سال 1319
آغاز شد و تا تابستان 1358 انتشار می یافت
. بانی و گرداننده ی 39 ساله ی خواندنیها " علی اصغر امیرانی بیجاری گروسی
کردستانی بود که با پخشگری نشریه ی ایران باستان وارد عرصه ی مطبوعات ایران شد
. فاصله ی انتشار خواندنیها در عمر 39 ساله گاهانه " ماهانه " هفتگی و نیم هفتگی
بود و در این گستره ی زمانی با چاپ حدود 60 میلیون نسخه " این مجله سردبیرانی
به خود دید
. از آن جمله اند :
. ابوالقاسم پرتو اعظم " امیر هوشنگ عسگری " حسین مکی " مسعود برزین "
عباس فروتن " نصرالله شیفته " حسین سرافراز " ایرج نبوی " منوچهر محجوبی "
محمود طلوعی " علی شعبانی و..
( شماره اول )
. فرشتگان در سه موقع با خوشی انسان شرکت میورزند :
. در آزمایشهای جنگی " در عشق زناشویی و در اسب دوانی
<< حضرت محمد (ص) >>
<< زنها را بشناسید >>
. نگارش هالری ماریون ( استاد دانشکده ی ادبیات پاریس )
. ترجمه ی آقای اسدالله اشتری
<< میل زن به تعریف و تحسین >>
. در درجه ی اول زن از اینکه زیبایی اندام او را تعریف کنند خوشش می آید " یکی از
نویسندگان می گوید :
. عاقلترین آنها نمی توانند انتقادی را که از پیکر او می کنند تحمل کند بلکه او کوچکترین
تعریفی را که از جسم او می کنند بر بزرگترین تعریف سجایای عقلی اش ترجیح
می دهد
. ..... دختران همین که به مرحله ی جوانی رسیدند بی اندازه مایلند که در وصف
زیبایی و جمال آنها مبالغه کنند
. ..... نکته یی که در اینجا باید یادآوری کرد این است که زنها تصور می کنند با آرایش
بیشتر می توانند در مردها تاثیر کنند " در صورتی که حقیقت برخلاف این است و اگر
مردها به زنهای آرایش کرده توجهی می کنند از این لحاظ است که آن را به منزله ی
اعتراف آنها به استماله از خود می دانند با وجود این غالبا از آن خوششان نمی آید به
ویژه وقتی که زن در آرایش افراط کرده باشد
. د .
<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>
( قسمت نوزدهم )
<< چهارشنبه 13 تیرماه 1358 >>
- رئیس بنیاد مستضعفان اعلام داشت که اموال 87 نفر دیگر از عوامل رژیم سابق
مصادره شده
. محمد هویدا گفت شمس پهلوی 700 میلیون تومان به بانکها مقروض است او در عین
حال فاش کرد که اموال و دارایی هایی که مصادره می شود و در نظر ثروت کلانی
می آید " در عمل چیزی جز مقداری قرض نیست
. همه ی مصادره شدگان به بانکها مقروضند
. او گفت که یک منزل القانیان برای نگهداری فاحشه ها و خانه ی دیگر او دارالایتام شده
و خانه ی دکتر اصانلو برای معلولان اختصاص یافته " خانه ی اردشیر زاهدی اردوی
تابستانی بچه های بی بضاعت می شود
. هویدا گفت مدارکی در دست است که نشان می دهد اکثر رجال دوران شاه چند
معشوقه داشته اند
. << البته من از ذکر اسامی آنها و معشوقه هایشان خودداری می کنم چون
باعث ناراحتی بیشتر خانمهای عقدی آنها می شود >>
- صادق طباطبایی سخنگوی جدید دولت عمل محمد منتظری در فرودگاه را خودسرانه
خواند و اعزام هیاتی را از سوی دولت به لیبی " تکذیب کرد و حزب جمهوری اسلامی
عضویت محمد منتظری را به دلیل بی انضباطی حزبی " به حالت تعلیق درآورد
<< پنج شنبه 21 تیرماه 1358 >>
- سه زن و چهار مرد در تهران " ودر خیابان تیرباران شدند
. در بین زنان پری بلنده " ثریا ترکه و اشرف چهار چشم دیده می شدند
<< شنبه 23 تیرماه 1358 >>
- سپاه پاسداران فارس طی اعلامیه یی آرایش زنان توسط آرایشگران مرد را ممنوع
اعلام کرد
<< یکشنبه 24 تیرماه 1358 >>
- صادق قطب زاده اعلام داشت که در اجرای فرمان امام شورایی برای تعیین سیاستهای
رادیو و تلویزیون تشکیل داده که حجت الاسلام سید محمد موسوی خوئینی ها "
حجت الاسلام سید محمد خاتمی " عبدالرحیم گواهی و ابراهیم پیراهنده عضو آن
خواهند بود
<< شنبه 30 تیرماه 1358 >>
- احزاب و گروههای سیاسی کاندیداهای خود را برای مجلس خبرگان معرفی کردند و
وجود افرادی در فهرستهای مختلف نشان از آن داشت که وحدت و ائتلاف تا اندازه یی
صورت گرفته است
. حزب جمهوری اسلامی آیت الله طالقانی " آیت الله بهشتی " آیت الله باقر آشتیانی "
آیت الله موسوی اردبیلی " دکتر علی گلزاده غفوری " علی محمد عرب "
ابوالحسن بنی صدر " مهندس عزت الله سحابی " دکتر عباس شیبانی و
حبیب الله عسگر اولادی را برای تهران معرفی کرد
. برای اصفهان آیت الله خادمی " آیت الله طاهری " علی اکبر پرورش و دکتر آیت را " برای
استان مرکزی آیت الله منتظری و آیت الله صافی و برای خراسان آیت الله میرزا ابوالحسن
شیرازی " شیخ علی تهرانی " استاد محمد تقی شریعتی " جلال الدین فارسی "
سید محمد خامنه یی و دکتر محمود روحانی
. مجاهدین و احزاب وابسته به آنها برای تهران آیت الله طالقانی " دکتر پیمان "
علی اصغر حاج سید جوادی " مسعود رجوی " دکتر کاظم سامی " مهندس عزت الله
سحابی " طاهره صفارزاده " علی گلزاده غفوری " دکتر ناصر کاتوزیان و دکتر عبدالکریم
لاهیجی
. نهضت آزادی لیستی را انتشار داده بود که با ادغام دولت و شورای انقلاب در آن تجدید
نظر کرد و در نهایت برای تهران آیت الله طالقانی " مهندس عزت الله سحابی "
دکتر حسن حبیبی " دکتر حبیب الله پیمان " علی اصغر حاج سید جوادی " دکتر جعفری
لنگرودی " خانم زهرا رهنورد " دکتر علی گلزاده غفوری " دکتر ناصر کاتوزیان "
محمد مجتهد شبستری
. برای خراسان استاد محمد تقی شریعتی " طاهر احمدزاده " شیخ علی تهرانی و
مهندس برازنده
. به این ترتیب نام آیت الله طالقانی در صدر فهرست تمامی احزاب و گروهها قرار داشت
. آقایان مهدوی کنی " هاشمی رفسنجانی " سید علی خامنه ایی " محمد جواد باهنر
که به معاونت وزارتخانه ها منصوب شده بودند از فهرست های انتخاباتی خط زده شدند
<< پایان قسمت نوزدهم >>
<< عکسها >>
<< شمس پهلوی >>
<<
>>
<< حبیب الله القانیان >>
<<
>>
<< اردشیر زاهدی >>
<<
>>
<< شاه >>
<<
>>
<< صادق طباطبایی >>
<<
>>
<< محمد منتظری >>
<< >>
<< صادق قطب زاده >>
<<
>>
<< امام خمینی >>
<<
>>
<< سید محمد موسوی خوئینی ها >>
<<
>>
<< سید محمد خاتمی >>
<< >>
<< عبدالرحیم گواهی >>
<<
>>
<< آیت الله طالقانی >>
<<
>>
<< آیت الله بهشتی >>
<<
>>
<< آیت الله موسوی اردبیلی >>
<<
>>
<< دکتر علی گلزاده غفوری >>
<<
>>
<< ابوالحسن بنی صدر >>
<<
>>
<< مهندس عزت الله سحابی >>
<<
>>
<< دکتر عباس شیبانی >>
<<
>>
<< حبیب الله عسگر اولادی >>
<<
>>
<< آیت الله خادمی >>
<<
>>
<< آیت الله طاهری >>
<<
>>
<< علی اکبر پرورش >>
<<
>>
<< دکتر حسن آیت >>
<<
>>
<< آیت الله منتظری >>
<<
>>
<< آیت الله صافی گلپایگانی >>
<<
>>
<< شیخ علی تهرانی >>
<<
>>
<< استاد محمد تقی شریعتی >>
<<
>>
<< جلال الدین فارسی >>
<<
>>
<< سید محمد خامنه ایی >>
<<
>>
<< دکتر حبیب الله پیمان >>
<<
>>
<< مسعود رجوی >>
<<
>>
<< دکتر کاظم سامی >>
<<
>>
<< طاهره صفارزاده >>
<<
>>
<< دکتر ناصر کاتوزیان >>
<<
>>
<< دکتر حسن حبیبی >>
<<
>>
<< خانم زهرا رهنورد >>
<<
>>
<< محمد مجتهد شبستری >>
<<
>>
<< طاهر احمد زاده >>
<<
>>
<< مهدوی کنی >>
<<
>>
<< هاشمی رفسنجانی >>
<<
>>
<< آیت الله خامنه ایی >>
<<
>>
<< دکتر محمد جواد باهنر >>
<<
>>
. ذ .
<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله ی هفتگی تماشا چاپ شده از سال
1349 تا 1357 >>
( قسمت اول )
<< توضیح >> :
. مجله ی هفتگی - اجتماعی تماشا " نشریه ای است که به مدت 8 سال از اسفند
1349 تا دی ماه 1357 هر هفته منتشر و به بیان رویدادهای فرهنگی و هنری ایران و
جهان پرداخته است
<< شماره اول / 27 اسفند ماه 1349 >>
. صاحب امتیاز و مدیر مسئول : رضا قطبی
. مدیر : ایرج گرگین
. طرح و تنطیم : زیر نظر قباد شیوا
. دفتر مجله : خیابان تلویزیون " ساختمان تولید تلویزیون
<< آقای تلویزیون ؟ / ملکه ی تلویزیون ؟ >>
. در سال 1349 در میان تمام آشنایان تلویزیونی " بازیگران " گویندگان " اجرا کنندگان "
و جنجال آفرینان " به عقیده ی شما چه کسی شایسته ی لقب << آقای
تلویزیون >> و کدام چهره شایسته ی نام << ملکه ی تلویزیون >> بود ؟
. فخری خوروش . :
. والله من فکر می کنم از آقایان بتوان از محمد علی کشاورز و از خانمها جمیله شیخی
را نام برد
. عزت الله انتظامی . :
. ایرج گرگین و دل آرام کشمیری
<< جدول و شرح برنامه های تلویزیون ملی ایران در سراسر کشور >>
( پنج شنبه 27 اسفند ماه 1349 )
. شبکه 1 .
ساعت 16 - کودکان
ساعت 17 - کودکان
ساعت 30/17 - ورزش نوجوانان
ساعت 18 - حفاظت و ایمنی
ساعت 15/18 - اخبار
ساعت 30/18 - بل و سباستین
ساعت 20 - کانون گرم خانواده
ساعت 30/20 - اخبار
ساعت 30/21 - موسیقی ایرانی
. در این قسمت از برنامه چند ترانه ی ایرانی اجرا می شود با شرکت مرجان " نوشین "
سوگلی " سعیده و ژاله
ساعت 22 - مسابقه چهره ها
ساعت 30/22 - فیلم سینمایی
. شبکه 2 .
ساعت 17 - کودکان
ساعت 30/17 - اخبار
ساعت 18 - فیلم سینمایی
ساعت 19 - جنگ هفته
ساعت 30/19 - واریته ی بین المللی
ساعت 30/20 - اخبار
ساعت 30/21 - سریال داش پالکی
ساعت 22 - برادران کارامازوف
ساعت 30/22 - شبهای تهران
ساعت 30/23 - اخبار
<< پایان قسمت اول >>
<< عکسها >>
<< رضا قطبی >>
<<
>>
<< ایرج گرگین >>
<<
>>
<< قباد شیوا >>
<< >>
<< فخری خوروش >>
<<
>>
<< محمد علی کشاورز >>
<<
>>
<< جمیله شیخی >>
<<
>>
<< مرجان >>
<<
>>
. ر .
<< تفسیر آیه به آیه قرآن کریم به روشی دیگر >>
( قسمت اول )
سوره : فاتحه / 7 آیه
جزء : 1
حزب : 1
آیه : 1
{ بسم الله الر حمن الر حیم }
( ترجمه )
. آیتی : به نام خدای بخشاینده ی مهربان
. احسن الحدیث : به نام خدای رحمان و رحیم
. ارفع : به نام خداوند بخشنده ی مهربان
. انصاریان : به نام خدا که رحمت اش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی
. ترجمه ی المیزان : به نام خدایی که هم رحمتی عام دارد و هم رحمتی خاص به
نیکان
. تشکری : ابتدای سخن به نام خدا / مهر ورزنده و عطا بخشا
. تفسیر آسان : به نام خداوند بخشاینده ی مهربان
. حجه التفاسیر : به نام خدای بخشایشگر ( بر کافه ی خلائق از جماد و نبات و حیوان
و ملک و جن و انسان از مومن و کافر و نیکوکار و فاجر ) و مهربان ( به مطیعان در دو
جهان ) آغاز می کنم ( و به نام غیر او آغاز نمی کنم زیرا غیر او محتاج است نه چیزی
دارد که ببخشد و نه توانایی مهربانی و بنده نوازی دارد )
. خسروی : می خوانم و یاری می طلبم به نام خدایی که جامع صفات کمالیه است و
جز او کسی مستحق و سزاوار پرستش نیست
. چون به او پناه می برم پناهم می دهد و چون او را بخوانم بی جوابم نمی گذارد
. رحمان است چون که به بسط روزی به ما رحم و عطوفت می کند " و هر چند مردم از
اطاعتش سرپیچی کنند " آنان را از رزق خود بی بهره نمی گذارد
. رحیم است از آن که در دین و دنیا و آخرت به ما ترحم می نماید و به کیش سهل و
آسان بر ما منت می نهد " و به جدایی ما از دشمنانش به ما تفضل می فرماید
. به رحمت رحمانیه ی خود هر گونه نعمتی را شامل تمام موجودات نموده " و به رحمت
رحیمیه ی خویش مومنان را در دنیا و آخرت مخصوص فرموده است
. رضایی : به نام خدای گسترده مهر مهرورز
. روشن : به نام خداوند معبود مطلقی که همه ی موجودات پرستش او را کرده و همه
در مقابل عظمت نامتناهی او در حیرت هستند " و او رحمت و مهربانی داشته و رحمت
او به همه ی مخلوقات بسط گرفته " و مخصوصا رحمتهای ظاهری و معنوی او خواص را
فراگیر است
. روض الجنان : به نام خدای بخشاینده ی بخشایشگر
. طاهری : به نام خدای رحمان و رحیم
. عاملی : پس از آغاز به نام خداوند بخشنده ی مهربان
. فولادوند : به نام خداوند رحمتگر مهربان
. فیض الاسلام : ابتدا آغاز می کنم به نام خدایی که بی اندازه بخشاینده ی بسیار
مهربان است
. گرمارودی : به نام خداوند بخشنده ی بخشاینده
. مجد : سرآغاز گفتار نام خداست / که رحمتگر و مهربان خلق راست
. مخزن العرفان : استعانت می جویم به نام خداوندی که جامع تمام صفات کمال و
منزه و مبرا از جمیع نقایص امکانی است و رحمت واسعه ی خداوندی اش تمامی
موجودات را احاطه نموده و جمیع موجودات در دنیا مشمول رحمت رحمانی اویند " و
رحمت رحیمی خود را در آخرت مخصوص به مومنین و اهل تقوی گردانیده
. تاج التراجم : ابتدا کردم به نام خدای قادر به آفرینش خلقان " خواهان روزی دادن
خلقان " خواهان آفریدن مطیعان
. ترجمه ی طبری : به نام خدای مهربان بخشاینده
. کشف الاسرار : به نام خداوند جهان دار دشمن پرور به بخشایندگی دوست بخشای
به مهربانی
. نسفی : آغاز کردم به نام خداوند روزی دهنده ی آمرزنده
. دهم هجری : به نام خدای سزاوار پرستش آن مهربان به روزی دادن " آن بخشاینده
به گناه آمرزیدن
. صفارزاده : به نام خداوند نعمت بخشنده ی رحم گستر
( تفسیر )
. اطیب البیان فی تفسیر القران : سوره ی فاتحه هفت آیه است و در مکه نازل
شده / در کافی از حضرت باقر (ع) روایت کرده که فرمود : کسی را که سوره ی حمد
شفا ندهد چیزی او را شفا نخواهد داد / و در لالی الاخبار از حضرت صادق (ع) روایت
کرده که فرمود : کسی را که مرضی عارض شد سوره ی حمد را در گریبان خود هفت
مرتبه بخواند پس اگر علت مرتفع شد و اگر بهبودی نیافت هفتاد مرتبه بخواند و من
ضامن شفای او هستم / ودر کافی از حضرت باقر (ع) روایت کرده که فرمود : اگر سوره ی
حمد هفتاد مرتبه بر مرده یی خوانده شود و او زنده گردد شگفت آور نیست / و در
گنجهای عرش الهی گنجی بالاتر از سوره ی حمد نیست / خداوند متعال فرمود به عزت
و جلال خودم قسم کسی که از امت محمد (ص) بسم الله الرحمن الرحیم را بگوید در
نامه ی حسناتش ثواب عبادت هفتصد سال بنویسم / امیرامومنین (ع) فرموده : ضامن
شده ام برای کسی که اسم خدا را بر طعام ببرد اینکه مریض و مبتلا نشود / گفتن
بسم الله در موقع جماع موجب دفع شیطان می شود و اگر بسم الله نگوید شیطان در
جماع و نطفه شرکت می کند
<< ته نوشت ! >> :
. از دوستان خوبم دعوت میکنم بعد از خواندن مطالب در دومین نظرسنجی وبلاگ هم
شرکت کنند .
| لینک | ۱۳٩٠/۸/۱٩ - مجید |
<< 120 >>
. الف .
<< آه ای غم نا خود آگاه ....... >>
( برای روزهای سختی که می گذرانم .... فوت مادر " فوت دایی و فوت یکی از
دوستان صمیمی ام به همراه فرزندش و همچنین پرستاری از پدر بیمارم )
. امسال گل ندارد شعر بهاری من
. این شرم ساری گل یا شرم ساری من
. شاید هنوز اسفند " پابند مانده ؟ هر چند
. از ابر فرودین است این اشکباری من !
. اما من این نبودم " بی گل نمی سرودم
. آن باغهای رنگین " اینک صحاری من
. بگذشت سال و بگذشت یک سال بی ترحم
. در سوگواری تو یا سوگواری من
. خنجر نشست " آری در قلب پایداری
. اما نبست باری " از زخم کاری من
<< محمد علی بهمنی >>
. ب .
. شب عاشقان بی دل " چه شبی دراز باشد /
تو بیا کز اول شب " در صبح باز باشد
. عجب است اگر توانم " که سفر کنم ز دستت /
به کجا رود کبوتر که اسیر دام باشد ؟
. ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت /
که محب صادق آن است که پاکباز باشد
. به کرشمه ی عنایت " نظری به حال ما کن /
که دعای درد مندان " زسر نیاز باشد
. همه شب در این خیالم " که حدیث وصل جانان /
به کدام دوست گویم " که محل راز باشد ؟
. چه نماز باشد آن را " که تو در خیال باشی /
تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد
. دگرش چو باز بینی " غم دل مگوی سعدی /
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
{ رمضان مبارک }..........................................................................................
<<
>>
. پ .
<< پنج شنبه شب >>
( پنج شنبه شب داستان اتفاقاتی است که هر شب جمعه برای یک خانواده ی
چهار نفره می افتد )
<< پدر خانواده >>
. واقعا آدم نمی فهمد حرفهای این بچه ها رو - خب حالا آدم یه شب می خواد بره سینما
چه بهتر که بره یه فیلمی که یه کم بخنده و باهاش حال کنه - به خصوص این فیلمه که
این شریفی نیا توش هست - همون که تو سریال امام علی تو نقش ولید هی نماز
صبح می خوند " بعد هی می گفت باز هم بخونم ؟ - یا اون اکبر عبدی که دیگه آخرشه -
چی می گفت اون دفعه به شریفی نیا ؟ / حاجی گرینویچ ؟ یه چیزی تو همین مایه ها
بود - من که می گم آدم این همه وقت و پول میذاره می ره فیلم ببینه " بهتره بره یه
چیز کمدی خنده دار ببینه و شاد بشه
. حالا این شاپسر ما اومده می گه اولا که من با شما سینما نمیام " بعد هم این که اگر
هم بیام " فقط و فقط باید بریم جدایی نادر از فهیمه ؟ ناصر از اکرم ؟ یه چیزی تو همین
مایه ها
. فقط و فقط باید اون رو بریم
. آخه بابا جون ! اصلا اسم فیلم توش جداییه
. اصلا از قدیم گفتن اسم فیلم رو ببین " داستانش رو بشناس
. همش جدایی " جدایی
. همین رو می بینن که این قدر درصد طلاق تو جامعه بالا رفته دیگه
. حالا اختلاف دارن برن با یه بزرگ تری ریش سفیدی چیزی مشورت کنن
. اونها پادر میونی کنن حل میشه
. تازه میان فیلمش هم می کنن " بفیه هم باید یاد بگیرن واقعا که
<< مادر خانواده >>
. من که اصلا سینما رفتن رو دوست ندارم
. این علی آقا هم خدا نکنه به یه چیزی گیر بده
. نمی دونم کی تو این همکاراش رفته این فیلمه رو دیده و اومده واسش تعریف کرده
گفته خنده داره
. حالا این هم اومده بند کرده می گه امشب همه با هم بریم سینما این فیلمه رو ببینیم
. من می گم بابا سینما چیه ؟ نه هواش خوبه " تاریکه " اصلا آدم دلش می گیره " من
یه دم پختکی چیزی درست می کنم با هم بریم یه پارکی " جایی بشینیم بخوریم "
هوای خوب " محیط آروم
. تازه می تونیم بگیم خواهرم اینا هم بیان بچه ها با هم والیوال ! بازی می کنن سرگرم
بشن
. علی آقا می گه خانوم شما به فرهنگ خیلی بی توجهی
. من به عنوان مسئول این خانواده نگران مسائل فرهنگی بچه هام هستم
. باید ببرمشون سینما تئاتر باغ وحش ! این جور جاها تا با مسائل فرهنگی آشنا شن
پس فردا تو جامعه حرف واسه گفتن داشته باشن
. من که والله از این چیزا سر در نمی آرم
. بچه ام فربدم انگار خیلی میلش نیست بیاد هی بهونه می گیره می گه این فیلم
خوب نیست
. فرناز هم که اصلا تو اتاقشه نمی دونم بچه ام داره چی کار می کنه
. آخی .. اگه با خواهرم اینا می رفتیم پارک " می تونستم اون مدل بافتنیه رو ازش
بپرسم ببینم یه دونه از زیر یه دونه از رو باید بندازیم یا دو تا از زیر یه دونه از رو !
<< پسر خانواده >>
. یعنی این بابای من وقتی یه چیز از همکاراش می شنوه " یه جوری جو گیر می شه
که با شوک الکتریک باید از جو گیری درش بیاری
. بعد عمری که می خواد ما رو ببره سینما " رفته واسه من فیلم انتخاب کرده
. بابا من که نمی تونم بعد از اینسپشن دیدن و سخنرانی پادشاه دیدن با تو پاشم بیام
اخراجی ها ببینم
. می گه بیا بریم ببینیم کلی خنده داره روحیه مون عوض می شه
. آخه پدر من چه جوری جلوی دوستام سرم رو بلند کنم بگم رفتم اخراجی ها رو دیدم ؟
اونا به من نمی گن سلیقه ی هنریت کجا رفته ؟
. اصلا این بابای ما تو باغ نیست
. اون دفعه درباره ی الی رو هم که واسش گذاشتم دید " گیر داده بود که بالاخره چی
شد ؟ " الی غرق شده بود یا نه ؟ من گفتم عزیز من موضوع فیلم " حرف فیلم چیز
دیگه است " می گفت یعنی چی ؟ دختر مردم رو ورداشتن بردن شمال بدون اجازه ی
خانواده " حالا حتی اون قدر وجود ندارن حتی به ما هم بگن چه بلایی سر دختره اومده ؟
همین ها رو می شینن میبینن این قدر بی مسئولیت بار میان دیگه
. اصلا این فیلمها بد آموزی داره
. این مامانم که گیر داده می گه سینما رو ول کن با خاله مهوش اینا بریم پارک
. یعنی تفریحات خانوادگی من در حد لالیگا پیشرفته اس ها ! موندم چی کار کنم با این
همه تفریحات بیش از حد سالم !
. می گم مامان جان اولا اون والیباله نه والیوال ! .... بعد هم من با اصغر آقا با اون شیکم
گنده اش و المیرا و احسان با 7 و 12 سال سن باید نون بیار کباب ببر بازی کنم " نه
والیبال ! می گه نه اصلا تو آدم فامیل دوستی نیستی همه اش دوست داری با غریبه ها
بپری
. یعنی اون قدر خوشحالم با این برنامه ی پر هیجان امشبم
. اون قدر هیجان زده ام که الان می خوام پایه ی مبل رو گاز بگیرم !
<< دختر خانواده >>
. من این حرفها سرم نمی شه
. یا خودشون میان کلی منتم رو می کشن و ازم خواهش می کنن که برم تو گروهشون
یا این که پشت گوششون رو دیدن " من رو دیدن
. الان هستی اومده بود تو چت می گفت دارن از حسودی می ترکن بابت تعریفایی که
خانوم رسولی اون روز از من کرد
. اه
. اینا چقدر سر و صدا می کنن
. یه آخر هفته هم نمی ذارن آدم تو اینترنت با آرامش بچرخه
. فکر کنم تو فامیل کسی از کسی جدا شده " هی فربد داره می گه جدایی جدایی
. ولی نادر نداشتیم ما که تو فامیلمون
. شاید از دوستاشن
. واقعا این پسرا خیلی بی وفا هستن
. همش در حال پیچوندنن
. بیا نمونه اش همین نادر دوست فربد
. ببین حالا با کسی ریخته رو هم داره زن بیچاره ش رو طلاق میده
. زنش هم باید مهریه ش رو تا سکه ی آخر بگیره
. خدا کنه حالا مهریه اش زیاد باشه حالا
. اه اه اه چقدر این زندگی مشترک کار سختیه
. آدم باید حواسش به همه چی باشه که طرفش یه وقت آره دیگه !
. من که واسم خیلی سخته
. می دونی آخه ما خانوما خیلی احساسی هستیم " زود دل می بندیم " عاشق
می شیم " حواسمون از چیزای دیگه پرت میشه
. بعد یهو تازه میبینی آقا رفته داره با یکی دیگه تیک می زنه
. بذار ببینم یکی پی ام داد
. چیه ؟ آلی دیش ؟ اسب زورو ؟ وا ؟ ای چه آی دیه ؟
. شانس ما رو می بینی " بعد یه ساعت یکی هم که پی ام میده " خودش اسم خودش
رو گذاشته اسب
. بذار ایگنورش کنم
. آهان
. بابا یه لئوناردویی " آرشی " کامرانی " چیزی ... ! اوا این یکی چقدر بی تربیته
. پی ام داده می گه هر نوع وب کم بخوای در خدمتیم
. آهان ؟؟؟ بهتره
. مرد تنها ..... سلام مرد تنها ..... مرد تنهای رویایی !
<<
>>
<<
>>
. ت .
. در خبرها آمده بود مونیکا بلوچی ستاره ی سینمای ایتالیا در فیلم ایرانی
<< فصل کرگدن >> بازی کرده
. در همین راستا " باد نامه ایی از این بازیگر به دست ما رسانده ! که نام گیرنده ی آن
معلوم نبود
. فلذا ما این نامه را منتشر کردیم بلکه گیرنده ی اصلی اش آن را پیدا کند !
<< سلام مهندس جون !
. مکتب ایرانی ات چطور است ؟
. از احوالات این ضعیفه اگر خواسته باشید " ملالی نیست جز دوری شما
. همان طور که می دانید این بنده اصالتا ایرانی و اهل بلوچستان ! هستم
. با توجه به عنایت جنابعالی به مکتب ایرانی که بلوچی ها هم بخشی از آن
هستند و همین طور استعداد ناقصی که من در نقاشی و عکاسی دارا
می باشم " به استحضار می رساند که وام هم لازم دارم
. مال ما و شما ندارد که
. راستی " هر چقدر برگشت ناپذیرتر بهتر ! >>
<<
>>
. ث .
. پس از برگشت خوردن چک خانم هدیه تهرانی " بازیگر و عکاس تخصصی آب ! که هیچ
ربطی هم به سازمان میراث فرهنگی و روسای سابق و اسبقش نداشت " و در این
اوضاع خطیر که هر کس سوسه موسه بیاید همه چیزش پای خودش است " جمعی از
ناظران آگاه " از انتقال کیسه ی خلیفه به سازمان صدا و سیما خبر دادند
. این جمع آگاه با بیان این نکته که صدا و سیما به دو نفر از مهمانان نوروزی خود شامل
ب . ب و ح . ب ( که می کند به عبارتی بنیامین بهادری و حامد بهداد ) نفری 40 میلیون
تومان بابت حق حاضر شدن در برابر دوربین تلویزیون پرداخت کرده است " مراتب
کف کردگی شدید خود را ابراز داشتند
. در پی انتشار خبر این پرداخت " جمعی از هنرمندان " فرهیختگان و چهر ه های واقعا
ماندگار کشور طی نامه ایی سرگشاده به کیسه ی خلیفه " مستقر در معاونت مالی
اداری سازمان صدا و سیما " بیان داشتند حاضرند نه تنها با خمس و نه حتی با عشر
این مبلغ " که حتی بدون دریافت هیچ مبلغی و تنها با ضمانت عبور از گیت ورودی
صدا و سیما " در صدا و سیما حاضر شوند و تازه حرف حساب هم بزنند
. این جمع اظهار داشتند حاضرند در << دانشگاه بزرگ صدا و سیما >> که قرار بود
باشد یک زمانی که یادش بخیر " آمادگی ایفای نقش دربان و یا جنین داخل الکل را نیز
دارند
. ج .
<< مغازله >>
( تفسیر اشعار جناب حافظ ! )
. حافظ :
<< رواق منظر چشم من آشیانه ی توست / کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی
توست >>
. در بخش انتهایی مصراع دوم آمده << خانه خانه ی توست >>
. حافظ که حرف مفت نمی زند " دارد به بحث افزایش 25 درصدی اجاره بها در چند ماه
اخیر اشاره می کند
. البته آگاهان معتقدند اشاره هم نکند اجاره ها افزایش می یابد و این از تلاش شبانه
روزی مسئولان می آید
. جدا آدم در تمام اعضا و جوارحش احساس لامبادا می کند وقتی میبیند هر روز شاهد
یک پیشرفت و افزایشی هستیم
. این طور که من می بینم افزایش تری گلیسیرید خون مردم هم احتمالا حاصل کوشش
مسئولان و در زمره ی آمارهای پیشرفت آنان است " به هر حال خواستم اینجا از طرف
خودم و دوستم حافظ ! از مسئولان گرامی تشکر کنم به خاطر این 25 درصد افزایش
. فقط به ما بگویید چطوری از شرمندگی تان در بیاییم !
. وزیر کشور اعلام کرده در مقوله ی اعتیاد در کشور ما سازمان سیا دست دارد و
بیکاری نقشی در ترویج این مساله نداشته است
. من و حافظ و بقیه ی دوستان جان مان در می رود برای همین حرفهای کاملا
کارشناسانه ! بیکاری و علافی چه دخلی دارد که آدم را به سمت اعتیاد سوق بدهد
. اهل فن اعتقاد دارند این مسائل آدم را ورزشکار هم می کند ! واقعیت این است که
همه ی تقصیر آمار اعتیاد در ایران به گردن خارجی هاست
. همین طور به تعویق افتادن لوله کشی آب رحمت آباد و باز بودن در گنجه و دراز بودن
دم خر ! خوشحالیم که معضل اعتیاد هم حل شد " رواق منظر چشم ما کیلویی چنده ؟!
شما فرمایش بفرمایید !
. چ .
<< معرفی 10 ثروتمند برجسته ی ایران >>
( برادر عبدل ) :
. یکی از چهره های بانفوذ اقتصاد ایران است که آدامس دست دوم و تفاله ی چای
می فروشد
. در آخرین معامله اش 912 میلیارد دینار به ارزش سهام خود که در بورس
<< پیاده رو دات کام >> معامله شد افزود
. وی که کارش را با کشیدن تصویر یک سوله روی دفتر مشق بچه اش آغاز کرده بود "
اکنون شرکت هواپیمایی ABM که مخفف << آروم برو می افتی >> است را
تاسیس کرده و افتخارش این است که غروبهای جمعه که حوصله اش سر می رود از
ارتفاع 93 هزار پایی از آن بالا به دماوند نگاه می کند و می گوید :
<< اینجا را با چند فرغون می شه قیر گونی اش کرد داش ؟ >> اگر روزگار دهن
بعضی ها را آسفالت کرده " عبدل آقا فعلا خود روزگار را آسفالت کرده
( اصغر 011 ) :
. یکی از ثروتمند ترین چهره های انقلابی اقتصاد است که ابتدا با نوشتن کتاب
<< چگونه لابی ها را گلابی کنیم ؟ >> " مورد استقبال کتاب خوانان واقع شد و در
تیراژ میلیونی " صاحب سرمایه یی معادل 420 میلیارد و نیم سنت شد
. او همه ی پولش را به 25 تومنی تبدیل کرد و در انباری واقع در حوالی گمرک جا داد
. اصغر 011 که همیشه پیاده راه می رود اسم شرکت خود ( 011 ) را با استفاده از نماد
خود و زنش ( 11 ) و نیز تنها بچه اش اصغرک که با علامت ( 0 ) نماد گذاری شده
تاسیس کرد
. در جهان صنعت به او اصغر گلابی هم می گویند که ترکیبی از << گل و لابی >>
است
( قنبر ننه شلیله ) :
. از مهمترین و خوشنام ترین سرمایه داران بزرگ ایران که کارش را ابتدا با وام 10 هزار
تومانی از یک بانک دولتی شروع کرد " اما وقتی دید که آوردن ضامن و سفته و اخذ تعهد
دشواری های خاصی دارد و باید خیلی توی نوبت بایستد تقاضای دریافت وام چند
میلیارد دلاری کرد که ظاهرا بدون ضامن و سفته پرداخت می شود و کار خاصی ندارد
. او در انتخابات << دهیاران جمهوری >> با اهدای کمکهای کلان میلیاردی به
همه ی کاندیداها " گفت :
<< بالاخره یکی شون انتخاب میشه دیگه >>
. و از قضا شد و زد و برد
( هدایت مطلا ) :
. وی ابتدا در کار استخراج طلا بود
. به این معنی که با طلا فروشان تهرانی قرارداد می بست که چاه << مبال >>
همه شان را بخرد
. سال به سال جلوی گالری طلافروشان و طلا سازان " با یک دستگاه ماشین تخلیه چاه
می ایستاد و مستراح ها را با ذوق و شوق خالی می کرد
. او سپس در کارخا نه اش " براده های طلایی که به دست و پا و کفش و ببخشید
مدفوع طلا کاران می چسبید را از طریق دستگاه مخصوصی جدا می کرد و صاحب یک
شمش می شد
. آقای مطلا آرام آرام شمش روی شمش گذاشت و روی هر کدام شان هم یک کمی
عطرهای بری بری زد
. حالا هیچ کس نمی تواند میزان دارایی هایش را حدس بزند
. طیاره دارد این هوا که برای رفتن از اتاق نشیمن به اتاق پذیرایی از آن استفاده
می کند
( مش موسی طالب آهو ) :
. کارش را با مباشری خوانین شروع کرد
. خیلی زود زد توی کار پرورش شتر مرغ
. بعدش هم کارخانه ی بدلیجات و آتلیه ی نقاشی درست کرد و شتر مرغ ها را جای
بلدرچین و گاهی حتی یوزپلنگ و کانگورو فروخت
. کی به کیه آخه " فقط چند تا قوطی رنگ می خواهد
. مش موسی آدم جوانمردی در حوزه ی آهن آلات است
. او 60 درصد سرمایه ی 71 تریلیون دلاری اش را در راه ایجاد یک موسسه ی خیریه
گذاشت
. کار این موسسه ی خیریه افزایش کمک به فقر " مبارزه با کسانی که با ایدز مبارزه
می کنند " آسفالت کردن درختان و آدمیزاد و کلی کارهای ثواب مثل تولید کودکان گل
فروش خیابانی برای افزایش طبیعت گرایی و کاهش ماشینیسم بود
( ابی سالامبور ) :
. اولش یک تماشاگر ساده ی فوتبال بود
. می رفت امجدیه و سر اینکه داور " لباس چه رنگی می پوشد شرط می بست
. بعدش در اثر افطار متعال اقتصادی به یکی از پرنفوذترین چهره های اقتصادی
خاور میانه تبدیل شد
. کارش را با فتو شاپ آغاز کرد و برای تمام مدیرانی که یک عکس با شورت ورزشی
نداشتند و می خواستند در حوزه ی ورزش مدیریت کنند " عکسها و مدارکی درست
کرد که نشان می داد آنها قبلا در رئال مادرید آقای گل شده اند و ....
. بعدش هم بازیکن هایی کشف کرد که می توانند در تیمهای ملی برزیل و منچستر
بازی کنند " اما چون آدم میهن دوست و دل رحمی بود آنها را به قیمتهای 500 میلیون
تومانی به تیمهای وطنی قالب کرد
. ابی سالامبور از آنجا که آدم بسیار انسان دوستی << است >> برای بعضی
داوران که زندگی فقیرانه یی داشتند مفت و مجانی خانه و ماشین خرید تا اسمش را
در لیست بزرگ ترین نیکوکاران ایران جا دهد
. می گویند مشام او در بو کشیدن پولهای خیر " از شامه ی گرگ هم کار آمد تر است
. او همچنین روزنامه و مجله ی ورزشی هم خریده است تا هم کار آفرینی کند و هم در
تولیدات فرهنگی " بالاخره خدمتگذار باشد
. قرار است سال دیگر آرسنال انگلیس را بخرد بلکه بتواند با فابرگاس یک عکس دونفری
خوشگل بیندازد
( لهراسب مامان ) :
. کارش را با خرید و فروش پیکانهای قدیمی آغاز کرد
. یک پیکان کهنه را با قیمت خدا تومن می خرید و به یک هزارم قیمت به موزه
<< لوور >> می فروخت
. بعدش با چند تا آقازاده و خانم زاده " شرکتی را درست کردند که حلبی حلبی نفت
صادر می کردند
. دو حلبی به عراق " سه حلبی در ماه به گواتمالا " 52 شیشه ی مربا خوری به
بورکینافاسو
. طفلکی دستشان همیشه نفتی می شد و هیچ رقمه هم نمی رفت
. زنش به همین خاطر ازش طلاق گرفت
. ولی خب در بازارهای نفتی زن زیاد بود
. شرکت بین المللی L M ( لهراسب مامان ) همچنین در حوزه های بیمه و صادرات
اسلحه های پلاستیکی اسباب بازی به چچن اینگوش هم فعال است
( مملی اولاد اصغر ) :
. از خشکبار چی های معروف که کارش را با یک کارگاه جوراب بافی دونفره
( خود و همسرش ) شروع کرد
. بعدش چون دید جورابها بوی پا می دهد " رفت سراغ خشکبار و سرمایه اش در سال
2011 میلادی به 189200 تریلیون کیلوگرم رسید که با بخشی از آن پوستر اخوی اش را
چاپ کرد و در انبار گذاشت تا هر وقت گران شد بفروشد ! او از 9 ماهگی شم اقتصادی
داشت و 78 سال است که نخود چی کشمش را فله یی میریزد روی چرخ طوافی و
پیاده از تهران تا لنینگراد می برد و می فروشد و برمی گردد و دوباره بار می زند
. او برای اینکه نشان دهد عاشق سنتهاست حاضر نیست چرخ دستی اش را با کشتی
عوض کند
. او روی چرخ طوافی اش بغل چراغ راهنما " نوشته است :
<< ذره ذره جمع گردد آنگهی باران شود >>
. اتاق بازرگانی جزایر فیجی بارها از او در جشنواره ی کن ! تجلیل کرده و گفته است بوی
تخمه های آفتابگردانش ما را حالی به حالی کرده است به خدا
. بعد التحریر ! :
. دو نفر دیگر را ترسیدم بنویسم و خط زدم یکی بانکدار بود " یکی هم لباس راه راه
داشت
. بله ! ما خودمان هم خواهر و مادر داریم !
. ح .
. چند روز پیش دختر بچه ی سه ساله ی مان را که تازه زبان باز کرده " بردیم داروخانه ی
محلمان
. دوا لازم داشتیم
. هی دیدیم بغلمان ورجه وورجه می کند و هی پوسترها " اتیکتها " شعارها و تبلیغات
داروخانه را نگاه می کند
. هی دیدیم یک چیزی اش هست
. هی چشم هایش را گرفتیم که به بعضی تبلیغات نگاه نکند " به جایی نرسیدیم
. بچه ی مان حرفش در دلش سنگینی می کرد
. پرسید بابا داروی << تقویتی >> چیه ؟ هی چشم هایش را با دستمان گرفتیم
. هی حرف توی حرف انداختیم
. گفتم نه بابام جان
. نه گلم
. برای سن شما دیر است
. دیگر از شما گذشته است که از این چیزها استفاده کنی
. این داروها مال نوزادهای فینگیلی است
. ایش ش ش ش ش ش !
. خلاصه " آمدیم بیرون " خوشبختانه اعتراض مدیر کل دفتر تبلیغات وزارت ارشاد به
وزارت بهداشت جهت جلوگیری از تبلیغات ضد اخلاقی " جنسی " شنیع در
داروخانه های کشور را به مخ رذل بچه ی کوچک مان نشان دادیم و بعدش به ذهن
فاسدمان رسید که برای همکاری به منظور پاکسازی تبلیغات شنیع داروخانه ها و
اخلاقی کردن محیط آنها پیشنهادهای زیر را جهت جایگزینی واژه های کریه " به
فرهنگستان طبابت کشور تقدیم کنیم :
. استحکام بخشانی " ضد گشاده ورزانی " دیوید ویا گرایی ! " تنگاتنگ نمایی شیر آلات
" نجیب و سر به زیر گردانی " دلاورانه فرجامی یا آنتی فوری رسانی "
تاخیر داری با حفط توپ و میدان " ریلکس گردانی بهوشانه " پیک بادپا نباشانه "
شبنم می پاشدانه " ژلاتین فرمانی " تکرر پروری نارسیستی " ضد جستار گرایی "
فربه کننده و دهها لغت شیک و اتو کشیده ی دیگر !
. راستی !
. معاون تشخیص و پیگیری پلیس فتا از << وجود یک میلیون و 260 هزار سایت
غیر اخلاقی فعال در ایران >> خبر داده است
. می ترسم الان بچه کوچیکه برسد و بپرسد " بابا میشه ما هم یکی اش را باز کنیم ؟
والله قباحت دارد
. این ملت بیکارند ؟ نمی شد کمک هزینه یی هم اختصاص بدهیم به << کافور >>
که ملت بریزند توی غداهایشان و یک کمی سرد شوند ؟
. خ .
<< با گل آقا >>
<< منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله گل آقا >>
<<
>>
( قسمت ششم )
<< شماره ششم - سه شنبه 6 اذرماه 1369 >>
( اشعار الاخبار از گوشه و کنار به طور اختصار )
<< توزیع کوپن ارزاق عمومی در سراسر کشور کامپیوتری می شود >>
. بزن بشکن " بده هر روز و شب قر
. مشو در زندگی رنجیده خاطر
. خبر دارم برایت به ز حلوا
. دهد رزق تو را زین پس کامپیوتر !
/////////////////////////////////////////////////////////
<< راستی ؟ >>
- قیمت اجناس پایین آمد
. گرانفروشان و محتکران دستگیر شدند
. حقوق کارمندان زیاد شد
. دست واسطه ها کوتاه گردید
- راست می گی ؟
- دروغم چیه " همین یک ساعت پیش توی خواب دیدم !!
. د .
<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>
( قسمت هجدهم )
<< یکشنبه 3 تیرماه 1358 >>
- با کشف یک نارنجک قوی در سر راه دکتر عزت الله سحابی وزیر مشاور " توطئه ی
سو ء قصد وی خنثی شد
<< دوشنبه 4 تیرماه 1358 >>
- برادر مهستی خواننده ی فراری به جرم پنهان کردن یک چمدان از جواهرات خواهر خود
دستگیر شد
<< شنبه 9 تیرماه 1358 >>
- اعتراض به دستگیری محمد رضا سعادتی ابعاد وسیعی پیدا کرده " سازمان مجاهدین
با دعوت از گروهی وکیل خواستار آن شد که از این مجاهد که به اتهام جاسوسی برای
شوروی دستگیر شده و مدارکی از وی به دست آمده دفاع کنند
. دیوار شهرها " پر از جمله یی است که آیت الله طالقانی بر زبان آورد
<< مسئله ی سعادتی جاسوسی نیست >> آقای طالقانی بعد افزوده بود که چرا
در ایران همیشه جاسوس شوروی دستگیر می شود " و یک نشنیدم جاسوس آمریکا را
بگیرند
- محمد منتظری و عباس جمالی فرد که قصد داشتند به زور سوار بر هواپیما شوند و به
لندن بروند " بار دیگر در فرودگاه حادثه آفریدند
. چندین ساعت فرودگاه بین المللی تهران از کار افتاد و در حالی گروههای مسلح
شهربانی و پایگاه شکاری هوایی سنگر گرفته بودند " 12 مرد مسلح سالنهای فرودگاه
را بسته و با قرار دادن چند اتومبیل روی باند از پرواز هواپیماهای دیگر جلوگیری
می کردند
. محمد منتظری یک گذرنامه ی بحرینی با اسم عباس غلام محمد در اختیار داشت و
بعد از فاش شدن هویت خود در فرودگاه گفت << برای کاری ضروری باید به لندن
بروم
. در دوره ی شاه چون گذرنامه نداشتم از بحرین گذرنامه گرفتم
. ما نه مرزی می شناسیم نه زبانی و نه نژادی و به این افتخار می کنیم که ما
ایرانی نیستیم " بلکه اسلامی هستیم >>
. تلاشهای آیت الله حسینعلی منتظری برای خارج کردن فرزند خود از فرودگاه و پایان
دادن به ماجرایی که خبر آن فورا به دنیا مخابره شد " به جایی نرسید
. محمد منتظری به تلفنهای مهندس بازرگان و چند عضو شورای انقلاب نیز وقعی ننهاد
. او گاه معمم می شود و گاه لباس عادی می پوشد
. ماجرا ده ساعت به طول انجامید " بالاخره نخست وزیر به دادستان انقلاب دستور داد
که با صدور حکم دستگیری متهمان " فرودگاه را باز کنند و به اضطراب دهها مسافر
ایرانی و خارجی خاتمه دهند
<< پایان قسمت هجدهم >>
<< عکسها >>
. عزت الله سحابی .
<<
>>
. مهستی .
<<
>>
. محمد رضا سعادتی .
<<
>>
. آیت الله طالقانی .
<<
>>
. محمد منظری .
<<
>>
. شاه .
<<
>>
. آیت الله منتظری .
<<
>>
. مهندس بازرگان .
<<
>>
| لینک | ۱۳٩٠/٥/۱۱ - مجید |
<< 119 >>
<< مادرم.....................>>
. طلوع : 4 / 6 / 1321
. غروب : 12 / 2 / 1390
<<
>>
. برای آرامش و مغفرتش فاتحه یی بخوانیم ......... ./////////////////
. الف .
. تو را دل داده ام دلبر شبت خوش باد من رفتم /
تو دانی با دل غمخور شبت خوش باد من رفتم .
. اگر وصلت بگشت از من روا دارم روا دارم /
گرفتم هجرت اندر بر شبت خوش باد من رفتم .
. ببردی نور روز و شب بدان زلف و رخ زیبا /
زهی جادو زهی دلبر شبت خوش باد من رفتم .
. به چهره اصل ایمانی به زلفین مایه ی کفری /
زجور هر دو آفتگر شبت خوش باد من رفتم .
. میان آتش و آبم از این معنی مرا بینی /
لبان خشک و چشم تر شبت خوش باد من رفتم .
. بدان راضی شدم جانا که از حالم خبر پرسی /
ازین آخر بود کمتر شبت خوش باد من رفتم .
<< سنایی غزنوی >>
. ب .
. در دهه ی هفتاد در عصر پوست اندازی فرهنگ و زندگی ایرانی هرگز گمان نمی بردیم
که روزی در عطش آن روزها بسوزیم
. در آن روزگار گذار رویدادهایی در ایران روی داد که در گذار از شرایط انقلابی و جنگی
دهه ی 60 و پس از یک دوره مقاومت مقدس به نظر می رسید به تدریج ایرانیان آیین
سازندگی و همزیستی را گسترش می دهند
. نمی خواهیم از آن دوره مدینه ی فاضله بسازیم
. بخت ما در آن عصر چندان هم << سعید >> نبود اما امید وجود داشت
. امید به روزگار بهتری که از پی می آمد و این از نشانه هایش بود :
. عصر طلایی سینمای ایران همان سالها بود :
. سالهای از کرخه تا راین " هامون " لیلا " بوی پیراهن یوسف " خاکستر سبز "
مسافران " سلام سینما " بچه های آسمان " بازمانده " عروس " مادر " سالهای
بهترین آثار علی حاتمی " بهروز افخمی " ابراهیم حاتمی کیا " محسن مخملباف "
داریوش مهرجویی " مجید مجیدی و....
. تلویزیون کوچک و جمع و جور بود
. هنوز از LCD و ماهواره خبری نبود اما خاطره های درخشانی از آن تلویزیونهای
قدیمی تازه رنگی وجود دارد :
. هنر هفتم و سینمای اندیشه و مسابقه ی هفته و آرایشگاه زیبا و قصه های مجید و
همسران و ارتش سری و خانه ی پوشالی و ساعت خوش و ....
. روزنامه و مجله هم کم و بیش بود اما موثر و فراموش نشدنی بود :
. سلام و اخبار و بهار و بهمن و صبح و عصر ما و کیان و زنان و گردون " سوره "
نیستان " ادبستان و آدینه و دنیای سخن و پیام امروز و جامعه ی سالم و سروش نوجوان
و کلک و نگاه نو و گفتگو و دانشمند و دانستنیها که اگر چه امروز برخی هستند اما هنوز
آن طعم قدیمی چیز دیگری است
. سیاست هم تازه داشت جا می افتاد
. با پایان جنگ ( که وحدت ضرورت آن بود ) کثرت به تدریج شکل گرفت و رقابت هم
مشروعیت یافت
. هم برای دفاع از ارزشها جمعیتی ایجاد شد و هم برای ادامه ی راه سازندگی جماعتی
و هم برای تلاش در راه ارزشهای انقلابی " سازمانی
. فوتبال هم انگار مزه ی دیگری داشت
. نسل علی دایی و کریم باقری و خداداد عزیزی و مهدی مهدوی کیا متولد شده بودند
و هنوز وارد مناسبات پیدا و پنهان فوتبال نشده بودند
. هنوز رنگ و بوی پهلوانان را داشتند و چندان حرفه یی نبودند
. بهترین تیم فوتبال ایرانی تشکیل شده بود و خاطره ی راهیابی ایران به جام جهانی
98 کمتر از خاطره ی پیروزی یک نامزد تازه در انتخابات شیرین نبود
. در جهان کتاب هم نامهای تازه به گوش می رسید
. جنگ سروشی و داوری " جنگ پوپری و هایدگری مد شد و صحبت از جامعه ی باز "
جامعه ی مدنی " توسعه ی سیاسی و توسعه ی اقتصادی موجب دل زدگی نمی شد
. درباره ی حکومت دموکراتیک دینی گفتگو می شد و از نظریه ی قبض و بسط و نسل
سوم روشنفکری ایران چه حرفها که زده نمی شد
. آن روزها هنوز احمد شاملو شعر می گفت " هوشنگ گلشیری قصه می نوشت و
کلاس قصه نویسی داشت
. عباس معروفی تازه سمفونی مردگان را در حوزه ی هنری چاپ کرده بود و نشر گردون
را راه انداخته بود و سال بلوا را چاپ کرده بود
. سیمین دانشور هم سرزنده بود و جزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان را
می نوشت
. برای ما که بچه بودیم هم خواندنی بسیار بود
. مهرداد غفار زاده سالهای آواز ساری را منتشر کرده بود فریدون عموزاده ی خلیلی
دو خرمای نارس را نوشته بود
. قیصر امین پور درد واره ها را سروده بود
. محمد رضا کاتب و تقی سلیمانی هم بودند
. حتی امیر حسین فردی با << آشیانه در مه >> و رضا رهگذر با قصه ی ظهر جمعه
جلای تازه یی به ادبیات نوجوانان ایران می داد
. نقدها و طنزها کسی را نمی آزرد
. کیومرث صابری ( گل آقا ) ستون جمع و جور و بعد هم مجله ی شریف گل آقا را چاپ
می کرد
. نه حسن حبیبی از او شکایت می کرد و نه علی اکبر ولایتی
. آن سوتر در روزنامه ی اطلاعات محمد جواد حجتی کرمانی نرم و نازک انتقاد می کرد و
آن سوتر عطا الله مهاجرانی نقد سلمان رشدی می نوشت و از افسانه ی نیما و
حماسه ی فردوسی می گفت
. چند کیلومتر دورتر در سوره " سید مرتضی آوینی گرچه ستیهنده می نوشت اما هرگز
توهین نمی کرد
. حتی مهدی نصیری در صبح و عباس سلیمی نمین در کیهان هوایی ترجیح می دادند
مناظره کنند تا اینکه یکطرفه به قاضی بروند
. مناظره حتی با مهدی بازرگان که آن روز زنده ترین منتقد زمان بود
.............
. این روزها دلم برای آن روزها تنگ شده است
. برای آن سینما " آن تلویزیون " آن روزنامه و مجله " آن سیاست " آن فوتبال " آن
کتاب و شعر و قصه " آن طنزها و نقدها و آن روزها
. این روزها دلمان گرفته است
. برای این سینما " این تلویزیون " این روزنامه و مجله " این سیاست " این فوتبال "
این کتاب و شعر و قصه " این طعنه ها و دشمنی ها " این روزها هیچ کس مهربانانه
با دیگری حرف نمی زند
. همه از هم کینه دارند
. هیچ کس اصل را بر برائت قرار نمی دهد بر رفاقت قرار نمی دهد
. این روزها همه در کار اخراجی ها هستند یا می خواهند تسویه حساب کنند
. نهایتا بی پولی آنها را وادار به ساختن پوپک و مش ماشالله می کند
. حتی قدیمی ترها ترجیح می دهند وقتی همه خوابیم فیلم بسازند
. یا ما را به طهران دعوت کنند که با پول شهرداری ساخته می شود
. این روزها کسی تلویزیون نگاه نمی کند
. ترجیح می دهند به جای دارا و ندار و بازسازی خانه ی قمر خانم ( حتی با شرم ) به
فارسی وان و من و تو نگاه کنند
. پر بیننده ترین برنامه ی تلویزیونی مناظره های سیاسی است که آن هم با این عوارض
عطایش را باید به لقایش بخشید
. این روزها فقط شهرداری مجله چاپ می کند و متاسفانه همه ی خبرها را یا از کیهان
می گیرند یا از VOA
. اوضاع و احوال سیاست هم که معلوم است " همه منتظرند دیگری کوتاه بیاید یا از
یکدیگر مچ گیری کنند
. فوتبال چنان ورشکسته شده است که هیچ کس نمی تواند ما را به جام جهانی ببرد
از اسطوره های خیالی مثل دایی و عزیزی هم خیالی بیش نمانده است
. بازار کتاب هنوز زنده است اما خبرهای خوبی از آن نمی رسد باید نهضت ترجمه
متوقف شود
. گرچه همواره گفته اند همدلی از هم زبانی بهتر است اما شاید این بار که دلها اینگونه
از هم دور شده است شاید لازم باشد زبان به داد ما برسد
. زبان و ادبیات و هنر و فرهنگ فارسی و ایرانی و اسلامی و سنتی و مدرن
. شاید روزهای طلایی گذشته تکرار شود
. پ .
<< نیازمندیها - طنز ! >>
( دعوت به همکاری )
استخدام متخصصان در علوم :
. عکاسی " نقاشی " آواز " رقص " موسیقی " تاریخ " جغرافیا " ادبیات " ادیان "
ماورا ء " ارتباطات " واردات " املاک " هنر و غیره
. جهت ارائه ی توضیحات درباره ی آخرین اظهارات اسفندیار رحیم مشایی تمام وقت
و فول تایم !
<<
>>
/////////////////////////////////////////////////////////
<< دعوت به حرکات خیرخواهانه >>
. به تعدادی خیر گمنام جهت خرید وسایل رئیس جمهور برای امور خیرخواهانه
نیازمندیم
. لیست اجناس با پایه ی قیمتها به شرح زیر است :
1- خودروی پژو 504 : 5/2 میلیارد تومان
2- کاپشن خریداری شده از باب همایون : 5/1 میلیارد تومان
3- کپی مدارک دکترای واقعی : 2 میلیارد تومان
4- 60 لیتر بنزین تخلیه شده از باک پژو 504 : لیتری 700 تومان
5- عکس یادگاری با اسفندیار : فروشی نیست !
<<
>>
. ت .
<< قوی ترین مجلس دنیا >>
. شنیدیم معاون آمریکای وزارت خارجه ی کشورمان گفته اند :
<< مجلس ایران از قوی ترین و موثرترین مجالس دنیاست >>
. خواستیم بگوییم خود مجلسی ها را هم در جریان بگذارید
. بعضی هایشان اعتماد به نفس ندارند و یک جور دیگر فکر می کنند و شاکی اند
یک جورهایی ! به ویژه آقای مطهری و توکلی را در جریان این مساله بگذارید
. ث .
<< ایمن تر از ژاپن >>
. بعضی دوستان اعلام کرده اند ایمنی نیروگاه بوشهر بالاتر از نیروگاههای ژاپن است
. می خواستم بگویم همین که دوستان با ما اینطوری صحبت می کنند برایمان یک دنیا
ارزش دارد و بقیه ی امور فدای سرشان به خدا !
. ج .
<< حرکت انسان دوستانه >>
. نمی شود یک تعداد از مسئولان کشورمان را بفرستیم بروند ژاپن را آباد کنند ؟ محض
مسائل انسان دوستانه می گوییم ها وگرنه ما که دلتنگ شان میشویم !
. چ .
<< و با تشکر از ...... ! >>
. ..... و با تشکر از محمد رضا رحیمی - معاون اول رئیس دولت - که خیال ما را راحت
و اعلام کرد :
<< دست مفسدان اقتصادی را با شفاف سازی قطع می کنیم >>
. چند تا چیز دیگر هم هست که باید به خاطرش از ایشان قدردانی کنیم که اگر یک کم
صبر کنید یادمان می آید
. الان ........ چی بود ؟ حالا ولش کنید ! بعدا که یادمان آمد تشکر می کنیم
. عجالتا یک حکایتی از دوران کودکی ملا نصر الدین بگوییم
. او را داده بودند بغل یک پرستار کودک هیکلی و سیاه پوست و ملا نصر الدین هی
گریه می کرد و می گفت من می ترسم
. پرستار کودک گفت :
. نترس عزیزم ! من اینجا هستم " نترس !
. ملا نصر الدین گفت :
. برادر ! ( پرستار ملا مرد بوده ! ) بنده عجالتا از خودت می ترسم " با این هیکل و رنگ و
رو !
<<
>>
. ح .
<< اعلام آمادگی هفته ! >>
. سخنگوی شورای نگهبان :
<< با توجه به تجربه یی که داریم به ضرس قاطع اعلام می کنیم که آماده اییم
بر انتخابات هر کشوری که بخواهد نظارت کنیم >>
. تکبیر......................!!!
. خ .
<< شهر در ازدحام است >>
. شهر عجیب و غریبی داریم
. اگر غریبه یی وارد شود و بگوید << در شهر چه خبر ؟ >> چه خبرها که به او
نخواهیم داد
. چرا اهل منطق می گویند جمع نقیضین محال است ؟ بیایند شهر ما را ببینند و در
آن چرخ بزنند تا دریابند نقیضین که سهل است " هزاران امر متناقض می توانند در کنار
هم با صلح و آرامش نسبی روزشان را شب کنند و شب شان را روز
. توی این شهر شلوغ و پلوغ هر چه بخواهید " از همه رقم یافت می شود " خوبش هم
یافت می شود
. اگر هزینه اش را بدهید در شهر ما از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شود
. از یک طرف می روند هزینه ی هنگفت می کنند و مجسمه های مادام توسو را اجاره
می کنند و بعضی هایشان را با لباس مبدل به فرهنگسرای نیاوران می آورند تا مردم
هیتلر و استالین و چرچیل را از فاصله ی نزدیک ببینند و حظ ببرند
. از طرف دیگر اما همین مجسمه های شهری را از وسط شهر می دزدند که یک وقت
حرمت مجسمه فراموش نشود و مردم به دام بت پرستی نیفتند
. مجسمه ی دکتر معین را یا شهریار را توی روز روشن و شب تاریک می دزدند و به جای
امن می برند تا چشم عابرین به مجسمه ها نیفتد " بعد شهرداری میرود مرلین مونرو را
مانتو تنش می کند و روسری سرش می کند و مردم را دعوت می کند تا بیایند و او را
ببینند
. از این عجیب تر هم داریم
. هیچ ملتی به اندازه ی ما با آمریکا دشمن نیست و به اندازه ی ما رسمی و
غیر رسمی << مرگ بر آمریکا >> نمی گوید
. از این فراتر هیچ کشوری به اندازه ی ما معتقد نیست که صهیونیسم بر آمریکا
به خصوص بر رسانه ها و هالیوود و سینما سیطره دارد
. ما حتی کارشناسانی داریم که در همین رسانه ی ملی نشانه شناسی می کنند و
افکار پلید و نیات خبیث صهیونیستی را از دل سینمای هالیوود بیرون می کشند
. با این همه در ایام تعطیلی عید " همین رسانه ی ملی اقدام به پخش فله یی
فیلمهای آمریکایی کرده و سعی کرده با جذابیت شرک آلود سینمای آمریکا " تماشاگران
ایرانی را پای گیرنده ها بنشاند
. ظاهرا ما با آمریکا قهریم اما با سینمایش آشتی " و خوب یا بد از چهار شنبه سوری
تا سیزده به در " این آشتی بودن را در رسانه ی ملی شکل رسمی می دهیم و با
دوبله های بد و نچسب با فیلمهای دوره گرد و سی دی های سه تا هزار تومان رقابت
می کنیم
. از این طرف می گوییم هالیوود تجسم شیطان است و جاده صاف کن نظام سلطه است
. از آن طرف واسطه های ترک و عرب پیدا می کنیم تا رایت فیلمهای هالیوود را زیر قیمت
بخریم
. این جمع نقیضین نیست ؟
. د .
<< چقدر جلف ! >>
. خودمانیم ! بعضی از این خارجی ها خیلی سوسول هستند و ما خبر نداشتیم !
نمونه می خواهید ؟ وزیر امور خارجه ی کره جنوبی به دلیل پارتی بازی در استخدام
دخترش " ناچار به استعفا شد ! ای بابا ! برویم خدا را شکر کنیم که ما مسئولان
با جنبه یی داریم که به خاطر مسائل مهم تر از این حتی حاضر نیستند اظهار ندامت
کنند چه برسد به استعفا وگرنه سنگ روی سنگ بند نمی شد!
. ذ .
<< با گل آقا >>
<< منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله گل آقا >>
( قسمت پنجم )
<< شماره پنجم - سه شنبه 29 آبان ماه 1369 >>
<<
>>
( گل آقا و خوانندگان )
. رودسر - ع - غ :
. در بازگشت از تهران نزدیک گردنه ی کوهین " جای شما خالی " ناهار صرف شد
. در داخل خورش " مگس مشاهده گردید ! از صاحب مهمانخانه سئوال شد :
. این چی هست ؟
. فرمود :
. نعناع کوهین !
. جسارت است " شما می دانید << کوهین >> کجاست ؟
- بله " سرگردنه !
/////////////////////////////////////////////////////////
. تهران - شیخ شیپور :
. از فروشگاه قدس 2 بسته چای خواستیم " تا مقادیری رب گوجهفرنگی و نخود فرنگی
بیسکویت و شکلات بارمان نکردند " دو بسته چای را ندادند
. مبلغ 60 تومان پول چایی شد 190 تومن پول آشغال و مخلفات و ضمایم آن ! چه کنیم ؟
- دعا !
<< خبر مسرت بخش ! >>
. چند شب پیش هنگامی که جلوی تلویزیون نشسته بودیم و برنامه ی اخبار را تماشا
می کردیم " عیال با کشیدن جیغ بنفش بچه ها را بر جایشان میخکوب کرد و سکوت
سنگینی ! بر فضای اتاق حاکم ساخت
. سپس در حالی که به تلویزیون خیره شده بود گفت :
. بگذارید ببینم چی میگوید
. گوینده ی تلویزیون در ادامه ی سخنانش گفت :
<< به گزارش ستاد بسیج اقتصادی کشور ..... >> هر یک از ما حدسی زد :
. یکی حلب روغن نباتی را در نظر آورد و دیگری " گمانش به اعلام کوپن برنج رفت !
خلاصه " هر که " نقش خویش را دید ! اما گوینده ی تلویزیون خیلی آرام و خونسرد ادامه
داد :
<< کوپن صابون افاغنه اعلام شد !! >>
( زبون دراز )
<< در حاشیه ی برگزاری سمینار بین المللی برق در تهران ! >>
. وزیر نیرو :
. بالاخره مقاله یی را که قرار بود راجع به پیشرفت صنعت برق در ایران بنویسی تمام
کردی ؟
. کارشناس :
. نخیر قربان " هنوز ناتمام است
- چرا ؟
- چون هر شب تا آمدم شروع کنم به نوشتن برق رفت !
( قاف )
. ر .
<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>
<< قسمت هفدهم >>
( سه شنبه 8 خرداد ماه 1358 )
- اظهارات شیخ صادق خلخالی در دوبی با اعتراض مقامات روبه رو شد
. وی گفته بود خلیج فارس " خلیج اسلامی است
. داریوش فروهر وزیر کار گفت این یک نام تاریخی است و هیچ قدرت بشری توانایی
دگرگونی آن را ندارد
. من کاری به حرفهای آقای خلخالی ندارم
. دکتر یزدی وزیر خارجه نیز ضمن تاکید بر نام خلیج فارس گفت :
نظر دولت در این زمینه تغییر نکرده است
( چهارشنبه 9 خرداد ماه 1358 )
- نخستین شماره ی روزنامه ی جمهوری اسلامی " ارگان حزب جمهوری اسلامی
منتشر شد
. و اعلام شد زیر نظر شورای رهبری 20 نفره اداره می شود
. دکتر بهشتی " هاشمی رفسنجانی " سید علی خامنه یی " دکتر جواد باهنر و
موسوی اردبیلی به عنوان پایه گذاران حزب جمهوری اسلامی معرفی شده اند
. با انتشار روزنامه ی انقلاب اسلامی آشکار شده است که ابوالحسن بنی صدر که از
موسسان حزب جمهوری اسلامی بود " با این حزب همکاری ندارد
( پنج شنبه 10 خرداد ماه 1358 )
- با کشف یک شبکه ی دختران تلفنی " چهار پاسدار به پیشنهاد رئیس کمیته
پذیرفتند تا با چهار دختر فریب خورده ازدواج کنند
( شنبه 12 خرداد ماه 1358 )
- سه شرکت فرانسوی طرف قرارداد مترو تهران اعلام داشتند که ایران با پس دادن
وثیقه ی آنها " قرار دادشان را لغو کرده است
( یکشنبه 13 خرداد ماه 1358 )
- بعد از ماهها گفتگو " دکتر فریدون سحابی رئیس سازمان انرژی اتمی رسما اعلام
داشت قرارداد نیروگاههای اتمی بوشهر لغو شده است
. وی گفت کارشناسان معتقدند لغو قرار داد به مصلحت مملکت است
<< پایان قسمت هفدهم >>
<< عکسها >>
. صادق خلخالی .
<<
>>
. داریوش فروهر .
<<
>>
. دکتر ابراهیم یزدی .
<< >>
. شهید دکتر بهشتی .
<<
>>
. آیت الله هاشمی رفسنجانی .
<< >>
. آیت الله خامنه ایی .
<<
>>
. شهید دکتر باهنر .
<<
>>
. ایت الله موسوی اردبیلی .
<<
>>
. ابوالحسن بنی صدر .
<<
>>
. فریدون سحابی .
<<
>>
| لینک | ۱۳٩٠/۳/٢٧ - مجید |
<< 118 >>
. الف .
. رد می شن آدمای بی تفاوت
. از رو پلای عابر پیاده
. یه لحظه آسمونو حس می کنن
. ببین چقد دلخوشیا زیاده
. تو زندگی فکرای دور و نزدیک
. فرصت دیدن بهارو کم کرد
. غمای بیخودی بزرگ و کشدار
. زیاد شد و حوصله ها رو کم کرد
. بهار اگه عطر تو رو نیاره
. گل از گل شکوفه وا نمی شه
. مثل پرنده عاشق بهاریم
. هیچکی تو دنیا مث ما نمی شه
. رود اگه عاشق نباشه اسیره
. یه جا تو مرداب می مونه می میره
. سر می زنه به سنگ و خار و خاشاک
. می خواد که دریا رو بغل بگیره
. تا دل داری دنبال چیزی بگرد
. که زندگی از تو نکرده پنهون
. کلاف گنجشکای روی شاخه
. ردیف کفترای دور ایوون
. کی از تماشای جوونه سیره
. کی از تولد پرنده شاده
. وقتی که شاخه ها به هم می خورن
. کی عاشق زمزمه های باده
. رد می شن آدمای بی تفاوت
. پشت همین پنجره های بسته
. می خوام سکوتو بشکنم تو کوچه
. می خوام بگم کی عاشقه کی خسته
( ترانه سرا : عبدالجبار کاکایی )
<< تقدیم به خودم و شما به مناسبت آغاز سال نو و هم چنین پنجمین سالگرد
وبلاگم و با عرض پوزش از تاخیری که در آپ کردن وبلاگ داشتم >>
<<
>>
. مجید .
. ب .
. زدو دیده خون فشانم " زغمت شب جدایی
/ چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی
. همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت
/ که رقیب در نیاید به بهانه ی گدایی
. مژه ها و چشم یارم به نظر چنان نماید
/ که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی
. در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است ؟
/ به امید آنکه شاید تو به چشم من در آیی
. به کدام مذهب است این ؟ به کدام ملت است این ؟
/ که کشند عاشقی را " که تو عاشقم چرایی ؟
. به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
/ که برون در چه کردی که درون خانه آیی ؟
. به قمار خانه رفتم " همه پاکباز دیدم
/ چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی
. در دیر می زدم من " که یکی زدر در آمد
/ که : در آ " در آ عراقی " که تو خاص از آن مایی
<< فخرالدین عراقی >>
. پ .
<< می گویند سینما نمی خواهیم >>
. به نظر می رسد افت کیفیت فیلمهای روی پرده و کم رونقی سینمای امروز ما تاثیری
روی حجم و نوع اظهار نظرهای افراد و مجامع مختلف درباره ی سینما ندارد و چه بسا
هر چه از تاثیر گذاری سینمایمان کاسته شود " بر شدت اظهار نظرهای داغ و جنجالی
افزوده می شود !
. در ماههای اخیر بعضی افراد و جریانات به پای ثابت گفت و گوهای رسانه ایی درباره ی
سینمای ایران تبدیل شده اند و به شکل دوره ایی " هر دو سه هفته یک بار نظراتی
می دهند و نسخه هایی برای سینمای ایران می پیچند
. در میان حرف و حدیثهای اخیر " تحلیلهای آقای حسن عباسی جلب نظر می کند که
معتقد است یک جریان قوی لیبرال در سینمای ما فعال است که قصد
<< حیا زدایی >> دارد و یکی از مصادیق بارز این جریان را فیلم درباره ی الی ...
دانسته
. ایشان با توسل به نوع منحصر به فردی از نشانه شناسی سینمایی و تحلیل فیلم "
به این نتیجه رسیده که روند داستان و سیر تحول شخصیتها در فیلم اصغر فرهادی به
نحوی است که لیبرالیسم و فمینیسم تبلیغ شود و از مخاطب
<< ایمان زدایی >> به عمل آید
. تعابیری مشابه " اخیرا در بیانیه ی صادر شده از سوی جمعی از طلاب مدرسه ی
فیضیه نیز به چشم می خورد که در حمایت از فیلم ملک سلیمان به
<< برخی جریانات صاحب رسانه >> اعتراض کرده اند و آنها را متهم کرده اند که به
<< بایکوت این فیلم سینمای دینی >> پرداخته اند و در عوض به حمایت از
<< فیلمهایی از جنس سینمای لیبرالیسم >> مشغولند
. در آن سو " آقای فرج الله سلحشور هم در ادامه ی سلسله مصاحبه های ماههای
اخیرش " آب پاکی را روی دست همه ریخته :
<< والله نبود این سینما بهتر است
. کما اینکه دهها کشور در دنیا سینما ندارند و هیچ اتفاق خاصی هم برای آنان
نیفتاده .... سینمایی که نه ایمان مردم را بالا می برد و نه فساد را مقابله
می کند و در آن خیری نیست " همان بهتر که نباشد >>
. محور مشترک اظهار نظرهایی از این دست در چند ماهه ی اخیر که گاه به بهانه ی
حمله به فیلم طلا و مس " و گاه به بهانه ی حمایت از فیلم ملک سلیمان بیان می شود
این است که سینمای ایران هیچ دستاورد قابل قبولی برای فرهنگ کشور نداشته و
ندارد " جریانات خطرناک فکری در آن نفوذ کرده اند و قصد ترویج اباحه گری دارند و
تعطیلی اش به صلاح است و بهتر است برچیده شود
. این که چنین حمله های بی سابقه یی در ایامی صورت بگیرد که سینمای کشور
چهار سال تحت نظارت حسین صفار هرندی فعالیت کرده و در حال حاضر هم مدیری با
سوابق جواد شمقدری اداره اش می کند " جدا شگفت آور و قابل تامل است
. وضعیت فعلی به وضوح نشان دهنده ی بی اعتمادی عمیق بخش موثری از جامعه ی
مذهبی ماست که هنوز هم سینماگر ایرانی را صاحب صلاحیت نمی داند و ترجیح
می دهد فاصله ی خودش را با سینما و دست اندرکاران آن حفظ کند
. در این مختصر قصد ورود به جزئیات این بحث و نفی و اثبات نقل قولهای بالا را ندارم
. شاید دوستان درست می گویند
. شاید رسانه های ما به قدر کافی از ملک سلیمان حمایت نکرده اند
. فعلا بگذریم " بحث اصلی این است که در همه ی این تحلیل ها چند نکته فراموش
می شود :
. چه بپسندیم و چه نپسندیم پدیده یی به نام سینما در جهان وجود دارد
. تولید فیلم در جهان انجام می شود
. مردم می دانند چیزی به نام فیلم سینمایی وجود دارد و می خواهند آن را تماشا
کنند
. اگر ما سینمایی را که دستاورد سی و چند سال مدیریت فرهنگی در نظام جمهوری
اسلامی است " صاحب چنین ویژگیهایی می دانیم " با سینمای جهان می خواهیم
چه کنیم ؟ اگر در سینمای ما لیبرالیسم رخنه کرده " سینمای جهان که اصلا خود
لیبرالیسم است
. با برکناری سینماگر ایرانی " چه کسی را می خواهیم جایگزین کنیم ؟ اگر درباره الی..
را هم برای تماشاگر ایرانی مناسب نمی دانیم " پیشنهادمان چیست ؟ گیریم سینمای
ایران را تعطیل کردیم " نفس وجود سینما را که نمی توانیم تعطیل کنیم
. میل تماشاگر به سینما را که نمی توانیم تعطیل کنیم
. در غیاب فیلم ایرانی ما چه داریم که به او عرضه کنیم ؟ نتیجه ی مستقیم این
پیشنهادها " واگذاری کامل عرصه به رقیب خارجی است
. ترجیح مان این است ؟ تکرار این حمله ها و عمیق تر کردن بی اعتمادی جامعه ی
مذهبی به سینما " چه نفعی به فرهنگ دینی و ملی کشور می رساند ؟
. آقای سلحشور می گوید دهها کشور در دنیا سینما ندارند و اتفاق خاصی هم
برایشان نیفتاده " اتفاق خاص همین است که مردم این کشورها به جای تولیدات
خودشان فیلم هالیوودی تماشا می کنند
. این واقعا اتفاق خاصی نیست ؟!
<<
>>
<<
>>
. ت .
<< رمز گشایی >>
. دکتر حسن عباسی رئیس مرکز دکترینال بدون مرز در برنامه ی << راز >> شبکه ی
چهار گفته است :
. کارتون سوپر من آمریکایی ها را برای ابرقدرت شدن آماده می کند و لباس سوپر من
چون از رنگ قرمز و آبی است و در پرچم آمریکا قرمز و آبی وجود دارد " سوپر من نمایش
امپراتوری آمریکاست
. وی کارتون خانواده ی دکتر ارنست را نیز نماد دیگری از دکترین امریکا برای اداره ی
جهان دانست
١- پیشنهاد می کنم حالا که آقای دکتر عباسی دست شان در کار دکترین و رمز گشایی
راه افتاده " بفرمایند نظرشان درباره ی آثار قبل از انقلاب " بالاخص
<< مورچه داره >> " << موسرخه >> " << فریب خورده و رها شده >> "
<< مادر جونم عاشق شده >> و ... بفرمایند تا رد پای آمریکا را در آثار آن دوره هم
ببینیم
٢- با توجه به اینکه << خانواده ی دکتر ارنست >> یک کارتون ژاپنی است "
پیشنهاد می کنیم ایشان نظرشان را درباره ی << فوتبالیستها >> و
<< ای کی یو سان >> که هر دو ژاپنی بودند و طبیعتا در جهت اهداف آمریکایند "
بیان کنند
٣- ای کاش دکتر عباسی نظرشان را درباره ی فیتیله اییها و پنگول هم بگویند
. بچه های ما اینها را دوست دارند " نکند یک وقت آمریکایی از آب دربیایند ؟
<<
>>
. ث .
. مرتضی آوینی هنوز هم مظلوم است و ناشناخته
. این درست است که از زمان شهادتش تا به امروز همایش ها " کنگره ها و سمینارهای
بسیاری به نام او برگزار شده " کتابهای بسیاری درباره ی او و یاد از او چاپ شده و حتی
جایزه یی به نام او اختصاص یافته اما این همه به جای آنکه تصویری واضح و حقیقی از
آوینی ترسیم کند " حجابی شده است برای شناختن آن عزیز
. سیاست زدگی را هم که حجاب اکبر است " بر آن حجابها بیفزایید " نتیجه اش این
می شود که روزنامه نگاری که دعوی حرفه ایی بودن هم دارد به سراغ یکی از
نویسندگان مجله ی سوره می رود و از او درباره ی شباهتهای فکری احمدی نژاد و
مرتضی آوینی می پرسد ! و تازه این حال و روز روزنامه نگاران و نویسندگان نشریات
روشنفکری ماست که دعوی تنویر افکار عمومی دارند و قرار است ما جاهلان را بر
شانه های آگاهی خود بنشانند و خورشید را نشانمان دهند
. روشنفکر ستیزان هم که تکلیفشان روشن است
. از آن همه مقاله و هنر و شور و شعور تنها چفیه ی آقا مرتضی آوینی را می بینند و
خیلی که همت کنند مقاله ی << حلزونهای خانه به دوش >> را
. هر تلاشی برای شکستن این حصار عدم شناخت " محکوم به شکست است
. متفکران << خلاف آمد عادت >> در هر روزگاری غریبند چرا که در زمانه یی زبان به
سخن می گشایند که هیچ گوشی مستعد شنیدن شخن آنان نیست
. ظهور زود هنگام به بیگانگی با اطرافیان و در نهایت به غربت می انجامد " آن اندک
گوشهایی که ندای متفکران غریب را می شنوند " می خواهند به دیگران بفهمانند که
حقیقت ماجرا چیست اما تکاپوی آن گوشها هم غالبا سرانجامی بهتر از زبانهای غریب
نخواهد داشت
<< به بهانه ی سالگرد شهادت شهید سید مرتضی آوینی >>
<<
>>
. ج .
. علی مطهری نماینده ی اصولگرای تهران صدا و سیما را به تحریک مردمی که سال
گذشته به انتخابات معترض بودند " متهم کرد
. احمد توکلی دیگر نماینده ی اصولگرای تهران نیز بر عملکرد رسانه ی ملی بعد از
انتخابات سال ٨٨ خرده گرفت
. اگر چه مطهری در گفت و گو با << خبر آنلاین >> نسبت به راهپیمایی ٢۵ بهمن
انتقاد کرد " اما در خصوص بحران سیاسی جاری کشور نیز گفت :
. تا زمانی که یک طرف را حضرت عباس و حضرت علی اکبر بدانیم و طرف دیگر را
ابن زیاد و عمر سعد " این بحران ادامه خواهد داشت
. در ایام اخیر اظهار نظرهایی درباره ی آقای هاشمی شده که برخی از آنها از انصاف
به دور است
. آقای هاشمی بعد از حوادث ٢۵ بهمن بی قانونی و هتاکی را محکوم کرد " منتهی
برخی انتظار دارند ایشان همانند آنها اعلام کند که اعدام باید شود
. اساسا تعیین تکلیف برای دیگران که تو هم باید مانند من موضع بگیری " نوعی
بی احترامی به افراد است
. وی گفت :
. وقتی صدا و سیمای ما به شکل مداوم عده یی را خطاب قرار می دهد که شما هیچ
طرفداری ندارید و از صحنه ی سیاسی خارج شده و مرده ی سیاسی هستید " آنها
تحریک می شوند تا خودی نشان دهند
. در همین راستا " احود توکلی دیگر نماینده ی تهران از فراکسیون اصولگرایان در سایت
<< الف >> در پاسخ به سئوال خبرنگاری درباره ی رویکرد رسانه ی ملی بعد از
انتخابات گفت :
. به نظر من رسانه ی ملی اشتباه بسیار بزرگی کرد که به معترضان اجازه ی بیان
نظرشان را نداد
. از نظر من وقتی ما کاملا برحق بودیم و پاسخ سئوالات معترضان را اشتیم " باید به
آنها تریبون می دادیم و به مناظره فرا می خواندیمشان تا مردم خود نظر و استدلال
طرفین را بشنوند و قضاوت کنند
. مجموعا رسانه های مدافع نظام و تاکنون " به خصوص رسانه ی ملی در پاسخگویی به
سئوالات معترضان و اقناع آنها بسیار کم کاری کردند و به شما و دیگر معترضان از این
نظر حق می دهم
<<
>>
<<
>>
. چ .
<< مغازله >>
( تفسیر اشعار جناب حافظ ! )
. حافظ :
<< یا رب این شمع شب افروز ز کاشانه ی کیست ؟ / جان ما سوخت بپرسید
که جانانه ی کیست ؟ >>
. خواجه ی شیراز در این بیت اشاره ی مستقیم دارد به اینکه در هیچ کشور خاور میانه
هیچ خبری به هیچ شکلی نیست و همه چی آرومه ما هم چقدر خوشحالیم
. ایضا اشاره دارد به اینکه چندی پیش در جشنواره ی شعر فجر رئیس دولت دو بیت
شعر خواند و علی معلم از شاعری اعلام بازنشستگی کرد
. همان طور که مستحضرید " اساسا اشعار حضرت حافظ معانی گونه گونی در دل
نهفته دارند
. بر فرض اینجا که گفته شده << این شمع شب افروز ز کاشانه ی کیست ؟ >>
می خواهد به ما بگوید از حرفهای معاون اول رئیس دولت " رحیمی " به سادگی
نگذرید
. او اصولا حرفهای مهمی می زند مثلا گفته بعضی کارهای ما در دنیا غوغا کرده است
. البته من و سایر اندیشمندان معتقدیم تمام کارهای ما در دنیا غوغا کرده اما به یاد
داشته باشم بحث حافظ فراتر از این موضوعات است و او با شنیدن چنین سخنانی نه
تنها حیران و سرگشته پرسیده این شمع شب افروز ز کاشانه ی کیست ؟ که ادامه هم
داده << جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست ؟ >> یعنی منظورش این
بوده شما همین فرمون برو جلو !
. بعضی از اهل شعر و ادب پارسی را البته اعتقاد بر این است که در مصرع دوم حافظ
علاوه بر موضوع مزبور به مبادله ی شیر هندی با آهوی ایرانی هم اشاراتی داشته
است ! فی الواقع پس از تبادل پلنگ ایرانی با ببر روسی که در نهایت به ایدز ببرها در
ایران انجامید " حالا رسیده اییم به مبحث شیر هندی
. ادبا اشاره دارند که یحتمل در آینده ی نزدیک خرس ایرانی با سوسمار آفریقایی "
جوجه خروس ایرانی با توله کانگورو استرالیایی " سوسک طبقه ی زیر همکف دروازه
شمرون با موش کور خواهر مادر دار چینی و .... مبادله خواهد شد تا کماکان کارهای ما
در جهان غوغا کند !
/////////////////////////////////////////////////////////
. حافظ :
<< نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی / گذر به کوی فلان کن در آن
زمان که تو دانی >>
. حافظ می گوید << گذر به کوی فلان کن >>
. البته لسان الغیب حرف بی ادبی نمی زند و منظور بدی از این تعبیر ندارد " اساسا
گویا هیچ کس دنبال مسائل بی ادبی نیست " ایدز هم از طریق مسواک زدن دارد
منتشر می شود
. در همین راستا وزیر ارشاد هم گفته :
<< کی چنین اتفاقی افتاده که زن و مرد بخواهند با یکدیگر روبوسی کنند ؟ >>
نه ؟ " واقعا " چه کاریه ! حتی اگر قرار باشد زبانم لال خدای نکرده چنین اتفاقاتی بیفتد
حافظ راهنمایی می کند << در ان زمان که تو دانی >>
. مردم مریض نیستند وسط اختتامیه یا افتتاحیه ی یک جشنواره به امر قبیح بوسه
بپردازند
. در مصرع اول آمده << نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی >>
. مراد از این سعادت فی الواقع سعادت آباد است و به همین خاطر رئیس دولت هم گفته
<< مردم را به سمت ویلا نشینی سوق دهید >>
. حرف درستی است
. معنی ندارد همه چپیده اند توی آپارتمانهای ۵٠ " ۶٠ متری
. چشم " عرض کردیم چشم ما از همین فردا صبح می رویم ویلا نشینی را شروع
می کنیم فقط احساس شرمندگی داریم که نمی توانیم از همین امشب شروع کنیم
. آنهایی که می توانند امشب شروع کنند " شروع کنند " ما هم قول می دهیم از صبح
فردا به این ماجرا بپیوندیم !
. شعر امروز حافظ با بعضی خوانش ها کژتابی هایی دارد که گویا در فدراسیون فوتبال
ما هم تاثیر گذاشته و دوستان گفته اند :
<< با کرش به جاهای خوبی خواهیم رسید >>
. دستی رو بکش عزیزم ! و بیشتر از اینش رو تعریف نکن " خوبیت نداره " بی حیا !
. ح .
. آن ور دنیا نشسته اند ٢۵ سال تحقیق کرده اند ( باورتان می شود ؟ ٢۵ سال عمرشان
را تلف کرده اند پای یک پژوهش که می شد با چند هزار تومان از زیر پله های انقلاب
خرید ! ) و با بررسی ٢٠٠ هزار دانشجوی ٣٠٠ کالج دنیا به این نتیجه رسیده اند که
دانشجوها در ٢۵ سال گذشته افسرده تر شده اند
. بعد هم گفته اند که دلایل این افسردگی کم شدن همدلی بین دانشجوها " استرس
ناشی از رقابت علمی بین دانشجوها " شب بیداری برای امتحان ها " بحران اقتصادی و
افزایش نرخ بیکاری است
. خدایا شکرت ! شکر که ما از این سوسول بازیها در این مملکت نداریم
. دانشجوهایمان خیلی خوشحال و سرخوش می روند سر کلاسهایشان و خوشحالتر و
سرخوش تر بر می گردند
. بیکاری که معنا ندارد چون دست کم تا ٣۵ سالگی پول توجیبی مان را بابا می دهد
. رقابت علمی هم که اصلا معنی ندارد و دانشگاه رفتن فقط برای داشتن یک کارت
دانشجویی است
. بحران اقتصادی هم که همه جا را درب و داغان کرده و ما را کک هم نگزیده
. نرخ بیکاری هم که سال به سال کمتر و کمتر می شود و می رود که منفی شود و
خلاصه همه چی آرومه
. برو بچه ها در دانشگاه نانی در عشق ترید می کنند و می روند و می آیند و انصافا
خیلی هم به شان خوش می گذرد
. خ .
<< امام موسی صدر زنده است و حوادثی در آینده رخ خواهد داد و ایشان باز
خواهد گشت " ایشان ذخیره ی الهی است و خداوند خواسته اند که ایشان را
ذخیره کنند تا زمانی برگردند و نقش مهمی در رابطه با قضایای جهان اسلام
ایفا کنند >>
( پیشگویی مرحوم حضرت ایت الله العظمی بهجت )
<<
>>
. د .
. هم اکنون اخلاق در جامعه آسیب دیده و دروغ ها از سطوح رسمی تا دیگران وجود دارد
. آمار و وعده های دروغ دادن " تخلف از وعده کردن " شعارهای بی محتوا دادن " فریب
دادن " تهمت زدن " همه ی اینها خلاف اسلام است
. اگر جامعه احساس کند اسلام این است تحقیقا تردید پیش می آید
. خیابانهای ما آنچه که باید نیستند
. البته من نمی خواهم در مورد برخی مسائل صحبت کنم " چون خیلی از ملاحظات را
در نظر می گیرم " ولی باید گفت با زور و ترساندن کار پیش نمی رود
. البته در اسلام زور " ترساندن و تعزیرات و مجازات وجود دارد " اما مردم را باید معتقد به
احکام بار بیاوریم و بدانیم اگر اسلام باشد " احتیاج به نیروهای پلیس " گارد و زندان
نخواهد بود و در واقع همه ی اینها از کارهای مهمی است که ما باید تلاش کنیم تا
اسلام به محتوای واقعی خود باشد و مردم نیز به آن علاقه مند شوند
. مردم ما در اصل با ولایت فقیه مشکلی ندارند
. مشکلی که ممکن است پیش آید این است که خیلی از افراد و نهادها از رهبری
زیادی خرج و هزینه می کنند و هر کاری حتی کار اشتباهی که کرده باشند " از رهبری
خرج می کنند
. این در حالی است که باید خودمان وظایف مان را انجام دهیم
. عده یی می خواهند رهبری را در یک جریان حتی کوچک محبوس کنند
. اگر چه ممکن است اینها به زعم خود سود کنند " اما این اشتباه اساسی آنهاست و
به آنها ضرر می رساند " چرا که باید دانست رهبری برای همه است
. نمی شود از جامعه ایی که خود گرفتار بیکاری " بداخلاقی " تورم و اختلاس است الگو
ساخت
. ایران امروز با ثروت " جغرافیا " مردم هوشمند " روحانیت نیرومند و دانشگاههای
فراوانش اگر نتواند الگو شود در واقع این نقصی در مدیریت کار ماست و در نتیجه باید به
فکر این موضوع باشیم و کارهای بهتری انجام دهیم و نقص های خود را کم کنیم
<< منتخبی از اخرین نطق آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس
مجلس خبرگان رهبری - ١٧ اسفند ١٣٨٩ >>
<<
>>
. ذ .
. مرکز تخصصی مهدویت حوزه ی علمیه ی قم با صدور اطلاعیه یی مستند
<< ظهور بسیار نزدیک است >> را رد و مستندات آن را برگرفته از کتب غیر معتبر
اعلام کرد
. به گزارش مهر در بخشی از اطلاعیه ی مرکز تخصصی مهدویت آمده است :
. مدتی است که برخی اظهار نظرها و عرضه ی سی دی هایی پیرامون تحقق برخی
علائم و تطبیق بعضی از نشانه های ظهور با برخی از شخصیتها " فضای کشور را فرا
گرفته و موجب التهاب و تشویش افکار عمومی شده است " نمونه ی جدید تطبیق
سازی که به صورت گسترده نیز در کشور پخش شده فیلم مستند
<< ظهور بسیار نزدیک است >> می باشد
. در پایان این اطلاعیه آمده است :
. بنابراین این گونه فیلمهای مستند و فعالیتهایی مانند آن " از نظر مرکز تخصصی
مهدویت حوزه ی علمیه ی قم مردود بوده و مطالب آن اعتبار ندارد
<<
>>
. ر .
<< با گل اقا >>
<< منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله ی گل آقا >>
<< قسمت چهارم >>
( شماره چهارم - سه شنبه ٢٢ آبان ماه ١٣۶٩ )
<<
>>
<< این نیز بگذرد >>
. دیروز در صف اتوبوس ایستاده بود
. مردی که بود عاقل و هشیار و با خرد
. یک یک زگرد راه رسیدند چند بنز
. بی آنکه کس سوار شود " هی شدند رد
. بنز دگر رسید پس از نیم ساعتی
. گفتند این یکی دو سه تا " با خودش برد
. لیکن میان جمع " همان پیر هوشیار
. آهی کشید و گفت که : این نیز بگذرد !
<< عمو یادگار >>
///////////////////////////////////////////////////////
<< ریش بی ریشه >>
. رباعی ذیل درباره ی متجددانی که یک ریش بزی به ته چانه ی خود آویزان می کنند و
یک پیپ هم میان دو لب می چپانند " سروده شده است :
. ریشوی فکل بند تجدد پیشه
. می کرد برای عیش و نوش اندیشه
. کردم چو نظر به صورت او " گفتم :
. افسوس که این ریش " ندارد ریشه !
<< شوخ >>
. ز .
<< ٣٠ سال پیش چه گذشت ؟ >>
<< قسمت شانزدهم >>
( یکشنبه ٢٣ اردیبهشت ماه ١٣۵٨ )
- شیخ صادق خلخالی " رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی اعلام داشت ترور شاه سابق
" فرح و اشرف پهلوی آزاد است
. وی در عین حال غیابا حکم اعدام بختیار " شریف امامی " نهاوندی " فریده دیبا "
اویسی " ازهاری " پالیزبان و شعبان جعفری را صادر کرده است
. وی گفت هیچ دولتی حق ندارد عاملان ترور شاه و همدستانش را بازداشت کند
. انتشار این خبر در جهان " جنجال بزرگی به راه انداخت
( دوشنبه ٢۴ اردیبهشت ماه ١٣۵٨ )
- جلوگیری از ورود محمد علی اینانلو گزارشگر ورزشی به سازمان رادیو و تلویزیون "
جنجال تازه یی در روابط قطب زاده و کارکنان رادیو تلویزیون ایجاد کرده
. اینانلو که مقاله یی نوشته بود با عنوان << من قطب زاده را محکوم می کنم >>
" فردای چاپ مقاله نتوانست در محل کار خود حاضر شود
. به دستور قطب زاده از حضور او در رادیو و تلویزیون جلوگیری شد
( چهارشنبه ٢۶ اردیبهشت ماه ١٣۵٨ )
- شرکت ایران ناسیونال همه ی پروژه های دراز مدت خود را متوقف و قرار داد خود را با
پژو لغو کرد
( سه شنبه ١ خرداد ماه ١٣۵٨ )
- سید محمود دعائی که در همه ی سالها " همراه امام در نجف بود و کار ارتباط بیت با
مقامات دولتی عراق را به عهده داشت " به عنوان سفیر ایران در عراق معرفی شد
. او اولین روحانی است که پست سفارت می گیرد
( جمعه ۴ خرداد ماه ١٣۵٨ )
- شب هنگاه دو نفر مسلح به عنوان اینکه نامه یی از حجت الاسلام ناطق نوری در
دست دارند وارد خانه ی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی از موسسان حزب
جمهوری اسلامی شدند و در اثر تیراندازی آنها " این روحانی مبارز از ناحیه ی پشت و
شکم مجروح شد " با دخالت همسر آقای هاشمی " وی از مرگ حتمی نجات یافت
- اعلام شد که امام خمینی برای بهبود حال آقای هاشمی رفسنجانی نذر کرده اند
<< پایان قسمت شانزدهم >>
<< عکسها >>
. صادق خلخالی .
<<
>>
. شاه .
<<
>>
. فرح .
<<
>>
. اشرف پهلوی .
<<
>>
. شاپور بختیار .
<<
>>
. جعفر شریف امامی .
<<
>>
. هوشنگ نهاوندی .
<<
>>
. غلامرضا ازهاری .
<<
>>
. شعبان جعفری .
<<
>>
. محمد علی اینانلو .
<<
>>
. سید محمود دعائی .
<<
>>
. امام خمینی .
<<
>>
. حجت الاسلام ناطق نوری .
<<
>>
. هاشمی رفسنجانی .
<<
>>
| لینک | ۱۳٩٠/۱/٢۱ - مجید |
<< 117 >>
. الف .
. با توام ای لنگر تسکین
. ای تکانهای دل " ای آرامش ساحل
. با توام ای نور
. ای منشور
. ای تمام طیفهای آفتابی
. ای کبود ارغوانی ای بنفش آبی
. با توام ای شور " ای دلشوره ی شیرین
. با توام ای شادی غمگین
. با توام ای غم " غم مبهم
. ای نمی دانم
. هر چه هستی باش
. اما کاش .....
. نه جز اینم آرزویی نیست :
. هر چه هستی باش
. اما باش
<< قیصر امین پور >>
<<
>>
. ب .
<< دیروز و امروز " فرهاد و بنیامین ! >>
. خدا رحمت کند مرحوم فرهاد را
. روزی از آن روزهای قدیم پیش از انقلاب که فرهنگ رسمی خواننده های قلابی و شعرهای
صد من یک قاز را ترویج می کرد " ترانه یی خواند که تا به امروز مانده است از جمعه تا
محمد ( ص )
. فرهاد عزیز ترانه یی داشت با مضمون عید
. حالا خواننده ی دیگری از نسل امروز همین ترانه را بازخوانی فرموده و به جای بوی عطر
جانماز ترمه ی مادر بزرگ " بوی دیگری را می پراکند
. چه بود و چه شد .... متن هر دو ترانه را می آورم تا لذت ببرید و ایمان بیاورید به آغاز فصل
تازه ! علی الخصوص مطالعه ی این اشعار و ترانه ها برای دارندگان علم سیاست "
علم الاشیاء " علم تربیت و علم فرهنگ الزامی است
. نسخه ی دیروز ( فرهاد مهراد ) :
<<
>>
. بوی عیدی
. بوی توپ
. بوی کاغذ رنگی
. بوی تند ماهی دودی
. وسط سفره ی نو
. بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ
. با اینا زمستونو سر می کنم
. با اینا خستگی مو در می کنم
. شادی شکفتن قلک پول
. وحشت کم شدن سکه ی عیدی
. از شمردن زیاد
. بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب
. با اینا زمستونو سر می کنم
. با اینا خستگی مو در می کنم
. فکر قاشق زدن
. یه دختر چادر سیاه
. شوق یک خیز بلند
. از روی بته های نور
. برق کفشهای جفت شده
. تو گنجه ها
. با اینا زمستونو سر می کنم
. با اینا خستگی مو در می کنم
. عشق یک ستاره ساختن با دولک
. ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
. بوی گل محمدی
. که خشک شده لای کتاب
. با اینا زمستونو سر می کنم
. با اینا خستگی مو در می کنم
. بوی باغچه بوی حوض
. عطر خوب نذری
. شب جمعه پی فانوس
. توی کوچه گم شدن
. توی جوی لاجوردی
. هوس یه آب تنی
. با اینا زمستونو سر می کنم
. با اینا خستگی مو در می کنم
. نسخه ی امروز ( بنیامین بهادری ) :
<<
>>
. بوی عیدی
. بوی تو
. بوی کاغذ رنگی
. بوی تند تپش قلب من از دیدن تو
. بوی عطر با تو رفتن
. توی یک خونه ی نو
. به اینا حواسمو جمع می کنم
. با اینا عشقمو محکم می کنم
. شدت اومدنت تو فکر من
. وحشت از رفتن تو
. حتی یه لحظه که می خوای بری تو فکر
. فکر یک هدیه ی جالب که بگیرم واسه تو
. واسه تو / واسه تو / واسه تو / واسه تو
. صدای کفش تو وقتی که می آی
. توی قلب من قدم می زنی عاشقونه
. هر جور که می خوای
. بوی گل سلام تو
. که پر می گیره تو فضا
. تو فضا / توفضا / تو فضا
. به اینا حواسمو جمع می کنم
. با اینا عشقمو محکم می کنم
. لذت قدم زدن با تو توی پیاده رو
. هوا بارونیه زیر چتر عشق من و تو
. عشق تو بارون تنده داره می شوره منو
. به اینا حواسمو جمع می کنم
. با اینا عشقمو محکم می کنم
. بوی قهوه " بوی قهوه " بوی قهوه
. بوی عکس
. دو تا فنجون برعکس
. اشتیاق دیدن عکس ما دوتا توی یه قاب
. یا تماشای تو اون لحظه
. که می ری توی خواب
. به اینا حواسمو جمع می کنم
. با اینا عشقمو محکم می کنم
. پ .
. بر آن لبهای خشکیده سلام " بر آن پیکرهای تکه تکه شده سلام " بر آن محاسن
به خون خضاب شده سلام
( فرازهایی از زیارت ناحیه ی مقدسه )
. برای اربعینی که می آید .
<<
>>
. ت .
<< از هر هنر یک انگشت >>
( یادداشتهای محمد حسین جعفریان در هفته نامه ی همشهری جوان )
<<
>>
<< وقتی هم علی ( ع ) و حسین ( ع ) مولا باشند و هم معاویه و یزید ! >>
. .... مزار << حجر بن عدی >> بر بلندای کوهی است
. در یکی از سفرهای حج ام از شیخ وجیهی از اهالی که هم صحبتم شده بود " پرسیدم :
- عفوا هذا قبر من ؟ ( ببخشید ! این قبر کیست ؟ )
- هذا قبر سیدنا حجر بن عدی ( رضی الله عنه )
. می دانید که حجر از یاران پر آوازه ی رسول خدا ( ص ) و مولا علی ( ع ) بود و به سبب
پایبندی عشقش به مولا به فجیع ترین شکل به دست معاویه به شهادت رسید
. بنابراین عمدا بیشتر جویا شدم که حجر که بوده و چگونه شهید شده و .... شیخ هم با
فراغ بال ضمن شرح پایمردی های حجر در کنار پیامبر ( ص ) و شرح مقام و منزلت او ادامه
داد :
. الذی کان من صحابه سیدنا علی ابن ابیطالب رضی الله عنه ... و الذی قتله سیدنا معاویه
ابن ابی سفیان رضی الله عنه ....
. می بینید چه راحت " این قبر سرور و آقایم حجر بن عدی است که از صحابه ی بزرگ
رسول خدا ( ص ) بود و از یاران آقا و سرورم علی ابن ابیطالب ( ع ) بوده و به دست اقا و
سرورم معاویه ابن ابی سفیان هم تکه تکه شده
. هم قاتل و هم مقتول
. سیدنا و رضی الله عنه و محترم و بزرگوارند
. اینها در ماجرای عاشورا هم نگاهشان همین است
. کم هم نیستند
. دلیلشان هم این است که معاویه و یزید و ... اجتهاد کرده و براساس باورشان تصمیم
گرفته اند
. قصدشان قربه الی الله بوده و .... این ذات همان اسلام آمریکایی است که امام ( ره ) از
آن به فغان آمده بود " اسلام بدون داوری
. قضاوت که نکنی " نیاز به انتخاب و دردسر های بعد از آن هم نیست
. این طوری همه خوبند و دور هم بر گذشته ها صلوات می فرستیم و .... اثبات حقانیت
حسین ( ع ) بعد قرنها به این جماعت " امروز هم میسر و ممکن نیست " چه برسد به آن
عهد و روزگار
. ث .
. این روزها دو اثر نمایشی در حوزه ی تلویزیون ( یکی دولتی و یکی خصوصی ) در میان
مردم جایگاه پیدا کرده
. مجموعه ی تلویزیونی مختارنامه " کار اصیل داوود میر باقری در نوع تاریخی - دینی
. و قهوه ی تلخ مهران مدیری و دوستان در نوع کمدی - اجتماعی
. هر دو اثر در کنار مزایا و معایب شان " که دراین کوتاه جای بحث شان نیست در کنار و
همراه با روایت داستان هایشان دو بردار مهم را نیز هدف گرفته اند
. مختارنامه " نفاق و ریاکاری و سیاست بازی را نشانه گرفته و به ستایش از ایمان واقعی
و پایمردی و شجاعت و هوش نشسته است
. و قهوه ی تلخ با هجو بادمجان دور قاب چینی و پاچه خواری و بلاهت " از نوع بیماری
تاریخی قجرها " در پی زدودن نادانی تاریخی و خشکاندن ریشه های جهل شیرین نمای
اجتماعی است
. هر دو اثر مخاطبان خود را محترم می شمارند و برایشان شعور مکفی قایل اند و این در
زمانه ی ما که برخی از فیلمسازان از بیماری ها و کمبودها و عقده ها و حقارتها " کمال
سود استفاده را می برند " هیچ کم نیست
<<
>>
<<
>>
. ج .
<< رازهای لاغر ماندن در هالیوود >>
. این روزها ستاره های هالیوود و دنیای مد درست مانند فقرای اتیوپی و گرسنگان
کشورهای قحطی زده شکم شان را به دنده هایشان می چسبانند و گاهی آنقدر پیش
می روند که مانند << شر >> خواننده ی محبوب موسیقی پاپ برای لاغری بیشتر چند
دنده را از قفسه ی سینه اش بیرون آورد
. حالا هم خیلی سخت است آدم های چاق در هالیوود پیدا کنید
. ستاره های امروز لاغر و باریک هستند
. اما نکته ی جالب رازهای لاغر ماندن این ستاره هاست
. همه ی آنها دوست دارند بگویند لاغر بودن شان ربطی به مد ندارد " بلکه ژنهای طبیعی
آنها به این هیکل ختم می شود
. آنها دوست دارند رازشان برای لاغر ماندن را در عدم علاقه شان به غذای آشغال یا
گذراندن با بچه هایشان در اطراف و قدم زدن اعلام کنند " اما اینجاست آنچه شما باید
بدانید :
<< اسکلت برقی های دروغگو >>
. گونار پترسون یکی از مربیان ستاره های مد و سینما " کسی که مربی آنجلینا جولی "
جنیفر لوپز و پنه لوپه کروز است " می گوید :
<< من مربی یکی از هنر پیشه های زن سینما بودم که جهار روز در هفته کلاس
تمرین به علاوه ی کلاسهای روزانه ی دوچرخه سواری داشت " اما هنگامی که
خبرنگارها از او درباره ی تغییر هیکلش پرسیدند " گفت :
. من ساعتها مشغول ورزش یوگا هستم و با سگم پیاده روی می کنم
. این برای من خنده دار بود
. آنها دروغ می گویند و هیچ کدام دوست ندارند درباره ی اینکه نصف روزشان را در
باشگاههای بدنسازی می گذرانند " حرف بزنند >>
. سال 2005 جنیفر آنیستون تنها چهار میلیون دلار برای تجهیز یک باشگاه بدنسازی
شخصی خرج کرد و با سه مربی بدنسازی روزانه شش ساعت را صرف ورزش می کرد "
به عبارتی اگر این ستاره ها دست از مصرف الکل و مواد مخدر بردارند خیلی زود سر از
المپیک در می آورند
<< آنها مواد مصرف می کنند >>
. هنگامی که لیندسی لوهان به خاطر مستی در رانندگی دستگیر شد " پلیس گفت آنها
در جیبش کوکائین پیدا کرده اند
. پاریس هیلتون هم در برنامه ی تلویزیونی << لری کینگ >> تصدیق کرد که از داروی
<< آدرال >> برای کمبود خواب و کسالت استفاده می کند
. هر دو این مواد مخدر به وسیله ی زنانی استفاده می شود که می خواهند وزن کم کنند
. در حال حاضر " آدرال آخرین مد مواد رژیمی در هالیوود است که تعداد زیادی از ستاره های
سینما از آن استفاده می کنند و به آن معتادند
. در واقع تا امروز هر زن سلبریتی که دستگیر شده است " از پاریس هیلتون تا نیکول ریچی
و از لیندسی لوهان تا بریتنی اسپیرز آدرال در کیف شان پیدا شده است
. این مخدر معتاد را هوشیار نگه می دارد " اما اشتها را کاملا از بین می برد
. برای دختران هالیوود آدرال یک قرص معجزه بخش است هر چند عوارض خطرناکی دارد
. آدرال می تواند سبب روان پریشی " افسردگی و مشکلات قلبی جدی شود
<< رژیم تخم مرغ آب پز >>
. در طول فیلمبرداری فیلم اسکاری کوهستان سرد بود که شایعه شد یکی از هنر پیشه
های زن مشهور تنها تخم مرغ آب پز می خورد
. او صبح بیدار می شد و یک تخم مرغ آب پز می خورد و سپس ناهار یکی دیگر و آخر شب
شاید دو تا تخم مرغ آب پز
. << دیوید کرش >> مربی سلبریتی ها می گوید :
. من مشتری ای داشتم که برای اسکار آماده می شد
. او یک وعده در روز غذا می خورد " فقط دو تا تخم مرغ آب پز
. من تنها موفق شدم متقاعدش کنم که مقداری بادام و پروتئین و ویتامین به این رژیم
اضافه کند
. << پاریس هیلتون >> که اخیرا به رستوران مشهور << نوبو >> در نیویورک رفت "
موقعی که گارسون از او برای سفارشش پرسید " آرام گفت :
. آب معدنی و پس از آن مدام سیگار پشت سیگار کشید
. به نظر این جدیدترین رژیم غذایی اختراع پاریس هیلتون است
. کاترین هیگل هم از چهره های خبرساز دنیای مد و رژیم است
. هر چند او برنامه ی غذایی سالمی را دنبال می کند " اما او یک سلاح مخفی دارد
. هیگل دائما سیگار می کشد
. چند روز قبل این بازیگر زیبای بلوند به رستورانی در لس آنجلس رفت
. او فقط یک سالاد سفارش داد اما پشت سر هم سیگار کشید
. مارک دیوید روانشناس تغذیه می گوید :
. این واقعا یک انتخاب است
. شما با احترام امکان سرطان ریه و تهدید بدن تان و نزدیک شدن مرگ را انتخاب می کنید و
همه ی اینها تنها برای این است که لاغر بمانید
<< آنها بادام زمینی می خورند >>
. مربی سوپر مدل های یک کمپانی بزرگ شو لباس در ایتالیا می گوید :
. << من دختری داشتم که با رژیم کوکائین و بادام زمینی زندگی می کرد
. او روزی سه تا پنج بار کوکائین مصرف می کرد و تعداد زیادی آجیل می خورد
. اگر هم گرسنه می شد سیگار می کشید
. واقعا خیلی از ستاره هایی که با من تمرین می کنند " در آستانه ی تلف شدن از
گرسنگی هستند
. موقع تمرین مجبور بودیم هر پنج دقیقه توقف کنیم
. وحشتناک بود او حریصانه کافئین به بدنش وارد می کرد >>
. عکاس های پاپاراتزی مدام از هنرپیشه های پوست و استخوانی هالیوود مانند
مری کیت اولسن و رنه زلوگر عکس می گیرند
. آنها با عینکهای آفتابی غول مانندشان مرتبا به استار باکس ها می آیند و مقدار زیادی
قهوه می نوشند
. این یک گرایش جدید در هالیوود است " جایی که بسیاری این باور را دارند که قهوه باعث
می شود متابولیسم بدن زیاد شود و هم چنین جلوی گرسنه شدن را می گیرد " هر چند
سرگیجه به همراه دارد
. شیلا پورتمن یکی از پرطرفدار ترین مربیان بدنسازی در لس آنجلس است
. او می گوید :
. << مشتری ای داشتم که تقریبا همه ی روز چیزی نمی خورد
. فکر می کنم در معده اش به اندازه ی همه ی استار باکس قهوه می ریخت "
البته وقتی می خواست جشن بگیرد چند پر کاهو هم کنار پاتیل قهوه اش اضافه
می کرد >>
<< این فقیر های پولدار >>
. کیت هادسون برای رسیدن به وزن مطلوب برای بازی در فیلم پس از حاملگی رایدر روزی
سه ساعت در روز و به مدت سه ماه در سالن ورزش بود تا بتواند 30 کیلو وزن کم کند
. جسیکا سیمپسون برای بازی در دیزی دوک روزی دو ساعت و به مدت شش هفته سخت
تمرین کرد
. جاستین گلبند می گوید :
. << فقط یک آدم معتاد می تواند اگر ورزشکار حرفه یی نباشد " روزی شش
ساعت را در سالن ورزش سپری کند
. آنها از پولی که دارند هیچ لذتی نمی برند
. اغلب ستاره های هالیوود نصف سال را از شدت گرسنگی سرگیجه دارند و
بقیه ی سال را هم برای لاغر ماندن خمار هستند
. بازیگر - خواننده ی را می شناسم که حدود پنج ساعت در روز و حتی آخر هفته
ها تمرین و ورزش می کند
. او حتی روز تولدش را نیز آنجا گذراند >>
<< شر >>
<<
>>
<< آنجلینا جولی >>
<<
>>
<< جنیفر لوپز >>
<<
>>
<< پنه لوپه کروز >>
<<
>>
<< جنیفر آنیستون >>
<<
>>
<< لیندسی لوهان >>
<<
>>
<< پاریس هیلتون >>
<<
>>
<< نیکول ریچی >>
<<
>>
<< بریتنی اسپیرز >>
<<
>>
<< کاترین هیگل >>
<<
>>
<< مری کیت اولسن >>
<<
>>
<< رنه زلوگر >>
<<
>>
<< کیت هادسون >>
<<
>>
<< جسیکا سیمپسون >>
<<
>>
. چ .
<< شعر بسیار پر معنی منوچهر متکی وزیر خارجه ی سابق ایران در پاسخ به نامه ی تقدیر
نمایندگان مجلس >>
. عاشقی خواهی اگر پایان بری / بس که بپسندید باید ناپسند / زشت باید دید و
انگارید خوب / تلخ باید خورد و انگارید شهد / تو سنی کردم ندانستم همی /
وز کشیدن سخت تر گردد کمند .
<<
>>
. ح .
<< سوژه های هفته >>
( مملکت هفته ) :
. رئیس دیوان محاسبات کشور :
. از میزان در آمدها و هزینه های مملکت اطلاعات دقیقی وجود ندارد
( اردوی هفته ) :
. << اینجایی که الان اردو زده اییم " وسط بیابان است " هیچ بنی آدمی نیست
. 20 کیلومتر با شهر فاصله داریم و هر کس بخواهد از کمپ خارج شود گرگ او را
می خورد >>
. آنچه خواندید " شرح وضعیت واقعی اردوی اخیر استقلال بود در ترکیه از زبان مدیر عاملش
دکتر فتح الله زاده
<<
>>
. خ .
<< دیجیتال عزیز ! >>
. لیلا اوتادی هم نمایشگاه عکس گذاشت
. رحیم مشایی هم رفت به نمایشگاهش
. گیر ما اصلا به رحیم مشایی نیست
. مثل اینکه باید دیگر به نمایشگاههای عکس بازیگران عادت کنیم
. خداوند برنامه ی فتو شاپ و دوربینهای دیجیتال را برای بازیگران ما نگه دارد
<<
>>
. د .
<< اسکی روی اعصاب با گزارشهای جواد خیابانی >>
. درستش هم همین است
. مسابقه ی ملی را باید با لحن حماسی گزارش کرد و به تزریق روح دلاوری " سلحشوری و
ده نمکی ای ! در جامعه همت گماشت
. بنابراین جواد ! دمت گرم
. از بلندای کوهی که در پیش گرفته ایی بالا برو " لکن تخته گاز
. آه ای جواد " اگر تو نبودی این جام برایمان رنگ و بویی نداشت
. تا این حد که اگر تک به تک تن به مردن دهیم " از آن به که شبها بدون گزارش جواد تن به
خفتن دهیم
<<
>>
. ذ .
<< با گل آقا >>
( منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله ی گل آقا )
<< قسمت سوم >>
( شماره ی سوم - سه شنبه 15 آبان 1369 )
<<
>>
<< پرداختی های روز اول دریافت حقوق >>
. چون حقوقم را بپردازند " طبق فیشها
. جان دهم باید زبس دارم غم و تشویشها
. بهر اصلاح سرم باید دهم یکصد تومن
. سیصدی هم دو پسر گیرند " بهر خویشها
. شصت تومان بابت کبریت و یک بسته نمک
. سیصدی هم بابت ادویه و کیشمیشها
. یکصدی ماهانه پول بیمه و حق نفس !
. کمترک از این نباشد " گر نباشد بیشها
. یکهزار از بابت دعوای خود با همسرم
. چون که کرده نیمه شب از جیب من تفتیشها
. پانصدی از بهر برقی که بود چون من خموش !
. یکهزاری بهر گاز و نفت و این آتیشها !
. یکهزار و پانصدی از بابت گوشت یخی
. کو بود از گاو و از گوساله و از میشها !
. یکهزار و نهصد و هشتاد و اندی بهر قسط
. بیست و نه روز دگر " پنجم گروی شیشها !
<< اندک >>
<< همینه که هست ! >.
. گل آقا جان ! یک روز با التماس و پارتی بازی از تعاونی مسافربری یک بلیت " در آخر
اتوبوس گرفتم
. فردایش که سوار اتوبوس شدم با کمال تعجب دیدم 12 صندلی در جلو به فروش نرفته و
مسئول تعاونی خیلی راحت به راننده گفت :
. این لیست مسافرها و این هم صندلی های سهم خودت ! آقای راننده هم خیلی راحت
و بی دغدغه هر کدام از آن صندلی ها را به قیمت 150 تومان به مسافرین بین راه فروخت
و در مقابل اعتراض من گفت :
. همینه که هست " نمی خوای " << هرررررررری ..... ! >>
. به نظر حضرتعالی " چه کنیم ؟
- شما باید با هواپیما سفر کنید !
<< سیاهکل - برفجانی >>
. ر .
<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>
<< قسمت پانزدهم >>
( جمعه 24 فروردین ماه 1358 )
- هزاران تن از مردم تهران " در پاسخ به دعوت آیت الله طالقانی " ودر غیاب او به پاکسازی
در و دیوارهای تهران برخاستند
. شهردار تهران نیز خود به کار بود
. داریوش فروهر وزیر کار هم در میدان شوش با بیل و چرخ دستی به پاکسازی منطقه
پرداخت
( یکشنبه 2 اردیبهشت ماه 1358 )
- حجت الاسلام شجونی " لباسها و اشیای کاخ شمس پهلوی ( مروارید ) را در حضور مردم
به حراج گذاشت
. لباسهای معمولی بین 300 تا 500 تومان " لباسهای شب 700 تومان
. در میان حراجی ها لباسهای زیر تن نما و مخصوص وجود داشت
. جمعا 709 هزار ریال به فروش رفت هفته ی قبل 11 سگ شمس به 60 هزار تومان فروخته
شده بود
( سه شنبه 4 اردیبهشت ماه 1358 )
- سرانجام علیرغم مخالفت دولت و وزارت خارجه " محمد منتظری فرزند آیت الله منتظری
موفق شد عبدالسلام جلود نفر دوم لیبی را که به تهران دعوت کرده بود " به قم ببرد و به
حضور امام برساند
. آنچه دولت را از دعوت از قذافی و جلود باز می داشت معمای ناپدید شدن امام موسی
صدر بود که در دیدار جلود با امام هم مطرح شد
. جلود وعده داد که اسناد و مدارک دولت لیبی را به ایران تحویل دهد
( یکشنبه 16 اردیبهشت ماه 1358 )
- نرخ پیکان در یک ترقی ناگهانی به 60 هزار تومان رسید
. نرخ رسمی 44 هزار تومان است
( چهارشنبه 19 اردیبهشت ماه 1358 )
- شبهای شعر انقلاب اسلامی از فردا در حسینیه ی ارشاد برپا می شود و شاعران
مسلمان سید علی خامنه ایی " علی موسوی گرمارودی " حمید سبزواری "
طاهره صفارزاده " فخرالدین حجازی " زهرا رهنورد " معلم " فضل الله صلواتی " زورق "
طه حجازی و سپیده کاشانی در آن همراه با شاعرانی از کشورهای فلسطینی و
آفریقایی و افغان و عرب شرکت خواهند کرد
<< پایان قسمت پانزدهم >>
<< عکسها >> :
<< آیت الله طالقانی >>
<<
>>
<< داریوش فروهر >>
<<
>>
<< حجت الاسلام شجونی >>
<<
>>
<< شمس پهلوی >>
<<
>>
<< محمد منتظری >>
<<
>>
<< آیت الله منتظری >>
<<
>>
<< عبدالسلام جلود >>
<<
>>
<< امام خمینی >>
<<
>>
<< معمر قذافی >>
<<
>>
<< امام موسی صدر >>
<<
>>
<< آیت الله خامنه یی >>
<<
>>
<< علی موسوی گرمارودی >>
<<
>>
<< حمید سبزواری >>
<<
>>
<< طاهره صفارزاده >>
<<
>>
<< فخرالدین حجازی >>
<<
>>
<< زهرا رهنورد >>
<<
>>
<< علی معلم >>
<<
>>
<< فضل الله صلواتی >>
<<
>>
<< طه حجازی >>
<<
>>
<< سپیده کاشانی >>
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٩/۱۱/۱ - مجید |
<< 116 >>
. الف .
. چه بگویم ؟ سخنی نیست
. می وزد از سر امید " نسیمی /
. لیک " تا زمزمه یی ساز کند / در همه خلوت صحرا / به ره اش /
. نارونی نیست /
. چه بگویم ؟ سخنی نیست /
. پشت درهای فرو بسته / شب از دشنه و دشمن پر / به کج اندیشی /
خاموش / نشسته ست / بام ها / زیر فشار شب / کج " / کوچه / از آمد و رفت
شب بد چشم سمج / خسته ست /
. چه بگویم ؟ سخنی نیست /
. در همه خلوت این شهر " آوا / جز زموشی که دراند کفنی " نیست /
. وندر این ظلمت جا / جز سیا نوحه ی شو مرده زنی " نیست /
. ور نسیمی جنبد / به ره اش / نجوا را / نارونی نیست /
. چه بگویم ؟ سخنی نیست /
<< احمد شاملو >>
<<
>>
. ب .
<< نیاز مندیها !! - طنز >>
<< توجه - توجه >>
. صد بار اگر توبه شکستی باز آ
. با برنامه های ما بار دیگر به دامن نظام برگردید
. جبران اشتباهات " تصحیح انحرافات " تکمیل اعترافات
<< زیر هشت ندامتگاه اوین >>
/////////////////////////////////////////////////////////////
<< آگهی واگذاری >>
. در پی واگذاری << سریع >> و << اصولی >> سهام شرکت مخابرات ایران " بدین
وسیله اعلام می شود سهام دیگر شرکتهای دولتی نیز به زودی از طریق بورس اوراق
بهادار به مردم شریف عرضه خواهد شد
. لذا از کلیه ی خریداران محترم خواهشمندیم با در دست داشتن پول زیاد منتظر اطلاعیه
های بعدی باشند
. ضمنا به اطلاع نور چشمان عزیز می رساند " به محض اعلام عمومی خبر و پیش از کنده
شدن قال انتقال " اخبار و اطلاعات تکمیلی از طریق پیامک " پیجر یا بی سیم به
استحضار آنان خواهد رسید
<< سازمان خصوصی سازی اموال عمومی " بدون حتی یک مسئولیت محدود >>
/////////////////////////////////////////////////////////////
دوست دختر فوری
برای حضور سبز در تجمعات نیازمندیم !
/////////////////////////////////////////////////////////////
<< گمشده >>
. شانزده متر سیم مخصوص وصل شدن به بالا مفقود شده است
. از یابنده درخواست می شود ضمن استرداد سیم یاد شده " حاجی را از نگرانی
در آورده " مژدگانی دریافت دارد
////////////////////////////////////////////////////////////
. فلان جا برگزار می کند ! :
. دوره های اسلام شناسی ذوقی " با گرایشهای متنوع :
- شواهد و بینات مبعوث شدن
- نحوه ی اتصال سیم به بالا
- شناخت ابواب نیل به حضرت و ملاقات با ایشان
. مکان :
. دفتر رئیس جمهور کشور ......... !
/////////////////////////////////////////////////////////////
<< آگهی تقدیر و تشکر >>
. بدین وسیله از کلیه ی اقشار دهک های پایین ( آسیب پذیر سابق " مستضعف
اسبوق ! ) ملت همیشه در صحنه " که با آرای کوبنده ی خود مشت محکمی به دهان
همه زدند " تقدیر و تشکر به عمل آورده تا چهار سال بعد همگی را به خداوند متعال
می سپارم
<< ستاد تقدیر پردازی دولت >>
/////////////////////////////////////////////////////////////
<< آگهی مهم >>
. دانشگاه آزاد شعبه ی اکبر آباد سفلی جهت تکمیل ظرفیت " برای دوره ی دوم راهنمایی
به دکتری آزمون برگزار نمی کند !
. این دوره مخصوص مدیران ارشد می باشد
. تماس بیجا مانع کسب است !
/////////////////////////////////////////////////////////////
. با تلاش مامورین سخت کوش ما " یک مفسد اقتصادی پا به فرار گذاشت
. لذا دارایی های ایشان جهت باز گرداندن به بیت المال به مزایده گذاشته می شود
. لیست دارایی ها :
- لاستیک زاپاس رولز رویس در حد چهارشنبه سوری
- تقویم سال 82 یک عدد
- حدود نیم کیلو واجبی نم نکشیده
- تعدادی میخ کبریت با 72 درصد سوختگی
- چهار لیتری خالی بنزین سوپر
- تابلوی هنری بسیار نفیس به نام << مشت بسته " شصت باز >>
/////////////////////////////////////////////////////////////
خوک زنده با قصاب
ذبح شرعی به همراه کاتالوگ مصرف اسلامی
<< قصابی حاج رجب کلاه ساز و پسران >>
/////////////////////////////////////////////////////////////
. پ .
. سامانه ی دریافت پیام کوتاه << اسفندیار رحیم مشایی >> راه اندازی شد و
هموطنان عزیز در داخل و خارج از کشور می توانند به وسیله ی ارسال پیامک به
شماره یی که اعلام شده نظرات خود را به طور مستقیم و خارج از کاغذ بازی های اداری "
با رئیس دفتر رئیس جمهور مطرح کنند
. برای شروع به تعدادی از پیامک های ارسال شده که در آنها نظرات برخی از هموطنان
عزیز داخل و علی الخصوص خارج از کشور " به طور مستقیم و خارج از کاغذ بازی های
اداری " طی چند روز آینده با رئیس دفتر رئیس جمهوری مطرح خواهد شد " توجه کنید :
- سلام
. تعدادی عکس گرفته ام از آسمان و هوا که روح توحید در آنها متجلی است
. یعنی نظر << براد >> این بود
. برای برگزاری نمایشگاه کمک می خواهم
. به صورت وام یا همین طوری
. منتظرم << آنجلینا جولی از خارج از کشور >>
////////////////////////////////////////////////////////////
- به نظر من شما خیلی خوب هستید و کسانی که با شما مخالفت می کنند "
مزدور اجنبی و نوکر بیگانه هستند و { ... } هستند و بخشی هم سبزهای لجنی
هستند و شما همیشه خیلی خوب هستید و { ... }
. درخواست وام دارم << علیخانی بزرگمهر زاده از داخل کشور >>
<<
>>
. ت .
<< از هر هنر یک انگشت >>
( یادداشتهای محمد حسین جعفریان به نقل از هفته نامه ی همشهری جوان )
<< >>
( بقیع به وزن فجیع ! )
. مدینه ام
. جای همه تان خالی " رفتم بقیع
. چه غربت شگفت انگیزی دارد این قبرستان
. چه هوای سنگینی
. کمی بالاتر از در ورودی " مقابل مزار امام حسن ( ع ) و امام صادق ( ع ) مانع گذاشته اند
. حجاج " به ویژه شیعه ها گریان و حسرت به دل فقط نگاه می کنند " پشت موانع تعدادی
از ماموران سعودی که اغلب ملیت خارجی دارند با مردم بحث می کنند
. به زبانهای مختلف " فارسی زبان هاشان اغلب افغانند و پشتون
. یک روحانی ایرانی ایستاده است به بحث و جدل
. بی فایده است
. چگونه می توان با ماموری که حقوق می گیرد و تربیت شده برای مغاطه " بحث کرد
. در این حال یکی از آنها جلو می آید
. می گوید که من خودم از << بامیان >> ( استانی شیعه نشین در مرکز افغانستان )
هستم از جای برادران شیعه ....... و با این مقدمه شروع می کند به انتقاد از مبانی تشیع
و نتیجه می گیرد شیعه ها رافضی ( دروغگو ) اند و.....
. خوب که بحث داغ می شود می روم جلو
. می گویم :
. << از کدام شهرستان بامیانی ؟ >>
. نمی تواند جواب بدهد
. می پرسد :
. تو بگو بامیان چند شهرستان دارد ؟ حالا تقریبا همه ساکت شده و نظرشان به گفت و گوی
ما جلب شده است
. با خنده می گویم :
. << قرار نشد سوال را با سوال جواب بدهی
. مگر الان نگفتی از بامیان هستی ؟ >>
. کمی من و من می کند
. می گویم :
. << همین طوری هم تبلیغ می کنی " دروغگو ؟ >> عده یی بلند بلند می خندند
. شیخشان جلو می آید و مرا هل می دهد که برو
. آن بامیانی قلابی داغ کرده و رسما شروع می کند به فحش دادن و داد می زند :
. << هوی رافضی ! هوی دروغگو ! وایستا ! ..... >>
. برمی گردم
. جمعیت کوچه راه باز می کند تا طرف را ببینم
. می گویم :
. << عمو جان ! دشمن همه ی ما یهود است
. جای اینکه هشت در کنی برای فحاشی به شیعه از بلایی که صهیونیستها سر
همزبانان " هم نژادها و برادران دینی ات در غزه در آورده اند بگو
. اگر هم می خواهی بحث کنی
. بیا هتل بنشین بحث کن
. نمی شود که دعوای 1400 ساله را یکساعته " آن هم اینجا حل کرد " آن هم تو
آن طرف مانع باشی " 10 تا سرباز مسلح هم دور و برت
. بگو سربازها بروند و بیا هتل " اما پیداست آدم بحث کردن نیستی
. پول می گیری تا جدل کنی
. باید نان مزدوری ات را حلال کنی دیگر ...... >>
. گرم شده ام و منظره ی قبور مخروبه ی ائمه ( ع ) " پشت سر مردک خونم را به جوش
آورده " زیاده روی می کنم
. حالا جمعیت انبوهی روی من جمع شده است و چه حالی می کنند ایرانی ها
. یارو که کم آورده " داد می زند :
. سب ( فحاشی ) صحابه می کنی ! ....
. شستم خبردار می شود که چه نقشه یی دارد
. جزای این اتهام در صورت اثبات می تواند اعدام باشد
. آن روحانی به موقع به دادم می رسد
. شلوغ می کند
. بین جمعیت خودم را گم می کنم
. سربازها کمی این طرف و آن طرف می روند و چشم می چرخانند
. اما یک گروه از لبنانی ها که حاضرند و شاهد ماجرا بودند " یک چفیه می اندازند سرم "
یک عقال هم می گذارند رویش و لا به لای خودشان مرا از بقیع بیرون می آورند
. این خادمین کمی محترم حرمین شریفین با دینی که صد سال هم عمر ندارد می خواهند
ریشه ی مسلمانان را بزنند
. مشکلشان فقط شیعه نیست
. به خون بقیه ی اهل تسنن به ویژه شافعی ها هم تشنه اند
. باید باشید و ببینید اینها را .....
. در راه برگشتن به هتل با خودم فکر می کنم بی شک اگر پیامبر ( ص ) تنها معجزه اش
ظهور در بین این قوم ذلول و جهول بوده باشد " به خدا قسم که کافی است
. اینها بعد از 1400 سال تمدن اسلامی شده اند این " خدا می داند در دوره ی جاهلیت
چه بوده اند ؟
. حیف سرزمین وحی " حرم حضرت رسول ( ص ) و بقیع که در جغرافیای این تخم و ترکه
است
. حرامشان باشد !
<<
>>
. ث .
<< با گل آقا >>
( منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله گل آقا >>
<<
>>
<< قسمت دوم >>
( شماره ی دوم - سه شنبه 8 آبان 1369 )
<< احساس >>
. شهردار تهران گفته است مردم باید علاقه ی کارکنان شهرداری به انجام وظایف محوله را
احساس کنند
. ولی بنده 24 ساعت است منتظر رفتگر محله مان می باشم " اما هنوز چیزی احساس
نکرده ام ! چه کار کنم ؟
. احتمالا احساس تان عیب و علتی پیدا کرده به یک تعمیراتی مراجعه کنید !
<< بنازم به این همه احساسات ! >>
- آخیش ! آدم دلش ضعف می رود از این همه حساسیت و انسان دوستی ! انسان لذت
می برد از این همه رمانتیک بودن !
- با خودت حرف می زنی ؟ خیالاتی شدی ؟
- نه " دارم از صدام حسین تعریف می کنم که به گزارش خبرگزاریها یک خانواده ی انگلیسی
را به مناسبت جشن تولد دخترشان آزاد کرده و به لندن فرستاده ! به به " بنازم به این همه
عشق و محبت " بنازم به این همه لطف و صفا و عاطفه !
. باور کن جا داشت یک جایزه یی " مدالی " چیزی به صدام می دادند و روی مدال
می نوشتند :
. << حلبچه >>
<< قطب الممالک >>
. ج .
<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>
<< قسمت چهاردهم >>
( چهار شنبه 22 فروردین ماه 1358 )
- شهردار تهران اعلام داشت طرح مترو تهران " برای مطالعات بیشتر متوقف شد
- فریدون سحابی سرپرست سازمان انرژی اتمی " علیرغم هشدار آلمانها که قبلا خبر داده
بودند که لغو قرارداد ساخت نیروگاه هسته یی بوشهر تا چه اندازه به زیان ایران خواهد بود
اعلام داشت که ساختمان نیروگاهها متوقف و قرارداد بین ایران و آلمان لغو می شود
. سحابی گفت داشتن نیروگاه اتمی برای کشور ما که به وفور در آن نفت و گاز " با بهای
ارزان در اختیار است " به صلاح و صرفه نیست
. وی با استناد به محاسبات فنی اضافه کرد برقی که از نیروگاه هسته یی بوشهر به دست
آید اقتصادی نخواهد بود
( پنج شنبه 23 فروردین ماه 1358 )
- دو فرزند آیت الله طالقانی " زمانی که به اتفاق عروس آیت الله که فلسطینی است از
دفتر هانی الحسن سفیر فلسطین در تهران خارج می شدند " توسط افراد کمیته دستگیر
شدند
. مردمی که شاهد کشمکش ابوالحسن و مجتبی علوی طالقانی با ماموران مسلح بودند
خبر حادثه را به دفتر آیت الله طالقانی رساندند
. رئیس گروه " محمد غرضی که در عین حال رئیس کمیته ی مستقر در ساختمان مرکزی
ساواک ( ضرابخانه ) بود " دستگیر شدگان را به ساختمان اصلی ساواک سابق منتقل
کرد
. درراه چشمهای آنان را بسته بودند
. آیت الله طالقانی که بیمار است با شنیدن خبر دستگیری فرزندان خود به حالت ضعف
دچار شد
. لحظاتی بعد سرهنگ امیر رحیمی فرمانده ی دژبان و دکتر یزدی معاون نخست وزیر در امور
انقلاب در خانه ی آیت الله بودند و در پی چاره جویی
. اقدامات اولیه برای یافتن فرزندان آیت الله به جایی نرسید " تا آن که یکی دیگر از فرزندان
آیت الله " اتومبیل برادر خود را در محوطه ی کمیته یافت و از آنجا پی گیریها ادامه یافت
. غروب " محمد غرضی به دفتر آیت الله احضار شد و در حالی که مذاکرات با حضور دکتر
یزدی و سرهنگ امیر رحیمی ادامه داشت " افرادی با تلفن خواستار مبادله ی فرزندان
آیت الله با محمد غرضی شدند
. آیت الله طالقانی که در این لحظات زیر نظر پزشک و از نظر قلبی به شدت ناراحت بودند
حاضر به این معامله نشدند
. شب هنگام ماجرا با آزادی فرزندان آیت الله پایان گرفت
. ولی در این فاصله به دستور طالقانی دفاتر تعطیل شد و ساعتی بعد آیت الله با اتومبیل
یکی از دوستان خود " بدون آنکه به کسی خبری بدهند به باغی در مازندران رفتند
. پخش خبر این حادثه " موجبی برای گروههای سیاسی به وجود آورد که به عنوان توهین
به یکی از شخصیتهای مبارز و رهبران انقلاب اعلامیه داده و راه پیمایی برپا دارند
. آیت الله مهدوی کنی سرپرست کمیته های انقلاب اعلام داشت که دستگیری فرزندان
آیت الله طالقانی توسط افراد خاصی صورت گرفته و ربطی به کمیته ندارد
. به دستور قطب زاده " خبری درباره ی حادثه از رادیو و تلویزیون پخش شد که بر نگرانی ها
افزود
<< پایان قسمت چهاردهم >>
..........................................
<< عکسها >>
<< فریدون سحابی >>
<<
>>
<< آیت الله طالقانی >>
<<
>>
<< مجتبی علوی طالقانی >>
<<
>>
<< محمد غرضی >>
<<
>>
<< دکتر ابراهیم یزدی >>
<<
>>
<< آیت الله مهدوی کنی >>
<<
>>
<< قطب زاده >>
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٩/٩/۳٠ - مجید |
<< 115 >>
. الف .
<< عروس >>
( داستانی کوتاه به قلم بلقیس سلیمانی )
<<
>>
. پسرک دوچرخه سوار به سرعت از کنار دخترک دانش آموز رد می شد و می پرسید :
. << عروس مادر من می شی ؟ ! >>
. دخترک هرگز به این سئوال پاسخ نمی داد
. سکوت علامت رضایت بود " این را هر دو می دانستند
. پسرک در ١٧ سالگی به جبهه رفت و در ۴٢ سالگی دخترک برگشت و در قبرستان کوچک
شهر آرام گرفت
. فردای روز تشییع استخوانهای پسرک " زن سر مزار او رفت
. همان پسرک شوخ و شنگ ١٧ ساله در قاب عکس به او لبخند می زد
. دخترکی شش ساله ظرف خرما را جلوش گرفت و گفت :
. << چقدر پسرتون خوشگل بوده ! >>
. ب .
. آن روزها رفتند
. آن روزهای خوب
. آن روزهای سالم سرشار
. آن آسمانهای پر از پولک
. آن شاخساران پر از گیلاس
. آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر
. آن بامهای بادبادک های بازیگوش
. آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
. آن روزها رفتند
. آن روزهای برفی خاموش
. کز پشت شیشه در اتاق گرم
. هر دم به بیرون خیره می گشتم
. پاکیزه برف من چو کرکی نرم
. آرام می بارید
. بر نردبام کهنه ی چوبی
. بر رشته ی سست طناب رخت
. بر گیسوان کاجهای پیر
. و فکر می کردم به فردا ....... آه فردا
<< فروغ فرخزاد >>
<<
>>
. پ .
<< چه شود ان شا ء الله ! ؟ >>
. خبر دارید که << جبهه عدالت و رفاه >> " با محوریت حمایت از اسفندیار رحیم
مشایی طی مراسم باشکوهی اعلام موجودیت کرده است
. مستحضر هم هستید که در این مراسم " مدعوین و سخنرانان که شامل آقایان ذبیحی و
امیری فر می شدند " به شدت از مخالفان و منتقدان رئیس دفتر رئیس جمهور انتقاد و بر
حمایت از وی تاکید کردند
. از آن جا که حامیان فعلی این جبهه عبارتند از << جمعیت وعاظ ولایی >> "
<< ستاد امتداد مهر >> " << ستاد مهرورزی >> "
<< گروه ٧٢ ایران اسلامی >> " << حزب رفاه ایرانیان >> "
<< حزب توسعه ی مدیریت اسلامی >> و چند تشکل ظریف دیگر " پیش بینی
می شود احزاب و تشکلها و اشخاص حقیقی " مامانی و حقوقی زیر " در اسرع وقت به
این جبهه ی فراگیر بپیوندند :
- مجمع صنفی تین ایجرهای سینما
- گروه هنری - عکاسی توحیدی ( آب گیر ) به سرپرستی هدیه تهرانی
- کانون جراحان پلاستیک و لیپوساکشن
- کانون دست اندر کاران ایران زمین
- حزب اسلام برای ایران
- هیئت اسلامی خوانندگان مقیم لس آنجلس !
<<
>>
. ت .
. محمود احمدی نژاد پس از رونمایی از منشور کوروش " در کنار آن ایستاد و بدون اینکه
چیزی بگوید " انگشت اشاره ی دست راستش را بالا برد
. گروهی شصت نفره شامل چندین زبان شناس " بادی لنگویج شناس " کردار شناس "
گفتار شناس و پندار شناس از همان لحظه به طور شبانه روزی مشغول کشف معنای این
حرکت نمادین هستند " که البته تا این لحظه به چیز خاصی نرسیده اند
. گفتنی است تعدادی شاعر و بازیگر تئاتر هم به طور استند بای " در کنار صحنه حضور دارند
که اگر خدای نکرده کاشف به عمل آمد حرکت رئیس جمهور معنای خاصی نداشته " یک
معانی ایی که به جایی بر نخورد " برای حرکت مزبور اختراع کنند
<<
>>
. ث .
. خب دیگر همه چیز برای زاد و ولد مهیاست
. دکتر رحیم پور ازغدی که در شبکه ی اول به خانمها گفته مرده شور هیکلتان را ببرد " چرا
باردار نمی شوید ؟
. بعد یک خانم محترمی در شبکه ی سوم به تفصیل توضیح داد که اگر در کدام یک از ایام
هفته اقدام به تولید بچه کنید " بچه ی تان چه ویژگی هایی خواهد داشت
. مسئول محترم دیگری هم که اعلام کرده برای هر یک از تولیدات یک میلیون تومان حساب
قرض الحسنه باز می کند
. یعنی دوستان تصمیم گرفته اند که بچه دار شویم " روز و ساعتش را معین می کنند "
برای بچه حساب هم باز می کنند
. به نظرم دیر بجنبیم " دوستان به جای ما " بچه دار هم می شوند !
<<
>>
. ج .
. وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه گفت :
. طی هشت ماه گذشته یک میلیون ایرانی به ترکیه سفر کردند
. وی افزود :
. تبلیغات گردشگری بدون تصاویر دریا یا پلاژ اساسا غیر ممکن و بی معنی است " ولی
ایران نیز موقعیت مختص خود را دارد و رعایت آن نیز الزامی است
. راست هم می گوید " تبلیغات بدون دریا و پلاژ بی معنی است
. یعنی همه ی معنای ترکیه در همین دریا و پلاژ نهفته است
. حالا این معنی یا در موجهای آبی شناور است یا روی شنهای طلایی آرمیده یا معنای
پیچیده ایی است و دارد خودش را خشک می کند
. این یک میلیون نفر هم که همگی مردمانی معنا گرا
. یعنی ولشان کنی " معنا و مفهوم را از دل سنگ هم بیرون می کشند !
. چ .
. محمد مایلی کهن " در حالی که کم مانده بود گریه کند " گفت :
. << بروید میدان میوه و تره بار را ببینید که چگونه پیرزنها از داخل زباله ها "
میوه های خراب را جدا می کنند و برای مصرف به خانه هایشان می برند >>
. در پی این پیشنهاد عدالت گستر " جمعی از مربیان " بازیکنان " ستاره ها و لیدرهای
لیگ برتری " ضمن مراجعه به میدان تره بار " دیدند که چگونه پیرزنها از داخل زباله ها
میوه های خراب را جدا می کنند و برای مصرف به خانه هایشان می برند " و پس از رویت
این صحنه " برای ادامه ی تمرینات " مسابقات و عقد قراردادهای تازه به باشگاههای خود
عزیمت کردند !
<<
>>
. ح .
<< شعر خوانی سر قبر ! >>
. یکی از شاعران سپید سرای کشور " که دست بر قضا وزیر آموزش و پرورش هم هست "
در قطعه شعری " نهاد ناآرام هستی را با استفاده ی بهینه از قوه ی خیال به طرز
خارق العاده یی به تصویر کشیده و در بستر انفجاری از کلمات " روح آفرینش را در کالبد واژه
در فرازنای تاریخ ثبت نموده است !
. تماشا کنید :
<< بخار شدن یک قطره
. در کویر
. یعنی جیغ زدن آب
. اما وقتی
. این قطره به دریا می رسد
. احساس خوشبختی می کند ..... >>
. جمعی از ناظران ادبی اعلام کردند این قطعه شعر " می تواند نقطه ی عطفی در تاریخ
ادبیات و مدیریت ایران زمین باشد و به حمید رضا حاجی بابایی پیشنهاد کردند " حالا که
چیزهای دیگر را جدی نگرفته است " شعر را جدی بگیرد !
. این شاعر پس از قرائت این قطعه شعر " در حالی که از خود بی خود شده بود " گفت :
. << سازمانها این همه ناهار می دهند " ما حرفی نمی زنیم " یکبار به
فرهنگیان افطاری دادیم " گفتند از کجا آوردی ؟ از قبر جنابعالی ! >>
. ما ضمن حمایت از آقای حاجی بابایی " شاعر و وزیر آموزش و پرورش " به کلیه ی نهادها
و سازمانهایی که برای مخارج جاری دچار مشکل هستند پیشنهاد می کنیم " ضمن مراجعه
به << قبر جنابعالی >> کسری خود را جبران نمایند !
<<
>>
. خ .
<< آگهی ترحیم >>
. باورم نیست تو پل رفتی و خاموش شدی
. بهر اسرار جهان روکش و درپوش شدی
. با کمال تاسف و تاثر " خبر درگذشت ناگهانی هشت پایی مهربان " اختاپوسی
زحمت کش " موجودی خاطره انگیز و کار راه انداز " پل پیشگو " مشهور به هشت پای
پیشگوی جام جهانی را به اطلاع شما هم میهنان گرامی می رسانیم
. به همین مناسبت مجلس ختمی در اقیانوس آتلانتیک " عمق ۵٠٠ پایی " دره ی زیر آبی
اختاپوسها برگزار خواهد شد
. ضمنا هزینه ی مراسم هفت و چهل نیز صرف امور خیریه خواهد شد
. حضور شما تسلی بخش بازماندگان خواهد بود
. از طرف :
. فرزندان " دامادها " عروسها " خانواده های داغدار و جمعی از علاقه مندان !
<<
>>
. د .
<< آگهی افتتاح >>
( فروشگاه بزرگ شانگهای افتتاح شد )
{ کلیه ی اجناس از تولید به مصرف }
(( تولید در شانگهای " مصرف در تهران ))
. لپ تاپ آی بی ام اصل آمریکا " قابلمه ی دردار " رم موبایل " زعفران اصل قائن " رژلب ٢۴
رنگ " نخودچی " کمپوت آناناس " دریل بوش اصل آلمان ! " تسبیح شامقصود انگوری "
شلوار کردی " ال سی دی سونی اصل ژاپن " رکعت شمار دیجیتال " چراغ علا الدین "
پسته ی اصل دامغان " چادر نماز " ظرف ملامین " ترشی هفت بیجار " گل مصنوعی "
سنگ پا اصل قزوین " پتو یک نفره " واکس مو " گلابی تازه " انگشتر فیروزه ی اصل نیشابور "
لیف حمام " تنبک اصل حلمی " قند حبه ی فریمان " قاب خاتم و ......
. مکان :
<< به زودی در همه ی نقاط ایران >>
. ذ .
<< با گل آقا >>
( منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله ی گل آقا )
<< قسمت اول >>
<<
>>
( شماره اول / سه شنبه اول آبان ١٣۶٩ )
<< تقاضا .... ! >>
. روزنامه ی کیهان در صفحه ی اول خود تیتر زده بود :
. << درخواست رئیس دانشگاه صنعتی شریف از سازمان ملل برای جلوگیری از
تخریب ٣٠٠٠ مسجد در هند ! >>
. با توجه به اینکه دهها مشکل ریز و درشت دانشگاه صنعتی شریف از جمله بودجه ی
تحقیقاتی و مسکن دانشجویان و کتابهای درسی و کمک هزینه های تحصیلی آنان حل
شده است " تقاضای رئیس این دانشگاه از سازمان ملل برای جلوگیری از تخریب ٣٠٠٠
مسجد در هند اقدامی بسیار مهم و حیاتی محسوب می شود
. آخرین خبر تائید نشده حاکی است که رئیس پلی تکنیک تهران نیز از سازمان وحدت
آفریقا درخواست کرده است به مساله ی کشمیر رسیدگی کند و در همین راستا رئیس
مجتمع فولاد اهواز هم از شورای امنیت خواستار سرنگونی رژیم حاکم بر افغانستان شده
است !! << نویسنده : بطلمیوس ! >>
<< کدام بهتر است >>
. اولی :
. به نظر تو برنامه های کانال یک تلویزیون بهتر است یا کانال دو ؟
. دومی :
. مسلما کانال یک " چون برنامه هایش نیم ساعت زودتر از کانال دو تمام می شود
<< نویسنده : لبو تنوری ! >>
. ر .
<< ٣٠ سال پیش چه گذشت ؟ >>
<< قسمت سیزدهم >>
( دوشنبه ٢٠ فروردین ماه ١٣۵٨ )
- ابوالحسن بنی صدر که دیگر پیداست که برای شرکت در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری
آماده می شود با بابک زهرایی دبیر حزب کارگران سوسیالیست که به تازگی از آمریکا
باز آمده در یک مناظره ی تلویزیونی شرکت کردند
. قرار بود شبیه این مناظره ها در تلویزیون ادامه یابد که صادق قطب زاده اعلام کرد که دیگر
مناظره یی را اجازه ی پخش نمی دهد
( سه شنبه ٢١ فروردین ماه ١٣۵٨ )
- در آخرین ساعات شب " یازده تن از نامداران رژیم سابق تیرباران شدند
. غلامرضا نیک پی ( شهردار تهران ) " منصور روحانی ( وزیر کشاورزی و آب و برق ) "
سپهبد حجت ( رئیس سازمان تربیت بدنی ) " سرلشگر نشاط ( آخرین فرمانده ی گارد
شاهنشاهی ) " عبدالله ریاضی ( رئیس مجلس شورای ملی ) " عباسعلی خلعتبری
( وزیر خارجه ) " سرلشگر پاکروان ( دومین رئیس ساواک ) " سپهبد مجیدی ( رئیس
دادگاه نظامی فداییان اسلام ) " سپهبد ناصر مقدم ( آخرین رئیس ساواک ) " علامه وحیدی
( سناتور ) " سرلشگر بیات ( نماینده ی مجلس ) از آن جمله بودند
. عباسعلی خلعتبری در دادگاه اظهار داشت که شاه چند نفر را به دست خود کشت
. سپهبد حجت " شاه را پدر سوخته خطاب کرد " ریاضی از مجلس شورای ملی دفاع کرد
. تیمسار بیات گفت در کودتای ٢٨ مرداد به مصدق ظلم شد
. تیمسار پاکروان متن کیفرخواست را پذیرفت و گفت اشتباه کردم
. از میان این عده " مهندس ریاضی جزء همان گروه محصلان اعزامی دوره ی رضا شاه بود
که مهندس بازرگان نیز در بین شان قرار داشت " وی بعد از مهندس بازرگان رئیس
دانشکده ی فنی دانشگاه تهران شد
. مهندس روحانی در زمانی که مهندس بازرگان در سازمان آب تهران طرح لوله کشی آب
تهران را جلو می برد " همکار وی بود
. سپهبد ناصر مقدم در روزهای پایانی رژیم با بازرگان " سنجابی و دیگر انقلابیون مربوط بود
و نخستین حکم بازرگان به او تعلق گرفت که قرار بود به عنوان رئیس ضد اطلاعات کشور
" ساواک را سرپرستی کند
. سرلشگر پاکروان همان کسی بود که بعد از تیمور بختیار برای پاک کردن آثار خشونتها و
بدی های او به ریاست ساواک رسید " بیشتر اهل فرهنگ و کتاب بود ولی به جهت
مخالفت با نظر اسدالله علم نخست وزیر وقت که می خواست امام خمینی را اعدام کند "
تهدید به استعفا کرد و وسایل تبعید امام را فراهم آورد
. این گروه " هر کدام به دلیلی امیدوار بودند که اعدام نشوند " ولی دادگاهی که به ریاست
شیخ صادق خلخالی کار می کرد " بی هیچ ملاحظه یی احکام را صادر می کرد و به اجرا
می گذاشت
- با حضور آیت الله طالقانی که می کوشد تا در امور اجرایی درگیر نشود " مراسم تحلیف
و اعلام وفاداری شهربانی به رژیم جمهوری اسلامی اجرا شد
. آیت الله گفت ما ملتی هستیم وابسته به هم " گناهکار و بی گناه
. آنها که در پستها و جاهایی بودند که ناخواسته به طرف گناه کشیده می شدند "
مقصرین اصلی نیستند
<< پایان قسمت سیزدهم >>
<< عکسها >>
<< ابوالحسن بنی صدر >>
<<
>>
<< صادق قطب زاده >>
<<
>>
<< غلامرضا نیک پی >>
<<
>>
<< منصور روحانی >>
<<
>>
<< عبدالله ریاضی >>
<<
>>
<< عباسعلی خلعتبری >>
<<
>>
<< سرلشگر پاکروان >>
<<
>>
<< سپهبد ناصر مقدم >>
<<
>>
<< شاه >>
<<
>>
<< مصدق >>
<<
>>
<< رضا شاه >>
<<
>>
<< مهندس بازرگان >>
<<
>>
<< تیمور بختیار >>
<<
>>
<< اسدالله علم >>
<<
>>
<< امام خمینی >>
<<
>>
<< صادق خلخالی >>
<<
>>
<< آیت الله طالقانی >>
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٩/۸/۱۱ - مجید |
<< 114 >>
. الف .
. ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد / در دام مانده باشد " صیاد رفته باشد
. آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله / درخون نشسته باشم چون بادرفته باشد
. خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا / صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد
. از آه دردناکی سازم خبر دلت را / روزی که کوه صبرم برباد رفته باشد
. پرشوراز حزین است امروزکوه وصحرا / مجنون گذشته باشدفرهادرفته باشد
( حزین لاهیجی )
. ب .
. سخنگوی وزارت امور خارجه ی ایران گفته << بهره گیری از ابزار خشونت و
اعمال زور در قبال راهپیمایی صلح آمیز مردم کانادا " غیر قابل توجیه است >>
. همچنین ایران نقض حقوق بشر در کانادا را محکوم کرد
. ما هم محکوم می کنیم نقض حقوق بشر و بهره گیری از ابزار خشونت و اعمال زور در
قبال راهپیمایی صلح آمیز مردم رو در ........... ! کانادا !
. پ .
. در خبرها خواندیم فرماندهان ایستگاههای فضایی بین المللی اجازه ی رابطه ی
جنسی به فضانوردان را نمی دهند
. آگاهان و کارشناسان دلیل این اقدام را جلوگیری از ایجاد زلزله در فضا اعلام کردند !
. ت .
. یکی از سایتها نوشت :
. اخیرا برخی فروشگاهها در مناطق شمال تهران اقدام به عرضه ی نوعی قطره ی
خوراکی با خاصیت تحریک جنس مخالف کرده اند ! به گزارش این سایت این قطره نوعی
مایع است که از سوسکهای اسپانیا استخراج می شود ! با استفاده از این مایع "
سوسکهای نر " سوسکهای ماده را فریب داده و از آنها برای برقراری رابطه ی جنسی
دعوت به عمل می آورند
. این خبر توضیح ندارد " چون خود ما هنوز هجده سالمان نشده ! و چون هنوز در خیلی
از موارد از گچ سوسک کش استفاده می کنیم !
<<
>>
. ث .
. محمد رضا خباز " نماینده ی مجلس گفت :
. << بانک مرکزی مجبور است در راستای حمایت از سیاستهای دولت آمار
نادرست و به سود دولت ارائه دهد ! >>
. ما از این که همه دارند آمار هم را می گیرند استقبال می کنیم " اما بی صبرانه
منتظریم که برادرا آمار همدیگر را رو کنند
. اما این را بی خیال شوید
. فقط آمار بانک مرکزی را بچسبید
. جوک مرتبط :
. می گویند کسی یک بار در جلسه ایی داشت تعریف می کرد :
. یه روز داشتم توی دریا شنا می کردم که یه دفعه یه نهنگ اومد طرفم تا من رو بخوره..
من هم ترسیدم و شروع کردم به شنا کردن .... نهنگه سرعتش رو زیاد کرد و چیزی
نمونده بود که من رو بخوره که من یه دفعه از درخت رفتم بالا و نجات پیدا کردم !
. وقتی قصه به اینجا می رسه " آبدارچی جلسه که داشته استکانها را جمع می کرده "
از او می پرسد :
. << ببخشین آقای مهندس ! اون وقت شما چه جوری وسط دریا و واسه ی
اینکه نهنگ نخوردت " رفتی بالای درخت ؟ هان چه جوری آقای مهندس ؟ >>
. گویا فرد مذکور با اشاره ی غیر مستقیمی گفته است :
. << مجبور بودم می فهمی ؟! مجبور بودم ! >>
. ج .
. << آشپزخانه ی اوپن نماد روسپیگری معماری مدرن / لایی کشیدن در
خیابانها یک کنش سکسشوال / داخل کردن یک توپ درون دروازه و لذت
حاصل از این فعل .... لایی زدن به حریف ...... کنشهایی سکسشوال هستند /
پژو ٢٠۶ از محصولات سکسشوال خودروسازی است و..... >>
هیات ژوری این وبلاگ اکبر جباری " نویسنده ی این جملات ناز و کاربردی در سایت
رجا نیوز را " به عنوان نازنین هفته معرفی می کند !
. چ .
<< پرتاب انسان به بالا >>
. شنیدیم به سلامتی قرار است که نخستین انسان ایرانی هم به فضا پرتاب شود "
آن هم توسط ماهواره
. منتها هر چه فکر می کنیم وقتی ماهواره ها پارازیت دارد و چیزی را دریافت نمی کند
چطوری می تواند چیزی را پرتاب کند ؟! آن هم چیزی مثل انسان ؟ واقعا ما نمی دانیم
. در راستای همین حرف ما " الان یکی از کارشناسان اعلام کرد :
. << ما در ایران دو نوع ماهواره داریم
. یکی را از پشت بام به پایین پرت می کنند " یکی را از زمین به فضا پرتاب
می کنند >>
. ح .
<< تیتر و زیر تیتر >>
. تیتر :
. پور حسین مدیر شبکه ی آموزش سیما :
. چند بار ربنای شجریان را از شبکه ی هفت پخش کردیم
. زیر تیتر :
. لطیفه ی مرتبط :
. یک آقایی داشته با همسرش در خیابان راه می رفته
. یک دفعه چند تا جاهل می آیند و یک خط قرمز جلوی پای آقاهه می کشند و خانم
آقاهه را می برند آن ور خط و باهاش مشغول گفت و گوی نزدیک از نوع سوم می شوند !
. بعد هم به آقاهه می گویند << پات رو از خط بذاری این وری می زنیم چشمت
رو در میاریم ! >>
. وقتی گفت و گوی جاهل ها با خانم آقاهه تمام می شود " سوار موتورهایشان
می شوند و می روند
. مردم می آیند سراغ آقاهه و می گویند :
. << واقعا که ! به تو هم می گویند مرد ؟ چرا هیچ کاری نکردی ؟ >>
. آقاهه می گوید << شماها ندیدید .... من کلی اعتراض مدنی کردم .... >>
. مردم می پرسند :
. << یعنی چی کار کردی ؟ ! >> آقاهه می گوید :
. << وقتی جاهل ها حواس شان نبود من چند بار پایم راگذاشتم این ورخط >>
<<
>>
//////////////////////////////////////////////////////////
. تیتر :
. جوانفکر مشاور احمدی نژاد :
. چرا فلان دختر حجابش را رعایت نمی کند این مسئله یک ناهنجاری اجتماعی است
که دلایل زیادی دارد اما یکی از دلایلش تخریب رئیس جمهور در صحن مجلس است
. زیر تیتر :
. بدون شرح !
<<
>>
//////////////////////////////////////////////////////////
. تیتر :
. رحیم مشایی :
. من بارها گفته ام ایران یک عبارت معنوی است " یک ذکر است " ایران مظهر عدالت
علوی است مظهر نهضت حسینی است " انقلاب ما شعار اصلی اش این بود "
اندیشه ی اسلام ناب اینجاست " در این سرزمین است " در منطق ایرانیان است "
در شیر پستان زنان ایرانی است !
( تشویق شدید حضار ) ( به نقل از سایت الف )
. زیر تیتر :
. باز هم بدون شرح !
<<
>>
. خ .
. محمد علی ابطحی در وبلاگ شخصی اش نوشته بود :
. << پارسال مثل امروزی دادگاه داشتیم
. روز قبلش تمرین کرده بودیم
. چه روزی بود ..... >>
. البته بینندگان عزیز تمرین را ندیدند " یک راست نشستند پای مسابقه
. آقای ابطحی هم که حالا حس نوستالژیکش شکفته " دوباره اضافه وزن پیدا کرده "
دنبال یک رژیم مناسب می گردد
. به نظرم ایشان چند بار دیگر از این جور خاطرات یادش بیاید " می برند یک فوتبالیست
خوب از او می سازند می دهندش تیم ملی
<<
>>
. د .
. حسین سهیلی زاده " کارگردان سریال فاصله ها گفت :
. << رابطه ی لیلا و محسن هم رابطه ی نامشروعی نیست " چون وقتی به
هم می رسند " قصد دارند مشکلات هم را برطرف کنند >>
. واقعا هم همین طور است
. شما خیابانهای فرشته و جردن را هم که بچرخید " همه شال و کلاه کرده اند که
مشکلات هم را حل کنند
. فقط بعضی ها مشکلاتشان زیاد است " بعضی ها مشکلاتشان سخت حل می شود "
بعضی ها هم مشکلاتشان را به زور حل می کنند
. یک عده هم هستند که کلید حل مشکلاتشان پیدا نمی شود " به دست خودشان
مشکل را حل می کنند !
<<
>>
. ذ .
. حجت الاسلام زم گفت :
. << یک عروسک خوب عروسکی است که بتوان با آن به راحتی بازی کرد و
به اصطلاح یک دل سیری با آن ور رفت
. باربی را می توان برهنه و بی لباس هم خرید .... لباسهای خوب و فاخر و
غیر قابل انعطاف دارا و سارا مانع از ور رفتن بچه ها با آنهاست ! >>
. واقعا هم الان بزرگ ترین مشکل کشور این است که پس بچه ها با چی ور بروند
. دارا و سارا که هم وطن اند " خوبیت ندارد
. به نظرم به همان باربی ور بروند که هم آقای حسن عباسی گفته نماد استکبار است "
هم آقای زم می گوید خیلی قابل دسترس تر است
. تازه یادشان می دهیم آن قدر ور بروند تا جان استکبار از دماغ باربی بیرون بزند !
<<
>>
. ر .
. دکتر احمدی نژاد در همایش ایرانیان خارج از کشور خطاب به کشورهای غربی گفت :
. << آن ممه را لولو برد ! >>
. به کسانی که بتوانند حدس بزنند مترجم ها این جمله را چطور برای خارجی های
حاضر در همایش ترجمه کرده اند و به جای آن چی گفته اند " جوایز نفیسی اهدا
می کنیم
<<
>>
. ز .
<< ٣٠ سال پیش چه گذشت ؟ >>
<< قسمت دوازدهم >>
( پنج شنبه ٩ فروردین ماه ١٣۵٨ )
- اعلام شد که سرهنگ قذافی رهبر لیبی قصد داشت به تهران سفر کند " ولی به جهت
همه پرسی این سفر به بعد موکول شده " بعدها گفته شد که رهبر انقلاب " تا روشن
شدن ماجرای امام موسی صدر " رهبر شیعیان لبنان که گفته می شد در لیبی تحت
نظر است " از پذیرفتن قذافی خودداری می کند
. در بین مسئولان دولتی و افراد انقلابی بر سر روابط با لیبی اختلاف وجود دارد
. محمد منتظری از جمله کسانی است که معتقد است ایران باید بدون توجه به هر
مشکلی " روابط خود را با لیبی گسترش دهد
( چهار شنبه ١۵ فروردین ماه ١٣۵٨ )
- اعضای هفت گروه مبارز اسلامی " با یکدیگر متحد شده و نام << سازمان
مجاهدین انقلاب اسلامی >> بر خود نهادند
. سازمان مجاهدین خلق در اعلامیه یی نسبت به این نامگذاری اعتراض کرد
( پنج شنبه ١۶ فروردین ماه ١٣۵٨ )
- حسینیه ی ارشاد " پس از ٧ سال که از تعطیل آن می گذشت " با یاد دکتر علی
شریعتی گشوده شد " در جریان بازگشایی حسینیه ی ارشاد علاوه بر پدر و فرزند
دکتر شریعتی " دکتر ابراهیم یزدی " دکتر میناچی و دکتر محمد جواد باهنر سخن
گفتند
( جمعه ١٧ فروردین ماه ١٣۵٨ )
- چاپ عکسهای سکسی درباریان سابق در مطبوعات ممنوع شد
. پس از انقلاب چند تن از اعضای سابق گارد شاهنشاهی با فروش آلبوم عکس
خصوصی خانواده ی شاه امکان دادند تا این عکسها در چند نشریه چاپ شود
( شنبه ١٨ فروردین ماه ١٣۵٨ )
- نماینده ی تلویزیون فرانسه در زندان قصر مصاحبه یی با امیر عباس هویدا نخست
وزیر اسبق انجام داد که با پخش آن سر و صدای بسیار در اروپا به راه افتاد
. هویدا در ابتدای این مصاحبه که با حضور نماینده یی از اداره ی زندان صورت گرفت "
کوشید تا به زبان فرانسه به خبرنگار بگوید که باید نجاتش داد وگرنه اعدامش حتمی
است
- محاکمه ی امیر عباس هویدا در دادگاه انقلاب آغاز شد
. هویدا بعد از شنیدن کیفر خواست طولانی " در حالی که با یک بلوز ساده و یک
یادداشت در وسط سالن دادگاه نشسته بود " شکسته و لاغر شده بود " گفت این یک
سیستم بود که در زمان من به وجود نیامد ..... تمام گناهان را به گردن من نیندازید
. ادم به قدر کافی در این دنیا گناه می کند " گناهان دیگران را لازم نیست به آن اضافه
کنید
. وی در قسمتی از دفاعیاتش گفت اگر من همه چیز را نمی گویم احساس می کنم
ممکن است برای دولت فعلی اشکالاتی ایجاد کند که نمی خواهم ... دادگاه چهار
ساعت طول کشید و کمتر از یک ساعت بعد " در شور بود و حکم اعدام و مصادره ی
اموال صادر شد و پس از چند لحظه حجت الاسلام خلخالی حاکم شرع دادگاه " خود
نظارت کرد تا حکم به اجرا درآید
. بعدا فاش شد که برای جلوگیری از فشارهای بین المللی و تشبثات هواداران حقوق
بشر و اقدامات دولت " تلفنهای زندان قطع شده بود " وقتی حکم اعدام هویدا اجرا شد "
ادگار فور شخصیت نامدار فرانسوی و نخست وزیر سابق آن کشور درراه بود تا برای
دفاع از هویدا در دادگاه او حاضر شود
. از جمله اقداماتی که برای آزادی هویدا صورت گرفت " بیانیه یی بود که بیشتر
روشنفکران نامدار اروپا مانند ژان پل سارتر و سیمون دو بووار آن را امضا کرده و از رهبران
ایران خواسته بودند که محاکمه ی هویدا با حضور وکیلان بین المللی و علنی باشد
. مهندس بازرگان نخست وزیر " ساعتی بعد از اجرای حکم اعدام هویدا از آن باخبر شد
<< پایان قسمت دوازدهم >>
( عکسها )
. سرهنگ قذافی .
<<
>>
. امام خمینی .
<<
>>
. امام موسی صدر .
<<
>>
. شهید محمد منتظری .
<<
>>
. دکتر علی شریعتی .
<<
>>
. دکتر ابراهیم یزدی .
<<
>>
. دکتر ناصر میناچی .
<<
>>
. شهید دکتر محمد جواد باهنر .
<<
>>
. امیر عباس هویدا .
<<
>>
. مرحوم حجت الاسلام خلخالی .
<<
>>
. ژان پل سارتر .
<<
>>
. سیمون دوبوار .
<<
>>
. مهندس مهدی بازرگان .
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٩/٦/٢٢ - مجید |
<< 113 >>
. چند سرنوشت !!!! .
(سرنوشت ١ ) :
. سلام دوستان خوبم" این بار قبل از شروع مطالب این پستم مزاحم شدم تا نسبت
به تاخیراتی که در آپ کردن این مثنوی ! داشتم از شما عذرخواهی کنم
. فوت یکی از اقوام (عمه) و درگیر بودن در مراسم آن مرحومه و همچنین چند مسافرت
و گرفتاریهای اداری (بیمه و دارایی) و کمی هم بی انگیزگی باعث این تاخیر شد که
امیدوارم بر من ببخشایید و برای شادی آن مرحومه هم فاتحه یی نثار کنید
(سرنوشت 2 ) :
. دوست خوبم خانم آزاده جمشیدی راد نویسنده ی وبلاگ دیباچه که لینکشون تو
لینکستان بنده ثبت شده و از دوستان وبلاگی بنده هستن به سلامتی کتابی منتشر
کردند که با اینکه کمی دیر شده ولی به قولی که به ایشون درمورد معرفی کتابشون
داده بودم عمل می کنم و از دوستانی که مایل به خرید این کتاب هستند دعوت می کنم
تشریف ببرن به این آدرسی که در زیر خواهم آورد :
کتاب مجموعه ی برگزیده از سخنان بزرگان
( سرنوشت 3 ) :
. و اما این محمد پسر عزیزم به سلامتی و برای بار دوم یه وبلاگ برای خودش درست
کرده و از شما میخواد که به اون وبلاگ هم سری بزنین
. یه چند سال قبل که محمد کوچیکتر بود با اصرار زیادی که از من کرد براش یه وبلاگ
تو میهن بلاگ درست کردم که توش خاطراتی رو که یادداشت میکرد وارد وبلاگش هم
می کرد که بعدها بی میل شد و وبلاگش هم پاک شد
. این بار اما با علاقه ی بیشتر و کمی هم تجربه ی بیشتر اومده تا یه وبلاگ نویس قابل
بشه " وبلاگش در زمینه ی گیم و بازیهای رایانه یی ( چیزی که من به شدت ازش
متنفرم ! ) هست !
. دوستان اگه لطف کنن و سری به وبلاگ محمد بزنن و دلگرم و خوشحالش کنن منت
بر سرم گذاشتن و شرمنده ام خواهند کرد :
یادداشتهای یک وبلاگر نوجوان
. پایان سرنوشتها . //////////////////////////////////////////!
. الف .
. دلم گرفته " ای دوست ! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم " کجا روم " کجا " من ؟
. کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم " به کنج تنگنا " من
. نه بسته ام به کس دل " نه بسته کس به من نیز
چو تخته پاره بر موج " رها "رها " رها " من
. زمن هر آنکه او دور " چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک " ازو جدا " جدا " من !
. نه چشم دل به سویی " نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا " من
. زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟
که گویدم به پاسخ " که زنده ام چرا من ؟
. ستاره ها نهفتم " در آسمان ابری
. دلم گرفته " ای دوست ! هوای گریه با من .....
( سیمین بهبهانی )
<<
>>
. ب .
. با توجه به اینکه وضعیت مملکت گل و بلبل است و تا اطلاع ثانوی همه چی آرومه "
تو به من دل بستی " این چقدر خوبه که " تو کنارم هستی " همه چی آرومه " غصه ها
خوابیدن " شک نداری دیگه " تو به احساس من " همه چی آرومه " من چقدر خوشحالم
پیشم هستی حالا " به خودم می بالم " تو به من دل بستی " از چشات معلومه "
من چقدر خوشبختم " همه چی آرومه " هیات داوران این وبلاگ ! حمید طالب زاده
خواننده ی مزخرفات بالا را ! به عنوان خوشحال هفته انتخاب کرد !
<<
>>
. پ .
. کیپ ورد " کومور " جیبوتی " کنیا " ماداگاسکار " موزامبیک " سیشل " تانزانیا "
توگو " اوگاندا " بولیوی " دومینیکا " اکوادور " هائیتی "نیکاراگوئه "ونزوئلا " ارمنستان "
بنگلادش "اندونزی "مالزی " نپال " عمان " سریلانکا " تیمور شرقی " کوزوو "
جزایر کوک " سوریه "پالائو " ساموآ " تو والو و .....
. اینها اسامی اکثر کشورهایی است که ایرانیان را بدون روادید می پذیرند !
. به همین دلیل پاسپورت ایرانی به عنوان محبوب هفته معرفی می شود
. ت .
. رحیم مشایی مدتی نبود
. یعنی رحیم مشایی بود اما جایی نبود که ما به عنوان یکی از دانشمندان جوان به
درک مطلبش بپردازیم
. برای همین سریع می رویم تو کار آقا رحیم مشایی و مطلبی از ایشان را درک
می کنیم
. رحیم مشایی در خصوص ورود خواننده های لس آنجلسی به داخل کشور و اینکه
گفته می شود با مجوز وی این کار صورت گرفته است فرمایش فرموده اند :
<< سئوال شما دو بخش دارد اینکه من مجوز دادم بنده اصلا مسئول این کار
نیستم >>
. با توجه به سئوال و جواب بالا " در حال حاضر رحیم مشایی مسئول چه کاری است ؟
( 3 نمره )
. الف - مسئول پرداخت وام 120 میلیونی و برگزاری نمایشگاه عکس آبها و حبابهای
هدیه تهرانی در تهران و کیش
. ب - مسئول رصد فرشتگان در آسمان ایران
. پ - مسئول گفتگو با خبرنگار ترکیه در مورد شما هم حجابت قشنگه ها !
. ت - مسئول بررسی عملکرد مدیریت پیامبران
. ث - مسئول سفر به هند
. ج - مسئول دیدار با مهتاب کرامتی و محمد رضا گلزار ( البته به صورت سوا )
. چ - مسئول دوستی با ملتهای اسرائیل و آمریکا و اینا
. ح - مسئول همه چیز به صورت کلی
. با توجه به حضور حبیب " معین و بیژن مرتضوی در ایران و شایعه ی ملاقات با رحیم
مشایی " به سئوالات زیر پاسخ دهید
. 1 - سوسن کوری چه گناهی کرده بود که عمرش به دوره ی مشایی " قد نداد تا به
ایران سفر کند ؟ ( نیم نمره )
. 2 - با رسم شکل احتمال حضور دیگران را در تهران بررسی کنید ( 5 نمره )
. 3 - احتمال برگزاری یک کنسرت مشترک با حضور شهرام شب پره و رضا صادقی را از
هر نظر بررسی کنید ( نیم نمره )
. 4 - عکس سوزان روشن را در میدان پاستور بکشید ( 3 نمره )
. رحیم مشایی در خصوص انتقادات محمود احمدی نژاد نسبت به اجرای طرح حجاب و
عفاف گفت :
<< ایشان دو بحث داشته اند یکی در مورد نحوه ی عمل و اقدام و یکی راجع
به نوع اقدام است
ایشان توضیح دادند اینکه از کسی سئوال کنند شما با هم چه نسبتی دارید
رئیس جمهور اصل این کار را قبول ندارد >>
. مطلب فوق را به صورت کلی درک کنید و به کسی هم چیزی نگویید (3 نمره )
<<
>>
. ث .
<< علی پروین در هیئت مدیره ی پرسپولیس >>
. وی در این باره گفت :
. به نظر من { ... } برای همین { ... } مثلا همین آقای سعید لو خیلی { ... } اما اگه باز
هم دایی بخواد { ... } من گفته باشم که { ... } در نتیجه { ... } فهمیدی ؟
<<
>>
. ج .
<< ارمغان >>
. چشم من بر کدام آینده است ؟
. حکم من در کدام پرونده است ؟
. خنده هایم چقدر پر گره
. زخمهایم چقدر پر خنده است !
. من چه دارم که با شما گویم ؟
. اززبان دلی که شرمنده است
. از کدام " از چه " از کجا گویم ؟
. سوژه های غمم پراکنده است !
. یک گلو بغض " یک غزل فریاد
. ارمغانم به نسل آینده است ......
( فاطمه راکعی )
<<
>>
. چ .
. ترکیه روزانه 750 هزار بشکه نفت وارد می کند و ما 5/2 میلیون بشکه صادر
. رشد اقتصادی ترکیه نزدیک ده درصد است و از آن ما در سال گذشته 3/2 و امسال
1 و در سال آینده منفی خواهد بود
. در بین 20 دانشگاه معروف کشورهای اسلامی " 14 دانشگاه از ترکیه است و ما 2
دانشگاه داریم
. ترکیه تورم خود را کنترل و اشتغال خود را افزایش داده و ما تازه در آستانه ی تورمی
هشدار دهنده قرار داریم و اشتغال ما رو به کاهش است
( بخشهایی از مصاحبه ی محمد حسین رفیعی با مجله ی چشم انداز ایران )
//////////////////////////////////////////////////////////
. اگر قرار باشد مقدار گازی که امروز در کشور مصرف می شود همچنان ادامه یابد نه
گاز برای صادرات داریم نه برای تزریق " از این رو خیال همه از این بابت راحت باشد
. کما اینکه اکنون تزریق به مخازن متوقف و گاز آن تحویل شبکه ی داخلی برای مصرف
شده است
. متوسط مصرف روزانه ی گاز در کشور 450 میلیون متر مکعب است حال آنکه مصرف
روزانه ی کل اروپا 600 میلیون متر مکعب است
. چه منطقی حکم می کند مصرف روزانه ی ما 450 میلیون متر مکعب باشد
. این معادل 3 میلیون بشکه نفت است
( بخشهایی از مصاحبه ی اکبر ترکان با مجله ی چشم انداز ایران )
. ح .
. حسن رحیم پور ازغدی " عضو محترم شورای عالی محترم انقلاب فرهنگی و
سخنران محترم و محبوب سیما در جمع تعداد زیادی از بانوان محترم افزود :
<< هم اکنون برخی خانمها می گویند بچه دار نمی شویم برای اینکه هیکل
مون به هم می خوره
. ای مرده شور این هیکلت رو ببرن
. هیکل رو می خوای برای آخرت ؟ تو این هیکل رو می خوای چی کار کنی ؟
غیر اینه که هیکل ات رو می خوای ببری تو قبر یا اینکه می خوای هیکل ات
رو ببری تو خیابون نشون بدی
. استفاده ی هیکل ات برای شوهرته و برای بچه آوردن >>
. این آقای رحیم پور ازغدی علاوه بر اینکه خیلی با ادب و شیرین بیان است " سرعت
بسیار خوبی هم دارد
. دوستان قدیم ها تا حریم خصوصی پیش می آمدند " الان حریم را رد کرده اند "
رسیده اند به خصوصی
. به نظرم یک سرعت گیر برای ایشان بگذارند تا شخصا نیامده بالای سرمان
<<
>>
. خ .
. خبر گزاریها خبر دادند یکی از مجریان زن سیما در یک برنامه ی رسمی به مناسبت
روز جوان در سالن همایشهای برج میلاد پس از پخش یک موزیک شاد گفت :
<< مگر می شود با این آهنگ موزون یک تکانی به خود ندهیم >>
. مجری این حرف را می زند و درست روی سن چرخی می زند و دستانش را روی هوا
تکان می دهد
. بالاخره هوا گرم است و موزیکها همه دامبول " از این اتفاقات می افتد
. فقط من نمی دانم چرا ما را برای این چنین جشن هایی دعوت نمی کنند
. بالاخره تکانی " چیزی
. یا حتی چرا این مراسم را از همین سیما پخش نمی کنند " یعنی چی که ما هر چی
کانال عوض می کنیم یا احمد زاده است یا روشن پژوه که نه برایمان می چرخند " نه
دستشان را هوا می کنند " نه تکانی به جایی می دهند " والله
. د .
. آیت الله هاشمی رفسنجانی نسبت به حذف << روحانیت اصیل " مبارزین
استخوان خرد کرده و یادگاران جبهه و جنگ >> هشدار داد
. به گزارش ایلنا رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به مناسبت پنجم مرداد سالروز
عملیات << مرصاد >> ضمن تشریح دیدگاه خود در این باره تاکید کرد :
<< به جوانان عزیز توصیه می کنم در بازار پر رنگ و لعاب سیاست که این
روزها با ورود و خروج های مشکوک عده یی آلوده شده است " مواظب باشند
که مبادا بازیچه ی نیات پلیدی شوند که پشت سخنان گمراه کننده پنهان
شده اند
گروهی روحانیت اصیل " مبارزین استخوان خرد کرده " یادگاران جبهه و جنگ "
مدیران ارزشمند سابق " مردم هوشمند و مهم تر از همه اندیشه های تابناک
و یادگاران امام را مانع زیاده خواهی سیاسی خویش می دانند و برای انزوا و
طرد آنان از هیچ کوششی دریغ نمی کنند >>
. وی در عین حال خاطر نشان ساخت :
<< البته مردم ایران در طول تاریخ ثابت کرده اند که نمی گذارند گروهی با ایجاد
جزر و مدهای سیاسی در اقیانوس اندیشه های آنان موج سواری کنند و
انقلاب اسلامی را که حاصل خون صدها هزار شهید در سالهای مبارزه و
دفاع مقدس است " از مسیر درست خویش منحرف کنند >>
<<
>>
. ذ .
. خبر نگاری که از سوی خبرگزاری مهر به افغانستان سفر کرده در گزارش خود به
وضعیت قیمت دو خودرو پراید و ماکسیما در این کشور پرداخته است
. بنا به گزارش این خبرنگار در افغانستان " پراید کره یی یک میلیون و 700 هزار تومان
بوده و ماکسیما که خودرو لوکس ایرانی محسوب می شود در افغانستان حدود شش
میلیون تومان قیمت دارد
. ر .
<< بدون شرح >>
. دکتر احمدی نژاد در کنفرانس مطبوعاتی :
<< ما می توانیم طرف یک هفته " تولید بنزین را به خودکفایی برسانیم >>
<< ادامه ی بدون شرح >>
. مدیر عامل شرکت نفتی پالایش و پخش گفت :
<< برای رسیدن به خودکفایی در تامین بنزین دو سال وقت نیاز داریم >>
<<
>>
. ز .
<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>
<< قسمت یازدهم >>
( جمعه 25 اسفند ماه 1357 )
- در سراسر کشور مردم به پاکسازی شهرها پرداختند
. در هوای آفتابی در تهران مردم با جارو و سطل آب به خیابانها ریختند تا دعوت
آیت الله طالقانی را پاسخ گفته باشند
. دستگاههای رنگ پاش شهرداری دیوارهایی را که در روزهای انقلاب تبدیل به
روزنامه های آزاد شده بود و انواع پیامها و شعارها و پیغامها روی آنها نوشته شده بود "
سفید می کردند
- آیت الله طالقانی در یک مصاحبه ی مطبوعاتی به کسانی که بر محاکمات و اعدامها
در ایران انتقاد می کنند " حمله کرد و پرسید اینها چرا در زمان شاه به دادگاههای مخفی
اعتراضی نمی کردند
( دوشنبه 28 اسفند ماه 1357 )
- محمد رضا اصلانی " هژیر داریوش " کامران شیردل " رضا علامه زاده " بهمن فرمان آرا "
عباس کیارستمی " مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی تحت عنوان کارگردانان
پیشرو و مترقی سینمای ایران در نامه یی از نشانه های نگران کننده یی یاد کردند که از
بی توجهی به هنرها به چشم می آید
( شنبه 4 فروردین ماه 1358 )
- شجونی رئیس انتظامات کمیته ی انقلاب کرج اعلام داشت به دستور امام کاخها و
اثاثیه ی کاخهای سلطنتی کرج در اختیار کمیته قرار گرفته و به زودی اموال خاندان
سلطنتی حراج می شود
. در اطراف کرج مادر و خواهر بزرگ شاه کاخها و مجموعه های بزرگی داشتند که وقت
فرار اشیای قیمتی آن را بردند
. ولی مجموعه ی پزشکی موجود در کاخ مادر شاه ( شاهدشت ) و گربه ها و
طوطی های شمس در کاخ مروارید مهردشت باقی بود " در عین آن که هزاران دست
لباس قدیمی هم در صندوق خانه ها وجود داشت
. شمس پهلوی که مسیحی کاتولیک بود " پیش از فرار کلیسای اختصاصی خود را
خراب کرده بود
( سه شنبه 7 فروردین ماه 1358 )
- 15 هزار خریدار آپارتمانهای شهرک اکباتان با تعیین سه نماینده از دولت خواستند که
حسین دانشور و دیگر مدیران این مجموعه را ممنوع الخروج کنند
. این گروه اعلام داشتند که در صورت بدون جواب ماندن درخواستهایشان روز 11
فروردین در برابر نخست وزیری اجتماع می کنند
. براساس گفته ی آنها قرار بود بهای آپارتمانها بین 300 تا 700 هزار تومان باشد و هفتاد
درصد آن پرداخت شده " ولی هنوز تمام شهرک آماده نیست
( چهارشنبه 8 فروردین ماه 1358 )
- شورای موسس سندیکای ترانه سرایان " آهنگسازان و نوازندگان حرفه یی در اولین
جلسه ی خود طی نامه یی از نخست وزیر خواستند حساب آنها از خوانندگان و
نوازندگان کاباره یی جدا شود
. در آخر نامه ی آنها آمده بود << آقای نخست وزیر دورتان بگردیم " فکری به
حال ما بکنید
. نه خیلی زود " نه خیلی زیاد
. بلکه خیلی اساسی و امیدوار کننده >>
- کمیته ی مرکزی امام خمینی اعلام داشت که نام 10 خیابان و پارک تغییر کرده است
. به این ترتیب میدان 24 اسفند به میدان انقلاب " جاده ی پهلوی به خیابان دکتر
مصدق " خیابان کاخ به فلسطین " خیابان شاه به جمهوری " میدان ژاله به شهدا "
خیابان شاهرضا به انقلاب " میدان شهیاد به آزادی " پارک فرح به گلسرخی "
خیابان میکده به فدایی و پارک شاهنشاهی به ملت تغییر نام یافت
<< پایان قسمت یازدهم >>
<< عکسها >>
<< آیت الله طالقانی >>
<<
>>
<< محمد رضا اصلانی >>
<<
>>
<< کامران شیردل >>
<<
>>
<< رضا علامه زاده >>
<<
>>
<< بهمن فرمان آرا >>
<<
>>
<< عباس کیارستمی >>
<<
>>
<< مسعود کیمیایی >>
<<
>>
<< داریوش مهرجویی >>
<<
>>
<< شجونی >>
<<
>>
<< امام خمینی >>
<<
>>
<< شمس پهلوی >>
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٩/٥/٦ - مجید |
