<< ۲۶ >>   

. الف .

<< ايا اين ماه خنديده ايی ؟ >>

<< >>

( خريد خانه ):

. يک مرتاض به فروشگاه ميخ فروشی رفت و تقاضای پانصد عدد ميخ کرد.

. فروشنده با تعجب پرسيد:

. اين همه ميخ را می خواهيد چه کار کنيد؟

. زنم ميخواهد ملافه نويی برای تشکم درست کنه.

( توضيح منطقی ):

. قاضی از متهم پرسيد:

. شما ازدواج کرده اييد؟

. بله

. با کی؟

. با يک زن

. خوب معلوم است.

. با يک زن......!

. نه همچين معلوم هم نيست.

. خواهرم با يک مرد ازدواج کرده است!

( نگاه فنی ):

. خانم با هيجان زياد به شوهرش تلفن زد:

. عزيزم فوری خودت را برسان؛ توی اگزوز ماشين اب رفته!

. مهم نيست! ماشين الان کجاست؟

. تو رودخانه!

( پيش بينی ):

. سرخ پوستان به جادوگر قبيله مراجعه کردند و وضع زمستان اينده را جويا شدند.

. جواب داد:

. زمستان سختی در پيشه؛ هيزم جمع کنيد.

. ساير سرخ پوستان هم به وی مراجعه کردند و همان جواب را شنيدند.

. روزی جادوگر قبيله خودش هم به شک افتاد؛ لذا به ايستگاه هواشناسی

تلفن کرد و جويای پيش بينی وضع هوا در زمستان اينده شد.

. پاسخ شنيد:

. زمستان سختی در پيش است؛ چون سرخ پوستان ديوانه وار هيزم جمع ميکنند!

( هنر اشپزی ):

. خانم از مستخدمه جديد پرسيد:

. اشپزی بلدی؟

. بله سرکار خانم؛ هر دو جورش.

. هر دو جورش؛ يعنی چه؟

. بسته به اين است که بخواهيد مهمانان باز هم بيايند يا نه!

( داماد ):

. اولی:

. بالاخره خواهرت با کی ازدواج کرد؟

. غضنفر:

. غريبه نيست؛ دامادمونه!

( کامپيوتر ):

. اولی:

. کامپيوتر بلدی؟

. غضنفر:

. تا حدی

. اولی:

. روشنش کن!

. غضنفر:

. نه تا اين حد!

( رنگ مورد علاقه ):

. اولی:

. از چه رنگی خوشت مياد؟

. غضنفر:

. کم رنگ!

( مورچه ):

. يک مورچه مدتها عاشق دختر همسايه شون بوده بعدا ميفهمه طرف چايی

خشکه!

( سربازی ):

. جوجه تيغی اولی يک کيوی را به جوجه تيغی دومی نشان ميدهد و میپرسد:

. اون چيه؟

. جوجه تيغی دومی:

. چطور نميشناسی؛ غضنفرمونه تازه از سربازی برگشته!

. ب .

<< فرمايش بزرگان >>

. با ديگران بخند نه بر ديگران

                                      { ديل کارنگی }

<< >>

. پ .

. هر چقدر اين کاندوليزا رايس ايکبيری مايه ننگ بشريت است؛ اين کوفی عنان

دبير کل سازمان ملل مايه مباهات سياه پوستان و سفيد پوستان جهان است.

. موضع گيريها و سطح فرهنگ اين دو نفر؛ از بيخ با هم فرق ميکند.

. مثلا وقتی کاندوليزا خودش را ميکشد تا از اتش بس در لبنان جلوگيری کند؛

کوفی عنان موضع گيری سازمان ملل را شرم اور ميخواند.

. وقتی کاندوليزا ادعا ميکند ما اژانس را پيچانده اييم؛ کوفی عنان از همکاری ما

با اژانس تشکر ميکند.

. خلاصه اينها يک دنيا با هم متفاوت اند.

. نمونه اخرش هم اين که کاندوليزا حتی در روز بين المللی جوان هم به ميدان

نيامد تا تکليف رابطه اش با ان جوان قزوينی را که يکی از نمايندگان مجلس ما

فاش کرده بود؛ مشخص کند.

. اما کوفی عنان درست در همان روز؛ يک پيام رسمی برای جوانان جهان منتشر

کرده بعد هم گفت که در اين جهان پر از مايه تيله و معدن و نفت و ثروت؛ از هر ۵

تن يک نفر بين سنين ۱۵ تا ۲۵ بايد زندگی را به دشواری و با کمتر از يک دلار در

روز به سر ببرد.

. کوفی جان گفته نيمی از اين تعداد هم با کمتر از ۲ دلار در روز زندگی ميکنند.

. خلاصه اخرش هم يک کلام؛ ختم کلام؛ گفته:

. << فقر و فلاکت در اين دنيای ثروتمند؛ توان بالقوه يک ميليارد جوان را بی اثر

کرده است؛ در حالی که اينها ميتوانند کليد تحولات بشريت باشند >>

. توضيح ضروری:

. اصولا ادمها به صورت بالقوه ميتوانند هم خلافکار باشند و هم درستکار.

. احتمالا منظور کوفی جان اين است که فقر؛ توان بالقوه درستکار بودن را در

جوانان بی اثر کرده.

. اگر نه؛ قربان اين همه جوان <<بالفعل خلافکار>> در سراسر دنيا برود اين

کاندوليزا!

<< >>

<< >>

. ت .

<< هلی کوپتر عروس >>

<< >>

. در حالی که برخی عروس و دامادها در برخی نقاط کشور؛ هنوز با شتر به خانه

بخت ميروند؛ بچه مايه دارهای تهرانی در شب عروسی شان نه تنها ديگر با سمند

از تونل رسالت عبور نميکنند؛ بلکه قرار است بيخيال تونل و شتر و سمند شده و

بروند بچرخند دور سر برج ميلاد.

. نه اين که فکر کنيد قرار شده داماد؛ دست عروس خانم را بگيرد و هلک و تلک؛

اين همه راه را بروند بالای برج ميلاد و قدم بزنند و قلوه به سيخ بکشند برای

خودشان.

. نه خير!

. يک شرکت خصوصی در تهران در يک اقدام شکاف برانگيز! ( منظورمان شکاف

طبقاتی است ) اقدام به اجاره دادن بالگرد شخصی برای عروس و دامادها کرده

است.

. نه! ميخواهيم حدس بزنيد چقدر بايد پياده شويد تا يک ساعت به همراه عروس

مورد نظر و خلبان و مهندس و مدير پرواز در اسمان بپريد.

. ۲۰۰ هزار تومان؟ ۲۵۰؟ برو بالا.

. ۳۰۰؟ نه خير.

. ساعتی ۴۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان.

. بستگی هم دارد که بخواهيد با درجه يک بپريد يا درجه دو.

. علی ای حال؛ ما ضمن محکوم کردن شديد هرگونه هلی کوپتر به جای ماشين

عروس؛ دلايل اين مخالفت را به شرح زير اعلام می نمائيم:

. ۱- عدم امکان هرگونه بوق زدن با هلی کوپتر.

. بديهی است اصل حال شب عروسی مربوط به بخش بوق زدن است.

. ۲- عدم امکان هرگونه عمليات تعقيب و گريز جلوی ماشين عروس و قال گذاشتن

؛ که از بوق زدن هم بيشتر فاز ميدهد.

. ۳- عدم امکان تنها بودن اقا داماد با عروس خانم.

. بالاخره شايد دو کلام حرف داشته باشند با هم .

. خلبان کم است مهندس و مدير پرواز هم سوار ميشوند!

<< >>

. ث .

<< باز هم زردی ديگر >>

. اين هفته؛ يک نشريه ۶۰۰ تومانی خريده اييم.

. پولمان را ميريختيم توی جوی اب؛ اين قدر نمی سوختيم که حالا داريم ميسوزيم.

. اين مجله؛ ۳۰ صفحه بيشتر نيست.

. تازه سياه و سفيد است.

. از همه مهمتر اين که صد نکته خواندنی از ژوبين؛ گلزار و مهناز افشار و مهدی

سلوکی ندارد.

. ميگوئيد پس چرا اين نشريه را خريدم؟

. گول خوردم.

. روی جلدش با تيتر بزرگ زده بود:

. << فرار دختران و پسران از خانه به تقليد از سريال نرگس >>

. ما هم ان را گرفتيم تا از لطمه هايی که اين سريال خونخوار به جامعه ميزند؛

پرده برداريم.

. در صفحه ۱۵؛ گزارش مربوط به اين تيتر ديده ميشود.

. در اين گزارش امده چون روز جمعه گذشته؛ چهار مورد فرار از خانه و سفر به

شمال در دادسرای جنايی ثبت شده؛ فلذا پخش سريال نرگس تاکنون تبعات

منفی زيادی به همراه داشته است.

. با اين نتيجه گيری تکان دهنده؛ لابد افزايش مردان دو زنه و داماد های تو سری

خور و... هم از اثرات شوم اين سريال است!

. اين نشريه دو مطلب ديگر هم درباره نرگس دارد که هر دوتايش از جام جم و خبر

جمعه؛ کپی برداری شده است.

. اما سر هم کننده های مجله؛ انگار الزايمر موضعی هم دارند.

. چون در صفحه ۱۱؛ خبر ساختن فيلم زندگی قريبيان توسط نيکی کريمی را چاپ

کرده اند و دوباره همان خبر را بدون هيچ تغييری؛ چهار صفحه بعد هم چاپ

کرده اند.

. لابد برای ياداوری!

. اين مجله وزين؛ ۸ صفحه هم درباره باليوود دارد که مهمترين خبر ان اين است که

يکی از بازيگران هندی؛ عاشق جمع اوری کبريت است!

. واقعا اين خبر هنری سينمايی؛ تنها نقطه تاريک و مجهول عالم سينما بود که با

اين اطلاع رسانی؛ مرتفع شد.

. اين هم از اين دفعه؛ تا مرتبه بعد که زردی ديگر؛ گولمان بزند و وادارمان کند تا

بخريم اش.

<< >>

<< >>

لینک
۱۳۸٥/٦/۱ - مجید

   << ۲۵ >>   

. سلام .

. دوستان خوب و وفادارم!

. ببخشيد که با تاخير اين پست رو کار ميکنم...!

. جاتون خالی با خانواده يه چند روزی رفته بوديم مسافرت به همدان که خوش

گذشت.....!

. اين پست رو هم ميخواستم قبل از مسافرت کار کنم که نشد و شرمنده شدم..

. به هر حال از همه دوستان گلم که اومدن و من نبودم معذرت ميخوام و جبران

خواهم کرد........

. يا حق و يا علی مدد........!

. الف .

<< تقليد بوش از خودش >>

<< >>

. بوش که به طور مرتب از سوی خبرنگاران به خاطر طرز بيانش مورد انتقاد قرار

می گيرد؛ چندی پيش با کمک <<استيو بريجس>> هنرپيشه فيلمهای کمدی

در مراسمی ادای خود را دراورد.

. او در مراسم نهار کاخ سفيد؛ در حضور بيش از دو هزار خبرنگار؛ سياستمدار

ورزشکار و اساتيد فرهنگی نطق کميک خود را بيان داشت و در پايان به طور جدی

برای امريکا و سربازان ان دعا کرد!

<< توضيح >>:

. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.......!!

. ب .

<< درباره مرگ >>

<< >>

. همه ميدانيم که مرگ يک پايان نيست؛ يک شروع است و هر از گاهی فکر کردن

به ان برای تلنگر بد نيست.

. محتوم تر از اين اتفاق؛ در زندگی هيچ کداممان پيدا نميشود.

. و البته مهجورتر هم !

. هيچ اتفاقی نيست که اين قدر قطعی و قريب الوقوع باشد و اين قدر فراموش اش

کرده باشيم.

. ميخواهيم از دستش فرار کنيم.

. درست مثل <<پيک شادی>> دوران مدرسه؛ که تمام ايام عيد بی خيالش

ميشديم و حتی به اش فکر هم نميکرديم تا خوشی تعطيلاتمان را خراب نکند.

. اما روز سيزدهم که ميرسيد؛ يک دفترچه کت و کلفت جلوی رويمان بود که بايد

يک روزه همه اش را پر ميکرديم.

. همه چيز هم تويش پيدا ميشد.

. از جمله سازی و رياضی تا علوم و نقاشی.

. وما که سيزده روز پشتمان باد خورده بود؛ عزا ميگرفتيم و بغض ميکرديم.

. اما يک فرق اساسی هست بين اين دو تا.

. وان هم اين که موقع مردن؛ ديگر نه برادر بزرگتری هست که نقاشی هايش را

برايمان رنگ کند و جمله سازی ها را بنويسد و نه اگر با پيک شادی ناقص رفتيم

سر کلاس؛ خانم معلم با دو تا اخم و کم کردن نمره انضباط از خير قضيه بگذرد.

. به قول معروف؛ اين تو بميری ديگر از ان تو بميری ها نيست.

<< کی درباره مرگ چی گفته؟ >>

. زندگی خوشايند است و مرگ ارامش بخش.

. فقط عبور از ان به اين؛ کمی سخت است.

( ايزاک اسيموف )

. شبی را بدون اينکه به مرگ فکر کنم نگذرانده ام.

. مرگ؛ کليد دری است که به سمت شاديهای حقيقی باز ميشود.

( موتزارت )

<< >>

. من از مرگ نميترسم.

. فقط دلم ميخواهد وقتی می ايد ان جا نباشم.

( وودی الن )

<< >>

. مرگ؛ نور را خاموش نميکند.

. چراغ را کنار ميگذارد چون ديگر سپيده؛ سر زده.

( رابيند رانات تاگور )

<< >>

<< نکات تستی برای سفر اخرت >>:

. مردن روی هم رفته کمی سخت تر از زندگی است!

. مثل سفری می ماند که مجبوری تک تک مراحل اش را بگذرانی.

. هر کدام هم از ديگری دشوارتر و صعب العبورتر.

. البته برای راحت گذشتن از هر کدام از اين خوانها؛ راههايی هم وجود دارد.

<< موت >>

. دو مرحله اساسی دارد:

سکرات موت:

. همان لحظه جان کندن است.

. ميگويند از تمام دردهايی که در زندگی ممکن است کشيده باشی؛ دردناک تر

است.

. درد و مرض و تحليل قوا و بسته شدن زبانت از يک طرف و ديدن ادمهايی که

بالای سرت گريه و زاری ميکنند و تو نميتوانی باهاشان حرف بزنی؛ از يک طرف.

. بسته به اين هم که چه جور ادمی بوده باشی؛ حضرت ملک الموت را خندان و

زيبا يا زشت و ترسناک ميبينی.

. نکته:

. صله ارحام( يعنی اينکه از حال فک وفاميل باخبر باشيد )و نيکی کردن به پدر و

مادر؛ شاه کليد گذشتن از اين مرحله است.

. چيزهای ديگری هم هست مثل روزه اخر ماه رجب يا نمازی که مخصوص شب

هفتم اين ماه است.

عديله عند الموت:

. اخر بد شانسی است.

. معنی اش هم اين است که درست موقع جان کندن که حال و اوضاع ادم اصلا

تعريفی ندارد؛ بر و بچ شيطان دوره اش ميکنند و سعی ميکنند لحظات اخر

کافرش کنند.

. نکته:

. دعايی به نام دعای عديله هست که خواندنش به درد اين موقع ميخورد.

. نماز سر وقت هم باعث ميشود که خود ملک الموت موقع مردن؛ شهادتين را به

ادم تلقين کند و حال جناب شيطان را بگيرد.

<< قبر >>

. چند مرحله دارد که اصولا زمانشان بعد از دفن شدن است.

وحشت قبر:

. وقتی کسی تازه مرده است؛ هنوز ارتباط روح و بدنش کاملا قطع نشده.

. به خاطر همين هم از ورود به قبر و اتفاقاتی که بعد از ان برايش خواهد افتاد؛

ميترسد.

. به همين دليل هم هست که ميگويند مرده را نبايد يک دفعه وارد قبر کرد و چند

بار؛ او را زمين ميگذارند.

. نکته:

. خواندن کامل رکوع نماز و عيادت مريض.

. البته فقط اين ها نيست.

. نماز ليله الرغائب و ذکر{ لا اله الا الله الملک الحق المبين } و چند کار ديگر

هم وحشت قبر را کم ميکند.

فشار قبر:

. ان قدر سخت است که گفته اند برای کسی که امرزيده نشود؛ شديدتر از خود

مرگ است.

. قبر امرزيده ها را به باغی از بهشت و قبر نيامرزيده ها ! را به گودالی از اتش

تعبير کرده اند.

. نکته:

. سخن چينی و غيبت و بدخلقی با خانواده و چند گناه ديگر؛ فشار قبر را زياد

ميکنند.

. نماز شب و خواندن سوره تکاثر قبل از خواب و ده دوازده کار ديگر هم هستند که

فشار قبر را کم ميکنند.

سئوال:

. همان نکير و منکر معروف با ظاهری ترسناک خدمت ميرسند و راجع به خدا و

پيامبر و... سئوال ميکنند.

. تلقين به مرده هم به خاطر اين است که در ان حالت؛ جواب دادن به سئوالات

سخت است.

. دو بار هم تلقين ميکنند؛ يکی موقع گذاشتن جنازه در قبر و يکی بعد از دفن.

. نکته:

. نماز ؛ زکات؛ روزه؛ حج؛ احسان و ولايت اهل بيت (ع) به شش نگهبان تشبيه

شده اند که در شش طرف مرده در برابر نکير و منکر حفاظت اش ميکنند.

. پ .

. ان که حقيقت را نميداند؛ بی شعور است.

. ان که ميداند و انکار ميکند تبهکار است.

<< برتولد برشت >>

<< >>

. ت .

. سيد حسن نصرالله دبير کل حزب الله لبنان از صرف ميليونها دلار برای امور لهو و

لعب انتقاد کرد و گفت:

. << جهان عرب مطرب و رقاص و بازيگر توليد ميکند و مبالغ هنگفتی را برای

برنامه هايی از نوع <<استار اکادمی>> خرج ميکند تا امت به چنين اموری

مشغول شود >>

. وی افزود:

. << در چنين حالتی امت با وزيدن اولين باد خواهد لرزيد؛ انها ميخواهند با

ترانه ها و سرودها قدس را ازاد کنند >>

<< توضيح >>:

. سيد جان! به تاکتيکهای ازادی قدس رقص شکم رو هم اضافه کن!!

<< >>

<< >>

. ث .

<< شباهت >>

. شباهت برنامه انرژی هسته ايی با کرايه تاکسی ان است که جلو پيشرفت

هيچ کدام را نميتوان گرفت!

<< >>

. ج .

<< فرهنگ جديد >>

. کتابی ديديم به نام << فرهنگ و بهداشت ابريزگاه >>

. اين کتاب که روی جلدش عکس يک افتابه چاپ شده؛ از اول تا اخرش درباره

توالت و اداب توالت رفتن است.

. باز هم بگوييد وزارت ارشاد به کتابهای بو دار اجازه چاپ نميدهد.

<< >>

. چ .

<< نيازمنديهای عمومی >>

( اگهی استخدام )

. به چند <<برش کار>> و <<چرخ کار>> و <<جوش کار>> که بتوانند سر و ته

فيلمهای خارجی را طوری هم بياورند که بشود در اين شبکه پخش کرد نيازمنديم!

{ شبکه اين طرفی }

( گوسفند زنده )

. گوسفند زنده براشينگ شده با راننده خوش تیپ مسلط به زبان انگليسی همراه

با اتومبيل اخرين سيستم اماده تحويل به در خانه شما.

. پرداخت پول فقط با چک بانکی!

{ قصابی اخرين سيستم! }

( انگليسی را از ما بياموزيد )

. حالا که اين طور شده انگليسی را در يک ساعت از ما بياموزيد.

. دروغ که خناق نيست!

{ اموزشگاه انگليسی يک ساعته }

( اطلاعيه )

. بدين وسيله به اطلاع ميرساند جهت رفاه حال ان گروه از بيماران محترمی که

نياز به خدمات ارتوپدی دارند و رفت و امد به اين درمانگاه برايشان مشکل است؛

نشانی محل از اين تاريخ از خيابان ۲۱؛ پلاک ۲۰ به جاده سلفچگان؛ خيابان دهم

خاکی بعد از ميدان در حال احداث؛ دو راهی جديد الاحداث؛ خيابان ۷ غربی؛ کوچه

هشتم؛ درب چهارم انتقال يافته است.

{ درمانگاه ارتوپدی }

<< >>

. چ .

. جوان هم جوانهای قديم.

. همان وقتهايی که عصرهای تابستان ميرفتند در اب کرج قدم ميزدند؛ فالوده

ميخوردند و دنيا به کفششان نبود.

. حالا چی؟

. افتاده اييم گير يک مشت جوان بی بو وخاصيت ( در مورد خاصيت اش مطمئن

اييم ) که غمباد گرفته اند و نشسته اند؛ همه اش در و ديوار را نگاه ميکنند.

. جوانهای بی ذوق و سليقه ايی که فيلم محبوبشان ميشود اتش بس.

. خواننده محبوبشان ميشود شهاب بخارايی.

<< >>

. برنامه مورد علاقه شان هم ميشود کوله پشتی.

<< >>

. واقعا که! ادم غصه اش ميشود از اين همه ضد حال بودن.

. از اين همه افسردگی و مصرف بالای استامينوفن کدئين.

. اين همه اتفاق قشنگ توی دنيا هست؛ اين همه زيبايی؛ اين همه لطافت.

. به قول شاعر؛ شما فقط ببينيد که در گلستانه چه بوی علف خوبی می ايد

( گفتيم علف خوب؛ دوباره ذهنتان نرود دنبال علفهايی که مصرف ناجور دارند )

ببينيد چه خبرهای خوشگلی در دنيا هست؛ ان وقت شما چه چيزهايی هستيد.

. مثلا همين چند وقت پيش؛ يعنی دقيقا ۸ مرداد؛ جشن تولد نيکبخت بود؛ ان هم

درست همزمان با جشن تولد يورگن کلينزمن.

. اما دريغ از يک شاخه گل.

. دريغ از اين که يک خيابان را چراغانی کنند.

. خب يکی شان در امريکا جشن گرفت؛ ان يکی هم در جمع پرسپوليسی ها در

اتريش.

. در همين هفته گذشته هم خانم پاملا اندرسون در جنوب فرانسه ازدواج اش را

جشن گرفت.

. اما ما چه کرديم؛ يک تبريک خشک و خالی ای ميل کرديم؟

. نکرديم که.

. ان وقت همه اش خبرهای افسرده کننده؛ همه اش يادداشتهای مايوس کننده...

<< >>

<< >>

. ح .

<< مولا بهار بود >>

. طوفان تبار بود / کوه وقار بود

. پای زلالی اش / خورشيد؛ تار بود

. در طرف اين چمن /  صوت هزار بود

. بی بی اگر که ياس / مولا بهار بود

. از عشق گفته اند / مولا دچار بود

. عشق احترام داشت / تا ذوالفقار بود

. او نور نور بود / دنيا غبار بود

. دنيا کوير مرگ / مولا بهار بود

. ولادت امام علی ( ع )

. ۱۷ مرداد؛ ۱۳ رجب سال ۲۳ قبل از هجرت

<< >>

. خ .

<< روزهای خوبی خواهيم داشت >>

. در روزهای خوبی هستيم؛ روزهای پر از نور؛ شادی و تولد.

. رجب از نيمه گذشته.

. شعبان هم ميرسدو بعد نوبت ماهی است که همه دوستش داريم.

. نميدانيد چقدر دلم برای يوم الشک؛ تنگ شده.

. باز هم سحرها و دعای << اللهم انی اسئلک..... >>

. نمازهای صبح اول وقت؛ ربنای شجريان و << چند خوردی چرب و شيرين از

طعام.... >>

. ترافيک قبل از افطار؛ حليمی که همسايه دم افطار مياورد؛ حلوا؛ ديماج؛ چای

شيرين؛ اش رشته؛ فوتبالی که نصفه شب بازی ميکنيم؛ التماس دعاهايی که

ميشنويم؛ قرانی که بار ديگر از کتابخانه بيرونش می اوريم؛ و بعد شبهای احيا؛

جوشن کبير؛ قران به سر گذاشتن؛ شب بيداری و.....

. چيزی به مهمانی بزرگ نمانده.

. اگر مثل من در اين يک سال کاری نکرده اييد و لباس هايتان کثيف است؛ اصلا به

روی خودتان نياوريد.

. چون ميزبان؛ اهل کلاس گذاشتن نيست و بزرگ تر از اين حرفهاست.

. در روزهای خوبی هستيم.

. روزهای بهتر و خوب تری هم خواهيم داشت.

. خوش ميگذرد.

. خوب ميگذرد.

. << لحظه ديدار نزديک است؛ ياران مژده باد / روز وصلش ميرسد؛ ايام هجران

ميرود >>

<< >>

. د .

. با خروش حزب الله و اهدای صدها شهيد؛ مقاومت لبنان جاودانه شد.

. حزب الله .

ايستاده بر بالای حماسه

<< >>

لینک
۱۳۸٥/٥/٢٤ - مجید

   << ۲۴ >>   

. الف .

. سراپا اگر زرد و پژمرده اييم.

. ولی دل به پاييز نسپرده اييم.

. چو گلدان خالی؛ لب پنجره.

. پر از خاطرات ترک خورده اييم.

. اگر داغ دل بود؛ ما ديده اييم.

. اگر خون دل بود؛ ما خورده اييم.

. اگر دل دليل است؛ اورده اييم.

. اگر داغ شرط است؛ ما برده اييم.

. اگر دشنه دشمنان؛ گردنيم!

. اگر خنجر دوستان؛ گرده اييم؟!

. گواهی بخواهيد؛ اينک گواه:

. همين زخمهايی که نشمرده اييم!

. دلی سربلندو سری سر به زير.

. از اين دست؛ عمری به سر برده اييم.

                                                      { قيصر امين پور }

<< >>

. ب .

<< تو غيرت داری؟! >>

. يکشنبه:

. <<بابی>> به <<جان>> کوچولو قول ميدهد که عصر او را به <<هايبری>>

ببرد.

. مادر هم اظهار تمايل ميکند.

. پدر روبروی کامپيوتر می نشيند تا ۳ بليت از طريق اينترنت رزرو کند.

. جمعه:

. اقا ابراهيم مشغول صحبت در گوشی با اقا اسماعيل از طريق تلفن است.

. انها ميخواهند به استاديوم بروند.

. ناگهان عيال ابرام اقا متوجه موضوع می شود:

. خجالت نمی کشی...؟

. با اين سن و سال ورزشگاه رفتنت گرفته..... تازه؛ چطور غيرتت قبول ميکند که

اين طفل معصوم را هم با خودت به...... ببری؟!

. نتيجه:

. تعامل ورزش و فرهنگ...!

<< >>

. پ .

<< چه ميکند اين ستاره >>

. نکته ۱ :

. رونالدوی پرتغالی در اولد ترافورد شوت ميزند.

. چمن زير پايش کنده ميشود.

. دولا ميشود و چمن را سر جايش ميگذارد.

. نکته ۲:

. بازيکن تعويضی ناراحت است.

. به نيمکت که ميرسد لگدی نثار می کند.

. نيمکت استاديوم ازادی صندلی چرمی است.

. مينشيند و چرم صندلی را پاره ميکند.

. به رختکن که ميرسد با يک مشت شيشه را هم ميشکند...

نتيجه:

. تماشاگران فردايش در روزنامه ورزشی ميخوانند که:

. چه ميکند اين ستاره....؟!

<< >>

. ت .

<< عشق و مرگ >>

. روزنامه خارجی:

. تخليه استاديوم اولد ترافورد در ۷ دقيقه و سانتياگو برنابئو در ۱۱ دقيقه و با حداقل

تراکم و ترافيک انجام ميشود.

. روزنامه ايرانی:

. بستن يک دالان اصلی در استاديوم ازادی و بدون اطلاع قبلی منجر به کشته

شدن ۷ نفر گرديد.

. نتيجه:

. دو دروازه در يک زمين مشترک!

. يکی عشق و ديگری مرگ.

<< >>

. ث .

<< مريل استریپ و مکرمه >>

<< >>

<< >>

. امير علی بلبلی فرزند مکرمه قنبری نقاش روستايی فقيد مازندرانی که چندين

مستند براساس زندگی وی ساخته شد؛ اعلام کرد که کمپانی فاکس قرن

بيستم امتياز ساخت فيلم از زندگی مادرش را خريده است.

. وی ادعا کرد که فيلم در مرحله تدارک توليد است و مريل استریپ نقش مکرمه را

بازی خواهد کرد.

. گفته ميشود که اين فيلم را اسی نيک نژاد کارگردان ايرانی مقيم امريکا خواهد

ساخت و در صورت اعطای مجوزهای لازم؛ فيلمبرداری ان نيز در ايران صورت خواهد

گرفت؛ در غير اين صورت در امريکا بازسازی خواهد شد.

. مکرمه قنبری که در سال ۱۳۰۷ در روستای دريکنده مازندران متولد شده بود؛

نخستين نمايشگاه نقاشی خود را در ۱۳۷۴ برپا کرد و پس از ان شهرت وی از

مرزهای ايران فراتر رفت و وی را شاگال ايران قلمداد کردند.

. هم چنين ادعا شده که مسئولان کمپانی فاکس نيز مکرمه قنبری را در زمان

برگزاری نمايشگاه نقاشی هايش در لس انجلس در بهار گذشته ديده و بر سر

ساخت فيلم زندگی وی نيز با او به توافق رسيده بودند.

. ج .

<< درد سرهای بچه داری >>

. بريتنی اسپيرز موقع خروج از هتلی در منهتن تعادلش را از دست داد و نزديک

بود بچه ۹ ماهه اش را به زمين بيندازد.

. لباس بلند او زير پايش گير کرد و به سختی توانست تعادل خود را حفظ کند و

زمين نخورد.

( بچه به جهنم لباسش که چيزی نشد؟! )

. اما از بدشانسی او؛ همين صحنه ( چه صحنه ايی !! ) توسط پاپاراتزی هايی

که هميشه دور و بر ستاره ها پرسه ميزنند ( بلا تشبيه شبيه مگسهای دور

پشگل!!! ) فيلمبرداری شد تا دردسرهای زيادی را برای او به وجود بياورد.

. مخصوصا که همين پاپاراتزی ها چند وقت قبل صحنه ايی را شکار کرده بودند که

در هنگام رانندگی؛ اسپيرز کودکش را بغل گرفته بود ( احتمالا به جای کيسه

هوای ماشينش ميخواسته استفاده کنه ) و اين قبيل چيزها در امريکا ميتواند

حتی به قيمت سلب صلاحيت نگهداری فرزند تمام شود.

( قربون کشور خودمون برم که.... ديدين  بچه ها رو پشت وانت يا ترک

موتور؟؟ !! )

. دست و پا چلفتی بودن خانم خواننده در زمينه بچه داری به همين جا ختم

نميشود و يک افسر پليس گزارش داده که ديده در خانه بريتنی در کاليفرنيا؛ شان

پرستون << کودک ۹ ماهه >> از يک صندلی بلند به زمين افتاده.

. جالب ترين نکته ماجرا اينجاست که در حالی که شان پرستون هنوز به يک

سالگی نرسيده و اسپيرز برای جمع و جور کردنش اين همه مشکل دارد؛ وی

اعلام کرده که يک کودک شش ماهه در شکم دارد که به تقليد از انجلينا جولی و

براد پيت؛ ميخواهد او را در کشور ناميبيا به دنيا اورد.

. خدا به داد بچه های بی گناه برسد!

. با اين حال بريتنی در يک مصاحبه اعلام کرده که همه دين و دنيايش فرزندش

است و در مصاحبه ايی ديگر تقصير اين اتفاقات را به گردن پاپاراتزی هايی انداخت

که روز و شب در تعقيب انهايند و برايش حواس نميگذارند!

. جونيور روتم؛ اهنگساز اسپيرز در اين باره گفت:

. << او اهنگی نوشته راجع به اينکه چطور مردم و خبرنگاران سمج لحظه ايی او

را ارام نميگذارند و هميشه در تعقيب او و خانواده اش هستند >>

( لامصب ببينين از اين چيزها هم سوژه ميگيره برای خوانندگی؛ معلومه

از اون ادمهاست که از ببخشيد بی تربيتی گوسفند شکلات درست ميکنند

!!! )

<< >>

. چ .

. چند شب پيش در يکی از بخشهای خبری؛ کامران نجف زاده گزارشگر معروف و

پر سر و صدای واحد مرکزی خبر که هميشه وقايع را از نگاهی ديگر به

گيرنده های خانه ها ميکشاند حين پخش مجموعه نرگس؛ سری زده بود به خانه

کوچک پوپک گلدره که حالا ديگر فقط تابلوی عکسش را ميشد روی طاقچه ديد و

صحبت و اشکهای پدر و مادرش را که وقتی در سکانسی از نرگس ميگويد:

. مادر جان؛ مادر ناخواسته جوابش را ميدهد:

. جان مادر!

. شبهای تابستان امسال وداعی است غم انگيز با يکی از چهره های بازيگری

کشورمان.

. گر چه پوپک گلدره چند ماه پيش درگذشت و پيش از ان نيز ماهها اسير تخت

بيمارستان بود اما اين شبها باورمان نمی شود که او رفته.

. نرگس اين روزها انقدر درگير بيماری مادر و بی مبالاتيهای نسرين خواهر کوچکتر

از خود است که هرگز نميتوان باور کرد که از چند روز ديگر يا بهتر بگويم چند

قسمت ديگر جای خود را به ستاره اسکندری خواهد سپرد و خود در سکانس اخر

زندگی پنجه در پنجه مرگ خواهد انداخت.

. اری تماشای نرگس با اين دانسته ها قدری ازارمان ميدهد.

<< >>

. ح .

. سيد حسن نصرالله در پيامی تلويزيونی که از شبکه تلويزيونی المنار پخش شد؛

اعلام کرد:

. دشمن به پايان خط رسيده و شکست خود را به خوبی درک کرده است.

. وی با اشاره به ارتش اسرائيل تصريح کرد:

. ارتش بزرگ اسرائيل تاکنون در صحنه جنگ نتوانسته است پيروزی را نصيب خود

کند و تمام سياستمداران؛ تحليلگران غربی و نيز مسئولان و سياستگذاران دولت

صهيونيستی همه به ضعف؛ ناتوانی و شکست ارتش اسرائيل در مقابله با

نيروهای مقاومت حزب الله لبنان اعتراف کرده اند؛ کشتن مردم بيگناه و کودکان و

ويران کردن خانه ها؛ موفقيت نظامی و امتياز برای پيروزی در جنگ نيست.

. سيد حسن نصرالله افزود:

. تاکنون نيروهای مقاومت حزب الله توانسته اند مهم ترين ناو اسرائيل را که به

عنوان سومين ناو پيشرفته جهان است هدف قرار دهند.

. نيروهای دريايی دشمن ضربه سختی را از سوی حزب الله دريافت کرده و

بالاخره نخبه ترين افراد نظامی اسرائيل يعنی تیپ گولانی در نبرد با رزمندگان

مقاومت حزب الله در بنت جبيل شکست سختی خورده است و دست از پا درازتر

از صحنه نبرد با نيروهای حزب الله فرار کرده است.

. دبير کل حزب الله لبنان افزود:

. برای اثبات ضعف؛ ترس و شکست سربازان دشمن کافی است به تصاوير پخش

شده از سربازان زخمی اسرائيلی در حال بازگشت از صحنه جنگ با حزب الله

نگاه کنيد؛ اين سربازان در حالی که بر روی شکم خوابيده بودند به هلی کوپترها

منتقل ميشدند و من به شما ميگويم اين سربازان از پشت هدف قرار گرفته بودند

چون در رويارويی با نيروهای مقاومت اسلامی پا به فرار گذاشتند و در حين فرار از

سوی دلاور مردان مقاومت لبنان شکار شدند.

<< >>

. خ .

. پس از ان که موشکهای خيبر-۱ حزب الله عمق ۵۰ کيلومتری سرزمينهای

اشغالی را هدف قرار داد و خسارات زيادی نيز بر جای گذارد؛ راکتهای کاتيوشا و

موشکهای رعد ۱ و ۲ نيز همچنان به عنوان بازوی عمليات گسترده حزب الله برای

فراری دادن شهرک نشينان صهيونيست شمال فلسطين به صورت مداوم شليک

ميشوند.

. شليک موشک خيبر با برد ۹۵ کيلومتر و کلاهک انفجاری ۱۰۰ کيلوگرمی؛

سردرگمی شديدی را ميان مقامات اسرائيلی به وجود اورد.

. شليک ۵ موشک از اين نوع که شبکه المنار چگونگی شليک ان را نيز پخش کرد

علاوه بر انکه خسارتهای سنگينی را به بار اورد؛ ناکارامدی سيستم موشکی

پاتريوت را نيز به اثبات رساند؛ چرا که هر ۵ فروند اين موشک از فراز سايت ضد

موشکی اين رژيم در حيفا گذشت.

. در ادامه موشک باران؛ حزب الله دهها فروند موشک سبک و سنگين را به

شهرکهای مختلف اسرائيلی نشين شليک کرد تا علاوه بر حفظ توازن ترس؛

تبليغات بيهوده ارتش رژيم صهيونيستی مبنی بر از بين بردن زير بنای مقاومت

همچنان دروغ بزرگ مقامات اين رژيم به افکار عمومی خود باقی بماند.

<< >>

. د .

. چه حس خوب ارامشی.

. بعد از مدتها جنجال و جو گيری و شلوغ کاری؛ حالا فکر ميکنيم همه چيز دارد به

سر جای اولش برميگردد.

. بعد از اين که چند وقت اين مربی های خارجی امدند و فوتبال ما را مورد تاخت و

تاز قرار دادند و خارجی هايی مانند ميشائيل شلاير ماخر با نام مستعار

فريدون زندی امدند در تيم ملی ايران بازی کردند و ما را مضحکه دست خودشان

کردند؛ حالا همه چيز دارد درست ميشود و دوباره نظم و ارامش برقرار ميشود.

. حالا زنديها از تيم ملی رانده شده اند و مايلی کهن ها و قلعه نوعی ها

برگشته اند تا حق ما را از مربيان جهانخوار کروات و غيره بگيرند.

. در همين راستا ما بازگشت ناصر ابراهيمی به فدراسيون فوتبال و بازگشت دوغ

به جای نوشابه به سفره های ايرانی را به فال نيک می گيريم.

. در اين راستا ناصر خان ابراهيمی هفته گذشته اعلام کرده بود که هر تيمی در

دنيا به يک ماريو زاگالو احتياج دارد که ايشان هم زاگالوی تيم ملی ايران است!

. پس از انجام اين تغييرات و امدن پرويز کماسی به تيم ملی؛ اگاهان پيش بينی

ميکنند تمرينات تيم ملی از اين پس در تپه های داووديه دنبال شود و سيستم فوق

مدرن علی اصغری برای غافلگيری رقبا در دستور کار قرار بگيرد.

<< >>

<< >>

<< >>

. ذ .

اقا ما هر روز داريم يک رکورد تازه در دنيا خلق ميکنيم.

. اين ملت؛ هر روز بيش از پيش هنرها و استعدادهايش را توی چشم مردم دنيا

فرو ميکند و اين مللهای بی خاصيت و بی عرضه ديگر کشورها را خجالت ميدهد.

. شما اگر خبرها را به خصوص در شبکه های زحمتکش صدا و سيما پيگيری کنيد؛

هر روز به ده ها افتخار تازه از طرف مردم اين سرزمين؛ به خصوص جوانها پی

ميبريد که کسب مدال در المپيادهای علمی و المپيک و اينها؛ در برابرش هيچ

است.

. يک روز می گويند يک جوان راوندی ميتواند با پشت پايش گوشش را بخاراند.

. فردايش ميگويند يک کودک ۱۰ ساله کرجی با وزغ ها گفتگو ميکند؛ ان هم با

هزار و هفتصد نوع وزغ.

. همه را هم با زبان مادری! يعنی گويش محلی خود وزغ ها.

. در همين راستا؛ يکی از اخرين افتخاراتی که توسط جوانان ايرانی کسب شده؛

خبری است که هفته پيش روزنامه ساندی تايمز منتشر کرد و ۱۰ ازدواج

<< برتر >> تاريخ فوتبال را معرفی کرد.

. جالب اين که در اين جدول که نام ستاره های مشهوری چون ديويد بکام؛ مايکل

اوون؛ اشلی کول؛ بکن بائر؛ جورج بست و ... در ان به چشم ميخورد؛ نام بازيکن

محبوب کشورمان مهدی مهدوی کيا در مقام پنجم ميدرخشد.

. در اين خبر که اصلا در مطبوعات داخلی بازتاب نداشت؛ به دلايل اين انتخابها هم

اشاره شده.

. اما چون متنش زبان اصلی بود؛ ما نتوانستيم بفهميم ماجرا چيست.

. فقط اين را فهميديم که جوايزشان را قرار است در << سميرم >> يا يک همچين

جايی به شان اهدا کنند!

<< >>

. ر .

. ميزی برای کار.

. کاری برای تخت.

. تختی برای خواب.

. خوابی برای جان.

. جانی برای مرگ.

. مرگی برای ياد.

. يادی برای سنگ.

. اين بود زندگی.

{ شعری از مرحوم حسين پناهی به مناسبت دومين سال درگذشتش }

<< >>

. ز .

. در مسابقات جهانی؛ اهدای جوايز به داوران يک امر معمولی به شمار می ايد.

. فدراسيون فوتبال المان به لوييجی کولينا داور صاحب نام ايتاليايی يک هديه نه

چندان جالب اهدا کرده بود.

. کولينا که گفته ميشود به دليل بيماری؛ موهای خود را از دست داده است از

المانيها يک سشوار دريافت کرد.

<< >>

. ژ .

. شرم الشيخ کوفه است و.

. جنوب؛ نينوا !

. دارد جنوب شبيه کربلا ميشود.

. مديترانه؛ فرات است.

. فرات؛ عبای توست!

. برای اين همه زخمی.

. برای اين همه بی کفن.

. تنها ردای مهربان تو مانده است!

. وگرنه اين سران.

. دشداشه هاشان را.

. پرچم صلح کردند و فروختند.

. شايد اگر نبود نفت می جنگيدند.

. ديروز؛ ذوالفقار را.

. با قطعنامه ها.

. تاق زدند.

. امروز منتظرند.

. که از قطعنامه ها.

. زمين و نان.

. فرشته و غلمان ببارد!

. باريد!

. و قطعنامه همين بمبی ست.

. که دارد می بارد!

. جنوب غرق خون است و.

. غزه اهوی زخمی.

. تو تنها مانده ايی نصرالله..!

. در خيبری به نام جنوب.

. و هواپيماها دارند خندق ميکنند و.

. کودکان زخمی تشنه اند.

. تو رفته ايی از شريعه اب بياوری.

. در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسی.

. اوضاع روزگار بد نيست.

. از سران عرب.

. يکی با شمشيری از طلا بر کمر.

. دارد ريشش را خضاب ميکند و.

. يکی.

. هميشه در مواقع حساس.

. به سجده ميرود.

. شيخ فلان.

. تا دشداشه را عوض کند.

. شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عکسش.

. شاه کوچک تا برگردد از تعطيلات امريکايی.

. دير خواهد شد.

. نماد ارتش عربی.

. پليس مصر است.

. که هم چنان حمله ميکند به الازهر!

. جان بولتون دارد پارس ميکند در سازمان ملل!

. تنها تو مانده ايی نصرالله!

. پس شمشير را پس بگير و.

. اسب را پس بگير و.

. شريعه را پس بگير و .

. غيرت عربی را پس بگير.

. که پادشاهان عرب.

. شيهه اسبان مرده اند!

                                    { عليرضا قزوه }

<< >>

لینک
۱۳۸٥/٥/۱۱ - مجید

   << ۲۳ >>   

. الف .

<< جوک هفته >>

<< >>

. گلابيه گن میپوشه ادعا می کنه من موزم !

. ب .

<< قبرستان جديد >>

<< >>

. قبرستان هم برای خودش دردسری است!

. اين قدر که ما شا ء الله هزار ماشاءالله؛ اين روزها مردم ما تقی به توقی ميخورد؛

ميميرند؛ ديگر يک جای درست و حسابی برای ارميدن هم پيدا نميشود.

. بهشت زهرا که دور است و دوستان و اشنايان وقت نميکنند زود به زود به ادم

سر بزنند.

. بقيه جاها هم که يا پر شده يا گران است و هر کسی نميتواند توش بيارمد!

. برای همين؛ شهرداری تهران با احداث يک قبرستان در شرق اين شهر موافقت

کرده.

. باور کنيد ما هم نميدانيم که قبرستان را چه جوری احداث ميکنند.

. ولی خدا کند حالا که تصميم گرفته اند بروند سمت شرق؛ يک زمين درست و

حسابی؛ سمت لويزان و ان طرفها پيدا کنند.

. ما که نرفته اييم؛ اما ميگويند اب و هوايش بد جوری فاز ميدهد.

. تازه کلی هم کلاس دارد.

. خلاصه که اگر قصد مردن داريد؛ قبلش يک اماری ان طرفها بگيريد.

. احتمالا يک مورد اکازيون پيدا ميشود.

. يک قبر دونبش يک طبقه نوساز!

. پ .

<< عروسی جنجالی >>

<< >>

. جنجالی ترين عروسی چند ماه اخير در بنگلادش ۹ کشته و ۲۹ مجروح بر جای

گذاشت.

. جريان خيلی ساده است.

. اتوبوس حامل مسافران خانواده داماد؛ در حال رفتن به خانه عروس و داماد در

غرب بنگلادش دچار سانحه ميشود؛ اما چطور؟

. مسافرها در اتوبوس شروع به دست زدن و پايکوبی ميکنند و اصطلاحا راننده هم

جو گير ميشود يک لحظه فرمان را ول ميکند!

. اتوبوس هم با تمام مسافرانش می افتد در رودخانه و ۹ نفر غرق ميشوند.

. ۲۹ نفر مجروح شدند که با توجه به حادثه؛ بايد گفت ۲۹ نفر تا ميتوانستند اب

خوردند.

. << نکته >>:

. اين ديگه اخر و اخرين و اخرت جو گيری بوده!!!

. ت .

<< نسل روغن نباتی >>

<< >>

. << شما جوانان روغن نباتی هستيد؛ ما با روغن حيوانی بزرگ شده اييم >>

. پشت اين جمله ايی که خيلی وقتها بزرگترها به ما ميگويند؛ حرفهای زيادی

پنهان شده است.

. شايد اين را ميگويند که بگويند شما تقصيری نداريد که بنيه تان ضعيف است و

يک روز در ميان می چاييد؛ بلکه روزگار غريبی است نازنين و...

. خدايی اش هم توجيه خوبی است اما...... نه؛ اگر تقصيری باشد بر گردن

خودمان است.

. روزگار انها زمانه تغذيه طبيعی و زندگی ارام و هوای پاک بود؛ چيزهايی که در

روزگار ما هيچ کدامشان پيدا نمی شود و همين؛ سلامتی ما را تهديد می کند.

. اما در روزگاری که رشد جمعيت و تکنولوژی؛ زندگی را پيچيده تر کرده؛ خود ما

هم قدر عافيت نميدانيم و برای سلامتی مان ارزش قايل نيستيم.

. از طرفی ديگر؛ سياستهای بهداشتی ما هم چندان موثر؛ جدی و پايدار نيست.

. متاسفانه نسلی که توی دبستانهای ما دارند بزرگ ميشوند؛ ديگر از روغن نباتی

هم گذشته اند و پفکی شده اند.

. اگر همين طور پيش برود؛ چندان نگران نباشيد.

. در اينده ايی نزديک؛ شما هم ميتوانيد روی يک صندلی بزرگ تکيه بدهيد و مثل

يک پدرخوانده به فرزندانتان بگوئيد:

. << ما جوانان روغن نباتی هستيم؛ شما با چیپس و پفک بزرگ شده اييد >>

. ث .

. به غضنفر می گن:

. شنيدی اسرائيل لبنان رو زده؟

. غضنفر ميگه:

. مگه ايتاليا قهرمان نشد؟!!

<< >>

. ج .

<< و باز هم زردها >>

. حمايتها و تشويقهای شما هيچ راهی جز ادامه خريد نشريات گل و بلبلی و

افشاگريهای تکان دهنده برايمان باقی نگذاشته است.

. اما اين هفته؛ پر سرو صداترين خبر بعد از افتتاح تونل ۱۸۰۰ متری رسالت؛ خبر

اردواج بهنوش بختياری بعد از ۹ سال بود!

. نشريه ايی که الان دستمان است روی جلدش اين را تيتر زده؛ حالا با کی؟ با

مهراج محمدی!

. نويسنده خبر که انگار خودش هم باورش نشده؛ نوشته:

. << نميدانيم بهنوش بختياری اين جمله را برای شوخی عنوان کرد يا نه.

. اما اين دقيقا همان جمله ايی بود که از زبان ايشان شنيدم. >>

. واقعا بايد به اين مجله تبريک بگويم که چنين خبری را که خودشان هم نميدانند

شوخی است يا جدی؛ روی جلد برده اند.

. به هر حال مجله بايد بفروشد ديگر!

. پشت پرده ديگری که اين نشريه رو کرده؛ محل سکونت ستارگان سينماست و

جالب اينکه اين قدر هول بوده که ادرس ۵ نفر را روی جلد نوشته!

. و خود مطلب هم در صفحه ۲ نشريه است.

. محض نمونه يکی از ادرسها را عينا برايتان نقل ميکنيم.

. << شريفی نيا هم اکنون در يکی از بوستانهای خيابان پاسداران ساکن است

>>

. يعنی بنده خدا شبها را در پارک می خوابد!

. اما در راستای اين که پوريا پور سرخ ۴ ماه است ميخ ثابت اين جور مجله هاست؛

اين دفعه در کنار عکس او روی جلد وعده ملاقات با او در گيشا داده شده و کل

ماجرا هم اين است که سکانس پايانی فيلم پسران اجری؛ در گيشا گرفته ميشود

و مشتاقان ميتوانند به فيض زيارت او از نزديک؛ نايل شوند.

. فقط اينکه چه روزی و چه ساعتی؛ خدا می داند!

. تا دفعه بعد و ژوبينی ديگر.

<< >>

<< >>

<< >>

. چ .

<< گفت و شنود >>

. گفت:

. مگر اسرائيل تاکنون چند بار طعم شکست از حزب الله لبنان را نچشيده است؟

. گفتم:

. بر منکرش لعنت.

. گفت:

. پس چرا دوباره حماقت کرده؟

. گفتم:

. معلوم نيست اين خاک را چه کسی بر سر صهيونيستهای خاک بر سر ريخته

است.

. گفت:

. حالا رجز هم ميخواند که بعدا چنين و چنان ميکنيم و.....

. گفتم:

. مثل هميشه پرت و پلا ميگويد.

. باز هم هيچ غلطی نميتواند بکند...

. ميگويند يک اسرائيلی که لهجه غليظ داشت به يک عرب تلفن کرد و خودش را

عرب جا زد.

. طرف گفت؛ ولی بد جوری لهجه داری! و يارو با دستپاچگی گفت؛ قطع کن

دوباره شماره ميگيرم!

<< >>

. ح .

<< راپورت ايام >>

. اولا؛ بعض شيوخ و سلاطين وزين و برجسته عرب- زادهم الله عرضا و طولا- چنان

از قيام شباب پاکباخته لبنانی عليه صهاينه بر اشوبيده اند که روی صدام معلوم

الحال کا الشمس وسط السماء بيضاء گشته است!

. از قرار مسموع احدی از انان پا را از اين فراتر نهاده به روسای صهيون تلغراف زده

که قتال کنيد با اين شباب محارب.

. نميدانم اگر عوايد نفط و غاز و وعده امنيت اتازونی نبود اين قوم؛ حتی الان به

کدام بيغوله گريخته بود.

. احدی از ائمه جمعه بلده حجاز که سنه ايی يک مرتبه به اوضاع پلتيک عالم

اشارتی می فرمايد به ظاهر اين مره نيز عليه اين حرب؛ قالی نموده اما دريغ از يک

فعل متحد که از ناحيه سران شان صادر شود.

. بيت:

. دو صد گفته چو نيم کردار نيست.

. و ايضا بيت:

. مرا به خير تو اميد نيست شر مرسان.

<< >>

. دويما؛ استعمال يک فقره چفيه توسط صدر اعظم بلاد اندلس مسما به

<< خوسه لوئيس رودريگز زاپاته رو >> در استظهار از دفاع حزب الله از مملکت

محروسه شان؛ غيظ صهاينه را به در اورده عنقريب است او را از حکومت ساقط

بنمايند.

. همين جوان تازه به سلطنت رسيده چندی پيش جنود و لشگريان خود را از

بين النهرين فرا خواند و از اجتماع هيزم بيشتر برای احتراق اين بلد از بلاد اسلامی

تبری جست.

<< >>

. خ .

. رئيس جمهور در اظهارات تندی از عملکرد اروپا و امريکا و به ويژه برخی از

کشورهای منطقه راجع به حوادث لبنان انتقاد کرد.

. << يک مشت بی غيرت در برخی از کشورهای اطراف حاکمند که جلوی چشم

انها ادمها را می کشند؛ ولی به يکديگر تعارف و وقت تلف ميکنند >>

. << يک سری از کشورهای منطقه هستند که با اسرائيل رابطه داشته و از

کشتار مردم اين منطقه وچپاول ثروتهای انها قند توی دلشان اب ميشود.

. انها در باطن طرفدار رژيم جنايتکار صهيونيستی هستند و وقتی بيرون می ايند؛

مدعی اسلامی بودن هستند >>

. اشاره رئيس جمهور به سه کشور عربستان؛ اردن و مصر است که ضمن مخالفت

با حمله اسرائيل به لبنان اقدام حزب الله را به <<ماجراجويی>> بدون مشورت با

دولت ان کشور تعبير کردند.

. رئيس جمهور گفت:

. << جزء عجايب روزگار است که در شورای امنيت با اتش بس مخالفت ميشود

>>

. << جالب اين است که برخی از سازمانهای بين المللی به ادم کش ترين ادم

کش های عالم جايزه صلح نوبل ميدهند؛ ولی وقتی يک جوان فلسطينی در اثر

تجاوزات رژيم صهيونيستی به تنگ می ايد و سنگی را پرتاب ميکند به او لقب

تروريست می دهند >>

. << اکنون عمر اين رژيم به پايان رسيده و برای شما خرج افرين شده است.

. ما به شما گفتيم که اين رژيم را جمع کنيد و ببريد تا کشورهای منطقه بعضا با

شما رابطه داشته باشند >>

<< >>

. د .

. چند سالی است که در اخبار ميشنويم دولت لائيک ترکيه برای پيوستن به

اتحاديه اروپا هر شرطی را که اروپائيان تحميل ميکنند می پذيرد.

. از طرفی رابطه بسيار خوبی نيز با امريکا دارد.

. از محدوديتهايی که در ترکيه برای زنان محجبه قائل ميشوند نيز بی خبر نيستيد.

. اما نگاه غرب؛ به ويژه امريکا؛ به کشورهای غير غربی و به خصوص کشورهای

اسلامی همواره نگاه از بالا به پايين است و در ايدئولوژی امريکا خدماتی که ديگر

کشورها به اين دولت ارائه ميدهند جزء وظايف ذاتی انهاست که در صورت براورده

نکردن خواسته های امريکا به نوعی مستحق تنبيه ميشوند.

. اين مقدمه را بدين بهانه نوشتم که به تازگی فيلم سينمايی پر سر و صدايی در

سينمای ترکيه عليه امريکا ساخته شده وبه نمايش در امده است.

. محتوای فيلم و پيام ان از يک سو باعث شادی مردم ترکيه شده و از سوی ديگر

واکنشهای متفاوتی را در ميان اروپائيان و امريکائيها به وجود اورده است.

. از ترکيه انتظار ساختن فيلمی ضد امريکايی و ضد يهودی نمی رفت.

. << دره گرگها- عراق >> محصول سال ۲۰۰۶ ترکيه به کارگردانی سردار اکار با

موضوعی سراسر ميهن پرستانه؛ سياستهای اشغالگرانه امريکا در عراق را

محکوم کرده ودر کليت خود با روندی انتقام جويانه؛ سربازان امريکايی را گوشمالی

داده است.....

. اين فيلم به تازگی در سينماهای تهران و بعضی شهرستانها به اکران عمومی

در امده که توصيه ميکنم اين فيلم را ببينيد....

<< >>

. ذ .

. رادارها کاری به کار مرغهای دريايی ندارند.

. اژدرها سر به دنبال ماهيها نمی گذارند.

. حتی اگر ان ماهی؛ روح دخترکی باشد.

. که از هواپيمای مسافربری به اب افتاده باشد.

. از مرغهای دريايی؛ از ماهيها.

. از پريان؛

. از موجها که لجوجانه و کودک وار.

. سر به سينه رزم ناوهای غريبه می کوبند.

. بپرس و برايم بنويس.

. اين امريکا چيست؟

. که پشت همه ديوارهای خانه ما.

. پشت ديوارهای قصر شيرين و بندر عباس و تايباد.

. کمين کرده و با دوربينهای هيز نظامی اش.

. شانه ها و گيسوهای درختان ما را ديد ميزند.

. اين امريکا چيست؟

. که پنجره های رايانه شخصی من.

. رو به او باز ميشوند.

. چيست اين امريکا؟

. که بعضی ها با يک بغل ريش.

. از خدا نمی ترسند و از امريکا ميترسند.

. ما برای گريه و تماشای غروب به دنيا.

. نيامده اييم.

. در توضيحات شناسنامه همه ما نوشته اند.

. اين ديوانه تا امد به دنيا خنديد!

. شوخی نکن!

. بی خيال غنی سازی ازمايشگاهی و صنعتی.

. نميگذاريم حتی يکی از کلمه هامان را.

. به گوانتانامو ببرند.

. اخر ما به زبانی نفس ميکشيم.

. که يکی از لغاتش عاشورا است.

. نه عربی؛ نه فارسی.

. به زبان ذوالفقار حيدر کرار.

. به زبان خون مطهر حسين ( ع ).

. خيالاتی شده اند کاندوليزا و جورج.

. اينجا صحنه بازی رايانه ايی نيست.

. اينجا ايران است.

. که بندر عباسش پرتغاليها را چلانده.

. و بوشهرش انگليسيها را.

. در تبريزش روسها يخ کرده اند.

. و در خرم شهرش عراقيها عرق.....

. مگر نه موشهای کور مغول.

. حتی گربه های ما را جويده اند.

. پس چگونه است که ايران هنوز شير است.

. چگونه در برابر بيانيه های شورای امنيت سجده.

. کنيم؟

. مگر نه اينکه ما همانانيم.

. که قران را گرفتيم و بوسيديم.

. اما دستان مطلای خليفه ها را بريديم.

. بی خيال کدوها.

. که کشتی ها و هواپيماها.

. به دوبی و کانادا ميبرند.

. بی خيال گلابيهای گنديده.

. قلمت را بردار و از کبوترها بنويس.

. از ماسه های متبرک ساحل.

. ما برای گريه و تماشای غروب به دنيا.

. نيامده اييم.

. وبرای شنيدن اخبار bbc و cnn.

به دنيا نيامده اييم تا چرنديات فوکوياما را.

. ترجمه کنيم.

. صبح نزديک است و امت واحده بايد طلوع.

. کند.

. بلند شو!

. و از چهره سرخ سيبهای لبنان بخوان:

. << الا ان حزب الله هم الغالبون >>

<< >>

لینک
۱۳۸٥/٥/٥ - مجید