یادداشتهای یک وبلاگر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
<< ۳۸ >>
. الف .
. حنان ترک؛ ستاره سينمای مصر يک دفعه تصميم گرفت که با حجاب شود.
. او که همين چند وقت پيش به عنوان مدل اصلی شبکه های مد شناخته ميشد؛
يک دفعه يک چيزی شبيه روسری سرش کرد و رفت جلوی دوربين خبرنگارها و
گفت که <<سينمای ايران که نمايانگر هنرپيشگان با حجاب است؛ به عنوان يک
الگوی ناب به شمار می رود؛ اين سينما پيشتاز است و حجاب به هيچ وجه بر
محتوای هنری ان تاثير منفی نگذاشته>>
. با حجاب شدن ستاره مصری برای سردبير روزنامه الشرق الاوسط ان قدر
عجيب بود که باعث شد او بنويسد:
. << اين موضوع؛ بزرگتر از تصميم يک هنرپيشه مبنی بر انتخاب حجاب است.....
گروهی درصددند الگوی ايرانی را به مردم اين منطقه تحميل کنند >>
<<
>>
. ب .
<< شهريار مال ماست >>
<<
>>
. به اين ها رو بدهيم؛ استر می خواهند.
. منظورم از <<اين ها>>؛ جمهوری اذربايجان است که در شمال ايران؛ يک وجب
کشور درست کرده اند.
. همان اوايل که تازه درست شده بودند و تاتی تاتی ميکردند و ما هم دستشان
را گرفته بوديم؛ می گفتند اذربايجان ايران هم مال ماست.
. حالا هم بند کرده اند که شهريار؛ شاعر ماست.
. می خواهند از ان سوسول بازيهايی که ترکيه برای مولوی در قونيه دراورده تا
مولوی را غير ايرانی نشان بدهد در بياورند.
. ان ها که ان قدر کمبود دارند که مثل ترکيه اييها؛ هر سال در شهر <<گنجه>>
دور قبر نظامی ميچرخند و او را شاعر ملی خود ميدانند؛ شاعری که حتی يک
مصراع به زبان انها ندارد.
. پ .
<< نشانه ی اميد >>
. اندره مالرو گفته است:
. عالی ترين نشانه ی وجودی اميد را تنها در تکانهای دم سگی منتظر استخوان
ميتوان ديد و احساس کرد!
<<
>>
. ت .
. بسيج دانشجويی شش دانشکده دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در
نامه ايی خطاب به روسای سه قوه و دادستان کل کشور خواستار پيگيری اتهام
رشوه شرکت نفتی << استات اويل >> به مقامهای ايرانی شدند.
. به گزارش شبکه خبر دانشجو در بخشهايی از اين بيانيه امده است:
. << سه هفته قبل خبری منتشر شد مبنی بر اين که دادگاهی در امريکا
شرکت استات اويل نروژ را به جرم پرداخت رشوه به مقامات رسمی ايران در
سالهای ۲۰۰۱؛ ۲۰۰۳ به پرداخت بيش از ۲۰ ميليون غرامت به نفع دولت امريکا
محکوم کرد >>
. اين ۶ تشکل دانشجويی در ادامه بيانيه خود با اشاره به جريمه ۳ ميليون دلاری
شرکت استات اويل در کشور نروژ تصريح کرده اند:
. << با وجود تمام اين وقايع؛ سئوال اينجاست که چرا در کشوری که ادعا
ميشود پرداخت رشوه به مقامات ان انجام شده و به واقع متضرر اصلی در اين
اتهام است؛ هيچ صدايی از دستگاه قضايی در طول ۳ سال گذشته از شروع اين
ماجرا تا به حال شنيده نشده است؟
. در ان سوی دنيا به خاطر اينکه رشوه دهنده قسمتی از سهام خود را به فروش
گذاشته مورد تعقيب قرار ميگيرد و بيست ميليون دلار جريمه ميشود ولی در
کشوری که مقامهای ان متهم به گرفتن رشوه هستند؛ نه کسی محکوم ميشود
و نه کسی تبرئه؛ يعنی اصولا دستگاه قضايی انقدر کارهای مهم دارد که نيازی
نمی بيند در اين رابطه پرونده ايی تشکيل داده و از مظنونين بازجويی نمايد؟
. بايد مشخص شود که رشوه گيرنده ادعايی در وزارت نفت چه کسی بوده است
و اگر مقامهای شرکت استات اويل دروغ ميگويند و احيانا ميليونها دلار پول را برای
مقاصد ديگری به يک شرکت کاغذی در جزاير کارائيب پرداخت کرده اند! اين حق
جمهوری اسلامی است که از مسئولين ان اعاده حيثيت شود >>
<<
>>
. ث .
<< چند غرغر در اين روزهای کسالت بار >>
...........................................................................................................
. نسل های پيشين؛ از حرکات افراطی در عرصه ادبيات و هنر ايران؛ خاطره های
تلخ و شيرين بسياری دارند.
. از برخی کارهای محمد صالح علاء در تئاتر و نقاشی های عجيب و غريب اشور
بانی پال بابلا در نقاشی گرفته تا جريان افراطی شعر حجم که جز ايجاد جنجالی
موقتی خاصيت ديگری نداشتند و نه تاثيری بر فضای فرهنگی و هنری ما
گذاشتند و نه خود راهی به دهی بردند.
. هرچند نگارنده منکر نواوری و ابداع در شکل و قالبهای هنری نيست؛ بلکه چنين
جسارتهايی را برای پويايی هنر لازم ميداند.
. اما هر کوششی اگر مبتنی بر اصولی نباشد يا دست کم با اگاهی و فهم توام
نباشد؛ لاجرم محکوم به شکست است.
. اخيرا کتابی خواندم با عنوان جنس سوم که ظاهرا << نخستين کارنامه فرزندان
ديدگاه عريان >> است.
. ديدگاه عريان! چه عنوان عجيب و غريبی! و چه قرابتی با اروتيسم دارد اين عنوان
به هر حال اين کتاب در برگيرنده مجموعه ايی شعرواره از جوانان کرمانشاهی
است.
. گرد اورندگان در پيشانی اين مجموعه؛ مرام نامه خود را منتشر کرده اند.
. ياد مانيفست حجم سرايان افتادم که در اوايل دهه پنجاه منتشر شد و بنا بود به
وسيله ان انقلابی در شعر امروز ايران شکل بگيرد که نگرفت.
. فرزندان ديدگاه عريان در مرام نامه شان می نويسند:
. << هنر يعنی شکستن قانون و ساختن توامان بنايی نوين بر چکاد جاودانگی!
>>.
. جل الخالق.
. کی گفته است که هنر يعنی شکستن قانون؟ و کدام قانون؟ و می افزايند:
. << ديدگاه ما؛ حقيقتی است فروزان تر از زندگی؛ واقع گراتر از مرگ.
. و زايش و ميرش جاودانه هايی هستند که هيچ گاه خود را در يک کالبد مشخص
محدود نخواهند ساخت بنابراين؛ ديدگاه عريان........ ديدگاهی ست جهان شمول
در فلسفه؛ عرفان؛ جامعه شناسی؛ روان شناسی و ........... >>
. و از اين دست فرمايشات تخيلی بی معنا و دست نيافتنی که تنها به کار دل
خوش کردن ميخورد و بس.
. در مقاله نخست اين مجموعه که پس از مرام نامه چاپ شده ميخوانيم که
<< ادبيات عريان حرکتی بسيط که در ذات واژه اتفاق می افتد >> اولين اتفاق
در همين عنوان افتاده است.
. يعنی فعل ربطی <<است>> که علی القاعده بايد پس از واژه بسيط قرار گيرد؛
يا از قلم افتاده يا از ذهن نويسنده.
. به يک پاراگراف ديگر از اين مقاله ارجاع ميدهم و اگر متوجه منظور نويسنده شديد
؛ لطفا بنده را هم بی خبر نگذاريد << راهکردهايی که صرفا افزايش؛ کاهش و يا
اميزش انگاره ها؛ قواعد و نگرشهای مربوط به يک ژانر خاص مانند داستان را
براساس ايدئولوژيهای پذيرفته شده همان چارچوبه ادبی؛ تنها طرق دست يافتن
به هواهای تازه و دست يازيدن به بدعتهای نوين حتی در شالوده شکن ترين و
افراطی ترين خيزش های ادبی جهان دانسته است >>
. بنده که تنها دو نکته کوچک از اين فرمايش حکيمانه را توانستم درک کنم.
. نخست اينکه داستان هم ژانر است و ما نميدانستيم و ديگر اينکه
<<تنها طرق>> احتمالا بايد تنها طريق باشد.
. همين و بس.
. واقعا نميدانم چه بايد گفت؟ به يکی دو نمونه از اشعار اين جوانان جويای نام توجه
کنيم تا برسيم به چند نکته ساده ديگر.
. << زن ؛ قطره قطره
. در پياده رو
. - حاضريد با هم زير يک چتر؟!
. - برو گم شو!
. - ايزوبام شرق
. - خاموشش کن << سرفه های پياپی >>
. - عقده داری روسريت رو باز کن
. باران خسته تر از تو
. و زن بند امده بود
. و شعری ديگر از يک خانم که ميفرمايد:
. دارم از مبداء/ نامه نامه/ بر خط سابق << فعلا بی توالی >>
. اخرين فيل تو/ از هندوستان/ هوای يک کوير تقريبا شتر
. - وای << بی توالی بيهوده متن >>
. يک نفر/ با خبر...........که همهمه غازها
. اجاق گرم/ هنوز/ حرفش از دهان نيفتاده/ نمازش قضا
. - قبله کدام سوی تو!؟
. - هر کجا ستاره قطبی ست. >>
. و همين طور با مربع های پی در پی و خط تيره و خط اريب مجموعه ايی واژه که
انگار به شيوه دادائيستها از توی کيسه درامده اند؛ کنار هم قرار ميگيرند و دريغ از
يک تصوير زيبا و جذاب؛ چه رسد به معنا و مفهوم که گويا در مرام نامه اين نوامده ها
کفر محسوب ميشود.
. نميخواهم نصيحت کنم يا پند و اندرز بدهم؛ ولی به اين جوانان که اغلب شان با
من هم سن و سال هستند و دور و بر بيست و سی سال بيشتر ندارند؛ توصيه
ميکنم ابتدا شعر فارسی را خوب بخوانند.
. فارسی را ياد بگيرند و اگر ذوق و استعداد دارند؛ شعر بگويند.
. شعری که از شعور بيايد نه بازی با کلمات.
<<
>>
...........................................................................................................
. روزگار غريبی است.
. نازنين.
. يادش بخير شاملوی بزرگ.
. اگر بود و اين همه تظاهر و رياکاری و دروغ و دغل را در سينما و رسانه های
سمعی و بصری ميديد؛ بعيد نبود دق کند.
. همه در کار نان خوردن به نرخ روزند.
. سريالهای تلويزيونی؛ فيلمها؛ ترانه ها و ديگر فراورده های مثلا هنری؛ دارند از
زور معنا گرايی و عرفان زدگی و ايمان مداری؛ می ترکند.
. عجالتا به يک نمونه از اين فراورده های معناگرايانه اشاره ميکنم.
. کم تر از يک سال پيش جوانی که صدای نيم دانگی هم ندارد و بيشتر زنجموره
ميکند تا اواز خوانی؛ به ناگهان ابتدا در ميان رانندگان اژانسهای مسافربری و
سپس در ميان نسل جوان گل کرد و اخيرا هم برای اجرای کنسرت به خارج از
کشور رفته است.
. اين جوان که سوراخ دعا را خوب پيدا کرده؛ ابتدا چند ترانه واره با مضمون شبه
مذهبی خواند.
. البته با موسيقی جوان پسند.
. يکی از اين ترانه واره ها بسيار گل کرد و شنيده ام يکی از فيلمسازان جوان و
نوجو هم اخيرا در کار ساختن يک ويدئو کلیپ براساس اين ترانه است.
. چندی پيش به يک مجلس عروسی دعوت شديم که ارکستری هم اورده بودند
و در قسمت مردانه می نواخت و خواننده ايی هم ميخواند.
. از جمله همين اهنگ را که همراه با او گروهی از جوانان در قسمت مردانه و
البته بعد شنيدم که گروهی از دختران هم در قسمت زنانه؛ هم نوا با او
می خواندند و می رقصيدند.
. در طول مراسم چند بار اين اهنگ به درخواست جوانان اجرا شد.
. خب ريتم مناسبی برای رقص دارد.
. گذشت تا اينکه چندی پيش در يکی از بزرگراههای تهران؛ چشمم به يک تابلوی
بزرگ تبليغاتی افتاد که يک کالای خانگی ايتاليايی را تبليغ می کرد.
. بالای تابلو مصرع اول اين ترانه نوشته شده بود و در سمت چپ هم تصوير
خواننده جوان را با موهای ژل زده تعبيه کرده بودند.
. روزگار غريبی است.
. نازنين.
<<
>>
...........................................................................................................
. نميدانم اين روزها؛ سری به دکه های روزنامه فروشی زده اييد يا نه؟
. به قول يکی از دکه داران << کساد بازار است.
. از وقتی شرق را بستند؛ کسادی شروع شد >>
. دکه داران از کسادی کسب و کار خود می نالند و روزنامه خوانها؛ از فقدان
روزنامه هايی که حتی به لحاظ سياسی هم تند و تيز نبودند.
. اما به تعبير دوستی مثلا روزنامه شرق؛ ارام بخش هم بود.
. به ويژه صفحات فرهنگی اش که به رغم همه اشکالاتش؛ فضای کلی فرهنگ و
هنر ايران و جهان را ارائه ميکرد.
. نکته جالب به نقل از همان دکه دار اينکه << اگر خيال ميکنند با بسته شدن
روزنامه های پر طرفدار؛ تيراژ روزنامه های ديگر بالا ميرود؛ اشتباه ميکنند.
. طوری شده که خيلی ها ديگر روزنامه نميخرند.
. يعنی قهر کرده اند >>
. اين ساده ترين تاثير توقف انتشار روزنامه های نيمچه مستقل است.
. اثار سوء ديگرش هم کاملا اشکار است.
. از پناه بردن به رسانه های خارجی گرفته تا خشم و بدبينی که معلوم نيست چه
اثاری ازشان بروز خواهد کرد.
. به هر روی؛ جای شرق روی دکه های مطبوعاتی خالی است و از اين بابت
بسيار متاسفم.
<<
>>
<< مژده!!! >>
. بعد از مدتها غيبت اين ممل ما وبلاگش رو به روز کرد.
. بخونين تا بفهمين چه خرجی انداخت گردنمون.............!
. << يادداشتهای يک وبلاگر کوچولو >> در قسمت لينکها...........
| لینک | ۱۳۸٥/۸/٢٦ - مجید |
<< ۳۷ >>
. الف .
. تعدادی از سينماداران بوسنی و هرزگوين اعلام کرده اند که درام خانوادگی ضد
جنگ گرباويکا را نمايش نمی دهند.
. اين فيلم به کارگردانی خانم ياسميلا زبانيچ که سال قبل خرس طلايی
جشنواره برلين زا هم گرفته؛ قصه زن مسلمانی است که نيروهای مسلح صرب
به او تجاوز ميکنند.
. فيلم به نوعی قصه بيست هزار زنی را تصوير ميکند که در جنگ سالهای ۱۹۹۲ تا
۱۹۹۵ منطقه بالکان مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفتند.
. صاحبان سينماهای بوسنی نگرانند که نمايش عمومی فيلم؛ تاثير منفی بر
تماشاگران بگذارد و احساسات تند و تيز مردم را برانگيزد.
. از سوی ديگر؛ زبانيچ ميگويد کسانی که چنين رفتاری با زنان بوسنيايی کردند
اکنون در اروپا ازادانه می گردند و کسی کاری به کارشان ندارد.
. او اظهار اميدواری کرده که نمايش عمومی فيلمش باعث توجه محافل
بين المللی به اين فاجعه شود و کمک کند تا رهبران شکنجه گر صرب دستگير و
محاکمه شوند.
<< >>
. ب .
<< سينماهای بودار >>
. ژاپن سينماهای <<بودار>> را به صنعت سينما معرفی ميکند.
. يک شرکت ژاپنی؛ دستگاههای تهويه ايی ساخته که با قرار گرفتن در زير و کنار
صندلی های سالن سينما؛ بوهای مختلف را در هوا پخش می کنند.
. اين بوها که متناسب با حال و هوا و لحظه های مختلف فيلم هستند؛ به صورت
خودکار در سالن پخش می شوند.
<< نکته >>:
. حالا مثلا يکی از شخصيتهای فيلم بره دستشويی يا بيفته تو لجن..........شما
تصورشو بکنين!!!
<<
>>
. پ .
<< رو کم کنی !! >>
. وقتی فرمانده نيروی دريايی در تحليل خود رزمايش تبليغاتی امريکا در خليج فارس
را احمقانه ترين رزمايش قدرت به اصطلاح بزرگ دنيا توصيف کرد و ان را به
کيسه ايی تشبيه کرد که اگر دهانه اين کيسه بسته شود همه رزمايش دهندگان
در ان خفه خواهند شد انتظار می رفت که رزمايش بزرگ پيامبر اعظم (ص) از
انچنان ابهتی برخوردار خواهد بود که رسانه های بيگانه و قدرتهای بزرگ نظامی
را شوکه خواهد کرد به طوری که حتی کارشناسان نظامی رژيم صهيونيستی هم
در توصيف ان عاجز مانده اند.
. کارشناسان رژيم صهيونيستی صحت توان ايران در پرتاب موشکهای شهاب ۳ با
کلاهک خوشه ايی را تهديدی مرگبار برای اسرائيل و نيروهای امريکا در خاورميانه
دانسته و اعتراف کردند که سيستم دفاع ضد موشکی اسرائيل توان مقابله
همزمان با تعداد زيادی از اين نوع موشکها را ندارد.
. کاندوليزا رايس وزير امور خارجه امريکا که اخيرا در رجزخوانی درباره تحريم ايران
گوی سبقت را از وزرای امور خارجه ربوده است در اولين واکنش خود نسبت به
اين مانور و ازمايش موفقيت اميز موشک شهاب ۳ گفت:
. پرتاب ازمايشی اين موشکها توسط ايران؛ تلاشی برای اثبات قدرت اين کشور به
جهان بود.
. رايس در عين حال بار ديگر ايران را تهديد کرد و گفت:
. اگر ايران بخواهد با استفاده از اين موشکها اقدامی واقعی انجام دهد؛ بايد بهای
ان را نيز بپردازد.
. يک روزنامه پرشمارگان روسی هم در مقايسه مانور امريکا با ان همه تبليغات
رسانه ايی و رزمايش پيامبر اعظم ۲ نوشت:
. در حالی که مسکو رسما اعلام کرده که از قطعنامه بر ضد ايران حمايت نخواهد
کرد؛ تهران با برگزاری اين مانور به امريکا هشدار داد که با نشان دادن توان نظامی
در برابر اعتماد به نفس ملت ايران؛ کاری از پيش نخواهد برد.
. روزنامه محافظه کار لوفيگارو فرانسه نوشت:
. اين نخستين بار است که ارتش ايران به شليک موشکهای شهاب در قالب يک
رزمايش مبادرت می ورزد.
. اين روزنامه اضافه کرد:
. اين موشکها با ۲ هزار کيلومتر برد قادر به زدن اسرائيل؛ نيروهای امريکايی
مستقر در خليج فارس و حتی جنوب اروپا هستند.
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. متخصصان کشورمان با اجرای طرحی مهم و دقيق توانستند انواع موشکهای
موجود در سيستم دفاعی کشورمان را بهينه سازی کنند؛ تا علاوه بر افزايش
قدرت ان؛ فواصل اماده سازی و شليکها نيز به طور موثری کاهش يابد.
. به گزارش خبرگزاری فارس؛ مهمترين موشکهايی که هم اکنون اين
بهينه سازيها بر روی انها انجام شده است؛ موشکهای معروف و غرور افرين سری
شهاب است که پس از اجرای اين طرح بهينه سازی؛ متخصصان کشورمان موفق
به طراحی و نصب کلاهک خوشه ايی بر روی ان شدند.
. کلاهک خوشه ايی اين قابليت را به موشکهای شهاب می دهد که بر روی هدف؛
حجم انبوهی از بمبها را فرو بريزد و عملا اين موشک نوعی بمباران اهداف نظامی
دشمن را بر عهده دارد.
. از اين قابليت ميتوان برای هدف قرار دادن پايگاههای نظامی دشمن؛ محل تجمع
نيروها و نيز ناوهای مستقر در فواصل مختلف استفاده کرد که در يک لحظه شاهد
بمباران وسيع و پرتعداد بمبهای موجود در کلاهک موشکهای شهاب خواهند بود.
. نکته ديگر؛ سيستم اختصاصی ناوبری موشکهای شهاب است که موجب شده
کسانی که ادعا دارند ايران اين موشکها را از کشورهای ديگر تهيه کرده است؛ اما
اين سيستم ناوبری و الکترونيکی ساخته شده توسط متخصصان ايرانی؛ جای
شبهه ايی را باقی نگذاشته است.
. از نکات جالب ديگری که نمونه ان در رزمايش پيامبر اعظم (ص) سپاه پاسداران
به نمايش گذاشته شد؛ پرتاب همزمان چندين موشک با قابليتها و کلاسهای
مختلف بود که ايران اين توانايی کم نظير در دنيا را با تلاش و برنامه ريزی دقيق
متخصصان دفاعی خود دارا است.
. هم اکنون سپاه پاسداران با در اختيار داشتن موشکهای رادار گريز می تواند به
طور همزمان چندين هدف را مورد اصابت قرار دهد.
. هم چنان که در رزمايش پيامبر اعظم (ص) نيز برخی از دستاوردهای دفاعی
کشورمان نيز به منصه ظهور گذاشته شد که برخی از انها بدين شرح بود:
. موشک زير سطحی با سرعت بسيار بالا که از طريق شناور شليک می شود.
. اين موشک قابليت حرکت ۱۰۰ متر در ثانيه را دارد؛ در حالی که موشکهای
موجود در دنيا تنها ۲۵ متر در ثانيه حرکت می کند.
. همچنين موشک اژدر مدرن ايرانی در تنگه هرمز مورد ازمايش قرار گرفت که اين
موشک ميتواند زير دريايی ها را در اعماق دريا و شناورهای رزمی در سطح دريا را
مورد هدف قرار دهد.
. چهارمين موشک نيز که موشک پيشرفته شانه پرتاب ميثاق يک است که دارای
قابليت ضد هوايی حرارتی عليه اهداف هوايی با سرعت و مانور بالا به ويژه عليه
بالگرد سبک است که قابل حمل در همه شناورهای تند رو و استفاده در سواحل
و جزاير است.
. بايد به خاطر داشت که شليک موشک بالستيکی چون شهاب ۳ که صدها
کيلومتر را به صورت عمودی در جو می پيمايد و سپس قابليت اصابت به اهدافی
تا ۲ هزار کيلومتر را دارا است؛ موفقيتی است که بايد هميشه ان را قدر دانست
و بدان افتخار کرد.
<<
>>
. ت .
. مشاهده خصوصی ترين صحنه های زندگی ديگران؛ ان قدر برايمان جذابيت دارد
که تهيه و پخش فيلمها و سی دی های ان؛ شده باشد کسب و کار پر رونق
عده ايی.
. تماشای صحنه های خصوصی از زندگی ديگران که خيلی هايشان را هم
نمی شناسيم.
. نمی شناسيم؛ اما تماشای خلوتشان از تماشای پر فروش ترين فيلمهای روی
پرده سينما هم برايمان جذاب تر است و با ولع بيشتری به سراغشان می رويم.
. از اولين باری که خبر خودکشی دسته جمعی تعدادی دانشجوی دختر؛ به خاطر
دست به دست شدن فيلم جشن تولد خصوصی شان؛ شوکه مان کرد و نفرتمان
را از عوامل تکثير و توزيع ان برانگيخت؛ چند سالی ميگذرد و حالا با ورود
تکنولوژيهای جديد به زندگی مان؛ عملا خودمان شده اييم عامل توزيع و پخش
عکسها و فيلمهای خصوصی مردم.
. کافی است در يک مهمانی يا جمع دوستان نشسته باشی و چند نفری هم
موبايلهای مجهز و پيشرفته داشته باشند.
. جمله ايی اشنا به گوش ات ميخورد و اين يعنی اينکه قرار است فيلم يا عکس
خصوصی مردم send to all شود؛ << bluetooth ها را روشن کنيد! >>
. اين روزها صحبت از پخش و توزيع فيلمی از يکی از بازيگران زن يکی از سريالهای
پربيننده اخير است.
. << فيلمی >> که چه راست باشد چه دروغ؛ باز هم بازار فيلمهای خصوصی را
يک تکان اساسی داده و اکرانش گيشه سينمای پياده رو را تسخير کرده است.
. پيش از ان نيز فيلمی از زندگی شخصی و خصوصی يک مداح معروف از طريق
يک سايت اينترنتی پخش شد و به گوشی های تلفن همراه راه پيدا کرد و تا
مدتها نقل محافل بود.
. درست در همان ايام؛ فرمانده سابق نيروی انتظامی تهران به مردم هشدار داد
زمانی که گوشی تلفن همراه خود را جهت تعميرات به مراکز تعميراتی موبايل
می دهند؛ حتما اطلاعات خصوصی خود را پاک کنند.
. سوء استفاده از گوشی های تلفن همراه دوربين دار؛ دغدغه اين روزهای
خانواده ها و به خصوص دخترانی است که در مجالس و مهمانی ها شرکت
می کنند.
. دو سه سال پيش با ورود موبايلهای مجهز به دوربين؛ وقتی از عکس گرفتن از
خودمان و پسر خاله و پسر عمه و فک و فاميلمان خسته شديم؛ به نظرمان امد
که از اين تکنولوژی؛ استفاده های ديگری هم ميتوان کرد.
. پس از ان؛ ديگر در مجالس و ميهمانی ها و عروسی ها دو طرف حواسشان بود.
. انها که به دنبال شکار سوژه بودن و انهايی که نگران سوژه شدن! از همان دو
سه سال پيش و زمانی که عکاسی از دار و درخت و فک و فاميل؛ جذابيتش را
برايمان از دست داد؛ خيلی چيزها تغيير کرد.
. علاوه بر نا امن شدن فضای ميهمانيها؛ ورود تلفن های همراه به استخرهای
زنانه هم ممنوع شد! حالا هر روز هم بر تعداد اماکنی که ورود تلفن همراه به ان
ممنوع است؛ اضافه ميشود.
. حس بدی است وقتی با خودت فکر کنی داری با سر به اعماق دنيای مدرن
سقوط می کنی؛ وقتی فکر ميکنی که تکنولوژی شده قاتل جانت!
. <<همان چاقويی که دست يک جراح است و ميتواند زندگی بيافريند؛ ميتواند
دست يک جنايتکار هم باشد! >>
<<
>>
<<
>>
. ث .
<< شيطان در قلعه مرغی! >>
<< افشای ماجرای رسوايی ايران گيت ( مک فارلين ) >>
۱۳ ابان ۱۳۶۵
. ريگان حتی در ان سالهای اخر که مبتلا به الزايمر و فراموشی شده بود هم از
مسلمانها می ترسيد.
. هميشه مواظب بود مسير حرکتش طوری باشد که اصلا از جلوی يک مسجد يا
مرکز اسلامی رد نشود.
. هيچ وقت يادش نرفت که يک نماز جمعه؛ باعث سرنگونی دولتش شد.
. توی نماز جمعه تهران؛ ايت الله هاشمی رفسنجانی که خبر را داد؛ نمازگزارهای
تهرانی دستهايشان را مشت کردند و با حداکثر توانشان فرياد زدند
<< مرگ بر امريکا >>
. همه ذوق کرده بودند.
. توی امريکا و اروپا اما شهروندها نمی دانستند بايد عصبانی باشند يا نه.
. همه بهت شان زده بود.
. دولت امريکا که خودش تحريمی جهانی عليه ايران به راه انداخته بود؛ حالا داشت
با ايران معامله و حتی مذاکره می کرد و اين بار؛ ايرانی ها به امريکا توجه
نمی کردند.
. علی رغم تشکيل چهار کميسيون برای بررسی ابعاد رسوايی؛ هنوز هم
اطلاعات در مورد سفر رابرت مک فارلين؛ مشاور امنيتی ريگان و همراهانش به
تهران کامل نيست.
. مجموعه اطلاعات منتشر شده؛ اين تصوير کلی را نشان می دهد:
. رونالد ريگان؛ چهلمين رئيس جمهور امريکا؛ مثل همتای قبلی خود کارتر؛ مايل به
از سرگيری روابط با ايران منتهی با ايران مطلوب خود امريکا بود.
. ماجرای ربوده شدن هفت امريکايی در بيروت در سالهای ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵ هم به
انگيزه اصلی اضافه شده بود.
. امريکائيها ميخواستند از ايران برای مذاکره با حزب الله لبنان هم استفاده کنند.
. گزارش تاور؛ علت اقدام امريکا را دو مورد عنوان کرده است:
۱- نجات گروگانهای امريکايی در بيروت.
۲- علاقه باطنی امريکا به برقراری روابط با ايران و جلوگيری از دخالت شوروی در
ايران؛ در بحران احتمالی بعد از درگذشت امام خمينی.
. مشاوران امنيتی ريگان؛ مامور بررسی زمينه های مناسب برای اين منظور بودند.
. نتيجه بررسی های انها؛ تامين سلاحههای مورد نياز ايران؛ از جمله موشکهای
تاو و هاگ در ازای ازاد سازی گروگانهای امريکايی بود؛ تا از اين طريق؛ باب بحث و
مذاکره باز شود.
. گره امريکائيها به دست دو دلال بين المللی اسلحه باز شد.
. منوچهر قربانی فر و عدنان خشوقی؛ از طرفهای معامله ايران در بازار ازاد اسلحه
بودند.
. ارتباط اين دو با پنتاگون؛ از طريق ژنرال اليور نورث؛ يکی از مسئولان اطلاعاتی
پنتاگون بود.
. نورث و قربانی فر؛ همديگر را در پاريس ديدند؛ مارس ۱۹۸۶.
. قربانی فر در اين ديدار؛ فهرستی از ۲۴۰ نوع اسلحه يا قطعات تسليحاتی که
فکر ميکرد مورد نياز ايران است را به نورث داد.
. قربانی فر خودش هزينه پيش پرداخت را هم به عهده گرفت.
. برای اينکه امريکا خودش مستقيما به ايران سلاح نفروخته باشد؛ اليور نورث به
عنوان خريدار واسطه؛ اسلحه ها را از پنتاگون می خرد.
. در ۱۹ می ۱۹۸۶ طی يادداشتی به جان پويند کستر؛ مشاور امنيتی ريگان؛ خبر
ميدهد که زمان برای پرواز به تهران؛ مناسب است.
. قرار شد انجام کار به عهده رابرت مک فارلين؛ مشاور امنيتی قبلی باشد.
. روز ۲۳ می ۱۹۸۶ ( ۴ خرداد ۱۳۶۵ ) مک فارلين و اليور نورث همراه با چهار
امريکايی و همچنين يک دلال اسرائيلی راهی ايران شدند.
. قربانی فر به نورث اطمينان داده بود که ايرانيها منتظر تحويل سلاح هستند و حتما
از انها استقبال خواهند کرد.
. اسم و سمت مک فارلين اما قرار بود تا زمان حضور در ايران؛ مخفی بماند.
. مک فارلين؛ پيام ويژه ايی از سوی ريگان به همراه داشت؛ همراه با يک انجيل
امضا شده توسط ريگان؛ سه قبضه کلت برای سران سه قوه و يک کيک که شکل
کليد داشت.
. قرار بود کيک در ضيافتی با مقامات ايران خورده شود و کليد قفل روابط دو کشور
باشد.
. وقتی که هواپيما در فرودگاه قلعه مرغی به زمين نشست؛ مک فارلين خودش
را معرفی کرد.
. ايرانی ها اما برايشان هيچ اهميتی نداشت.
. تازه گذرنامه او هم جعلی بود.
. طرفهای ايرانی سلاحهايشان را ميخواستند.
. سلاحهايی که فقط يک چهارم انها همراه مک فارلين بود.
. مک فارلين و بقيه؛ روز اول را در فرودگاه سر کردند.
. ان طور که هاشمی رفسنجانی در خاطراتش می گويد؛ کيک را هم نيروهای
امنيتی فرودگاه خوردند.
. روز بعد بالاخره اجازه ورود هيئت امريکايی داده شد.
. مذاکره با مک فارلين را فريدون وردی نژاد؛ از مسئولان حفاظت اطلاعات سپاه
( که بعدها مدير خبرگزاری ايرنا شد) به عهده داشت.
. مک فارلين خواستار ديدار با سران سه قوه بود.
. ولی ايرانی ها هيچ کدام علاقه ايی به گفت و گو نداشتند.
. مک فارلين عصبانی بود.
. می گفت:
. << من اگر به شوروی رفته بودم؛ تا حالا گورباچف سه بار به ديدنم امده بود >>
. مک فارلين بعد از سه روز برگشت.
. ماجرا وقتی افشا شد که قربانی فر به خاطر تحويل نگرفتن پول پيش پرداخت از
طرف امريکايی؛ ماجرا را به خبرنگار نشريه <<الشراع>> لبنان انتقال داد.
. امام بلافاصله به مقامات ايران دستور داد کل ماجرا را به اطلاع مردم برسانند.
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٥/۸/۱۸ - مجید |
<< ۳۶ >>
. الف .
<< غم >>
. دلتنگ نمی شد.
. خواب نمی ديد.
. و اخرش عاشق هم نشد.
. يک غم کهنه؛ در دورترين جای ارزوهايم.
. تنها چيزی بود که شد و ماند.
<<
>>
. ب .
<< جوکهای ملل >>
<<
>>
. مقابل در ورودی يک موسسه؛ صف طويلی برای استخدام تشکيل شده بود و
همه منتظر بودند داخل رفته و در ازمون مصاحبه شرکت کنند.
. ناگهان مرد کوتاه قدی امد و خواست وارد ساختمان بشود اما مردم با اعتراض؛
او را به ته صف هل دادند.
. مرد دوباره تلاش کرد وارد بشود اما مردم او را به عقب فرستادند.
. مرد کوتاه قد به کناری رفت و فرياد زد:
. << حالا که اينطور است؛ من هم هيچ کدام از شما را استخدام نمی کنم >>
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. در قهوه خانه ايی جنجال بالا گرفته بود.
. ناگهان در قهوه خانه باز شد و مردی بيرون پرتاب شد.
. او از جايش بلند شد و دوباره به داخل قهوه خانه رفت.
. پس از چند لحظه دوباره همان مرد به بيرون پرتاب شد و اين عمل چندين بار
ديگر تکرار شد.
. مردی که شاهد ماجرا بود جلو رفت و از مرد پرسيد:
. << چه اصراری داريد داخل جايی شويد که کسی از شما خوشش نمی ايد؟!
>>
. مرد جواب داد:
. << اخه من صاحب کافه هستم! >>
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. يک سياستمدار بازنشسته به نام <<لئون سانز>> در يکی از شهرهای
کوچک امريکا مرحوم شد.
. اتفاقا در همان شهر مرد مشهور ثروتمندی به همين نام زندگی می کرد.
. سه روز بعد از فوت سياستمدار؛ مرد ثروتمند به فلوريدا مسافرت کرد و از ان جا
برای همسرش يک تلگراف فرستاد.
. ولی پستچی تلگراف را اشتباهی به منزل مرحوم سياستمدار برد و به همسر
او داد.
. پيرزن تلگراف را خواند و بيهوش شد.
. در تلگراف نوشته شده بود:
. << سالم به اينجا رسيدم؛ اما گرما طاقت فرساست >>
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. پ .
. عماد الدين باقی؛ نويسنده و پژوهشگر در نامه های جداگانه ايی به وزير فرهنگ
و ارشاد اسلامی و رئيس ديوان عدالت اداری نسبت به منع انتشار کتابهايش
اعتراض و شکايت کرد.
. او در اين نامه ضمن اشاره به شاخص های انتشار کتاب در جهان با افول
چشمگير ان در ايران و مقايسه ميانگين چاپ ۳۰ هزار نسخه يی هر کتاب در
کشورهای جهان با رقم پايين چاپهای اول در ايران نوشته است:
. محدوديت شديد اعمال شده در سال ۸۴ و ۸۵ نسبت به صدور مجوز چاپ کتاب؛
صنعت در حال احتضار نشر و نويسندگی را به سوی اضمحلال و نابودی سوق
می دهد.
. دهها تن از نويسندگان و ناشران مهم ماههاست در توقف و انتظار نشر اثارشان
نشسته اند.
. اين در حالی است که فقط در چند کشور توسعه نيافته و غير دموکراتيک در
جهان؛ رسم کسب مجوز پيش از انتشار برای کتاب و روزنامه هنوز پا برجاست و
متاسفانه کشور با فرهنگی چون ايران نيز در عداد انها قرار دارد.
. شهيد دکتر بهشتی؛ نايب رئيس مجلس خبرگان در هنگام بحث پيرامون مفهوم
ازادی بيان در اصل ۲۴ قانون اساسی از خبرگان پرسش می کند:
. << خواهش ميکنم به اصل سئوال جواب بدهيد.
. بنده می گويم يک کسی امده کتابی نوشته که اصلا سيستم جمهوری اسلامی
سيستم بدی است.
. می خواهيم بدانيم بر طبق اين اصل قانون اساسی بايد جلوی کتاب او را
بگيرند يا نه؟ >>
. شهيد باهنر در پاسخ می گويد:
. << خير؛ اگر چنانچه عنوان قيام و اقدام دارد؛ به صورتی که می خواهد اصل
سيستم را به هم بزند؛ اين البته اشکال دارد ولی اگر به صورت اظهار نظر و بيان
عقيده باشد؛ وقتی که ما اول نوشتيم نشر افکار و عقايد؛ حتی ممکن است
کسی عقيده خودش را که عقيده ايی غير دينی است؛ بيان کند و می خواهد
عقايدش را بگويد.
. او يک طرز فکر اجتماعی؛ فلسفی و سياسی دارد و بيان می کند >>
. در ادامه اين نامه امده است:
. طرفه انکه کتابهای ممنوع شده اينجانب از شمار هيچ يک از انها نيز نبوده اند.
. نام اين کتابها عبارتند از :
. <<حق حيات>>؛ <<دين و حقوق بشر>>؛ <<درسهايی درباره حقوق
بشر>>؛ <<زندان>>؛ <<سکولاريسم>>؛ <<شهر مدرن>> و <<تجربه
خمينی>>.
. در بند ب ماده ۳ مقررات نشر کتاب؛ مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی؛
مواردی که کتابی شايسته و مجاز به نشر نيست؛ احصا شده و کتابهای
اينجانب مصداق هيچ يک از انها نيست.
. مقررات نشر کتاب در ماده ۳ دولت و همه ارکان حکومت را موظف می داند که بر
اساس قانون از حريم ازاد کتب و نشريات مجاز حمايت کنند و در جهت انتشار
کتب مفيد و تعالی و مقابله افکار و تقويت روح نقادی و برخورد ازادانه ارا و
نظريات و ازادی و استماع اقوال و اتباع احسن و کشف نظر صحيح به عنوان حق
طبيعی هر فرد از افراد ملت تلاش کنند.
. در همين ماده متذکر می شود که هيچ مقام رسمی و غير رسمی نمی تواند با
اعمال فشار؛ انتشار يا عدم انتشار کتب و نشريات مجاز را باعث شود.
. عماد الدين باقی در ادامه نامه خود به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئيس
ديوان عدالت اداری؛ اورده است:
. در دوره مديريت پيشين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ مدت زمان بررسی و
صدور مجوز نشر کتاب را تقريبا به دو الی سه هفته کاهش داده بودند؛ به جز
معدود کتابهای ويژه يی که محتمل بود زمان بيشتری را برای بررسی بطلبد؛ اما
در دوره مديريت جديد؛ اين زمان نه تنها به چند ماه افزايش يافته؛ بلکه در موارد
بسياری به مدت زمان نا محدود و نامعلومی سپرده شده است.
<< به نقل از روزنامه اعتماد >>
<<
>>
. ت .
. انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران در اطلاعيه ايی با اعتراض به توقيف های اخير
از سوی هيئت نظارت بر مطبوعات اين اقدام را بدون رسيدگی به موقع به
پرونده مطبوعات توقيف شده؛ فرا قانونی دانسته و رسيدگی به اين موضوع را
خواستار شده است.
. در اين اطلاعيه با بيان اينکه با توقيف روزنامه <<روزگار>> و نشريات محلی
<<اميد ساحل>> و <<سفير دشتستان>> در روزهای اخير تعداد نشرياتی که
در يک سال گذشته از سوی هيئت نظارت بر مطبوعات توقيف و تعطيل شده اند
به بيش از ۱۵ مطبوعه رسيده؛ ابراز عقيده شده است:
. اين در حالی است که رسيدگی قضايی به پرونده اين نشريات غالبا بدون هر گونه
توجيه قانونی قابل قبول به تاخير افتاده و انها از حق دادرسی عادلانه و ادامه
انتشار باز مانده اند و در نتيجه اين اقدام هيات نظارت زندگی و کار دهها روزنامه
نگار که در اين مطبوعات قلم می زنند و از اين طريق ارتزاق می کنند؛ دستخوش
طوفان نا امنی شده است.
. در ادامه اين اطلاعيه امده است:
. از نظر اين انجمن بررسی و ارزيابی عملکرد هيات نظارت بر مطبوعات پس از
استقرار مجلس هفتم و دولت نهم جای تامل فراوان دارد.
. ترکيب اين هيات که در برگيرنده نمايندگانی از سه قوه مجريه؛ مقننه؛ قضاييه و
نهادهای شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ مديريت و حوزه علميه قم و مديران
مسئول است؛ در واقع نگرش کل قوای حاکم و اين نهادها را نسبت به مطبوعات
را بازتاب می دهد و عملکرد دوره کنونی اين هيات هم در صدور مجوز انتشار
مطبوعات جديد؛ به ويژه روزنامه ها؛ هم در شيوه نظارت و برخورد با مطبوعات در
حال انتشار؛ تصويری کاملا متفاوت با دوره های قبلی را به نمايش می گذارد که از
ان ميتوان به عنوان سخت ترين دوران فعاليتهای مطبوعاتی در سالهای پس از
انقلاب ياد کرد.
. به عنوان نمونه حتی اگر بپذيريم که هيات نظارت بر مطبوعات بر پايه تبصره ماده
۱۲ اصلاحيه قانون مطبوعات مصوب سال ۶۴ در مجلس پنجم شانی قضايی
( برخلاف اصول مسلم قانون اساسی در تفکيک قوا ) يافته و می تواند به
<<توقيف>> اقدام کند اما همين تبصره صراحت دارد:
. << هيات نظارت می تواند نشريه را توقيف نمايد و در صورت توقيف؛ موظف است
ظرف يک هفته؛ پرونده را جهت رسيدگی به دادگاه ارسال نمايد >>
. متاسفانه همان گونه که در ابتدای اين اطلاعيه امد تاکنون در هيچ يک از موارد
توقيف؛ اين حکم قانونی از سوی هيات نظارت رعايت نشده است و مطبوعات
توقيف شده از حق دادرسی عادلانه در مهلت قانونی محروم مانده اند؛ جالب
انکه هيات نظارت پس از گذشت يک ماه از توقيف روزنامه <<شرق>> برخلاف
صراحت اين تبصره از دادگاه برای ارائه مستندات قانونی توقيف مهلت خواسته
است!
. سئوالی که مطرح می شود اينکه مگر ميشود بدون مستندات کافی و البته
بدون هرگونه دفاع حقوقی از سوی مدير مسئول روزنامه؛ مطبوعه ايی را
توقيف کرد و ان گاه برای تهيه و ارائه مستندات تقاضای مهلت کرد؟
. بيکار کردن روزنامه نگاران و خانه نشين کردن انها جز ان که جامعه و حکومت را
از چشمان تيز بين هشيار و هشدار دهنده محروم کند؛ حاصلی ندارد.
. در دنيای معاصر رسانه ها و روزنامه نگاران نقطه کانونی اخبار و اطلاعات و
تغيير و تحولاتند و غيبت اينان جز به توسعه نيافتگی و عقب ماندگی نخواهد
افزود.
. از اين منظر ما خواستار ميدانی فراخ و ازاد برای فعاليت روزنامه نگاران هستيم
و اميدواريم همه انانی که به استقلال؛ ازادی و پيشرفت اين سرزمين باور دارند؛
اين گونه باشند و عمل کنند.
<< خلاصه شده از روزنامه اعتماد ملی >>
<<
>>
. ث .
. اقای علی ابادی خوب است.
. من خيلی اقای علی ابادی را دوست دارم.
. ورزشکارها همه اقای علی ابادی را دوست دارند.
. او بهترين رئيس ورزش در طول تاريخ از دوره هخامنشيان تاکنون است.
. ايشان خيلی به ورزش کمک ميکند و ورزش ما هر روز در حال پيشرفت ميباشد.
. من و پدر بزرگم و عمه ام و همه اقواممان هفته گذشته نشستيم پای
تلويزيون و مصاحبه مطبوعاتی اقای علی ابادی را به خوبی گوش کرديم و نکاتی را
که ايشان گفتند؛ اويزه گوش نموديم.
. اقای علی ابادی در اين گفت و گو که فردايش در تمام روزنامه های ورزشی به
صورت يک صفحه ايی و دو صفحه ايی و با عکسهای پوستری چاپ شده بود؛
خيلی حرفهای خوب خوب زدند.
. اقای علی ابادی گفتند هيچ رئيس فدراسيونی را برکنار نمی کنند و فقط به
خرد جمعی تکيه می کنند.
. اقای علی ابادی گفتند دادکان را هم اخراج نکرده اند؛ بلکه او خودش گذاشته
رفته.
. اقای علی ابادی خيلی مهربان است و ما از اين که اقای علی ابادی در ورزش
ايران است؛ خيلی خوشحال می باشيم.
. او همه اش راهکارهای خوب خوب می دهد و اگر ما عقل داشته باشيم و
شعور داشته باشيم و حرفهايش را گوش کنيم؛ ورزش ايران گلستان خواهد شد.
. بر ما دانش اموزان واضح و مبرهن است که اگر همه مسئولان ما مثل اقای
علی ابادی بودند؛ کشور خيلی خوبتر از اين بود.
. و ورزش ما هم که اين قدر خوب است؛ باز هم خيلی خوبتر خواهد شد اگر همه
ما اقای علی ابادی را دوست داشته باشيم.
. به اميد ان روز.
. اين بود انشای اين هفته من.
. تو ضيح خيلی لازم :
. ان دوستانی که تماس گرفته بودند با مطبوعات و گفته بودند به ۲۶ نشريه که
مصاحبه اقای علی ابادی را بهتر از همه پوشش بدهند ۲۶ سکه جايزه ميدهند؛
حتما حتما انشای اين هفته ما را هم بخوانند.
. ان سکه ها هنوز تخس نشده.
. اگر چه ما فقط مکنونات قلبی مان را نوشتيم.
. سکه ميخواهيم چه کار؟ ما خود مهندس را اين قدر دوست داريم؛ اين قدر دوست
داريم.
<<
>>
. ج .
. احمدی نژاد در جمع مردم پيشوای ورامين:
<< انگليس عصا کش امريکا در منطقه شده است >>
<< در جمجمه برخی سران امريکا موجودی فعال نيست >>
<<
>>
. چ .
. در يکی از روزنامه های صبح در مقابل انتقاداتی که از تصميمات شتابزده دولت
ميشد اين جمله که از سوی يکی از مسئولين دولتی عنوان شده بود به چشم
می خورد:
. کليه تصميمات دولت کارشناسی شده؛ درست و دقيق بوده و دولت در اين
راستا عقب نشينی نخواهد کرد.
. بنده به عنوان يک ايرانی از جناب اقای احمدی نژاد می پرسم تثبيت ساعت
رسمی کشور در ۶ ماهه اول سال؛ تغيير ساعت کار بانکها و ادارات دولتی از
۳۰/۷ به ۹ صبح؛ انتقال وظايف سازمان مديريت و برنامه ريزی به وزارت کشور؛
تشويق مردم به افزايش جمعيت همه اينها جای خود؛ ايا تصميم اخير مبنی بر
يک تعطيلی ناگهانی ۴ روزه نيز کارشناسی شده بود؟
. اقای رئيس جمهور جنابعالی در روز شنبه ۶/۸/۸۵ بعد از يک تعطيلی چهار روزه
به کدام يک از بانکهای تهران سر زديد تا ترافيک انسانی ايجاد شده را از نزديک
مشاهده کنيد؟
. در کجای دنيا مرسوم است که به مناسبت تعظيم شعائر؛ اينگونه کارهای روزمره
کشور خوابانده شود؟
. ايا مطلعيد که اين تصميم دولت چه زيانی به مردم و کشور وارد کرده؟
<<
>>
. ح .
<< دوباره تخريب >>
<< به نقل از روزنامه جام جم >>
. موج تخريب برخی شخصيتها و مسئولان کشور که از مدتی قبل از سوی
جريانهای بی نام و نشان با ادعای حمايت از دولت اغاز شده با واکنش
اصولگرايان و رسانه های هوادار دولت مواجه شده است.
. در تازه ترين واکنش؛ خبرگزاری مهر روز گذشته در تحليلی نوشت:
. عليرغم توصيه اکيد و مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر عدم هرگونه فعاليت
دولتمردان و وابستگان انها و هم چنين استفاده از امکانات دولتی له يا عليه
کانديداهای انتخاباتی؛ همسر سخنگوی دولت در نامه ايی ديگر ضمن حمله
شديد به نظاميانی که به اعتقاد وی براساس هوی و هوس قصد حضور در صحنه
سياست را دارند؛ به تخطئه برخی مسئولان نظام و نامزدهای انتخابات اينده
شوراها پرداخت.
. در بخش ديگری از اين گزارش امده است:
. اکنون نيز با عنايت به تاکيدات رهبر معظم انقلاب در برگزاری سالم انتخابات
مجددا ياداوری ميکنيم که عدم برخورد دولت با رويه تخريب و توهين به مديران
نظام و شخصيتهای انتخاباتی و غير انتخاباتی توسط نزديکان سببی و نسبی
دولت پسنديده نيست و اگر واقعا رئيس محترم دفتر رئيس جمهور دولت نهم را
قربانی تخريبهای انتخاباتی می داند خود به عنوان مجری انتخابات نبايد ديگران را
به همين ترتيب با تيغ قدرت اجرايی قربانی کند يا به بهانه ازادی بيان و انديشه در
برابر قربانی شدن شان سکوت اختيار نمايد.
. پيش از اين همسر سخنگوی دولت به مسئولانی چون رئيس مجمع تشخيص
مصلحت نظام؛ رئيس قوه قضاييه؛ رئيس مجلس؛ رئيس جمهور سابق؛ رئيس
سازمان صدا و سيما و...... چنين نامه هايی نوشت و اينک نيز با نامه ايی ديگر؛
نظاميانی را که طبق قانون و براساس شرايط و مقرراتی خاص ميتوانند در
انتخابات شرکت کنند؛ اتهام افتادن در هوی و هوس قدرت را مطرح کرده و از
قاليباف شهردار تهران و سردار طلايی؛ فرمانده دوم سابق نيروی انتظامی تهران
که اخيرا بازنشسته شده به عنوان مصاديق ان نام برده و خدمات چندين ساله
انها نيز در راستای هوا و هوس قدرت ارزيابی شده است.
. خبرگزاری مهر افزود:
. ايا ادعای همسر سخنگوی دولت در تبعيت از مقام عظمای ولايت با عملکرد
ايشان انطباق دارد؟
. ايا فقط نظاميان بايد تحت امر رهبر بزرگوار و صبور انقلاب باشند و حاميان و
نزديکان دولت از اين قاعده مستثنی هستند؟
. ايا بی کفايت خواندن مسئولان محترم نظام که طبق قانون اساسی از سوی
معظم له منصوب شده اند؛ تبعيت از رهبری است؟
. اگر حضور نظاميان فقط در پادگانها و هنگام جنگ پسنديده است؛ پس حضور
بسياری از اعضای ارشد دولت نهم؛ از جمله برخی وزرا؛ قائم مقام وزارت کشور و
طيف زيادی از استانداران و مديران عامل شرکتهای دولتی که از نهادهای نظامی
توسط رئيس جمهور به کابينه دعوت شده اند را چگونه بايد ارزيابی کنيم؟!
. ايا اين عزيزان و امثال کسانی که در نامه خانم رجبی مورد حمله قرار گرفته اند
و روزگاری همسنگر دوران پر افتخار دفاع مقدس بودند؛ اگر در دولت و مناصب
اجرايی و خدمتگزاری مردم حضور دارند غرق در هوی و هوس شده اند؟!
<<
>>
<<
>>
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٥/۸/۱٢ - مجید |
<< ۳۵ >>
. الف .
<< + o >>
. زندگی گله ايی؛ ادمايه فله ايی.
. دلخوشيشون قيافه؛ تو ژستن و کلافه.
. يه عمره ول معطل؛ با اين مخای مختل؛
. با اين که با کلاسن؛ سر کوچه ها پلاسن.
. عاشق می شن خيلی خفن؛ تا اخرم توی کف ن.
. نه فکری نه سئوالی؛ تو دنيای خيالی.
. بيدارن و خواب ميبينن؛ سايه رو افتاب ميبينن.
. با عينکای دودی؛ با موهای عمودی.
. اخر کل کل و کرکری؛ عشق لات وقلدری.
. از بس خطری و خلافن؛ يه پخ کنی؛ غلافن!
. از روزگار ملولن؛ تو خودشون می لولن.
. زندگی شون ضد حاله؛ يا تو چاهن يا تو چاله.
. يه عده بچه مثبت؛ اند مرام جرات.
. دنبال کشف جرمن؛ حرفه ای ين؛ رو فرمن.
. کاراشون مرموزه سه سوته؛ تريپشون سکوته.
. ف بگی ميرن جواديه؛ اينا سوتيای عاديه.
. زندگی گله ايی؛ ادمای فله ايی.
. دلخوشيشون قيافه؛ تو ژستن و کلافه.
. شاعر:
افشين يداللهی
. اهنگساز:
فردين خلعتبری
. تيتراژ سريال+ o
. نوروز ۸۳ سبکه ی اول
. کارگردان:
علی شاه حاتمی
<<>>
. ب .
. دروازه های بهشت را گشوديم.
. هيچ کس نبود.
. نگهبانان ميگفتند.
. برای يافتن چيزی جاسازی شده در بهشت.
. همه را.
. برای سه روز.
. به جهنم.
. کوچ داده اند.
<<
>>
. پ .
. فرمانده ارشد نيروهای مسلح امريکا در جريان يک سخنرانی گفت که رامسفلد
امور را با هدايت خدا اداره می کند.
. ژنرال <<پيتر پايس>> فرمانده ارشد نيروهای مسلح امريکا در جريان مراسم
جشنی که در ايالت فلوريدا برگزار شده بود؛ گفت:
. << دونالد رامسفلد؛ وزير دفاع امريکا؛ امور را به گونه ايی اداره ميکند که خدا به
او ميگويد بهترين راه برای کشور ما است >>
. توضيح:
. حالا هی ميگرديم که براتون جوکهای با حال و دست اول پيدا کنيم........
بيا اينم يکی ش!!!
. خدا جون! قربونت برم! حالا چرا بوش رو ول کردی و الهام رو ميدی به رامسفلد؟!!
<<
>>
. ت .
. بدرود ای ماهی که ارزوها را نزديک کردی
<< عيد فطر مبارک >>
<<
>>
. ث .
<< نيازمنديهای جديد >>
. در حالی که ماه رمضان به اخرش رسيد؛ سريالهای اين ماه تاثيرات عجيبی در
همه امور؛ علی الخصوص اگهی ها و نيازمنديها گذاشته است.
. اين هم چند نمونه از نيازمنديهايی که اين روزها خيلی متداول است:
- يک عدد قرنيه چشم با کيفيت برزخ بينی نيازمنديم.
- دماغ با قدرت برزخی بدون گرفتگی.
- حيوانات جديد( خوک و ميمون ) جهت استفاده در جلوه های ويژه رسيد.
- اتاق در زيرزمين همراه با گنج ۶ ميلياردی؛ به بالاترين قيمت؛ اجاره داده ميشود.
- يکی از اتاقهای خانه صابر؛ خالی شده است.
. بشتابيد.
- دفتر وکالت برای کلاهبرداری اجاره داده می شود.
- به يک عدد کورانی پولدار خنگ جهت کلاه گذاری نيازمنديم.
- معلم زبان فارسی برای کاترين نيازمنديم.
- قلب گوسفند تازه کشتار؛ جهت پيوند موجود است.
- اپارتمان ضد زلزله؛ ضد بلای اسمانی؛ بدون نياز به تير و تخته.
- پمپ اب برای باغبان اقای حشمتيان؛ فوری.
- های لايت مو جهت اعضای هيات علمی دانشگاهها.
<<
>>
. ج .
<< سخنان خاتمی درباره مسائل مهم کشور در ديدار با مديران خبرگزاری
کار ايران >>
{ به نقل از روزنامه اعتماد }
<<
>>
. << ........... در جمهوری اسلامی نيز ما اصل ولايت فقيه را پذيرفته اييم و پايه
اعتبار ان نيز مجلس خبرگان رهبری است که نمايندگان ان منتخب مردم هستند؛
يعنی ولايت فقيه با يک واسطه توسط مردم انتخاب می شود و اعتبار ان به رای
مردم است.
. امام گفتند چون مجلس خبرگان؛ رهبر را انتخاب می کند و مردم هم اعضای
خبرگان را مشخص می کنند؛ بنا براين قهرا منتخب مجلس مورد نظر مردم؛ مورد
قبول مردم هم هست و چون مورد قبول مردم است؛ رای او نافذ هم هست و اين
مساله مهمی است؛ يعنی اگر يک فردی شايسته هم باشد اما رای مردم را به
دنبال نداشته باشد؛ رای او نافذ نيست و نمی تواند خود را بر مردم تحميل کند؛
حتی امام علی ( ع ) هم خود را بر مردم تحميل نکرد؛ گرچه منصوب از سوی خدا
بود >>
. << ......... بنده بارها در جمع دوستان خود گفته ام که چون جمهوری اسلامی
را قبول دارم؛ به برخی عملکردها انتقاد دارم.
. نبايد اين گونه تصور کرد که چون برخوردهای نامطلوبی با برخی افراد توسط فلان
نهاد انجام می شود و چون نظارت استصوابی از سوی شورای نگهبان اعمال
می شود؛ پس جمهوری اسلامی خوب نيست؛ خير؛ ما بر عکس معتقديم چون
جمهوری اسلامی خوب است؛ به اين برخوردها انتقاد داريم و ان را مطلوب
جمهوری اسلامی نمی دانيم >>
. << ........... کسانی که رای مردم را فاقد اعتبار ميدانند و خلاف اظهارات
حضرت امام سخن ميگويند؛ منظورشان اين است که انتخابات امر صوری و فاقد
ارزش است.
. ايا اين نظرات منحرف که متاسفانه به نيروهای متدين ولی ساده هم القا ميشود؛
نتيجه اش خدای نخواسته اين نخواهد بود که اگر نتيجه رای مردم مورد پسند انان
نبود؛ اجازه داشته باشند در ان ارا دست ببرند و نتيجه را به صورت ديگر رقم بزنند؟!
>>
. << ......... اين خطرناک است که برخی ها بچه مسلمانهای متدين را جمع
ميکنند و در گوش انها می خوانند که فلان شخص فرد خطرناکی است و نبايد
روی کار بيايد >>
. رئيس جمهور سابق کشورمان در ادامه با اشاره به موضوع نامه خود و مهدی
کروبی؛ رئيس مجلس ششم خطاب به مقام معظم رهبری در خصوص رد
صلاحيتهای گسترده مجلس هفتم؛ گفت:
. مقام رهبری در پاسخ نامه ما؛ به صراحت خطاب به دبير شورای نگهبان نوشتند
که نظر اقايان خاتمی و کروبی را تامين کنيد؛ متاسفانه مشاهده کرديم که حتی
به دستور رهبری هم عمل نکردند.
. بنده هم در مصاحبه يی اعلام کردم که اينها ولايت فقيه را قبول ندارند؛ چون به
دستور صريح ولايت فقيه عمل نکردند.
. خاتمی در بخش ديگری از سخنان خود با اشاره به مساله هسته ايی کشورمان؛
تاکيد کرد:
. بحث فعاليتهای هسته ايی در زمان دولت بنده به تحرک در امد و بنده ان را
فعال کردم و با خون جگر در ظرف پنج؛ شش سال اخير با همراهی مقام معظم
رهبری توانستيم ان را ساماندهی کنيم.
. << .......... بعضی ها به گونه ايی از موفقيتها خبر می دهند که گويی اين
موفقيتها ظرف يک سال اخير اتفاق افتاده است؛ در حالی که اين امور در دولت
قبلی پايه گذاری و کارهای اجرايی ان اغاز شد و ادامه پيدا کرد >>
. ته ديگ !!
. وبلاگ اين بچه هم به روز شد..........با تشکر از برو بچ که زحمت ميکشن و
ميرن اونجا.......دوباره به اونجا دعوتشون ميکنم!!!
. يادداشتهای يک وبلاگر کوچولو.
. تو قسمت لينکها...................!
| لینک | ۱۳۸٥/۸/٦ - مجید |
