<< 125 >>   

. الف .
. در اوج شادمانی .
. در قله ی غرور .
. در بهترین دقایق این عمر نابپای .
. در لذت نوازش برگ و نسیم صبح .
. در لحظه ی نهایت نسیان رنج ها .
. در لحظه یی که ذهن وی از یاد برده است .
. خوف تگرگ را .
. کز شاخسار باغ جدا کرده برگ را .
. ناگاه .
. غرنده تر ز رعد و شتابنده تر ز برق .
. احساس می کند .
. چون پتک جانگدازی این پیک مرگ را .

                                                                   << حمید مصدق >>

<< >> 

. ب .
. راشد الغنوشی " رهبر جنبش اسلامگرای تونس می گوید :
. مردم به خواست خودشان به بهشت می روند " کسی را با زنجیر به بهشت نمیبرند
. احکام شرع برای کسانی اجرا می شود که خواهانش باشند " چون دین اسلام
اصلا براساس آزادی شروع می شود

 

<< >>

 

. پ .
. حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی گفته :
. بسیار دوست دارم که روضه خوان خوبی باشم اما نیستم " همسرم می گوید اگر من
بتوانم مردم را بگریانم و حجت الاسلام صدیقی بتواند مردم را بخنداند امام زمان ظهور
می کند

<< >>

<< >>

 

. ت .
. اخیرا در صحیفه ی امام " جمله یی دیدم که نشان از آینده نگری و پیش بینی های

ایشان درباره ی مسائل این روزها داشت

. فرمودند :

<< بعد از من گروهی که در دل با من دشمن بودند و هستند " انتقام مرا از

یاران من می گیرند و در این انتقام گیری هم بهانه های آنها دفاع از من

است >>

 

<< >>

 

. ث .

. احمد توکلی " نماینده ی مجلس :

. دستگاه قضایی باید به خاطر مرگ یک وبلاگ نویس که در زندان فوت کرده است "

پاسخگو باشد

. توصیه می کنم به جای سخت گیری به وبلاگ نویسان به دنبال مسئولان و

صاحب منصبان فاسد و متهم به فساد باشید که این گونه بلاها را به سر مردم

می آورند

<< >>

<< >>

 

. ج .
. این روزها " فقط به این مردم نازنین فکر می کنم و به آدم های دور و برم "
آدمهایی که هیچ شباهتی به آدمهای 30 سال پیش ندارند

 

. چ .

<< بخشهایی از مصاحبه ی حجت الاسلام محمد رضا زائری با هفته نامه

همشهری جوان >>

<< >>

. ..... شهید آوینی در کتاب << رستاخیز جان >>درباره ی ویدئو جمله ی

عجیبی دارد " عظمت شهید آوینی اینجاست


. مضمونش این است که ما اصلا نباید از موضع انفعال وارد بشویم " ما این
قدر پشتوانه ی محکم و مستحکمی داریم که می توانیم در فضای مقابل تصرف کنیم
. تعبیر من است که وضعیت ما شده " وضعیت بازیکنان یک تیم فوتبال که از موضع
انفعال و از ترس اینکه گل نخوریم " همه دم دروازه ایستاده اییم " اما اتفاقا گل هم
می خوریم و کل زمین را به حریف واگذار کرده اییم
. در حوزه های مختلف این احساس را دارم
. در حوزه های فرهنگی این برخورد از موضع انفعال ما را دچار مشکل می کند " از
صدا وسیما " وزارت ارشاد تا بقیه ی دستگاهها " همه تلاش می کنند چیز
نامناسب منتشر نشود
. در حالی که روز به روز خط قرمزها جلوتر می آید
. در حالی که ما قرار است براساس داشته ها و مبانی و اصول به انتشار
موضوع بپردازیم " گل بزنیم
. وقتی فیس بوک با اینترنت ممنوع می شود " نصف قصه این است که نمی گذاریم
چیزهایی بیاید این ور " نصف دیگر این است که ما هم نمی توانیم نظراتمان
را منتشر کنیم
. هر دو را باید دید
. ..... اصلا مبنای دین آزادی و انتخاب است
. اگر دین بدون انتخاب باشد که ارزشی ندارد
. دین با اکراه وجود ندارد
. دین انتخاب آگاهانه از روی عقل و درایت و آزادانه است
. پس باید این آزادی را به مخاطب بدهیم
. اتفاقا با این آزادی آن انتخاب قیمت پیدا می کند

 

. ح .

<< استاتوسهای منتخب >>

 

. این روزا آدم جرات نداره با یکی درد و دل کنه ! یارو تا بهت ثابت نکنه از تو بدبخت تره

ولت نمی کنه

///////////////

. یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی

همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون " تازه می فهمی چه غلطی کردی !

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. اگه لاریجانی ها برادره دیگه یی هم دارن بگن

ما طاقتشو داریم !

////////////////////

. دختره استاتوس گذاشته :

<< انقدر بدم میاد از پسرایی که میان فیس بوک برا علافی >>

انگار خودش هر وقت میاد فیس بوک عمل پیوند کلیه می کنه !

///////////////////////////////////////////////////////////////////

. دختر 14 ساله توی فیس بوک نوشته :

<< از همه ی مردا متنفرم >>

فک کنم پسره همسایه شون پفکشو خورده !

////////////////////////////////////////////////////

. اگر آنجلینا جولی ایرانی بود " در نوجوانی از سوی دوست و آشنا لقب

<< لب شتری >> گرفته بود " بعد با اعتماد به نفس نابود شده اش " فوقش الان

منشی یه درمانگاه بود

////////////////////////

. امروز دیدم پشت یه نیسان آبی نوشته << من و ماشینم " شما همه >> با

توجه به شناختی که از نیسان آبی دارم " این حرفش کاملا منطقی بود !

//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. از وقتی دیه رفته بالای 150 میلیون وقتی از خونه می رم بیرون " دیگه کسی بهم

نمی گه مواظب خودت باش !

/////////////////////////////////

. دوستان عزیز یه جوری بیایید فیس بوک که اگه یه وقت ازدواج کردید " مجبور نشید

اکانتتونو بسوزونید خاکسترشم بریزید تو اقیانوس اطلس !

/////////////////////////////////////////////////////////////

. امروز یه پیکان دیدم " داغون " له له " مدل 45 اینا ..... درهاش بسته نمی شد "

برای بستن در صندوق عقب " از قسمت باربند طناب کشیده بودند تا باز نشه !

به اندازه ی پیری های صورت کرک داگلاس روش خط افتاده بود " با سرعت بیش از 30

کیلومتر هم نمی رفت " موقع دنده عوض کردن صدای شدید خرچ میداد ... بعد روی

شیشه ی عقبش نوشته بود :

هر چی دارم از دعای مادرمه ! یکی نیست بگه خوب آخه بدبخت بیچاره تو عاق

والدین شدی .... کدوم دعا ؟ !

////////////////////////////////

. استیون هاوکینگ اگه تو ایران به دنیا میومد ته تهش دعوتش میکردن ماه عسل "

از بدبختیاش می گفت " اونوقت خودشو و مادرشو و مجری با هم می زدن زیر گریه

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. اینایی که به اینترنت اکسپلورر احترام نمی ذارن ! همونان که پدر مادراشونو بعد ها

میفرستن خونه ی سالمندان !

////////////////////////////////

. ساعت 6 صبح تو رادیو گفت :

با هر کی قهرین همین الان بهش زنگ بزنین و آشتی کنین .... والله با هر کی هم که

آشتی باشیم اون موقع صبح بهش زنگ بزنیم دیگه اسممونو نمیاره ... والله به خدا !

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

. خ .

. کمی به سحر مانده

. که دلهره می ریزد

. در این دل وامانده !

. چه گونه ؟ چه می دانم !

. یکی مثلا اینکه

. از آن چه که باید کرد

. هزار دگر مانده .......

                                 ( به یاد مرحومه سیمین بهبهانی )

 

<< >>

 

. د .

<< با گل آقا >>

<< منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله گل آقا >>

<< قسمت یازدهم >>

<< شماره یازدهم - سه شنبه 11 دی ماه 1369 >>

<< >>

 

( خبر و تفسیر )

. خبر - در منطقه ی 19 شهرداری تهران " مردی بر اثر شلیک گلوله ی مامور شهرداری

به قتل رسید

. تفسیر - کی بود که می گفت شهرداری به این زودی ها پایان کار نمیدهد ؟!

                                                                             ( سیدنا )

 

. ذ .

<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله هفتگی تماشا 1349-1357 >>

<< قسمت پنجم >>

<< شماره 28 - هشتم مهرماه 1350 >>

( 25 سال روی صحنه )

. صحبت از قدمت کار شد " بد نیست سراغی هم از یکی از پر سابقه ترین زنان

بازیگر سریالها بگیریم

. 25 سال صحنه و 25 سال بازی خود عمریست و زندگی مهری مهرنیا هم که 25

سالش روی صحنه های تئاتر گذشته است " خودش نمایش دردناکی است و به

گفته ی خودش :

. از آن همه بر و بیا و خانه و اتومبیل و زندگی چه برایم مانده است ؟

. هیچ" مگر یک مادر مریض و یک اتاق کرایه یی

. دو بچه ام از کفم رفته است و سه ازدواج نافرجام داشته ام

. شانزده سالم بود که بچه ی اولم مرد

. شوهرم " برای اینکه مشغول باشم و به فکر بچه ام نیفتم " در ضمن خودش هم

فرصت خوش گذرانی داشته باشد " مرا وارد کارهای تئاتر کرد

. تا جایی که دیگر نتوانستم آن زندگی را تحمل کنم و از شوهرم جدا شدم

. این بار دیگر به دلیل احتیاج شدشد مادی بود که مجبور شدم کار کنم " از طرف دیگر"

همه فهمیده بودند که من هم عشق تئاتر دارم و هم احتیاج مادی " پس تا آنجا که

می توانستند از من زیاد کار می کشیدند و کم پول می دادند

. 25 سال مرتب بازی کردم " ولی هیچ گاه این بازی کردن راضی ام نکرد " نه از لحاظ

مادی نه از لحاظ معنوی

. دلم می خواست لااقل چیزی می شدم که " وقتی می مردم " مردم می گفتند

حیف شد

. توی این مدت خیلی بیکاری و خیلی بی پولی کشیدم

. تا پارسال در تئاترهای لاله زار کار می کردم " ولی دیگر نتوانستم تحمل کنم

. 6 ماه تمام بی پول و بیکار بودم تا با یکی از تهیه کنندگان سریالهای تلویزیونی

برخوردم و باز مشغول شدم

. حالا هم گه گاهی در پهلوانان بازی می کنم " هر چند که این بازیها کم است و

کفاف خرج مرا نمی دهد " ولی با سیلی رویم را سرخ نگه می دارم

. گاهی هم در سینما نقش های کوچکی به من می دهند

. به هر حال " فقط می توانم بگویم که قصه ی زندگی من دردناک بوده و هست

 

<< >>

<< >>

 

. ر .

<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله خواندنیها 1319-1358 >>

<< قسمت پنجم >>

( سال دوم - شماره دهم )

<< سرانجام جنگ کنونی >>

. روزنامه اطلاعات در یکی از شماره های اخیر خود پیشگویی و اظهار عقیده ی

نویسنده ی معروف انگلیسی << مستر ولز >> را درباره ی سرانجام جنگ کنونی

و سرنوشت دنیا بعد از این جنگ چاپ و منتشر کرده است

. پیشگویی نامبرده هفت سال پیش یعنی در تاریخ 5شنبه 23 فروردین 1313 در

شماره  2162 همین روزنامه چاپ شده و از آن جایی که غالب قسمتهای آن تاکنون

درست درآمده توجه عموم را نیز به خود جلب نموده است در اینجا عینا نقل می نماییم:

. مستر ولز یکی از مولفین و نویسندگان مشهور انگلستان است

. این شخص نظریات عجیبی نسبت به اوضاع عمومی دنیا دارد و اخیرا کتابی نوشته

و پیشگویی نموده است و پس از انتقاد مفصلی که از اوضاع زندگانی عصر حاضر نموده

می نویسد :

. << در سال 1940 بین لهستان و آلمان جنگی روی می دهد و در این جنگ

مدنیت فعلی ما منهدم و بناهای آن واژگون می گردد زیرا تمام ملل در آن

شرکت خواهند کرد جنگ در سال 1949 به پایان خواهد رسید انواع گازهای

مسموم کننده و میکرب امراض مختلف مسریه در این جنگ به کار برده خواهد

شد منازل و باغات و شهرها و سایر مظاهر عمران نابود و محو میگردد و دنیا

به عهد بربریت و توحش اولیه بازگشت خواهد نمود >>

. << پس از این نکبت و بدبختی مردم دنیا نمایندگانی تعیین و در کنگره یی

که در شهر بصره جهت تاسیس و ایجاد یک دولت جهانی که تمام ملل روی

زمین را تحت یک لوا قرار دهد اجتماع خواهند کرد و پس از این کنگره دنیا بر

طبق رژیمی زندگانی خواهد کرد که ابدا پیوستگی و ارتباطی با رژیمهای

کنونی زندگانی ما نخواهد داشت ! >>

 

<< خوب کرد یا بد ؟ >>

. یک نفر دوشیزه ی آمریکایی در مسافرت 6 روزه ی خود با کشتی یادداشتهایی به

شرح زیر نوشته است :

1- روز اول به واسطه ی دوری از وطن و دوستان بسیار دلتنگ و افسرده بودم

2- روز دوم به عرشه ی کشتی رفته کاپیتان کشتی را از دور دیدم جوان معقولی

به نظرم آمد

3- روز سوم در سالون نهار خوری به کاپیتان معرفی شده با هم نهار خوردیم

4- روز چهارم کاپیتان مرا به چای دعوت کرد

5- روز پنجم کاپیتان به من اظهار داشت که اگر کام مرا ندهی کشتی را غرق کرده

خود و تو و دوهزار و پانصد نفر مسافر را هلاک می کنم

6- روز ششم دو هزار و پانصد نفر مسافر را از مرگ نجات دادم

 

. ز .

<< مروری بر مطالب ماهنامه فیلم از شماره 1 تا 450 - سی سال >>

<< قسمت اول >>

( سینما در ویدئو - شماره 1 - تیرماه 1361 )

 

. موسسه ی صدا و تصویر برای اولین بار در ایران " نخستین برنامه ی ویدیویی خود را

به نمایش می گذارد

( بهارانه )

. با هنر نمایی :

. مهین دیهیم " شیده " روحی مهتدی " معصومه تقی پور " سوگند رحمانی "

محسن فربد " نعمت گرجی " منوچهر حامدی " محسن یوسف بیگ " محمد ابهری "

مهدی بهنام " ابوالفضل مطلق " هوشنگ صمدی " داود حیدری " محمد تقی شریفی "

ضیاء قریشی " حافظ محمدی و ....

. سرود ویژه ی بهارانه

. تنظیم و اجرا حیدری

. کار گروهی موسسه ی صدا و تصویر

. تکثیر و پخش از ویدیو سپید

<< >>

. مهین دیهیم .

<< >>

. شیده .

<< >>

. معصومه تقی پور .

 

<< >>

. نعمت گرجی .

<< >>

. منوچهر حامدی .

<< >>

. محسن یوسف بیگ .

<< >>

. محمد ابهری .

<< >>

. داود حیدری .

 

. ژ .

<< کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی >>

( 1360 - عبور از بحران )

<< قسمت اول >>

( شنبه 1 فروردین 1360 )

. هنگام تحویل سال " آقایان خامنه یی و موسوی اردبیلی در منزل " مهمان من بودند

. اتفاقا سال گذشته هم " همین آقایان به اضافه ی آقای بهشتی مهمان من بودند

. آخر شب " پاسداران خودمان و پاسداران مهمانها به دیدن ما آمدند و هر یک از ما

دو هزار و پانصد تومان عیدی به آنها دادیم

( پنجشنبه 6 فروردین 1360 )

. از منزل امام تلفن شد و برای روز شنبه قرار ملاقات با امام گذارده اند

. امام را خیلی دوست دارم " از خبر ملاقات خوشحال شدم

. در جبهه و بیمارستان خیلی ها از من خواسته اند صورت امام را از طرف آنها ببوسم "

ان شا الله می بوسم " بهانه ی خوبی است

( شنبه 8 فروردین 1360 )

. هشت و نیم صبح به اتفاق آقای خامنه یی به زیارت امام رفتیم

. در دفتر امام " دکتر ابراهیم یزدی و استانداران ایلام و همدان را ملاقات کردیم

. آقای خامنه یی" بار دیگر ضرر عزل سرهنگ صیاد شیرازی را گوشزد کردند " ولی امام

مطلب را بی اهمیت تلقی کردند

. آقای فخرالدین حجازی و پسر مدیر شرکت فیات از ایتالیا که مسلمان شده است به

زیارت امام آمدند و از نیازهای دانشجویان اسلامی خارج از کشور مطالبی گفتند

( یکشنبه 9 فروردین 1360 )

. آقای حسین انصاری راد نماینده ی نیشابور از عملکرد استاندار خراسان " حزب

جمهوری اسلامی " دادگاه " جهاد و سپاه شکایت داشت " گویا به دلیل این که ایشان

را با بنی صدر می پندارند " با ایشان ناسازگارند

. خبری داشتم که دکتر تقی زاده نماینده ی آقای بنی صدر در لندن " به سفارت عراق

 رفته و مدتی آن جا بوده است " قاعدتا بی ارتباط با هیات میانجی نیست

. خبر را به آقای رجایی دادم که در شورای عالی دفاع " حساب دستشان باشد

( چهار شنبه 12 فروردین 1360 )

. آقای جعفر مطهری از تجار بازار آمد و از آقای جلال الدین فارسی در اهتمام به ملی

گرایی و تایید راه دکتر محمد مصدق و محکوم کردن آیت الله کاشانی ناراحت بود

 

. آیت الله خامنه یی .

<< >>

. آیت الله موسوی اردبیلی .

<< >>

. آیت الله بهشتی .

<< >>

. امام خمینی .

<< >>

. دکتر ابراهیم یزدی .

<< >>

. سرهنگ صیاد شیرازی .

<< >>

. آقای فخرالدین حجازی .

<< >>

. ادواردو آنیلی پسر رئیس شرکت فیات .

<< >>

. آقای حسین انصاری راد .

<< >>

. بنی صدر .

<< >>

. آقای رجایی .

<< >>

. آقای جلال الدین فارسی .

<< >>

. دکتر محمد مصدق .

<< >>

. آیت الله کاشانی .

<< >>

 

. س .

<< تفسیر آیه به آیه قرآن کریم به روشی دیگر >>

( قسمت پنجم )

سوره : فاتحه

جزء : 1

حزب : 1

آیه : 5

{ ایاک نعبد و ایاک نستعین }

 

<< ترجمه >>

. آیتی : تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم

. تشکری : می پرستیم ما تو را تنها / و ز تو خواهیم یاری و یارا

. حجه التفاسیر : ای خدا ما مسلمانان تو را می پرستیم و معبود دیگری نمی پذیریم

زیرا به علت عجز و احتیاج " هیچ کس و هیچ چیز لیاقت پرستش ندارد

. خسروی : ای پروردگار منعم ! " ما فقط تو را از روی خلوص و توحید و فرمانبری و

اطاعت می کنیم و با خواری و خضوع بی سمعه و ریا پرستش و اطاعت و عبادت

می نماییم از تو جز تو را نمی خواهیم و مانند جاهلان به معرفت تو و دوران از درگاه

عنایت تو ترا در برابر عوض و بدلی نمی پرستیم و بر طاعت و عبادت و دفع شر

دشمنانت از خودت یاری می جوییم و فقط از تو توفیق و کمک بر عبادتت و بر تمام امور

را خواهانیم

روض الجنان : خاص تو را می پرستیم و خاص از تو طلب یاری کنیم

. فولادوند : تو را میپرستیم تنها و بس " بجز تو نجوییم یاری ز کس

. مجد : ترا می پرستیم تنها و بس / نداریم یاور به غیر از تو کس

 

<< تفسیر >>

جلا ء الاذهان و جلا ء الاحزان : طاووس یمانی گوید :

. در مسجد الحرام شدم امام زین العابدین را دیدم که در نزدیک حجر نماز می کرد و

دعایی می گفت :

. با خود گفتم که او مردی صالح است و از اهل بیت نبوت بروم و گوش با دعای وی کنم

چون از نماز فارغ شد سر بر زمین نهاد و می گفت عبیدک بفنائک اسیرک بفنائک

مسکینک بفنائک سائلک بفنائک شکو الیک ما لا یخفی علیک بنده ی تو به درگاه

توست " اسیر تو به درگاه توست " مسکین و محتاج تو به درگاه توست " سائل تو به

درگاه توست " شکایت با تو می کند از آنچه بر تو پوشیده نیست " طاووس گوید :

. یاد گرفتم هیچ سختی مرا پیش نیامد و الا این کلمات بگفتم از آن فرج یافتم

. عبدالله عمر روایت کند که چون کار بر تو سخت گردد بگوی ایاک نعبد و ایاک نستعین

 " تا کار بر تو آسان گردد

 




 





لینک
۱۳٩۳/٦/۳ - مجید

   << 124 >>   

. الف .

(( بخشهایی از مصاحبه ی فرید مدرسی با آیت الله موسوی بجنوردی

پیرامون مرز دین و خرافه به نقل از هفته نامه ی توقیف شده ی شهروند

امروز ))

....

. به عنوان مثال در برابر مسجد جمکران واکنش هایی له یا علیه در نقد آن

وجود دارد

. تا چه حدودی می توان این مسئله را پذیرفت ؟

. مسجدی در عراق به نام سهله وجود دارد که به نام امام زمان است

. این مسجد سند دارد و یکی از اصحاب امام زمان به نام سهیل آن را ساخته است و

هم چنین مقام حضرت صادق و حضرت سجاد در آن موجود است و بزرگانی هم چون

سید بحر العلوم در آن مسجد نماز تحیت می خواندند و با وجود تمام این مسائل "

کثیری از مراجع می گفتند که اگر ما شب چهارشنبه به عنوان ورود ( استحباب ) "

آنجا برویم " بدعت است

. چون دلیل نداریم که شب چهارشنبه باید به آنجا رفت

. در حالی که سندیت این مسجد بیش از مسجد جمکران است

. گاهی اوقات برخی عالمان دینی هم با سکوت خود یا حتی گفتار خود " مهر تاییدی

بر این اعمال می زنند

. در این هنگام باید چه کرد ؟

. یکی از الگوهای معاصر ما " در این باره امام است

. ایشان در تمام این مدت به مسجد جمکران نرفتند

. همان طور که می دانید " مرحوم آقای توسلی نقل می کرد " امام پس از 15 خرداد

42 به بازدید مردم جمکران رفت " اما حاضر نشدند به عنوان خاصی به این مسجد

بروند

. سپس مردم از ایشان خواستند که تنها دو رکعت نماز تحیت مسجد را در آنجا ادا کنند

که ایشان به عنوان << مسجد >> این نماز را خوانده بودند

. مرحوم آقای بروجردی هم همین گونه بودند

. خود بنده از حضرت آیت الله بهجت پرسیدم که نظرتان درباره ی مسجد جمکران

چیست ؟ ایشان پس از تاملی فرمودند :

<< جایی که مردم زیاد به آنجا بروند و عبادت کنند " خود به خود مقدس

می شود >>

. ایشان پاسخ بسیار زیبایی دادند

. ایشان دیگر عالمی است که مورد اتفاق همه است که نظرش درباره ی مسجد

جمکران اینگونه است

. علما حرفشان را می زنند " اما متاسفانه برخی افراد غیر عالم و غیر فقیه و مکلا

وارد این مسائل می شوند و عوام را به دنبال خودشان می کشند

 

<< >>

 

. ب .

<< بیانیه ! >>

. ما اروپا را محکوم می کنیم

. احمدی نژاد گفته در اروپا اصلا اجازه نمی دهند اپوزیسیون شکل بگیرد

. حرف حکیمانه یی است

. این جمله احتمالا ادامه اش این است :

الف) اما در ایران می گذارند شکل بگیرد بعد از شکل می اندازندش از بیخ

ب) اما در ایران اپوزیسیون را تکریم می کنند ناجور

منتها در معنی لغت تکریم کمی بحث است !

ج) اما در ایران قربان صدقه ی اپوزیسیون می روند

فقط گاهی در قربان صدقه رفتن زیاده روی می کنند !

د) کلا در ایران !

 

. پ .

. محمود احمدی نژاد گفته چاره یی جز ساختن ایران نداریم

. این جمله را که خواندم سه مرتبه با خود می گویم << داره گریه ام می گیره >>

یعنی همین که نیت شان این باشد کافی است تا پاک بزنند به کل وضعیت

. ما در همین جا اعلام می کنیم داداش ما رو نساز !

 

<< >>

 

. ت .

. علاء الدین بروجردی " نماینده ی مجلس گفته ما در سال 88 در تهران کاری نکردیم

که حقوق بشر نقض شود

. ما هم هیچ چیزی نمی گوییم و فقط زل می زنیم به بروجردی و..... زل می زنیم به

بروجردی و .... زل می زنیم ......

. بالاخره یکی مان از رو خواهد رفت !

 

<< >>

 

. ث .

 

. باید هشیار بود که وقتی کسانی به طرزی غیر معمول جایگاه ولایت فقیه را بالا بردند

جایگاهی که هیچ یک از بزرگان و از جمله رهبر انقلاب " آن را نمی پذیرند و بیش از

اندازه << ولایت " ولایت >> کردند " شاید انگیزه های دیگری از جمله داشتن

پرونده های رسیدگی نشده باشد ..... آنان می خواهند در جامعه حالتی روانی به

وجود آورند که نام آنان " یادآور ولایت فقیه باشد و هر نوع مخالفتی با آنان نفی رهبری

تلقی شود تا بلکه بتوانند از این طریق از به جریان افتادن پرونده هایشان جلوگیری کنند

" دومین گروه نیز کسانی هستند که در شرایط کنونی می خواهند از طریق مبالغه در

جایگاه ولایت فقیه " با استفاده از احساسات پاک جوانان انقلابی " پست و مقامی

برای خود دست و پا کنند

<< بخشهایی از نامه ی علی مطهری خطاب به علیرضا پناهیان >>

 

<< >>

<< >>

 

. ج .

. نباید از فاجعه یی که در حال حاضر در فضای فرهنگی کشور در حال وقوع است

غافل بمانیم

. به اعتقاد من ما در سراشیبی و اضمحلال قرار گرفته اییم و این تنزل فرهنگی در

همه ی بخش های عمومی جامعه وجود دارد

. چند سال بعد این روزها را دوره ی ابتذال معرفی می کنند

 

                                                               << سید مهدی شجاعی >>

 

<< >>

 

. چ .

. اگر قرار است در جریان فتنه دست خارجی را جستجو کنیم " باید آن را در جریان

انحرافی جستجو کرد

. بنده به عنوان نماینده به اتفاق دیگر دوستانمان در مجلس هفتم تحت عنوان

اصولگرایان مستقل " 6 سال پیش نسبت به این جریان هشدار دادیم

. در مجلس هفتم نامه یی برای رئیس جمهور نوشته و جلسات محرمانه ی برخی از

این شخصیتها با وزیر خارجه ی انگلستان را گزارش داده بودیم و به روابط خارجی برخی

از اینها و پولهایی که این افراد وارد عرصه ی فعالیتهای سیاسی و فرهنگی می کردند

هشدار داده بودیم

. اما کسی آن موقع این حرف را نشنید.......

. این جریان انحرافی بود که فتنه ی 88 را رهبری می کرد و پول خرج آن می کرد و از آن

طرف دشمن فرضی ساخته بود " به رسانه ها و سایتها پول می داد که علیه یک

شخصیت انقلابی شعار بدهند

. من می خواهم چیزی که هیچ وقت نمی خواستم بگویم را بگویم " شعارهای

ساختار شکن که در حادثه ی فتنه اتفاق افتاد " برای جریان انحرافی است و از زبان

سیستم آن زمان گفته شد وگرنه دو طرف اصولگرا و اصلاح طلب که طرفهای

انتخاباتی بودند به اصل ولایت فقیه اعتقاد دارند

                                                               << سعید ابوطالب >>

 

<< >>

 

. ح .

. اولین نشست هیات امنای << صندوق نوآوری و شکوفایی >> با حضور

رئیس جمهور " تشکیل شد

. از این که قرار است چه  << شکوفایی >> دیگری زده شود " اطلاع خاصی در

دست نیست !

 

. خ .

. رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند / خاکستری ز غافله ی اعتبار ماند ......

. با تاخیری زیاد به یاد بزرگ ایران شناس ایران زمین مرحوم دکتر ایرج افشار

 

<< >>

 

. د .

<< فرمانیه >>

. صاحبخانه ی اسفندیار رحیم مشایی ( اسلام شناس " مستاجر و معاون

رئیس جمهور ) در مصاحبه با روزنامه ی ایران گفت :

. از مشایی دو میلیون تومان پول رهن گرفته و ماهانه 80 هزار تومان هم اجاره می گیرد

. با توجه به قیمت اجاره ی مسکن در تهران " مشخصات و موقعیت منزل مسکونی

اسفندیار رحیم مشایی ( اسلام شناس " مستاجر و معاون رئیس جمهور ) با 2

میلیون تومان رهن و 80 هزار تومان اجاره  " کدام یک از گزینه های زیر است ؟

. الف )  کیلومتر 37 اتوبان تهران قم " 29 متر " 30 ساله

. ب ) حلبی آباد " 33 متر

. ج ) ایستگاه آخر تله کابین توچال " سر گردنه بعد از پیست اسکی " دره ی سگ سوز

غریب کش " بیش از 40 متر " 12 ساله

. د ) فرمانیه " حدود 100 متر

. توضیح تکمیلی :

. با توجه به اینکه پاسخ درست " گزینه ی دال می باشد " یکی از کارشناسان ابراز

داشت :

. << برو خودتو سیاه کن عمو >> و << آقا دایی جون " یه چیزی بگو

بگنجه >> و ........ همین طور هم دارد چیزهای دیگری ابراز می دارد لذا از آقای

احمدی نژاد خواهشمندیم خودشان به جهت برخورد با ایشان با پشت دست وارد عمل

شوند

. با تشکر

 

<< >>

 

. ذ .

<< با گل آقا >>

( منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله گل آقا )

<< قسمت دهم >>

( شماره دهم - سه شنبه 4 دی ماه 1369 )

 

<< >>

<< گذشته - حال - آینده !!! >>

. << گذشته >> " << حال >> " << آینده >> با هم قرار داشتند

. << حال >> دیرتر آمد " گفتند :

. کجا بودی ؟

. << حال >> گفت :

. توی صف گوشت

. << گذشته >> گفت :

. صف دیگه چیه ؟

. << آینده >> گفت :

. گوشت دیگه چیه ؟

                                                              << میخ طویله >>

 

. ر .

<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله هفتگی تماشا از سال 1349 تا

1357 >>

<< قسمت چهارم >>

( شماره بیست و ششم - 25 شهریور ماه 1350 )

<< علی نصیریان و نمایش تازه >>

. علی نصیریان کارگردان معروف تئاتر نمایشنامه یی به نام << سیاوش در باد >>

را برای کارگردانی به دست گرفته است

. در این نمایشنامه که بر اساس داستانی از شاهنامه فردوسی توسط حسن زندی

نوشته شده فخری خوروش - عزت الله انتظامی و محمد علی کشاورز بازی دارند

. این نمایشنامه را در آبان ماه  به روی صحنه ی تالار بیست و پنج شهریور خواهیم دید

 

<< >>

<< علی نصیریان >>

 

<< فخری خوروش >>

<< >>

 

<< عزت الله انتظامی >>

<< >>

 

<< محمد علی کشاورز >>

<< >>

 

. ز .

<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله خواندنیها 1319-1358 >>

( قسمت چهارم )

<< سال دوم - شماره نهم >>

( فیلم دختر لر در کاخ سلطنتی تهران )

. آقای عبدالحسین سپنتا بازی کننده ی رل جعفر در فیلم ناطق فارسی دختر لر که

چندی پیش در تهران و غالب شهرستانها نمایش داده شد اخیرا شرح جالبی درباره ی

چگونگی نمایش این فیلم در حضور شاه سابق و طرز رفتار مامورین وقت در روزنامه ی

اخگر اصفهان نوشته که در زیر خلاصه ی آن نقل می شود :

. چقدر خوشوقت بودم که چند سال قبل موقعی که موفق شدم اولین فیلم ناطق

فارسی را که با زحماتی در یک کشور بیگانه تهیه نموده بودم به نظر شاه سابق

برسانم " این امر در قصر سلطنتی تهران انجام گرفت و مورد توجه واقع شد برای یک

نفر ایرانی که سالها از وطن خود دور مانده و با یک دنیا عشق و علاقه ارمغان نوینی

را با خون دل تهیه کرده خوشوقتی و مسرتی بالاتر از این دست نمی دهد که دسترنج

خود را برای اولین بار به نظر پادشاه کشور خود برساند

. قطعا میل دارید بدانید این فیلم که موضوع آن مربوط به دوره ی سابق و در سراسر

ایران مورد توجه قرار گرفت از طرف دولت و شاه سابق چگونه مورد تقدیر و تشویق

واقع شد " نگارنده به شرح این موضوع که در روح و فکرم تاثیرات اسف آور عمیقی

داشته نپرداخته و چگونگی حال فیلم بهترین شاهد تشویق ها ! می باشد فقط در

اینجا میل دارم یک نکته را بیان نمایم " گویا شاه سابق پس از تماشای فیلم نامبرده

فرموده بود " تشویق کنید " حالا مقصود چه بوده و این امریکه صادر شده و این تشویق

به عهده ی که و چگونه بایستی انجام گیرد " نمی دانم ولی آنچه را دیدم آن بود که

مبلغ ده هزار ریال به نام رئیس شهربانی وقت به عنوانی که نمی دانم آن را چه باید

نامید از نگارنده که آن وقت نمایندگی امپریال کمپانی را داشتم اخذ نمودند این وجه که

به عنوان تقدیمی گرفته شد نمیدانم حقیقتا به جیب رئیس شهربانی وقت رفت یا

آن که دیگران که به زور گرفتند خوردند " خواهید گفت چرا دادی " اما اگر وضع شهربانی

سابق که اخیرا شمه ایی از آن در جراید منتشر می شود با خبر باشید حتما این

سئوال را از من نخواهید نمود " مدتها معطلی و مراجعه ی پی در پی شد تا بالاخره

خود فیلم را مسترد داشتم " این بود تشویقی که از یک نفر هنر پیشه به عمل آمد و

چنین بود نتیجه ی یک خدمت کوچک ولی از روی صمیمیت " همین عمل بود که

نگارنده را باز به طرف هند رهسپار ساخت و از آن تاریخ هرگز حاضر نشدم نمایندگی

یکی از کمپانی های فیلمبرداری را قبول کنم " زیرا نه می توانستم حقیقت وضع

رشوه خواری را به آنها که بیگانه بودند بیان کنم و نه خود طاقت تحمل این قبیل اجحاف

و دادن باج سبیل ها را داشتم این بود نمونه ای از طرز تشویق و انجام اوامر شاهانه

که از طرف روسای امور در سابق انجام می شد

 

<< دختر لر >>

<< >>

 

<< عبدالحسین سپنتا >>

<< >>

 

<< رضا شاه >>

<< >>

 

. ژ .

<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>

( قسمت بیست و دوم و آخر ! )

<< چهارشنبه 28 شهریور ماه 1358 >>

- با تصویب شورای انقلاب آب و برق مشترکین کم مصرف رایگان شد

- عزت الله سحابی نماینده ی معرفی شده ی حزب جمهوری اسلامی در مجلس

خبرگان از تهران گفت :

. ولایت فقیه ممکن است به مکتب ما لطمه بزند

 

<< یکشنبه اول مهر ماه 1358 >>

- اصل30 قانون اساسی به تصویب رسید براساس آن تشکیل احزاب و عضویت در آنها

آزاد اعلام شد

. بنی صدر در مجلس خبرگان در جواب مخالفان این اصل گفت اگر ما به مارکسیست

ایران آزادی فعالیت ندهیم " چطور از شوروی و چین بخواهیم به مسلمانان خود آزادی

بدهند

. حجتی کرمانی گفت کسی را که به عنوان مخالف صحبت می کند " متهم به

بی دینی نکنید

. اشاره ی او به سخنرانان مجلس خبرگان بود که تا یکی از نمایندگان با نظر آنها

مخالفت می کند از جمله با اصل ولایت فقیه او را به بی دینی متهم می کنند

 

<< جمعه 4 آبان ماه 1358 >>

- سخنرانی محمد منتظری در قم به هم خورد

. وی در مسجد امام حسن عسگری وقتی داشت علیه دکتر بهشتی شعار می داد

توسط مردم به زیر کشیده شد

 

<< عکسها >>

 

<< عزت الله سحابی >>

<< >>

 

<< بنی صدر >>

<< >>

 

<< شهید محمد منتظری >>

<< >>

 

<< شهید بهشتی >>

<< >>

 

. س .

<< تفسیر آیه به آیه ی قرآن کریم به روشی دیگر >>

( قسمت چهارم )

سوره : فاتحه ( 7 آیه )

جزء : 1

حزب : 1

آیه : 4

<< مالک یوم الدین >>

 

 

( ترجمه ) :

. آیتی : آن فرمانروای روز جزا

. احسن الحدیث : مالک روز جزاست

. ارفع : صاحب روز قیامت است

. اشرفی : خداوند روز جزا

. الهی قمشه یی : مالک و پادشاه روز جزاست ( روز کیفر نیک و بد خلق )

. انصاریان : صاحب و دارای روز پاداش است

. بروجردی : پادشاه روز جزا و کیفر است

. پاینده : و فرمانروای روز جزا

. ترجمه المیزان : خدایی که مالکیت علی الاطلاقش در روز جزا

. تشکری : مهر ورزنده و عطا بخشا / هم خداوندگار روز جزا

. تفسیر آسان : خدا مالک و صاحب روز جزا یعنی روز قیامت است

. حجه التفاسیر : خدایی که از مهربانی دارای روز جزاست و خود مالک روز جزاست

زیرا مهربانی خدا لازمه اش تشکیل روز جزا و قیامت است

. حلبی : مالک روز پاداش است

. خسروی : بر اقامه ی او خود توانا و در روز حساب و جزای اعمال قاضی صاحب

اختیار و متصرف حق گذار است

. روشن : او مالک مطلق و مسلط کامل باشد به روزی که همه ی موجودات در آن روز

خواه و ناخواه خضوع پیدا کرده و در مقابل مقررات و ضوابط تسلیم و انقیاد تمام خواهند

داشت

. سراج : صاحب اختیار روز پاداش و کیفر است

. فارسی : فرمانروای دوران پاداش

. فیض الاسلام : و برای ترک کفران و ناسپاسی بندگان را از سطوت و توانایی خود

آگاه ساخته به اینکه او مالک و دارای روز جزای گفتار و کردار نیک و زشت است

. کوثر : همو که مالک روز جزاست

. مجد : که بخشنده و مهربان است نیز / بود صاحب عرصه ی رستخیز

. معزی : که فرمانروای روز رستاخیز است

. نوبری : خداوند تعالی صاحب روز قیامت است که آن روز جزای عمل هر کس را

می دهد در روز جزا به صاحبان عمل خیر سزای خیر و به صاحبان عمل شر مکافات بد

می دهد

. کشف الاسرار : خداوند روز رستخیز و پادشاه روز شمار و پاداش

. نسفی : پادشاه روز قیامت است که در وی شمار جزا و حکم و سیاست است

. صفارزاده : آن یگانه فرمانروای روز جزا

 

( تفسیر ) :

. اطیب البیان فی تفسیر القرآن : از حضرت صادق (ع) روایت است که فرمود به

درستی که برای روز قیامت پنجاه ایستگاه است که مقدار هر ایستگاهی هزار سال

می باشد

. برگزیده تفسیر نمونه : در حدیثی از امام سجاد (ع) می خوانیم :

. هنگامی که به آیه ی << مالک یوم الدین >> می رسید " آن قدر آن را تکرار

می کرد که نزدیک بود روح از بدنش پرواز کند

 

 

 

 

لینک
۱۳٩٢/٢/۱٦ - مجید

   << 123 >>   

. الف .

<< عذر تقصیر >>

. سلام به همه ی دوستان

. با تاخیری چند ماهه مجددا در خدمت شما هستم

. بابت این دیرکرد از همه ی شما عذر خواهی می کنم

. در این مدت گرفتاری های خانوادگی و فکری اجازه نداد فرصت داشته باشم

تا مطالبی برای وبلاگ آماده کنم

. متاسفانه سال گذشته بعد از فوت مادرم " پدرم هم زمین گیر و بیمار شد

که ایام سختی را گذراندم " متاسفانه در اردیبهشت امسال پدرم را هم از

دست دادم و در عرض یکسال خداوند پدر و مادرم را از من گرفت

. روحیه یی برای انجام کار دیگر نداشتم و آپ کردن وبلاگ دیر شد " البته به

دوستانی که زحمت می کشیدند و به یاد من بودند سر می زدم و کامنتی

بدون پاسخ نگذاشتم

. امیدوارم از این به بعد بتوانم مرتب تر در خدمت دوستان باشم

. همچنین بیستم اسفندماه 90 مصادف شد با ششمین سال فعالیت این

وبلاگ " هر چند دیر ولی خوشحالم که در این 6 سال با اینکه چندان منظم

به روز نشدم اما هیچ وقت برای پستهای وبلاگ کم فروشی و سمبل کاری

نکردم و سعی کردم دوستانی که وقت و چشمهای خود را هزینه ی وبلاگ

می کنند دست خالی و ناراضی صفحه را نبندند

. مجددا بابت تاخیر عذرخواهی می کنم و از شما دوستان گرامی ام تقاضا

می کنم برای مغفرت و آرامش روح پدر و مادرم فاتحه یی نثارشان کنید

 

<< یا حق >>

 

. ب .

<< عنان نگاهت را که رها کنی " اندوهت زیاد می شود >>

 

                                                         ( امام علی << ع >> )

 

<< >>

 

. پ .

<< ما و جهان >>

. مولانا عبید حکایتی دارد که برای اهل عبرت " عبرت آموز است :

<< درویشی به در خانه یی رسید

. پاره یی نان خواست

. دخترکی در خانه بود

. گفت نان نیست

. گفت قدری سرکه " گفت نیست " گفت چوبی " هیمه یی " گفت نیست "

گفت پاره یی نمک " گفت نیست " گفت کوزه یی آب " گفت نداریم " گفت

مادرت کجاست ؟ گفت به تعزیت خویشاوندان رفته است

. گفت چنین که من حال خانه ی شما میبینم خویشاوندان می باید به

تعزیت شما آیند >>

. حالا حکایت مملکت ما و اصرار دولتمردان برای مدیریت جهان " روایت دیگری از همین

حکایت است

. از روی همین تیتر روزنامه ها که رونویسی کنم " گویی دارم به درویشی جواب

می دهم که از بهر سئوال به در خانه ی ما آمده است

. از یارانه که می پرسد " می گویم رئیس قوه ی مقننه فرموده :

<< هدفمند کردن یارانه ها به درستی اجرا نشد  >>

. از ارز می پرسد " به نقل از یک نماینده ی مجلس می گویم :

<< بانکهای خصوصی عامل افزایش قیمت ارز هستند >>

. از دیوان محاسبات می پرسد " می گویم :

<< تاکید کرده که دولت تخلف کرده و 11 میلیارد دلار را به آنجا که باید واریز

نکرده >>

. از اصولگرایان بپرسد " می گویم << دارند برای امسال باقی مانده اش خط و

نشان می کشند >>... از هر چه بپرسد " از ورزش " از فرهنگ " از هنر " از سیاست

" از صنعت " از اقتصاد و از هر چه بگویید " ناچار جوابهای تلخی می دهم که دل به

حالم بسوزاند و بگوید پس شما را که حال این گونه است چه به مدیریت جهان

. انصاف این است که دیگران به مشاوره بیایند تا بتوانیم فقر و فاقه را از بین ببریم و

مشکلاتمان را حل کنیم

. مدیریت جهان دچار بحران است " شکی نیست

. جهانیان در کار خود مانده اند " تردیدی نیست

. مدیریت جهان باید عوض شود و تغییر کند " بر منکرش لعنت

. اما اینکه این تغییر مدیریت وظیفه ی امروزی ما باشد جای تردید بسیار دارد

. این جمله ی درستی نیست اگر بگویم در کار امروزمان مانده اییم اما به ضرس قاطع

می گویم که اگر جهانیان به سر تا پای ما نگاه کنند و خبرهایمان را دنبال کنند " به

صراحت تقاضای رسمی و عاجزانه می کنند که فعلا کاری به جهان و جهانیان نداشته

باشیم

. گفت از کجا می آیی ؟ گفت از حمام گرم کوی تو / گفت خود پیداست از زانوی تو

 

. ت .

<< فساد یقه سفید ها >>

( بخشهایی از مصاحبه ی احمد توکلی با ماهنامه ی همشهری اقتصاد )

<< >>

. .... این خیلی مهم است که در مبارزه با فساد به چه کسانی می خواهیم تکیه کنیم

. براساس فرمان 8 ماده یی مقام معظم رهبری افرادی که می خواهند با فساد مبارزه

کنند " خودشان نباید آلودگی داشته باشند

. این در حالی است که رئیس کمیته ی مبارزه با فساد سران سه قوه " معاون اول

رئیس جمهور است و خودش در معرض اتهام ! اقل اتهام اثبات شده ی ایشان این

است که نسبت به مدرکش دروغ گفته است

. این مطلب را ما مطرح کردیم

. آقای نادران هم مطرح کرد و دادگاه هم دلایل را پذیرفت و با وجود شکایت آنها برای ما

قرار عدم تعقیب صادر شد " کسی که برای حفظ موقعیت اجتماعی - اداری دروغ

می گوید و از یک منزلت دروغین برخوردار می شود " ممکن است دست به هر کار

دیگری هم بزند

. پیامبر اکرم (ص) فرمودند :

<< همه ی بدی ها را در اتاقی گرد آورده اند که کلید آن کذب است >>

. در نتیجه اگر کسی دروغ گفت هر کار دیگری از او بر می آید

. حال ببینید " سران سه قوه که مسئول تعقیب و مبارزه با فساد اقتصادی شده اند "

کمیته ایی را تشکیل داده اند که رئیس این کمیته همین معاون اولی است که این

صفات را دارد

. این غیر از اتهاماتی است که در مورد پرونده ی بیمه متوجه ایشان است و سه قاضی

باتجربه و مهذب از قوه ی مجریه پرونده ی ایشان را دیده و تصریح کرده اند که توجه

اتهام به ایشان قطعی است

. چنین فردی شده رئیس کمیته ی مبارزه با فساد اقتصادی سران سه قوه

. معنی این کار آن است که این موضوع ملعبه شده و به جایی نمی رسد

. پس در انتخاب مسیر دچار خطای جدی هستیم

<< سئوال >> :

... عملکرد قوه ی قضائیه را در این زمینه چگونه ارزیابی می کنید ؟

<< پاسخ >> :

. در مبارزه با فساد اقتصادی وقتی که کار به قوه ی قضائیه می رسد باید مهم ترین

رکن را بی طرفی در اعمال آیین دادرسی بدانیم

. تساوی در اعمال آیین دادرسی مهم ترین رکن قوه ی قضائیه است

. الان آقای محمد رضا رحیمی در پرونده یی که دارد به جای اینکه مثل هر متهم

دیگری نزد بازپرس برود " میرود در دفتر وزیر دادگستری می نشیند و بازپرس خدمت

ایشان می رود

. این بدترین نوع بی عدالتی است که ما الان شاهد هستیم و طبیعی است که با این

اوضاع " پرونده به جایی نمی رسد

. برای اینکه " متهمی که قاضی نزد وی برود معلوم است که این متهم دیگر از مجازات

مصون می ماند

. بازپرسی هم که شکسته شود و به خدمت متهم برود " حکمش در معرض انحراف

از حق است

. بنابر این ما اولا دارای فساد سیستمی هستیم و ثانیا در آیین دادرسی عدالت را

رعایت نمی کنیم و بین متهمان فرق می گذاریم

. این دو که با هم جمع شود کار خیلی سخت می شود " ظلمات بعضها فوق بعض

 

<< >>

 

. ث .

. حالا که تمام اجناس خوردنی " پوشیدنی " نوشیدنی " دوختنی " کشتنی "

بوسیدنی " لیسیدنی " ول کردنی " پختنی " دم کردنی " انداختنی " قورت دادنی "

شستنی " کاشتنی " برداشتنی " پاک کردنی " شکستنی وووو از کشور

<< دوست و برادر چین >> تشریف می آورد و اخیرا مجسمه های چینی هم

برای میادین شهر وارد شده " فقط مانده یک چیز که اگر آن را هم از چین وارد کنند "

همه چیز تکمیل است و ما دیگر می رویم کپه ی مرگمان را می گذاریم و می خوابیم

....

. خب اگر فکر کردید مطلب بالا ناقص مانده کور خواندید

. ما خودمان بچه زرنگیم ! می خواهید بنویسیم خواهران فمینیست کله ام را

بکنند ؟ بنویسم دوستان فیلترینگ فیلترمان کنند ؟ خب چرا زحمت ایشان را بیشتر

کنیم ؟

. آن قدر نمی نویسیم تا چشمتان در آید

. خوانندگان خودشان می فهمند منظورم چیست ! فقط همان یک چیز مانده که از چین

وارد نکردیم

. وای اگر وارد کنیم چه شود ! بازم بگو وای !

 

. ج .

. ... ما شعار دادیم " منبر رفتیم " برای انقلاب بیانیه دادیم " شما مردم را تشویق به

انقلاب کردیم " دنبال میز و پست نبودیم و نیستیم و وقتی به دنبال انقلاب و پیروزی

آن بودیم " چنین وضعی که در کشور پیش آمده را نمی خواستیم

. مردم ! ما را ببخشید " ما به شما وعده هایی دادیم که نشد

. نمی خواستیم شما در فشار باشید " نمی خواستیم گرانی و بد حجابی باشد

. در برخی موارد انقلاب دست نامحرمان افتاده .... نباید غیر از امام زمان (عج) به کسی

دیگر امید داشت

( بخشهایی از سخنرانی شیخ حسین انصاریان در شبهای قدر رمضان 90 )

<< >>

 

. چ .

<< بخشهایی از نامه ی حجت الاسلام والمسلمین محمد جواد حجتی

کرمانی خطاب به آیت الله مصباح یزدی >>

<< >>

<< >>

. .... در ماههای اخیر حضرتعالی مانند بسیاری از خطبا و گویندگان و نویسندگان " از

جریان انحرافی سخن می گویید که آقای احمدی نژاد را احاطه کرده اند و او به این

جریان وابسته و دلبسته است ....... من بی مقدمه و خیلی صریح و بی پرده از شما

سئوال می کنم مگر شما و امثال شما نبودید که آقای احمدی نژاد را تا بدان حد بالا

بردید تا امروز از گریبان خود شما سر بر آورد

. در عدالت محوری و مهرورزی ایشان هم با رفتاری که در دولت اول و دومش با

نزدیک ترین همکاران یعنی وزرای کابینه اش داشت و دارد " به هیچ وجه جای شک و

شبهه یی باقی نمانده است !

. .... آیا تفسیر یکی از دوستان صاحبنظر ما قابل تامل نیست که می گفت :

. یک خط مرموز " پشت سر تصمیمات سیاسی - اقتصادی این دولت است که کشور را

به ورطه ی ناامنی " ورشکستگی و سقوط اقتصادی سوق می دهند

. انحلال سازمان برنامه و بودجه ی کشور که در حکم حافظه ی مدیریتی کشور بود "

تغییر محل خدمت مدیران " << قمار >> قلمداد کردن بورس که یکی از شریانهای

اقتصادی کشور است " حمله به سیستم بانکی به عنوان یک رقمی کردن سود

بانکی " انحلال شوراها از جمله شورای عالی پول و اعتبار " خالی کردن بانکها به

عنوان پروژه های زود بازده " چهار برابر شدن پول در گردش و ایجاد تورم " مجموعه

سیاستهایی بوده است که واحدهای تولیدی را رو به کاهش برده و باغات و مزارع را

کساد کرده و بیکاری را افزایش داده است

. در مدت 7 سالی که دولت احمدی نژاد بر سر کار است " در آمدهای نفتی "

افزایش یافت " به گونه یی که طبق گفته ی کارشناسان " در آمد حاصل از یکصد سال

استخراج نفت با درآمد هفت سالی که آقای احمدی نژاد بر کرسی ریاست جمهوری

ایران هستند " برابری می کند " اما حاصل آن برای ملت چیزی نبوده است

. ... به پندار من " درد اصلی ما تنازع و تخاصم بوده است

. ما بر خلاف آیه ی مبارکه ی << ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم >>

پیوسته << تنازع >> کرده اییم و << فشل >> شده اییم و هیبت و باد و بروت ما

از بین رفته است

. امیر المومنین ( ع ) فرمود :

. کسی که از در خصومت وارد می شود نمی تواند تقوای الهی داشته باشد

. .... حضرت آقای مصباح ! اشکال مهم و صعب العلاج دیگر که شاید ام المشکلات

باشد " این است که طبق یک خصلت دیرینه و نهادینه شده " ما در بسیاری از

مسائل خود سانسوری می کنیم و خلوت و جلوت ما " گاهی 180 درجه با هم تفاوت

دارد و از این رو " بسیاری از حقایق و واقعیتهای جامعه از دید بزرگان و مسئولان

مملکتی مخفی می ماند یا به صورت معکوس جلوه داده می شود

. یا از باب مصلحت اندیشی یا از باب تقیه و ترس یا از باب ملاحظات و رفاقت و

رودر بایستی و بسیاری هم به خاطر دغدغه ی زندگی و امرار معاش حرف دلمان را

نمی زنیم و با آنکه در محافل خصوصی و خانوادگی و جاهای امن لا ینقطع از اوضاع

شکایت داریم و این و آن را مقصر می دانیم ولی چون به << عرصه >> می آییم "

لب فرو می بندیم

. گویی در شهر هیچ خبری نیست

. .... نسل جوان ما " آنچه در پهنه ی کشور " در صدا وسیما " در روزنامه " در نماز

جمعه ها " در دانشگاهها " در ادارات " در کوچه و بازار و همه جا می بیند و می شنود

جنجالهای تند عصبی " معارضات و منازعات فراگیر " فحاشی ها " هتاکی ها "

آبروریزیها " تهمتها و بدگویی های یکسویه و چند سویه است و پاره یی از ما

روحانیون بخصوص آنان که در شئون حکومتی مسئولیت دارند " به جای آنکه در صدد

خاموش کردن این آتش خانمانسوز بنیاد برافکن باشیم " خود با موضع گیریهای

ناشیانه و تند سیاسی بر این آتش بنزین می ریزیم

. .... ما به جای اینکه << سیاست >> را << دینی >> کنیم برعکس "

<< دین >> را << سیاسی >> کرده اییم و از این رو " تبلیغات ما از خلوص و

صداقت تهی شده و به شرک و ریا آلوده است

. ... حقیقت آن است که ما با تنزل دادن سطح مناقشات سیاسی " با بدترین شکل "

دین و سیاست را به هم آمیخته اییم و صحنه گردانی مناقشات و مبارزات و دعواهای

سیاسی را به پاره یی گویندگان و مدیحه سرایان کم سواد و شعارچی سپرده اییم ...

و با این شرک خفی و جلی که در مراسم و تبلیغات دینی ما نفوذ کرده است "

چگونه توقع داریم جوانان را جذب کنیم و آنان را از بیراهه به راه آوریم ؟

 

. ح .

<< چند تا په نه په ! >>

( آموزش زبان )

. انگلیسی بلدم در حد دمپایی " رفتم کلاس زبان

. مسئولش می پرسه :

. انگلیسی بلد نیستی ؟ می گم :

. په نه په " اینقدر بلدم که می خوام برم اجلاس اوپک سخنرانی کنم

 

( ملکه ی زیبایی )

. به دختره می گم گشت ارشاده

. می گه :

. می گیرن ؟ می گم :

. په نه په " دارن ملکه ی زیبایی ایران رو انتخاب می کنن !

 

( 110 )

. زنگ زدم 110 می گم اینجا دعوا شده

. می گه :

. الان ؟ می گم :

. په نه په " پارسال بوده " الان زنگ زدم خاطره شو تعریف کنم بخندیم

 

( چک بی محل )

. داداشم 10 میلیون چک بی محل کشیده بود " اومدن از خونه با دستبند بردنش

. مامانم می گه :

. یعنی می برنش زندان ؟ می گم :

. په نه په " وامیستن وقتی بدهی اش رسید به 10 میلیارد می کنن اش یه کاره یی

" دیگه کسی کاریش نداره !

 

( سرنوشت )

. رفتم توالت عمومی

. آقایی که اونجا نشسته و پول می گیره " می پرسه :

. می خوای بری دستشویی ؟ می گم :

. په نه په " می خوام برم ببینم آخرش چی میشه ؟

 

( آش )

. آش نذری بردیم دم خونه ی همسایه

. زنگ رو زدیم می گیم آش نذری آوردیم " طرف میگه بیام بگیرم ؟ په نه په بلوتوثت رو

روشن کن برات بفرستم !

 

( آخرین نگاه )

. به راننده  پول تاکسی دادم " منتظرم هر چی کرمش هست " پس بده

. خیره شده بهم " می گه :

. منتظرین بقیه ی پول رو بهتون پس بدم ؟ می گم :

. په نه په " می خوام این لحظه ی آخر یک دل سیر عاشقانه نگاهت کنم که هرگز از

قلبم نری

 

. خ .

<< چند جمله ی ناب >>

. متاسفانه تحمل ما روز به روز کمتر می شود و دایره ی خودی را روز به روز

تنگ تر می کنیم حتی این کار را توجیه هم می کنیم اما در این دایره یی که

روز به روز تنگ تر می شود کسی نمی ماند

. ما تا به حال امثال بنی صدر " منتظری و بازرگان را خارج از این جبهه

می دانستیم اما در این چند وقت اخیر شهید بهشتی و شهید رجایی هم

رفتند دم تیغ

. یکی می گفت من به این نتیجه رسیدم که ضد انقلابها " انقلاب کردند

. این وضعیت اخیرا حتی به انتشار فهرست 72 نفره ی بصیرت رسیده است

بعد  درجه هم می دهیم عمار سوم " عمار دوم و عمار ترین عمار !

 

<< حجت الاسلام و المسلمین محمد رضا زائری >>

<< >>

 

. اهل فرهنگ یک وظیفه دارند و بس " به شدت انقلابی بودن و به شدت غیر

دولتی بودن

<< رضا امیر خانی >>

<< >>

 

. د .

<< جملات قصار ! >>

. اسکار یک اتفاق سینمایی است که در کشور آمریکا می افتد و جنس آن شبیه به

جشن سینمایی گچساران در چند وقت اخیر است !

. جواد شمقدری

<< >>

 

. المنصور و مالمنصور و ما ادریک مالمنصور ! منصور " منصور است به نصرت الهی و به

همین دلیل تن جریان انحرافی از طنز سیاسی او چنان می لرزد که آن را با دستور

عملیاتی برابر می داند " وای به روزی که حاج منصور حماسه سرایی کند

. سعید حدادیان در واکنش به شکایت مشایی از حاج منصور ارضی

<< >>

<< >>

<< >>

 

. وقتی قوه ی قضائیه در مقابل تهدید به استعفای رئیس جمهور درباره ی رسیدگی به

پرونده های مقامات دولتی عقب نشینی می کند " نتیجه ی آن همین گونه اختلاسها

خواهد بود

. علی مطهری

<< >>

 

. ذ .

<< بخشهایی از مصاحبه ی محمد رضا خاتمی با روزنامه ی اعتماد >>

<< >>

. .... این همه حذف کردند " چه چیزی به دست آوردند ؟ آقای جنتی یک زمان گفتند "

ما هر وقت پیچ رادیو را باز می کردیم " تن مان می لرزید

. من تردید ندارم در این چند سال صبح ها که ایشان بیدار شده " تن ایشان بیشتر از

گذشته لرزیده است

. ..... حال مسئولیت مستقیم جریانی که الان روی کار آمده و این میزان علیه آن سخن

می گویند " بر دوش همان افرادی است که با اصلاحات مخالف بودند

. نمی توان فرا فکنی کرد

. من مطمئن ام اگر کمی دقت کنند " می بینند امروز تن شان خیلی بیشتر از زمان

سابق می لرزد

. این چه دستاوردی است ؟ ما شب که می خوابیم نگرانی داریم و نمی دانیم روز بعد

چه اتفاقی می افتد اما تردید ندارم خواب آنها هر شب آشفته تر از ماست

. ما پیش وجدان خودمان سر بلند هستیم " ما به مردم دروغ نگفتیم و کلک نزدیم

. اما دیگران چطور ؟

. من با توجه به حرفه ام با محروم ترین مردم سر و کار دارم

. در مهم ترین مرکز بیمارستانی که محروم ترین اقشار مراجعه می کنند " کار می کنم

. من عینا می بینم مردم به چه روزی افتاده اند

. 20 سال در این بیمارستان کار کرده ام " در هیچ دوره یی چنین وضعیتی نبوده است

. نارضایتی در پزشکان " پرستاران " کارگران و کارمندان هیچ وقت در این حد نبوده است

. امید به آینده بسیار کمتر شده " خیلی زمانها کشور مشکل داشته اما امید وجود

داشت

. همه ی این کارها انجام شد تا به این چیزها برسیم ؟ حال چطور می خواهند ادامه

دهند ؟ این وضع مایه ی افتخار هیچ نظامی نیست

. من تردید ندارم بخش قابل توجهی از آقایان حتی افرادی که مسبب این وضع بودند

الان از این وضع ناراضی هستند هر چند به روی خودشان نیاورند و بگویند وضع خیلی

خوب است اما درصدد اصلاح هستند

. .... چرا جریانی که عقل و تدبیر ندارد در کشور حاکم شد ؟ چه کسانی هنگامی که

سازمان  مدیریت و برنامه ریزی با آن سابقه ی طولانی کارشناسی را منحل کردند "

برایشان کف زدند و هورا کشیدند ؟

. ... ما غم ملت و مملکت را می خوریم که گرفتار این وضعیت شده است

. چه کسانی مجلس را از کار آمدی انداختند ؟ چه کسانی این همه تریبون در اختیار

افرادی گذاشتند که آمار نادرست می دهند ؟ متاسفانه با این کارها ریشه ی اعتماد

مردم را می سوزانند

. اگر کسی برانداز است اینها هستند " اینها باعث و بانی روی کار آمدن این جریانات

بودند

. .... به شدت لایه های درونی جریان محافظه کار از این حوادث اتفاق افتاده " متشنج

شده و آسیب دیده

. یعنی الان ریزش قابل توجهی در لایه های حامی جریان محافظه کار داریم

. برای اینکه طرفداران آنها می گویند من تا دیروز برای احمدی نژاد و اطرافیان او جان

فشانی می کردم " امروز باید انتقاد کنم

. این تشنج و تشتت که در جریان اصولگرا وجود دارد " باید به گونه یی جمع شود "

بنابراین تاکتیک همیشگی را به کار می گیرند " یعنی ساختن یک دشمن فرضی

بیرونی ( جریان انحرافی ) این تاکتیک سالهای سال اجرا شده

 

. ر .

. روزنامه یی پرسیده << توریستهای ایرانی چرا به آنتالیا می روند ؟ >> ما

می دانیم

. البته رک نمی گوییم ولی شما هم فکر کنید و از بین گزینه های زیر " یکی اش را

انتخاب کنید تا سئوال این طفلکی ها بی جواب نماند !

. الف ) برای مرده سوزی

. ب ) فروش شلوارک مامان دوز برای شناگران

. پ ) مطالعه ! به قدر کافی

. د ) ورزشهای همگانی

. س ) دیدن اقوام

. ش ) تست صدا و تصویر

. ج ) حموم آفتاب " حموم مهتاب " خرید اجناس برنزه

. ل ) چت حضوری

. چ ) تمرکز و خفه کردن بیش از حد خود

. خ ) اصل کاری !

 

. ز .

. ما همه جا آنجلینا جولی را محکوم می کنیم

. ما به شدت با آنجلینا جولی برخورد می کنیم

. خیلی بی جا کرده زنیکه که گفته من عاشق سفر کردن به ایران هستم

. مگر گاراژ است ؟ مگر شهر هرت است ؟ مگر .... مگر با رحیم مشایی هماهنگ

کرده ؟ مگر با رحیم مشایی چقدر هماهنگ کرده ؟ ..... خدا مرگم بده ! جان ما ؟

آنجلینا جولی ؟ تو هم ؟!

<< >>

 

. ژ .

. برانگیختگی و رجز خوانی برخی مدعیان ارزشمداری در مقابل حوادث و اتفاقاتی که

حقیقتا جزئی است و بر دامن کبریای اسلام و انقلاب هیچ گردی نمی توانند نشانذ "

حیرت آور است

. روز روشن در ام القرای اسلام جلوی چشم نیروی انتظامی که آن را هم مقدس

می دانیم " دختر و پسر جوانی را با کارد سلاخی می کنند و بانگ اعتراضی از مدعیان

اسلام و مسلمانی شنیده نمی شود اما در مقابل شوخ و شنگی و لباس و مو چند

جوان که ضرر و زیانی به هیچ کس نمی رسانند " چنان رگهای غیرت متورم می شود و

کف غیظ و غضب بر لب می آید و چشم حیرت از کاسه بیرون می زند که گویی اصل و

اساس دیانت بر باد رفته است و عنقریب همان می شود که حکیم ایرج میرزا تصویر

کرده بود :

. درهای بهشت بسته می شد / مردم همه می جهنمیدند

. اگر معیار شریعت محمد مصطفی (ص) است که در هیچ کجای سنت رسول آب

پاشیدن دختر و پسری جوان به یکدیگر ( منظور قضیه ی پارک آب و آتش و قرار فیس

بوکی آب پاشی سال گذشته است ) گیرم به زننده ترین شکلش از دروغ و نفاق و

تهمتی که بام تا شام از در و دیوار بر سر ما باریدن گرفته است " قبیح تر نیست

. اگر معیار طریقت علی مرتضی (ع) است در هیچ مقطعی از زندگی آن حضرت اهمیت

دادن به ظواهر اخلاقی و غفلت از مال و جان و آبروی افراد دیده نمی شود

. گمان نمی کنم در قوانین جمهوری اسلامی هم تا بدین اندازه به ظواهر اهمیت داده

شده باشد

. صد البته حفظ ظاهر بسیار امری مهم است

. نه تنها در سرزمین ما که در همه ی ممالک دنیا احترام به عرف و عقاید مردم از

اوجب واجبات است اما جار و جنجال و هیاهو به راه انداختن باید با جرم هم تناسبی

داشته باشد یا نه ؟ چگونه می شود از اختلاسهای میلیاردی و تجاوزهای دسته جمعی

و خشونت لجام گسیخته و تورم کمرشکن و فقر فزاینده و اعتیاد رو به گسترش چشم

پوشید اما در مقابل چند تار مو و لباس دخترها و پسرهای جوان زمین و آسمان را به

هم دوخت ؟ می گویند و شاید هم درست می گویند که اهل سیاست گرداننده ی

اصلی ماجرایند و پشت ظاهر این اتفاق ساده " ماجرای دیگری در جریان است

. ما از حوادث پشت پرده بی اطلاعیم اما این قدر می دانیم که جنگ و جدال بر سر

موضوعی که هیچ دخلی به دین و دنیای مردم ندارد " اگر هم سود و زیانی داشته

باشد " مردم از آن منتفع یا متضرر نخواهند شد

 

. س .

<< با گل آقا >>

( منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله ی گل آقا )

<< قسمت نهم >>

( شماره نهم - سه شنبه 27 آذرماه 1369 )

<< >>

<< گالیندوپل و بقیه ی قضایا ! >>

. با اینکه چند هفته یی هست که بد و بیراه گفتن به << گالیندوپل >> ( مامور

حقوق بشر سازمان ملل ) رواج دارد

. ولی هنوز حتی یک نفر پیدا نشده به ما بگوید این نامرد فلان فلان شده چه جیزهایی

علیه ما گفته است !

. البته سربسته شنیده اییم که او بر اثر بی اطلاعی ! یک گزارش مغرضانه ایی ارائه

کرده است

. ولی اینکه چی چی گفت " ظاهرا همه ی عالم و آدم خبر دارند

. الا خودمان که ناسلامتی جزو رسانه های گروهی هستیم !

. احتمالا رسانه های گروهی خارجی درباره ی گزارشهای << گالیندوپل >>

چیزهایی می نویسند و مسئولان ما هم با توجه به آن چیزها " جوابهایی می دهند "

فلذا هر کس برای خودش یک برداشتها یی می کند که با برداشتهای دیگران " تومنی

هفت صنار فرق و توفیر دارد !

. البته این دفعه که گذشت " ولی اگر دفعه ی دیگر گذار ایشان به این طرفها افتاد "

لطفا ما را تا حدودی در جریان بگذارند تا موقع نثار بد و بیراه " لااقل " بدانیم که آن

ملعون چه کرده بود ! ؟

                                                                       << قطب الممالک >>

 

<< گفتگوی خانگی >>

. زن حسن آقا همین طور پشت سر هم سرش داد می کشید که :

<< .... ساده ! خوش خیال ! پخمه ! می گفتی نبض اجتماع دست من است

. پیش بینی هام رد خور ندارد

. من بالاخره توی این اجتماع یک کاره یی می شوم

. می دانم چی باید پوشید و با کی رفت و آمد کرد

. چی باید گفت و چی چی باید شنید

. اسمت را عوض کردی

. گفتی دیگر بیژن صدایم نکنید

. هر چی دوست و رفیق ریش و سبیل تراشیده داشتی " رفت و آمد با آنها را

قطع کردی

. حالا همه ی آنها دستشان به دم گاوی بند شده

. خانه و زندگی ما را به هم ریختی

. صد دفعه رفتی توی انباری و هر چی داشتیم و نداشتیم سپردی دست

سپور محله و گفتی اینها دردسر درست می کنند

. نوارهای موسیقی را انداختی سطل آشغال حالا آنها را ده لا پهنا از نوار

فروشی کنار خیابان می خری ! دستکش های بوکس پسره را با چه

سرزنشی از دستش درآوردی و سر به نیست کردی

. تخته نرد را شکستی و چرا ؟ چون پشتش صفحه ی شطرنج بود

. مرد حسابی ! این بود آن همه ادعایی که داشتی ؟ گفتی من شعور

سیاسی دارم " چیز سرم می شود ! حیف از آن روسری های کوچک

گلدارم که قاب دستمال شد ! حالا هر کدامش را توی بوتیکهای بازار صفویه

چند هزار تومان می فروشند

. روسری من هیچی " کراواتهای خودت را به ثمن بخس فروختی ! حالا

پس فردا که بدون کراوات توی اداره راهت ندادند " مجبوری که همانها را ده

برابر قیمت بخری

. خوب شد ..... دلم خنک شد..... ! >>

. می پرسید حسن آقا در جواب چه می گفت ؟ بله ؟

. هیچی ... تمام این سرکوفتها و زخم زبانها را می شنید و جیکش در نمی آمد

 

. ش .

<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله ی خواندنیها 1319 - 1358 >>

<< قسمت سوم >>

( سال دوم - شماره ی هفتم )

<< سلام ! یا یکی از عادات شگفت ملل >>

نگارش : م . حمید نطقی

. در شبه جزیره ی آبی سینی سلام دهنده روپوشی را که طرف در بر دارد به تدریج

بر تن خود می پیچد گاهی اتفاق می افتد که طرف کاملا لخت می ماند زیرا معمولا

لباس رویی و زیری اهالی این سرزمین تنها همان روپوش است

. استراکانی ها یک یا هر دو کفش خود را می کنند

. یکنفر آینی موقع رسیدن به دوستی پیش رفته و در گوش او محکم می دمد

. زنان کت در شانه ی خود را از زلف خود بر میدارند و زلفهای خود را تا دوش خود فرو

می ریزند

. اهالی سیکلاد با ریختن آب به سر یکدیگر سلام می دهند !

. یهودیان امروز مثل سابق می گویند :

. << شلام ! >> یعنی صلح

. اهالی هورن هنگام سلام روی شکم می خوابند

. در هندوستان شمالی ریش طرف را می گیرند

. لاپونی ها بینی خود را محکم به بینی طرف می مالند

. اهالی له آلک یکی از بازوهای خود را تکان می دهند و سه یا چهار بار به پیش و پس

می جهند

. معلوم نیست در اینجا تکلیف پیران و بیماران و ناقص الاعضا ها چیست ؟

. اهالی ماریان دست به زیر لباس و روی شکم طرف فرو می برند !

. نزد می نکو پی ها به جای بوسیدن بر روی همدیگر پف می کنند

. اهالی تبت زبان خود را در می آورند و با دست گوش خود را میخراشند

. هندی های ساحل آمازون به طوری که سیاح معروف << پل له موزوف >> نقل

می کند با استخوان مرده به نوبه در سوراخ بینی هم توتون می دهند

 

////////////////////////////////////////////////////////////

 

. تجارتخانه ی علی اصغر شائقی

. در مشهد و تمام شهرستانهای خراسان

. هر چه بخواهید

. از انواع لوازم برق " آویزهای الکتریکی " لوسترهای مجلل " رادیوهای معروف جهان "

بادبزنهای سقفی و رومیزی " اجاق " بخاری و سماور الکتریکی " کالاهای تلفنی "

ماشین تحریر " گرامافونهای برقی " رگولاتر " بلندگو " لوازم ساختمانی "

بلور آلات " الکتر و ماتور و اقسام مطبوعات " کتابها و رمانهای تازه چاپ " نوشت

افزارهای لوکس و هر کالای نوظهور دیگر را همه به نرخ پایتخت در دسترس شما

می گذارد

. به مشتریان دائمی و عمده ی این تجارتخانه اوراق مخصوصی که دارای جوائز

سالیانه است داده می شود به طوریکه هر یک از مشتریان در پایان سال می توانند

صدی ده بهای کالاهای خریداری خود را به صورت جایزه از هر نوع کالایی که بخواهند

دریافت دارند

 

. ص .

<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله ی هفتگی تماشا از سال 1349 تا

1357 >>

( قسمت سوم )

<< شماره سوم - 19 فروردین 1350 >>

. << بی تا >> مونتاژشد

. در این هفته مونتاژ تصاویر فیلم << بی تا >> به پایان رسید و نسخه ی کار برای

انجام امور لابراتواری به لابراتوار فیلم تلویزیون ملی ایران تحویل شد

. این فیلم که به صورت محصول مشترک با سرمایه ی تلویزیون ملی و شرکت

سینمایی فانوس خیال تهیه می شود

. اولین کار داستانی هژیر داریوش برای سینمای تجارتی است

. نقش های اول فیلم را گوگوش " عزت الله انتظامی " و مهری رحمانی بازی می کنند

و گفته می شود که گوگوش با این فیلم برای اولین بار استعداد دراماتیک شایانی از

خود بروز داده است

. بعد از انجام کارهای لابراتواری " << بی تا >> وارد مراحل صداپردازی خواهد شد

موسیقی این فیلم را لوریس چکناواریان آهنگساز جوان ایرانی خواهد ساخت که اخیرا

به عنوان رهبر میهمان " برنامه هایی با ارکستر مجلسی تلویزیون ملی ضبط کرد

 

. عکسها .

 

. گوگوش .

<< >>

 

. عزت الله انتظامی .

<< >>

 

. لوریس چکناواریان .

<< >>

 

. ض .

<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>

<< قسمت بیست و یکم >>

( پنج شنبه 25 مردادماه 1358 )

- وزیر خارجه ی سوریه که به تهران آمده به دیدار امام رفت و با بازرگان گفتگو کرد

. امام خطاب به عبدالحلیم خدام گفتند اگر مسلمین هر کدام یک سطل آب بردارند و

بریزند " اسرائیل را سیل می برد " ولی افسوس که مسلمانان متفرقند

( دوشنبه 19 شهریور ماه 1358 )

- در نخستین ساعات بامداد " در زمانی که کسی آن را باور نداشت " آیت الله طالقانی

بر اثر سکته ی قلبی از دنیا رفت

. او در هنگام مرگ 68 ساله بود " ولی تحمل سالها شکنجه و زندان و تبعید شکسته و

رنجورش کرده بود

. کمتر از ده ماه پیش از آخرین زندان به در آمده و در هفت ماه بعد از پیروزی انقلاب

دمی نیاسود

. در هر مشکلی مردم به یاد او می افتادند

. مردم " در او چیزی می دیدند که تعادل و آزاد اندیشی بود

- اعلام این خبر که ساعتی پیش از سکته ی قلبی " آیت الله طالقانی  دو ساعت و نیم

با سفیر شوروی در ایران گفتگو داشت " به سرعت شایعاتی را به راه انداخت

. از آن سو قبول این که در زمان وقوع سکته آیت الله تنها بود " تلفن خانه اش ناگهان

قطع شده بود و اتومبیلی هم برای بردن او به بیمارستان در دسترس نبود " برای مردم

ناباور " مشکل می نمود

. شگفت زدگی و افسوس با ناباوری در آمیخت

- امام در بیانیه یی آیت الله طالقانی را ابوذر زمان خواند و گفت انتظار نداشتم بمانم و

دوستان عزیز را از دست بدهم

. زبان گویای طالقانی چون شمشیر مالک اشتر بود

( سه شنبه 27 شهریور ماه 1358 )

- آیت الله منتظری طی اعلامیه یی خواستار بازداشت و معالجه ی فرزند خود محمد

منتظری شد

. در این اعلامیه که پس از جنجال ورود محمد منتظری و مقاومت مسلحانه ی

همراهان او در فرودگاه صادر می شود " آمده است << محمد در راه مبارزه آزارها

دیده و به شهادت دوستان نزدیکش گاهی بیشتر روزها و شبها از خواب و

خوراک و استراحت باز می ماند و در اثر همین شیوه به اضافه ی ضربه های

روحی مداوم " دچار نوعی بیماری عصبی و کوفتگی شدید اعصاب شده و

تصور می کند با دست زدن به کارهای بی رویه و جنجال آفرین به مقصد

دست می یابد >>

. در بخش دیگری از اعلامیه ی آقای منتظری آمده << کنترل و مهار و معالجه ی

او همواره فکر مرا مشغول کرده و چند مرتبه دست به اقداماتی زده ام و

حتی اخیرا او را برای معالجه به اجبار در قم نگاه داشتم ولی اقدامات من

سودی نداشت >> آیت الله از دادستانی خواست حادثه ی اخیر فرودگاه را بررسی و

در صورت مقصر بودن محمد هیچ رعایت او را نکنند و بر اساس ضوابط اخیر اسلامی

عمل کنند

 

. عکسها .

 

. امام خمینی .

<< >>

 

. بازرگان .

<< >>

 

. عبدالحلیم خدام .

<< >>

 

. آیت الله طالقانی .

<< >>

 

. آیت الله منتظری .

<< >>

 

. شهید محمد منتظری .

<< >>

 

. ط .

<< تفسیر آیه به آیه ی قرآن کریم به روشی دیگر >>

( قسمت سوم )

. سوره : فاتحه

. جزء : 1

. حزب : 1

. آیه : 3

<< الرحمن الرحیم >>

( ترجمه ) :

. آیتی : آن بخشاینده ی مهربان

. احسن الحدیث : رحمان و رحیم است

. ارفع : خدایی که بخشنده و مهربان است

. اشرفی : بخشنده ی مهربان

. انصاریان : رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است

. پرتوی از قرآن : آن خدای مبدا رحمت همگانی و رحمت خاص

. ترجمه ی المیزان : هم رحمتی عام دارد و هم رحمتی خاص به نیکان

. تشکری : مهرورزنده و عطا بخشا / هم خداوندگار روز جزا

. حجه التفاسیر : خدایی که بخشایشگر است

. خسروی : به تمام موجودات روزی بخش و به تمام پرستندگان و مومنان بسیار

مهربان و بخشایشگر است

. رضایی : همان خدایی که گسترده مهر مهرورز است

. روشن : و او دارای مهربانی و رحمت عمومی گسترده یی بوده و هم مهربان بر افراد

مخصوص است

. روض الجنان : بخشاینده ی بخشایشگر

. طاهری : دارای رحمت وسیع و جاودانه

. عاملی : و رحمان است و رحیم

. فولادوند : خداوند رحمتگر مهربان

.فیض الاسلام : برای اینکه دانسته شود که تربیت و پرورش او از روی اراده و

اختیار و حکمت است یادآوری نموده به اینکه او بی اندازه بخشاینده ی بسیار مهربان

می باشد

. گرمارودی : آن بخشنده ی بخشاینده

. مجد : که بخشنده و مهربان است نیز / بود صاحب عرصه ی رستخیز

. مخزن العرفان : آن خدایی که رحمت واسعه ی رحمانی او تمام موجودات را فرا

گرفته رحمت خاص رحیمی خود را اختصاص به مومنین داده

. مشکینی : خدای رحمتگر مهربان

. نوبری : از این جهت به فراخور هر شخص و به مناسبت احوال برای مردم معیشت

قرار داده است

. تاج التراجم : روزی ده خلقان جهان " خوان نعمت بر مومنان

. ترجمه ی طبری : مهربان بخشاینده

. کشف الاسرار : فراخ بخشایش مهربان

. نسفی : روزی دهنده ی همه ی جانوران است بخشاینده بر همه ی عاصیان است

. دهم هجری : آن مهربان به روزی دادن همه ی خلق را آن بخشاینده به آمرزش خاص

مومنان را

. صفارزاده : آن نعمت بخشنده ی رحمت گستر

( تفسیر ) :

. برگزیده ی تفسیر نمونه : این دو صفت ( رحمن و رحیم ) در نمازهای روزانه ی ما

حداقل 30 بار تکرار می شوند و به این ترتیب 60 مرتبه خدا را به صفت رحمت اش

می ستاییم

. و این درسی است برای همه ی انسانها که خود را در زندگی بیش از هر چیز به این

اخلاق الهی متخلق کنند

. نکته ی دیگر اینکه << رحمان و رحیم >> بعد از << رب العالمین >> اشاره به

این است که ما در عین قدرت نسبت به بندگان خویش " با مهربانی و لطف رفتار

می کنیم

. تفسیر آسان : پیامبر معظم اسلام (ص) می فرماید :

. خدای مهربان دارای صد رحمت می باشد که یکی از آنها را فرو فرستاده و بین انس "

جن " پرندگان " چرندگان و خزندگان تقسیم نموده است

. کلیه ی این عاطفه ها و ترحم ها از آن یک رحمت سرچشمه می گیرند

. نو و نه رحمت دیگر را برای روز قیامت تاخیر انداخته است تا به وسیله ی آنها به

بندگانش ترحم فرماید

. تفسیر روشن : در تفسیر برهان از امام ششم نقل می کند که :

. برای خداوند متعال هزار عالم است " و هر عالمی از این عوالم بیشتر از هفت آسمان

و هفت زمین باشد " و جمعیت هر عالمی نمی دانند که به جز عالم آنان عالم دیگری

موجود است یا نه

 

. ته مقاله .

. از دوستانی که در فیس بوک فعال هستند و مایل به ادامه ی دوستی در آن شبکه ی

اجتماعی کوفتی ! می باشند می خواهم که در کامنت خصوصی آدرس پروفایل خود را

اطلاع داده تا نسبت به برقراری ارتباط در آنجا هم نیز ! اقدام عاجل نمایم ! البته در

صورت تمایل .................. !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک
۱۳٩۱/٥/٢٢ - مجید

   << 122 >>   

. الف .

. عارضم ای عزیز نور بصر / شتری خفته است در پس در

. شده در قبض آن شتر مرقوم : / برو تا خانه ی فلان مرحوم

. این نشان می دهد : بدون کما ... / زود در می رود تلنگ شما

. یک غروب عاقبت سر پیری / چیز می شوی ... خلاصه ... می میری

. علتش سکته یا که واگیر است / یا بلا نسبت از بواسیر است

. یا دچار تب ششی شده ایی / بلکه بیچاره از خوشی شده ایی

. یا که چاقو به تن فرو شده است / یا لگن گاه " پشت و رو شده است

. یا چرا راه دور را بروی : / عاق کرده است بچه را ابوی

. الغرض در مهار تقدیری / قبض را می دهند و می گیری

. این شتر داره کارت تضمین هم / برده حتی جوان تر از این هم

. با تمام نداری ات این بار / می روی توی بنز کولر دار

. گرچه در خواب هم نمی دیدی / عاقبت توی بنز خوابیدی

. تا بپوشند بر تنت چلوار / می شوی چند لحظه بی شلوار

. شسته اندت حدود ساعت نه / بوی کافور می دهی " اوه اوه !

. عده یی از پس ات روان شده اند /  آن چه نادیدنی است " آن شده اند

. همسرت گریه کرده پرسیده : / بعد از این " آب و نون رو کی می ده ؟

. یک رفیقی که گفته بودی تو : / پست او را گرفته بودی تو

. دپ زده با قیافه ی هپلی / در درونش عروسی است ولی !

. آن یکی خون چکانده از دیده / چون طلب هاش از تو مالیده

. می شوی دفن صبح یک شنبه / بنز بازی بس است بی جنبه !

. تا قیامت به طور دربستی / توی یک متر و نیم جا هستی

. الغرض خوب بوده یی یا بد / فوت کردی " خدا بیامرزد

 

. ب .

<< نیازمندیها - طنز ! >>

 

. دکتر دارو شاژ !

. جهت مخلوط کردن مواد خریداری شده از ناشر خشرو !  نیاژمندیم !

. با حقوق عالی

////////////////////////////////////////////////////////////

 

. اداره ی << اجرای عدالت در اداره >> برگزار می کند :

. پانزده هزار و شونصد و چهل و سومین همایش با عنوان :

. نقش عدالت در اداره و نقش اداره در عدالت

. محورهای همایش :

. همان محورهای قبلی " از قبیل << نقش کیفیت نهار در پا گرفتن همایش

>> و << نقش برگزاری همایش در پا گرفتن مدیریت >> می باشد

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

. به یک عدد

. آقازاده / حاجی / مهندس / دکتر

. جهت ضمانت وام بیست میلیاردی نیازمندیم

. با پورسانت عالی

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

. به تعدادی از مردم جهت واگذاری 1000 متر زمین نیازمندیم !

<< روابط عمومی اداره ی واگذاری زمینهای 1000 متری به مردم >>

////////////////////////////////////////////////////////////

 

. فیلمبرداری از مجالس شما

. عکاسی و فیلمبرداری از ابتدای عروسی شما تا هر جایی که شما اجازه

بدهید !

. میکس و مونتاژ توسط خانم کاملا مطمئن و چشم پاک !

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

. پیش فروش واحدهای مسکن پر مهر

. 73 متر - دوخوابه - آشپز خانه اوپن - پارکینگ و انباری فوق العاده شیک

. آدرس :

. ایران - بین دریاچه ی بختگان و باتلاق گاو خونی !

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

. فوری

. به یک کشور دیگر جهت اهدای نفت و گاز نیازمندیم

. << وزارت هبه ی نفت با همکاری وزارت امور خارجه >>

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

 

 

. پ .

<< کنکور - طنز >>

 

1) کفتر کاکل به سر ... ؟

الف - وای وای

ب - آخ آخ

پ - دیدی چی سرمون اومد ؟

ت - واویلا ... چشمت روز بد نبینه ... حالا این اولشه ... بذار سه سال دیگه بهت

می گم ... جیبمون پاره است

 

2) به کجا چنین ؟

الف - شتابان ؟

ب - چراغان ؟

پ - چه مامان !

ت - چه نازی تو ! بیا اینجا این کفتر رو ببین چه قشنگه ... !

 

3) آیا شما از زندگی خود راضی هستید ؟

الف - بله ... خدا را صد هزار مرتبه شکر ...

ب - بله ... خدا را دویست هزار مرتبه شکر ...

پ - بله ... خدا را چهارصد و پنجاه هزار مرتبه شکر ...

ت - چهارصد و پنجاه هزار یک ... چهارصد و پنجاه هزار دو ... چهارصد و پنجاه هزار ...

خیرش رو ببینی !

 

4) اگر دیوانه نبودید دوست داشتید چه کاره شوید ؟

الف - معلم

ب - نویسنده ی روزنامه

پ - سردبیر روزنامه ی کیهان

ت - کار گردان اخراجیها

ث - رئیس جمهور کشوری در خاور میانه

 

5) به عقیده ی شما بنا بر اندیشه های فروید و نظر به مانیفستهای

فلاسفه ی معتقد به اگزیستانسیالیسم " بزرگ ترین معضل هستی چیست ؟

الف - قوز دماغش

ب - این که فیلتر شکن اش کار نمی کند دو شب است

پ - کفش نارنجی هاش گم شده و فردا شب چیزی ندارد با شلوار سندبادی

سورمه ای اش ست کند فردا شب مهمونی سیسی جون اینا است

ت - ئه ؟ مگه سیسی مهمونی گرفته ؟

ث - عجب بی معرفته یه ... هیچی نگفت به ما ...

ج - گود بای پارتی شه طفلی ... هول هولی شد ...

چ - سیسی هم رفتنی شد ؟

ح - آره دیگه ... تا آخر این ماه هستی و منوچهر و من هم که بریم

 

6) شما اگر جای خارج بودید چه کار می کردید ؟

الف - خسته می شدم ( از بس ایرانی ها آمده اند در من ! )

ب - می آمدم داخل ببینم اینجا چه خبر است که فرار مغزها زیاد شده به من

پ - می ترکیدم

ث - چه جدی !

ج - حالا حرص نخور ما نمی ریم ... آقا مام نمی ریم ... اصلا چرا ما باید بریم ؟ والله !

 

. ت .

<< و با تشکر از ... ! >>

. جا دارد تقدیر و تشکر کنیم از مسئولان خبرگزاری خلاق << برنا >> که سرویسی

به نام << من و تو >> راه اندازی کردند و به این ترتیب جنگ نرم را وارد مرحله ی

تازه یی کردند و زدند سرشبکه های ماهواره یی و بیگانگان را شکستند

. اتفاقا مرحوم ملا نصرالدین رفته بود جنگ و با خودش سپر بزرگی برده بود

. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست

. نصر الدین سپر بزرگش را نشان داد و گفت :

<< سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی ؟! >>

 

<< >>

 

. ث .

<< بخشهایی از مصاحبه ی ابوالقاسم سرحدی زاده با مجله ی مهرنامه در

مورد حزب جمهوری اسلامی >>

 

<< >>

...

. سئوال .

. وقتی  آقای میر حسین موسوی قرار شد وزیر امور خارجه ی آقای باهنر شوند " آقای

آیت در 14 تیر سال 60 آن نطق معروف را بر علیه آقای موسوی انجام دادند

. این نطق آن قدر تند بود که آقای هاشمی هم برخوردی در حزب با آقای آیت داشتند

. آیا می توان این نطق را نقطه ی آغاز نزاعهای درون حزب جمهوری اسلامی دانست ؟

. پاسخ .

. شهید بهشتی که در راس حزب بود گرایش به سمت روشنفکران انقلابی داشت تا

مثلا تلاشهای سنتی که حجتیه و آیت داشتند

. تلاشهایی که این افراد داشتند در نظر شهید بهشتی نبود

. بهشتی در نظرش یک روشنفکری انقلابی را می پذیرفت که بیشتر در وجود این افراد

بود

. بهشتی این گرایش را داشت و این موجب ناراحتی عده یی شد و آرام آرام

موضع گیری کردند

. سئوال .

. سخنرانی آیت هم ظاهرا یک هفته بعد از شهادت شهید بهشتی بود

. پاسخ .

. آقای آیت و اینها کسانی بودند که از نزدیکان آیت الله کاشانی بودند

. چند نفری در شورای مرکزی حزب بودند مثل آیت و مرحوم زواره یی

. اینها مخالفین سرسخت مصدق بودند و این را به شکلهای گوناگونی نشان می دادند

. شهید بهشتی از طرفداران جبهه ملی بود و هرگز راضی نمی شد به مصدق

توهینی بکنند و او را تهدیدهای آنچنانی کنند یا ارزشهای نهضت ملی را زیر پا بگذارند

. بهشتی این را قبول نمی کرد

. در شورای مرکزی حزب هم یکبار صراحتا به آقای آیت گفت باید تکلیفتان را روشن کنید

. ارزشهای انقلاب ما و جامعه و نهضت ما چنین چیزهایی بوده است

. نهضت ملی و دیگران جزء ارزشهایی بود که شهید بهشتی فوق العاده آنها را گرامی

می داشت و نمی پذیرفت کسی در شورای مرکزی یا سخنرانی این ارزشها را زیر پا

بگذارد

. بسیار از این موضوع ناراحت بود و به صراحت گفت باید تکلیفتان را با این قضیه روشن

کنید " یا می پذیرید یا می روید

. به جز آیت جریانهای دیگر هم در حزب بودند که این ارزشهای ملی را وقعی

نمی گذاشتند و آنرا نمی پسندیدند و دهن کجی می کردند

. اینها خیلی شهید بهشتی را آزار می داد

. او داشت کوشش می کرد اینها را از حزب حذف کند و تدریجا حزب را یکپارچه کند و به

لحاظ برداشتهای اجتماعی و انقلابی آن را یکدست کند

 

. ج .

<< بحثهایی در مورد ایران و ترکیه >>

 

<< >>

 

( 1 )

. سئوال .

. همان طور که که می دانید " در کنار ایران " ترکیه و دولت اردوغان با ارائه ی الگویی

دموکراتیک و میانه رو از اسلام " به عنوان دیگر بازیگر منطقه یی در تحولات اخیر

منطقه قد برافراشته است و به تدریج ( به ویژه در پی کشیده شدن دامنه ی تحولات

به سوریه ) " با واکنشهای تند و انتقادهای ایران مواجه شده است

. به نظر شما " بستر ایدئولوژیک - سیاسی این رویارویی منطقه یی بین دوکشور

چگونه شکل گرفت و کدام یک از دو کشور " از زمینه های بیشتری برای توسعه ی

نفوذ منطقه یی در آینده ی خاور میانه برخوردارند ؟

. پاسخ .

. ایران و ترکیه دو الگوی اسلام حکومتی را در برابر جهان اسلام قرار می دهند

. طبیعی است که با توجه به حرکت صعودی ترکیه در زمینه های سیاسی " نظامی "

اقتصادی و رفاه و آزادی روز افزون در این کشور مسلمان و همسایه ی ایران " اوضاع به

نفع ترکیه متحول شده است

. در سراسر منطقه تجربه ی جمهوری اسلامی ایران تبدیل به ضرب المثلی شده است

. قدرت اقتصادی و دیپلماتیک ترکیه در سال گذشته ( که در جهان پس از چین مقام دوم

را در نرخ رشد اقتصادی داشته است ) پا به پای تصویر مثبت حکومت اسلام گرای آن

در منطقه به توسعه ی نفوذ ترکیه در منطقه کمک خواهد کرد

. به عنوان مثال آشکار است که مواضع ترکیه در قبال اسرائیل موازنه ی سیاسی

منطقه را به نفع فلسطین تغییر داده است " و این تغییر از نظر ساکنان منطقه پنهان

نمانده است

 

<< بخشهایی از مصاحبه ی دکتر محمود صدری با ماهنامه ی مهرنامه >>

 

<< >>

 

( 2 )

......

. آنچه مشخص است " این است که دولت اردوغان و حزب وی از ابتدا بسیار عاقلانه

عمل کرده است و با همین رویکرد منطقی " ابتدا مسائل و مشکلات داخلی دولت خود

را طی چند سال حل کرد و سپس " وارد مناسبات بین المللی شد

. در عرصه ی داخلی " یکی از اصلی ترین مشکلات حزب عدالت و توسعه " به عنوان

نماینده ی اسلام گرایان " آن بود که چون نظام ترکیه " لائیک و غیر دینی است و ارتش

ترکیه خود را حافظ این شکل از نظام سیاسی می داند " هرگونه حرکت دینی را از

زمان آتاتورک " سرکوب کرده است

. در این میان " حزب عدالت و توسعه با روشهای دموکراتیک و توجه به انتظارات و

خواستهای مردم " در وهله ی اول توانست نظر مردم این کشور را جلب کند و در

انتخابات پیروز شود

. پس از آن " ارتش و مخالفان سیاسی حزب عدالت و توسعه کوشیدند با طرح این

القائات که این حزب به دنبال برقراری حکومت اسلامی و القای نظام سکولار در

ترکیه است " موقعیت و پایگاه اجتماعی این حزب را تحت فشار قرار دهند

. اما در مقابل " اردوغان و حزب وی طوری عمل کردند که این تبلیغات و خطر مداخله ی

ارتش و کودتا خنثی شود و در دور دوم " آرای بالاتر و موقعیت بهتری را کسب کند

. علاوه بر این " باید توجه داشت که اردوغان و حزب وی عملکرد مناسبی در داخل

ترکیه داشته اند

. آنها در دوره ی مسئولیت خود توانسته اند با اجرای برنامه های درست توسعه ی

اقتصادی " به طور جدی نرخ تورم را کنترل کنند " رشد اقتصادی بسیار بالا در سطح

چند کشور اول دنیا را به دست آورند و صادرات این کشور را به شکلی قابل توجه و

کم سابقه " افزایش دهند

. در واقع " اردوغان و دولت وی توانسته اند هم پیشرفت اقتصادی و هم آزادی های

سیاسی را در ترکیه برقرار سازند و هم " سایه ی ارتش را از سر حوزه ی سیاسی کم

کنند

. با چنین پشتوانه ایی " اردوغان و دولت وی توانست با مشروعیت و کار آمدی داخلی

بالا " وارد عرصه ی معادلات سیاسی منطقه یی و حتی جهانی شود و به سمت

تبدیل شدن به الگویی برای کشورهای دیگر " حرکت کند

. در این عرصه هم " باز شاهد روش بسیار عاقلانه یی از سوی ترکیه هستیم

. اردوغان در مسئله ی فلسطین " به رغم وجود روابط بین ترکیه و اسرائیل " با این

رژیم مقابله کرد

. این رویکرد که از سخنرانی تند در اجلاس داووس و مقابله ی تند اردوغان با نخست

وزیر اسرائیل آغاز شد " با اعزام ناوگان آزادی و حمله ی نظامیان اسرائیل به آن "

افکار عمومی جهانی را به خود جلب کرد و مهمتر آن که " با روشی منطقی توانست

احساسات ضد اسرائیلی اعراب را به خود جلب کند

. نکته ی قابل توجه آن است که این تقابل با اسرائیل در شرایطی است که ترکیه "

روابط خوب خود را با آمریکا و اروپا حفظ کرده است و این کشور " وجاهت بین المللی

بالایی دارد

. مجموعه ی این شرایط باعث شد که ترکیه به الگوی کشورهای منطقه و نهضتهای

اخیر تبدیل شود

. مصداق این امر را در سفر اخیر اردغان به مصر " تونس و لیبی و استقبال گسترده یی

که از وی در این کشورها صورت گرفت " می توان مشاهده کرد

. حتی سفر وی به سومالی که درگیر بحران انسانی است " قابل تامل بود

. به این ترتیب " باید اذعان کرد که ترکیه ابتکار عمل را در تحولات خاور میانه در دست

دارد و چون با مشکلاتی از جنس مشکلات داخلی دو سال اخیر ایران هم مواجه نیست

" طبعا دست بالاتری دارد

. سئوال .

. آقای اردوغان در سفر اخیر خود به کشورهای انقلابی عربی و به ویژه مصر " از

استقرار قانون اساسی و نظام دموکراتیک سکولار در این کشورها دفاع کرد و به قدرت

رسیدن اسلام گرایان در چارچوب چنین نظامی را قابل قبول دانست

. در مقابل " در جریان کنفرانس ماههای گذشته ی << بیداری اسلامی >> در

تهران " مسئولان ارشد ایرانی بر  استقرار نظام << مردم سالاری دینی >> در این

کشورها تاکید کردند

. به نظر می رسد که دو کشور " نوعی نزاع ایدئولوژیک را در تحولات خاور میانه تعقیب

می کنند

. پیش بینی شما از سرانجام این نزاع چیست ؟

. پاسخ .

. ببینید این مهم نیست که اردوغان یا مقامات ایران چه می گویند

. مهم این است که ملتهای منطقه و مردم کشورهایی که نظام های دیکتاتوری را

برانداخته اند " عملکردها را می بینند و می سنجند و به آنها توجه دارند و نه

شعارهایی که طرح می شود

. مردم این کشورها " وضعیت سیاسی داخلی ایران و ترکیه و موقعیت بین المللی دو

کشور را با هم مقایسه می کنند

. آنها می بینند که نتیجه ی سیستمی که در ترکیه اجرا می شود " وضعیتی است که

در آن " آزادی های مردم محترم نگاه داشته می شود " انتخابات حتی از سوی مخالفان

اردوغان خدشه دار تلقی نمی شود " هیچ گونه برخورد تندی از قبیل انحلال احزاب و

توقیف مطبوعات وجود ندارد " ضمن آن که این کشور از وجاهت بین المللی و پیشرفت

اقتصادی سریع هم برخوردار است

. متقابلا " وضعیت ایران هم در قبال هر یک از این پارامترها مشخص است و طبعا "

معلوم است که هر ناظر بی طرفی " کدام الگو را می پذیرد

 

<< بخشهایی از مصاحبه ی سید محمد صدر با ماهنامه ی مهرنامه >>

 

<< >>

 

. چ .

 

<< جملات داغ ! >>

 

. ما به پروژه های کوچک و متوسط وارد نخواهیم شد تا رقیب بخش خصوصی محسوب

نشویم

. بر همین اساس قرار گاه سازندگی خاتم الانبیاء بنا ندارد که به پروژه های کمتر از

100 میلیارد تومان وارد شود !

 

<< ابوالقاسم مظفری شمس >>

<< فرمانده ی جدید قرار گاه سازندگی خاتم الانبیاء >>

////////////////////////////////////////////////////////////

 

. به راحتی نسبت جاسوسی و وابستگی به افراد می دهند و خیلی راحت می گویند

فلانی از خارج پول گرفته است " من نمی دانم اینها چگونه می خواهند جواب خدا را

بدهند ؟

 

<< سید محمود دعایی >>

<< مدیر مسئول روزنامه ی اطلاعات >>

<< >>

 

. ح .

. روزنامه ی جمهوری اسلامی چندی پیش نوشت :

. از آغاز استخراج نفت و ورود پول نفت به خزانه ی دولت ایران " تاکنون 106 سال

می گذرد و پول نفتی که در این شش سال اخیر عاید دولت شده " برابر است با کل

پول نفت صد سال قبل از آن و تحویل گیرندگان این پول هنگفت افتخار می کنند که فلان

راه را ساخته اییم و فلان پل را قرار است " بسازیم

. خدا قوت که اینها را با نفت بشکه یی 120 دلار ساخته ایید

. اما چرا یک مقایسه میان خودتان با آنها که هشت سال جنگ و هشت سال ساختن

کشور جنگ زده را با نفت بشکه یی 7 دلار پشت سر گذاشتند و خم به ابرو نیاوردند

و بدون آن که از مدیریت امام زمان ( عج ) خرج کنند کشور را با زیر ساختهای آماده

تحویل شما دادند " به جای آن که یک خدا قوت به آنها بگویید آنها را به چپاول بیت المال

متهم می کنید

. مجلس اگر در راس امور است به جای سرگرم شدن به حاشیه ها " دنبال پولهای

گم شده ایی بگردد که هر چه زمان می گذرد حجمش بیشتر می شود و چاهش

عمیق تر

 

. خ .

. این روزها که باب انتقاد از جریان انحرافی حاضر در دولت باز شده افکار عمومی شاهد

تغییر مسیر موضع گیری حامیان دیروز دولت است که امروز این جریان را با عبارات تندی

خطاب قرار می دهند

. این امر که به سوژه ی جالبی برای محافل سیاسی و رسانه یی تبدیل شده دارای

بازتابهای مختلفی نیز بوده است

. در این رابطه روزنامه ی جمهوری اسلامی چندی پیش در سرمقاله ی خود نوشت :

<< بخش قابل توجهی از فرصتهای مسئولان به تبلیغات سوء و بدگویی از

این و آن به ویژه مسئولان گذشته می گذرد " یک بخش عمده ی دیگر صرف

مشاجرات سیاسی می شود و در این چند سال اخیر بخش قابل توجهی نیز

با سرگرم کردن مردم به کرامات ادعایی و جادوگری و رمالی و خرافات و

معجزه ی هزاره ی سوم و مالک اشتر علی دانستن یک مسئول اجرایی و

اطاعت از او را اطاعت از خدا و انتقاد از او را با انکار همه ی اصول و فروع و

افتادن در دام شیطان همسان کردن گذشت و البته حالا که ورق برگشته

مردم ناچارند از زبان همان تقدیس کنند گان سابق بشنوند که پای

علی محمد باب در میان است و فراماسونها نفوذ کرده اند و همه چیز در

معرض شدیدترین خطر تاریخ قرار دارد !

 

. د .

<< چند پ ن پ ! >>

 

. مریض اومده بعد از اینکه 2 ساعت معاینه اش کردم و شرح حال گرفتم " می گم

دفترچه تو بده

. میگه می خوای دارو بنویسی برام ؟

. پ ن پ می خوام یه خاطره برات بنویسم هر وقت دیدیش یادم بیفتی !

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

. زنگ زدم اورژانس می گم تصادف شده ..... یارو میپرسه کسی هم صدمه دیده ؟

. پ ن پ فقط زنگ زدم بگم همه سالمند که از نگرانی درتون بیارم!

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

. داشتم یه گربه رو تو سبد می بردم صدای میو میوش خیابون رو برداشته بود

. دختره میگه گربه س ؟ پ ن پ نهنگه اختلال ژنتیکی پیدا کرده

 

. ذ .

<< چند کلمه با آقای ذوالنور >>

 

<< >>

. آقای ذوالنور ! فرموده ایید بعضی از نمایندگان مجلس که ضد انقلابند " از همان اول

علیه دولت بودند

. به علل روانشناسانه ی بیان این جمله کاری ندارم

. فقط به همین مقدار اکتفا می کنم که آدمیزاد برای توجیه آنچه می باید انجام

می داده و نداده " لزومی ندارد حتما دیگران را متهم کند

. راههای دیگری هم وجود دارد

. و اما چند نکته درباره ی فرمایش شما

. اینکه نمایندگانی که از همان اول مخالف دولت بودند ضد انقلابند " اتهامی است که

حتما باید در دادگاه صالحه یی ثابت شود

. بنده ی هیچ کاره وکیل مدافع نمایندگان مجلس نیستم اما از شما که جانشین سابق

نماینده ی ولی فقیه در سپاه پاسداران هستید و باید بیش از دیگران مراقب گفتار و

رفتار خود باشید " توقع می رود چیزی را که هنوز در حد اتهام است و هیچ دادگاهی

آن را ثابت نکرده است بر زبان نیاورید

. با این حال گیرم سخن شما درست و نمایندگانی که از ابتدا با دولت مخالف بودند

<< ضد انقلاب >> باشند

. آن وقت نباید این پرسش را طرح کرد که :

. پس دستگاههای امنیتی چه کاره اند ؟ دستگاههایی که می توانند یک تروریست

بین المللی را روی هوا دستگیر کنند و سرویسهای جاسوسی آمریکا و انگلیس را به

اشتباه بیندازند و اپوزیسیون داخل و خارج را مسخره ی عام و خاص کنند " نمی توانند

تشخیص دهند که فلانی جاسوس است یا خائن است و صلاحیتی برای تکیه زدن بر

مسندهای حساس و مهم مملکتی ندارد ؟ شورای نگهبان و نظارت استصوابی در این

میان چه کاره است ؟ اگر با این همه نهادهای مهم و امنیتی سختگیرانه خرابکارها

می توانند تا چنین سطوحی خود را بالا بکشند " به جای فخر فروختن به این دستگاهها

بهتر نیست فکری به حال و روز وضعیت امنیتی کشور کنید ؟ اصلا این چه مملکتی

است که در آن نخست وزیر هشت سال دوران جنگ فراماسون و جاسوس از آب

در می آید " رئیس جمهور دوران سازندگی اش متهم به فساد اقتصادی و سیاسی و

سر فتنه خوانده می شود

. رئیس جمهور دوره ی اصلاحات به رابطه با صهیونیستها و اقدام به انقلاب مخملی

متهم می شود " رئیس جمهور فعلی هم قربانش بروم آنقدر اتهام دارد که نمی دانیم

کدامش را ذکر کنیم

. نمایندگان مجلس هم بعضی هایشان از سوی شما << ضد انقلاب >> خوانده

می شوند

. بهتر نیست یکباره بفرمایید مملکت دست جاسوسها و فراماسونها و ضد انقلابهاست

و خیال همه را راحت بفرمایید ؟ راستی چند وقت دیگر که انتخابات مجلس در راه است

" مردم با چه امیدی پای صندوقهای رای بروند ؟ مجلسی که یک رئیس اش می شود

سر فتنه و یکی دیگر از روسایش می شود آخوند آمریکایی و بعضی نمایندگانش

می شوند ضد انقلاب " به چه درد می خورد ؟ آزار داریم برویم پای صندوقهای رای و

مشتی وطن فروش خائن را بر مسند قدرت و ریاست بنشانیم تا مملکت را به خاک

سیاه بنشانند ؟ دیگر اینکه چرا بعضی ها فقط به جرم اینکه از شما زودتر متوجه

شده اند این دولت " دولت کار آمد و مناسبی نیست " باید به چنین چیزی متهم شوند؟

متر و معیار و میزان حق شمایید ؟ یعنی هر موقع شما فرمودید عده یی خوبند "

دیگران هم باید بگویند خوبند و هر موقع شما فرمودید عده یی بدند " دیگران هم باید

بگویند بدند ؟! در این صورت یعنی در صورت تایید شما در هر موقع و مقامی دیگران

می شوند بصیر و آگاه و انقلابی و در غیر این صورت ممکن است از سوی شما به هر

چیزی متهم شوند

 

. ر .

<< با گل آقا >>

( منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله ی گل آقا )

<< قسمت هشتم >>

( شماره هشتم - سه شنبه 20 آذر ماه 1369 )

 

<< >>

<< فارسی شکر است ! >>

<< زیبا " اولترا مدرن " سوپر استار " مجهز به استپ " قابل حمل به هر کجا

جای مطمئن برای کودک >>

. نخیر ...! طرف موشک هوا نکرده " بلکه << گهواره ی بچه >> ساخته ! منتهی

چون گهواره را " هم اولترا مدرن ! هم سوپر استار ! هم مجهز به استپ ! ساخته لازم

دیده که تبلیغاتش را در جراید چاپ کند و روزنامه های ما هم که برای یک دستمال

قیصریه را آتش می زنند

. به خاطر شندر غاز پول آگهی " پدر صاحب بچه ی زبان مادر مرده ی فارسی را

اینجوری در آورده اند !

. خداوند هیچ زبان با اصل را گرفتار پولداران و روزنامه نگاران نااهل نکند !

 

                                                              << غضنفر بی سواد مادرزاد >>

 

<< کولاه ! >>

. گفتم :

. شنیدی که توی شیشه ی نوشابه بند ساعت پیدا شده ؟

. گفت :

. اینکه چیزی نیست " سابق بر این " تسمه پروانه ی پیکان هم پیدا می شد !

 

                                                                                    << زبان نفهم >>

 

. ز .

<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله خواندنیها 1319-1358 >>

<< قسمت دوم >>

<< شماره دوم >>

( آمیزش )

<< نگارش آقای محمد حجازی >>

. آنها که از آمیزش با دیگران می گریزند اگر به مرض حجب گرفتار نباشند اغلب مزایایی

برای خود فرض کرده سایرین را سزاوار انس و علاقه نمی دانند

. این حالت نتیجه ی نازک دلی و زود رنجی و یا خود ستایی بی اندازه و به هر صورت

دلیل بر ضعف و بیماری روح است

. روانشناسان به ثبوت رسانده اند که قوه ی آمیزش و معاشرت یکی از علائم صحت

روح و دماغ است

. پزشکان روحی به اصرار تمام بیمار را به اختلاط و دوستی وا می دارند " تا این قوه را

در او پیدا نکرده و به کار نیندازند دست از معالجه نمی کشند زیرا آمیزش را یکی از سه

شرط سلامت روح دانسته و از دو شرط دیگر مهمتر میدانند آن دو شرط یکی کار و

دیگری زندگی خانوادگی است

. ..... مرض حجب را در خود مداوا نمائید با دل و جرات مردانه پیش رفته قلعه ی

ناشناسی را به هجوم بگیرید و ویران کنید !

 

. ژ .

<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله هفتگی تماشا چاپ شده از سال

1349 تا 1357 >>

( قسمت دوم )

<< شماره دوم / 12 فروردین 1350 >>

 

<< آقای تلویزیون ؟ ملکه تلویزیون ؟ >>

( یک نظر خواهی )

. ژازه طباطبایی :

. ملکه " ژیلا خواجه نوری و آقای تلویزیون اسماعیل میر فخرایی است

 

( افول )

. نوشته : اکبر رادی

. کارگردان : علی نصیریان

. بازیگران :

. فخری خوروش " عصمت صفوی " آهو " آذر فخر " عزت الله انتظامی " علی نصیریان "

اسماعیل شنگله " محمد علی کشاورز " اسماعیل داور فر " ایرج راد "

اسماعیل محرابی " داود آریا " ناصر نجفی " محسن جابری

. محل اجرا : تالار 25 شهریور

 

. عکسها .

 

<< ژازه طباطبایی >>

<< >>

 

<< اسماعیل میر فخرایی >>

<< >>

 

<< اکبر رادی >>

<< >>

 

<< علی نصیریان >>

<< >>

 

<< فخری خوروش >>

<< >>

 

 

<< عزت الله انتظامی >>

<< >>

 

<< اسماعیل شنگله >>

<< >>

 

<< محمد علی کشاورز >>

<< >>

 

<< اسماعیل داور فر >>

<< >>

 

<< ایرج راد >>

<< >>

 

<< اسماعیل محرابی >>

<< >>

 

. س .

<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>

( قسمت بیستم )

<< دوشنبه اول مردادماه 1358 >>

- گروه مجری رادیو دریا به حضور امام رسیدند

. ایشان در سخنرانی خود با اشاره به اهمیت رادیو گفتند این رادیو و تلویزیون باید به

جوانها نیرو بدهد

. امام گفتند قضیه ی دریا در رژیم سابق این بود که عده یی جوانها و دخترها را بریزند

در دریا در جان هم و نسل را ضایع بکنند

 

<< چهارشنبه 3 مردادماه 1358 >>

- حزب ملت ایران - داریوش فروهر - اسامی کاندیداهای خود برای انتخابات مجلس

خبرگان را اعلام داشت که برخلاف احزاب دیگر اسامی مشهور در آن کمتر دیده

می شوند

. برای فارس دکتر صدرالدین محلاتی " خسرو قشقایی و حجت الاسلام سید حسین

آیت اللهی و برای مازندران حجت الاسلام ناطق نوری از جمله کاندیداهای این حزب

بودند

- جبهه ی ملی سرانجام کاندیداهای خود را برای مجلس خبرگان اعلام داشت و از

ائتلاف با دیگر گروهها خودداری کرد و کریم سنجابی " مهندس حسیبی " ابراهیم

کریم آبادی " نصرت الله امینی و دکتر مهدی آذر از اعضای قدیمی جبهه را برای تهران

کاندیدا کرد

- حزب جمهوری خلق مسلمان فهرست کاندیداهای خود را اعلام داشت

. برای تهران دکتر مهدی حائری یزدی " صدر بلاغی " علی گلزاده غفوری " حسن نزیه

" حسن صدر " نصرت الله امینی " عبدالکریم لاهیجی " محمد علی مولوی "

محمود عنایت و دکتر رحیم عابدی معرفی شدند

. برای استان مرکزی ( قم ) سید موسی شبیری زنجانی و حجت الاسلام امامی

کاشانی

. برای فارس حجت الاسلام مجدالدین محلاتی " ناصر قشقایی " دکتر فال اسیری و

حجت الاسلام آیت اللهی

- نهضت رادیکال که طرح وحدت احزاب و گروهها را پیش می برد خود فهرستی از

کاندیداها منتشر کرد که برای تهران رحیم عابدی " حسن نزیه " سیمین دانشور "

خلیل رضایی " مصطفی رحیمی " غلامرضا مرتضوی " ناصر پاکدامن و تقی مکی نژاد

معرفی شدند و برای آذربایجان رحمت الله مقدم مراغه یی " آیت الله انگجی و

آیت الله اشراقی و دکتر علی زاده

- حزب توده نیز کاندیداهای خود را اعلام داشت که همه اعضای این حزب بودند :

. کیانوری " احسان طبری " محمد علی عمویی " صابر محمد زاده و آصف رزم دیده

برای تهران

. انوشیروان ابراهیمی و حسین جودت برای آذر بایجان

. علی خاوری برای خراسان " رضا شلتوکی کرمانشاه و ابوتراب باقرزاده و علی لامعی

از مازندران

 

<< پنج شنبه 4 مردادماه 1358 >>

- در آخرین ساعات مهلت نام نویسی کاندیداها " 10 گروه سیاسی مسلمان " به

دعوت حزب جمهوری اسلامی یک لیست جامع منتشر کرد و برای تهران آقایان

منتظری " طالقانی " بهشتی " موسوی اردبیلی " علی گلزاده غفوری " ابوالحسن

بنی صدر " عباس شیبانی " علی محمد عرب " مهندس عزت الله سحابی و خانم

منیره گرجی را برگزید

. از این لیست به عنوان کسانی که اکثریت خواهند داشت یاد می شود

- سخنگوی دولت به کسانی که با آغاز ماه رمضان به زنان بدون چادر حمله می کنند

اخطار کرد که کسی حق تعرض به زنان را نخواهد داشت

- به فرمان امام " آیت الله طالقانی مامور شد تا نماز جمعه را در تهران برپا دارد

 

. عکسها .

 

<< امام خمینی >>

<< >>

 

<< داریوش فروهر >>

<< >>

 

<< خسرو قشقایی >>

<< >>

 

<< ناطق نوری >>

<< >>

 

<< مهدی حائری یزدی >>

<< >>

 

<< علی گلزاده غفوری >>

<< >>

 

<< عبدالکریم لاهیجی >>

<< >>

 

<< محمود عنایت >>

<< >>

 

<< سید موسی شبیری زنجانی >>

<< >>

 

<< امامی کاشانی >>

<< >>

 

<< سیمین دانشور >>

<< >>

 

<< مصطفی رحیمی >>

<< >>

 

<< رحمت الله مقدم مراغه یی >>

<< >>

 

<< کیانوری >>

<< >>

 

<< احسان طبری >>

<< >>

 

<< محمد علی عمویی >>

<< >>

 

<< منتظری >>

<< >>

 

<< طالقانی >>

<< >>

 

<< بهشتی >>

<< >>

 

<< موسوی اردبیلی >>

<< >>

 

<< ابوالحسن بنی صدر >>

<< >>

 

<< عباس شیبانی >>

<< >>

 

<< عزت الله سحابی >>

<< >>

 

 

. ش .

<< تفسیر آیه به آیه قرآن کریم به روشی دیگر >>

( قسمت دوم )

سوره : فاتحه

جزء : 1

حزب : 1

آیه : 2

{ الحمد لله رب العالمین }

 

( ترجمه )

. آیتی : ستایش خدا را که پروردگار جهانیان است

. ارفع : حمد اختصاص یافته ی پروردگار جهانیان است

. اشرفی :  ستایش مر خدا را پروردگار جهانیان

. انصاریان : همه ی ستایش ها " ویژه ی خداست که مالک و مربی جهانیان است

. بروجردی : ستایش خدای را که پروردگار دو جهان و آفریننده ی عالمیان است

. پاینده : ستایش خدا را که پروردگار همگان است

. پرتوی از قرآن : سپاس و ستایش همان خدای راست که پروردگار جهانیان است

. ترجمه ی المیزان : ستایش مر خدا را که مالک و مدبر همه ی عوالم است

. تشکری : جمله ی حمد هست از یزدان / کوست پروردگار عالمیان

. تفسیر آسان : سپاس مخصوص آن خدایی است که پرورش دهنده ی عالمیان است

. حجه التفاسیر : ستایش خاص خداست همان ذاتی که مستجمع جمیع صفات

کمال است که عیب و نقص در ساحت کبریایی او وجود ندارد ستایش غیر چنین ذاتی

روا نیست زیرا غیر او دارای عیب و نقص است و معیوب و ناقص قابل ستایش نیست

. خسروی : شکر و ستایش و ثنا و نیایش مختص به خدایی است که پرورش دهنده

و تربیت کننده ی تمام موجودات و آفریننده ی تمام مخلوقات و روزی دهنده ی تمام

کائنات است آدمیان را آفریده و از هر طریق به آنها روزی می رساند

. به قدرت کامله ی خود حیوانات را به وجود آورده و در کنف رافت خویش به آنها غذا

می دهد

. و به مصلحت هر یک تدبیر کار آنها می نماید

. و به توانایی خویش جمادات را نگهداری کرده اتصال آنها را از تفرقه و تفرقه ی آنها را از

اتصال به یکدیگر محفوظ میدارد

. روشن : مطلق ستایش و ثنا مخصوص است به پروردگار عالم ها و همه ی موجودات

و جهانیان

. سراج : همه ی ستایش ها و ثنا از آن خدایی است که پروردگار جهانیان است

. طاهری : ستایش خاص خداست " پروردگار جهانیان

. عاملی : ستایش برای آن خداست که پروردگار جهانیان است

. فارسی : ستایش خدای راست پروردگار عالمهای آفریدگان

. فیض الاسلام : پس از آغاز به نام حق تعالی و بیان فضل و رحمت او طریق حمد و

سپاس را به بندگان چنین دستور داده که بگویند :

. هر حمد و سپاس نیکو مختص خدایی است که دارای جمیع صفات کمالیه و منزه و

مبری از همه ی عیوب و نقائص است " و برای اشاره ی به علت اختصاص حمد به خود

" خویشتن را وصف فرموده به اینکه او پروردگار هر صنفی از اصناف آفریده شدگان است

. گلی از بوستان خدا : بخشنده و بخشایشگر

. مجد : ستایش بود ویژه ی کردگار / که بر عالمین است پروردگار

. مخزن العرفان : هر ثنا و ستایش و شکر گذاری که از ازل تا ابد از هر گوینده یی و

ستایش کننده یی سر زند خدایی را سزد و مخصوص کسی می باشد که تمامی

اوصاف جلال و جمال و تربیت کننده و سازنده ی تمام عالمیان است از انواع و اقسام

ملائکه و جن و انس و وحوش و طیور و سباع و حیوانات و غیر اینها که به دست قدرت

همه را می پروراند و نشو و نما میدهد و هر موجودی را به فراخور حالش روزی

می دهد و اسباب آسایش وی را با حسن وجه فراهم می نماید

. مشکینی : سپاس و ستایش از آن خداست که مدبر و ولی امر و پرورش دهنده ی

جهانهاست ( جهان فرشتگان " آدمیان " پریان " حیوانها و جمادات )

. نوبری : جمیع صفات حمیده و تعریفات مخصوص مقام احدیت است غیر از خداوند

تعالی هیچ کس لایق تعریف نیست خداوند تعالی صاحب جمیع مخلوقات و موجودات

بوده و مربی تمام آنها می باشد

. تاج التراجم : سپاس خدای را عز و جل

. ترجمه ی طبری : شکر خدای را خداوند جهانیان

. دهلوی : ستایش خدای راست پروردگار عالمها

. نسفی : سپاس مر خدای را که آفریدگار " و پروردگار و سازنده ی جهانیان است

. دهم هجری : سپاس و ستایش خدای را سزد " خداوند و مهتر و پروردگار جهان و

جهانیان

 

( تفسیر )

. اطیب البیان فی تفسیر القرآن : در کتاب کافی از حضرت صادق ( ع ) روایت کرده

که فرمود هر که ده مرتبه بگوید یا رب گفته شود مراد را لبیک " حاجت تو چیست ؟

. در کافی از مفضل روایت می کند که گفت : به حضرت صادق ( ع ) عرض کردم فدای

تو شوم مرا دعای جامعی تعلیم فرمای " فرمود به من خدا را حمد کن به درستی که

احدی نمی ماند که نماز بگذارد جز اینکه درباره ی تو دعا می کند " زیرا هر نماز گذاری

می گوید خدایا بشنو هر کسی که حمد تو را می کند و نیز در کافی از محمد بن مروان

روایت می کند که گفت به حضرت صادق ( ع ) عرض کردم کدام کارها محبوب تر است

نزد خدای عز و جل ؟ فرمودند حمد او را بنمایی و باز در کافی از حضرت صادق ( ع )

روایت کرده که فرمود هر دعایی که پیش از آن حمد نمودن خدا نباشد " ناقص است

. برگزیده ی تفسیر نمونه : جالب اینکه << حمد >> تنها در آغاز کار نیست " بلکه

پایان کارها نیز چنان که قرآن به ما تعلیم می دهد با حمد خواهد بود " در مورد

بهشتیان می خوانیم :

. << سخن آنها در بهشت منزه شمردن خداوند از هر عیب و نقص و تحیت

آنها سلام " و آخرین سخن شان الحمد لله رب العالمین است >>

. تفسیر آسان : امام جعفر صادق ( ع ) می فرماید :

. خدای توانا دارای دوازده هزار عالم است که هر یک از آنها از آسمانها و زمین های

هفتگانه بزرگ تر است

. هیچ یک از این عالم ها گمان نمی کنند خدای سبحان عالم دیگری داشته باشد و من

بر کلیه ی این عالم ها حجت می باشم

. تفسیر اثنی عشری : حضرت پیغمبر ( ص ) صبح و شب سیصد و شصت مرتبه

می فرمود :

. الحمدلله کثیرا علی کل حال

. و نیز حضرت صادق ( ع ) فرمود :

. هر که صبح کند و چهار مرتبه بگوید << الحمدلله رب العالمین >> هر آینه شکر

آن روز را به جا آورده " و هر که در شب چهار مرتبه گوید هر آینه شکر شب را ادا نموده

. تفسیر جامع : در کافی از حضرت باقر ( ع ) روایت کرده که فرمود وقتی قاطری از

مال پدرم گم شد فرمود اگر خداوند آن را بر من برگرداند شکر بسیار نمایم طولی

نکشید که قاطر پیدا شد سر مبارک را به آسمان بلند نموده گفتند الحمد لله و دیگر

چیزی بر آن زیاد نکرد و آن گاه به اصحاب رو کرد و فرمود از حمد و ستایش خدا چیزی را

رها نکردم مگر آن که با ذکر الحمدلله به جای آوردم و حمد و ستایشی نیست مگر

آن که در گفتن الحمد لله داخل است

. تفسیر منهاج الصادقین فی الزام المخالفین : خدیفه ی یمانی از رسول ( ص )

روایت کرده که جماعتی از امم سالفه ی مستحق غضب و سخط الهی شده بودند

کودکی از ایشان بر زبان راند که الحمد لله رب العالمین حق تعالی بجهت میمنت اثر این

کلمه چهل سال از ایشان رفع عذاب نمود ابی سمود از ابی عبدلله ( ع ) روایت کرده

که هر که در وقت صبح چهار بار بگوید الحمد لله رب العالمین پس او ادای شکر آن روز

به تقدیم رسانیده باشد و مروی است از حضرت رسالت ( ص ) که هر کس هفت بار

بگوید یا رب هر دعایی که بعد از آن کند به درجه ی قبول رسد

 

<< ته مقاله >>

. از دوستان خوبم درخواست می کنم در سومین نظر سنجی وبلاگ شرکت کنند

. پیشاپیش از همه ممنونم همچنین از شرکت کنندگان در نظر سنجیهای قبل...

 

 

لینک
۱۳٩٠/۱۱/٢٦ - مجید

   << 121 >>   

. الف .

. چه سرگردان است این عشق

. که باید نشانی اش را

. از کوچه های بن بست گرفت

. چه حدیثی است عشق

. که نمی پرسد و افسرده نیست

. حتی آن هنگام

. که از آسمان به خانه آوار شود

                                                             << احمد رضا احمدی >>

<< >>

 

. ب .

<< تمرد از نظر رهبری >>

. علی شکوهی روزنامه نگار اصولگرا طی یادداشتی در وب سایت رسمی اش

( نقد زمانه ) به بررسی نوع مواجهه ی دکتر احمدی نژاد با مقام رهبری پرداخته است

. او در این یادداشت که با عنوان<< اگر روسای جمهور دیگر این همه تمرد

می کردند ! >> منتشر شده است می گوید :

. تصور کنید در دوره ی نخست وزیری میر حسین موسوی یا ریاست جمهوری هاشمی

رفسنجانی یا سید محمد خاتمی هستید و اتفاقات زیر می افتاد

. شما هم یک نیروی انقلابی هستید که تمام شاخص حق و باطل خود در عرصه ی

سیاسی را در شخص رهبری خلاصه کرده ایید یا دست کم معتقدید که نظر رهبری

باید مبنای عمل قرار بگیرد ولو آن که صحیح نباشد

. در آن صورت در مورد آنان اگر کارهای زیر را انجام داده باشند " چه قضاوتی خواهید

کرد ؟

- علیه دولت قبلی تبلیغات کنند که چرا شهردار تهران را به هیئت دولت دعوت

نمی کنید " ولی وقتی خودشان رئیس دولت می شوند از شهردار بعدی دعوت به

شرکت در جلسه ی هیئت دولت نکنند " در حالی که با آنها در یک جبهه هم قرار دارند

. جالب اینکه علیرغم تاکید چند باره ی مقام رهبری به شرکت دادن شهردار تهران در

جلسات هیئت دولت " باز هم حاضر به دعوت از وی نشوند

- نامه به رهبران جهان بنویسند و از موضع رهبری ایران و جهان " مواضع خود را منعکس

کنند و در مقابل تذکر رهبری که نامه به پاپ را نفرستید " نافرمانی کرده و بعد از مدتی

آن را هم ارسال کنند

- رهبری در چند سال پیاپی در هفته ی دولت " درباره ی ضرورت توجه به نظر

کارشناسی و رجوع به متخصصان و رعایت قانون مجلس و توجه به سند چشم انداز و

برنامه های پنج ساله تاکید کنند " اما جمله ی این تذکرات نادیده گرفته شده و این

شاخصه ها هر ساله " کمرنگ تر هم شود

- رهبری به آنان بگوید که در تبلیغات انتخاباتی اسم افراد را نبرید و آنان را به صورت کلی

مورد نقد قرار دهید ولی آنان پس از مشورت با دوستان " به این جمع بندی برسند که

بدون اسم بردن از برخی افراد و فضاسازی علیه آنان " رای نمی آورند

. بنابراین نظر رهبری را زیر پا بگذارند و با اسم بردن از افرادی خاص " فتنه ایی را آغاز

کنند که بیشترین بازنده ی آن کلیت انقلاب و نظام و رهبری بوده است

- به نمایندگان مجلس نامه بنویسند و در آن " رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام "

رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه را به توطئه علیه دولت و رئیس جمهوری متهم کنند

. رهبری به آنان پیام دهد که این نامه ی بدی است و نباید منتشر شود

. بعد از دو روز آن نامه منتشر شود و پیامدهای سیاسی تندی را به همراه آورد و جنگ

قدرت مسئولان را به دنیا القا کند

. رهبری در جلسه یی به بی توجهی آنان به نهی خود اعتراض کند و آنها هم پاسخ

دهند که این " آن نامه نیست و تغییرش داده بودیم و رهبری هم تاکید کند که :

. نخیر ! همان نامه بود

- شعار مبارزه با فساد اقتصادی و تبعیض بدهند اما برخی از دارندگان پرونده های فساد

مالی را تحت پوشش بگیرند و حتی در پستهای حساسی بگمارند و از محاکمه و

پیگیری قضایی آنان جلوگیری کنند

- کسی را به عنوان معاون اول خود برگزیند که مورد اعتراض مجلسیان و بسیاری از

محافل مذهبی و سیاسی قرار گیرد و مداخله ی رهبری برای کنار گذاشتن وی را نیز

برنتابد و بر تصمیم خود در مقابل رهبری اصرار بورزند و در نهایت به گونه یی عمل شود

که همگان بفهمند که او از تصمیمش در مقابل رهبری هم عقب ننشسته است

- وزرای خود را به صرف مخالفت با برخی از نظرات رئیس جمهوری برکنار و فضایی را در

هیئت دولت ایجاد کند که آنان نتوانند  در هیچ زمینه ی کارشناسی و مدیریتی " حتی

نظری خلاف نظر رئیس جمهوری داشته باشند

- بارها و بارها رهبری به آنان برای شرکت کردن در مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید

کرده باشد " ولی آنان با این بهانه که ما با ترکیب کنونی مجمع مخالفیم " از شرکت در

جلسات مجمع " خودداری کرده و این روش را وسیله یی برای فشار بر رهبری قرار دهند

تا ایشان ترکیب مجمع را تغییر دهد

- دبیر شورای امنیت ملی را به خاطر اختلاف نظر " وادار به استعفا کنند و عملا رهبری

را در شرایط تحمیلی قرار دهند که نتواند دیگر کاری برای بازگرداندن فرد مذکور انجام دهد

- با تعیین نماینده ی ویژه " در حوزه ی وزارت امور خارجه وارد شوند و بعد از تذکر رهبری

و کار موازی دانستن این اقدام " نماینده ی ویژه را به مشاور تبدیل کنند و سرانجام در

یک اقدام استثنایی " وزیر امور خارجه را به هنگام حضورش در ماموریت خارج از کشور

عزل کنند تا نشان دهند که از موضع خود عقب ننشستند و وزیر مخالف خود را از کار

برکنار کردند

- برای کنترل یک وزارتخانه ی حساس " معاونان وزیر را خود بگمارند و در صورت اقدام

وزیر برای تغییر معاونان خود " وی را وادار به استعفا کنند و مخالفت رهبری با این

استعفا را نپذیرند و با مقاومت خود " انتظار داشته باشند که رهبری " دخالت در این

زمینه را کنار بگذارد

- عمدا بودجه ی کل کشور را دیر به مجلس ارائه کند تا فرصت بررسی دقیق و همه

جانبه ی نمایندگان وجود نباشد و به دلخواه دولت " بودجه به تصویب برسد

- میلیاردها دلار بدون مجوز از حساب ذخیره ی ارزی برداشت شده و خلاف قانون

هزینه شود

. شکوهی در ادامه با اشاره به اینکه معتقد نیست روسای جمهور از رهبری اطاعت

محض کنند " و با تاکید بر اصل توزیع قانونی قدرت " میزان تمرد وی از رهبری را قابل

قیاس با روسای جمهور پیشین نمی داند

<< >>

<< >>

 

. پ .

<< یکی بود " یکی نابود ! >>

. یکی خیلی سرش می شد

. دیدن این جوری نمیشه " سر و تهش کردن

/////////////////////////////////////////////////

. یکی آدم عمیقی بود پرش کردن

. یکی آدم ساده یی بود " خرش کردن

//////////////////////////////////////////

. یکی بود هر چی می گفت هیچ کس نمی فهمید

. بعدا معلوم شد اونم حرف هیچ کس رو نمی فهمه

/////////////////////////////////////////////////////////

. یکی خیلی زور می زد یه چیزی بشه " آخر سر هم به زور یه چیزیش کردن

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. یکی بود که حرفاش مفرح ذات بود " اما مخل حیات

/////////////////////////////////////////////////////////

. یکی دست چپ و راستشو بلد نبود " شد کاندیدای فرا جناحی

///////////////////////////////////////////////////////////////////////

. یکی می خواست رئیس جمهور بشه

. توی انتخابات انجمن اولیا مربیان دبستان بچه شم رای نیاورد

////////////////////////////////////////////////////////////////////

. یه عده بودن همه رو خر می کردن

. بعد یه مدتی کسی نبود خرش کنن " خودشونو خر کردن

. آخر سر یه خر تو خری شد که بیا و ببین

//////////////////////////////////////////////

. یکی افتاد تو چاله " نتونستن درش بیارن " چاله رو پر کردن

///////////////////////////////////////////////////////////////////

. یکی نمی دونست چیکار کنه " اونقدر کار ریختن سرش که نمی دونست چیکار کنه

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. یکی نبود بگه آخه اینم شد وضع !

 

. ت .

<< چگونه با بیماران آلزایمری ارتباط برقرار کنیم ! >>

. محققان می گویند راههایی وجود دارد که از طریق آنها می توان با<< بیماران

آلزایمری >> ارتباط بهتری برقرار کرد " از جمله اینکه در صحبت کردن با آنها از جملات

مثبت استفاده کنیم

. برای مثال از جمله ی مثبت << با دقت راه برو >> به جای << نیفتی >>

استفاده کنیم و قس علی هذا

. با توجه به اینکه بیماری آلزایمر در شرایط کنونی از اهم بیماری ها و مشکلات محسوب

می شود " جملات مثبت زیر برای ارتباط هر چه بهتر با این عزیزان پیشنهاد می شود :

. نگوییم << تو روح اون که تو رو گذاشت اینجا ! >> بگوییم  << به امید

شایسته سالاری بیشتر تر >>

. نگوییم << گند زدی رفت >> بگوییم << اینجانب با شما اختلاف سلیقه

دارم >>

. نگوییم << واسه ی ما فیلم بازی نکن دیگه ! >> بگوییم << مزایده >>

. نگوییم << شتر >> بگوییم << آن بزرگوار یادش رفته رنگ قرمز در چراغ

راهنمایی چه کاربردی دارد >>

. نگوییم << زاییدی ! >> بگوییم << یک پای امور محوله " در گل مانده

است >>

. نگوییم << دیشب باباتو دیدم آیدا >> بگوییم << آیدا جان از بابات چه خبر؟ >>

. نگوییم << فرج الله سلحشور >> " به طور کلی خوبیت ندارد !

. نگوییم << خر تو خر >> بگوییم << غیر سیستماتیک >>

. نگوییم << کودن >> بگوییم << کسی که با پاشنه ی پایش می اندیشد ! >>

. نگوییم << هش ش ش ش  >> بگوییم << بی زحمت در را آرام تر ببند >>

. نگوییم << شیر سماور >> بگوییم << داور عزیزم دقت کن ! >>

. نگوییم << ببند بابا ! >> بگوییم << لطفا در حوزه ی اختیاراتت افاضات

بنما >>

. نگوییم << مرتیکه ی اون وریه وابسته ی فلان فلان شده >> بگوییم

<< رقیب سیاسی >>

. نگوییم << جاسوس >> بگوییم << محقق >>

. نگوییم << خودمان داریم >> بگوییم << از کانال همسایه دیدیم >>

. نگوییم << { ... } خوردی ؟! >> بگوییم << قربون برم خدا رو ! >>

. نگوییم << دکتر >> وقتی طرف نیست خب !

. نگوییم << فیلمش چرت بود >> بگوییم << معناگرا بود >>

. نگوییم << آخ ! >> بگوییم << آخ جون >>

. نگوییم << شنگول نفهم >> بگوییم << شنگول جان ! هر کی ابروش رو

برداشت که مامان نیست ! >>

 

. ث .

. ..... گاه گاهی می دیدمش

. وقتی در سالهای اخیر به خاطر موقعیت دفترش که در محدوده ی طرح ترافیک قرار

داشت یا به دلیل اینکه رانندگی برایش سخت شده بود " ترک موتوری سوار میشد و

خودش را به دفترش می رساند " دلم می لرزید

. مردی با دغدغه های بزرگ برای فردای ایران از خانه اش در لواسان یا هر جای دیگر

سوار بر ترک موتوری به دفتر کارش در مرکز شهر می آمد " همان جا که لحظه یی از

خیال ایران خارج نمی شد

. با این که میشناختمش و می خواندمش " همین او را برایم بزرگ و بزرگ تر می کرد ...

این که چیزی او را از پای در نمی آورد " او را که بسیار می دانست و ساده می گفت

. او که خدمت را وظیفه اش می شمرد و بی مهری ها را به دل نمی گرفت و شیشه ی

دل دریای اش هیچ وقت ترک نخورد تا کنار بکشد و از پا بنشیند

<< به یادبود مرحوم مهندس عزت الله سحابی و دخترش مرحومه هاله

سحابی .... البته با تاخیر.... >>

<< >>

<< >>

 

. ج .

. سازمان ملل در راستای ایجاد منطقه ی حائل در شمال سوریه " آنجلینا جولی را برای

بازدید از اردوگاه پناهندگان سوری " به ترکیه اعزام کرد

. در پی این اقدام جمعی از آوارگان جهان با اعلام اینکه << ما هم می خوایم ! >>

اشتیاق خود را به حضور ستارگان هالیوود در بین خود ابراز کردند

. این آوارگان خواهان حضور کاترین زتا جونز " نیکول کیدمن " کامرون دیاز و ... در میان

خود برای رسیدگی به معضلات و مشکلات و غیره ی خود شده اند !

<< >>

 

. چ .

<< بخشهایی از مطالب اقتصادی منتشر شده در هفته نامه ی توقیف شده ی

شهروند امروز >>

. ... دولت قصد داشت با ابزار توزیع پول میان تولید کنندگان مانع از رکود صنایع شود

. اتفاقا یکی از وام های کلان هم به تولید کننده یی در تبریز رسیده بود

. << محمد زنوزی مطلق >> رئیس هلدینگ << دریک >> در تبریز و صاحب

مجتمع فولاد گستر " خط هوایی آتا و کارخانه ی گسترش فولاد کوثر موفق شد وامی به

ارزش یک هزار میلیارد تومان دریافت کند

. او همزمان خریدار خودروی رئیس دولت هم شده بود

. اتومبیل پژو 504 احمدی نژاد به ابتکار صادق محصولی وزیر سابق رفاه در آبادان به حراج

گذاشته شد

. دو ماه پس از اعلام خبر حراج اتومبیل " بهزیستی آبادان اعلام کرد خریداری بومی برای

خودروی رئیس دولت یافته است

. منطقه ی آزاد اروند هم مجری برگزاری مراسم فروش شد

. خریدار مهندسی به نام << دشتی >> معرفی شد و اتومبیل را به قیمت دو میلیارد

و 700 میلیون تومان به او واگذار کردند

. یک هفته پس از حراج مشخص شد " فردی به نام دشتی در آبادان سکونت ندارد

. بهزیستی دشتی را ساختمان سازی ساکن آبادان معرفی کرده بود ولی محافل خبری

اعلام می کردند که خریدار نه در آبادان که یک هزار و 600 کیلومتر دورتر از شهر محل

حراج خودرو سکونت دارد

. سایتهای خبری خریدار را << م . ز >> معرفی کردند

. همان فردی که در تبریز فولاد گستر را در تملک داشت و خوشحال از وامی بود که

برای حمایت از تولید کنندگان بعد از اجرای هدفمندی یارانه ها به جیبش رفته بود

. وام هایی که قرار بود براساس توافق دولت و نهادهای تولیدی به کمک تولید در ایام

هدفمندی یارانه ها بیاید " روانه ی گاو صندوق افرادی شده بود که باز هم همان سایتها

آنها را وابسته به نزدیک ترین فرد به رئیس جمهور بعد از خانواده اش می دانستند

. موج خبرها به اندازه ایی بالا گرفته بود که علی آقا محمدی رئیس ستاد مبارزه با

مفاسد اقتصادی " پور محمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور و مصلحی وزیر

اطلاعات هر سه به انتقاد از << مفاسد اقتصادی >> پرداختند و خواهان برخورد با

سران مفسدان شدند

. کمی بعد از این اظهار نظر مصلحی وزیر اطلاعات از شورای پول و اعتبار کنار گذاشته

شد تا یک قدم دورتر از اقتصاد شده باشد

<< >>

(  محمد زنوزی مطلق )

. ... رئیس سابق سازمان خصوصی سازی در یکی از مصاحبه های خود اعلام کرد :

<< طرح پرداخت سود سهام عدالت در روزهای پیش از انتخابات شبهه داشته

است >>

. او تلاش میکرد وارد مناقشه های سیاسی نشود و از خبرنگاران خواسته بود چنین

جمله یی را منتشر نکنند

. رئیس سابق سازمان خصوصی سازی در جمعی خصوصی پرده از اسرار عجیبی

برداشته بود

. کرد زنگنه متهم به همراهی با جریان رحیم مشایی شده بود

. سایتهای جریان تند منتقد مشایی هم خبر از دستگیری احتمالی او می دادند

. انتشار چنین شایعاتی او را به شدت برآشفته کرده بود

. کرد زنگنه در یکی از نشستهای خصوصی خود پیروزی احمدی نژاد در انتخابات سال 88

را مرهون تلاشهای خود دانسته بود

. اخباری این گونه به گوش نمایندگان مجلس هم رسید و طرح تفحص از سهام عدالت

مطرح شد

. اما گزارش چندان سرانجام خوشی نداشت " چرا که مهر << محرمانه >> بر

صفحه ی ورودی گزارش خورد و رسانه ها از انتشار آن بازماندند

. مدتی پیش از این یکی از متهمان حوادث پس از انتخابات سال 88 در مصاحبه ی

تلویزیونی خود به این جریان اشاره کرده بود

. او گفته بود :

<< اینکه پیش از انتخابات سهام عدالت به مردم دادند و سود پرداخت کردند "

نوعی تخلف بود >>

. چنین اظهار نظری حداقل دوسال بعد برای نهادهای نظارتی کشور مهم جلوه کرد

. پرونده ی سهام عدالت که به میان آمد " سازمان بازرسی هم به مجادله کشیده شد

. این حضور ولی بدون حاشیه هم نبود

. بودجه ی سال 87 دولت با اتفاقی خاص همراه بود

. در جریان مناظرات انتخابات سال 88 یکی از منتقدان دولت در مناظره ی رادیویی خود

با رئیس سازمان بازرسی اعلام کرد در بودجه ی همان سال 72 میلیارد تومان گم شده

است

. رئیس سازمان بازرسی در مقابل این موضوع سکوت کرد و مدتی بعد هم خبر را تایید

کرد

. او یک هفته بعد از تایید اعلام کرد اشتباهی صورت گرفته و هیچ پولی گم نشده است

. سازمان بازرسی با چنین پیشینه یی ترجیح داد قدم به میدان انتقادهای اقتصادی از

دولت نگذارد

. پور محمدی خود از دولت نهم با قهر و جبر بیرون رانده شده بود

. یکی از کارشناسان سابق سازمان بازرسی کل کشور نقل می کرد نگرانی از عواقب

انتقادهای اقتصادی سبب شده تا سازمان تنها به << نظاره گری >> از بیرون بدل

شود

<< >>

( کرد زنگنه  )

<< >>

(  مصطفی پور محمدی )

 

. ح .

<< با گل اقا >>

( منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله گل اقا )

<< قسمت هفتم >>

( شماره هفتم / سه شنبه 13 آذرماه 1369 )

<< >>

 

<< طنز هنری >>

. می گویند :

. دانش آموزان خیابانهای اطراف اداره ی رادیو جرات عبور از مقابل رادیو را ندارند

. چون می ترسند مسئولان رادیو " یقه ی آنها را گرفته " و کشان کشان به استودیو

ببرند و به دست زدن و خندیدن به لطیفه های برنامه ی  << صبح جمعه با شما >>

وادارشان کنند !                                               

                                                                       << لبو تنوری >>

 

<< معامله ی پایاپای ! >>

1- بیست سال است که 45 کیلومتر اول از جاده ی قم - اصفهان خراب است و

دست اندازهای فراوان دارد

. هر از چند گاهی چند کیلومتر از آن را آسفالت سرد می ریزند " ولی این اسفالت با

نریختنش فرقی ندارد !

                                        . جمهوری اسلامی 30 آبان ماه 69 .

2- ایران یک جاده ی 900 کیلومتری برای سودان می سازد

                                                            . اطلاعات 3 آذر ماه 69 .

3- از مقامات سودانی تقاضا داریم این 45 کیلومتر را برای ما آسفالت کنند

. قول می دهیم عوضش 900 کیلومتر دیگر برای آنها جاده بسازیم !

                                                                                     << توپوقچی >>

 

. خ .

<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله ی خواندنیها 1319 - 1358 >>

( قسمت اول )

<< توضیح >> :

. مجله ی خواندنیها یکی از قدیمی ترین مجلات ایرانی بود که انتشار آن از سال 1319

آغاز شد و تا تابستان 1358 انتشار می یافت

. بانی و گرداننده ی 39 ساله ی خواندنیها " علی اصغر امیرانی بیجاری گروسی

کردستانی بود که با پخشگری نشریه ی ایران باستان وارد عرصه ی مطبوعات ایران شد

. فاصله ی انتشار خواندنیها در عمر 39 ساله گاهانه " ماهانه " هفتگی و نیم هفتگی

بود و در این گستره ی زمانی با چاپ حدود 60 میلیون نسخه " این مجله سردبیرانی

به خود دید

. از آن جمله اند :

. ابوالقاسم پرتو اعظم " امیر هوشنگ عسگری " حسین مکی " مسعود برزین "

عباس فروتن " نصرالله شیفته " حسین سرافراز " ایرج نبوی " منوچهر محجوبی "

محمود طلوعی " علی شعبانی و..

 

( شماره اول )

. فرشتگان در سه موقع با خوشی انسان شرکت میورزند :

. در آزمایشهای جنگی " در عشق زناشویی و در اسب دوانی

                                                                     << حضرت محمد (ص) >>

 

<< زنها را بشناسید >>

. نگارش هالری ماریون ( استاد دانشکده ی ادبیات پاریس )

. ترجمه ی آقای اسدالله اشتری

<< میل زن به تعریف و تحسین >>

. در درجه ی اول زن از اینکه زیبایی اندام او را تعریف کنند خوشش می آید " یکی از

نویسندگان می گوید :

. عاقلترین آنها نمی توانند انتقادی را که از پیکر او می کنند تحمل کند بلکه او کوچکترین

تعریفی را که از جسم او می کنند بر بزرگترین تعریف سجایای عقلی اش ترجیح

می دهد

. ..... دختران همین که به مرحله ی جوانی رسیدند بی اندازه مایلند که در وصف

زیبایی و جمال آنها مبالغه کنند

. ..... نکته یی که در اینجا باید یادآوری کرد این است که زنها تصور می کنند با آرایش

بیشتر می توانند در مردها تاثیر کنند " در صورتی که حقیقت برخلاف این است و اگر

مردها به زنهای آرایش کرده توجهی می کنند از این لحاظ است که آن را به منزله ی

اعتراف آنها به استماله از خود می دانند با وجود این غالبا از آن خوششان نمی آید به

ویژه وقتی که زن در آرایش افراط کرده باشد

 

. د .

<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>

( قسمت نوزدهم )

<< چهارشنبه 13 تیرماه 1358 >>

- رئیس بنیاد مستضعفان اعلام داشت که اموال 87 نفر دیگر از عوامل رژیم سابق

مصادره شده

. محمد هویدا گفت شمس پهلوی 700 میلیون تومان به بانکها مقروض است او در عین

حال فاش کرد که اموال و دارایی هایی که مصادره می شود و در نظر ثروت کلانی

می آید " در عمل چیزی جز مقداری قرض نیست

. همه ی مصادره شدگان به بانکها مقروضند

. او گفت که یک منزل القانیان برای نگهداری فاحشه ها و خانه ی دیگر او دارالایتام شده

و خانه ی دکتر اصانلو برای معلولان اختصاص یافته " خانه ی اردشیر زاهدی اردوی

تابستانی بچه های بی بضاعت می شود

. هویدا گفت مدارکی در دست است که نشان می دهد اکثر رجال دوران شاه چند

معشوقه داشته اند

. << البته من از ذکر اسامی آنها و معشوقه هایشان خودداری می کنم چون

باعث ناراحتی بیشتر خانمهای عقدی آنها می شود >>

 

- صادق طباطبایی سخنگوی جدید دولت عمل محمد منتظری در فرودگاه را خودسرانه

خواند و اعزام هیاتی را از سوی دولت به لیبی " تکذیب کرد و حزب جمهوری اسلامی

عضویت محمد منتظری را به دلیل بی انضباطی حزبی " به حالت تعلیق درآورد

 

<< پنج شنبه 21 تیرماه 1358 >>

- سه زن و چهار مرد در تهران " ودر خیابان تیرباران شدند

. در بین زنان پری بلنده " ثریا ترکه و اشرف چهار چشم دیده می شدند

 

<< شنبه 23 تیرماه 1358 >>

- سپاه پاسداران فارس طی اعلامیه یی آرایش زنان توسط آرایشگران مرد را ممنوع

اعلام کرد

 

<< یکشنبه 24 تیرماه 1358 >>

- صادق قطب زاده اعلام داشت که در اجرای فرمان امام شورایی برای تعیین سیاستهای

رادیو و تلویزیون تشکیل داده که حجت الاسلام سید محمد موسوی خوئینی ها "

حجت الاسلام سید محمد خاتمی " عبدالرحیم گواهی و ابراهیم پیراهنده عضو آن

خواهند بود

 

<< شنبه 30 تیرماه 1358 >>

- احزاب و گروههای سیاسی کاندیداهای خود را برای مجلس خبرگان معرفی کردند و

وجود افرادی در فهرستهای مختلف نشان از آن داشت که وحدت و ائتلاف تا اندازه یی

صورت گرفته است

. حزب جمهوری اسلامی آیت الله طالقانی " آیت الله بهشتی " آیت الله باقر آشتیانی "

آیت الله موسوی اردبیلی " دکتر علی گلزاده غفوری " علی محمد عرب "

ابوالحسن بنی صدر " مهندس عزت الله سحابی " دکتر عباس شیبانی و

حبیب الله عسگر اولادی را برای تهران معرفی کرد

. برای اصفهان آیت الله خادمی " آیت الله طاهری " علی اکبر پرورش و دکتر آیت را " برای

استان مرکزی آیت الله منتظری و آیت الله صافی و برای خراسان آیت الله میرزا ابوالحسن

شیرازی " شیخ علی تهرانی " استاد محمد تقی شریعتی " جلال الدین فارسی "

سید محمد خامنه یی و دکتر محمود روحانی

. مجاهدین و احزاب وابسته به آنها برای تهران آیت الله طالقانی " دکتر پیمان "

علی اصغر حاج سید جوادی " مسعود رجوی " دکتر کاظم سامی " مهندس عزت الله

سحابی " طاهره صفارزاده " علی گلزاده غفوری " دکتر ناصر کاتوزیان و دکتر عبدالکریم

لاهیجی

. نهضت آزادی لیستی را انتشار داده بود که با ادغام دولت و شورای انقلاب در آن تجدید

نظر کرد و در نهایت برای تهران آیت الله طالقانی " مهندس عزت الله سحابی "

دکتر حسن حبیبی " دکتر حبیب الله پیمان " علی اصغر حاج سید جوادی " دکتر جعفری

لنگرودی " خانم زهرا رهنورد " دکتر علی گلزاده غفوری " دکتر ناصر کاتوزیان "

محمد مجتهد شبستری

. برای خراسان استاد محمد تقی شریعتی " طاهر احمدزاده " شیخ علی تهرانی و

مهندس برازنده

. به این ترتیب نام آیت الله طالقانی در صدر فهرست تمامی احزاب و گروهها قرار داشت

. آقایان مهدوی کنی " هاشمی رفسنجانی " سید علی خامنه ایی " محمد جواد باهنر

که به معاونت وزارتخانه ها منصوب شده بودند از فهرست های انتخاباتی خط زده شدند

                                                            << پایان قسمت نوزدهم >>

<< عکسها >>

<< شمس پهلوی >>

<< >>

<< حبیب الله القانیان >>

<< >>

<< اردشیر زاهدی >>

<< >>

<< شاه >>

<< >>

<< صادق طباطبایی >>

<< >>

<< محمد منتظری >>

<< >>

<< صادق قطب زاده >>

<< >>

<< امام خمینی >>

<< >>

<< سید محمد موسوی خوئینی ها >>

<< >>

<< سید محمد خاتمی >>

<< >>

<< عبدالرحیم گواهی >>

<< >>

<< آیت الله طالقانی >>

<< >>

<< آیت الله بهشتی >>

<< >>

<< آیت الله موسوی اردبیلی >>

<< >>

<< دکتر علی گلزاده غفوری >>

<< >>

<< ابوالحسن بنی صدر >>

<< >>

<< مهندس عزت الله سحابی >>

<< >>

<< دکتر عباس شیبانی >>

<< >>

<< حبیب الله عسگر اولادی >>

<< >>

<< آیت الله خادمی >>

<< >>

<< آیت الله طاهری >>

<< >>

<< علی اکبر پرورش >>

<< >>

<< دکتر حسن آیت >>

<< >>

<< آیت الله منتظری >>

<< >>

<< آیت الله صافی گلپایگانی >>

<< >>

<< شیخ علی تهرانی >>

<< >>

<< استاد محمد تقی شریعتی >>

<< >>

<< جلال الدین فارسی >>

<< >>

<< سید محمد خامنه ایی >>

<< >>

<< دکتر حبیب الله پیمان >>

<< >>

<< مسعود رجوی >>

<< >>

<< دکتر کاظم سامی >>

<< >>

<< طاهره صفارزاده >>

<< >>

<< دکتر ناصر کاتوزیان >>

<< >>

<< دکتر حسن حبیبی >>

<< >>

<< خانم زهرا رهنورد >>

<< >>

<< محمد مجتهد شبستری >>

<< >>

<< طاهر احمد زاده >>

<< >>

<< مهدوی کنی >>

<< >>

<< هاشمی رفسنجانی >>

<< >>

<< آیت الله خامنه ایی >>

<< >>

<< دکتر محمد جواد باهنر >>

<< >>

 

 

. ذ .

<< مروری بر مطالب چاپ شده در مجله ی هفتگی تماشا چاپ شده از سال

1349 تا 1357 >>

( قسمت اول )

<< توضیح >> :

. مجله ی هفتگی - اجتماعی تماشا " نشریه ای است که به مدت 8 سال از اسفند

1349 تا دی ماه 1357 هر هفته منتشر و به بیان رویدادهای فرهنگی و هنری ایران و

جهان پرداخته است

<< شماره اول / 27 اسفند ماه 1349 >>

. صاحب امتیاز و مدیر مسئول : رضا قطبی

. مدیر : ایرج گرگین

. طرح و تنطیم : زیر نظر قباد شیوا

. دفتر مجله : خیابان تلویزیون " ساختمان تولید تلویزیون

 

<< آقای تلویزیون ؟ / ملکه ی تلویزیون ؟ >>

. در سال 1349 در میان تمام آشنایان تلویزیونی " بازیگران " گویندگان " اجرا کنندگان "

و جنجال آفرینان " به عقیده ی شما چه کسی شایسته ی لقب << آقای

تلویزیون >> و کدام چهره شایسته ی نام  << ملکه ی تلویزیون >> بود ؟

. فخری خوروش . :

. والله من فکر می کنم از آقایان بتوان از محمد علی کشاورز و از خانمها جمیله شیخی

را نام برد

. عزت الله انتظامی . :

. ایرج گرگین و دل آرام کشمیری

 

<< جدول و شرح برنامه های تلویزیون ملی ایران در سراسر کشور >>

( پنج شنبه 27 اسفند ماه 1349 )

. شبکه 1 .

ساعت 16 - کودکان

ساعت 17 - کودکان

ساعت 30/17 - ورزش نوجوانان

ساعت 18 - حفاظت و ایمنی

ساعت 15/18 - اخبار

ساعت 30/18 - بل و سباستین

ساعت 20 - کانون گرم خانواده

ساعت 30/20 - اخبار

ساعت 30/21 - موسیقی ایرانی

. در این قسمت از برنامه چند ترانه ی ایرانی اجرا می شود با شرکت مرجان " نوشین "

سوگلی " سعیده و ژاله

ساعت 22 - مسابقه چهره ها

ساعت 30/22 - فیلم سینمایی

 

. شبکه 2 .

ساعت 17 - کودکان

ساعت 30/17 - اخبار

ساعت 18 - فیلم سینمایی

ساعت 19 - جنگ هفته

ساعت 30/19 - واریته ی بین المللی

ساعت 30/20 - اخبار

ساعت 30/21 - سریال داش پالکی

ساعت 22 - برادران کارامازوف

ساعت 30/22 - شبهای تهران

ساعت 30/23 - اخبار

                                                      << پایان قسمت اول >>

<< عکسها >>

<< رضا قطبی >>

<< >>

<< ایرج گرگین >>

<< >>

<< قباد شیوا >>

<< >>

<< فخری خوروش >>

<< >>

<< محمد علی کشاورز >>

<< >>

<< جمیله شیخی >>

<< >>

<< مرجان >>

<< >>

 

. ر .

<< تفسیر آیه به آیه قرآن کریم به روشی دیگر >>

( قسمت اول )

سوره : فاتحه / 7 آیه

جزء : 1

حزب : 1

آیه : 1

{ بسم الله الر حمن الر حیم }

 

( ترجمه )

. آیتی : به نام خدای بخشاینده ی مهربان

. احسن الحدیث : به نام خدای رحمان و رحیم

. ارفع : به نام خداوند بخشنده ی مهربان

. انصاریان : به نام خدا که رحمت اش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

. ترجمه ی المیزان : به نام خدایی که هم رحمتی عام دارد و هم رحمتی خاص به

نیکان

. تشکری : ابتدای سخن به نام خدا / مهر ورزنده و عطا بخشا

. تفسیر آسان : به نام خداوند بخشاینده ی مهربان

. حجه التفاسیر : به نام خدای بخشایشگر ( بر کافه ی خلائق از جماد و نبات و حیوان

و ملک و جن و انسان از مومن و کافر و نیکوکار و فاجر ) و مهربان ( به مطیعان در دو

جهان ) آغاز می کنم ( و به نام غیر او آغاز نمی کنم زیرا غیر او محتاج است نه چیزی

دارد که ببخشد و نه توانایی مهربانی و بنده نوازی دارد )

. خسروی : می خوانم و یاری می طلبم به نام خدایی که جامع صفات کمالیه است و

جز او کسی مستحق و سزاوار پرستش نیست

. چون به او پناه می برم پناهم می دهد و چون او را بخوانم بی جوابم نمی گذارد

. رحمان است چون که به بسط روزی به ما رحم و عطوفت می کند " و هر چند مردم از

اطاعتش سرپیچی کنند " آنان را از رزق خود بی بهره نمی گذارد

. رحیم است از آن که در دین و دنیا و آخرت به ما ترحم می نماید و به کیش سهل و

آسان بر ما منت می نهد " و به جدایی ما از دشمنانش به ما تفضل می فرماید

. به رحمت رحمانیه ی خود هر گونه نعمتی را شامل تمام موجودات نموده " و به رحمت

رحیمیه ی خویش مومنان را در دنیا و آخرت مخصوص فرموده است

. رضایی : به نام خدای گسترده مهر مهرورز

. روشن : به نام خداوند معبود مطلقی که همه ی موجودات پرستش او را کرده و همه

در مقابل عظمت نامتناهی او در حیرت هستند " و او رحمت و مهربانی داشته و رحمت

او به همه ی مخلوقات بسط گرفته " و مخصوصا رحمتهای ظاهری و معنوی او خواص را

فراگیر است

. روض الجنان : به نام خدای بخشاینده ی بخشایشگر

. طاهری : به نام خدای رحمان و رحیم

. عاملی : پس از آغاز به نام خداوند بخشنده ی مهربان

. فولادوند : به نام خداوند رحمتگر مهربان

. فیض الاسلام : ابتدا آغاز می کنم به نام خدایی که بی اندازه بخشاینده ی بسیار

مهربان است

. گرمارودی : به نام خداوند بخشنده ی بخشاینده

. مجد : سرآغاز گفتار نام خداست / که رحمتگر و مهربان خلق راست

. مخزن العرفان : استعانت می جویم به نام خداوندی که جامع تمام صفات کمال و

منزه و مبرا از جمیع نقایص امکانی است و رحمت واسعه ی خداوندی اش تمامی

موجودات را احاطه نموده و جمیع موجودات در دنیا مشمول رحمت رحمانی اویند " و

رحمت رحیمی خود را در آخرت مخصوص به مومنین و اهل تقوی گردانیده

. تاج التراجم : ابتدا کردم به نام خدای قادر به آفرینش خلقان " خواهان روزی دادن

خلقان " خواهان آفریدن مطیعان

. ترجمه ی طبری : به نام خدای مهربان بخشاینده

. کشف الاسرار : به نام خداوند جهان دار دشمن پرور به بخشایندگی دوست بخشای

به مهربانی

. نسفی : آغاز کردم به نام خداوند روزی دهنده ی آمرزنده

. دهم هجری : به نام خدای سزاوار پرستش آن مهربان به روزی دادن " آن بخشاینده

به گناه آمرزیدن

. صفارزاده :  به نام خداوند نعمت بخشنده ی رحم گستر

 

( تفسیر )

. اطیب البیان فی تفسیر القران : سوره ی فاتحه هفت آیه است و در مکه نازل

شده / در کافی از حضرت باقر (ع) روایت کرده که فرمود : کسی را که سوره ی حمد

شفا ندهد چیزی او را شفا نخواهد داد / و در لالی الاخبار از حضرت صادق (ع) روایت

کرده که فرمود : کسی را که مرضی عارض شد سوره ی حمد را در گریبان خود هفت

مرتبه بخواند پس اگر علت مرتفع شد و اگر بهبودی نیافت هفتاد مرتبه بخواند و من

ضامن شفای او هستم / ودر کافی از حضرت باقر (ع) روایت کرده که فرمود : اگر سوره ی

حمد هفتاد مرتبه بر مرده یی خوانده شود و او زنده گردد شگفت آور نیست / و در

گنجهای عرش الهی گنجی بالاتر از سوره ی حمد نیست / خداوند متعال فرمود به عزت

و جلال خودم قسم کسی که از امت محمد (ص) بسم الله الرحمن الرحیم را بگوید در

نامه ی حسناتش ثواب عبادت هفتصد سال بنویسم / امیرامومنین (ع) فرموده : ضامن

شده ام برای کسی که اسم خدا را بر طعام ببرد اینکه مریض و مبتلا نشود / گفتن

بسم الله در موقع جماع موجب دفع شیطان می شود و اگر بسم الله نگوید شیطان در

جماع و نطفه شرکت می کند

 

<< ته نوشت ! >> :

. از دوستان خوبم دعوت میکنم بعد از خواندن مطالب در دومین نظرسنجی وبلاگ هم

شرکت کنند .

 

                                                                      

لینک
۱۳٩٠/۸/۱٩ - مجید

   << مصاحبه با من ! >>   

. سلام

. دوستان خوبم در وبلاگ لبخند ایرانی در طی برنامه ی جالبی دارن با وبلاگ

نویسان مصاحبه می کنن و این بار نوبت به من رسیده

. دوستانی که علاقه مند به خوندن مصاحبه ی من هستند میتونن به این آدرس

مراجعه کنن :

. www.iranpk.persianblog.ir

 

لینک
۱۳٩٠/٦/٧ - مجید

   << 120 >>   

. الف .

<< آه ای غم نا خود آگاه ....... >>

( برای روزهای سختی که می گذرانم .... فوت مادر " فوت دایی و فوت یکی از

دوستان صمیمی ام به همراه فرزندش و همچنین پرستاری از پدر بیمارم )

 

. امسال گل ندارد شعر بهاری من

. این شرم ساری گل یا شرم ساری من

. شاید هنوز اسفند " پابند مانده ؟ هر چند

. از ابر فرودین است این اشکباری من !

. اما من این نبودم " بی گل نمی سرودم

. آن باغهای رنگین " اینک صحاری من

. بگذشت سال و بگذشت یک سال بی ترحم

. در سوگواری تو یا سوگواری من

. خنجر نشست " آری در قلب پایداری

. اما نبست باری " از زخم کاری من

                                                                 << محمد علی بهمنی >>

 

. ب .

. شب عاشقان بی دل " چه شبی دراز باشد /

تو بیا کز اول شب " در صبح باز باشد

 

. عجب است اگر توانم " که سفر کنم ز دستت /

به کجا رود کبوتر که اسیر دام باشد ؟

 

. ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت /

که محب صادق آن است که پاکباز باشد

 

. به کرشمه ی عنایت " نظری به حال ما کن /

که دعای درد مندان " زسر نیاز باشد

 

. همه شب در این خیالم " که حدیث وصل جانان /

به کدام دوست گویم " که محل راز باشد ؟

 

. چه نماز باشد آن را " که تو در خیال باشی /

تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد

 

. دگرش چو باز بینی " غم دل مگوی سعدی /

که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

 

{ رمضان مبارک }..........................................................................................

 

<< >>

 

. پ .

<< پنج شنبه شب >>

( پنج شنبه شب داستان اتفاقاتی است که هر شب جمعه برای یک خانواده ی

چهار نفره می افتد )

 

<< پدر خانواده >>

. واقعا آدم نمی فهمد حرفهای این بچه ها رو - خب حالا آدم یه شب می خواد بره سینما

چه بهتر که بره یه فیلمی که یه کم بخنده و باهاش حال کنه - به خصوص این فیلمه که

این شریفی نیا توش هست - همون که تو سریال امام علی تو نقش ولید هی نماز

صبح می خوند " بعد هی می گفت باز هم بخونم ؟ - یا اون اکبر عبدی که دیگه آخرشه -

چی می گفت اون دفعه به شریفی نیا ؟ / حاجی گرینویچ ؟ یه چیزی تو همین مایه ها

بود - من که می گم آدم این همه وقت و پول میذاره می ره فیلم ببینه " بهتره بره یه

چیز کمدی خنده دار ببینه و شاد بشه

. حالا این شاپسر ما اومده می گه اولا که من با شما سینما نمیام " بعد هم این که اگر

هم بیام " فقط و فقط باید بریم جدایی نادر از فهیمه ؟ ناصر از اکرم ؟ یه چیزی تو همین

مایه ها

. فقط و فقط باید اون رو بریم

. آخه بابا جون ! اصلا اسم فیلم توش جداییه

. اصلا از قدیم گفتن اسم فیلم رو ببین " داستانش رو بشناس

. همش جدایی " جدایی

. همین رو می بینن که این قدر درصد طلاق تو جامعه بالا رفته دیگه

. حالا اختلاف دارن برن با یه بزرگ تری ریش سفیدی چیزی مشورت کنن

. اونها پادر میونی کنن حل میشه

. تازه میان فیلمش هم می کنن " بفیه هم باید یاد بگیرن واقعا که

 

<< مادر خانواده >>

. من که اصلا سینما رفتن رو دوست ندارم

. این علی آقا هم خدا نکنه به یه چیزی گیر بده

. نمی دونم کی تو این همکاراش رفته این فیلمه رو دیده و اومده واسش تعریف کرده

گفته خنده داره

. حالا این هم اومده بند کرده می گه امشب همه با هم بریم سینما این فیلمه رو ببینیم

. من می گم بابا سینما چیه ؟ نه هواش خوبه " تاریکه " اصلا آدم دلش می گیره " من

یه دم پختکی چیزی درست می کنم با هم بریم یه پارکی " جایی بشینیم بخوریم "

هوای خوب " محیط آروم

. تازه می تونیم بگیم خواهرم اینا هم بیان بچه ها با هم والیوال ! بازی می کنن سرگرم

بشن

. علی آقا می گه خانوم شما به فرهنگ خیلی بی توجهی

. من به عنوان مسئول این خانواده نگران مسائل فرهنگی بچه هام هستم

. باید ببرمشون سینما تئاتر باغ وحش ! این جور جاها تا با مسائل فرهنگی آشنا شن

پس فردا تو جامعه حرف واسه گفتن داشته باشن

. من که والله از این چیزا سر در نمی آرم

. بچه ام فربدم انگار خیلی میلش نیست بیاد هی بهونه می گیره می گه این فیلم

خوب نیست

. فرناز هم که اصلا تو اتاقشه نمی دونم بچه ام داره چی کار می کنه

. آخی .. اگه با خواهرم اینا می رفتیم پارک " می تونستم اون مدل بافتنیه رو ازش

بپرسم ببینم یه دونه از زیر یه دونه از رو باید بندازیم یا دو تا از زیر یه دونه از رو !

 

<< پسر خانواده >>

. یعنی این بابای من وقتی یه چیز از همکاراش می شنوه " یه جوری جو گیر می شه

که با شوک الکتریک باید از جو گیری درش بیاری

. بعد عمری که می خواد ما رو ببره سینما " رفته واسه من فیلم انتخاب کرده

. بابا من که نمی تونم بعد از اینسپشن دیدن و سخنرانی پادشاه دیدن با تو پاشم بیام

اخراجی ها ببینم

. می گه بیا بریم ببینیم کلی خنده داره روحیه مون عوض می شه

. آخه پدر من چه جوری جلوی دوستام سرم رو بلند کنم بگم رفتم اخراجی ها رو دیدم ؟

اونا به من نمی گن سلیقه ی هنریت کجا رفته ؟

. اصلا این بابای ما تو باغ نیست

. اون دفعه درباره ی الی رو هم که واسش گذاشتم دید " گیر داده بود که بالاخره  چی

شد ؟ " الی غرق شده بود یا نه ؟ من گفتم عزیز من موضوع فیلم " حرف فیلم چیز

دیگه است " می گفت یعنی چی ؟ دختر مردم رو ورداشتن بردن شمال بدون اجازه ی

خانواده " حالا حتی اون قدر وجود ندارن حتی به ما هم بگن چه بلایی سر دختره اومده ؟

همین ها رو می شینن میبینن این قدر بی مسئولیت بار میان دیگه

. اصلا این فیلمها بد آموزی داره

. این مامانم که گیر داده می گه سینما رو ول کن با خاله مهوش اینا بریم پارک

. یعنی تفریحات خانوادگی من در حد لالیگا پیشرفته اس ها ! موندم چی کار کنم با این

همه تفریحات بیش از حد سالم !

. می گم مامان جان اولا اون والیباله نه والیوال ! .... بعد هم من با اصغر آقا با اون شیکم

گنده اش و المیرا و احسان با 7 و 12 سال سن باید نون بیار کباب ببر بازی کنم " نه

والیبال ! می گه نه اصلا تو آدم فامیل دوستی نیستی همه اش دوست داری با غریبه ها

بپری

. یعنی اون قدر خوشحالم با این برنامه ی پر هیجان امشبم

. اون قدر هیجان زده ام که الان می خوام پایه ی مبل رو گاز بگیرم !

 

<< دختر خانواده >>

. من این حرفها سرم نمی شه

. یا خودشون میان کلی منتم رو می کشن و ازم خواهش می کنن که برم تو گروهشون

یا این که پشت گوششون رو دیدن " من رو دیدن

. الان هستی اومده بود تو چت می گفت دارن از حسودی می ترکن بابت تعریفایی که

خانوم رسولی اون روز از من کرد

. اه

. اینا چقدر سر و صدا می کنن

. یه آخر هفته هم نمی ذارن آدم تو اینترنت با آرامش بچرخه

. فکر کنم تو فامیل کسی از کسی جدا شده " هی فربد داره می گه جدایی جدایی

. ولی نادر نداشتیم ما که تو فامیلمون

. شاید از دوستاشن

. واقعا این پسرا خیلی بی وفا هستن

. همش در حال پیچوندنن

. بیا نمونه اش همین نادر دوست فربد

. ببین حالا با کسی ریخته رو هم داره زن بیچاره ش رو طلاق میده

. زنش هم باید مهریه ش رو تا سکه ی آخر بگیره

. خدا کنه حالا مهریه اش زیاد باشه حالا

. اه اه اه چقدر این زندگی مشترک کار سختیه

. آدم باید حواسش به همه چی باشه که طرفش یه وقت آره دیگه !

. من که واسم خیلی سخته

. می دونی آخه ما خانوما خیلی احساسی هستیم " زود دل می بندیم " عاشق

می شیم " حواسمون از چیزای دیگه پرت میشه

. بعد یهو تازه میبینی آقا رفته داره با یکی دیگه تیک می زنه

. بذار ببینم یکی پی ام داد

. چیه ؟ آلی دیش ؟ اسب زورو ؟ وا ؟ ای چه آی دیه ؟

. شانس ما رو می بینی " بعد یه ساعت یکی هم که پی ام میده " خودش اسم خودش

رو گذاشته اسب

. بذار ایگنورش کنم

. آهان

. بابا یه لئوناردویی " آرشی " کامرانی " چیزی ... ! اوا این یکی چقدر بی تربیته

. پی ام داده می گه هر نوع وب کم بخوای در خدمتیم

. آهان ؟؟؟ بهتره

. مرد تنها ..... سلام مرد تنها ..... مرد تنهای رویایی !

 

<< >>

<< >>

 

. ت .

. در خبرها آمده بود مونیکا بلوچی ستاره ی سینمای ایتالیا در فیلم ایرانی

<< فصل کرگدن >> بازی کرده

. در همین راستا " باد نامه ایی از این بازیگر به دست ما رسانده ! که نام گیرنده ی آن

معلوم نبود

. فلذا ما این نامه را منتشر کردیم بلکه گیرنده ی اصلی اش آن را پیدا کند !

<< سلام مهندس جون !

. مکتب ایرانی ات چطور است ؟

. از احوالات این ضعیفه اگر خواسته باشید " ملالی نیست جز دوری شما

. همان طور که می دانید این بنده اصالتا ایرانی و اهل بلوچستان ! هستم

. با توجه به عنایت جنابعالی به مکتب ایرانی که بلوچی ها هم بخشی از آن

هستند و همین طور استعداد ناقصی که من در نقاشی و عکاسی دارا

می باشم " به استحضار می رساند که وام هم لازم دارم

. مال ما و شما ندارد که

. راستی " هر چقدر برگشت ناپذیرتر بهتر ! >>

 

<< >>

 

. ث .

. پس از برگشت خوردن چک خانم هدیه تهرانی " بازیگر و عکاس تخصصی آب ! که هیچ

ربطی هم به سازمان میراث فرهنگی و روسای سابق و اسبقش نداشت " و در این

اوضاع خطیر که هر کس سوسه موسه بیاید همه چیزش پای خودش است " جمعی از

ناظران آگاه " از انتقال کیسه ی خلیفه به سازمان صدا و سیما خبر دادند

. این جمع آگاه با بیان این نکته که صدا و سیما به دو نفر از مهمانان نوروزی خود شامل

ب . ب و ح . ب ( که می کند به عبارتی بنیامین بهادری و حامد بهداد ) نفری 40 میلیون

تومان بابت حق حاضر شدن در برابر دوربین تلویزیون پرداخت کرده است " مراتب

کف کردگی شدید خود را ابراز داشتند

. در پی انتشار خبر این پرداخت " جمعی از هنرمندان " فرهیختگان  و چهر ه های واقعا

ماندگار کشور طی نامه ایی سرگشاده به کیسه ی خلیفه " مستقر در معاونت مالی

اداری سازمان صدا و سیما " بیان داشتند حاضرند نه تنها با خمس و نه حتی با عشر

این مبلغ " که حتی بدون دریافت هیچ مبلغی و تنها با ضمانت عبور از گیت ورودی

صدا و سیما " در صدا و سیما حاضر شوند و تازه حرف حساب هم بزنند

. این جمع اظهار داشتند حاضرند  در << دانشگاه بزرگ صدا و سیما >> که قرار بود

باشد یک زمانی که یادش بخیر " آمادگی ایفای نقش دربان و یا جنین داخل الکل را نیز

دارند

 

. ج .

<< مغازله >>

( تفسیر اشعار جناب حافظ ! )

. حافظ :

<< رواق منظر چشم من آشیانه ی توست / کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی

توست >>

. در بخش انتهایی مصراع دوم آمده << خانه خانه ی توست >>

. حافظ که حرف مفت نمی زند " دارد به بحث افزایش 25 درصدی اجاره بها در چند ماه

اخیر اشاره می کند

. البته آگاهان معتقدند اشاره هم نکند اجاره ها افزایش می یابد و این از تلاش شبانه

روزی مسئولان می آید

. جدا آدم در تمام اعضا و جوارحش احساس لامبادا می کند وقتی میبیند هر روز شاهد

یک پیشرفت و افزایشی هستیم

. این طور که من می بینم افزایش تری گلیسیرید خون مردم هم احتمالا حاصل کوشش

مسئولان و در زمره ی آمارهای پیشرفت آنان است " به هر حال خواستم اینجا از طرف

خودم و دوستم حافظ ! از مسئولان گرامی تشکر کنم به خاطر این 25 درصد افزایش

. فقط به ما بگویید چطوری از شرمندگی تان در بیاییم !

. وزیر کشور اعلام کرده در مقوله ی اعتیاد در کشور ما سازمان سیا دست دارد و

بیکاری نقشی در ترویج این مساله نداشته است

. من و حافظ و بقیه ی دوستان جان مان در می رود برای همین حرفهای کاملا

کارشناسانه ! بیکاری و علافی چه دخلی دارد که آدم را به سمت اعتیاد سوق بدهد

. اهل فن اعتقاد دارند این مسائل آدم را ورزشکار هم می کند ! واقعیت این است که

همه ی تقصیر آمار اعتیاد در ایران به گردن خارجی هاست

. همین طور به تعویق افتادن لوله کشی آب رحمت آباد و باز بودن در گنجه و دراز بودن

دم خر ! خوشحالیم که معضل اعتیاد هم حل شد " رواق منظر چشم ما کیلویی چنده ؟!

شما فرمایش بفرمایید !

 

. چ .

<< معرفی 10 ثروتمند برجسته ی ایران >>

 

( برادر عبدل ) :

. یکی از چهره های بانفوذ اقتصاد ایران است که آدامس دست دوم و تفاله ی چای

می فروشد

. در آخرین معامله اش 912 میلیارد دینار به ارزش سهام خود که در بورس

<< پیاده رو دات کام >> معامله شد افزود

. وی که کارش را با کشیدن تصویر یک سوله روی دفتر مشق بچه اش آغاز کرده بود "

اکنون شرکت هواپیمایی ABM  که مخفف << آروم برو می افتی >> است را

تاسیس کرده و افتخارش این است که غروبهای جمعه که حوصله اش سر می رود از

ارتفاع 93 هزار پایی از آن بالا به دماوند نگاه می کند و می گوید :

<< اینجا را با چند فرغون می شه قیر گونی اش کرد داش ؟ >> اگر روزگار دهن

بعضی ها را آسفالت کرده " عبدل آقا فعلا خود روزگار را آسفالت کرده

 

( اصغر 011 ) :

. یکی از ثروتمند ترین چهره های انقلابی اقتصاد است که ابتدا با نوشتن کتاب

<< چگونه لابی ها را گلابی کنیم ؟ >> " مورد استقبال کتاب خوانان واقع شد و در

تیراژ میلیونی " صاحب سرمایه یی معادل 420 میلیارد و نیم سنت شد

. او همه ی پولش را به 25 تومنی تبدیل کرد و در انباری واقع در حوالی گمرک جا داد

. اصغر 011 که همیشه پیاده راه می رود اسم شرکت خود ( 011 ) را با استفاده از نماد

خود و زنش ( 11 ) و نیز تنها بچه اش اصغرک که با علامت ( 0 ) نماد گذاری شده

تاسیس کرد

. در جهان صنعت به او اصغر گلابی هم می گویند که ترکیبی از << گل و لابی >>

است

 

( قنبر ننه شلیله ) :

. از مهمترین و خوشنام ترین سرمایه داران بزرگ ایران که کارش را ابتدا با وام 10 هزار

تومانی از یک بانک دولتی شروع کرد " اما وقتی دید که آوردن ضامن و سفته و اخذ تعهد

دشواری های خاصی دارد و باید خیلی توی نوبت بایستد تقاضای دریافت وام چند

میلیارد دلاری کرد که ظاهرا بدون ضامن و سفته پرداخت می شود و کار خاصی ندارد

. او در انتخابات << دهیاران جمهوری >> با اهدای کمکهای کلان میلیاردی به

همه ی کاندیداها " گفت :

<< بالاخره یکی شون انتخاب میشه دیگه >>

. و از قضا شد و زد و برد

 

( هدایت مطلا ) :

. وی ابتدا در کار استخراج طلا بود

. به این معنی که با طلا فروشان تهرانی قرارداد می بست که چاه << مبال >>

همه شان را بخرد

. سال به سال جلوی گالری طلافروشان و طلا سازان " با یک دستگاه ماشین تخلیه چاه

می ایستاد و مستراح ها را با ذوق و شوق خالی می کرد

. او سپس در کارخا نه اش " براده های طلایی که به دست و پا و کفش و ببخشید

مدفوع طلا کاران می چسبید را از طریق دستگاه مخصوصی جدا می کرد و صاحب یک

شمش می شد

. آقای مطلا آرام آرام شمش روی شمش گذاشت و روی هر کدام شان هم یک کمی

عطرهای بری بری زد

. حالا هیچ کس نمی تواند میزان دارایی هایش را حدس بزند

. طیاره دارد این هوا که برای رفتن از اتاق نشیمن به اتاق پذیرایی از آن استفاده

می کند

 

( مش موسی طالب آهو ) :

. کارش را با مباشری خوانین شروع کرد

. خیلی زود زد توی کار پرورش شتر مرغ

. بعدش هم کارخانه ی بدلیجات و آتلیه ی نقاشی درست کرد و شتر مرغ ها را جای

بلدرچین و گاهی حتی یوزپلنگ و کانگورو فروخت

. کی به کیه آخه " فقط چند تا قوطی رنگ می خواهد

. مش موسی آدم جوانمردی در حوزه ی آهن آلات است

. او 60 درصد سرمایه ی 71 تریلیون دلاری اش را در راه ایجاد یک موسسه ی خیریه

گذاشت

. کار این موسسه ی خیریه افزایش کمک به فقر " مبارزه با کسانی که با ایدز مبارزه

می کنند " آسفالت کردن درختان و آدمیزاد و کلی کارهای ثواب مثل تولید کودکان گل

فروش خیابانی برای افزایش طبیعت گرایی و کاهش ماشینیسم بود

 

( ابی سالامبور ) :

. اولش یک تماشاگر ساده ی فوتبال بود

. می رفت امجدیه و سر اینکه داور " لباس چه رنگی می پوشد شرط می بست

. بعدش در اثر افطار متعال اقتصادی به یکی از پرنفوذترین چهره های اقتصادی

خاور میانه تبدیل شد

. کارش را با فتو شاپ آغاز کرد و برای تمام مدیرانی که یک عکس با شورت ورزشی

نداشتند و می خواستند در حوزه ی ورزش مدیریت کنند " عکسها و مدارکی درست

کرد که نشان می داد آنها قبلا در رئال مادرید آقای گل شده اند و ....

. بعدش هم بازیکن هایی کشف کرد که می توانند در تیمهای ملی برزیل و منچستر

بازی کنند " اما چون آدم میهن دوست و دل رحمی بود آنها را به قیمتهای 500 میلیون

تومانی به تیمهای وطنی قالب کرد

. ابی سالامبور از آنجا که آدم بسیار انسان دوستی << است >> برای بعضی

داوران که زندگی فقیرانه یی داشتند مفت و مجانی خانه و ماشین خرید تا اسمش را

در لیست بزرگ ترین نیکوکاران ایران جا دهد

. می گویند مشام او در بو کشیدن پولهای خیر " از شامه ی گرگ هم کار آمد تر است

. او همچنین روزنامه و مجله ی ورزشی هم خریده است تا هم کار آفرینی کند و هم در

تولیدات فرهنگی " بالاخره خدمتگذار باشد

. قرار است سال دیگر آرسنال انگلیس را بخرد بلکه بتواند با فابرگاس یک عکس دونفری

خوشگل بیندازد

 

( لهراسب مامان ) :

. کارش را با خرید و فروش پیکانهای قدیمی آغاز کرد

. یک پیکان کهنه را با قیمت خدا تومن می خرید و به یک هزارم قیمت به موزه

<< لوور >> می فروخت

. بعدش با چند تا آقازاده و خانم زاده " شرکتی را درست کردند که حلبی حلبی نفت

صادر می کردند

. دو حلبی به عراق " سه حلبی در ماه به گواتمالا " 52 شیشه ی مربا خوری به

بورکینافاسو

. طفلکی دستشان همیشه نفتی می شد و هیچ رقمه هم نمی رفت

. زنش به همین خاطر ازش طلاق گرفت

. ولی خب در بازارهای نفتی زن زیاد بود

. شرکت بین المللی L M  ( لهراسب مامان ) همچنین در حوزه های بیمه و صادرات

اسلحه های پلاستیکی اسباب بازی به چچن اینگوش هم فعال است

 

( مملی اولاد اصغر ) :

. از خشکبار چی های معروف که کارش را با یک کارگاه جوراب بافی دونفره

( خود و همسرش ) شروع کرد

. بعدش چون دید جورابها بوی پا می دهد " رفت سراغ خشکبار و سرمایه اش در سال

2011 میلادی به 189200 تریلیون کیلوگرم رسید که با بخشی از آن پوستر اخوی اش را

چاپ کرد و در انبار گذاشت تا هر وقت گران شد بفروشد ! او از 9 ماهگی شم اقتصادی

داشت و 78 سال است که نخود چی کشمش را فله یی میریزد روی چرخ طوافی و

پیاده از تهران تا لنینگراد می برد و می فروشد و برمی گردد و دوباره بار می زند

. او برای اینکه نشان دهد عاشق سنتهاست حاضر نیست چرخ دستی اش را با کشتی

عوض کند

. او روی چرخ طوافی اش بغل چراغ راهنما " نوشته است :

<< ذره ذره جمع گردد آنگهی باران شود >>

. اتاق بازرگانی جزایر فیجی بارها از او در جشنواره ی کن ! تجلیل کرده و گفته است بوی

تخمه های آفتابگردانش ما را حالی به حالی کرده است به خدا

 

. بعد التحریر ! :

. دو نفر دیگر را ترسیدم بنویسم و خط زدم یکی بانکدار بود " یکی هم لباس راه راه

داشت

. بله ! ما خودمان هم خواهر و مادر داریم !

 

. ح .

. چند روز پیش دختر بچه ی سه ساله ی مان را که تازه زبان باز کرده " بردیم داروخانه ی

محلمان

. دوا لازم داشتیم

. هی دیدیم بغلمان ورجه وورجه می کند و هی پوسترها " اتیکتها " شعارها و تبلیغات

داروخانه را نگاه می کند

. هی دیدیم یک چیزی اش هست

. هی چشم هایش را گرفتیم که به بعضی تبلیغات نگاه نکند " به جایی نرسیدیم

. بچه ی مان حرفش در دلش سنگینی می کرد

. پرسید بابا داروی << تقویتی >> چیه ؟ هی چشم هایش را با دستمان گرفتیم

. هی حرف توی حرف انداختیم

. گفتم نه بابام جان

. نه گلم

. برای سن شما دیر است

. دیگر از شما گذشته است که از این چیزها استفاده کنی

. این داروها مال نوزادهای فینگیلی است

. ایش ش ش ش ش ش !

. خلاصه " آمدیم بیرون " خوشبختانه اعتراض مدیر کل دفتر تبلیغات وزارت ارشاد به

وزارت بهداشت جهت جلوگیری از تبلیغات ضد اخلاقی " جنسی " شنیع در

داروخانه های کشور را به مخ رذل بچه ی کوچک مان نشان دادیم و بعدش به ذهن

فاسدمان رسید که برای همکاری به منظور پاکسازی تبلیغات شنیع داروخانه ها و

اخلاقی کردن محیط آنها پیشنهادهای زیر را جهت جایگزینی واژه های کریه " به

فرهنگستان طبابت کشور تقدیم کنیم :

. استحکام بخشانی " ضد گشاده ورزانی " دیوید ویا گرایی ! " تنگاتنگ نمایی شیر آلات

" نجیب و سر به زیر گردانی " دلاورانه فرجامی  یا آنتی فوری رسانی "

تاخیر داری با حفط توپ و میدان " ریلکس گردانی بهوشانه " پیک بادپا نباشانه "

شبنم می پاشدانه " ژلاتین فرمانی " تکرر پروری نارسیستی " ضد جستار گرایی "

فربه کننده و دهها لغت شیک و اتو کشیده ی دیگر !

. راستی !

. معاون تشخیص و پیگیری پلیس فتا از << وجود یک میلیون و 260 هزار سایت

غیر اخلاقی فعال در ایران >> خبر داده است

. می ترسم الان بچه کوچیکه برسد و بپرسد " بابا میشه ما هم یکی اش را باز کنیم ؟

والله قباحت دارد

. این ملت بیکارند ؟ نمی شد کمک هزینه یی هم اختصاص بدهیم به << کافور >>

که ملت بریزند توی غداهایشان و یک کمی سرد شوند ؟

 

. خ .

<< با گل آقا >>

<< منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله گل آقا >>

 

<< >>

( قسمت ششم )

<< شماره ششم - سه شنبه 6 اذرماه 1369 >>

 

( اشعار الاخبار از گوشه و کنار به طور اختصار )

<< توزیع کوپن ارزاق عمومی در سراسر کشور کامپیوتری می شود >>

. بزن بشکن " بده هر روز و شب قر

. مشو در زندگی رنجیده خاطر

. خبر دارم برایت به ز حلوا

. دهد رزق تو را زین پس کامپیوتر !

/////////////////////////////////////////////////////////

<< راستی ؟ >>

- قیمت اجناس پایین آمد

. گرانفروشان و محتکران دستگیر شدند

. حقوق کارمندان زیاد شد

. دست واسطه ها کوتاه گردید

- راست می گی ؟

- دروغم چیه " همین یک ساعت پیش توی خواب دیدم !!

 

. د .

<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>

( قسمت هجدهم )

 

<< یکشنبه 3 تیرماه 1358 >>

- با کشف یک نارنجک قوی در سر راه دکتر عزت الله سحابی وزیر مشاور " توطئه ی

سو ء قصد وی خنثی شد

 

<< دوشنبه 4 تیرماه 1358 >>

- برادر مهستی خواننده ی فراری به جرم پنهان کردن یک چمدان از جواهرات خواهر خود

دستگیر شد

 

<< شنبه 9 تیرماه 1358 >>

- اعتراض به دستگیری محمد رضا سعادتی ابعاد وسیعی پیدا کرده " سازمان مجاهدین

با دعوت از گروهی وکیل خواستار آن شد که از این مجاهد که به اتهام جاسوسی برای

شوروی دستگیر شده و مدارکی از وی به دست آمده دفاع کنند

. دیوار شهرها " پر از جمله یی است که آیت الله طالقانی بر زبان آورد

<< مسئله ی سعادتی جاسوسی نیست >> آقای طالقانی بعد افزوده بود که چرا

در ایران همیشه جاسوس شوروی دستگیر می شود " و یک نشنیدم جاسوس آمریکا را

بگیرند

 

- محمد منتظری و عباس جمالی فرد که قصد داشتند به زور سوار بر هواپیما شوند و به

لندن بروند " بار دیگر در فرودگاه حادثه آفریدند

. چندین ساعت فرودگاه بین المللی تهران از کار افتاد و در حالی گروههای مسلح

شهربانی و پایگاه شکاری هوایی سنگر گرفته بودند " 12 مرد مسلح سالنهای فرودگاه

را بسته و با قرار دادن چند اتومبیل روی باند از پرواز هواپیماهای دیگر جلوگیری

می کردند

. محمد منتظری یک گذرنامه ی بحرینی با اسم عباس غلام محمد در اختیار داشت و

بعد از فاش شدن هویت خود در فرودگاه گفت << برای کاری ضروری باید به لندن

بروم

. در دوره ی شاه چون گذرنامه نداشتم از بحرین گذرنامه گرفتم

. ما نه مرزی می شناسیم نه زبانی و نه نژادی و به این افتخار می کنیم که ما

ایرانی نیستیم " بلکه اسلامی هستیم >>

. تلاشهای آیت الله حسینعلی منتظری برای خارج کردن فرزند خود از فرودگاه و پایان

دادن به ماجرایی که خبر آن فورا به دنیا مخابره شد " به جایی نرسید

. محمد منتظری به تلفنهای مهندس بازرگان و چند عضو شورای انقلاب نیز وقعی ننهاد

. او گاه معمم می شود و گاه لباس عادی می پوشد

. ماجرا ده ساعت به طول انجامید " بالاخره نخست وزیر به دادستان انقلاب دستور داد

که با صدور حکم دستگیری متهمان " فرودگاه را باز کنند و به اضطراب دهها مسافر

ایرانی و خارجی خاتمه دهند

                                                            << پایان قسمت هجدهم >>

 

<< عکسها >>

 

. عزت الله سحابی .

<< >>

 

. مهستی .

<< >>

 

. محمد رضا سعادتی .

<< >>

 

. آیت الله طالقانی .

<< >>

 

. محمد منظری .

<< >>

 

. شاه .

<< >>

 

. آیت الله منتظری .

<< >>

 

. مهندس بازرگان .

<< >>

لینک
۱۳٩٠/٥/۱۱ - مجید

   << 119 >>   

<< مادرم.....................>>

. طلوع : 4 / 6 / 1321

. غروب : 12 / 2 / 1390

<< >>

. برای آرامش و مغفرتش فاتحه یی بخوانیم ......... ./////////////////

. الف .

. تو را دل داده ام دلبر شبت خوش باد من رفتم /

تو دانی با دل غمخور شبت خوش باد من رفتم .

. اگر وصلت بگشت از من روا دارم روا دارم /

گرفتم هجرت اندر بر شبت خوش باد من رفتم .

. ببردی نور روز و شب بدان زلف و رخ زیبا /

زهی جادو زهی دلبر شبت خوش باد من رفتم .

. به چهره اصل ایمانی به زلفین مایه ی کفری /

زجور هر دو آفتگر شبت خوش باد من رفتم .

. میان آتش و آبم از این معنی مرا بینی /

لبان خشک و چشم تر شبت خوش باد من رفتم .

. بدان راضی شدم جانا که از حالم خبر پرسی /

ازین آخر بود کمتر شبت خوش باد من رفتم .

                                                                        << سنایی غزنوی >>

. ب .

. در دهه ی هفتاد در عصر پوست اندازی فرهنگ و زندگی ایرانی هرگز گمان نمی بردیم

که روزی در عطش آن روزها بسوزیم

. در آن روزگار گذار رویدادهایی در ایران روی داد که در گذار از شرایط انقلابی و جنگی

دهه ی 60 و پس از یک دوره مقاومت مقدس به نظر می رسید به تدریج ایرانیان آیین

سازندگی و همزیستی را گسترش می دهند

. نمی خواهیم از آن دوره مدینه ی فاضله بسازیم

. بخت ما در آن عصر چندان هم  << سعید >> نبود اما امید وجود داشت

. امید به روزگار بهتری که از پی می آمد و این از نشانه هایش بود :

. عصر طلایی سینمای ایران همان سالها بود :

. سالهای از کرخه تا راین " هامون " لیلا " بوی پیراهن یوسف " خاکستر سبز "

مسافران " سلام سینما " بچه های آسمان " بازمانده " عروس " مادر " سالهای

بهترین آثار علی حاتمی " بهروز افخمی " ابراهیم حاتمی کیا " محسن مخملباف "

داریوش مهرجویی " مجید مجیدی و....

. تلویزیون کوچک و جمع و جور بود

. هنوز از LCD  و ماهواره خبری نبود اما خاطره های درخشانی از آن تلویزیونهای

قدیمی تازه رنگی وجود دارد :

. هنر هفتم و سینمای اندیشه و مسابقه ی هفته و آرایشگاه زیبا و قصه های مجید و

همسران و ارتش سری و خانه ی پوشالی و ساعت خوش و ....

. روزنامه و مجله هم کم و بیش بود اما موثر و فراموش نشدنی بود :

. سلام و اخبار و بهار و بهمن و صبح و عصر ما و کیان و زنان و گردون " سوره "

نیستان " ادبستان و آدینه و دنیای سخن و پیام امروز و جامعه ی سالم و سروش نوجوان

و کلک و نگاه نو و گفتگو و دانشمند و دانستنیها که اگر چه امروز برخی هستند اما هنوز

آن طعم قدیمی چیز دیگری است

. سیاست هم تازه داشت جا می افتاد

. با پایان جنگ ( که وحدت ضرورت آن بود ) کثرت به تدریج شکل گرفت و رقابت هم

مشروعیت یافت

. هم برای دفاع از ارزشها جمعیتی ایجاد شد و هم برای ادامه ی راه سازندگی جماعتی

و هم برای تلاش در راه ارزشهای انقلابی " سازمانی

. فوتبال هم انگار مزه ی دیگری داشت

. نسل علی دایی و کریم باقری و خداداد عزیزی و مهدی مهدوی کیا متولد شده بودند

و هنوز وارد مناسبات پیدا و پنهان فوتبال نشده بودند

. هنوز رنگ و بوی پهلوانان را داشتند و چندان حرفه یی نبودند

. بهترین تیم فوتبال ایرانی تشکیل شده بود و خاطره ی راهیابی ایران به جام جهانی

98 کمتر از خاطره ی پیروزی یک نامزد تازه در انتخابات شیرین نبود

. در جهان کتاب هم نامهای تازه به گوش می رسید

. جنگ سروشی و داوری " جنگ پوپری و هایدگری مد شد و صحبت از جامعه ی باز "

جامعه ی مدنی " توسعه ی سیاسی و توسعه ی اقتصادی موجب دل زدگی نمی شد

. درباره ی حکومت دموکراتیک دینی گفتگو می شد و از نظریه ی قبض و بسط و نسل

سوم روشنفکری ایران چه حرفها که زده نمی شد

. آن روزها هنوز احمد شاملو شعر می گفت " هوشنگ گلشیری قصه می نوشت و

کلاس قصه نویسی داشت

. عباس معروفی تازه سمفونی مردگان را در حوزه ی هنری چاپ کرده بود و نشر گردون

را راه انداخته بود و سال بلوا را چاپ کرده بود

. سیمین دانشور هم سرزنده بود و جزیره ی سرگردانی و ساربان سرگردان را

می نوشت

. برای ما که بچه بودیم هم خواندنی بسیار بود

. مهرداد غفار زاده سالهای آواز ساری را منتشر کرده بود فریدون عموزاده ی خلیلی

دو خرمای نارس را نوشته بود

. قیصر امین پور درد واره ها را سروده بود

. محمد رضا کاتب و تقی سلیمانی هم بودند

. حتی امیر حسین فردی با << آشیانه در مه >> و رضا رهگذر با قصه ی ظهر جمعه

جلای تازه یی به ادبیات نوجوانان ایران می داد

. نقدها و طنزها کسی را نمی آزرد

. کیومرث صابری ( گل آقا ) ستون جمع و جور و بعد هم مجله ی شریف گل آقا را چاپ

می کرد

. نه حسن حبیبی از او شکایت می کرد و نه علی اکبر ولایتی

. آن سوتر در روزنامه ی اطلاعات محمد جواد حجتی کرمانی نرم و نازک انتقاد می کرد و

آن سوتر عطا الله مهاجرانی نقد سلمان رشدی می نوشت و از افسانه ی نیما و

حماسه ی فردوسی می گفت

. چند کیلومتر دورتر در سوره " سید مرتضی آوینی گرچه ستیهنده می نوشت اما هرگز

توهین نمی کرد

. حتی مهدی نصیری در صبح و عباس سلیمی نمین در کیهان هوایی ترجیح می دادند

مناظره کنند تا اینکه یکطرفه به قاضی بروند

. مناظره حتی با مهدی بازرگان که آن روز زنده ترین منتقد زمان بود

.............

. این روزها دلم برای آن روزها تنگ شده است

. برای آن سینما " آن تلویزیون " آن روزنامه و مجله " آن سیاست " آن فوتبال " آن

کتاب و شعر و قصه " آن طنزها و نقدها و آن روزها

. این روزها دلمان گرفته است

. برای این سینما " این تلویزیون " این روزنامه و مجله " این سیاست " این فوتبال "

این کتاب و شعر و قصه " این طعنه ها و دشمنی ها " این روزها هیچ کس مهربانانه

با دیگری حرف نمی زند

. همه از هم کینه دارند

. هیچ کس اصل را بر برائت قرار نمی دهد بر رفاقت قرار نمی دهد

. این روزها همه در کار اخراجی ها هستند یا می خواهند تسویه حساب کنند

. نهایتا بی پولی آنها را وادار به ساختن پوپک و مش ماشالله می کند

. حتی قدیمی ترها ترجیح می دهند وقتی همه خوابیم فیلم بسازند

. یا ما را به طهران دعوت کنند که با پول شهرداری ساخته می شود

. این روزها کسی تلویزیون نگاه نمی کند

. ترجیح می دهند به جای دارا و ندار و بازسازی خانه ی قمر خانم ( حتی با شرم ) به

فارسی وان و من و تو نگاه کنند

. پر بیننده ترین برنامه ی تلویزیونی مناظره های سیاسی است که آن هم با این عوارض

عطایش را باید به لقایش بخشید

. این روزها فقط شهرداری مجله چاپ می کند و متاسفانه همه ی خبرها را یا از کیهان

می گیرند یا از VOA

. اوضاع و احوال سیاست هم که معلوم است " همه منتظرند دیگری کوتاه بیاید یا از

یکدیگر مچ گیری کنند

. فوتبال چنان ورشکسته شده است که هیچ کس نمی تواند ما را به جام جهانی ببرد

از اسطوره های خیالی مثل دایی و عزیزی هم خیالی بیش نمانده است

. بازار کتاب هنوز زنده است اما خبرهای خوبی از آن نمی رسد باید نهضت ترجمه

متوقف شود

. گرچه همواره گفته اند همدلی از هم زبانی بهتر است اما شاید این بار که دلها اینگونه

از هم دور شده است شاید لازم باشد زبان به داد ما برسد

. زبان و ادبیات و هنر و فرهنگ فارسی و ایرانی و اسلامی و سنتی و مدرن

. شاید روزهای طلایی گذشته تکرار شود

 

. پ .

<< نیازمندیها - طنز ! >>

( دعوت به همکاری )

استخدام متخصصان در علوم :

. عکاسی " نقاشی " آواز " رقص " موسیقی " تاریخ " جغرافیا " ادبیات " ادیان "

ماورا ء " ارتباطات " واردات " املاک " هنر و غیره

. جهت ارائه ی توضیحات درباره ی آخرین اظهارات اسفندیار رحیم مشایی تمام وقت

و فول تایم !

<< >>

/////////////////////////////////////////////////////////

<< دعوت به حرکات خیرخواهانه >>

. به تعدادی خیر گمنام جهت خرید وسایل رئیس جمهور برای امور خیرخواهانه

نیازمندیم

. لیست اجناس با پایه ی قیمتها به شرح زیر است :

1- خودروی پژو 504 : 5/2 میلیارد تومان

2- کاپشن خریداری شده از باب همایون : 5/1 میلیارد تومان

3- کپی مدارک دکترای واقعی : 2 میلیارد تومان

4- 60 لیتر بنزین تخلیه شده از باک پژو 504 : لیتری 700 تومان

5- عکس یادگاری با اسفندیار : فروشی نیست !

<< >>

. ت .

<< قوی ترین مجلس دنیا >>

. شنیدیم معاون آمریکای وزارت خارجه ی کشورمان گفته اند :

<< مجلس ایران از قوی ترین و موثرترین مجالس دنیاست >>

. خواستیم بگوییم خود مجلسی ها را هم در جریان بگذارید

. بعضی هایشان اعتماد به نفس ندارند و یک جور دیگر فکر می کنند و شاکی اند

یک جورهایی ! به ویژه آقای مطهری و توکلی را در جریان این مساله بگذارید

 

. ث .

<< ایمن تر از ژاپن >>

. بعضی دوستان اعلام کرده اند ایمنی نیروگاه بوشهر بالاتر از نیروگاههای ژاپن است

. می خواستم بگویم همین که دوستان با ما اینطوری صحبت می کنند برایمان یک دنیا

ارزش دارد و بقیه ی امور فدای سرشان به خدا !

 

. ج .

<< حرکت انسان دوستانه >>

. نمی شود یک تعداد از مسئولان کشورمان را بفرستیم بروند ژاپن را آباد کنند ؟ محض

مسائل انسان دوستانه می گوییم ها وگرنه ما که دلتنگ شان میشویم !

 

. چ .

<< و با تشکر از ...... ! >>

. ..... و با تشکر از محمد رضا رحیمی - معاون اول رئیس دولت - که خیال ما را راحت

و اعلام کرد :

<< دست مفسدان اقتصادی را با شفاف سازی قطع می کنیم >>

. چند تا چیز دیگر هم هست که باید به خاطرش از ایشان قدردانی کنیم که اگر یک کم

صبر کنید یادمان می آید

. الان ........ چی بود ؟ حالا ولش کنید ! بعدا که یادمان آمد تشکر می کنیم

. عجالتا یک حکایتی از دوران کودکی ملا نصر الدین بگوییم

. او را داده بودند بغل یک پرستار کودک هیکلی و سیاه پوست و ملا نصر الدین هی

گریه می کرد و می گفت من می ترسم

. پرستار کودک گفت :

. نترس عزیزم ! من اینجا هستم " نترس !

. ملا نصر الدین گفت :

. برادر ! ( پرستار ملا مرد بوده ! ) بنده عجالتا از خودت می ترسم " با این هیکل و رنگ و

رو !

<< >>

. ح .

<< اعلام آمادگی هفته ! >>

. سخنگوی شورای نگهبان :

<< با توجه به تجربه یی که داریم به ضرس قاطع اعلام می کنیم که آماده اییم

بر انتخابات هر کشوری که بخواهد نظارت کنیم >>

. تکبیر......................!!!

 

. خ .

<< شهر در ازدحام است >>

. شهر عجیب و غریبی داریم

. اگر غریبه یی وارد شود و بگوید << در شهر چه خبر ؟ >> چه خبرها که به او

نخواهیم داد

. چرا اهل منطق می گویند جمع نقیضین محال است ؟ بیایند شهر ما را ببینند و در

آن چرخ بزنند تا دریابند نقیضین که سهل است " هزاران امر متناقض می توانند در کنار

هم با صلح و آرامش نسبی روزشان را شب کنند و شب شان را روز

. توی این شهر شلوغ و پلوغ هر چه بخواهید " از همه رقم یافت می شود " خوبش هم

یافت می شود

. اگر هزینه اش را بدهید در شهر ما از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می شود

. از یک طرف می روند هزینه ی هنگفت می کنند و مجسمه های مادام توسو را اجاره

می کنند و بعضی هایشان را با لباس مبدل به فرهنگسرای نیاوران می آورند تا مردم

هیتلر و استالین و چرچیل را از فاصله ی نزدیک ببینند و حظ ببرند

. از طرف دیگر اما همین مجسمه های شهری را از وسط شهر می دزدند که یک وقت

حرمت مجسمه فراموش نشود و مردم به دام بت پرستی نیفتند

. مجسمه ی دکتر معین را یا شهریار را توی روز روشن و شب تاریک می دزدند و به جای

امن می برند تا چشم عابرین به مجسمه ها نیفتد " بعد شهرداری میرود مرلین مونرو را

مانتو تنش می کند و روسری سرش می کند و مردم را دعوت می کند تا بیایند و او را

ببینند

. از این عجیب تر هم داریم

. هیچ ملتی به اندازه ی ما با آمریکا دشمن نیست و به اندازه ی ما رسمی و

غیر رسمی << مرگ بر آمریکا >> نمی گوید

. از این فراتر هیچ کشوری به اندازه ی ما معتقد نیست که صهیونیسم بر آمریکا

به خصوص بر رسانه ها و هالیوود و سینما سیطره دارد

. ما حتی کارشناسانی داریم که در همین رسانه ی ملی نشانه شناسی می کنند و

افکار پلید و نیات خبیث صهیونیستی را از دل سینمای هالیوود بیرون می کشند

. با این همه در ایام تعطیلی عید " همین رسانه ی ملی اقدام به پخش فله یی

فیلمهای آمریکایی کرده و سعی کرده با جذابیت شرک آلود سینمای آمریکا " تماشاگران

ایرانی را پای گیرنده ها بنشاند

. ظاهرا ما با آمریکا قهریم اما با سینمایش آشتی " و خوب یا بد از چهار شنبه سوری

تا سیزده به در " این آشتی بودن را در رسانه ی ملی شکل رسمی می دهیم و با

دوبله های بد و نچسب با فیلمهای دوره گرد و سی دی های سه تا هزار تومان رقابت

می کنیم

. از این طرف می گوییم هالیوود  تجسم شیطان است و جاده صاف کن نظام سلطه است

. از آن طرف واسطه های ترک و عرب پیدا می کنیم تا رایت فیلمهای هالیوود را زیر قیمت

بخریم

. این جمع نقیضین نیست ؟

 

. د .

<< چقدر جلف ! >>

. خودمانیم ! بعضی از این خارجی ها خیلی سوسول هستند و ما خبر نداشتیم !

نمونه می خواهید ؟ وزیر امور خارجه ی کره جنوبی به دلیل پارتی بازی در استخدام

دخترش " ناچار به استعفا شد ! ای بابا ! برویم خدا را شکر کنیم که ما مسئولان

با جنبه یی داریم که به خاطر مسائل مهم تر از این حتی حاضر نیستند اظهار ندامت

کنند چه برسد به استعفا وگرنه سنگ روی سنگ بند نمی شد!

 

. ذ .

<< با گل آقا >>

<< منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله گل آقا >>

( قسمت پنجم )

<< شماره پنجم - سه شنبه 29 آبان ماه 1369 >>

<< >>

( گل آقا و خوانندگان )

. رودسر - ع - غ :

. در بازگشت از تهران نزدیک گردنه ی کوهین " جای شما خالی " ناهار صرف شد

. در داخل خورش " مگس مشاهده گردید ! از صاحب مهمانخانه سئوال شد :

. این چی هست ؟

. فرمود :

. نعناع کوهین !

. جسارت است " شما می دانید << کوهین >> کجاست ؟

- بله " سرگردنه !

/////////////////////////////////////////////////////////

. تهران - شیخ شیپور :

. از فروشگاه قدس 2 بسته چای خواستیم " تا مقادیری رب گوجهفرنگی و نخود فرنگی

بیسکویت و شکلات بارمان نکردند " دو بسته چای را ندادند

. مبلغ 60 تومان پول چایی شد 190 تومن پول آشغال و مخلفات و ضمایم آن ! چه کنیم ؟

- دعا !

<< خبر مسرت بخش ! >>

. چند شب پیش هنگامی که جلوی تلویزیون نشسته بودیم و برنامه ی اخبار را تماشا

می کردیم " عیال با کشیدن جیغ بنفش بچه ها را بر جایشان میخکوب کرد و سکوت

سنگینی ! بر فضای اتاق حاکم ساخت

. سپس در حالی که به تلویزیون خیره شده بود گفت :

. بگذارید ببینم چی میگوید

. گوینده ی تلویزیون در ادامه ی سخنانش گفت :

<< به گزارش ستاد بسیج اقتصادی کشور ..... >> هر یک از ما حدسی زد :

. یکی حلب روغن نباتی را در نظر آورد و دیگری " گمانش به اعلام کوپن برنج رفت !

خلاصه " هر که " نقش خویش را دید ! اما گوینده ی تلویزیون خیلی آرام و خونسرد ادامه

داد :

<< کوپن صابون افاغنه اعلام شد !! >>

                                                                                   ( زبون دراز )

<< در حاشیه ی برگزاری سمینار بین المللی برق در تهران ! >>

. وزیر نیرو :

. بالاخره مقاله یی را که قرار بود راجع به پیشرفت صنعت برق در ایران بنویسی  تمام

کردی ؟

. کارشناس :

. نخیر قربان " هنوز ناتمام است

- چرا ؟

- چون هر شب تا آمدم شروع کنم به نوشتن برق رفت !

                                                                                ( قاف )

. ر .

<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>

<< قسمت هفدهم >>

( سه شنبه 8 خرداد ماه 1358 )

- اظهارات شیخ صادق خلخالی در دوبی با اعتراض مقامات روبه رو شد

. وی گفته بود خلیج فارس " خلیج اسلامی است

. داریوش فروهر وزیر کار گفت این یک نام تاریخی است و هیچ قدرت بشری توانایی

دگرگونی آن را ندارد

. من کاری به حرفهای آقای خلخالی ندارم

. دکتر یزدی وزیر خارجه نیز ضمن تاکید بر نام خلیج فارس گفت :

نظر دولت در این زمینه تغییر نکرده است

( چهارشنبه 9 خرداد ماه 1358 )

- نخستین شماره ی روزنامه ی جمهوری اسلامی " ارگان حزب جمهوری اسلامی

منتشر شد

. و اعلام شد زیر نظر شورای رهبری 20 نفره اداره می شود

. دکتر بهشتی " هاشمی رفسنجانی " سید علی خامنه یی " دکتر جواد باهنر و

موسوی اردبیلی به عنوان پایه گذاران حزب جمهوری اسلامی معرفی شده اند

. با انتشار روزنامه ی انقلاب اسلامی آشکار شده است که ابوالحسن بنی صدر که از

موسسان حزب جمهوری اسلامی بود " با این حزب همکاری ندارد

( پنج شنبه 10 خرداد ماه 1358 )

- با کشف یک شبکه ی دختران تلفنی " چهار پاسدار به پیشنهاد رئیس کمیته

پذیرفتند تا با چهار دختر فریب خورده ازدواج کنند

( شنبه 12 خرداد ماه 1358 )

- سه شرکت فرانسوی طرف قرارداد مترو تهران اعلام داشتند که ایران با پس دادن

وثیقه ی آنها " قرار دادشان را لغو کرده است

( یکشنبه 13 خرداد ماه 1358 )

- بعد از ماهها گفتگو " دکتر فریدون سحابی رئیس سازمان انرژی اتمی رسما اعلام

داشت قرارداد نیروگاههای اتمی بوشهر لغو شده است

. وی گفت کارشناسان معتقدند لغو قرار داد به مصلحت مملکت است

                                                                  << پایان قسمت هفدهم >>

<< عکسها >>

. صادق خلخالی .

<< >>

. داریوش فروهر .

<< >>

. دکتر ابراهیم یزدی .

<< >>

. شهید دکتر بهشتی .

<< >>

. آیت الله هاشمی رفسنجانی .

<< >>

. آیت الله خامنه ایی .

<< >>

. شهید دکتر باهنر .

<< >>

. ایت الله موسوی اردبیلی .

<< >>

. ابوالحسن بنی صدر .

<< >>

. فریدون سحابی .

<< >>

 

 

لینک
۱۳٩٠/۳/٢٧ - مجید

   << 118 >>   

. الف .

. رد می شن آدمای بی تفاوت

. از رو پلای عابر پیاده

. یه لحظه آسمونو حس می کنن

. ببین چقد دلخوشیا زیاده

. تو زندگی فکرای دور و نزدیک

. فرصت دیدن بهارو کم کرد

. غمای بیخودی بزرگ و کشدار

. زیاد شد و حوصله ها رو کم کرد

. بهار اگه عطر تو رو نیاره

. گل از گل شکوفه وا نمی شه

. مثل پرنده عاشق بهاریم

. هیچکی تو دنیا مث ما نمی شه

. رود اگه عاشق نباشه اسیره

. یه جا تو مرداب می مونه می میره

. سر می زنه به سنگ و خار و خاشاک

. می خواد که دریا رو بغل بگیره

. تا دل داری دنبال چیزی بگرد

. که زندگی از تو نکرده پنهون

. کلاف گنجشکای روی شاخه

. ردیف کفترای دور ایوون

. کی از تماشای جوونه سیره

. کی از تولد پرنده شاده

. وقتی که شاخه ها به هم می خورن

. کی عاشق زمزمه های باده

. رد می شن آدمای بی تفاوت

. پشت همین پنجره های بسته

. می خوام سکوتو بشکنم تو کوچه

. می خوام بگم کی عاشقه کی خسته

                                                           ( ترانه سرا : عبدالجبار کاکایی )

<< تقدیم به خودم و شما به مناسبت آغاز سال نو و هم چنین پنجمین سالگرد

وبلاگم و با عرض پوزش از تاخیری که در آپ کردن وبلاگ داشتم >>

<< >>

. مجید .

. ب .

. زدو دیده خون فشانم " زغمت شب جدایی

/ چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی

. همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت

/ که رقیب در نیاید به بهانه ی گدایی

. مژه ها و چشم یارم به نظر چنان نماید

/ که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

. در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است ؟

/ به امید آنکه شاید تو به چشم من در آیی

. به کدام مذهب است این ؟ به کدام ملت است این ؟

/ که کشند عاشقی را " که تو عاشقم چرایی ؟

. به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

/ که برون در چه کردی که درون خانه آیی ؟

. به قمار خانه رفتم " همه پاکباز دیدم

/ چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

. در دیر می زدم من " که یکی زدر در آمد

/ که : در آ " در آ عراقی " که تو خاص از آن مایی

                                                                      << فخرالدین عراقی >>

. پ .

<< می گویند سینما نمی خواهیم >>

. به نظر می رسد افت کیفیت فیلمهای روی پرده و کم رونقی سینمای امروز ما تاثیری

روی حجم و نوع اظهار نظرهای افراد و مجامع مختلف درباره ی سینما ندارد و چه بسا

هر چه از تاثیر گذاری سینمایمان کاسته شود " بر شدت اظهار نظرهای داغ و جنجالی

افزوده می شود !

. در ماههای اخیر بعضی افراد و جریانات به پای ثابت گفت و گوهای رسانه ایی درباره ی

سینمای ایران تبدیل شده اند و به شکل دوره ایی " هر دو سه هفته یک بار نظراتی

می دهند و نسخه هایی برای سینمای ایران می پیچند

. در میان حرف و حدیثهای اخیر " تحلیلهای آقای حسن عباسی جلب نظر می کند که

معتقد است یک جریان قوی لیبرال در سینمای ما فعال است که قصد

<< حیا زدایی >> دارد و یکی از مصادیق بارز این جریان را فیلم درباره ی الی ...

دانسته

. ایشان با توسل به نوع منحصر به فردی از نشانه شناسی سینمایی و تحلیل فیلم "

به این نتیجه رسیده که روند داستان و سیر تحول شخصیتها در فیلم اصغر فرهادی به

نحوی است که لیبرالیسم و فمینیسم تبلیغ شود و از مخاطب

<< ایمان زدایی >> به عمل آید

. تعابیری مشابه " اخیرا در بیانیه ی صادر شده از سوی جمعی از طلاب مدرسه ی

فیضیه نیز به چشم می خورد که در حمایت از فیلم ملک سلیمان به

<< برخی جریانات صاحب رسانه >> اعتراض کرده اند و آنها را متهم کرده اند که به

<< بایکوت این فیلم سینمای دینی >> پرداخته اند و در عوض به حمایت از

<< فیلمهایی از جنس سینمای لیبرالیسم >> مشغولند

. در آن سو " آقای فرج الله سلحشور هم در ادامه ی سلسله مصاحبه های ماههای

اخیرش " آب پاکی را روی دست همه ریخته :

<< والله نبود این سینما بهتر است

. کما اینکه دهها کشور در دنیا سینما ندارند و هیچ اتفاق خاصی هم برای آنان

نیفتاده .... سینمایی که نه ایمان مردم را بالا می برد و نه فساد را مقابله

می کند و در آن خیری نیست " همان بهتر که نباشد >>

. محور مشترک اظهار نظرهایی از این دست در چند ماهه ی اخیر که گاه به بهانه ی

حمله به فیلم طلا و مس " و گاه به بهانه ی حمایت از فیلم ملک سلیمان بیان می شود

 این است که سینمای ایران هیچ دستاورد قابل قبولی برای فرهنگ کشور نداشته و

ندارد " جریانات خطرناک فکری در آن نفوذ کرده اند و قصد ترویج اباحه گری دارند و

تعطیلی اش به صلاح است و بهتر است برچیده شود

. این که چنین حمله های بی سابقه یی در ایامی صورت بگیرد که سینمای کشور

چهار سال تحت نظارت حسین صفار هرندی فعالیت کرده و در حال حاضر هم مدیری با

سوابق جواد شمقدری اداره اش می کند " جدا شگفت آور و قابل تامل است

. وضعیت فعلی به وضوح نشان دهنده ی بی اعتمادی عمیق بخش موثری از جامعه ی

مذهبی ماست که هنوز هم سینماگر ایرانی را صاحب صلاحیت نمی داند و ترجیح

می دهد فاصله ی خودش را با سینما و دست اندرکاران آن حفظ کند

. در این مختصر قصد ورود به جزئیات این بحث و نفی و اثبات نقل قولهای بالا را ندارم

. شاید دوستان درست می گویند

. شاید رسانه های ما به قدر کافی از ملک سلیمان حمایت نکرده اند

. فعلا بگذریم " بحث اصلی این است که در همه ی این تحلیل ها چند نکته فراموش

می شود :

. چه بپسندیم و چه نپسندیم پدیده یی به نام سینما در جهان وجود دارد

. تولید فیلم در جهان انجام می شود

. مردم می دانند چیزی به نام فیلم سینمایی وجود دارد و می خواهند آن را تماشا

کنند

. اگر ما سینمایی را که دستاورد سی و چند سال مدیریت فرهنگی در نظام جمهوری

اسلامی است " صاحب چنین ویژگیهایی می دانیم " با سینمای جهان می خواهیم

چه کنیم ؟ اگر در سینمای ما لیبرالیسم رخنه کرده " سینمای جهان که اصلا خود

لیبرالیسم است

. با برکناری سینماگر ایرانی " چه کسی را می خواهیم جایگزین کنیم ؟ اگر درباره الی..

را هم برای تماشاگر ایرانی مناسب نمی دانیم " پیشنهادمان چیست ؟ گیریم سینمای

ایران را تعطیل کردیم " نفس وجود سینما را که نمی توانیم تعطیل کنیم

. میل تماشاگر به سینما را که نمی توانیم تعطیل کنیم

. در غیاب فیلم ایرانی ما چه داریم که به او عرضه کنیم ؟ نتیجه ی مستقیم این

پیشنهادها " واگذاری کامل عرصه به رقیب خارجی است

. ترجیح مان این است ؟ تکرار این حمله ها و عمیق تر کردن بی اعتمادی جامعه ی

مذهبی به سینما " چه نفعی به فرهنگ دینی و ملی کشور می رساند ؟

. آقای سلحشور می گوید دهها کشور در دنیا سینما ندارند و اتفاق خاصی هم

برایشان نیفتاده " اتفاق خاص همین است که مردم این کشورها به جای تولیدات

خودشان فیلم هالیوودی تماشا می کنند

. این واقعا اتفاق خاصی نیست ؟!

 

<< >>

<< >>

. ت .

<< رمز گشایی >>

. دکتر حسن عباسی رئیس مرکز دکترینال بدون مرز در برنامه ی << راز >> شبکه ی

چهار گفته است :

. کارتون سوپر من آمریکایی ها را برای ابرقدرت شدن آماده می کند و لباس سوپر من

چون از رنگ قرمز و آبی است و در پرچم آمریکا قرمز و آبی وجود دارد " سوپر من نمایش

امپراتوری آمریکاست

. وی کارتون خانواده ی دکتر ارنست را نیز نماد دیگری از دکترین امریکا برای اداره ی

جهان دانست

١- پیشنهاد می کنم حالا که آقای دکتر عباسی دست شان در کار دکترین و رمز گشایی

راه افتاده " بفرمایند نظرشان درباره ی آثار قبل از انقلاب " بالاخص

<< مورچه داره >> " << موسرخه >> " << فریب خورده و رها شده >> "

<< مادر جونم عاشق شده >> و ... بفرمایند تا رد پای آمریکا را در آثار آن دوره هم

ببینیم

٢- با توجه به اینکه << خانواده ی دکتر ارنست >> یک کارتون ژاپنی است "

پیشنهاد می کنیم ایشان نظرشان را درباره ی << فوتبالیستها >> و

<< ای کی یو سان >> که هر دو ژاپنی بودند و طبیعتا در جهت اهداف آمریکایند "

بیان کنند

٣- ای کاش دکتر عباسی نظرشان را درباره ی فیتیله اییها و پنگول هم بگویند

. بچه های ما اینها را دوست دارند " نکند یک وقت آمریکایی از آب دربیایند ؟

 

<< >>

. ث .

. مرتضی آوینی هنوز هم مظلوم است و ناشناخته

. این درست است که از زمان شهادتش تا به امروز همایش ها " کنگره ها و سمینارهای

بسیاری به نام او برگزار شده " کتابهای بسیاری درباره ی او و یاد از او چاپ شده و حتی

جایزه یی به نام او اختصاص یافته اما این همه به جای آنکه تصویری واضح و حقیقی از

آوینی ترسیم کند " حجابی شده است برای شناختن آن عزیز

. سیاست زدگی را هم که حجاب اکبر است " بر آن حجابها بیفزایید " نتیجه اش این

می شود که  روزنامه نگاری که دعوی حرفه ایی بودن هم دارد به سراغ یکی از

نویسندگان مجله ی سوره می رود و از او درباره ی شباهتهای فکری احمدی نژاد و

مرتضی آوینی می پرسد ! و تازه این حال و روز روزنامه نگاران و نویسندگان نشریات

روشنفکری ماست که دعوی تنویر افکار عمومی دارند و قرار است ما جاهلان را بر

شانه های آگاهی خود بنشانند و خورشید را نشانمان دهند

. روشنفکر ستیزان هم که تکلیفشان روشن است

. از آن همه مقاله و هنر و شور و شعور تنها چفیه ی آقا مرتضی آوینی را می بینند و

خیلی که همت کنند مقاله ی << حلزونهای خانه به دوش >> را

. هر تلاشی برای شکستن این حصار عدم شناخت " محکوم به شکست است

. متفکران << خلاف آمد عادت >> در هر روزگاری غریبند چرا که در زمانه یی زبان به

سخن می گشایند که هیچ گوشی مستعد شنیدن شخن آنان نیست

. ظهور زود هنگام به بیگانگی با اطرافیان و در نهایت به غربت می انجامد " آن اندک

گوشهایی که ندای متفکران غریب را می شنوند " می خواهند به دیگران بفهمانند که

حقیقت ماجرا چیست اما تکاپوی آن گوشها هم غالبا سرانجامی بهتر از زبانهای غریب

نخواهد داشت

<< به بهانه ی سالگرد شهادت شهید سید مرتضی آوینی >>

<< >>

. ج .

. علی مطهری نماینده ی اصولگرای تهران صدا و سیما را به تحریک مردمی که سال

گذشته به انتخابات معترض بودند " متهم کرد

. احمد توکلی دیگر نماینده ی اصولگرای تهران نیز بر عملکرد رسانه ی ملی بعد از

انتخابات سال ٨٨ خرده گرفت

. اگر چه مطهری در گفت و گو با << خبر آنلاین >> نسبت به راهپیمایی ٢۵ بهمن

انتقاد کرد " اما در خصوص بحران سیاسی جاری کشور نیز گفت :

. تا زمانی که یک طرف را حضرت عباس و حضرت علی اکبر بدانیم و طرف دیگر را

ابن زیاد و عمر سعد " این بحران ادامه خواهد داشت

. در ایام اخیر اظهار نظرهایی درباره ی آقای هاشمی شده که برخی از آنها از انصاف

به دور است

. آقای هاشمی بعد از حوادث ٢۵ بهمن بی قانونی و هتاکی را محکوم کرد " منتهی

برخی انتظار دارند ایشان همانند آنها اعلام کند که اعدام باید شود

. اساسا تعیین تکلیف برای دیگران که تو هم باید مانند من موضع بگیری " نوعی

بی احترامی به افراد است

. وی گفت :

. وقتی صدا و سیمای ما به شکل مداوم عده یی را خطاب قرار می دهد که شما هیچ

طرفداری ندارید و از صحنه ی سیاسی خارج شده و مرده ی سیاسی هستید " آنها

تحریک می شوند تا خودی نشان دهند

. در همین راستا " احود توکلی دیگر نماینده ی تهران از فراکسیون اصولگرایان در سایت

<< الف >> در پاسخ به سئوال خبرنگاری درباره ی رویکرد رسانه ی ملی بعد از

انتخابات گفت :

. به نظر من رسانه ی ملی اشتباه بسیار بزرگی کرد که به معترضان اجازه ی بیان

نظرشان را نداد

. از نظر من وقتی ما کاملا برحق بودیم و پاسخ سئوالات معترضان را اشتیم " باید به

آنها تریبون می دادیم و به مناظره فرا می خواندیمشان تا مردم خود نظر و استدلال

طرفین را بشنوند و قضاوت کنند

. مجموعا رسانه های مدافع نظام و تاکنون " به خصوص رسانه ی ملی در پاسخگویی به

سئوالات معترضان و اقناع آنها بسیار کم کاری کردند و به شما و دیگر معترضان از این

نظر حق می دهم

<< >>

<< >>

. چ .

<< مغازله >>

( تفسیر اشعار جناب حافظ ! )

. حافظ :

<< یا رب این شمع شب افروز ز کاشانه ی کیست ؟ / جان ما سوخت بپرسید

که جانانه ی کیست ؟ >>

. خواجه ی شیراز در این بیت اشاره ی مستقیم دارد به اینکه در هیچ کشور خاور میانه

هیچ خبری به هیچ شکلی نیست و همه چی آرومه ما هم چقدر خوشحالیم

. ایضا اشاره دارد به اینکه چندی پیش در جشنواره ی شعر فجر رئیس دولت دو بیت

شعر خواند و علی معلم از شاعری اعلام بازنشستگی کرد

. همان طور که مستحضرید " اساسا اشعار حضرت حافظ معانی گونه گونی در دل

نهفته دارند

. بر فرض اینجا که گفته شده << این شمع شب افروز ز کاشانه ی کیست ؟ >>

می خواهد به ما بگوید از حرفهای معاون اول رئیس دولت " رحیمی " به سادگی

نگذرید

. او اصولا حرفهای مهمی می زند مثلا گفته بعضی کارهای ما در دنیا غوغا کرده است

. البته من و سایر اندیشمندان معتقدیم تمام کارهای ما در دنیا غوغا کرده اما به یاد

داشته باشم بحث حافظ فراتر از این موضوعات است و او با شنیدن چنین سخنانی نه

تنها حیران و سرگشته پرسیده این شمع شب افروز ز کاشانه ی کیست ؟ که ادامه هم

داده << جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست ؟ >> یعنی منظورش این

بوده شما همین فرمون برو جلو !

. بعضی از اهل شعر و ادب پارسی را البته اعتقاد بر این است که در مصرع دوم حافظ

علاوه بر موضوع مزبور به مبادله ی شیر هندی با آهوی ایرانی هم اشاراتی داشته

است ! فی الواقع پس از تبادل پلنگ ایرانی با ببر روسی که در نهایت به ایدز ببرها در

ایران انجامید " حالا رسیده اییم به مبحث شیر هندی

. ادبا اشاره دارند که یحتمل در آینده ی نزدیک خرس ایرانی با سوسمار آفریقایی "

جوجه خروس ایرانی با توله کانگورو استرالیایی " سوسک طبقه ی زیر همکف دروازه

شمرون با موش کور خواهر مادر دار چینی و .... مبادله خواهد شد تا کماکان کارهای ما

در جهان غوغا کند !

/////////////////////////////////////////////////////////

. حافظ :

<< نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی / گذر به کوی فلان کن در آن

زمان که تو دانی >>

. حافظ می گوید << گذر به کوی فلان کن >>

. البته لسان الغیب حرف بی ادبی نمی زند و منظور بدی از این تعبیر ندارد " اساسا

گویا هیچ کس دنبال مسائل بی ادبی نیست " ایدز هم از طریق مسواک زدن دارد

منتشر می شود

. در همین راستا وزیر ارشاد هم گفته :

<< کی چنین اتفاقی افتاده که زن و مرد بخواهند با یکدیگر روبوسی کنند ؟ >>

نه ؟ " واقعا " چه کاریه ! حتی اگر قرار باشد زبانم لال خدای نکرده چنین اتفاقاتی بیفتد

حافظ راهنمایی می کند << در ان زمان که تو دانی >>

. مردم مریض نیستند وسط اختتامیه یا افتتاحیه ی یک جشنواره به امر قبیح بوسه

بپردازند

. در مصرع اول آمده << نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی >>

. مراد از این سعادت فی الواقع سعادت آباد است و به همین خاطر رئیس دولت هم گفته

<< مردم را به سمت ویلا نشینی سوق دهید >>

. حرف درستی است

. معنی ندارد همه چپیده اند توی آپارتمانهای ۵٠ " ۶٠ متری

. چشم " عرض کردیم چشم ما از همین فردا صبح می رویم ویلا نشینی را شروع

می کنیم فقط احساس شرمندگی داریم که نمی توانیم از همین امشب شروع کنیم

. آنهایی که می توانند امشب شروع کنند " شروع کنند " ما هم قول می دهیم از صبح

فردا به این ماجرا بپیوندیم !

. شعر امروز حافظ با بعضی خوانش ها کژتابی هایی دارد که گویا در فدراسیون فوتبال

ما هم تاثیر گذاشته و دوستان گفته اند :

<< با کرش به جاهای خوبی خواهیم رسید >>

. دستی رو بکش عزیزم ! و بیشتر از اینش رو تعریف نکن " خوبیت نداره " بی حیا !

 

. ح .

. آن ور دنیا نشسته اند ٢۵ سال تحقیق کرده اند ( باورتان می شود ؟ ٢۵ سال عمرشان

را تلف کرده اند پای یک پژوهش که می شد با چند هزار تومان از زیر پله های انقلاب

خرید ! ) و با بررسی ٢٠٠ هزار دانشجوی ٣٠٠ کالج دنیا به این نتیجه رسیده اند که

دانشجوها در ٢۵ سال گذشته افسرده تر شده اند

. بعد هم گفته اند که دلایل این افسردگی کم شدن همدلی بین دانشجوها " استرس

ناشی از رقابت علمی بین دانشجوها " شب بیداری برای امتحان ها " بحران اقتصادی و

افزایش نرخ بیکاری است

. خدایا شکرت ! شکر که ما از این سوسول بازیها در این مملکت نداریم

. دانشجوهایمان خیلی خوشحال و سرخوش می روند سر کلاسهایشان و خوشحالتر و

سرخوش تر بر می گردند

. بیکاری که معنا ندارد چون دست کم تا ٣۵ سالگی پول توجیبی مان را بابا می دهد

. رقابت علمی هم که اصلا معنی ندارد و دانشگاه رفتن فقط برای داشتن یک کارت

دانشجویی است

. بحران اقتصادی هم که همه جا را درب و داغان کرده و ما را کک هم نگزیده

. نرخ بیکاری هم که سال به سال کمتر و کمتر می شود و می رود که منفی شود و

خلاصه همه چی آرومه

. برو بچه ها در دانشگاه نانی در عشق ترید می کنند و می روند و می آیند و انصافا

خیلی هم به شان خوش می گذرد

 

. خ .

<< امام موسی صدر زنده است و حوادثی در آینده رخ خواهد داد و ایشان باز

خواهد گشت " ایشان ذخیره ی الهی است و خداوند خواسته اند که ایشان را

ذخیره کنند تا زمانی برگردند و نقش مهمی در رابطه با قضایای جهان اسلام

ایفا کنند >>

( پیشگویی مرحوم حضرت ایت الله العظمی بهجت )

<< >>

. د .

. هم اکنون اخلاق در جامعه آسیب دیده و دروغ ها از سطوح رسمی تا دیگران وجود دارد

. آمار و وعده های دروغ دادن " تخلف از وعده کردن " شعارهای بی محتوا دادن " فریب

دادن " تهمت زدن " همه ی اینها خلاف اسلام است

 

. اگر جامعه احساس کند اسلام این است تحقیقا تردید پیش می آید

 

. خیابانهای ما آنچه که باید نیستند

. البته من نمی خواهم در مورد برخی مسائل صحبت کنم " چون خیلی از ملاحظات را

در نظر می گیرم " ولی باید گفت با زور و ترساندن کار پیش نمی رود

. البته در اسلام زور " ترساندن و تعزیرات و مجازات وجود دارد " اما مردم را باید معتقد به

احکام بار بیاوریم و بدانیم اگر اسلام باشد " احتیاج به نیروهای پلیس " گارد و زندان

نخواهد بود و در واقع همه ی اینها از کارهای مهمی است که ما باید تلاش کنیم تا

اسلام به محتوای واقعی خود باشد و مردم نیز به آن علاقه مند شوند

 

. مردم ما در اصل با ولایت فقیه مشکلی ندارند

. مشکلی که ممکن است پیش آید این است که خیلی از افراد و نهادها از رهبری

زیادی خرج و هزینه می کنند و هر کاری حتی کار اشتباهی که کرده باشند " از رهبری

خرج می کنند

. این در حالی است که باید خودمان وظایف مان را انجام دهیم

 

. عده یی می خواهند رهبری را در یک جریان حتی کوچک محبوس کنند

. اگر چه ممکن است اینها به زعم خود سود کنند " اما این اشتباه اساسی آنهاست و

به آنها ضرر می رساند " چرا که باید دانست رهبری برای همه است

 

. نمی شود از جامعه ایی که خود گرفتار بیکاری " بداخلاقی " تورم و اختلاس است الگو

ساخت

 

. ایران امروز با ثروت " جغرافیا " مردم هوشمند " روحانیت نیرومند و دانشگاههای

فراوانش اگر نتواند الگو شود در واقع این نقصی در مدیریت کار ماست و در نتیجه باید به

فکر این موضوع باشیم و کارهای بهتری انجام دهیم و نقص های خود را کم کنیم

 

<< منتخبی از اخرین نطق آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس

مجلس خبرگان رهبری - ١٧ اسفند ١٣٨٩ >>

<< >>

. ذ .

. مرکز تخصصی مهدویت حوزه ی علمیه ی قم با صدور اطلاعیه یی مستند

<< ظهور بسیار نزدیک است >> را رد و مستندات آن را برگرفته از کتب غیر معتبر

اعلام کرد

. به گزارش مهر در بخشی از اطلاعیه ی مرکز تخصصی مهدویت آمده است :

. مدتی است که برخی اظهار نظرها و عرضه ی سی دی هایی پیرامون تحقق برخی

علائم و تطبیق بعضی از نشانه های ظهور با برخی از شخصیتها " فضای کشور را فرا

گرفته و موجب التهاب و تشویش افکار عمومی شده است " نمونه ی جدید تطبیق

سازی که به صورت گسترده نیز در کشور پخش شده فیلم مستند

<< ظهور بسیار نزدیک است >> می باشد

. در پایان این اطلاعیه آمده است :

. بنابراین این گونه فیلمهای مستند و فعالیتهایی مانند آن " از نظر مرکز تخصصی

مهدویت حوزه ی علمیه ی قم مردود بوده و مطالب آن اعتبار ندارد

 

<< >>

. ر .

<< با گل اقا >>

<< منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله ی گل آقا >>

<< قسمت چهارم >>

( شماره چهارم - سه شنبه ٢٢ آبان ماه ١٣۶٩ )

<< >>

<< این نیز بگذرد >>

. دیروز در صف اتوبوس ایستاده بود

. مردی که بود عاقل و هشیار و با خرد

. یک یک زگرد راه رسیدند چند بنز

. بی آنکه کس سوار شود " هی شدند رد

. بنز دگر رسید پس از نیم ساعتی

. گفتند این یکی دو سه تا " با خودش برد

. لیکن میان جمع " همان پیر هوشیار

. آهی کشید و گفت که : این نیز بگذرد !

                                                                                 << عمو یادگار >>

///////////////////////////////////////////////////////

<< ریش بی ریشه >>

. رباعی ذیل درباره ی متجددانی که یک ریش بزی به ته چانه ی خود آویزان می کنند و

یک پیپ هم میان دو لب می چپانند " سروده شده است :

. ریشوی فکل بند تجدد پیشه

. می کرد برای عیش و نوش اندیشه

. کردم چو نظر به صورت او " گفتم :

. افسوس که این ریش " ندارد ریشه !

                                                                                       << شوخ >>

. ز .

<< ٣٠ سال پیش چه گذشت ؟ >>

<< قسمت شانزدهم >>

( یکشنبه ٢٣ اردیبهشت ماه ١٣۵٨ )

- شیخ صادق خلخالی " رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی اعلام داشت ترور شاه سابق

" فرح و اشرف پهلوی آزاد است

. وی در عین حال غیابا حکم اعدام بختیار " شریف امامی " نهاوندی " فریده دیبا "

اویسی " ازهاری " پالیزبان  و شعبان جعفری را صادر کرده است

. وی گفت هیچ دولتی حق ندارد عاملان ترور شاه و همدستانش را بازداشت کند

. انتشار این خبر در جهان " جنجال بزرگی به راه انداخت

( دوشنبه ٢۴ اردیبهشت ماه ١٣۵٨ )

- جلوگیری از ورود  محمد علی اینانلو گزارشگر ورزشی به سازمان رادیو و تلویزیون "

جنجال تازه یی در روابط قطب زاده و کارکنان رادیو تلویزیون ایجاد کرده

. اینانلو که مقاله یی نوشته بود با عنوان << من قطب زاده را محکوم می کنم >>

" فردای چاپ مقاله نتوانست در محل کار خود حاضر شود

. به دستور قطب زاده از حضور او در رادیو و تلویزیون جلوگیری شد

( چهارشنبه ٢۶ اردیبهشت ماه ١٣۵٨ )

- شرکت ایران ناسیونال همه ی پروژه های دراز مدت خود را متوقف و قرار داد خود را با

پژو لغو کرد

( سه شنبه ١ خرداد ماه ١٣۵٨ )

- سید محمود دعائی که در همه ی سالها " همراه امام در نجف بود و کار ارتباط بیت با

مقامات دولتی عراق را به عهده داشت " به عنوان سفیر ایران در عراق معرفی شد

. او اولین روحانی است که پست سفارت می گیرد

( جمعه ۴ خرداد ماه ١٣۵٨ )

- شب هنگاه دو نفر مسلح به عنوان اینکه نامه یی از حجت الاسلام ناطق نوری در

دست دارند وارد خانه ی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی از موسسان حزب

جمهوری اسلامی شدند و در اثر تیراندازی آنها " این روحانی مبارز از ناحیه ی پشت و

شکم مجروح شد " با دخالت همسر آقای هاشمی " وی از مرگ حتمی نجات یافت

 

- اعلام شد که امام خمینی برای بهبود حال آقای هاشمی رفسنجانی نذر کرده اند

 

                                                               << پایان قسمت شانزدهم >>

<< عکسها >>

. صادق خلخالی .

<< >>

. شاه .

<< >>

. فرح .

<< >>

. اشرف پهلوی .

<< >>

. شاپور بختیار .

<< >>

. جعفر شریف امامی .

<< >>

. هوشنگ نهاوندی .

<< >>

. غلامرضا ازهاری .

<< >>

. شعبان جعفری .

<< >>

. محمد علی اینانلو .

<< >>

. سید محمود دعائی .

<< >>

. امام خمینی .

<< >>

. حجت الاسلام ناطق نوری .

<< >>

. هاشمی رفسنجانی .

<< >>

لینک
۱۳٩٠/۱/٢۱ - مجید

   << 117 >>   

. الف .

. با توام ای لنگر تسکین

. ای تکانهای دل " ای آرامش ساحل

. با توام ای نور

. ای منشور

. ای تمام طیفهای آفتابی

. ای کبود ارغوانی ای بنفش آبی

. با توام ای شور " ای دلشوره ی شیرین

. با توام ای شادی غمگین

. با توام ای غم " غم مبهم

. ای نمی دانم

. هر چه هستی باش

. اما کاش .....

. نه جز اینم آرزویی نیست :

. هر چه هستی باش

. اما باش

                                                            << قیصر امین پور >>

<< >>

. ب .

<< دیروز و امروز " فرهاد و بنیامین ! >>

. خدا رحمت کند مرحوم فرهاد را

. روزی از آن روزهای قدیم پیش از انقلاب که فرهنگ رسمی خواننده های قلابی و شعرهای

صد من یک قاز را ترویج می کرد " ترانه یی خواند که تا به امروز مانده است از جمعه تا

محمد ( ص )

. فرهاد عزیز ترانه یی داشت با مضمون عید

. حالا خواننده ی دیگری از نسل امروز همین ترانه را بازخوانی فرموده و به جای بوی عطر

جانماز ترمه ی مادر بزرگ " بوی دیگری را می پراکند

. چه بود و چه شد .... متن هر دو ترانه را می آورم تا لذت ببرید و ایمان بیاورید به آغاز فصل

تازه ! علی الخصوص مطالعه ی این اشعار و ترانه ها برای دارندگان علم سیاست "

علم الاشیاء " علم تربیت و علم فرهنگ الزامی است

. نسخه ی دیروز ( فرهاد مهراد ) :

<< >>

. بوی عیدی

. بوی توپ

. بوی کاغذ رنگی

. بوی تند ماهی دودی

. وسط سفره ی نو

. بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ

. با اینا زمستونو سر می کنم

. با اینا خستگی مو در می کنم

. شادی شکفتن قلک پول

. وحشت کم شدن سکه ی عیدی

. از شمردن زیاد

. بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب

. با اینا زمستونو سر می کنم

. با اینا خستگی مو در می کنم

. فکر قاشق زدن

. یه دختر چادر سیاه

. شوق یک خیز بلند

. از روی بته های نور

. برق کفشهای جفت شده

. تو گنجه ها

. با اینا زمستونو سر می کنم

. با اینا خستگی مو در می کنم

. عشق یک ستاره ساختن با دولک

. ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه

. بوی گل محمدی

. که خشک شده لای کتاب

. با اینا زمستونو سر می کنم

. با اینا خستگی مو در می کنم

. بوی باغچه بوی حوض

. عطر خوب نذری

. شب جمعه پی فانوس

. توی کوچه گم شدن

. توی جوی لاجوردی

. هوس یه آب تنی

. با اینا زمستونو سر می کنم

. با اینا خستگی مو در می کنم

. نسخه ی امروز ( بنیامین بهادری ) :

<< >>

. بوی عیدی

. بوی تو

. بوی کاغذ رنگی

. بوی تند تپش قلب من از دیدن تو

. بوی عطر با تو رفتن

. توی یک خونه ی نو

. به اینا حواسمو جمع می کنم

. با اینا عشقمو محکم می کنم

. شدت اومدنت تو فکر من

. وحشت از رفتن تو

. حتی یه لحظه که می خوای بری تو فکر

. فکر یک هدیه ی جالب که بگیرم واسه تو

. واسه تو / واسه تو / واسه تو / واسه تو

. صدای کفش تو وقتی که می آی

. توی قلب من قدم می زنی عاشقونه

. هر جور که می خوای

. بوی گل سلام تو

. که پر می گیره تو فضا

. تو فضا / توفضا / تو فضا

. به اینا حواسمو جمع می کنم

. با اینا عشقمو محکم می کنم

. لذت قدم زدن با تو توی پیاده رو

. هوا بارونیه زیر چتر عشق من و تو

. عشق تو بارون تنده داره می شوره منو

. به اینا حواسمو جمع می کنم

. با اینا عشقمو محکم می کنم

. بوی قهوه " بوی قهوه " بوی قهوه

. بوی عکس

. دو تا فنجون برعکس

. اشتیاق دیدن عکس ما دوتا توی یه قاب

. یا تماشای تو اون لحظه

. که می ری توی خواب

. به اینا حواسمو جمع می کنم

. با اینا عشقمو محکم می کنم

. پ .

. بر آن لبهای خشکیده سلام " بر آن پیکرهای تکه تکه شده سلام " بر آن محاسن

به خون خضاب شده سلام

                                       ( فرازهایی از زیارت ناحیه ی مقدسه )

. برای اربعینی که می آید .

<< >>

. ت .

<< از هر هنر یک انگشت >>

( یادداشتهای محمد حسین جعفریان در هفته نامه ی همشهری جوان )

<< >>

<< وقتی هم علی ( ع ) و حسین ( ع ) مولا باشند و هم معاویه و یزید ! >>

. .... مزار << حجر بن عدی >> بر بلندای کوهی است

. در یکی از سفرهای حج ام از شیخ وجیهی از اهالی که هم صحبتم شده بود " پرسیدم :

- عفوا هذا قبر من ؟ ( ببخشید ! این قبر کیست ؟ )

- هذا قبر سیدنا حجر بن عدی ( رضی الله عنه )

. می دانید که حجر از یاران پر آوازه ی رسول خدا ( ص ) و مولا علی ( ع ) بود و به سبب

پایبندی عشقش به مولا به فجیع ترین شکل به دست معاویه به شهادت رسید

. بنابراین عمدا بیشتر جویا شدم که حجر که بوده و چگونه شهید شده و .... شیخ هم با

فراغ بال ضمن شرح پایمردی های حجر در کنار پیامبر ( ص ) و شرح مقام و منزلت او ادامه

داد :

. الذی کان من صحابه سیدنا علی ابن ابیطالب رضی الله عنه ... و الذی قتله سیدنا معاویه

ابن ابی سفیان رضی الله عنه ....

. می بینید چه راحت " این قبر سرور و آقایم حجر بن عدی است که از صحابه ی بزرگ

رسول خدا ( ص ) بود و از یاران آقا و سرورم علی ابن ابیطالب ( ع ) بوده و به دست اقا و

سرورم معاویه ابن ابی سفیان هم تکه تکه شده

. هم قاتل و هم مقتول

. سیدنا و رضی الله عنه و محترم و بزرگوارند

. اینها در ماجرای عاشورا هم نگاهشان همین است

. کم هم نیستند

. دلیلشان هم این است که معاویه و یزید و ... اجتهاد کرده و براساس باورشان تصمیم

گرفته اند

. قصدشان قربه الی الله بوده و .... این ذات همان اسلام آمریکایی است که امام ( ره ) از

آن به فغان آمده بود " اسلام بدون داوری

. قضاوت که نکنی " نیاز به انتخاب و دردسر های بعد از آن هم نیست

. این طوری همه خوبند و دور هم بر گذشته ها صلوات می فرستیم و .... اثبات حقانیت

حسین ( ع ) بعد قرنها به این جماعت " امروز هم میسر و ممکن نیست " چه برسد به آن

عهد و روزگار

 

. ث .

. این روزها دو اثر نمایشی در حوزه ی تلویزیون ( یکی دولتی و یکی خصوصی ) در میان

مردم جایگاه پیدا کرده

. مجموعه ی تلویزیونی مختارنامه " کار اصیل داوود میر باقری در نوع تاریخی - دینی

. و قهوه ی تلخ مهران مدیری و دوستان در نوع کمدی - اجتماعی

. هر دو اثر در کنار مزایا و معایب شان " که دراین کوتاه جای بحث شان نیست در کنار و

همراه با روایت داستان هایشان دو بردار مهم را نیز هدف گرفته اند

. مختارنامه " نفاق و ریاکاری و سیاست بازی را نشانه گرفته و به ستایش از ایمان واقعی

و پایمردی و شجاعت و هوش نشسته است

. و قهوه ی تلخ با هجو بادمجان دور قاب چینی و پاچه خواری و بلاهت " از نوع بیماری

تاریخی قجرها " در پی زدودن نادانی تاریخی و خشکاندن ریشه های جهل شیرین نمای

اجتماعی است

. هر دو اثر مخاطبان خود را محترم می شمارند و برایشان شعور مکفی قایل اند و این در

زمانه ی ما که برخی از فیلمسازان از بیماری ها و کمبودها و عقده ها و حقارتها " کمال

سود استفاده را می برند " هیچ کم نیست

<< >>

<< >>

. ج .

<< رازهای لاغر ماندن در هالیوود >>

. این روزها ستاره های هالیوود و دنیای مد درست مانند فقرای اتیوپی و گرسنگان

کشورهای قحطی زده شکم شان را به دنده هایشان می چسبانند و گاهی آنقدر پیش

می روند که مانند << شر >> خواننده ی محبوب موسیقی پاپ برای لاغری بیشتر چند

دنده را از قفسه ی سینه اش بیرون آورد

. حالا هم خیلی سخت است آدم های چاق در هالیوود پیدا کنید

. ستاره های امروز لاغر و باریک هستند

. اما نکته ی جالب رازهای لاغر ماندن این ستاره هاست

. همه ی آنها دوست دارند بگویند لاغر بودن شان ربطی به مد ندارد " بلکه ژنهای طبیعی

آنها به این هیکل ختم می شود

. آنها دوست دارند رازشان برای لاغر ماندن را در عدم علاقه شان به غذای آشغال یا

گذراندن با بچه هایشان در اطراف و قدم زدن اعلام کنند " اما اینجاست آنچه شما باید

بدانید :

<< اسکلت برقی های دروغگو >>

. گونار پترسون یکی از مربیان ستاره های مد و سینما " کسی که مربی آنجلینا جولی "

جنیفر لوپز و پنه لوپه کروز است " می گوید :

<< من مربی یکی از هنر پیشه های زن سینما بودم که جهار روز در هفته کلاس

تمرین به علاوه ی کلاسهای روزانه ی دوچرخه سواری داشت " اما هنگامی که

خبرنگارها از او درباره ی تغییر هیکلش پرسیدند " گفت :

. من ساعتها مشغول ورزش یوگا هستم و با سگم پیاده روی می کنم

. این برای من خنده دار بود

. آنها دروغ می گویند و هیچ کدام دوست ندارند درباره ی اینکه نصف روزشان را در

باشگاههای بدنسازی می گذرانند " حرف بزنند >>

. سال 2005 جنیفر آنیستون تنها چهار میلیون دلار برای تجهیز یک باشگاه بدنسازی

شخصی خرج کرد و با سه مربی بدنسازی روزانه شش ساعت را صرف ورزش می کرد "

به عبارتی اگر این ستاره ها دست از مصرف الکل و مواد مخدر بردارند خیلی زود سر از

المپیک در می آورند

<< آنها مواد مصرف می کنند >>

. هنگامی که لیندسی لوهان به خاطر مستی در رانندگی دستگیر شد " پلیس گفت آنها

در جیبش کوکائین پیدا کرده اند

. پاریس هیلتون هم در برنامه ی تلویزیونی << لری کینگ >> تصدیق کرد که از داروی

<< آدرال >> برای کمبود خواب و کسالت استفاده می کند

. هر دو این مواد مخدر به وسیله ی زنانی استفاده می شود که می خواهند وزن کم کنند

. در حال حاضر " آدرال آخرین مد مواد رژیمی در هالیوود است که تعداد زیادی از ستاره های

سینما از آن استفاده می کنند و به آن معتادند

. در واقع تا امروز هر زن سلبریتی که دستگیر شده است " از پاریس هیلتون تا نیکول ریچی

و از لیندسی لوهان تا بریتنی اسپیرز آدرال در کیف شان پیدا شده است

. این مخدر معتاد را هوشیار نگه می دارد " اما اشتها را کاملا از بین می برد

. برای دختران هالیوود آدرال یک قرص معجزه بخش است هر چند عوارض خطرناکی دارد

. آدرال می تواند سبب روان پریشی " افسردگی و مشکلات قلبی جدی شود

<< رژیم تخم مرغ آب پز >>

. در طول فیلمبرداری فیلم اسکاری کوهستان سرد بود که شایعه شد یکی از هنر پیشه

های زن مشهور تنها تخم مرغ آب پز می خورد

. او صبح بیدار می شد و یک تخم مرغ آب پز می خورد و سپس ناهار یکی دیگر و آخر شب

شاید دو تا تخم مرغ آب پز

. << دیوید کرش >> مربی سلبریتی ها می گوید :

. من مشتری ای داشتم که برای اسکار آماده می شد

. او یک وعده در روز غذا می خورد " فقط دو تا تخم مرغ آب پز

. من تنها موفق شدم متقاعدش کنم که مقداری بادام و پروتئین و ویتامین به این رژیم

اضافه کند

. << پاریس هیلتون >> که اخیرا به رستوران مشهور << نوبو >> در نیویورک رفت "

موقعی که گارسون از او برای سفارشش پرسید " آرام گفت :

. آب معدنی و پس از آن مدام سیگار پشت سیگار کشید

. به نظر این جدیدترین رژیم غذایی اختراع پاریس هیلتون است

. کاترین هیگل هم از چهره های خبرساز دنیای مد و رژیم است

. هر چند او برنامه ی غذایی سالمی را دنبال می کند " اما او یک سلاح مخفی دارد

. هیگل دائما سیگار می کشد

. چند روز قبل این بازیگر زیبای بلوند به رستورانی در لس آنجلس رفت

. او فقط یک سالاد سفارش داد اما پشت سر هم سیگار کشید

. مارک دیوید روانشناس تغذیه می گوید :

. این واقعا یک انتخاب است

. شما با احترام امکان سرطان ریه و تهدید بدن تان و نزدیک شدن مرگ را انتخاب می کنید و

همه ی اینها تنها برای این است که لاغر بمانید

<< آنها بادام زمینی می خورند >>

. مربی سوپر مدل های یک کمپانی بزرگ شو لباس در ایتالیا می گوید :

. << من دختری داشتم که با رژیم کوکائین و بادام زمینی زندگی می کرد

. او روزی سه تا پنج بار کوکائین مصرف می کرد و تعداد زیادی آجیل می خورد

. اگر هم گرسنه می شد سیگار می کشید

. واقعا خیلی از ستاره هایی که با من تمرین می کنند " در آستانه ی تلف شدن از

گرسنگی هستند

. موقع تمرین مجبور بودیم هر پنج دقیقه توقف کنیم

. وحشتناک بود او حریصانه کافئین به بدنش وارد می کرد >>

. عکاس های پاپاراتزی مدام از هنرپیشه های پوست و استخوانی هالیوود مانند

مری کیت اولسن و رنه زلوگر عکس می گیرند

. آنها با عینکهای آفتابی غول مانندشان مرتبا به استار باکس ها می آیند و مقدار زیادی

قهوه می نوشند

. این یک گرایش جدید در هالیوود است " جایی که بسیاری این باور را دارند که قهوه باعث

می شود متابولیسم بدن زیاد شود و هم چنین جلوی گرسنه شدن را می گیرد " هر چند

سرگیجه به همراه دارد

. شیلا پورتمن یکی از پرطرفدار ترین مربیان بدنسازی در لس آنجلس است

. او می گوید :

. << مشتری ای داشتم که تقریبا همه ی روز چیزی نمی خورد

. فکر می کنم در معده اش به اندازه ی همه ی استار باکس قهوه می ریخت "

البته وقتی می خواست جشن بگیرد چند پر کاهو هم کنار پاتیل قهوه اش اضافه

می کرد >>

<< این فقیر های پولدار >>

. کیت هادسون برای رسیدن به وزن مطلوب برای بازی در فیلم پس از حاملگی رایدر روزی

سه ساعت در روز و به مدت سه ماه در سالن ورزش بود تا بتواند 30 کیلو وزن کم کند

. جسیکا سیمپسون برای بازی در دیزی دوک روزی دو ساعت و به مدت شش هفته سخت

تمرین کرد

. جاستین گلبند می گوید :

. << فقط یک آدم معتاد می تواند اگر ورزشکار حرفه یی نباشد " روزی شش

ساعت را در سالن ورزش سپری کند

. آنها از پولی که دارند هیچ لذتی نمی برند

. اغلب ستاره های هالیوود نصف سال را از شدت گرسنگی سرگیجه دارند و

بقیه ی سال را هم برای لاغر ماندن خمار هستند

. بازیگر - خواننده ی را می شناسم که حدود پنج ساعت در روز و حتی آخر هفته

ها تمرین و ورزش می کند

. او حتی روز تولدش را نیز آنجا گذراند >>

<< شر >>

<< >>

<< آنجلینا جولی >>

<< >>

<< جنیفر لوپز >>

<< >>

<< پنه لوپه کروز >>

<< >>

<< جنیفر آنیستون >>

<< >>

<< لیندسی لوهان >>

<< >>

<< پاریس هیلتون >>

<< >>

<< نیکول ریچی >>

<< >>

<< بریتنی اسپیرز >>

<< >>

<< کاترین هیگل >>

<< >>

<< مری کیت اولسن >>

<< >>

<< رنه زلوگر >>

<< >>

<< کیت هادسون >>

<< >>

<< جسیکا سیمپسون >>

<< >>

. چ .

<< شعر بسیار پر معنی منوچهر متکی وزیر خارجه ی سابق ایران در پاسخ به نامه ی تقدیر

نمایندگان مجلس >>

. عاشقی خواهی اگر پایان بری / بس که بپسندید باید ناپسند / زشت باید دید و

انگارید خوب / تلخ باید خورد و انگارید شهد / تو سنی کردم ندانستم همی /

وز کشیدن سخت تر گردد کمند .

<< >>

. ح .

<< سوژه های هفته >>

( مملکت هفته ) :

. رئیس دیوان محاسبات کشور :

. از میزان در آمدها و هزینه های مملکت اطلاعات دقیقی وجود ندارد

( اردوی هفته ) :

. << اینجایی که الان اردو زده اییم " وسط بیابان است " هیچ بنی آدمی نیست

. 20 کیلومتر با شهر فاصله داریم و هر کس بخواهد از کمپ خارج شود گرگ او را

می خورد >>

. آنچه خواندید " شرح وضعیت واقعی اردوی اخیر استقلال بود در ترکیه از زبان مدیر عاملش

دکتر فتح الله زاده

<< >>

. خ .

<< دیجیتال عزیز ! >>

. لیلا اوتادی هم نمایشگاه عکس گذاشت

. رحیم مشایی هم رفت به نمایشگاهش

. گیر ما اصلا به رحیم مشایی نیست

. مثل اینکه باید دیگر به نمایشگاههای عکس بازیگران عادت کنیم

. خداوند برنامه ی فتو شاپ و دوربینهای دیجیتال را برای بازیگران ما نگه دارد

<< >>

. د .

<< اسکی روی اعصاب با گزارشهای جواد خیابانی >>

. درستش هم همین است

. مسابقه ی ملی را باید با لحن حماسی گزارش کرد و به تزریق روح دلاوری " سلحشوری و

ده نمکی ای ! در جامعه همت گماشت

. بنابراین جواد ! دمت گرم

. از بلندای کوهی که در پیش گرفته ایی بالا برو " لکن تخته گاز

. آه ای جواد " اگر تو نبودی این جام برایمان رنگ و بویی نداشت

. تا این حد که اگر تک به تک تن به مردن دهیم " از آن به که شبها بدون گزارش جواد تن به

خفتن دهیم

<< >>

. ذ .

<< با گل آقا >>

( منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله ی گل آقا )

<< قسمت سوم >>

( شماره ی سوم - سه شنبه 15 آبان 1369 )

<< >>

<< پرداختی های روز اول دریافت حقوق >>

. چون حقوقم را بپردازند " طبق فیشها

. جان دهم باید زبس دارم غم و تشویشها

. بهر اصلاح سرم باید دهم یکصد تومن

. سیصدی هم دو پسر گیرند " بهر خویشها

. شصت تومان بابت کبریت و یک بسته نمک

. سیصدی هم بابت ادویه و کیشمیشها

. یکصدی ماهانه پول بیمه و حق نفس !

. کمترک از این نباشد " گر نباشد بیشها

. یکهزار از بابت دعوای خود با همسرم

. چون که کرده نیمه شب از جیب من تفتیشها

. پانصدی از بهر برقی که بود چون من خموش !

. یکهزاری بهر گاز و نفت و این آتیشها !

. یکهزار و پانصدی از بابت گوشت یخی

. کو بود از گاو و از گوساله و از میشها !

. یکهزار و نهصد و هشتاد و اندی بهر قسط

. بیست و نه روز دگر " پنجم گروی شیشها !

                                                                       << اندک >>

<< همینه که هست ! >.

. گل آقا جان ! یک روز با التماس و پارتی بازی از تعاونی مسافربری یک بلیت " در آخر

اتوبوس گرفتم

. فردایش که سوار اتوبوس شدم با کمال تعجب دیدم 12 صندلی در جلو به فروش نرفته و

مسئول تعاونی خیلی راحت به راننده گفت :

. این لیست مسافرها و این هم صندلی های سهم خودت ! آقای راننده هم خیلی راحت

و بی دغدغه هر کدام از آن صندلی ها را به قیمت 150 تومان به مسافرین بین راه فروخت

و در مقابل اعتراض من گفت :

. همینه که هست " نمی خوای " << هرررررررری ..... ! >>

. به نظر حضرتعالی " چه کنیم ؟

- شما باید با هواپیما سفر کنید !

                                                         << سیاهکل - برفجانی >>

. ر .

<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>

<< قسمت پانزدهم >>

( جمعه 24 فروردین ماه 1358 )

- هزاران تن از مردم تهران " در پاسخ به دعوت آیت الله طالقانی " ودر غیاب او به پاکسازی

در و دیوارهای تهران برخاستند

. شهردار تهران نیز خود به کار بود

. داریوش فروهر وزیر کار هم در میدان شوش با بیل و چرخ دستی به پاکسازی منطقه

پرداخت

( یکشنبه 2 اردیبهشت ماه 1358 )

- حجت الاسلام شجونی " لباسها و اشیای کاخ شمس پهلوی ( مروارید ) را در حضور مردم

به حراج گذاشت

. لباسهای معمولی بین 300 تا 500 تومان " لباسهای شب 700 تومان

. در میان حراجی ها لباسهای زیر تن نما و مخصوص وجود داشت

. جمعا 709 هزار ریال به فروش رفت هفته ی قبل 11 سگ شمس به 60 هزار تومان فروخته

شده بود

( سه شنبه 4 اردیبهشت ماه 1358 )

- سرانجام علیرغم مخالفت دولت و وزارت خارجه " محمد منتظری فرزند آیت الله منتظری

موفق شد عبدالسلام جلود نفر دوم لیبی را که به تهران دعوت کرده بود " به قم ببرد و به

حضور امام برساند

. آنچه دولت را از دعوت از قذافی و جلود باز می داشت معمای ناپدید شدن امام موسی

صدر بود که در دیدار جلود با امام هم مطرح شد

. جلود وعده داد که اسناد و مدارک دولت لیبی را به ایران تحویل دهد

( یکشنبه 16 اردیبهشت ماه 1358 )

- نرخ پیکان در یک ترقی ناگهانی به 60 هزار تومان رسید

. نرخ رسمی 44 هزار تومان است

( چهارشنبه 19 اردیبهشت ماه 1358 )

- شبهای شعر انقلاب اسلامی از فردا در حسینیه ی ارشاد برپا می شود و شاعران

مسلمان سید علی خامنه ایی " علی موسوی گرمارودی " حمید سبزواری "

طاهره صفارزاده " فخرالدین حجازی " زهرا رهنورد " معلم " فضل الله صلواتی " زورق "

طه حجازی و سپیده کاشانی در آن همراه با شاعرانی از کشورهای فلسطینی و

آفریقایی و افغان و عرب شرکت خواهند کرد

                                                             << پایان قسمت پانزدهم >>

<< عکسها >> :

<< آیت الله طالقانی >>

<< >>

<< داریوش فروهر >>

<< >>

<< حجت الاسلام شجونی >>

<< >>

<< شمس پهلوی >>

<< >>

<< محمد منتظری >>

<< >>

<< آیت الله منتظری >>

<< >>

<< عبدالسلام جلود >>

<< >>

<< امام خمینی >>

<< >>

<< معمر قذافی >>

<< >>

<< امام موسی صدر >>

<< >>

<< آیت الله خامنه یی >>

<< >>

<< علی موسوی گرمارودی >>

<< >>

<< حمید سبزواری >>

<< >>

<< طاهره صفارزاده >>

<< >>

<< فخرالدین حجازی >>

<< >>

<< زهرا رهنورد >>

<< >>

<< علی معلم >>

<< >>

<< فضل الله صلواتی >>

<< >>

<< طه حجازی >>

<< >>

<< سپیده کاشانی >>

<< >>

 

لینک
۱۳۸٩/۱۱/۱ - مجید