یادداشتهای یک وبلاگر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
<< ۳۰ >>
. الف .
. خسته شد قلم ولی بازم نوشتيم.
. از شکايت کلاغ نوشتيم؛ قصه بهار نوشتيم.
. از علی و تمام خوبيهاش بازم نوشتيم و نوشتيم.
. داره ميره عمرمون.
. اون روزای خوب چی شد؟
. اون بچگی.
. اون بازيا؛
. اون درختای کنار جوب چی شد؟
. ما که از همه نوشتيم.
. يادمون هست که يه روز خونه ايی بود؟
. نمی گم صفا ولی.
. مامان و بابايی بود؟
. يادمون رفت که همه جمع ميشديم؛ بازی.
. می کرديم؟
. اره ساده می گم؛ ديوونه بازی ميکرديم.
. فقط به خاطر يه لحظه.
. دنيا رو راضی ميکرديم؟
. تموم شاديهامون؛
. اره کوچيک بود.
. گرچه لذتش بزرگ؛
. قدر تموم اسمون بود.
. اره اون روزا خونه مادر بزرگ چه با صفا بود.
. تو محله کوچيک ما؛ پر از صدا بود.
. اون دوچرخه شده بود فرش سليمون.
. با هم سوار مرکب و بی غم يه لقمه نون.
. تا که از خواب پا شديم.
. ديديم صدا نيست.
. رفتيم تو همون کوچه و ديديم صفا نيست.
. اون بچه ها رو يه روز ديديم بزرگ شدن.
. گفتيم يادته؟ گفت ببخشيد بی حواس شدم.
. هر کجا رو سر زديم ديديم کسی نيست.
. از اون درخت پير کوچه هم خبری نيست.
. همه رفتن... ما مونديم و يه دنيا خاطره.
. گرچه تموم گلای اون خاطره پر پره.
. حالا فقط ميگيم يادمون نره.
. به خدا که اون روزا و اون شبا از تموم دنيا بهتره.
. ديگه ببين بايد از حالا بگيم.
. کلاغ قصه ما خونه رسيده؛
بايد از فردا بگيم.
. شايد بازم بشه تفال بزنيم.
. که يه شب تو خوابمون به اون روزا.
. پل بزنيم.
<<
>>
. ب .
<< جوک هفته >>
<<
>>
. دو نفر که به هيچ قوم ايرانی خاصی متعلق نبودند با هم همسايه شدند.
. اما برق خانه اونها هر ۳۰ ثانيه يک بار به نوبت قطع و وصل می شد.
. وقتی اداره برق تحقيق کرد متوجه شد که اقايان از چراغ راهنمايی برق
گرفته اند.
. پ .
. لقمان به فرزندش گفت:
. با مردم شيرين مباش که تو را می خورند و تلخ مباش که دورت می اندازند.
<<
>>
. ت .
<< درمان بی خوابی >>
<<
>>
. روان شناسی گفته است:
. انان که از بی خوابی رنج ميبرند بهتر است به جای متوسل شدن به قرص ها و
داروهای گوناگون؛ تنها به <<وجدان>> خود بپردازند.
. اگر رضايت وجدان را جلب کنند به خواب راحت و بدون کابوس دست خواهند
يافت!
. ث .
<< ای پاپ عزيز ! >>
<<
>>
. سخنان اخير پاپ اعظم مسيحيان عليه مبانی فکری اسلام که در روزهای اخير
توسط وی در يک دانشگاه المانی ايراد شد؛ موجی از اعتراض را در ميان جوامع
مسلمانان جهان برانگيخت؛ در داخل کشور هم علاوه بر مردم و مسئولان؛
رسانه های مکتوب هم با نقد و بررسی سخنان پاپ مطالبی را در نکوهش اين
برداشتهای پاپ نگاشتند.
. روزنامه همشهری در يادداشت اصلی خود خطاب به پاپ <<بنديکت شانزدهم>>
اورده است:
. << عاليجناب! فهم مسيحيت لاتين از اسلام در دوران قرون وسطی بسيار
ضعيف تر و خرافه الودتر از ان است که بخواهيد نقدی را مستند به ان بسازيد و
کاش در فهم خود از جامعه مسلمانان قدری اثار اسلام شناسان عالم و يا دست
کم اثار ناقدان منصف امروز غرب را قرائت ميکرديد..... >>
. روزنامه اعتماد ملی هم نقد غير منصفانه پاپ از اسلام و پيامبر معصوم را مورد
توجه قرار داده و تصريح ميکند:
. << پاپ بنديکت شانزدهم در حالی تعاليم اسلام و جهاد را به عنوان خشونت
تلقی ميکند که پايه و اساس گفتار خود را اظهارات امپراتور بيزانس در قرن ۱۴ قرار
داده و در اين ميانه فراموش می کند که در طول قرنها چه فجايعی به نام
مسيحيت و در دفاع از ان صورت گرفته است؛ از جنگهی صليبی گرفته تا تجاوز
امروز ايالات متحده به عراق >>
. ج .
. سريال نرگس به غير از خون دلی که به جگر ما کرد؛ فرهنگ و مد کشور را هم
تحت تاثير خودش قرار داد.
. نمونه اش همين چند روز پيش؛ ما بعد از بوق و اندی سال رفتيم سلمانی تا خير
سرمان اصلاح کنيم.
. يک مرد ميانسال موجهی امد روی صندلی نشست و به سلمانی محترم گفت:
. << موهام رو مدل شوکتی بزن >>؛ سلمانی محترم هم که انگار هر روز؛ صد
بار با اين جمله رو به رو ميشود سرش را تکان داد و کارش را شروع کرد.
. در همين راستا ما به عنوان يک وبلاگ فرهنگی؛ چند مدل؛ با توجه به سريال
نرگس؛ ارائه ميدهيم:
. نوزاد؛ مدل بهار:
. با رشد سريع بدون احتياج به پوشک و پستونک
. پليس؛ مدل سرگرد ايمانی:
. اهل رفاقت و رفت و امد با يکی از متهمان
. زن و شوهر؛ مدل سمانه و هدايت:
. هر کسی کار خودش را ميکند؛ بچه به امان خدا
. تاکسی؛ مدل پرايد:
. هميشه در صحنه و بدون مسافر اضافه
<<
>>
. چ .
<< مجموعه مطالبی درباره نيروی هوايی ايران به مناسبت اغاز هفته
دفاع مقدس >>
<<
>>
. نيروی هوايی ارتش ايران يکی از قويترين نيروهای هوايی منطقه است و
عملياتهايی انجام داده که در تاريخ هوانوردی و جنگهای هوايی بی نظير است.
. حالا اين نيروی هوايی به توان طراحی هواپيما هم دست پيدا کرده است.
( پرندگان اهنين اسمان ايران ):
. اين هواپيماها از اسمان کشورمان دفاع ميکنند:
.. اف - ۵ تايگر .. :
<<
>>
. اولين نيروی هوايی دنيا که اف-۵ ای را دريافت کرد نيروی هوايی ايران بود.
. در بين سالهای دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نيروی هوايی ايران به بزرگترين و مجهزترين
نيروی هوايی منطقه تبديل شد.
. اف-۵ ای های ارتش ايران به استانداردهای بالا تجهيز شده بودند.
. ايران در پروژه ايی به نام <<افق>> اين هواپيماها را به روز کرده است.
. به هر حال عمر عملياتی اين جنگنده ها که در کنار اف-۴ به افسانه های
فراموش نشدنی جنگ تحميلی تبديل شدند رو به پايان است و ايران به دنبال
جايگزينی برای انهاست.
.. اف - ۴ فانتوم .. :
<<
>>
. پيش از انقلاب اسلامی؛ ايران بيشترين تعداد اف-۴ فانتوم را داشت.
. پس از انقلاب و تحريم تسليحاتی ايران از سوی امريکا؛ اين کشور از تحويل ۱۶
فروند اراف-۱۴ ای و ۳۱ فروند اف-۱۴ ای به ايران سرباز زد و اين هواپيماها هرگز به
ايران تحويل داده نشدند.
. ايران با وجود تحريم گسترده غرب؛ توانست در جنگ؛ اين هواپيماها را با اتکا به
توان داخلی و تهيه قطعات مورد نياز از کانالهايی به جز امريکا در بهترين توان رزمی
نگه دارد.
.. اف - ۱۴ تام کت .. :
<<
>>
. اولين و تنها کشوری که اف-۱۴ گرفت ايران بود.
. ميگ-۲۵ های شوروی که فاکس بت ناميده می شدند به کرات حريم هوايی
ايران را نقض می کردند و ايران هيچ راهی برای مقابله با اين هواپيمای مافوق
صوت و سريع نداشت.
. در اگوست ۱۹۷۳ ارتش ايران تصميم گرفت که اف-۱۴ بخرد.
. دليل دبگر اصرار بر خريد اين هواپيما؛ نيروی هوايی عراق بود.
. خريد اين هواپيما؛ مسئولان شوروی را مجبور به قطع پروازهای ميگ-۲۵ بر روی
ايران کرد.
. نحوه عملکرد اف-۱۴ های ايران در طول جنگ؛ بسيار افسانه ايی است.
. برخی از امار چهار در برابر يک اين هواپيما سخن ميگويند.
. يعنی به ازای سقوط هر اف-۱۴؛ چهار فروند توسط اين هواپيما سرنگون شده
است و اين البته به دليل مهارت فوق العاده خلبانهای ايرانی در نبردهای هوايی
است.
. برخی ميگويند به دليل وجود رادار بسيار پيشرفته؛ از اين هواپيما در نقش چيزی
مانند اواکس استفاده می شده است.
. فرماندهان ارشد نيروی هوايی عراق به خلبانان خود دستور داده بودند که در
صورت شناسايی يک اف-۱۴ در منطقه پروازی بايد سريعا از انجا دور شوند.
. ايران در سال ۱۹۸۵ توانست بسياری از نظريات غربی ها را که ايران قادر به
استفاده از چند اف-۱۴ به صورت همزمان نبود باطل کند.
. در ۲۲ بهمن ۱۳۶۳ طی يک رژه هوايی ۲۵ فروند اف-۱۴ به صورت همزمان از
اسمان تهران گذشتند که اين واقعه؛ تمام دنيا را شوکه کرد و ان جا بود که
جهانيان به تواناييها و قابليتهای ايران پی بردند.
.. ميگ - ۲۹ فالکروم .. :
<<
>>
. در اوايل دهه ۱۹۹۰ ميلادی؛ ايران ۲۴ فروند ميگ-۲۹ ای/يوبی را از روسيه تحويل
گرفت.
. اما به دليل توافقاتی بين روسيه و امريکا؛ روسيه ديگر حاضر به فروش
تسليحاتی در اين سطح به ايران نبود.
.. سوخو - ۲۷ فلنکر .. :
<<
>>
. در جريان بازديد مقام معظم رهبری از دانشگاه شهيد ستاری در سال ۱۳۸۴؛
فرمانده نيروی هوايی ايران اعلام کرد که ايران در اوايل سال ۲۰۰۰؛ تعداد ۲۵
فروند از اين هواپيما را سفارش داده است.
.. صاعقه ۸۰ .. :
. صاعقه ۸۰؛ يک جنگنده دوپره پيشرفته دونفره است.
. اين هواپيما؛ تقريبا به صورت کامل توسط صنايع هواپيما سازی ايران (هسا)
ساخته شده است.
.. اذرخش .. :
<<
>>
. جنگنده اذرخش؛ هواپيمايی است که بر پايه ساختار و طراحی اف-۵ است.
.. شفق .. :
<<
>>
. جنگنده پيشرفته شفق تحت نظارت وزارت دفاع ايران و در مجموعه دانشگاه
هوانوردی که جزئی از دانشگاه صنعتی مالک اشتر يکی از بزرگترين مراکز طراحی
ايران ساخته شده است.
. شفق؛ يک هواپيمای مافوق صوت است که از مواد جاذب امواج راداری ساخته
شده است.
. طراحی شفق؛ يکی از پيچيده ترين طراحی های موجود است که حالتی منحصر
به فرد به ان داده است.
. شفق را ميتوان مهم ترين دستاورد ارتش جمهوری اسلامی ايران در ساخت
هواپيما دانست.
<< حمله به پايگاه اچ ۳؛ بی نظيرترين عمليات هوايی جهان است >> :
. نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران؛ در زمان جنگ ۸ ساله با عراق؛
عملياتهای بی نظيری انجام داده است.
. يکی از اين عملياتها؛ عمليات حمله به اچ ۳ است که در ۱۵ فروردين ۱۳۶۰
انجام شد.
. اين عمليات در عرض ۶۷ دقيقه انجام شد و ۸ فانتوم ايرانی؛ با دور زدن عراق؛
پايگاه اچ ۳ را در مرز اردن نابود کردند و سالم برگشتند.
. عراقی ها از اين پايگاه به عنوان انبار هواپيماهايشان استفاده ميکردند و
ميخواستند انها را از تيررس ايرانی ها دور کنند.
. خيلی دوست داشتم به غير از حمله به اچ ۳؛ ماجرای انهدام نيروگاه موصل و
حمله شهادت طلبانه شهيد عباس دوران به سالن اجلاس غير متعهدها در
بغداد و خيلی افتخارات ديگر نيروی هوايی عزيزمان را برايتان نقل کنم ولی خيلی
جا و حوصله ميخواهد:
( قارقارک در پستو ):
. ظهر ۳۱ شهريور ۱۳۵۹؛ هواپيماهای جنگنده عراق؛ شهرهای نيمه غربی
کشورمان و بخشی از فرودگاه مهراباد تهران را بمباران ميکنند و با اين کار رسما
اعلام ميکنند که<< ما ميخواهيم با شما بجنگيم >>.
. عراقی ها حسابی از اين عمليات هوايی؛ کيفور ميشوند.
. اما اين خوشحالی به ۲۴ ساعت هم نمی کشد.
. اول مهر؛ نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران؛ برای اينکه به عراقيها
نشان بدهد با چه کسانی طرف است؛ کاری ميکند که مو به بدن بعثی ها سيخ
شود.
. بيشتر از ۱۴۰ هواپيمای جنگی ايرانی به پرواز در می ايند و روزگار عراقيها را
سياه ميکنند.
. اين هواپيماها هر چيز جنگی در عراق را نيست و نابود ميکنند و به ايران
برميگردند.
. اين عمليات؛ از نظر تعداد هواپيماهای شرکت کننده در عمليات؛ بعد از جنگ
جهانی دوم؛ بی نظير است.
. عراقی ها بعد از چند ماه فکر کردن به اين نتيجه ميرسند که هواپيماهای باقی
مانده را بردارند ببرند در دورترين منطقه از ايران؛ قايم کنند.
. دورترين نقطه؛ در مرز اردن با عراق است.
. عراقی ها در ان جا؛ ۳ پايگاه دارند که اسم همه انها مجموعه اچ ۳ است.
. قارقارکهای عراقی در يکی از اين پايگاهها به نام الوليد؛ پنهان ميشوند تا بلکه
عقابهای ايران؛ بی خيال شکار انها شوند.
( ماموريت غير ممکن ):
. يک روز بعد از پايان تعطيلات نوروزی؛ در حالی که ملت ايران؛ تجربه اولين عيد
نوروز جنگی را پشت سر گذاشته اند؛ مرحله اول عمليات شروع ميشود.
. ۸ فانتوم از پايگاه نوژه همدان به فرودگاهی در اروميه ميروند.
. صبح فردای ان روز؛ فانتومها را به ۴ گروه دوتايی تقسيم ميکنند.
. انها از باند بلند ميشوند و راهی منطقه مرزی عراق و ترکيه ميشوند.
. چند ساعت قبل از اين پرواز؛ يک هواپيمای بوئينگ ۷۰۷ هواپيمايی ملی ايران
بدون مسافر؛ از فرودگاه شهر لارناکای جزيره قبرس در دريای مديترانه؛ بلند
ميشود تا به ظاهر به تهران برگردد؛ ولی در ميانه راه در نزديکی مرز سوريه و
ترکيه گم ميشود.
. حالا بهتر است سراغ فانتومها برويم.
. ۸ فانتوم برای اينکه توسط رادارها ديده نشوند؛ در ارتفاع ۲۰ تا ۳۰ متری سطح
زمين و بين کوههای منطقه کردستان؛ جلو ميروند.
. مرزداران عراقی و ترکيه ايی؛ هر کدام فکر ميکنند اين هواپيماها متعلق به
کشورهای طرف مقابل است که طبق معمول برای گشت زنی در منطقه مرزی
به پرواز در امده اند.
. بنابر اين با خيال راحت؛ سرجايشان لم ميدهند و به انها نگاه ميکنند.
. همزمان با اغاز عمليات؛ چند جنگنده ايرانی برای اينکه حواس ارتش عراق پرت
شود و يکهو دنبال ۸ فانتوم راه نيفتد؛ در منطقه مرزی شروع ميکنند به ويراژ دادن؛
با اين کار؛ هواپيماهای رهگير و دفاع ضد هوايی عراق؛ سرگرم مانورهای انها
ميشوند و ۸ فانتوم با خيال راحت به سمت اچ ۳ ميروند.
. فانتومها در زمان از پيش تعيين شده؛ با بوئينگ ۷۰۷ ملاقات کرده و به ترتيب
مخازن سوختشان را پر ميکنند.
. بوئينگ ۷۰۷ مدام با فرودگاههای لارناکا و انکارا در ترکيه تماس ميگيرد و اعلام
ميکند مسيرش را گم کرده و دارد به دنبال مسير درست ميگردد.
. فانتومها از بوئينگ جدا ميشوند و بوئينگ به ارامی و به بهانه پيدا کردن مسير
درست؛ همان اطراف ميچرخد تا ۸ فانتوم؛ وقتی برگشتند؛ دوباره سوخت بزنند و
به ايران برگردند.
( جهنم الوليد ):
. سربازهايی که توانسته بودند از منطقه جنگی مرز ايران و عراق جان سالم به در
ببرند؛ در سايه لم داده اند.
. زير باد کولر و قائد اعظم شان؛ حسابی به ريش انها که ميجنگند؛ ميخندند.
. انها خيلی زرنگ و خوش شانس بوده اند که به اچ ۳؛ منتقل شده اند.
. چه حالی ميدهد اين هوای بهاری.
. ۸ فانتوم؛ بعد از پيمودن ۱۵۰۰ کيلومتر؛ در افق ظاهر ميشوند و شروع ميکنند به
اوج گرفتن.
. داس مرگ به جان سربازهايی می افتد که تا چند دقيقه پيش خوشحال بودند که
به جنگ نرفته اند.
. هر ۸ فانتوم بعد از انهدام کامل قارقارکهای روسی؛ صحيح و سالم؛ از همان
مسيری که امده اند بر ميگردند؛ بعد دوباره توسط بوئينگ ۷۰۷ در همان نقطه
قبلی؛ سوخت گيری ميکنند و باز هم از روی زمين و روی نوار مرزی ترکيه و عراق
به ايران برميگردند.
. بوئينگ هم به فرودگاه انکارا اعلام ميکند مسيرش را پيدا کرده.
. بعد هم خوش و خرم از طريق خاک ترکيه؛ راهی تهران ميشود.
. وقتی فانتومها به ايران نزديک ميشوند؛ دوباره چند جنگنده؛ برای پرت کردن
حواس ارتش عراق؛ در مرز ويراژ ميدهند تا انها با خيال راحت برگردند.
. در نزديکی ايران يکی از فانتومها توسط ضد هوايی عراق هدف قرار ميگيرد؛ طوری
که نمی تواند خودش را به پايگاه اصلی برساند.
. برای همين بر روی يکی از جاده های اتومبيل رو در جنوب اذربايجان غربی فرود
می ايد تا اختتاميه اين عمليات هم با يک شاهکار در فرود امدن انجام شود و
با کلکسيون کارهای غير عادی؛ عمليات کامل شود.
. اما بشنويد از عراقيها.
. انها اول که خبر را ميشنوند؛ به اسرائيلی ها بند ميکنند که کار؛ کار شماست.
. اما وقتی ميبينند اسرائيلی ها بی خبرند؛ شست شان خبر دار ميشود که اين
عمليات را ايرانی ها انجام داده اند و با نابود کردن بيش از نيمی از توان هوايی
عراق؛ انها را به خاک سياه نشانده اند.
<<
>>
. در پايان به ياد سرلشگر خلبان شهيد عباس بابايی فرمانده نيروی هوايی ارتش
جمهوری اسلامی ايران در دوران دفاع مقدس فاتحه ايی نثارش ميکنيم.
<<
>>
. ح .
. << شری بلر >> به دليل ضربه زدن به يک پسر ۱۷ ساله انگليسی مورد
بازجويی قرار گرفت.
. پليس انگليس از << شری بلر >> همسر << تونی بلر >> نخست وزير
انگليس به دليل اينکه در بازديد از يک مدرسه ورزشی به يک پسر ۱۷ ساله ضربه
زده است؛ بازجويی کرد.
. شری بلر پس از انکه پسر ۱۷ ساله پشت سر وی شکلک خرگوشی دراورد؛ به
شوخی ضربه ايی به پشت وی زده است.
<< نصيحت ! >>:
. پسر جان! هزار دفعه گفتن از پشت به خر نزديک نشين؛ ممکنه يهو جفتک
بارونتون کنه!!!
<<
>>
. خ .
<< بخشهايی از مصاحبه اخير اقای احمدی نژاد با مجله امريکايی تايم >>
<<
>>
. سئوال:
. چرا شما با تعليق غنی سازی به عنوان اقدامی اعتماد ساز موافقت نميکنيد؟
. جواب:
. ما اعتماد چه کسی را بايد جلب کنيم؟
. سئوال:
. اعتماد جهان.
. جواب:
. جهان؟ جهان چه کسی است؟ ايالات متحده؟ دولت امريکا کل جهان نيست.
. اروپا يک بيستم جهان را نيز شامل نمی شود.
. زمانی که من مفاد پيمان منع گسترش ( ان پی تی ) را مطالعه ميکردم؛ در هيچ
جا نديدم که نوشته شده باشد برای توليد سوخت هسته ايی ما بايد اعتماد
امريکا و برخی کشورهای اروپايی را جلب کنيم.
. سئوال:
. از شما نقل شده است که گفته اييد اسرائيل بايد از نقشه حذف شود.
. ايا اين تنها يک لفاظی بود يا واقعا جدی گفتيد؟
. جواب:
. مردم دنيا ازادند هرگونه که ميخواهند فکر کنند.
. ما اصرار نداريم که انها ديدگاه خود را عوض کنند.
. موضع ما در برابر فلسطين روشن است:
. ما ميگوئيم يک ملت از سرزمين خود اواره شده است.
. مردم فلسطين در سرزمين خود به دست کسانی کشته ميشوند که ساکنان
واقعی انجا نبوده از مناطق دور دنيا امده و خانه انها را اشغال کرده اند.
. پيشنهاد ما ان است که ۵ ميليون اواره فلسطينی به خانه هايشان برگردند و
سپس کل مردم ان سرزمين همه پرسی را برگزار کنند و سيستم دولتی خود را
انتخاب کنند.
. اين روشی دموکراتيک و مردمی است.
. ايا شما پيشنهاد ديگری داريد؟
. د .
گزارشها درباره رابطه عاشقانه ميان کاندوليزا رايس؛ وزير امور خارجه امريکا و
پيتر مک کی؛ وزير امور خارجه کانادا؛ به موضوع رسانه های دو کشور تبديل شده
و هر يک سعی دارند در انعکاس اخبار مربوط به ان از ديگری سبقت بگيرند.
( ای خدااااااااااااااا ! جيگراتونو من بخورم کفترای عاشق؟!! )
. گمانه زنيها درباره رابطه اين دو نفر هنگامی بروز کرد که رايس هفته گذشته
مدتی را در تفريحگاه اختصاصی مک کی گذراند.
( اوه اوه! عجب مکانی بوده اونجا!! )
. در عين حال مطلبی در شماره روز چهارشنبه نيويورک تايمز تحت عنوان رقص
دیپلماسی به درد بدگويی ميخورد به همراه عکسی از رايس و مک کی چاپ شد
که دست در دست يکديگر داشته و عاشقانه به يکديگر نگاه ميکردند.
( بابا ادامه ندين! اشکام در اومد؟! بابا عاشق!! بابا دلداده!! بابا ديو و دلبر! )
. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری برناما مالزی؛ وزارت امور خارجه امريکا اين
مساله را بی اهميت خواند و اعلام کرد:
. اين يکی از مسائلی است که رسانه ها به ان بيش از حد میپردازند.
( ای بی غيرتا!! وزيرتونو قر ميزنن اونوقت ميگين اهميت نداره؟....)
. شون مک کورمک؛ سخنگوی وزارت امور خارجه امريکا نيز فاش کرد که رايس
هنگامی که اين مساله را در رسانه ها خواند؛ خنديد.
( ای....................! بی تربيتی بود ننوشتم! )
<<
>>
. ذ .
. انوشه انصاری نخستين ايرانی فضانورد در حالی صبح ديروز سفرش را به سوی
ايستگاه فضايی بين المللی اغاز کرد که به دنبال پافشاری مقامات روسيه و
امريکا مجبور شد پرچم ايران را از روی لباس فضايی خود حذف کند اما وی در
همان حال بر ايرانی بودن خود تاکيد کرده و عنوان کرد:
. هر چند او را مجبور به حذف پرچم کشورش از روی لباس فضايی کرده اند اما
پرچم ديگری از ايران را در اين سفر به همراه خود به فضا ميبرد.
<<
>>
<< دعوتنامه >>
. دوستان خوبم ببخشيد که اين پست طولانی شد؛ البته قبليها هم دست کمی
از اين پست نداشتن!
. قصدم اين بود که شما رو به خوندن يک وبلاگ دعوت کنم!
. اين پسر کوچيک من محمد که امسال ميره کلاس دوم ابتدايی؛ پدر سوخته
انقدر اين شبها کنار دست من نشسته و تایپ کردن مطالب وبلاگم رو ديد که پيله
کرد و گير داد که من هم وبلاگ ميخوام.....منم هی ميگفتم بابا جون مگه
بچه بازيه؟!
. ديدم ول کن نيست....براش يه وبلاگ باز کردم تو ميهن بلاگ به اسم:
<< يادداشتهای يک وبلاگر کوچولو >>
. قول داده که مطالب جالبی توش بنويسه.
. ماشالله اگه برين وبلاگش خودتون دستپختشو خواهيد ديد.
. هوش خوبی داره و خودش مطلبشو تایپ کرد و منم وارد وبلاگش کردم.
. برين وبلاگش و بهش روحيه بدين بچه به زندگی اميدوار بشه!
. وبلاگش با عنوان << يادداشتهای يک وبلاگر کوچولو >> تو قسمت لينکهای
وبلاگم قرار داره.
. فکر کنم يکی از کم سن و سالترين وبلاگرای اين مملکت تو خونه ماست! نه؟!
. يا حق و يا علی مدد.
| لینک | ۱۳۸٥/٦/٢٩ - مجید |
<< ۲۹ >>
. الف .
. زندگی را اسان بگير؛ چون روزگار به اندازه کافی به تو سختی خواهد داد.
<<
>>
. ب .
<< دو ديدگاه درباره نامه خانم فاطمه رجبی عليه اقای خاتمی >>
<<
>>
. روزنامه شرق چندی پيش سرمقاله خود را به متن نوشته شده توسط يکی از
اعضای دولت سيد محمد خاتمی؛ رئيس جمهوری اصلاح طلب اختصاص داده که
در نکوهش يادداشت توهين اميز همسر سخنگوی دولت عليه خاتمی چنين
نوشته است:
. گرچه جايگاه نويسنده نامه شخصا از اهميتی برخوردار نيست که به ان
پرداخته شود ولی به دليل انکه نويسنده نامه همسر سخنگوی دولت است و
رانت نزديکی به کانون قدرت رياست جمهوری باعث انتشار ان شده بايد به چند
نکته توجه کرد از جمله اينکه.....
. اگر روزی که همسر اقای الهام کتاب <<معجزه هزاره سوم>> را در فضيلت
احمدی نژاد می نوشت؛ بنا به کلام مولا؛ خاک بر دهان متملقان می پاشيدند؛
امروز همه دستاوردهای ۲۷ ساله انقلاب توسط فرد ناشناسی که همسر اقای
شناخته شده دولت فعلی است زير سئوال نمی رفت.
. البته هيچ يک از علاقه مندان اقای خاتمی از اقای الهام نمی خواهند که خدای
ناکرده صاحب اين قلم پر اهانت و فحاشی را به دادگاه معرفی کند.
. از مقامات قضايی هم نمی خواهند که از نويسنده نامه شکايت کنند.
. خاتمی از اين اهانتها اسيبی نمی بيند.
. مدير مسئول روزنامه کيهان هم در يادداشت مطبوعاتی خود نامه تند روانه همسر
سخنگوی دولت عليه اقای خاتمی را به نقد کشيده است و با اشاره به اينکه:
. خانم رجبی اگر چه از سويدای دل می گويد و می نويسد؛ ولی متاسفانه در
بسياری از نوشته ها با عرض پوزش حرمت مسئولان و نظام را نگاه نمی دارد؛
شعار را به جای استدلال می نشاند؛ بين صفر و صد نقطه ديگری نمی شناسد و
از اين روی به اغراق روی می اورد...
. اميد است خانم رجبی خود را خدای نا خواسته برتر از همه نظام ندانند که
البته در تئوری نمی دانند؛ اما در عملکرد ايشان جز اين تفسيری ندارد.....
. ايا ايشان عقل سياسی؛ شعور دينی و بينش اسلامی خود را برتر از همه
می دانند؟! وايا بر اين باورند که تماميت مردم و مراجع و رهبری و.. از درک انچه
ايشان درک فرموده اند؛ عاجزند؟!.....
. ايشان در يادداشت خود خواستار خلع لباس اقای خاتمی شده اند؛ اقای خاتمی
دو دوره متوالی رئيس جمهوری کشور بوده ان هم با ارای بالا و کم نظير.
. ايشان با کدام منطق عقلی و شرعی رئيس جمهوری منتخب مردم و مورد
تائيد بالاترين مقام رسمی و دينی نظام را وابسته به امريکا می دانند؟!
. پ .
<< يک خبر نگران کننده >>
. يکی از نشريات هفتگی که به طور مرتب و خستگی ناپذير پی گير تحرکات و
تغيير و تحولات جامعه اجنه در تهران و سطح کشور است؛ از قول کارشناس خود
اين هفته اعلام کرده که ۴۵ روز است که هيچ جنی در تهران تسخير نشده است.
. کارشناسان به طور شبانه روزی در حال ارزيابی اين مسئله نگران کننده و
ارتباط ان با بحرانهای جهانی و مناقشات منطقه ايی هستند.
<<
>>
. ت .
<< پايان نرگس؛ لو رفت >>
<<
>>
. همان طور که داريد سريال نرگس را دنبال ميکنيد و مستحضر هستيد؛ چند
قسمتی است که هيچ اتفاق خاصی نمی افتد و به قول يارو گفتنی:
. << سريال از نفس افتاده و کم اورده >>
. نمونه بارز اين ادعا همين مادر خودمان.
. تا قبل از سريال نرگس؛ ساعت ۷ شب شام ميخورد و ۹ نشده می خوابيد.
. اما ان اوايل پخش سريال نرگس؛ تا يک ربع به يازده بيدار می ماند و با چشمان
گرد؛ ماجرا را دنبال می کرد.
. شوکت را نفرين و برای سلامتی نرگس دعا می کرد.
. تازه وقتی هم می خوابيد؛ در خواب با شوکت دعوا می کرد.
. خلاصه حسابی ماجرا داشتيم.
. اما از وقتی نسرين با مينی بوس شرکت واحد رفت سفر و بچه هيولا صفتش که
دوروزه مودار و النگو دار و خيلی چيزهای ديگر دار شد را زاييد؛ ديگر مادر جلوی
تلويزيون؛ نيم ساعتی چرت می زند و تازه بی خيال بعضی قسمتها می شود و
می رود راحت می خوابد.
. تازه خبر موثق داريم که ميزان ترافيک تهران در ساعت پخش نرگس؛ دوباره
افزايش يافته و ملت در خانه بند نمی شوند.
. اين از اين!
. اما حالا که به اخرهای سريال رسيديم؛ چند تا پيش بينی از پايان نرگس
برايتان نقل می کنيم تا کفتان ببرد:
- شوکت؛ به عنوان جاسوس هسته ايی دستگير می شود.
- بهروز خيانتکار با بسته پيشنهادی اروپا همراه سولانا بر می گردد.
- بهار با سرعت هر چه تمام تر بزرگ می شود و انتقام اش را از شوکت می گيرد.
- همه همديگر را می کشند.
. در صحنه پايانی؛ ابراهيمی ظاهر می شود و می گويد:
. << فنيتو >>
- رستم؛ همه کاره است و همه خط ها را او به شوکت می دهد.
- نرگس از احسان طلاق ميگيرد و با شوکت ازدواج ميکند.
. ادامه بدهيم؟ کفتان هنوز نبريده...؟!
. ث .
<< تاکتيکهای سرگيجه اور؛ ادعاهای عجيب! >>
. همين طور پيش برويم؛ ورزش ايران نه تنها همه مرزهای بين المللی را در خواهد
نورديد بلکه به زودی اوازه ان از کهکشانها هم بيرون خواهد زد.
. ما برای اين حرف؛ دليل داريم.
. وقتی که تيم ملی ايران به مصاف کره جنوبی می رود و سرمربی تيم
<<اميرخان>> با افتخار تمام می گويد تا شروع بازی خبر نداشته که يک مربی
ايرانی به اسم افشين قطبی روی نيمکت کره ای ها نشسته؛ ما غير از پيروزی
چه انتظاری می توانيم داشته باشيم؟
. وقتی ناصر خان ابراهيمی ملقب به <<پدر تاکتيکها>> روی نيمکت ماست و در
عرض نود دقيقه؛ ۶۷ بار ارايش تيمی ايران را از ۳-۶-۱ به ۴-۴-۲؛ ۳-۴-۳؛ ۳-۵-۲؛
۶-۳-۱ وغيره تغيير ميدهد؛ حاصل کار جز سرگيجه گرفتن حريف وگل خوردنش چه
خواهد بود؟
. و در اخرين اظهار نظر هم رئيس سازمان تربيت بدنی فرموده اند:
. << ما در دوره بعدی جام جهانی؛ حد اقل بايد به جام صعود کنيم و بعد با بالا
رفتن از گروهمان به جمع ۱۶ تيم برتر دنيا برسيم >> ايشان فرموده اند:
<< البته ما هنوز انتظار نداريم تيم تا ۸ تيم صعود کند! >>
. اقا ما با اين مديران سازمان و مربيان تيم ملی که همه را پيچانده اند؛ خيلی حال
می کنيم و اين را با صدای بلند اعلام می نماييم ( همه اش که نبايد انتقاد و غرغر
باشد )؛ به خصوص با ان قسمت اول حرفهای اقای علی ابادی.
<<
>>
<<
>>
. ج .
<< به بهانه نيمه شعبانی که گذشت >>
<<
>>
. يا ابن البدور المنيره
. ای فرزند ماههای تابان
. يا ابن السرج المضئيه
. ای فرزند چراغهای روشن
. يا ابن الشهب الثاقبه
. ای فرزند شهابهای درخشان
. يا ابن الانجم الزاهره
. ای فرزند ستاره های نورانی
. يا ابن السبل الواضحه
. ای فرزند راههای بی ترديد
<< نجاتمان ده از اين تاريکی >>
<<
>>
. بيا و پيکره چوبی مرا بتراش
. ومثل عشق؛ مرا خط خطی کن و بخراش
. ميان اين همه ديوار؛ چشم گم شده است
. اگر چه کور؛ ولی باز هم تو پنجره باش
. لجن لجن به پليدی رسيده اند اين قوم
. کجاست وارث ادم؛ ميان اين همه لاش؟!
. دوباره عاد و ثمود و... خدا به خير کند!
. دوباره جنگل و غار و هياهوی خفاش
. شب است و رعشه طوفان و سوسوی فانوس
. کليم! معجزه کن؛ روی شب ستاره بپاش
. در اين ميان که خود عشق هم نمی داند
. که از کدام تبار است؛ از کدام قماش
. به عشق اينکه به اتش رسد ادامه من
. بيا و پيکره چوبی مرا بتراش
<< کبری موسوی قهفرخی >>
. چ .
<< افتاب شرق غروب کرد >>
. روزنامه شرق ديروز توقيف شد.......
<<
>>
. ح .
. علی دوانی با انتشار نامه سرگشاده ايی در واکنش به موضع گيری اخير دخترش
فاطمه رجبی اعلام کرد:
. موضع گيری تند بر ضد دولتمردان گذشته خدمت به دولت مردمی و کاری جناب
اقای دکتر احمدی نژاد نيست.
. وی در اين مقاله مينويسد:
. در غياب اينجانب که در سفر مشهد مقدس بودم؛ مقاله ايی به قلم دخترم خانم
فاطمه رجبی پيرامون سفر جناب اقای خاتمی رئيس جمهوری سابق به امريکا
انتشار يافته است.
. از انجا که اينجانب مبتلا به کسالتهای حاد هستم؛ فرزندانم اينگونه اخبار را به
ملاحظه حالم به من نمی دهند؛ لذا مقاله مذبور و بازتاب ان را از من کتمان کرده
بودند.
. اخيرا به طور اتفاقی از ان باخبر شدم و به جهت کسالت نتوانستم ان را بخوانم
فقط مضمون کلی ان را به من گفتند که برای چندمين بار ناراحت شدم.
. علی دوانی در ادامه اين نامه ياد اور شده است:
. هم اکنون چند نکته را لازم به توضيح ميدانم:
. دخترم در زمان رياست جمهوری جناب اقای خاتمی چند بار مقالاتی در انتقاد از
عملکرد ايشان نوشته بود که فقط يک بار ان را مطلع شدم و همان موقع به نشريه
<<يالثارات>> به سبب چاپ انها گلايه کردم.
. چندی پيش هم اين دختره طی مقاله ايی بر ضد جناب اقای هاشمی
رفسنجانی؛ جناب اقای خاتمی؛ و جناب اقای کروبی و ديگران موضع گرفته بود که
ان را هم فرزندانم از من پنهان داشتند و پيامدی داشت که قضيه مسکوت ماند.
. ......
. علی دوانی محقق و پژوهشگر تاريخ در پايان مقاله خود به دخترش هشدار داده
است:
. در خاتمه ضمن عذرخواهی از اقايان محترمی که در مقالات دخترم مورد انتقاد
قرار گرفته اند؛ به عنوان پدری که بيش از بسياری از کسان با بيان و قلم به
انقلاب و خط امام خدمت کرده است؛ به دخترم تذکر ميدهم از اين گونه
موضع گيری در گفتار و نوشتار خودداری نموده و طوری نشود که خدای ناکرده
رابطه پدری و فرزندی ما قطع شود.
<< خلاصه شده از روزنامه حيات نو >>
| لینک | ۱۳۸٥/٦/٢۳ - مجید |
<< ۲۸ >>
. الف .
. ما همديگر را نميبينيم؛ ولی همديگر را دوست داريم و به ياد هم هستيم؛ برای هم
sms ميفرستيم.
. اگر هم خيلی دلمان بخواهد با هم حرف بزنيم سری به وبلاگ هم ميزنيم و از
گذشته ها ميناليم.
. بعد که يک وبلاگ نويس پشت صفحه مجازی اش می افتد و ميميرد؛ همه
وبلاگ نويسها از پشت صفحات ابی بلند ميشوند می روند ختم و برای اولين بار به
صورت هم نگاه ميکنند؛ ای وای تو اين شکلی بودي؟
<<
>>
. ب .
<< جوک هفته >>
<<
>>
. دو نفر که اصلا و ابدا هيچ ربطی به هيچ کدام از قوميت های معروف ايرانی
نداشتند؛ سفينه ايی می سازند تا به خورشيد سفر کنند.
. يکی به انها ميگويد:
. اخه احمقا! می ريد اونجا جزغاله ميشيد که.
. ان دو نفر پوزخندی زدند و گفتند:
. اهکی! فکر اونجاشم کرديم! شب حرکت ميکنيم!
. پ .
. کوهها هم اگر از جا کنده شدند؛ تو پا برجا باش.
<< امام علی ( ع ) >>
<<
>>
. ت .
. نشانی ام را يادداشت کن:
. بهشت؛
. بعد از رود شير و عسل؛
. زير درخت طوبا
. فرشته سمت راستی منم.
<<
>>
. ث .
<< ذوالفقار در اسمان حيفا >>
. کيست اين صاعقه رشيد؟
. که چون ذوالفقار علی ايستاده.
. بر فراز درياهای مشوش نفت و کوههای خام چربی.
. و در شبهای مضطرب <<تل اويو>> و <<حيفا>>.
. می سوزاند دماغ موشکهای ضد موشک امريکايی را.
. کيست اين نخل افراشته.
. در مزرعه کدوهای ژنتيک؟
. اين نخل خشمگين.
. در وسط اين رقاص خانه که.
. جزيره مصنوعی ميسازند در دريايش.
. برای همخوابگی <<مايکل جکسون>> و <<شازده کوچولوها>>
. در اصطبل اين همه ميش؛ کيست اين شير ژيان؟
. ميان اين همه نی؛ چه غريب افتاده اين شمشير؟
. کيست اين پرچم فتح در چرخاچرخ اين همه دشداشه؟
. در محاصره اين همه امير اخته.
. کيست اين سردار تنها؟
. جنوب تشنه بود و سيب تشنه.
. مديترانه تشنه بود و بيروت تشنه.
. خداوند به ما و قاتلان <<حسين>> فرصتی دوباره داد.
. دستهای بريده عباس را از شريعه گرفت.
. و بر شانه های تو به ياری ما فرستاد.
. تو را نصر الله می ناميم.
. و پس از نام تو ايمان داريم به <<فتحی قريب>>.
. ايمان داريم به قلب تو.
. که عبای جدت را بر دوش می اندازی.
. و فرياد می زنی<<الله اکبر>>.
. با ميراثی از مهربانی<<فاطمه>> و قهر<<حيدر کرار>>.
. خداوند به ما فرصتی دوباره داد.
. تا در جنوب زنده شويم.
. در سيبهايی که سرخ رو ميشوند.
. هنگامی که <<سيا>> شرق را رنگ ميکند.
. و سارس؛ عروسک فروشهای چينی را زرد.
. ما در جنوب زنده شده اييم.
. زيرا تو در جنوب زنده ايی.
. و خون همه شهيدان تاريخ.
. در رگهای تو با خون <<حسين>> می اميزد.
. ما در جنوب زنده شده اييم.
. و فرياد ميزنيم <<زنده باد نصرالله>>.
. هنگامی که فيفا به مشکل همزمانی جام جهانی نوزدهم.
. با جنگ جهانی سوم می انديشد.
. و امريکا اماده برگزاری چهار جنگ جهانی در هر سال است.
. <<زنده باد نصرالله>>.
. که فرياد ميزند تا مديترانه تکانی به خود بدهد.
. حلقه های رقص عربی را رها کند.
. با خاک پای شهيدان تيمم کند.
. و نمازش را بخواند.
. ان گاه قربه الی الله؛ ناوهای اسرائيلی را فرو برد.
. <<زنده باد نصرالله>>
. که فرياد ميزند <<الله اکبر>>.
. تا کودکان ما توفان را ياد بگيرند.
. و تلويزيونهای ما پخش مستقيم شوت شدن کره زمين را.
. <<زنده باد نصرالله>>.
. که در <<المنار>> اذان می گويد.
. برای ملتی که نماز را نشسته می خواند.
. در رکوع راه ميرود.
. و در سجده می خوابد.
. فرياد بزن اقا!
. و بگو که تنها <<نيروهای حافظ صلح>> قوت قلب ماست.
. و زور بازوان ما.
. فرياد بزن و بگو که فرياد؛ نفس ماست.
. و ضربان قلب ما.
. و بگو که کودکانمان.
. تنها در محدوده فريادهايمان می توانند بازی کنند.
. و تنها در محدوده فريادهايمان می توانند اسوده بخوابند.
. فرياد بزن اقا!
. هر چند نفست را دود قهوه خانه های اعراب می سوزاند.
. و دلت را امد و شد هواپيماهای تشريفات.
. ميان واشنگتن و حرمسراهای خاورميانه ايی <<کاندوليزا رايس>>.
. تو را به جنازه سوخته فرزندت در تلويزيون اسرائيل قسم.
. فرياد بزن اقا!
. که عنقريب از صندوقهای باطل شده انتخابات.
. در الجزاير و ترکيه.
. در عراق و افغانستان...
. حق بيرون خواهد امد.
. بيرون خواهند امد ميليونها مشت باطل شده.
. و فرياد خواهند زد:
. <<نصر من الله و فتح قريب>>.
{ علی محمد مودب }
<<
>>
. ج .
<< نياز منديها !! >>
. اورانيوم جهت مصارف بهداشتی رسيد.
<< داروخانه نطنز >>
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. اخرين تلفن را به ما بزنيد.
<< سنگ تراشی خانه اخرت >>
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. دستمال کاغذی توپی از جنس مرغوب ترين قطعنامه های شورای امنيت
سازمان ملل موجود است.
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. خبر مرگ جديد رسيد.
<< کتاب فروشی اورشليم >>
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. به پنج نفر سرخ پوست جهت خجالت کشيدن حرفه ايی تمام وقت نيازمنديم.
<< دفتر سازمان ملل بيروت >>
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. سوراخ موش و چوب پنبه خريداريم .
<< عتيقه فروشان بنی اسرائيل >>
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
<<
>>
. چ .
. ۱۰ هزار مسلمان امريکايی از حضور سيد محمد خاتمی رئيس جمهور سابق
ايران به اين کشور استقبال کردند.
. مسئولين مسجد بيت العلم در شيکاگو اعلام کردند از روزی که قرار شد اقای
خاتمی در اين مسجد سخنرانی کند << زير انبوهی از نامه هايی که برای
تقاضای حضور در سخنرانی او رسيده بود گم شديم >>.
. اين اتفاق در حالی است که برخی از سياستمداران و مقامات اسرائيلی از اين
سفر به شدت انتقاد کرده اند.
. از روز جمعه که سيد محمد خاتمی وارد فرودگاه <<جان اف کندی>> شهر
نيويورک شد و بدون سپری کردن قواعد مرسوم وزارت خارجه امريکا با خودروهای
تشريفاتی به محل اقامتش رفت؛ تا امروز هم چنان مورد توجه سياستمداران؛
خبرنگاران و مسلمانان دو کشور امريکا و کانادا قرار گرفت.
. خانمی بلند پايه ترين شخصيت ايرانی است که طی ۲۷ سال گذشته به خاک
امريکا پا گذاشته و به ايالات مختلف اين کشور سفر ميکند.
. سفر سيد محمد خاتمی به امريکا هم چنان که در خارج از کشور با بازتابهای
بسياری رو به رو شده در داخل کشور نيز برخی به اين سفر پرداختند و ان را
تقبيح کردند.
. در امريکا روزنامه دست راستی <<نيويورک سان>> از سفر خاتمی به امريکا
انتقاد کرد و نوشت:
. << خاتمی بارها از رژيم صهيونيست جنايتکار سخن گفته و افزوده است که
سازش ناپذيری اسرائيل حتی امريکا را نيز خشمگين کرده است و در اوريل ۲۰۰۱
خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران به نقل از خاتمی اعلام کرد که صهيونيسم
مبتنی بر مفهومی جعلی از برتری و نقض حقوق بشر است >>.
. اين روزنامه امريکايی در ادامه نوشت:
. << عنوان سخنرانی خاتمی يعنی تسامح در عصر خشونت؛ توهين به شعور
حاضرين است >>.
. در داخل کشور نيز ابتدا روزنامه کيهان از سفر خاتمی به ايالات متحده انتقاد کرد.
. اين روزنامه در يک خبر اعتراضی ذيل عنوان <<اکنون وقت سفر نيست>>
تاکيد کرد که تصميم خاتمی برای سفر به واشنگتن در حالی اتخاذ شده که دولت
امريکا به کامران باقری لنکرانی وزير بهداشت ايران برای شرکت در اجلاس رسمی
سازمان جهانی بهداشت در امريکا ويزا نداد.
. کيهان در ادامه مطلب خود ياد اور شد:
. << از زمان اغاز بررسی پرونده ايران در شورای امنيت سازمان ملل متحد هيچ
يک از ديپلماتهای هسته ايی ايران نتوانسته اند برای حضور در جلسات شورای
امنيت يا انجام رايزنيهای ديپلماتيک در نيويورک ويزای ورود به امريکا را دريافت کنند
>>.
. در داخل کشور انتقادات البته به روزنامه کيهان محدود نشد.
. خانم فاطمه رجبی همسر غلام حسين الهام سخنگوی دولت محمود احمدی
نژاد تند ترين انتقادات را نسبت به سيد محمد خاتمی ايراد کرد.
. او در بادداشتی که يکی از سايتهای اصولگرا ان را منتشر کرد سفر خاتمی را
<<دستمزد>> امريکاييها به رئيس جمهور سابق ايران دانست.
. اين گونه سخن گفتن عليه خاتمی باعث شد برخی اصولگرايان از همسر
سخنگوی دولت به شدت انتقاد کنند.
. خانم <<عشرت شايق>> نماينده مجلس هفتم با تاکيد بر اينکه <<اقای
خاتمی از ستونهای انقلاب است>> به خبرنگاران گفت:
. اظهار نظر خانم رجبی سبک و سطح پايين است.
. هيچ کس نبايد به خود اجازه دهد به ستونهای انقلاب اهانت کند.
. سيد رضا اکرمی عضو جامعه روحانيت مبارز نيز ادبيات فاطمه رجبی همسر
سخنگوی دولت را ادبياتی دانست که نه عقلانی؛ نه شرعی؛ نه اخلاقی و نه
عملی است.
. او می گويد:
. << مقام معظم رهبری دوبار حکم رياست جمهوری اقای خاتمی را تنفيذ کردند
و به دفعات ايشان را مورد تائيد و لطف خود قرار دادند بنابراين ادبيات خانم رجبی
در قبال اقای خاتمی؛ قطعا توهين به ايشان نيز هست >>.
. به گفته او << بی منطق حرف زدن خانم رجبی به معنای محکوم کردن خودش
نيز ميباشد >>.
. در همين خصوص قائم مقام جمعيت ايثارگران نيز در واکنش به اظهارات فاطمه
رجبی تاکيد کرد که << يک اصولگرای واقعی؛ متين و منطقی و مودب است و هر
کس چنين موضعی اتخاذ کرده باشد از نظر ما محکوم است >>.
. به هر حال با وجود تمام اين انتقادات در داخل و خارج کشور؛ بيش از ۱۰ هزار نفر
از مسلمانان امريکا پای سخنان مبدع گفت و گوی تمدنها نشستند.
. استقبالی که تاکنون برای يک سياستمدار ايرانی در خارج از کشور بی نظير بوده
است.
. (( خلاصه شده از روزنامه شرق ))
<<
>>
. ح .
. نميدونم از کدوم ستاره ميبينی منو.
. چشاتو ميبندی يا دوباره ميبينی منو.
. پر بغض جمعه های ناگزير و بی صدام.
. خيلی خسته م باورم کن دنيا زندونه برام.
. توی کوره راه چشام عطر بارون بوی سيبی.
. واسه عاشقونه موندن تو همون حس غريبی.
. تو همون حس غريبی که هميشه با منی.
. تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی.
. می دونم هنوز اسيرم تو حصار لحظه ها.
. کاش ميشد با يه اشاره ی تو ازاد ميشدم.
. با تو ام که گفته بودی غصه هام تموم ميشن.
. پس کجايی که بيايی منو بگيری از خودم.
. ناجی ترانه ها منو به واژه ها ببخش.
. اين حقيرو به سخاوت شب و دعا ببخش.
<< تهمورث پور شير محمد >>
. من اخرين وصی ام و خداوند به واسطه من بلا را از خاندان و شيعيانم دور ميسازد
<< امام مهدی ( عج ) >>
. ولادت با سعادت منجی عالم بشريت؛ قائم ال محمد( ص ) حضرت مهدی ( عج )
بر منتظران و عاشقان ان حضرت مبارک باد.
<<
>>
. خ .
<< پايان کابوس ايدز توسط دانشمندان ايرانی >>
<<
>>
. کشف روش درمان ايدز در حالی که پس از ربع قرن تلاش دانشمندان و پزشکان
جهان برای يافتن روشی جهت متوقف ساختن گسترش اين بيماری هنوز به
نتيجه نرسيده است؛ قطعا می تواند يکی از بزرگترين رويدادهای تاريخ پزشکی
جهان را رقم زده و برای هميشه جامعه بشری را از کابوس هولناک ايدز رهايی
بخشد.
. اين دستاورد سترگ که حاصل سالها تلاش محققان ايرانی است پس از ابداع
روش پيوند نخاع که مدتی پيش از سوی دانشمندان ايرانی به جامعه پزشکی
جهان عرضه شد؛ نشانه ايی از توانمنديهای مغفول اما چشمگير دانشمندان جوان
ايرانی است.
| لینک | ۱۳۸٥/٦/۱٥ - مجید |
<< ۲۷ >>
. الف .
<< چرا ازدواج کردی ؟ >>
<<
>>
. ما اين پرسش مشخص را؛ با تنی چند از هم وطنان در ميان گذاشتيم و شنيديم
که:
- پدر و مادر عشق بسوزد!
- من عاشق همسرم هستم.
- هدف از ازدواجم اين بود که ميخواستم نسل او را در دنيا؛ زياد کنم!
- برای خواهر کوچک تر از خودم؛ خواستگار امده بود؛ من با عجله ازدواج کردم که
راه را برای او هموار کنم!
- ازدواج کردم زيرا نميخواستم بيماری ايدز بگيرم و يا همانند بعضی از شما؛
منحرف شوم!
- شما که غريبه نيستيد؛ هدف چيز ديگری بود؛ ولی به ازدواج ختم شد چی بگم!
- دليلش را نميدانم ولی از همسرم ان قدر راضی هستم که اگر اجازه بدهد؛
حاضرم با دو سه نفری مثل خودش؛ ازدواج کنم!
- اين جانب در تولد؛ ازدواج و حتی مرگ خويش؛ اختياری نداشتم و نخواهم داشت!
- بين خودمان باشد؛ به من گفتند؛ بين زندان رفتن و ازدواج يکی را انتخاب کن!
- خوشحالم که ازدواج کردم؛ اگر دير ميجنبيدم؛ می بردنش!
- به بوی کباب امده بودم.
حالا ميبينم بلا نسبت خر داغ ميکنند!
- امده بودم بروم؛ دير شد؛ ماندم!
- اگر ازدواج نميکردم؛ نميتوانستم که طلاق بگيرم و از زندگی ام لذت ببرم!
- ازدواج کردم زيرا از <<ازادی>> بدم می ايد!
. ب .
<< سرودن دوبيتی در عالم هپروت ! >>
. والله چشمتون روز بد نبينه؛ حدود دو سال پيش تقريبا يه مشکل مهمی تو
زندگيم اتفاق افتاد که بعضی از دوستانم در جريان هستند که بگذريم......خدا رو
شکر حل شد.
. برای حل اين مشکلم يه مدتی گذرم افتاده بود خيابان ميرداماد تهران.
. تو اين خيابون و با اون وضع و اوضاع روحی خراب چشمم گاهی به چيزهايی
می افتاد که نا خود اگاه اين دوبيتی تو کله ام افتاد که اسمشو گذاشتم سرودن
دوبيتی در عالم هپروت! :
. نمی خواهم که باشم عين فرهاد
. اسير دلبران ميرداماد!
. بگيرم عينکی از نوع دودی
. زنم بر ديده تا دل گردد ازاد
<<
>>
. پ .
<< شبهای تهران >>
<<
>>
. هر که هر چه می خواهد ازاد است از تهران بگويد و بنالد از شلوغی سرسام اور
و ازدحام ازارنده و دود متراکم اين شهر.....
. اما شب اين شهر؛ چيزی کم از شب عاشقان بی دل ندارد؛ اگر چه به ان درازی
نباشد...
. تهران مثل دکتر جکيل و مستر هايد دو شخصيت متفاوت از هم دارد؛ با اين
تفاوت که بايد جای شب و روز اين دو شخصيت را عوض کرد.
. روز تهران از ان مستر هايدی است که از هيچ شرارتی فروگذار نيست.
. شرارت که سهل است حتی در روز تهران نفس هم نميشود کشيد.
. برای جای پارک ميشود؛ تا حد دوئل پيش رفت.
. برای يک سبقت بی جا و حتی با جا ميشود مثل گلادياتورها به جان هم افتاد و
برای ۵۰ تومان بالا و پايين ميشود با قفل فرمان به جان مسافر و راننده تاکسی
افتاد.
. ميشود به اندازه يک خيابان گرد بی خانمان چرک و کثيف و دود گرفته شد.
. ميشود از صدای بوق و مته های اسفالت کن و اژيرهای بی مورد و با مورد به
ستوه امد.
. ميشود خفقان گرفت و هلاک شد.
. ميشود تنگی نفس گرفت و مرد.
. ميشود....
. اما شبهای تهران از ان خواب گردها و عاشقان و قلندران تنها و بی همدم است.
. شهری پر از کرشمه اما بدون حضور خوبانی که از شش جهت ميتوانند بر سر
اين شهر فرود ايند...
. تهران تنها شهری است که شبهايش در قلمرو دراکولاها و خون اشامان نيست
و ادم کشهای فراری ان قدر در روز به کار خود رسيده اند که شبها اسير لشگر
خواب ميشوند.
. در عوض تمام شب اين شهر بزرگ به مالکيت تمام عيار خواب گردها و عاشقان و
قلندران در می ايد.
. ميشود در سکوت دلنشين شهر قدم زد؛ يا که بر پرايدی معمولی به اتوبان گردی
مشغول شد و اواز اوازه خوانی را گوش کرد که ميخواند:
. سر ان ندارد امشب که بر ايد افتابی.....
. شبهای تهران بی حضور کلوپهای شبانه يا دخمه های پر دود و دم؛ مجالی است
برای فکر کردن؛ يا که خيال بافتن و نفس کشيدن.
. ميشود تنهايی را با اين شهر تاريک قسمت کرد و روی جدول پياده رويی نشست
و به صدای سير سيرکها و کولرهای خراب گوش کرد و توسن سرکش خيال را در
اسمان کم ستاره تهران به جولان دراورد...
. تهران از نيمه شب؛ قطعه ايی است از بهشت بی ازاری که کسی را با کسی
کاری نيست و ميشود بی مزاحمت چشم ها و زبانها قدم زد يا که اتوبان گردی
کرد يا که کنار بساط خيابان گردی خواب گرد دمی اسود.
. شبهای تهران شبهای اسودگی است که گنجايش همه عشاق دلشکسته و
خسته و تنهای دنيا را دارد.
. کجائيد ای سينه سوختگان.
. ت .
. انتظارش را داشتيم.
. بالاخره اين شوکت؛ کار خودش را کرد.
. مثل هيولا افتاده به جان مردم و دارد خونشان را می مکد.
. از بس که ملت ما حساس هستند؛ نميتوانند اين همه ظلم را تحمل کنند.
. فشار به شان وارد ميشود و ميزند به قلب و مغزشان.
. نمونه اش همين هفته پيش؛ سه بانوی عزيز؛ بعد از ديدن نرگس؛ رفته اند
بخوابند بختک افتاده رويشان و احساس خفگی به شان دست داده و کارشان به
بيمارستان کشيده.
. تازه يکی از انها هم مدام دور اتاقش ميچرخيده و فرياد ميکشيده:
. << فکر ميکنم دارم می ميرم >>
. اين که چيزی نيست.
. همين همسر ما؛ تا ميرسيم خانه؛ مثلا يواشکی داخل جيبمان را ميگردد تا
بلکه ادرس زن دوم ما را پيدا کند.
. ولی زهی خيال باطل.
. چون ما از ان شوکت؛ خيلی زرنگ تريم و خنگ نيستيم که قبض خشکشويی
لباس زن هايمان را داخل جيبمان بگذاريم!
<<
>>
. ث .
. سرکار عليه کاندولی رايس هنگام جنگ اسرائيل با لبنان در حاليکه نيشش تا
فرق سرش هويدا گشته بود؛ گفت:
. جنگ لبنان درد زايمان خاورميانه جديد است!
. وقتی روزهای نيش و نوش گذشت و لبنان خاک و خار اسرائيل را بر باد داد؛
گفتند درد زايمان خاورميانه جديد به مخدره منتقل شده و بايد ۹ ماه منتظر بود و
خاور ميانه جديد را از اغوش کاندولی تحويل گرفت...... ما که منتظريم!
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٥/٦/٩ - مجید |
