<< ۳۴ >>   

. الف .

<< بخشی از گفتگوی ابوالفضل جليلی کارگردان سينما با يکی از

نشريات >>

<< >>

. سوال:

. در جشنواره های متعدد با مشهورترين سينماگری که دست دادی و روبوسی

کردی يا شماره تلفن با هم رد و بدل کردی کی بود؟

. جواب:

. در جشنواره ونيز بوديم با فيلم دت يعنی دختر.

. محمد اطبايی هم از ايران با من بود.

. فرش سرخ انداختند.

. تمام قدرهای سينمای جهان می ايستند و کسی که فيلمش اکران ميشود به

همه معرفی می کنند.

. جيله فونته کوربن رئيس فستيوال گفت <<سينيوره ابوالفضل جليلی؛ فرام

ايران>>.

. نوبت من بود که دست بدم.

. يک جوونی ايستاده بود؛ گفتم<< ای ام ابوالفضل جليلی ايرانيان فيلم ميکر.

. واتس يور نيم>>

. محمد اطبايی کوبيد توی سرش.

. داشت سکته می کرد.

. يارو به من گفت<<مای نيم ايز تام هنکس>>

. گفتم<<يو ار فيلم ميکر ار اکتور؟>>

. جيله فونته کوربن ديد من رفتم سراغ پولانسکی.

. گفت بيا بريم؛ ديگه ضايع نکن.

. ب .

<< بخشی از گفته های مجيد انتظامی استاد موسيقی در مصاحبه با

يکی از نشريات >>

<< >>

. سه؛ چهار سال اوايل انقلاب؛ موسيقی بلاتکليف بود.

. ما نوازنده ی ارکستر سمفونيک بوديم؛ چه کار بايد می کرديم؟

. مسئولين فکر می کردند موسيقی مردمی يعنی اين که شما را ببرند بين مردم؛

ساز بزنيد.

. پنج و نيم؛ شش صبح ما را می بردند توپخانه می گفتند بزنيد.

. توی اتوبوس های دو طبقه؛ مردم ما را نگاه می کردند که اينها خل شده اند! در

تاريکی و سرما امده اند سرود می زنند.

. يک مدت با ما همين رفتار را کردند.

. می گفتيم:

. << اگر می خواهيد اين کار را بکنيد؛ موزيک نظام را ببريد.

. ما تحصيلات عاليه داريم >>

. اخر سر موسيقی اين طوری مردمی نشد.

. ولی روان يک عده ما به هم ريخت؛ مريض شديم.

. حسين سرشار از همان جا مريضی اش شروع شد.

. رفتيم پيش ايت الله بهشتی که:

. << ترا به خدا يک فتوايی چيزی بده و ما را نجات بده >>

. ايت الله بهشتی حرف خوبی زد؛ گفت:

. << برای بتهوون و باخ هم مگر کسی فتوا صادر کرد.

. شما اگر حقيد برويد حق تان را بگيريد و اگر هم ناحق هستيد فيد ميشويد >>

. بالاخره از بس نق زديم؛ برای ما کنسرت گذاشتند.

. اولين ارکستر سمفونيک بعد از انقلاب در امين اباد برای بيماران روانی برگزار شد.

. خدا بيامرز حشمت سنجری رهبر ارکستر بود.

. حشمت سنجری دستش را بالا برد.

. ما شروع کرديم به ساز زدن.

. يکی از اقايان که بين بيمارها بود از جا بلند شد؛ ايستاد.

. ما می خنديديم.

. حشمت سنجری پشتش به انها بود.

. می گفت:

. << چرا می خنديد؟ >>

. امد فضای وسط و شروع کرد به رقصيدن.

. به تبعيت از اين اقا همه ی خانم ها و اقايان شروع کردند به رقصيدن.

. بعد از کنسرت هم؛ روی تابلوی اعلانات ان جا؛ باغ وحش تهران از ما دعوت کرده

بود برای کنسرت.

. ما گفتيم:

. << خب اينها مريض های روانی هستند؛ ادم ميتواند اينجا کنسرت بدهد ولی در

باغ وحش تهران برای کی ساز بزنيم؟ >>

. پ .

<< تاريخ يک اعتقاد >>

. در کنار بسياری از مسائل تاريخی که سر به مهر مانده اند و هنوز ميان مورخين

بر سر ان مناقشه است؛ گاه مسائلی پيدا ميشود که در عين تاريخی بودن؛ به

صورت مسئله روز يک جامعه نقش بازی ميکنند.

. مسجد جمکران که يک روايت تاريخی خاص خود را دارد؛ علاوه بر اينکه از جنبه

اعتقادی قابل بررسی است؛ امروز به لحاظ حضور گسترده مردم در انجا؛ به صورت

يک پايگاه اجتماعی؛ فرهنگی خاص درامده است.

. حضور چند ميليونی مردم در روز و شب نيمه شعبان هر سال و اجتماع سازمان

يافته و منظم مردم از اقصی نقاط کشور به صورت هفتگی در طول سال و کمکهای

کلان مالی دولت به اين مرکز؛ باعث شده است که برخی در مورد تاريخچه و

کارکرد اين مسجد و مرکز در حال گسترش به مناقشه برخيزند.

. روزنامه جمهوری اسلامی در تاريخ ۲۲/۶/۱۳۸۵ در صفحه سرمقاله خود؛ مطلبی

تحت عنوان << خطر عوام زدگی و رسالت نخبگان >> نگاشت و ضمن نقد روش

برگزاری جشنهای نيمه شعبان و نقل برخی مضامين مداحی و خطر ترويج عوام

زدگی و سطحی نگری اشاره ايی هم به مسجد جمکران کرد:

. << وقتی ما مسجد جمکران را تا انجا از نظر تقدس بالا ميبريم که از مساجدی

مثل مسجد الحرام؛ مسجد النبی؛ مسجد قبا؛ مسجد الاقصی؛ مسجد کوفه و

مسجد سهله نيز با فضيلت تر جلوه ميکند و بر مشاهد مشرفه نيز تقدم می يابد

واعلام ميکنيم که حدود سه ميليون نفر در شب و روز نيمه شعبان به زيارت اين

مسجد امده اند و با تبليغات بی سابقه خيل مردم تشنه معنويت را از نقاط مختلف

کشور به جمکران ميکشانيم و سخنان مداحانی را که به مردم وعده ميدهند در

اينجا امام زمان عليه السلام را زيارت خواهند کرد و از اينجا حاجت روا برخواهند

گشت و البته ميدانيم که نه زيارتی در کار است و نه اتفاق ديگری می افتد؛

انتظار داريم در دراز مدت اين مردم چقدر به اين تبليغات معتقد بمانند و پايه های

فکری انها دچار لرزش و پوکی نشود؟

. مسجدی که براساس يک خواب ساخته شده حداکثر اين است که مثل ساير

مساجد محترم است؛ اما برچه مبنايی اين همه تبليغات و معجزه و کرامت برای

ان ميسازيم و به خورد خلق الله می دهيم؟ >>

. روزنامه جمهوری اسلامی در اين سرمقاله نسبت به اين روز هشدار جدی داده

و لزوم يک نهضت فکری برای مقابله با اين عوام زدگی را مطرح ساخته بود.

. اما تعرض اين نوشته به مبنای مسجد جمکران باعث شد توليت اين مرکز اقای

ابوالقاسم وافی به دفاع از کيان تاريخی اين مسجد برخاسته و در ۳۰ شهريور

۱۳۸۵ طی جوابيه ايی تاريخچه تاسيس و راه اندازی اين مسجد را توضيح دهد:

. << به نظر ما توجه اقشار مختلف مردم به اين مکان تنها به خاطر همان جمله

کوتاه و نافذی است که از ناحيه مقدسه حضرت بقيه الله الا عظم

<<ارواحنا فداه>> نقل شده که فرمودند:

. به مردم بگو به اين مکان مشرف شده ان را عزيز شمارند و چهار رکعت نماز در ان

به جا اورند و بعد اضافه فرمودند:

. نماز در اين مسجد مقدس همانند نماز در خانه کعبه ميباشد >>

. <<........ نوشته اييد مسجد جمکران براساس يک خواب ساخته شده است!

شما که پيشنهاد داده اييد نخبگان با خطر عوام زدگی مقابله کنند خوب بود به يکی

از مصادر تاريخی مراجعه ميکرديد و يا به نظرات صريح مراجع بزرگ تقليد توجه

ميکرديد تا اينگونه بی پروا به خاطر غلبه احساسات از مبانی علمی و تحقيقی

فاصله نميگرفتيد >>

. مرحوم محدث بزرگوار و عالم جليل القدر حضرت ايه الله حاج ميرزا حسين نوری

رضوان الله عليه در کتاب شريف نجم الثاقب که به دستور مرجع بزرگ جهان

تشيع ميرزای شيرازی قدس سره نوشته شده و به تقريظ ان بزرگوار مزين گرديده.

. در حکايت اول از يکصد حکايتی که در کتابش اورده به تفصيل از کيفيت احداث

مسجد مقدس جمکران بحث کرده و بنای ان را به دستور حضرت بقيه الله

<<ارواحنا فداه>> دانسته است در اين حکايت تصريح شده که دستور ساختن

مسجد در بيداری صادر شده نه در خواب.

. حضرت ايت الله العظمی مکارم شيرازی <<دامت برکاته>> در اين زمينه چنين

فرموده اند:

. از جمله سمپاشی هايی که ميکنند اين است که ميگويند مسجد جمکران

نتيجه خوابی است که يک نفر در هزار سال پيش ديده است! اين بی خبران غافل

نميدانند مسجد جمکران مربوط به خواب نيست بلکه در سه شنبه هفدهم ماه

رمضان سال ۳۷۳ ه.ق در خانه حسن بن مثله جمکرانی را ميزنند و او را از خواب

بيدار ميکنند و به او ميگويند:

. << اجب مولاک صاحب الزمان.... >>

. او ميگويد دعوت را امتثال کردم و رفتم تا رسيدم خدمت امام زمان عليه السلام

ان بزرگوار فرمودند:

. << اين زمين مقدس و مورد عنايت خدا است مسجدی به دستور من اينجا بساز

>>

. << مرحوم استاد الفقها و المجتهدين حضرت ايه الله حاج شيخ مرتضی حائری

قدس سره مسجد جمکران را از ايات باهرات عنايت ان حضرت دانسته و فرموده اند

من به صحت اين مسجد مبارک قطع دارم.

. اقبال گسترده اقشار مختلف به مسجد مقدس جمکران عوام زدگی نيست بلکه

خواص از بندگان صالح خداوند و نخبگان سطح بالای حوزه های علميه از صدها

سال پيش به اين مکان توجه داشته اند و شخصيتهای بزرگی مانند ملا محمد تقی

مجلسی؛ شيخ بهايی؛ فيض کاشانی و سايرين برای عبادت به اين مکان مشرف

می گرديدند >>

. به دنبال پاسخ توليت مسجد جمکران روزنامه جمهوری اسلامی در شماره ۳ مهر

۱۳۸۵ خود به پاسخ گويی مجدد به مطالب مربوط به تاريخچه اين مسجد پرداخت

و استنادات اقای وافی توليت مسجد جمکران را غير علمی و ناکافی دانست:

. << حق اين بود که ايشان با تکيه بر مستندات و در چارچوب مباحث فنی به

مقاله روزنامه پاسخ ميدادند و مثلا ثابت ميکردند که ادعای ان فرد جمکرانی که

گفته است حضرت صاحب الامر عليه السلام کسی را به در خانه ايشان فرستاده

و مکان مسجد را به ايشان نشان داده و امر فرموده اند در انجا مسجد بسازند

براساس کدام معيار علمی قابل قبول است >>

. << ظاهرا اولين مصادری که در دسترس ماست و ماجرای مسجد جمکران را

بيان کرده اند کتب محدث نوری ميباشند.

. وی در چهار کتاب <<جنت الماوی>>؛ <<النجم الثاقب>>؛

<<الکلمه الطيبه>>؛ و <<مستدرک الوسائل>> خود به تفصيل يا به اجمال

ماجرای اين مسجد را نقل کرده و مانند هميشه که دابش اثبات احاديث و مطالب

سست و ضعيف با استناد به دلايل سست تر از اصل مطلب است؛ در اينجا نيز

سعی بليغ و کوشش وافری کرده تا مطلب را داخل در مطالب موثوق الصدور نمايد.

. حال انکه برای افرادی که حتی اندک اطلاعاتی از مبانی علوم حديث شناسی

داشته باشند ضعف و سستی مطلب اظهر من الشمس است.

. نويسنده برای اثبات مدعی خود عباراتی از امام خمينی درباره محدث نوری راوی

ماجرای مسجد جمکران بدين شرح اورده است:

. << غالب کتابهای روايی محدث نوری مانند مستدرک الوسائل نه فايده علمی

دارد و نه فايده عملی و مملو از احاديث ضعيفی است که علمای شيعه از انها

رويگردانند و صاحب نظران از بزرگان شيعه مانند کلينی و صدوق و طوسی به

انها وقعی نمی نهند و از کتابهای غير روايی او نپرس که پر است از داستانها و

حکايات عجيب که اکثر انها به شوخی شبيه تر است.

. البته او که خدا رحمتش کند فرد صالح و محققی بود لکن علاقه اش به

جمع اوری منقولات ضعيف و عجيب و غريب و چيزهايی که عقل سليم و نظر

صائب انها را نمی پذيرد بيشتر بود تا گرد اوری مطالب نافع..... >>

. به گفته اين روزنامه محدث نوری داستان جمکران را از کتابی به نام

<<تاريخ قم>> نوشته <<حسن بن محمد بن حسن قمی>> از معاصران شيخ

صدوق و به استناد کتابی از مرحوم صدوق نقل کرده است در حالی که نويسنده

کتاب تاريخ قم فرد مجهول الهويه ايی است و نامی از وی در کتب رجال و محدثين

نيامده است.

. هم چنين کتاب منسوب به صدوق نيز در جايی به عنوان اثار ايشان مورد تاييد

واقع نشده است.

. بر اين اساس نويسنده نتيجه گرفته است که:

. << ظاهرا اين کتاب از بافته های ذهن همان افرادی است که کتاب تاريخ قم و

مولف ان را ساخته و پرداخته کرده اند >>

. نويسنده در پايان چنين نتيجه گيری ميکند:

. << لذا با توجه به اين مطالب به جرات ميتوان گفت که مسجد جمکران و منسوب

بودن ان به حضرت ولی عصر شديدا مورد تشکيک بوده و طبق قواعد دانش حديث

شناسی نمی توان هيچ گونه اعتباری برای ان قائل بود.

. والله اعلام بالصواب >>

. دوستان نظر شما چيست؟

<< >>

. ت .

. شبهای قدر در حرم امام خمينی پايان جناح بنديهای سياسی است.

. هر سال در يک شب (۱۹ رمضان) علی اکبر ناطق نوری به منبر ميرود و در شب

ديگر (۲۱ رمضان) سيد محمد خاتمی که ان شب برای اولين بار به منبر رفت و

بالای منبر نشست و برخلاف سنت فردی اش که معمولا ترجيح ميدهد پشت

تريبون برود و سخنرانی کند اين بار بر بالای منبر رفت.

. خاتمی خطيب سنتی البته نيست و معمولا ترجيح ميدهد مانند يک استاد

دانشگاه سخنرانی کند و به جای سيره و روايت تاريخ بگويد و استدلال کند و تنها

در پايان کار دعايی خواند و از منبر پايين امد اما علی اکبر ناطق نوری که همواره

گفته است به منبری بودنش افتخار ميکند شب اول قدر را به زيبايی برگزار کرد و

فارغ از انچه به عنوان يک سياستمدار شناخته ميشود در لباس خطيبی شور

انگيز ظاهر شد.

. ناطق نوری صدايی خوش هم دارد.

. در هر دو مراسم سخنرانی خاتمی و ناطق نوری چهره های مجمع روحانيون

مبارز حضور داشتند از جمله مهدی کروبی بر صندلی نشسته بود و سيد حسن

خمينی و پدر همسرش ايت الله موسوی بجنوردی نيز حاضر بودند.

. در مراسم سخنرانی خاتمی مداح سالهای جنگ کويتی پور نيز نوحه خواند و

ياد اور سالهای دهه ۶۰ بود؛ سالهايی که جناح خط امام در اوج بود و مداحانی

چون کويتی پور تاريخ معاصر و تاريخ اسلام را پيوند ميزدند.

<< >>

<< >>

<< >>

. ث .

. << او يک جاذبه توريستی است >>

. << حسين رضا زاده يک جاذبه گردشگری ورزشی است >>

. اين خبری بود که در روزهای گذشته؛ رئيس سازمان ميراث فرهنگی اعلام کرد.

. پس از اعلام اين خبر اگر تورهای مسافرتی چنين اگهی هايی را برای جلب

توريستها منتشر کنند؛ جای تعجب نخواهد داشت.

. << (( تپل تور )) شما را به يک سفر خاطره انگيز برای بازديد از يکی از جالب

ترين جاذبه های گردشگری دنيا دعوت ميکند.

. شما در سفری به اردبيل خواهيد توانست به ديدار حسين رضازاده برويد؛ با او

حرف بزنيد و در کنارش چلوکباب مخصوص زعفرانی ميل کنيد.

. عکس انداختن به همراه قوی ترين مرد جهان و پسر ۳ ساله اش ابوالفضل؛ يک

حادثه شگفت انگيز در زندگی شماست که هرگز فراموش نخواهيد کرد.

. دست زدن به شکم حسين رضازاده؛ برنامه ويژه اين تور است که طی يک

مراسم باشکوه و همراه با نوای موسيقی سنتی اذری اجرا خواهد شد.

. دو روز و سه شب با اقامت در هتلی مشرف به خانه پدری حسين رضازاده؛

فقط /۰۰۰/۵۰۰/۳ ريال.

. برای شب ژانويه و عيد نوروز؛ قيمتها سی درصد افزايش خواهد يافت.

. فرصت را از دست ندهيد؛ ممکن است حسين لاغر شود ! >>

<< >>

. ج .

. ملت جو گير شده اند.

. در خيابان تا همديگر را ميبينند؛ همديگر را گاو و گوسفند و غيره صدا می زنند.

. تا می گوييم چرا فحش می دهيد؛ ميگويند ما ديروز چشممان را عمل کرده اييم.

. چشممان دارد واقعيتها را ميبيند.

. انگار اين سريال اخرين گناه با ان پيوند قرنيه برزخی اش؛ حسابی ترکانده.

<< >>

. چ .

<< نقد روزنامه جمهوری اسلامی بر ديدگاههای مصباح يزدی >>

<< >>

. روزنامه جمهوری اسلامی چند روز پيش با انتشار مقاله ايی به نقد ديدگاههای

ايت الله مصباح يزدی در خصوص ولايت پرداخت.

. هفته نامه پرتو سخن چندی پيش ديدگاههای ايت الله مصباح يزدی را منتشر کرد.

. در ان مقاله به نقل از وی امده است:

. << شايد کمتر کسی باشد که در دوران بعد از انقلاب تاکنون و در دوران قبل از

ان درباره ولايت فقيه به اندازه بنده حرف زده يا مطلب نوشته باشد؛ بحث و

مناظره کرده باشد >>

. روزنامه جمهوری اسلامی در حاشيه اين اظهارات اورده است:

. چون بزرگان ميفرمايند علم به تنهايی مشکل انسان را حل نميکند از جناب

استاد ايت الله مصباح يزدی سئوال ميکنيم:

. اولا ايا شما بيشتر فقه خوانده اييد يا همان فردی( اقای منتظری) که در همين

سخنرانی تعرض اميز به او اشاره کرده اييد و گفته اييد سادگی مخصوصی داشت

و تحت تاثير بعضی از روشنفکر مابها به خصوص نهضت ازادی چنين و چنان گفت؟

. من گمان نمی کنم احدی از علمای حوزه شما را در تخصص فقهی همطراز

مشار اليه بداند حتی در مسئله ولايت فقيه هم بايد به دليلی ثابت شود که شما

بيشتر از ايشان کار کرده اييد.

. ثانيا ايا شما بيشتر برای ولايت فقيه در ميدان عمل کار کرده اييد و زحمت

کشيده اييد يا ان شخص ديگری( اقای هاشمی رفسنجانی ) که به او هم در

همين سخنرانی تعرض زده و گفته اييد می گويد:

. << نه اقا ولايت امر زمينی و با رای مردم است >>

. در اين مورد هم گمان نمی کنم احدی از کسانی که برای حکومت اسلامی ايران

مبارزه کرده اند و مبارزان را ميشناسند نقش شما را که انشا الله نقش داشته اييد

به اندازه يک دهم بلکه يک صدم نقش ايشان بدانند.

. پس ملاحظه فرموديد که اين دو فردی که نام انها از همين سخنرانی شما به

دست امد يکی از انها يقينا بيشتر از شما درباره فقه و ولايت فقيه کار کرده است

اما علم کثير او فايده ايی که بايد ببخشد؛ نبخشيد و ديگری احتمالا کمتر از شما

فرصت کار علمی اصطلاحی داشته است اما به درجات بيشتر از شما برای

حکومت اسلامی  و ولايت فقيه کار کرده و موثر بوده است و به همين خاطر و به

دليل امتيازات ديگر از دست بنيانگذار تيزبين و ادم شناس جمهوری اسلامی

يعنی امام خمينی (ره) چندين مدال افتخار گرفته است.

. اقای مصباح ميگويند:

. << اگر بنده در زمينه مسائل ولايت فقيه احساس کردم روزنه ايی وجود دارد که

دشمن ميتواند از انجا نفوذ کند ايا بايد بگويم يا نه >>

. از جناب اقای مصباح می پرسيم چگونه است که احساس خطر فقط به شما

دست داده است و اين همه مراجع و علما و فقها و انديشمندان چنين احساسی

ندارند بلکه برخی از انها از رويه و موضع گيريهای تند و احساسی شما ناراحت

و نا راضی اند.

. موضع گيريهای تند و بيش از حد لازم شما در سالهای پيش از انقلاب درباره

دکتر شريعتی فراموش نشده است.

. همان زمان حتی يک عالم موجه با شما همراه و هماهنگ نبود.

. من از بزرگان ناراضی از رويه شما در قصه شريعتی يکی از گذشتگان را نام

ميبرم که سيد الشهدای انقلاب اسلامی ايت الله بهشتی شهيد مظلوم است و

يکی هم از احيا که حضرت ايت الله خامنه ايی رهبر معظم انقلاب دام ظله ميباشد.

. اقای مصباح گفته اند:

. << ايا به پزشکی که ميداند مثلا ايدز از اينجا سرايت ميکند ديگران تشخيص

نميدهند و شايد اصلا نميدانند چه هست بايد گفت اقا برای اينکه برخی ناراحت

نشوند شما وسواس نينداز بگذار مردم زندگی شان را بکنند؛ پزشک اگر نگويد

خيانت کرده است >>

. جناب ايت الله مصباح همه می دانند عرفا و عادتا غير ممکن است که هجوم

بيماری خطرناکی را فقط يک پزشک بفهمد و ديگران حتی پس از اينکه او سالها

داد و فرياد ميزند پی نبرند.

. اگر چنين حالتی اتفاق افتاد خوب است چنين پزشکی در تشخيص خود ترديد

کند و در مقدمات علمی و روحی خود بازنگری کند و برای خود و ديگران زحمت

درست نکند.

. جناب اقای مصباح! ايا انصافا اين درست است که شما درباره همه علما و بزرگان

که در ميان انها مراجع عظام تقليد و مقام معظم رهبری قرار دارند؛ بگوييد

<< ديگران تشخيص نمی دهند و شايد اصلا نمی دانند چه هست! >>

. به نظر شما اين نوعی خود بزرگ بينی و به حساب نياوردن ديگران نمی باشد؟

. اقای مصباح گفته اند:

. << اصلا فلسفه وجود من اين است که اگر جايی خطر بيماری را احساس کردم

هشدار بدهم که مواظب باشيد بيماری دارد می ايد >>

. اگر اين کار فلسفه وجودی شماست پس فلسفه وجود رهبر در نظام اسلامی

چه ميباشد.

. احدی از احاد ملت حق ندارد بر رهبری جلو بيفتد.

. ايشان ميگويند:

. << اگر از صدر اسلام تاکنون يک فقيه را پيدا کنيد که گفته باشد مشروعيت

ولی فقيه از رای مردم است من تمام دارايی ام را به او می بخشم >>

. اولا مگر يکی از شرايط درست بودن يک نظر فقهی يا غير فقهی اين است که

اين نظر پيش از ان مطرح شده باشد.

. علامه حلی بنا بر معروف فتوا داد که اب چاه با ملاقات نجس متنجس نميشود در

حالی که کسی از فقهای شيعه پيش از اين چنين حرفی نزده بود.

. ثانيا رهبر معظم حفظه الله همان گونه که با نظر شما درباره شريعتی موافقت

نداشتند با اين نظر و تحليل و برداشت شما درباره ولايت فقيه هم نظر موافقی

ندارند.

. ايشان در مقاله ايی که خودشان ان را در سومين کنفرانس انديشه اسلامی در

بهمن ماه ۱۳۶۳ قرائت کردند می فرمايند:

. <<........ ان کسی که اين معيارها را دارد و از تقوی و صيانت نفس و دينداری

کامل و اگاهی لازم برخوردار است ان وقت نوبت ميرسد به قبول ما.

. اگر همين ادم را با همين معيارها مردم قبول نکردند باز مشروعيت ندارد.

. چيزی به نام حکومت زور در اسلام نداريم >>

. ملاحظه ميفرماييد که ايشان مشروعيت حکومت ولی فقيه را به رای و قبول

مردم ميدانند.

. ته ديگ ! .

. << يادداشتهای يک وبلاگر کوچولو >> به روز شد.............

. بچه مريض شده تو عالم تب و بيماری هذيونايی گفته! برين بخونين.....

. تو قسمت لينکها................!

لینک
۱۳۸٥/٧/٢۸ - مجید

   << ۳۳ >>   

. الف .

<< شاخص های ماديگرايی >>

. پيامبر اعظم ( ص ) فرمود:

. زمانی بر مردم خواهد امد که خدايشان شکم و قبله شان زنان؛ و دينشان پول؛ و

شرافتشان وسايل زندگی انان است؛ از ايمان جز نامش و از اسلام جز اثرش و از

قران جز خواندنش باقی نمی ماند.

. مسجد هايشان از نظر ساختمان اباد؛ و دلهايشان از هدايت ويران است؛

دانشمندانشان بدترين خلق خدا روی زمين هستند؛ در چنين زمانی؛ خداوند انان

را به چهار چيز گرفتار ميکند:

۱- ستم پادشاهی ۲- قحطی زمانه ۳- ظلم فرمانداران ۴- ستم قضات

. اصحاب تعجب کردند گفتند:

. ای رسول خدا؛ ايا انان بت پرست هستند؟

. فرمودند اری؛ هر درهمی نزد انان بت است.

                                                            (( بحار الانوار؛ ج۲۲؛ ص ۴۵۳ ))

<< >>

. ب .

<< من بچه جواديه ام >>

( شعری از زنده ياد عمران صلاحی به مناسبت درگذشت وی )

<< >>

. من بچه جواديه ام.

. من بچه اميريه.

. مختاری.

. گمرک.

. فرقی نمی کند.

. اين رودهای خسته به ميدان راه اهن.

. می ريزند.

. ميدان راه اهن.

. درياچه ايی بزرگ.

. درياچه لجن.

. با ان جزيره اش.

. و ساکن هميشگی ان جزيره.

. گفتم هميشگی؟!

. اب از چهار رود.

. می ريزد.

. رود جواديه.

. رود اميريه.

. سی متری.

. شوش.

. و بادبان گشوده بر اين رودها.

. نکبت.

. می رانم.

. با قايقی نشسته به گل.

................

. من بچه جواديه ام.

. از روی پل که می گذری.

. غم های سرزمين من اغاز می شود.

. ای خط راه اهن.

. ای مرز.

. با پرده های دود.

. چشم مرا بگير.

. مگذار من ببينم چيزی را در بالا.

. مگذار من بخواهم.

. مگذار ارزو.

. در سينه ام دواند ريشه.

. مگذار.

. ای دود.

. يک روز اگر به محله ما امدی.

. همراه خود بياور چترت را.

. اينجا هوا هميشه گرفته است.

. اينجا هميشه ابر است.

. اينجا هميشه باران است.

. باران اشک.

. باران غم.

. باران فقر.

. باران کوفت.

. باران زهر مار.

. اينجا هميشه هوا بارانی است.

. وقتی که باران می بارد.

. يعنی هميشه.

. بايد دعا کنيم.

. و از خدا بخواهيم.

. نيرو دهد به بام کاهگلی مان.

. بايد دعا کنيم.

. ديوارها.

. تابوت سقف ها را.

. از شانه زمين نگذارد.

. بايد دعا کنيم که از درزهای سقف.

. اوای اضطراب قطره باران.

. در طشت.

. نشيند.

. همراه مادری که دو دستش.

. هی تير می کشد.

. همراه مادری که دو چشمش.

. می سوزد.

. و چند تکه پيرهن کهنه.

. افتاده در کنارش.

. پاره.

. کشتارگاه.

. در اخر جواديه.

. اين سوی <<نازی اباد>> است.

. و مردم محله من هر صبح.

. با بوی خون.

. بيدار می شوند.

. در بوی تند پهن.

. اينجا بهار بينی خود را بالا می گيرد.

. سگ های نازی اباد.

. در بوی لاشه های کهن عشق می کنند.

. ميعادگاهشان.

. کشتارگاه.

. انبوه گوسفندان.

. تصوير کوره های ادم سوزی را.

. در ذهنم.

. بيدار می کنند.

. .................

. بقيه اش را وقت ندارم بتایپم.

. پ .

. اگهی برای دريبل هايی که مفقود شدند

<< شما جادوگر ما را نديديد؟ >>

. علی کريمی بازيکن دوست داشتنی و محبوبی است؛ اما از اخرين باری که

دوستدارانش در لا به لای ارشيو ذهنی خود خاطره خوشی را ثبت کردند زمان

زيادی می گذرد.

. ان کريمی شعبده باز را می خواهيم؛ نه اين بازيکنی را که حتی يک نفر را هم

به سختی دريبل می زند.

. علی کريمی مشهور دريبلها و تکنيک نابش بود؛ نه اين شيوه بازی که هرگز با

خصوصيات او سازگار نيست.

<< >>

. ت .

. طفلک يکی از دوستان؛ از وقتی اين خبر را خوانده که وزير ارشاد گفته:

. << ماهواره را بومی می کنيم >>؛ هر شب منتظر اين است که مايکل

جکسون؛ ريکی مارتين؛ انريکو؛ مدونا و جنيفر لوپز در راستای اين سياست تازه

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ اشعار و ترانه های بومی و فولکلور ايرانی از

جمله ماشين مشتی ممدلی؛ الهه ناز؛ مرا ببوس و يه توپ دارم قلقليه را

بخوانند!

<< >>

. ث .

<< ديوان اخبار >>

. يک شرکت خصوصی اعلام کرد به عروس و دامادها برای شب عروسی

هلی کوپتر کرايه می دهد.

. نه با يک سينه شاعر می ايم

                                          نه با موسيقی فاخر می ايم.

. عزيزم بس که عشقم اسمانيست

                                               سراغت با هلی کوپتر می ايم.

<< >>

. وزير کشور:

. جوکهای سياسی در s m s ها نشانه فضای باز و پر نشاط اجتماعی است.

. نباشد هيچ کس در شهر دپرس

                                            تمام جامعه شاد و پر از حس.

. دموکراسی فراوان است اما

                                      فقط توی بو لو توث و اس ام اس.

<< >>

. ج .

<< ذکر علی ( ع ) >>

<< >>

. منت به سرم نيست به جز منت مولا

                                                  يا هو مددی سرور من حضرت والا.

. ياهو نشود سايه تو کم ز سر من

                                             ياهو نظری کن به دل در به در من.

. ياهو به گدايت بکن از لطف نگاهی

                                               يک عمر ريشانی و از چاله به چاهی.

. جامی که زدست تو گرفتم؛ شرفم داد

                                                   يک دست می و دست دگر تار و دفم داد.

. دل مست و زمين مست و زمان مست ز جامت

                                                       عالم همگی شيفته عشق و مرامت.

. يک تار ز مويت ندهم ملک دو عالم

                                              درويشم و اين بس که به نام تو ببالم.

. نای و نی و دف ذکر علی گويد و خواند

                                                    بدخواه علی نام به گيتيش نماند.

. در مسلک ما شرب مدام است طريقت

                                                    ما مست می ساغر حقيم و شريعت.

. ترانه سرا؛ اهنگساز و خواننده:

                                           رضا صادقی

<< >>

. چ .

<< گفت و شنود >>

( املت )

. گفت:

. از برکناری تونی بلر نخست وزير انگليس چه خبر؟!

. گفتم:

. داد مردم انگليس از دست او بلند است.

. گفت:

. ولی يکی از نمايندگان پارلمان انگليس هشدار داده است که نبايد در تصميم

برای برکناری تونی بلر عجله شود.

. گفتم:

. چرا......؟!

. گفت:

. او می گويد؛ بايد مطمئن بود که نخست وزير بعدی بدتر از بلر نباشد.

. گفتم:

. بچه ايی از مامانش پرسيد؛ مامان جون! شام چی داريم؟

. مامانش با عصبانيت جواب داد؛ زهر مار! و بچه با خوشحالی گفت؛ اخ جون! از

دست املت راحت شديم!

<< >>

. باز هم.....موخره!

. سلام............! وبلاگ اين بچه هم به روز شد!

. برين بخونين که چه نقد سريالی نوشته؟! بزرگتراشم ميترسن نقد بنويسن چه

برسه به اين چسقل بچه!

. << يادداشتهای يک وبلاگر کوچولو >>........... تو قسمت لينکها........

لینک
۱۳۸٥/٧/٢٢ - مجید

   << ۳۲ >>   

. الف .

. نکته سنجی می گفت:

. چرا هنگامی که کسی يک مشت حرفهای بی سر و ته و بی معنی را تحويل

ديگران می دهد؛ همه از او دوری می کنند و می گويند ديوانه است؛ عقلش

پار سنگ بر می دارد؛ اما اگر کسی همان کلمات بی سر و ته و بی معنی را با

اهنگ و موسيقی و در قالب ترانه به مردم تحويل دهد؛ برايش کف می زنند و

می گويند هنرمند است؟!

<< >>

. ب .

(( و نعوذ بالله من شرور انفسنا و سيئات اعمالنا ))

                                                                           . الهی امين .

<< >>

. پ .

<< چند داستانک !! >>

( اتفاق ):

. اولين باری که او را ديدم يک کت و شلوار طوسی پر رنگ با خطوط راه راه سفيد

پوشيده بود.

. عينک نيمه افتابی؛ کيف سامسونت کوچک؛ نوع راه رفتن و صحبت کردن بی

حوصله و نيمه کاره اش با موبايل و ..... يا شايد موهای ژل زده کوتاهش نشان

می داد که بايد ادمی موفق و جدی در کارش باشد.

. داشت از ان طرف خيابان به اين طرف می امد.

. رفت زير ماشين و مرد.

<< >>

( لذت انتقام ):

. ماهی بيچاره با اخرين توانی که در دمش جمع کرده بود؛ ضربه ايی به گردن

لک لک جوان زد.

. لک لک که عصبانی شده بود؛ اولين شکارش را محکم پرت کرد سمت امواج

دريا که در اب خفه شود!

<< >>

( اشراق ):

. داشتم جلوی اينه موهايم را شانه ميکردم و در همين حال با زنم درباره

چيزهايی که بايد از بيرون بخرم صحبت می کردم و داخل اينه تصوير خودم را

می ديدم که ساکت و مبهوت زل زده بود به من!

<< >>

. ت .

<< نيازمنديهای طنز اميز !! >>

<< >>

. هاپوی پشمالوی اينجانب گم شده از يابنده تقاضا می کنم لطفا به او خوش

بگذرد.

             مرسی

. گروه نمايشی <<روايت فرا متنی سپيد خوان>> تقديم ميکند:

. نمايش <<کی تو رو قشنگت کرده>> با هنرنمايی جمال جوجو

                                                                    تئاتر شهر؛ سالن پستو

. اطلاعيه:

. دفتر موسسه بزرگ هرمی نامحدود انصار سليمان( گلد کوئيست سابق) از

زيرزمين خانه مجردی کامبيز خلاف به طبقات ۱۵؛ ۱۶؛ ۱۷ برج طلا انتقال يافت.

 

. مدرک کارشناسی ارشد موجود است.

                                                     نقد و اقساط

. داستان نويس مطمئن جهت سرايش تاريخ يهود نيازمنديم.

                                                    بنياد حفظ مظلوميت بنی اسرائيل

. سال نو فرخنده باد!

. سازمان نشر سپنتا تقديم ميکند:

. سر رسيد ايران باستان دربردارنده تمامی مناسبتهای فول ايرانی به همراه

عکسهای رنگی از پشقايشقا و اسب خسرو پرويز.

. ث .

<< چند ذکر پيشنهادی >>

( به مناسبت ماه مبارک رمضان )

<< >>

. می شود خيلی راحت از کنارشان رد شد؛ ولی شما اين کار را نکنيد.

. بايستيد.

. فقط يک لحظه.

. سعی کنيد بشنويدشان.

. ان قدر خوب بشنويد که ارام ارام زبانتان انها را زمزمه کند.

. اين ها چند تا از همان جملاتی است که نبايد ناديده بگيريدشان.

. بعضی هايشان اشناترند و بعضی ها غريبه.

. ولی مگر فرقی هم ميکند؟

. اين که چند بار می خواهيد بگوئيد با خودتان.

- سبحانک لااله الا انت انی کنت من الظالمين ( ذکر يونس در شکم ماهی )

. پاک و مبرايی ای خدايی که جز تو معبودی ندارم و به درستی که من بر خود ظلم

کردم.

- يا الله ( تکراری به نظر ميرسد؟......... با خودتان چند بار بگوئيد تا ببينيد چه

ميشود )

. ای خداوند.

- يا من له الدنيا و الاخره ارحم من ليس له الدنيا و الاخره

. ای کسی که دنيا و اخرت از ان توست! رحم کن بر کسی که دنيا و اخرت ندارد.

- اللهم ارزقنا توفيق الطاعه و املا قلوبنا بالعلم و المعرفه

. خدايا توفيق بندگی ات را به من بده و قلب ما را از علم و شناخت ات پر کن

- يا حبيب من لا حبيب له

. ای دوست کسی که جز او دوستی ندارد.

- لا اله الا الله الملک الحق المبين

. نيست خدايی جز خداوند حق اشکار

. ج .

. طبق اخبار تائيد نشده و غير موثق پس از نامه ايی که کمپانی سونی برای

شرکت فيلم افسايد در مراسم اسکار برای مقامات مسئول ارسال کرده بود؛

رئيس کمپانی پاناسونيک نيز در عالم چشم و هم چشمی نامه ايی را برای

شرکت نسخه کامل نرگس در مراسم اسکار امسال برای مقامات مسئول اين

سريال فرستاده.

. در متن اين نامه چنين امده:

. << ای مقام مسئول؛ ای شوکت ضايع کن؛ ای نرگس تمام کن؛ ای بهروز

عاقبت به خير کن؛ ای سريال کوتاه کن؛ حيفت نيامد اين سريال نرگس را که از

لحاظ زيبايی مانند قالی کرمان؛ از نظر انسجام مانند اشعار حافظ و از لحاظ

استحکام مانند بتون ارمه است؛ مانند سريال مبتذل و زبان خراب کنی چون

شبهای برره مثله کنی.

. بيت:

. اه اه از دست صرافان گوهر ناشناس هر زمان خرمهره را با در برابر ميکنند.

. خلاصه يک کلام ختم کلام؛ اگر تا اخر هفته نسخه کامل و ۸۴ قسمتی سريال

نرگس را برای مسئولان اکادمی فرستادی که فرستادی؛ اما اگر نفرستادی بگو

ببينم کی ميخوای بفرستی؟

. ارادتمند:

. هيروشی پاناسونيک ( ناسيونال سابق ) >>

<< >>

. چ .

<< خبر خوش سينمايی >>

. خبر خوش سينمايی که زينت بخش چند نشريه وزين هفتگی در روزهای

گذشته بود؛ در مورد اشتی کنان محمد رضا گلزار و خانم هديه تهرانی بود.

. اول فکر کرديم که اين تيتر از دل مجله های دهه پنجاهی ستاره سينما و دختران

و پسران در اين نشريات دهه هشتادی سر در اورده است.

. اما بعد دريافتيم که ظاهرا مشکل اين دو هنرمند بزرگ بر سر اختلاف

سليقه شان در مورد ارزش هنری و بصری فيلمهای موج نوی فرانسه و تکنيک

فاصله گذاری برشت بوده است که خوشبختانه با وساطت مدير سينما تک

فرانسه و سردبير کايه دو سينما اين کدورت رفع شده است.

<< >>

<< >>

. موخره !! :

. وبلاگ اين ممل ما به روز شد!

. بچه خشتگش پاره شده!

. برين بخونين.......{ يادداشتهای يک وبلاگر کوچولو }..... تو قسمت لينکها.....

لینک
۱۳۸٥/٧/۱٤ - مجید

   << ۳۱ >>   

. الف .

<< به نام مردان ايثارگر >>

{ شعری از زنده ياد محمد رضا اغاسی }

<< >>

. به نام خداوند مردان جنگ.

. دليران چون شير و ببر و پلنگ.

. به نام خداوند ياران دين.

. ز شک رفته مردان اهل يقين.

. به نام يلان محمد ( ص ) نژاد.

. که شد شورشان غبطه گردباد.

. علی صولتانی که در خون شدند.

. به يک نعره از خويش بيرون شدند.

. به نام کسانی کنم اقتدا.

. که در خاک از انهاست جوش صدا.

. به نام غيوران زهرا ( س ) نسب.

. ز خود رستگان به حق منتسب.

. حسن مذهبان صبور امده.

. می زهر نوشان ان ميکده.

. خراباتيان حسين اشنا.

. به خون رنگی مشرقين اشنا.

. اگر دم فرو بندم از ذکرشان.

. رها نيستم يک دم از فکرشان.

. من و ياد ياران که سر باختند.

. ولی بر ستم گردن افراختند.

. سحرگاه اعزام يادش بخير.

. و گردان گمنام يادش بخير.

. لباسی که خاکی تر از خاک بود.

. ولی چون دل عاشقان پاک بود.

. من چفيه ايی ساده و بی ريا.

. رفيقانی افتاده و بی ريا.

. الهی به مستان بربط شکن.

. به مردان طوفانی خط شکن.

. الهی به گردان زيد و کميل.

. دليران چون رعد و طوفان و سيل.

. به انان که بی پا و سر امدند.

. شهيد از ديار خطر امدند.

. به مفقود و جانباز و ايثارگر.

. که شد تيغشان بر عدو کارگر.

. به مردان در کنج محبس قسم.

. به والفجر و بيت المقدس قسم.

. به خيبر که برکند مولا درش.

. به رقصی که صد پاره شد پيکرش.

. به دل سنگی کربلای چهار.

. به ياران بی مدفن و بی مزار.

. به فتح المبين و به فتح الفتوح.

. به طوفان به کشتی به دريا به نوح.

. به مرصاد و مردان مرگ افرين.

. منافق ستيزان تيغ اتشين.

. به انان که رسم شهادت به جاست.

. مرا بر ولی خدا التجاست.

<< >>

. ب .

<< پايان نرگس با غم و شادی >>

<< >>

. گفتيم نرگس؛ ميخواستيم اين را بگوييم که ما در همين جا و از همين جا برای

هواداران ميليونی اين سريال که نمی دانند از اين به بعد شبها برای کی و چی

اشک بريزند؛ ارزوی صبر و بردباری می کنيم.

. اما در عين حال به ان چند نفر ادم هنر نشناس و نرگس نفهمی که مدام غر

می زدند که چرا نرگس پخش ميشود و شبکه ۳؛ فوتبالهای اروپايی را بيخيال شده

تبريک می گوييم و اميدواريم حالا که ديگر نه نرگس هست و نه فرزاد حسنی؛

اقلا يک ذره فوتبال زنده ببينيد تا کمی زنده شويد.

. همين جا و پيش از شروع پخش مسابقات هم سلامت بهروز خان و قلم شدن

جفت پاهای شوکت خان را به ملت قهرمان ايران تهنيت گفته؛ اميدواريم خدا هر

چه بهروز روی زمين است سالم بدارد و هر چه شوکت است ذليل کند .

. بگو الهی امين .

. پ .

. هشت سال تمام از درون دوربين به مرگ نگاه کردم و مبارزه عليه مرگ و اين که

انسان برای رهايی و ادامه زندگی چه کار می کند.

. من دنبال لحظات ناب بودم.

. مساله مرگ و برخورد انسان با ان.

. برخورد جوانان با مرگ و اين که چطور حاضرند مرگ را بپذيرند تا به يک فکر والاتر

برسند.

           << روانشاد مرحوم کاوه گلستان >>

<< >>

. اغاز جنگ تحميلی

. ۳۱ شهريور ۱۳۵۹

. ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰

<< >>

. ت .

<< پيرامون موجودات ماورايی >>

<< >>

. نشريه وزينی که تا همين سه چهار هفته پيش به طور مرتب و منظم اخرين

اخبار عالم اجنه و شيوه های مختلف اشنايی و دوست يابی با انها را به نظر و

شايد سمع خوانندگان و علاقه مندان اين حوزه می رساند؛ اخيرا صفحه ايی را

جايگزين صفحه اخبار اجنه کرده که اختصاص به تجربيات ترسناک و ناشناخته

خوانندگان در حوزه مسائل ماورايی دارد.

. در يکی از اين خاطرات هراس اور امده:

<< اينجانب به موجودات ماورايی علاقه بسيار دارم و تا به حال چند موجود ماورايی

ديده ام.

. از نشانه های حضور انها در خانه ما؛ يکی اين است که اشيای کم ارزش و

خيلی معمولی برای چند روزی گم ميشوند؛ ولی بعدا در همان جا که بارها

گشته اييم پيدا می شود.

. ديگر اين که گاهی به نظر ميرسد که در باز می شود و يا در اشپزخانه چای

درست ميکنند.

. علائمی مانند ادامس جويده و دستمال کاغذی مصرف شده نيز گاه گاه در گوشه

و کنار خانه پيدا می کنيم که اعضای خانه در مورد انها اظهار بی اطلاعی

می کنند >>

. حقيقتش را بخواهيد نامه اين خواننده به سبب تجربيات نزديک و مشابهی که

شخصا داشتم مرا سخت به فکر فرو برد و ترساند.

. در اين زمينه من خاطره ايی مشابه دارم که همين جا پيشاپيش به خوانندگان

اخطار ميکنم که اگر ناراحتی قلبی دارند و يا اگر ساعت از هشت شب گذشته

و در خانه تنها هستند؛ به هيچ عنوان ان را مطالعه نکنند که در مورد عواقب و

عوارض بعدی ان شخص بنده به هيچ عنوان پاسخگو نخواهم بود.

. اين خاطره مربوط به دو سه ماه پيش در داخل مغازه ما بود.

. همراه با چند تن از دوستان نشسته بوديم و مشغول صحبت بوديم که ناگهان

صدايی غريب با منبعی نامعلوم برخاست.

. دوستان همگی در مورد منبع صدا اظهار بی اطلاعی کردند.

. سعی کردم موضوع را ناديده به عبارتی ناشنيده بگيرم.

. کمی که گذشت بچه ها يکی يکی رفتند و من تقريبا تنها ماندم؛ اما ناگهان بوی

ناخوشايندی با منبع نامعلوم به مشامم رسيد و هولناک اينجا بود که فرد ديگری

که در مغازه بود کلا منکر استشمام چنين رايحه ايی شد.

. اينجا بود که يقين پيدا کردم مغازه من موجودات ماورايی زده است و تا چند وقت

با ترس و لرز وارد مغازه می شدم.

. موخره ! :

. << يادداشتهای يک وبلاگر کوچولو >> وبلاگ پسرم محمد يکی از کم سن و

سالترين وبلاگ نويسان اين مملکت به روز شد.

. برين بخونين!

. به قسمت لینکها مراجعه کنین!

لینک
۱۳۸٥/٧/٦ - مجید