<< ۲۲ >>   

. الف .

<< چند خبر سگی ! >>

<< >>

<< اهدای دندان طلا به سگ وفادار >>

. دندانپزشک <<بوسنيايی>> به خاطر قدردانی از سگ وفادار خود به او يک دندان

طلا اهدا کرد.

. <<ميلان وجنوديک>> گفت:

. سگ ۸ ماهه من دندان طلا را دوست دارد و کاملا متوجه ميشود که اين دندان

چيزی متفاوت از بقيه دندانهاست و به خاطر اينکه سگ بسيار وفادار و خاصی

است؛ اين دندان را به او هديه کردم.

. وی افزود:

. قرار دادن روکش طلا روی دندان سگش ۴ ساعت طول کشيد؛ اما او بی حرکت و

ارام نشست و تکان نخورد.

<< نکته >>:

. اقا به جون مادرمون! ما هم کاملا متوجه اييم که اين دندون متفاوته!

. ما هم وفادار و خاصيم!

. اقا به خدا اگه تا يه هفته هم طول بکشه؛ ما بی حرکت ميشينيم تا يه دندون

طلا به ماهم بچسبونی!!!

///////////////////////////////////////////////////////////

<< گشايش نانوايی مخصوص سگها در پاريس >>

. يک سر اشپز معروف در پاريس يک مغازه نانوايی مخصوص سگها را افتتاح کرد.

. <<شن مون>> در اين نانوايی؛ بيسکويتهايی از گوشت خوک به شکل گربه و

کلوچه هايی استخوانی شکل از خمير جگر غاز؛ چربی خوک و پياز و قارچ برای

سگها میپزد و همه اين نانها و کلوچه ها در همان مغازه پخته ميشود.

. وی ميگويد:

. روزانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ بيسکويت می پزيم و از بيرون نيز سفارشات قبول ميکنيم از

طعمهای مختلفی نيز برای پختن استفاده ميکنيم و سگها بسته به نوع ذائقه خود

يک طعم را انتخاب ميکنند.

<< توضيح >>:

. اقا! يکی بياد ما رو هم تحويل بگيره!

. بابا سرمو ميزنم به ديوارها ااااااااااااااااااااااااا!  ای خدا؟!

<< >>

. ب .

<< خبر >>:

. فوليک اسيد به نانها اضافه ميشود.

<< توضيح >>:

. قابل توجه همه!!:

. از فردا قيمت وايتکس تو سوپريهای محلات ميره بالا!!

. خودتون بقيه شو حدس بزنين!! برای غضنفر جماعت!! اسيد اسيده ديگه!!

. چه فرقی ميکنه؟!

<< >>

. پ .

<< السلام عليک يا فاطمه الزهرا ( س ) >>

<< >>

. به تو که گوهر ايمان و مرواريد عفاف در زندگی ات موج ميزند.

. به تو که يکتا پرستی و عشق به خدا و مردم خواهی و ارامش و امنيت و انسانها

برنامه زندگيت بود.

. به تو که همچون چشمه جوشان می جوشيدی و همانند افتاب بلند می تا بيدی

و سرافراز در فضيلت های انسانيت بودی به تو ای گوهر تابناک عصمت؛ امامت و

رسالت درود می فرستيم.

. ای مظهر انديشه و عرفان و ای سنبل حجاب و عصمت و ايمان ای کوه سرافراز

شکيبايی و ای سرچشمه دليل و حجت؛ ای برترين زن تاريخ بشر دختر شريفترين

شريفان و همسر مظلومترين مظلومان ای در درخشان کوثر پر بهای قران و مادر

پيشوايان ازادی سلام و درود بر تو باد؛ بر تو وفرزندانت و بر ان حجت حق که جهان

در انتظار اوست تا بيايد ومهر و عدالت بگستراند.

. درود و صلوات خدا بر تو باد.

. ت .

<< اظهار نظر نخبگان عالم درباره جام جهانی >>

<< >>

. زيدان :

<< >>

. به نظر من فوتبال ورزشی است که بايد در ان همه حرفها را داخل زمين زد؛ من

هم در مسابقه فينال همين کار را کردم.

. فقط از مردم دنيا يک سئوال کوچيک دارم.

. جون من کله رو حال کردين؟

. مايلی کهن :

<< >>

. جام جهانی المان باز هم ثابت کرد علم و دانش و تاکتيک هيچ نقشی در فوتبال

ندارند و اين غيرت و تعصب و اخلاق است که نتيجه بازی را تعيين می کند.

. اينجانب ضمن تقدير از عمل ازاد منشانه زين الدين زيدان؛ انتخاب خودم را احيانا و

خدای نکرده به سمت مربی گری تيم ملی ايران به همه استاد اسدی های عالم

تبريک می گويم!!

. علی دايی :

<< >>

. حضور فرانسه و ايتاليا در فينال جام جهانی نشان داد که هنوز هم اين بازيکنان

با تجربه هستند که سرنوشت سازند!

. البته من که قبلا در دور مقدماتی خودم اين را ثابت کرده بودم!

. برانکو :

<< >>

. ايشان يک چيزهايی گفت منتها چون چلنگر در دسترس نبود؛ نفهميديم.

. فقط چند بار نام هايی چون علی دايی؛ نصرتی و ميرزاپور را تکرار کرد.

. پکرمن :

<< >>

. من نميدانم به اين ايرانيها چه ربطی داشت که اين قدر سر تعويض های بازی

ارژانتين- المان به من فحش دادند!

. تيم کشورمه؛ عشقم بود اين جوری تعويض کنم!

. شما اگه بيل زن بوديد زمين خودتان را بيل می زديد!

. مارادونا :

<< >>

. اقا اين المانی ها موادشان حرف ندارد!

. اين يک ماهه حظ کرديم !

. از شما چه پنهان يک کمی هم با خودمان اورديم بوينس ايرس!

. جورج بوش :

<< >>

. جام جهانی راگبی خيلی خوبی بود!

. به خصوص بازی ايران- انگولا خيلی چسبيد!

. غلام حسين الهام :

<< >>

. در رابطه با بحث گرانی شما دقت کنيد بليت بازيهای جام جهانی در بازار سياه

المان ۲۵۰۰ دلار به فروش ميرسيد.

. در حالی که ما اينجا بليت بازی نوژن ساری- پرسپوليس را ۷۵۰ تومان فروختيم

که همه مشتری شوند!

. ابو مصعب زرقاوی :

<< >>

. حيف که من قبل از جام جهانی موردم!

. ث .

<< انتخابهای من از جام جهانی >>

<< >>

. بهترين بازی :

. بدون هيچ ترديدی؛ پرتغال - هلند.

. ملغمه ايی از هيجان؛ اضطراب؛ مبارزه ايی تمام عيار؛ غيرت؛ شهامت و........

. بدون لوس بازيهای رايج و به دور از اطوارهايی که بيشتر به درد تنيس می خورد تا

فوتبال.

. يک مبارزه تا سر حد امکان.

. در اين موضوع شک نکنيد.

. منفورترين بازيکن :

. ماتراتزی ايتاليايی.

. به خاطر فحاشی اش به زيدان.

. به خاطر اينکه بسياری از بازيکنان بزرگ دنيا را با مصدوم کردنشان از بازی خارج

کرده و اين بار با فحاشی اش به زيدان و ايجاد مصدوميت روحی اين کار را کرد.

. به خاطر خالکوبی های احمقانه دستش که حتی از متلک فردوسی پور هم

بی نصيب نماند.

. به خاطر.....

. حالمان را به هم می زند ولش کنيد.

. بدترين بازی :

. سوئد - ترينيداد و توباگو.

. البته بخش عمده ايی از خاطره تلخ اين بازی به گزارش عليفر بر ميگردد که هر

سه دقيقه يک بار می گفت سوئدی ها بايد خجالت بکشند؛ بی شرمان سوئدی

بايد شرمنده شوند که گل نمی زنند و ......

. راستی صدا و سيما بر چه اساسی گزارشگر انتخاب می کند؟

. بهترين درگيری :

. ضمن تقدير از زيدان به خاطر کله باحالی که زد؛ جايزه بلورين بهترين درگيری را به

کتک کاری اخر بازی ارژانتين- المان اهدا می کنيم.

. جالب بود و تماشايی.

. ارامش در حضور ديگران ترين :

. گمان می شد علی دايی رقابت سختی با رونالدو داشته باشد؛ اما رونالدوی

نامرد بعد از بازی اول؛ خوب شد و سه گل هم زد.

. به هر حال دايی نمونه کامل يک جنتلمن بود که وسط زمين قدم ميزد و ارامش

خود را در حضور اين همه ادم پيرامونش به خوبی حفظ ميکرد.

. پر جرات ترين :

. ضمن تقدير از شهامت بی پايان برانکو ايوانکوويچ؛ اين جايزه به زيدان اهدا ميشود.

. خدا وکيلی جرات می خواهد که در بازی فينال جام؛ پشت پنالتی ايی ايستاده

باشی که ميتواند اولين گل بازی باشد؛ مقابلت هم بوفون باشد و......

. تو چیپ بزنی؟!

. نه زيدان چيزی ورای جرات داشت!

. پاسخ تماشاگرترين :

. عجيب ترين شيوه پاسخ به صحبت های تماشاگران را گنارو گاتوزو داد.

. او در پايان بازی فينال شورت ورزشی اش را دراورد و به سوی تماشاگران پرتاب

کرد.

. ما از هر گونه توضيح اضافه ايی معذوريم.

. ج .

<< برای روز مادر >>

<< >>

. اهسته باز از بغل پله ها گذشت.

. در فکر اش و سبزی بيمار خويش بود.

. اما گرفته دور و برش هاله ايی سياه.

. او مرده است و باز پرستار حال ماست.

. در زندگی ما همه جا وول ميخورد.

. هر کنج خانه صحنه ايی از داستان اوست.

. در ختم خويش هم به سر کار خويش بود.

. بيچاره مادرم.

. هر روز ميگذشت از اين زير پله ها.

. اهسته تا به هم نزند خواب ناز من.

. امروز هم گذشت.

. در باز و بسته شد.

. با پشت خم از اين بغل کوچه می رود.

. چادر نماز فلفلی انداخته به سر.

. کفش چروک خورده و جوراب وصله دار.

. او فکر بچه هاست.

. هر جا شده هويج هم امروز می خرد.

. بيچاره پيرزن؛ همه برف است کوچه ها.

{ شعر از مرحوم استاد شهريار }

<< >>

. چ .

<< لگن توی راه است >>

<< >>

. لگن در راه است.

. مايه دارها منتظر باشند.

. البته الان هم همه چيز اماده است.

. ولی اساتيد هنوز سر قيمت نهايی توی سر هم ميزنند.

. توافق که حاصل شد؛ لگن ها را ميريزند توی خيابان؛ اين قدر که همين ۴ تا

تقاطع باقی مانده از پايتخت هم بند بيايد.

. قيمت ال- ۹۰ در قرار داد ان ۶۷۵۰ يورو در مدل پايه تعيين شده؛ ولی اين جا به

خاطر دستکاری ماشين؛ احتمالا گران تر می شود.

. دستکاری که گفتيم؛ به معنای عوض کردن موتور اين خودرو با موتور زانتيا؛

جا به جايی اتاق با rd و بالانس چرخها با استاندارد pk است.

. الان ايران خودرو؛ سايپا و رنو در حال جر و بحث سر معجون ال -۹۰ هستند و به

محض اين که نرخ اين ماشين معلوم شود يعنی حدود يک ماه ديگر ال-۹۰ وارد بازار

ميشود.

. ميگويند قيمت ان عمرا زير ۸ ميليون نيست؛ چون اگر باشد؛ تعادل بازار ايران را به

هم ميريزد و خودرو سازهای وطنی نابود ميشوند.

. نام ديگر ال-۹۰ لوگان است که برگردان اين لغت گنگ فرانسوی به فارسی؛

ميشود:

. لگن.

. ح .

<< رسالت ازاد شد >>

<< >>

. اقا تبريک !

. بالاخره رسيدند ان طرف!

. بعد از اين همه سال سوراخ کردن؛ بالاخره به يک نتيجه ايی رسيدند.

. يعنی يکی پيدا شد که دنبال کار را بگيرد تا تمام شود.

. يک بنده خدايی ميگفت کلنگش را ۸ سال قبل در زمان يکی از شهرداران مرحوم

زده اند.

. به هر حال؛ خدا را شکر که رسيدند ان طرف شهر.

. تونل رسالت را می گوييم.

. تونلی که شرق و غرب پايتخت را به هم وصل ميکند.

. حالا ديگر ميشود بدون ماندن در ترافيک غرب به شرق همت؛ راحت رفت توی

تونل و هم سياحتی کرد و هم سه سوته رسيد به رسالت.

. ما جوانان هم که ميدانيد از تونل خيلی خوشمان می ايد.

. همچين که واردش ميشويم؛ شروع ميکنيم به بوق زدن و جيغ کشيدن و ويراژ

دادن.

. وای که چه حالی ميدهد.

. خصوصا اگر سوار موتور باشی و دو سه نفر هم ترکت باشند.

. نه؟

. خ .

<< محرمانه بوينس ايرس >>

. از:

. خوزه نستور پکرمن.

. به:

. داريوش خان مصطفوی.

. موضوع:

. عرض ارادت و جان نثاری.

. اقای مصطفوی عزيزم سلام و عليکم.

. در روزهای اخير در اخبار ورزشی و اينترنت از قول شما مطالبی خواندم که موجب

افتخار و سرافرازی من پيش خانواده و در و همسايه بود.

. اين که شما من را لايق مربيگری در ايران ميدانيد؛ موجب مزيد امتنان و نشان

دهنده روح و شخصيت والای شماست.

. اين کمترين؛ خود را لايق اين همه محبت نمی داند و حتی اگر اجازه بدهيد که

بيايم توی دفتر شما و در اين گرمای تموز؛ شما را باد بزنم؛ عمرم کيلومتر نخواهد

انداخت.

. برای من چه افتخاری بالاتر از اين که حاجی مايلی کهن که يک چهره برجسته در

دنيای فوتبال است؛ سکان تيم ملی ايران را در دست داشته باشد و من زير

دستش باشم.

. اگر فرصت خدمت در دوران شما نصيب من شود؛ حتی حاضرم برای تيم؛ کلمن

بياورم و يک ليوان اب دست اين بچه ها بدهم.

. من منتظرم شما لب بترکانيد تا من درخواست حضرت عالی را لبيک گفته و به

صورت سينه خيز بيايم خودم را به پايتان بيندازم.

. شعر:

. نمک در نمکدان شوری ندارد؛ دل من طاقت دوری ندارد.

. اگر نظر لطفی به من بکنيد و ان اسکولاری بی کلاس و جواد را بی خيال شويد؛

خودم حاضرم تا اخر عمر نوکری تان را بکنم.

. خاک پای فوتبال ايران؛ خوزه نستور پکرمن.

<< >>

. د .

<< اسرائيل باد می کارد و توفان درو ميکند ! >>

<< >>

. تحولات خاور ميانه به سطحی خطرناک رسيده است.

. طرفهای درگير در منازعه موجود شايد به زودی حتی توان مهار و کنترل بحران

ايجاد شده را نيز از دست بدهند.

. حمله گسترده و وحشيانه رژيم صهيونيستی به غزه و سپس لبنان و تهديد

کشور سوريه به انجام عمليات گسترده نظامی و برخی اظهارات که از سوی

مقامات انگليسی؛ امريکايی و اسرائيلی در خصوص نقش ايران در اين تحولات

مطرح شده سطح نگرانی ها را در جهان به سرعت افزايش داده است.

. اقدام حزب الله لبنان در غرق کردن ناو شکن جنگی اسرائيل؛ از انجا که به

پرستيژ و هيمنه اسرائيل لطمه زده و موشک باران موثر حزب الله در نا امن جلوه

دادن سپر امنيتی و نظامی ارتش اسرائيل و گسترش ان به شهرهای استراتژيک

حيفا و عکا؛ اسرائيل و متحدانش را با شرايط جديدی رو به رو ساخته که تاکنون

ان را تجربه نکرده بودند.

. اسرائيل همواره نان جنگهای گذشته با دولتهای ضعيف عربی را خورده است.

. حمايتهای سياسی؛ اقتصادی و نظامی امريکا و لابی های پيدا و پنهان دولتهای

قدرتمند جهان در کنار ضعف ديپلماسی؛ اختلاف و پراکندگی کشورهای عربی و

ناتوانی سازمانهای فلسطينی در بسيج امکانات تمام جهان اسلام؛ اسرائيل را در

چنبره ايی وهم گونه از توانايی غير شکننده قرار داده بود.

. اما اينک جهان و کشورهای عربی شاهدند که يک بار ديگر نه يک ارتش منسجم

 و نه يک دولت مستقر عربی بلکه يک سازمان سياسی - نظامی به نام حزب الله

برای دومين بار در حال تحميل شکستی تحقير اميز برای اسرائيل است.

. بار اول پذيرش عقب نشينی از جنوب لبنان و در اين مرحله وارد شدن به جنگی

تمام عيار که اثار بسيار زيانباری برای رژيم اسرائيل خواهد داشت.

. اکنون تل اويو در اماده باش کامل است؛ نزديک به يک ميليون نفر از شهروندان

درون پناهگاهها مستقر شده اند.

. سيل مهاجرت به نقاط دور دست اغاز شده است.

. حزب الله اعلام کرده با حملات موشکی و دريايی مراکز صنعتی؛ نفتی؛

پالايشگاهها و مراکز نظامی را هدف قرار خواهد داد.

. رژيم نافرمانی که حاضر به پذيرش هيچ گونه مذاکره ايی نبود؛ ديروز اعلام کرد

چنانچه حزب الله به حملات خود خاتمه دهد؛ اتش بس را اعمال می کند!

. در چنين فضايی سخن از حمله نظامی به سوريه بيشتر به يک شوخی شبيه

است.

. چنانچه چنين اتفاقی روی دهد؛ شرايط برای اسرائيل بسيار بغرنج خواهد شد

زيرا بديهی است اسرائيل قادر به حمله نظامی به سوريه است؛ اما قادر به کنترل

عواقب ان نخواهد بود.

. در اين ميان اظهارات مقامات امريکايی جای عبرت دارد.

. ايالات متحده خود را پرچمدار تحقق دموکراسی در منطقه خاور ميانه ميداند.

. اين حکومت جنگهای افغانستان و عراق را به بهانه تحقق مردم سالاری سامان

داده اما نميتواند به اين پرسش پاسخ دهد که چرا با انتخابات فلسطين رياکارانه

برخورد نموده است؟

. مگر امريکا معتقد به تشکيل دولت مستقل فلسطينی نميباشد؟

. مگر در <<نقشه راه>> جورج بوش نبايد انتخابات دموکراتيک برگزار ميشد؟

. حال چه شده که با انجام يک انتخابات ازاد و پيروزی حماس و تشکيل دولت

مستقل فلسطينی؛ امريکا و متحدانش بيشترين فشار را بر حماس وارد ساختند؟

. ايا اين رفتار امريکا خردمندانه و منطقی بود؟

. ايا اگر امريکا حقيقتا به دنبال تحقق دموکراسی و رفع تنش از منطقه است؛ بايد

حماس را تشويق و حمايت ميکرد تا هرچه بيشتر به سمت اتخاذ روش های

منطقی سوق يابد؛ يا در نتيجه رفتار امريکا و اسرائيل مجددا به فاز نظامی برگردد؟

. مسئول اين وضعيت کيست؟

. از سوی ديگر اسرائيل تا کجا ميخواهد به اقدامات غير مسئولانه خود تداوم دهد.

. مسئله ديگر ان است که چنانچه اسرائيل به دنبال شرارت نميباشد؛ بايد خود

کنترل کننده بحران باشد؛ نه انکه دست به ماجراجويی های بيشتری بزند.

. امروز که نه يک ارتش منسجم و نه يک دولت مستقر عربی؛ بلکه يک سازمان

ازاديبخش توان ارتش اسرائيل را به چالش کشيده؛ تداوم وضعيت موجود ديگر

دولتهای عربی را به اين حقيقت رهنمون ميکند که ظاهرا عدم شکست ناپذيری

اسرائيل به پايان رسيده است.

. ايا اسرائيل شيشه عمر خود را در معرض باد قرار داده است؟

. ذ .

. احمدی نژاد:

. اسرائيل به روغن سوزی و خرج افتاده است.

<< >>

<< توضيح >>:

. بهتره حالا که تو خرج افتاده بفرستيمش تو نمايندگيهای ايران خودرو تا سيستم

سوخت رسانی اش رو هم اصلاح کنند تا کاملا اتيش بگيره و خيال همه رو راحت

کنه!!

. ر .

<< معمای راکتهای حزب الله >>

<< >>

. الشرق الاوسط؛ روزنامه عرب زبان؛ روز گذشته مدعی شد که ايران در فاصله

سالهای ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۵؛ بيش از ۱۱۵۰۰ موشک و راکت به حزب الله داده است.

. اين نشريه که گزارش خود را مبتنی بر اظهارات يک مقام نظامی ايرانی ( مطابق

معمول بدون ذکر نام ) کرده بود؛ در ادامه باز هم مدعی ميشود که حزب الله اکنون

موشکهای فجر ( با برد ۱۰۰ کيلومتر )؛ ايران ۱۳۰ ( با برد ۹۰-۱۱۰ کيلومتر )؛

شاهين ( با برد ۱۵۰ کيلومتر ) و راکتهای ۳۵۵ ميليمتری ( با برد ۱۵۰ کيلومتر ) در

اختيار دارد.

. حميد رضا اصفی سخنگوی وزارت خارجه ايران اما اين ادعا ها را رد کرده است.

. اسرائيل هم زمان ادعا کرده است که يکصد نيروی يگان های ويژه سپاه

پاسداران ايران در لبنان بوده و در شليک موشکهای کنترل شده توسط رادار کمک

ميکنند.

. اسرائيل ادعا ميکند اين موشک ايرانی c- 802  بوده که باعث غرق ناوچه نظامی

اين رژيم در سواحل لبنان شده است.

. ز .

<< مسلمانان حاضر در جام جهانی >>

<< >>

. خالد بولاهروز / هلند.

. رامی شعبان / سوئد.

. اوون هارگريوز / انگليس.

. گفته ميشود که او هم مسلمان است.

. البته در اين زمينه خبر موثقی منتشر نشده و در حد شابعه است.

. زلاتان ابراهيموويچ / سوئد.

. زين الدين زيدان / فرانسه.

. حبيب کولوتوره / ساحل عاج.

. سولی علی مونتاری / غنا.

. مصطفی ساليفو / توگو.

. فرد / برزيل.

. لی وون جائه / کره جنوبی.

. دروازه بان با سابقه و درخشان تيم ملی کره هم اخيرا به اسلام گرويده و خود

اين خبر را تائييد کرده است.

. روبين ون پرسی / هلند.

. مهاجم درخشان تيم ملی هلند در دوران نوجوانی به دليل دوستی با يک روحانی

مراکشی با اسلام اشنا شده و سالهاست که دين اسلام را انتخاب کرده است.

. هاکان و مورات ياکين / سوئيس.

. فرانک ريبری / فرانسه.

. ريبری که مدتی را در تيم گالاتاسرای گذرانده بود؛ در ان جا با اسلام اشنا شد.

. انتخاب همسری مراکشی هم تاثيری به سزا داشت تا او سرانجام قبل از اغاز

جام جهانی مسلمان شود.

. خبر گرويدن او به اسلام تا مدتی شايعه تلقی شد تا اين که او در بازی نخست

تيم ملی فرانسه مقابل سوئيس دو دستش را به سوی اسمان بلند کرد که مهر

تائيدی بر اسلام اوردن او بود.

. او بعدتر اين خبر را خود نيز تائيد کرد و بارها در زمين مسابقه دعا و شکر گزاريش

را ديديم.

. يحيی توره- ارونا کونه و عبدالقادر کيتا / ساحل عاج.

. رازاک پيمپونگ- عيسی احمد- هامينو درامانی و حبيب محمد / غنا.

. قادر محمد- کريم گوئده / توگو.

. ساير بازيکنان:

. نيکولاس ( بلال ) انلکا و فردريک کانوته از فرانسه و مالی.

. مهمت شول از المان.

. برونو متسو و فيليپ تروسيه مربيان مشهور مسلمان.

. البته اين ليست بدون در نظر گرفتن سه تيم مسلمان ايران و عربستان و تونس

بود.

 

لینک
۱۳۸٥/٤/٢٧ - مجید

   << ۲۱ >>   

.الف .

<< کمی قلقلک >>

<< >>

( پرايد )

. يه روز غضنفر چراغ جادو پيدا ميکنه وقتی غول بيرون مياد ميگه ۳ ارزو کن غضنفر

ميگه:

. ۱- پرايد ۲- پرايد ۳- پرايد غول میپرسه چرا؟

. ميگه ميخوام بفروشم يه پژو بخرم.

( قفل فرمان )

. به غضنفر ميگن نظرت درباره قفل فرمون چيه ميگه چيز؛ خوبيه فقط سر پيچا

اذيت ميکنه.

( پرش )

. غضنفر از خواب میپره پاش ميشکنه.

( مسافر کش )

. يه غضنفر توی مسابقه رالی مسافر کشی ميکنه!!!

( دزدی )

. يه روز غضنفر پاش خواب ميره جورابشو ميدزدند.

( اخر دنيا )

. غضنفر ميره تو کوچه بن بست فکر ميکنه اخر دنياست خودکشی ميکنه.

( نوشابه )

. غضنفر عينک افتابی ميزنه ميره دريا ميگه وای چقدر نوشابه.

( جيب بری )

. يه روز بچه يه کانگورو گم ميشه ميره سر کوچه داد ميزنه جيبمو زدن.

( برگشت )

. به يه غضنفر ميگن کجا ميری؟

. ميگه هيچ جا دارم بر می گردم!

( پل )

. به غضنفر ميگن چرا رو رودخانه پل ميسازند ميگه برای اينکه قايقها از زير اون رد

بشن.

( خمير دندان )

. به غضنفر ميگن يه اگهی تبليغاتی برای خمير دندون پونه بساز ميگه:

. خمير دندون پونه چشما رو نميسوزونه.......

. ب .

<< زمان مبداء >>

- الو فدراسيون تنيس.

. شما ساعت دقيق فينال اوپن پاريس رو ميدونيد؟

. بله؛ دقيقا همزمان با مسابقه ايران و مکزيک.

- استاد مرحله دوم ازمون پزشکی کی برگزار ميشه؟

. فکر کنم روز بازی رده بندی جام جهانی باشه.

- اختر جون؛ عروس دوم انسيه اينا کی فارغ ميشه؟

. چی بگم صغرا خانوم؛ خودش ميگه تو فينال جامب! جهانی.

. فکر کنم يعنی يه بيمارستان خوب خارجی.

- محل برگزاری سمينار فلاسفه نو افلاطونی کجاست؟

. مکان هنوز اعلام نشده اما زمان برگزاری اش يک هفته پس از جام جهانی خواهد

بود.

- اقای راننده اين تاکسی مترها بالاخره از چه زمانی رسميت پيدا ميکنند؟

. درست بعد از جام جهانی.

- فرانتس کافکا کی به دنيا امد؟

. ۱۱۳ سال قبل از ان که پاول ندود مجددا به تيم ملی جمهوری چک برگردد.

- جناب بازپرس؛ اين متهم در چه تاريخی مرتکب قتل شد؟

. بين دو نيمه بازی سوئيس با توگو.

. ای بابا! يعنی در رختکن؟

. نه قتل در حمام انجام شده!

<< >>

. پ .

<< يک سرويس جديد موبايل >>

<< >>

. به به از اين عصر ارتباطات.

. ای ول اينترنت.

. زنده باد موبايل.

. پاينده باد mms! ها؟ چي؟ mms؟

. بله شبيه sms است.

. اصلا يک چيزی است در همان اندازه وسوسه کننده! sms را ديدي؟

. تصويری اش! معلوم است که در دنيايی که سالی سه تا فيلم ماتريکس ميسازند

؛ قابليت فرستادن صوت و تصوير از طريق موبايل هم امکان پذير شود.

. ان هم در ايران.

. در جايی که هنوز بايد message هايت را دوبار بفرستی تا يکی اش برسه به

دست طرف.

. در کشور عزيزی که هنوز زير درختهای خيابانهای پايتخت اش موبايل انتن نميدهد

و هم چنان بايد دو سه بار صدای ان خانم محترم را بشنوی که اصلا به ادم مهلت

نميدهد سلام کند:

<< شماره مورد نظر در شبکه موجود نميباشد >>

. به هر حال رئيس شرکت مخابرات ميگويد ۸۰ در صد شبکه فعلی مخابرات مثل

اب خوردن سرويس mms را ساپورت ميکند و فقط مانده ان ۲۰ درصد که ان هم

دو سه روز بيشتر کار ندارد.

. ولی نميدانيم چه سری است که اين کار حداقل يکسالی طول خواهد کشيد.

. گير ندهيد؛ بياييد خوشبين باشيد.

. الان سال ۲۰۱۰ ميلادی است و قابليت mms  سه سال است که راه افتاده.

. بازی ايران و جزاير سی شل در دور مقدماتی جام جهانی است .

. سی دقيقه از بازی گذشته و مدام mms هايی با تصوير و صدای علی دايی به

دستمان ميرسد!

. ت .

<< قابهايی از المان >>

<< >>

- دوربين های تلويزيونی بد وقتی صورت پسر را در قاب خود گرفتند؛ کودک طرفدار

تيم توگو بود و اين را ميشد از رنگ پرچمی که روی صورتش کشيده بود فهميد؛

تيم محبوبش يک گل بد خورد و دوربين ها همان لحظه صورت او را در کادر گرفتند

که با مخلوطی از معصوميت و حسرت دستش را بر صورتش کوبيد......

. حتی عادل هم وقتی اين صحنه پخش شد گفت:

. مطمئن باشيد که تصوير اين بچه مدتها ارم برنامه های ورزش جهان خواهد بود.

- بازی ايران- مکزيک که تمام شد؛ دوربين ها؛ البته دوربين های المانی؛ يک زن و

مرد را در تصوير گرفتند؛ مرد سعی ميکرد زن را ارام کند؛ مرد مکزيکی بود و يک

کلاه مکزيکی سرش بود؛ زن ايرانی بود و پيراهن تيم ملی تنش بود و زار زار گريه

ميکرد؛ يک زن و شوهر!

. يکی گريان يکی خندان؛ يکی برده بود يکی باخته بود؛ انی که برده بود سعی

ميکرد دلداری دهد؛ دوربين چند ثانيه ايی روی انها مکث کرد و رفت....

- يک عکس از خبرگزاری شن هوای چين:

. مردی رو به روی يک تلويزيون نشسته است و دارد مسابقه فوتبال تماشا ميکند؛

. در پس زمينه تصوير انگار چيزی دارد ميسوزد......

. شرح عکس:

. مرد چينی؛ به ميان شعله های اتش رفت ( خانه اش اتش گرفته بود )  تا

تلويزيونش را بيرون بياورد و بقيه مسابقه تيمهای ايتاليا و امريکا را تماشا کند؛ او در

حالی که خانه اش هم چنان ميسوخت بقيه بازی را تماشا کرد.

- ان دو تا کنار هم نشسته اند؛ اولی دستش را گرفته زير چانه اش و زل زده به

زمين؛ دومی را اصلا نميشود ديد.

. پرچم ايران را کشيده روی سرش؛ معلوم نيست ان زير چه حالی دارد؛ دوربين ها

که عقب ميکشد معلوم ميشود يک دو ساعتی هست که همه رفته اند اما انها

مانده اند و چند رفتگر که دارند استاديوم را تميز ميکنند؛.........

. ايران حذف شده است؛ با باخت به پرتغال حذف قطعی ميشود......

- بازی در حساس ترين لحظات خود است؛ دو تيم نه نفره هستند بازی هم يک به

هيچ است؛ بازی که کلی بزن بزن و درگيری داشته؛ همه در هول و هراس هستند

؛ ناگهان دوربين ها کنار زمين را نشان ميدهند؛ سه اخراجی انجا تنگ هم

نشسته اند و بازی را با هم تماشا ميکنند:

. دکو؛ ون بومل و جيو؛ سه بارسلونايی دوستانه کنار هم نشسته اند؛ انگار نه

انگار که درون زمين ان همه بزن بزن بوده.......

. ث .

. فيليپ اسکولاری سرمربی پرتغال از همان روی نيمکت دل همه را برد.

<< >>

<< مربی دوست داشتنی من! >>

. ج .

<< همه عليه فدراسيون فوتبال >>

<< >>

. ای بابا.

. حالا يک کاری است که شده.

. تيم ملی در المان اوت شده که شده.

. پدر جان؛ ارژانتين هم اوت شد.

. اين همه دنگ و فنگ ندارد که.

. ميگويند درخت که می افتد؛ فوری چند تا تبر زن پيدا ميشوند.

. ( اين جمله در هفته های اخير؛ چند ميليون بار گفته شده.

. اما فکر کرديم شايد هنوز هم عزيزانی باشند که نشنيده اند! )

. ماجرای فدراسيون فوتبال هم همين است.

. حالا از ان طرف؛ سخنگوی دولت؛ اقای دکتر الهام؛ دکتر دادکان را می رنجاند و

ميگويد ادبياتش پسنديده نيست.

. از ان يکی طرف هم سازمان تربيت بدنی؛ تيم بازرسی اش را در فدراسيون

فوتبال مستقر کرده تا به شکايات و تخلفات رسيدگی شود.

. قربان شکل ماهتان بروم؛ خودتان را دردسر ميدهيد.

. چه تخلفی؛ چه شکايتی؛ چه کشکي؟

. حالا که ديگر تمام شده رفته.

. بالاخره تيمی بوده و چند ميليارد هزينه اش شده.

. به خاطر ضايع بازی بعضی از دشمنان که نميخواستند ما نتيجه بگيريم؛ باخته اييم

. اين که ديگر النگ و دولنگ و بگير و ببند و بسته پيشنهادی و اين حرفها ندارد.

. يک چند ميلياردی هزينه شده؛ چند صد نفر رفته اند المان دوری زده اند و هوايی

خورده اند.

. نوش جانشان.

. اين همه تلاش و کوشش ميکنند؛ عرق ميريزند؛ چهار روز هم بروند اب معدنی

گاز دار که گازش تخليه شده بخورند.

. ما و شما نداريم که.

. بالاخره سفره ايی پهن بوده و دوستان هم ماشاء الله اشتهايی داشته اند.

. اين قدر گير ندهيد.

. اين کارها را با رفتگان نکنيد.

. خوبيت ندارد بابام جان.

. دنيا دو روز بيشتر نيست که اين کارها را ميکنيد.

. يک وقت برای بعدی ها عبرت ميشود ها!

. يک وقت فوتبال مملکت درست ميشود ها!

. چ .

<< حسين شاکی است >>

<< >>

. اين قدر حسين را اذيت کردند تا بالاخره جيغش در امد.

. خب حق دارد.

. او هم ظرفيتی دارد.

. به هيکل که نيست.

. هر چقدر هم گنده باشی؛ وقتی اين قدر توقع دارند و نق ميزنند؛ يک روز کم

می اوری.

. حالا حکايت حسين است.

. هی گفتند رکورد بزن؛ هی گفتند چرا وزنه سنگين تر نميزني؟

. ادمهايی که خودشان کپسول گاز را نميتوانستند ۲ متر جا به جا کنند؛ ادم هايی

که برای يک کيسه برنج ۱۰ کيلويی تاکسی دربست ميگرفتند؛ به حسين ميگفتند:

. << چرا ۴۷۰؟ برو واسه ۴۸۰ >>

. ميگفتند:

. << ۵۰۰ کيلو کمه؛ حمله کن به يک تن >>

. انگار وزنه؛ علف خرس است.

. يا وزنه زدن همين طور هلو بيا برو تو گلو است.

. خوب شد؟

. حالا حسين قات زده و ميگويد:

. << هی ميگفتند رضا زاده ضعيف شده؛ خسته شده و خيلی حرفهای ديگر >>

. اين تمرينات قبل از صبحانه ما را نميبينند.

. از ساعت ۸ صبح چند تن وزنه را بلند ميکنيم.

. در هوای شرجی شمال.

. اين همه زحمت ميکشيم کسی نميبيند.

. ای قربان ان قد و بالايت بروم؛ يک کم يواش تر.

. اين همه فشار نياور.

. ما به ان يال و کوپال احتياج داريم.

. ان شکم گرد و قلمبه؛ همه عشق و افتخار ماست.

. بعد هم رضازاده گفته:

. << کارشناسان پس از المپيک سيدنی؛ اعتقاد داشتند من توانايی رسيدن به

رکورد ۵۰۰ کيلوگرم را دارم که خودم اين طور فکر نميکنم.

. رسيدن به اين رکورد؛ سخت است و فکر نميکنم ديگر بتوانم به اين رکورد برسم

>>

. حسين جان فدای سرت.

. نرسيدی هم نرسيدی.

. زور نزن بابام جان.

. يکهو نزنی ان کمر را ناسور کنی.

. تو زحمت خودت را کشيده ايی.

. اگر جای اين وزنه ها هندوانه بالا می انداختی تا الان ميليونر شده بودی.

. اگر چه حالايش هم توی قلب مايی و ميلياردری!

. ولی بی خيال.

. ما رکورد نخواستيم.

. فکر سلامتی ات باش؛ تپل مپل همه ملت.

. ح .

<< با افتخار و به افتخار زين الدين زيدان بهترين بازيکن جام جهانی ۲۰۰۶

المان که به قيمت اخراج از مسابقه حاضر به قبول توهين به مسلمانان و

هم مذهبان خود نشد >>

<< >>

لینک
۱۳۸٥/٤/٢۱ - مجید

   << ۲۰ >>   

با سلام به همه دوستان خوبم.

. اين بيستمين مطلب و پايان يک دوره از مطالب اين وبلاگه و از پست بعدی مطالب

قبلی به ارشيو ميره.

. خواستم تو پايان اين بيست مطلب يه نظرخواهی از شما دوستانم داشته باشم که

اگه خواستين و وقت داشتين بهش جواب بدين:

۱- نظرتون درباره وبلاگم چيه؟ و چه پيشنهاد و انتقادی برای بهتر شدنش دارين؟

۲- از کدوم مطالب خوشتون اومده؟ يا برعکس بدتون اومده يا ناراحتتون کرده؟

. با جواب دادن به منم يه جورايی برای بهتر شدن وبلاگ کمک کردين.

. ممنونم..... مجيد.

. الف .

. << سعيد بوعقبه >>؛ نويسنده مشهور الجزايری؛ طی مقاله ايی در روزنامه

<< الشرق >> الجزاير نوشت:

. بايد از نژاد ايرانی برای اصلاح نژاد مردان عرب استفاده کرد.

. بوعقبه نوشته است:

. هنگامی که سخنان يک مسئول ايرانی در گفت و گو با رسانه های امريکايی را

شنيدم که گفت:

. امريکا بايد بپذيرد که ايران يک قدرت منطقه ايی است؛ از جا پريدم و فرياد زدم:

. << شيره >>

. احساس کردم؛ ايران همچون ابرقدرتها در حال استفاده از قدرت وتو است؛ چون

در حالی که جزو کشورهای شورای امنيت نيست؛ کاملا مانند رفتاری که چين ۳۵

سال پيش و قبل از سفر نيکسون به پکن و به رسميت شناختن اين کشور به

عنوان يک قدرت جهانی انجام داد؛ رفتار ميکند.

. وی افزود:

. وتو مانند ازادی؛ تنها با قدرت گرفته ميشود و به کسی اهدا نميشود و از طريق

خوش رقصی نيز به دست نمی ايد.

. ما ميتوانيم اينده نزديکی را تصور کنيم که بوش؛ شخصا به تهران برود تا قراردادی

مشابه انچه سی سال پيش نيکسون با مائو امضا کرد؛ با ايران ببندد.

. هم چنان ميگويم که نجات عرب؛ نيازمند اتفاقاتی است که حتما بايد از مصر اغاز

شود وان ضرورت محو اثار سنگين تسليم خواهی در برابر اسرائيل است که از

سال ۱۹۹۷ اغاز شد.

. راه واقعی رسيدن اعراب به حق وتو؛ همين است که ايران انجام ميدهد؛ نه مانند

انچه سادات گفت که << معانقه با اسرائيل؛ تا جايی که خفه شود >>

<< >>

. ب .

<< بيماران خاص >>

<< >>

۱- بيماری خاص به ان دسته از مريضی ها گفته ميشود که درمان انها زمان زياد و

هزينه فراوانی می طلبد و گاهی وقتها علاج پذير هم نيستند و بايد تا اخر عمر با

انها ساخت.

۲- بسياری از هم وطنان؛ که از قضا اکثريت انها از طبقات ضعيف و مستضعف به

شمار می ايند در زمره بيماران خاص قرار دارند و اين يعنی رنج يک يا چند عضو

بيمار در خانواده در کنار تحمل فقر يا بيکاری و.....

. بگذريم از اين که هزينه مداوای يک بيمار خاص سالانه ممکن است از ميليونها

تومان نيز تجاوز کند!

۳- درد بيمار خاص را وقتی لمس خواهی کرد که کودک خردسالت روی دستانت

در حال جان کندن باشد و تو با هزار درد سر و قرض و فروش لوازم خانه هزينه

درمانش را فراهم کرده باشی اما بيمارستانها به تو جواب رد بدهند و از اينجا به

انجا پاسکاری شوی تا بچه ات روی دستهايت جان بدهد و.....

۴- خيلی جدی عرض ميکنيم که خانواده بيماران خاص بدجوری جگر سوخته و

پريشانند!

. نفرينشان هم رد خور ندارد!

. اقايان مسئولين لااقل برای فرار از عواقب نفرين اين طفلکی ها هم که شده کار

بيماران خاص را راه بيندازند.

. پ .

<< زردينه ايی ديگر >>

. اين ۴ تير را بايد بدهند تعطيل عمومی کنند.

. اصلا بايد برای اين روز پرشکوه؛ جشن ميگرفتيم.

. مگر ما چه چيزمان از بقيه کمتر است؟

. ۴ تير چه خبر است؟

. واويلا! واغفلتا!

. روز تولد پوريا پور سرخ است ديگر.

. در همين راستا باز هم يک نشريه؛ عکس او را روی جلد رفته و تيترش اين است:

. << جشن تولد پوريا پور سرخ در اوج جام جهانی >>

. در مطلب کوتاهی که در اين باره نوشته شده؛ امده:

. << اين درست که فوتبال؛ همه چيز را تحت تاثير قرار داده؛ اما مردم؛ هيچ گاه

هنرمندان جوان کشورشان را فراموش نخواهند کرد؛ چرا که انان هميشه

پشتيبان ايران و تيم محبوب کشورشان هستند >>

. اگر شما هم از اين چند جمله سر در اورديد؛ به ما خبر بدهيد.

. چند صفحه بعد؛ به ۱۰۰ نکته خواندنی از فرزاد فرزين؛ خواننده پاپ ميرسيم که

واقعا جگر را خراش ميدهد:

. << او يک سگ به نام ميکی دارد.

. کمی مغرور است.

. اعتماد به نفس اش بالاست و اگر تحت فشار قرار بگيرد؛ گريه ميکند >>

. اخی !

. اين نشريه؛ ساعتی را هم پشت صحنه زندگی به شرط خنده؛ و در کنار

<<کارگردان قهار عرصه طنز>> بوده و از هر کدام از بازيگرها ۱۰ نکته خواندنی رو

کرده است.

. مثلا خشايار راد پدر و مادر و خواهر و برادر ندارد؛ يوسف تيموری ماکارونی و

لازانيا را خوب می پزد؛ رضا داوود نژاد خوابهای برفکی ميبيند و....

. روی جلد مجله نوشته شده:

. << عکسهای انچنانی از جام جهانی المان >>

. که کل عکسها؛ ۵ تا عکس سياه وسفيد است که اصلا هم انچنانی نيستند و

چند تا پسر ايرانی هستند که پرچم ايران دستشان است.

. البته روی جلد هم کنار عکس ژوبين؛ عکسی از يک تماشاگر مکزيکی قرار دارد

که نوشته:

. << چو ايران نباشد؛ تن من مباد >>

. لابد منظور اين بوده که ايران؛ مکزيک را به دور بعد رسانده و تماشاچی های

مکزيکی اين طوری قدر شناسی ميکنند!

<< >>

<< >>

<< >>

. ت .

. واقعا ديگر چه ميخواهيد؟

. تابستان امسالتان مثل باقلوا ميشود.

. اين قدر سرتان شلوغ ميشود که وقت نداريد به اوقات فراغت و چگونگی پر کردن

ان فکر کنيد.

. چه خبر است؟

. چرا اين قدر شلوغ ميکنيم؟

. معلوم است ديگر.

. جشنواره فيلم تابستانی از بهمن هاشمی و شبکه ۲ به شهرداری هم سرايت

کرده و قرار است صد تا فيلم را برای شما نشان بدهند.

. ان هم در فضای باز و زير اسمان پر ستاره تهران!

. به اين ترتيب؛ شما اول هر شب همراه با والدين؛ بند و بساط را پهن ميکنيد و

بعد از اين که يک حال اساسی به شکم مبارک داديد؛ به مخده تکيه ميدهيد و

بعد از چند تا اروغ فندقی و نوش جان کردن ديشلمه لب سوز لب دوز و لب ريز

مامان ساز به ديوار رو به روی پارک؛ خيره ميشويد و اخرين فيلم جيم جارموش يا

بهمن قبادی را به سمع و نظر مبارک ميرسانيد.

. بعد از ديدن فيلم هم در حالی که حسابی تحول پيدا کرده اييد؛ به سرعت به

خانه بر می گرديد و بدين ترتيب خيلی به تان خوش ميگذرد.

. فقط بی زحمت قبل از اينکه اين همه زجر بکشيد و اين همه وسيله را تا پارک

محل ببريد؛ يک زنگی به پايگاه تابستانی منطقه تان بزنيد تا دستتان بيايد کدام

پارک ها چی نشان ميدهد.

. البته امکان اين که اين طرح هم به دليل کمبود ديوار مسطح؛ ملغی شود وجود

دارد.

. ولی پيک نيک در فضای باز را عشق است؛ فيلم ديدنش زياد مهم نيست!

<< >>

. ث .

. << حسين کعبی در ليست خريد بولتون >>

. اين خبری بود که در روزهای گذشته در نشريات خوانديم.

. قيمت خريد کعبی را هم زده بودند دو ميليون پوند که ميشود به قرار سه ميليارد

و سيصد و هفتاد ميليون تومان.

. يعنی مفت!

. پول علف خرس است ديگر.

. حالا ما پيشنهاد ميکنيم برای ان که اين خارجی های بی همه چيز اموال ما را

اين طوری به تاراج نبرند؛ خودمان دست به کار شويم و در سايتهايی مثل ebay و

غيره اگهی بدهيم و بازيکنان و ديگر اعضای تيم ملی مان را با قيمتهای بالاتری به

حراج برسانيم.

. اگهی:

- يک عدد حسين کعبی برای سرکوب کردن هر گونه فيگو وغيره موجود است.

<< >>

- اکازيون:

. يک دروازه بان خوش قد و بالای خرم ابادی برای قالب کردن به تيم حريف و

خانه خراب کردن رقبا.

<< >>

- يک عدد کاپيتان تيم ملی با نفتکشی از تجربه و سابقه يک قرن گلزنی؛ اماده

برای هرگونه حمايت از سرمربی و رئيس فدراسيون.

. با گارانتی بدبخت شدن در جام های جهانی.

<< >>

. ج .

<< تخليه گاز در محل >>

. جام جهانی تمام شد.

. ما هم اميدواريم بتوانيم سر و ته قضيه را جمع کنيم و تمامش کنيم.

. اما ما واقعا از اين جام چی فهميديم؟

. ان جا چه خبر بود؟

. بخوانيد:

. << بعد از باخت مقابل مکزيک هيچ کس دل و دماغ نداشت....

. در بين راه يکی از مکزيکی ها که به شدت مست کرده بود؛ هم مست پيروزی و

هم مست چيزهای ديگر؛گريبان ما را ميگيرد و با زبان بی زبانی! کرکری ميخواند...

. تشنگی ازار دهنده ايی عذابمان ميدهد.

. به ماشين ميرسيم.

. راننده اتوبوس در ماشين اب دارد؛ اما حاضر نيست برای نوشيدن در اختيار ما

بگذارد.

. اما با دو يورو( نزديک به ۲۵۰۰ تومان )يک شيشه کوچک اب گازدار که اصلا قابل

خوردن نيست.

. تحويل ميدهد.

. به ناچار شروع به تخليه گاز ان ميکنيم! تا به نحوی عطش خود را بر طرف کنيم...

. متوجه ميشويم يکی از ليدرها دسته گل به اب داده و سه عدد پيراهن را قبل از

ان که حساب کند؛ از جلوی دستگاه عبور داده....... و او را به پليس اورده اند.....

سرانجام با کمک و وساطت يکی از همراهان با ۶۰۰ يورو جريمه از دست پليس

رها ميشود.....>>

. اين متن جذاب را فکر ميکنيد از کجا اورده ام؟

. اين قسمتی از سفرنامه سخنگوی محترم فدراسيون فوتبال است که ان را هر

روز در يک روزنامه ورزشی چاپ ميکند به اسم<<پشت در جام جهانی>>!

. خيلی خواندنی است.

<< >>

. چ .

<< از اليانز تا ازادی >>

<< نوشته ايی به قلم ارش راهبر- روزنامه شرق >>

<< >>

. بايد اعتراف کنم که وقتی در روز افتتاحيه جام جهانی شانس حضور بر روی

صندلی های ويژه بخش خبرنگاران ( media teribune ) در ورزشگاه تازه تاسيس

اليانز شهر مونيخ را يافتم فهميدم که ما شايسته صعود به مرحله يک هشتم

نهايی نيستيم.

. اگر قبول داشته باشيم که پيشرفت فوتبال نيازمند توسعه همه جانبه عناصر فنی

؛ تشکيلاتی و رسانه ايی است به راحتی ميتوانيد درک کنيد که ما هنوز در بخش

رسانه ايی در ورزشگاه هايمان بسيار ضعيف هستيم و وقتی روی يکی از

صندليهای راحت در ورزشگاههای المان بنشينيد؛ عمق فاجعه را در می يابيد.

. در ۱۲ ورزشگاه جام جهانی همه چيز برای کار خبری فراهم است.

. و تقريبا چيزی از چشم شما دور نمی ماند.

. خبرنگارهای مد روز راحت و پاکيزه سيم مخصوص تلفن را به مودم لپ تاب وصل

ميکنند و ميروند به فضای لا يتناهی اينترنت و حتی از همان ورزشگاه صفحه خود

در مجله يا روزنامه را ميبندند.

. عده ايی به شکل بی سيم ( wireless ) به شبکه جهانی متصل ميشوند و بابت

گير کردن احتمالی پاها به سيم و معيوب شدن کامپيوتر شخصی نگران نيستند.

. در کنار دست هر خبرنگار هم دو تلويزيون با صفحه عريض ( wide )  وجود دارد که

روی هشت کانال ان پخش مستقيم مسابقه؛ پخش مسابقه همزمان احتمالی؛

جدول لحظه به لحظه مسابقات و رده بندی تيم ها وامار و اطلاعات بازی و... وجود

دارد.

. نکته ديگر اين است که تصوير برداری مسابقات هم با کادر عريض و با زاويه ديد

وسيع تر انجام گرفته و حتی خبرنگاران را وسوسه ميکند که گاهی تماشای

مستقيم را ول کرده و چشم به صفحه تلويزيون بدوزند.

. در مرکز رسانه ايی استاديوم هم همه چيز برای تکميل کار فراهم است؛ اما از ان

دستگاه فاکس هندلی ورزشگاه ازادی خبری نيست و به همين دليل است که

خيلی از خبرنگاران ايرانی قيد نوشتن گزارش را زده اند و به ارسال اخبار از طريق

تلفن بسنده کردند؛ جويده جويده و با عجله.

. حالا در ورزشگاه ازادی مدرن ترين استاديوم ايران دو تلويزيون برفکی از دو طرف

جايگاه کوچک خبرنگاران اويزان است و بخشی از خبرنگاران هم مجبورند بازی را از

لا به لای نرده ها و شيشه قهوه ايی پيرامون جايگاه تماشا کنند.

. بعضی ها هم که شکستن تخمه افتابگردان و تخمه ژاپنی! را به نوشتن ترجيح

ميدهند.

. البته می شد رد پای ايرانی ها را در جايگاه خبرنگاران در جام جهانی ديد؛ پوست

تخمه ها نشان ميدادند که صندلی در اختيار کدام کشور بوده است.

. ح .

<< درباره سارا پولی بازيگر نقش سارا استنلی در سريال قصه های جزيره به

بهانه پخش مجدد ان >>

<< >>

. سارا پولی بازيگر؛ خواننده و کارگردان جوان کانادايی هشتم ژانويه سال ۱۹۷۹ در

تورنتو به دنيا امد.

. دايان پولی؛ مادر سارا وقتی که او نوجوان بود به علت ابتلا به سرطان درگذشت.

. سارا پولی با بازی در نقش سارا استنلی به چهره ايی مشهور تبديل شد

<< قصه های جزيره >> يا << سفر به اونلئا >> سارا را هم به شهرت و هم به

پول رساند تا جايی که مطبوعات کانادايی به او لقب << دلبند کانادا >> را دادند.

. پس از هفت سال سارا از دخالت شرکت ديسنی در متن سريال برای امريکايی

کردن ان خشمگين شد و تقاضا کرد که از سريال خارج شود.

. نويسندگان به ناچار مجموعه را به نحوی ادامه دادند که شخصيت سارا استنلی

برای تحصيل به فرانسه سفر کند و از سريال خارج شود.

. چندی نگذشت که ادامه ساخت سريال نيز متوقف شد اگر چه پولی در قسمت

اخر در نقش سارا استنلی بازی کرد.

. اظهار بی علاقگی سارا پولی برای بازی در سريال در ان سالها سر و صدای

زيادی در کانادا به پا کرد.

. دلزدگی او از شرکت ديسنی در اتفاقی در جريان جنگ خليج فارس ريشه داشت

؛ وقتی که او توسط شرکت ديسنی به جشن اهدای جوايز کودکان در واشينگتن

دی سی دعوت شد در حالی که ايالات متحده هنوز درگير جنگ خليج فارس بود

سارا پولی ۱۲ ساله در ان مراسم نشان صلح را به تن داشت.

. پس از درگيری با ديسنی؛ پولی تلاش بيشتری را معطوف فعاليتهای سياسی

چپ گرايانه اش کرد و عضو برجسته حزب دموکرات جديد شد و پيتر کورموس

نماينده مردم اونتاريو در مجلس؛ مرشد سياسی او محسوب شد.

. در سال ۱۹۹۵ چند تا از دندانهای سارا پولی در درگيری با پليس شکست.

. او در کويينز پارک تورنتو به اقدامات دولت محافظه کار محلی مايک هريس اعتراض

کرده بود.

. در سال ۲۰۰۶ اعلام شد که او اولين فيلم بلندش را کارگردانی ميکند.

. فيلم <<دور از او>> براساس داستان کوتاهی از اليس مونرو ساخته شد.

. ساراپولی که هم اکنون ۲۷ ساله است در سال ۲۰۰۳ با ديويد وارنسبی ازدواج

کرد.

. خ .

. اين که ميگويند قهرمانان ورزش بايد اسوه های اخلاق و جوانمردی باشند يعنی

اين.

. ادم کيف ميکند وقتی ميبيند اسطوره هايی مثل علی دايی و برانکو ايوانکوويچ

يعنی کاپيتان و سر مربی تيم ملی کشورمان اين قدر شخصيت برجسته ايی

دارند و اين قدر پوريای ولی وار با مردم برخورد ميکنند.

. انها ميتوانستند بعد از بازيهای جام جهانی و بعد از اين که مردم اين همه به انها

کم لطفی کردند؛ بيايند به ايران و انها هم به مردم کم لطفی کنند.

. ميتوانستند انها هم بيايند بنشينند عليه مردمsms درست کنند و اقوام ملت را

مورد بی احترامی قرار بدهند.

. اما نکردند.

. به جايش چه کار کردند؛ يکی شان در المان ماند يا شايد هم رفت کرواسی؛

يکی شان هم همراه همسرش رفت به ايالات متحده و لاس وگاس و اينها تا کمی

استراحت کنند و خشم خودشان را فرو بخورند و جواب مردم را ندهند.

. اقا ما هم تصميم گرفته اييم اگر يک وقتی مشکلی در وبلاگ ما پيش امد و

کسی از ما رنجيد؛ اگر افتضاحی به بار اورديم و خرابکاری کرديم؛ برای مدتی به

جزاير قناری برويم و از چشم شما دوستان دور باشيم.

. اصلا شايد رفتيم هاوايی.

. يک وقت هم ديديد دست همسرمان را گرفتيم و رفتيم ناميبيا تا مثل براد پيت و

انجلينا جولی در ان جا بتوانيم صاحب ورثه بشويم.

. خدا قسمت کند.

. ما هم يک سفری برويم؛ شما هم يک نفس راحتی از دست ما بکشيد.

. ببخشيد؛ ممکن است لطف کنيد کمی به ما بد و بيراه بگوئيد؟!

<< >>

<< >>

. د .

- تابستان ۳۲؛ يک خانه قديمی؛ خيابان مولوی.

. قصه شروع شد.

- گفتند:

<< سرباز متوسليان؛ چرا به عکس اعلی حضرت احترام نگذاشتي؟ >>

. گفت:

<< نکنه بايد برای عکسش معلق هم بزنيم >>

. دوباره افتاد انفرادی.

. از سربازی هم که در امد؛ باز سر ناسازگاری داشت.

. پنج ماه مهمان فلک الافلاک بود.

. ان موقع از قلعه تاريخی خرم اباد جای زندان استفاده ميکردند.

- زمستان ۱۳۵۸ بود.

. اولين باری که خودش فرماندهی ميکرد.

. قرار بود جاده پاوه- کرمانشاه را از ضد انقلاب بگيرند.

. چمران؛ ان جا توی پاوه محاصره بود و امام عصبانی شده بود که <<اگر تا بيست

و چهار ساعت ديگه پاوه ازاد نشه؛ خودم ميروم انجا>>.

. بعد که پاوه را گرفتند؛ ضد انقلاب عقب کشيد تا مريوان.

. ان جا زنهای شهر را گروگان گرفتند.

. احمد خبر را شنيد.

. طوری عصبانی شد که رگهای گردنش زد بيرون.

- نيرو برداشته بود که بروند از انبار مين بياورند.

. حالا وسط ميدان مين دشمن پياده شان کرده بود.

. بعد هم در جواب نگاه های متعجب شان گفته بود:

. << خب انبار ما همين جاست ديگر.

. عراقی ها می کارند؛ ما درو ميکنيم >>

- <<گردان هويزه اماده اييد؟>>؛ <<اره حاجی اماده اييم>>

. <<گردان ابوحرب؛ شما رسيديد به گردان هويزه؟>> ؛ << بله حاجی.

. الان دست ميديم>>.

. <<گردان کمال؛ شما کجائيد؟>>؛ <<ما در طول منطقه مستقريم.

. سنگرهای عراقی ها رو به روی موضع ما هستند>>.

. <<مواظب باشيد تحرک اضافی نکنيد.

. عراقی ها متوجه نشوند>>.

. بعد عراقيها تمام منطقه را زير اتش گرفتند و پنجاه هزار گلوله را خرج گردانهای

خيالی کردند.

. بالاترين توان پدافندی شان هم لو رفت.

. حاج احمد به همت نگاه ميکرد و ريز ميخنديد:

. <<چی کار کردي؟ تو که زمين و اسمون رو به هم ريختی که>>.

- خرداد ۶۱ بود.

. داشت عصا به بغل؛ بزرگترين عمليات ايران را فرماندهی ميکرد.

. با همان پای تير خورده وارد مسجد جامع خرمشهر شد.

- قرار شد جايزه ازادی خرمشهر؛ ملاقات با امام باشد.

. تهران که امدند؛ گفتند:

. <<بدنيست شما هم همراه هيات سياسی به لبنان برويد؛ وضعيت نظامی

منطقه را هم تحليل کنيد>>.

. تازه اسرائيل ريخته بود جنوب لبنان.

. گفت:

. <<اگر اجازه بدهيد؛ اول امام را ببينم>>.

- تيرماه ۱۳۶۱؛ يک ظهر داغ تابستانی؛ جاده ساحلی طرابلس-بيروت.

. يک اتومبيل مرسدس با پلاک سياسی.

. چهار نفر بودند.

. سيد محسن موسوی ( کاردار سفارت ايران توی بيروت بود )؛ کاظم اخوان

( خبرنگار )؛ تقی رستگار مقدم ( کارمند سفارت ) و احمد متوسليان.

. چهار تا ماشين پيدايشان شد که رويشان خورده بود << قوات اللبنانيه >>؛

يعنی همان فالانژها.

. ماشين را نگه داشتند.

. لبنانی ها را کشتند و ايرانی ها را اسير کردند.

. همت تا فردا ظهر همان طور ايستاده بود و چشم به جاده داشت.

. بعد؛ ديگر هيچ کس چيزی نميداند.

<< ربوده شدن حاج احمد متوسليان و سه ديپلمات ايرانی در لبنان/ ۱۴ تير ۱۳۶۱>>

<< >>

لینک
۱۳۸٥/٤/۱٥ - مجید

   << ۱۹ >>   

. الف .

. ياران محمد ( ص ) به گياهی ميمانند که اول ساقه ايی نازک و ترد است بعد قوی و

ستبر ميشود و بر جای خود راست و محکم می ايستد.

. << سوره فتح؛ ايه ۲۹ >>

<< >>

. ب .

. << سخنانی گهر بار از حضرت امام جعفر صادق ( ع ) >>:

<< >>

. بترسيد از نفرين پدر که از شمشير برنده تر است.

. هرگاه سختی يا پيشامد ناگواری برای مردی رخ داد يا امری او را اندوهناک کرد؛

پس دو زانوی خود و ارنج هايش را برهنه کند و به زمين بچسباند وبا اين حال در

سجده برای حاجت خود دعا کند.

. خدا با موسی مناجات کرد و فرمود:

. ای موسی مرا در هيچ حالی فراموش نکن؛ زيرا فراموش کردن من دل را

ميميراند.

. هر گاه پيشامدی پدرم را غمگين ميکرد؛ زنان و کودکان را جمع ميکرد؛ سپس

دعا ميکرد و انها امين ميگفتند.

. دعا را در چهار هنگام بخوانيد:

. هنگام وزيدن بادها؛ برطرف شدن سايه ها ( يعنی هنگام ظهر )؛ باريدن باران؛

و ريختن اولين قطره خون مومن در جهاد يا غير ان؛ زيرا در اين هنگام؛ درهای

اسمان باز ميشود.

. هرگاه دل يکی از شما رقت کرد ( نرم شد ) در ان حال دعا کند؛ زيرا دل تا پاک

نشود رقت نکند.

. رسول خدا فرموده است:

. بهترين وقتی که در ان خدای متعال را بخوانيد؛ سحرهاست.

. پ .

. يک دختر فرانسوی که البته از هنرپيشه های درجه دو اين کشور محسوب

ميشود اعلام کرده عاشق رونالدينيو است.

. << الکساندرا پاراسانته >> در گفتگو با بيلد اعلام کرده:

. وقتی برای کار در يک فيلم به بارسلون رفته بودم در هتل با رونالدينيو اشنا شدم

و شماره اتاقم را به او دادم و از همان زمان با هم اشنا شديم!

. << توضيح >>:

. خيله خوب خيله خوب!! ديگه ادامه نده!

. بقيه شو ديگه خودمون ميدونيم!!!

<< >>

. ت .

. ديويد بکام کاپيتان تيم ملی انگليس که پس از به ثمر رساندن گل حساس

مقابل اکوادور حالش به هم خورد و روی زمين افتاد؛ جنجال تازه ايی در روزنامه

بيلد به راه انداخته است.

. روزنامه سان چاپ انگليس در اين خصوص نوشت:

. << به خاطر اب و هوای گرم المان چنين بلايی سر بکام امده است >>

. اما روزنامه بيلد چهار دليل را برای اين تغيير حالت بکام اعلام کرده است.

. بيلديها اعلام کردند اين چهار دليل وجود دارد؛

۱- بکام از بازی افتضاح همبازيانش حالش به هم خورده است.

۲- بکام از مشروبات الکلی استفاده کرده است.

۳- بکام به ياد کارت اعتباری خودش افتاده که دست همسرش است و او از صبح

تا شب در فروشگاههای المان در حال خريد کردن است.

۴- بکام احتمال دارد که باردار شده باشد!

<< >>

. ث .

. برای بعضی دخترها که با سر و وضع مسخره در خيابانها ميگردند متاسفم.

. خدا کند هوا از اين گرمتر نشود.

<< >>

. ج .

. << فاجعه بزرگ و سکوت شرم اور >>

. چه دردناک است برای مسلمانان جهان در عصر حاضر که با داشتن ان همه

امکانات مادی و معنوی؛ در مرئی و منظر انان به پيشگاه خداوند متعال و رسولان

عاليقدرش اين چنين جسارت واقع شود؛ ان هم از يک مشت اوباش جنايتکار؛ و چه

ننگ است برای دولتهای اسلامی که با در دست داشتن شريان حياتی ابرقدرتهای

جهان بنشينند و تماشاگر باشند که امريکا ابر جنايتکار تاريخ؛ يک عنصر فاسد

بی ارزش را در مقابل انان علم کند و با عده ايی ناچيز عبادتگاه مقدس و قبله گاه

اول انان را غصب نموده و با کمال وقاحت در مقابل همه انان قدرت نمايی کند.

. و چه شرم اور است سکوت در مقابل اين فاجعه بزرگ تاريخ؛ و چه زيبا بود که

بلندگوهای مسجد الاقصی از همان روز که اسرائيل اين عنصر خبيث دست به

کار اين جنايت عظيم شده بود؛ به صدا در ميامدند.

. اکنون که مسلمانان انقلابی و شجاع فلسطين با همتی عالی و با اوايی الهی

از معراجگاه رسول ختمی مرتبت << صلی الله عليه و اله و سلم >> خروش

براورده ومسلمانان را به قيام و وحدت دعوت نموده اند و در مقابل کفر جهانی

نهضت نموده اند؛ با کدام عذر در مقابل خداوند قادر و وجدان بيدار انسانی ميتوان

در اين امر اسلامی بی تفاوت بود؟

. اکنون که خون جوانان عزيز فلسطينی ديوارهای مسجد قدس را رنگين کرده

است و در مقابل مطالبه حق مشروعشان از مشتی دغلباز؛ با مسلسل جواب

شنيده اند؛ برای مسلمانان غيرتمند عار نيست که به ندای مظلومانه انان جواب

ندهند و همدردی خود را با انان اظهار نکنند؟

. باشد که فرياد همدردی انان دولتها را بيدار کند که از قدرت عظيم اسلامی

استفاده کرده و دست امريکای جهانخوار؛ اين جنايتکار تاريخ را که از ان طرف

درياها به پشتيبانی ستمگران؛ دست پليد اسرائيل را می فشارد قطع کنند و خود

و ملتهای مظلوم جهان را نجات دهند.

. اميد است خداوند منان بر بشر منت فرموده و وعده قرانی خود را هر چه زودتر

انجاز فرمايد و مستضعفان جهان را بر مستکبران غلبه دهد.

. درود بر قدس و بر مسجد اقصی؛ درود بر ملتهای به پا خاسته در مقابل اسرائيل

جنايتکار؛ و درود بر مسلمانان و مستضعفان جهان.

. روح الله الموسوی الخمينی.

. صحيفه امام- جلد ۱۶- صفحه ۱۹۰.

<< >>

لینک
۱۳۸٥/٤/۱۱ - مجید

   << ۱۸ >>   

. الف .

. پسر:

. عشق چيست؟

. پدر:

. عشق؛ نور زندگی است.

. پسر:

. پس ازدواج چيست؟

. پدر:

. قطع برق!

<< >>

. ب .

. دانش اموز ۱۲ ساله امريکائی پس از ورود به موزه در حالی که به مشاهده

تابلوها مشغول بود؛ ادامس خود را از دهان دراورد و ان را در کمال شجاعت به يک

تابلوی بسيار گرانقيمت هنری چسباند.

. اين تابلو حدود ۸۵۰ هزار پوند ارزش دارد و حالا بايد ترميم بزرگ و کلی روی ان

صورت گيرد.

. هنوز تصميمی برای اين کودک و اقدام عجيبش گرفته نشده است.

. << توضيح >>:

. ديگه چه تصميمی؟! از قديم ميگن يه ديوونه يه سنگو ميندازه ته چاه که چهل تا

ادم عاقل هم نميتونه درش بياره!!

<< >>

. پ .

. << چند لطيفه >>:

<< >>

. ( تمساح ):

. به غضنفر ميگن برو تمساح بيار ميره يک مارمولک ميگيره ميزنه تو سرش ميگه

بابات کو؟

. ( سبز ):

. غضنفر زنش سبزه بوده ۱۳ به در از پنجره ميندازتش بيرون.

. ( تحويل ):

. غضنفر ميره دکتر ميگه اقای دکتر نميدونم چرا چند وقته کسی منو تحويل

نميگيره؟

. دکتر ميگه لطفا نفر بعد.

. (فکر عميق ):

. غضنفر ميره تو چاه ميگن چرا رفتی تو چاه؟ ميگه ميخوام عميق فکر کنم.

. ( تعويض روغنی ):

. غضنفر ميره تعويض روغنی بهش ميگن پس ماشينت کو؟ ميگه راه نزديک بود

پياده اومدم.

. ( ريسمان ):

. به غضنفر ميگن با ريسمان جمله بساز....

. ميگه:

. ميتونم انگليسی بگم؟

. ميگن:

. بابا ايول بگو.....

. غضنفر ميگه:

. نو ريسمان تو پيجينگ...!

. ( ۲x ۲ ):

. به غضنفر ميگن دو دوتا چند تا ميشه؟

. ميگه:

. پنج تا.

. ميگن چرا؟

. ميگه:

. علم پيشرفت کرده.

. ( کامپيوتر خراب ):

. غضنفر کيس کامپيوترشو ميبره نمايندگی ميگه:

. اقا اين خرابه ميپرسن چرا؟

. جواب ميده:

. چند روزه جا ليوانيش بيرون نمياد.

. ت .

. << ملاحت ديوانه وار ما >>

. شکست غم بار ايران در برابر مکزيک در کنار تمام عوارض ازار دهنده اش؛ نمايش

يکی ديگر از خصلتهای ما ايرانيان بود.

. يک حس طنز ديوانه وار که در امواج غير قابل مهار sms های اديبانه و غير اديبانه

جلوه ميکند.

. sms هايی که عموما عفت عمومی! را رعايت نميکنند اما ميشود انها را به عنوان

مکانيسم دفاعی يک ملت در برابر يک شوک عصبی و روحی غير قابل تحمل

دانست.

. اين sms ها در بسياری موارد مستهجن و غير قابل دفاع هستند اما در موارد

معدودی از چنان طنز ويژه ايی برخوردارند که حتی در اوج افسردگی و روان نژندی

نميتوان لبخند به لب نياورد.

. کاش ميشد اين حس طنز را از ارايه های غير اديبانه اش! خالی کرد و.....

<< >>

. ث .

. در اين جو مسموم حاکم بر جهان غرب؛ باری ديگر نور اسلام در دل يک خدا جوی

تابيد و رسانه ها در خبری کوتاه اعلام کردند تيری انری به دين اسلام گرويد.

. او که از تمکن مالی و شهرت جهانی و محبوبيت زيادی برخوردار است با علم بر

اينکه با مسلمان شدنش تبعات سوء دنيوی برای او در پی خواهد داشت با کمال

شهامت شهادتين خود را ادا کرد.

<< >>

. ج .

. اين هفته گول يک نشريه را خورديم که تيتر اولش اين بود:

. << بهاره افشاری! ازدواج کرد >>

. کل ماجرا هم اين است که بهاره افشار با تهيه کننده او يک فرشته بود که هم

سن پدرش است؛ ازدواج کرده.

. بهاره افشار را که حتما ميشناسيد؛ همان شيطان او يک فرشته بود!

. اما در راستای اين که اگر نشريه ايی با ژوبين مصاحبه نکند؛ اسمان و زمين اش

به هم ميريزد؛ يک صفحه از اين مجله همراه با عکس ژوبين که اين دفعه پيراهن

سفيد و راه راه سياهش را به تن کرده؛ به مصاحبه با اين نوگل باغ بازيگری

اختصاص يافته.

. البته ما ميخواستيم يک شماره حساب باز کنيم تا پول جمع کنيم و برای ژوبين

پيراهن بخريم تا مجبور نشود در همه عکسها؛ پيراهن سياه تنش کند.

. اما حالا ديگر موضوع منتفی شد!

. او در اين مصاحبه اعلام کرده من ۱۰ تا پيراهن دارم که هر روز يکی از انها را

ميپوشم.

. به اين ترتيب؛ ملتی را از نگرانی و غصه خوردن نجات داد.

. مصاحبه با مهناز افشار هم در مجله وجود دارد که در ان؛ چند نکته از پشت پرده

زندگی او رو شده.

. اين چند نمونه را بخوانيد تا دستتان بيايد اوضاع از چه قرار است:

. غذای مورد علاقه اش لوبيا پلو و ماکارونی است.

. در بچگی دوست داشته راننده کاميون شود.

. دوست دارد روی سنگ قبرش بنويسند:

. ترسم که اشک در غم ما پرده در شود.

. برای اينکه اين مصاحبه را با دقت بخوانيد؛ در پايان؛ ۳ سئوال از متن مصاحبه

پرسيده شده.

. اين که چه نقشی را دوست دارد بازی کند؟

. چه غذايی دوست دارد؟

. از چه بازيکنی خوشش نميايد؟

. اگر اين سئوالها را درست جواب بدهيد؛ مفتخر به دريافت تی شرت امضا شده

مهناز افشار خواهيد شد.

. چه افتخاری از اين بالاتر!

<< >>

<< >>

. چ .

. گفتيم اين جام برای همه خاطره ميشود.

. يادمان افتاد اشاره ايی به هدايای اول بازيها بکنيم که چقدر کار قشنگی بود.

. ان جا که علی دايی به کاپيتان مکزيک يک تابلوی گنده داد و جايی که يحيی گل

محمدی مشابه ان را به لوئيس فيگو تقديم کرد.

. البته ما که نديديم مکزيکی ها و پرتغاليها به ما چی دادند؛ خيلی هم مهم

نيست.

. ان ها که از اين رسم و رسومات ندارند.

. ولی ما چون ملت خيلی با فرهنگی هستيم و از زمان اريو برزن تا امروز؛

همه مان شاعر بوده اييم؛ شايد بهتر بود يک هداياهای! خيلی بهتری به حريفان

ميداديم.

. ان تابلوها چی بود؟ کوبلن بود؟

. خب چه اشکالی داشت يک قاليچه ۱۲ متری يا حتی ۲۴ متری منقش به عکس

اقا دادکان در کنار بکن بائر به کاپيتانهای حريف ميداديم تا به عنوان يادگاری ببرند

خانه شان و تا اخر عمر حالش را ببرند؟

. چه اشکالی داشت يک بسته پسته و يک بسته زعفران هم کنارش ميگذاشتيم

تا کيف کنند؟

. البته ما مطمئن ايم که انها هيچ وقت ما را فراموش نميکنند.

. جای استوکهای حسين کعبی که روی صورت لوئيس فيگو را مقداری کنده کاری

کرد و يک نقش مينياتور قشنگ روی لپ فيگو کاشت؛ کار قشنگی بود که در

خاطره ها ميماند.

. بالاخره فيگو هم بايد از بازی با ايران يادگاری داشته باشد.

. حسين هم تا اخر عمر ميتواند به افتخاری ببالد که تاکنون هيچ ايرانی به دست

نياورده است.

. چه روز هايی بود جام جهانی!

<< >>

<< >>

. ح .

. فاطمه؛ فاطمه است.

<< >>

. شهادت حضرت فاطمه زهرا( س ).

. ۸ تير ۱۳۸۵.

. خ .

<< بهشت بر فراز سرچشمه >>

. ميگويند اگر بهشتی ميماند وضع فرق ميکرد هرچه نباشد بعد از ترورش

رسانه های خارجی تيتر زدند ايران مرد دومش را از دست داد.

. سه نفر بودند که ميگفتند اينده حوزه علميه قم و مرجعيت شيعه هستند.

. يکی سيد مصطفی خمينی بود؛ ديگری سيد موسی صدر و سومی سيد محمد

بهشتی.

. ميگفتند کاش سيد محمد مثل ان دو تا << اقازاده >> هم بود.

. يعنی پدر ان دوتای ديگر مرجع تقليد بودند و پدر بهشتی؛ نه.

. امام خمينی که اين را شنيد؛ گفت:

. << او که از همه مان اقازاده تر است؛ پسر امام حسين است >>.

<< >>

. علامه طباطبايی؛ بهشتی را خيلی دوست داشت.

. هميشه دورادور سراغش را می گرفت.

. اطرافيانش نگذاشتند تا پايان عمرش از شهادت بهشتی خبر دار شود.

<< >>

. شب هفتم تير؛ دور و بری های امام؛ راديوها را از خانه جمع ميکنند.

. امام ارام می گويند:

. << ميدانم ميخواهيد خبر بدی را پنهان کنيد....... من همين الان بهشتی را

ديدم که پرواز ميکند و بالا ميرود >>

<< >>

. شهادت ايت الله بهشتی

. ۷ تير ۱۳۶۰

لینک
۱۳۸٥/٤/٥ - مجید