یادداشتهای یک وبلاگر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
<< ۴۲ >>
. الف .
. ما از رنج کشيدن راحت ميشويم؛ تنها و تنها با تجربه کردن کامل ان .
<< مارسل پروست >>
<<
>>
. ب .
<< جوکهای ملل >>
<<
>>
- اموزگار:
<< هانس درباره يونانيان قديم چه می دانی؟ >>
- هانس:
<< همه انها مرده اند ! >>
- اموزگار:
<< چه کسی ميتواند به من بگويد که گوستاو ادولف در کدام نبردش کشته شد؟
>>
- مونيکا:
<< در اخرين نبردش >>
. پ .
<< کتاب ؛ اين حيوان مفيد >>
<<
>>
. برخلاف شايعات موجود مبنی بر کندی صدور مجوز و نبود کاغذ؛ بازار کتاب
همچنان داغ داغ است.
. از جمله عناوين جديد منتشر شده در اين ماه ميتوان به کتابهای برجسته ايی
چون <<من که قند عسلم لگن دارم >>؛ << مجموعه تستهای طبقه
بندی شده فيزيک ژرف انديشان >>؛ << بيماری شيردان گاو >>؛
<< چگونه همسر خود را کمی بهتر از بيشتر بشناسيم >>؛
<< حسنی نگو يه فشفشه >> و << شيمی پيش دانشگاهی ۳ >>
اشاره کرد.
. شايد بعضی از دوستان به چاپ نشدن برخی کتابهای مهم و مطرح جهان مثل
اوليس جيمز جويس ؛ سور ويليام باروز ؛ درجاده جک کراوک و پالپ
بيکافسکی خرده ميگيرند که بايستی خدمت اين دوستان عرض کنم که مقصر
اصلی اين مسئله مترجمان کج سليقه ايی هستند که به سراغ کتابهای
نامناسبی برای ترجمه رفته اند.
. اگر اين مترجمان به جای اين اثار مسئله دار؛ به سراغ کتابهای ارزشمند و بدون
مشکلی مثل << دلتنگی های حسنی خيابان چهل و هشتم >> ويليام
باروز ؛ << من که تاج هر سرم لگن دارم >> بيکافسکی ؛ << پانزده
روش پيشگيری >> جک کراوک و << تستهای مفهومی زيست شناسی
>> جيمز جويس ميرفتند؛ هم ترجمه شان بدون مشکل چاپ ميشد و هم علاقه
مندان فرصت اشنايی با قلم و سبک ادبی اين نويسندگان پيدا ميکردند.
| لینک | ۱۳۸٥/٩/٢۸ - مجید |
<< ۴۱ >>
الف .. روزی به يک ترياکی گفتن چی شد که ترياکی شدی؟
. ترياکی:
. با بچه ها قرار گذاشتم روزهای تعطيل يک پک بکشيم که يک دفعه عيد شدو دو
هفته تعطيل شد.
<<
>>
. ب .
. فرمول من برای زندگی خيلی ساده است.
. صبح از خواب بيدار ميشوم و شب به رختخواب می روم.
. در اين ميان به بهترين نحوی که ميتوانم خودم را مشغول ميکنم.
( کری گرانت/ بازيگر سينما )
<<
>>
...........................................................................................................
. طوری ارزو کنيد که انگار هميشه زنده می مانيد.
. طوری زندگی کنيد که انگار همين امروز می ميريد.
( جيمز دين/ بازيگر سينما )
<<
>>
. پ .
<< به نگين خراسان >>
( به مناسبت ايام ميلاد پر برکتش )
. زايری بارانی ام؛ اقا به دادم می رسی؟
. بی پناهم؛ خسته ام؛ تنها؛ به دادم می رسی؟
. گر چه اهو نيستم؛ اما پر از دلتنگی ام
. ضامن چشمان اهو ها؛ به دادم می رسی؟
. از کبوترها که می پرسم؛ نشانم ميدهند
. گنبد و گلدسته هايت را؛ به دادم می رسی؟
. ماهی افتاده بر خاکم؛ لبالب تشنگی
. پهنه ابی ترين دريا؛ به دادم می رسی؟
. ماه نورانی شبهای سياه عمر من
. ماه من؛ ای ماه من؛ ايا به دادم می رسی؟
. من دخيل التماسم را به چشمت بسته ام
. هشتمين دردانه زهرا؛ به دادم می رسی؟
. باز هم مشهد؛ مسافرها؛ هياهوی حرم
. يک نفر فرياد زد:
. اقا ؛ به دادم می رسی؟
<<
>>
. ت .
. هيچ دقت کرده اييد که هواداران پرسپوليس اخيرا چه قدر مثبت و مامانم اينا
شده اند؟
. شعارهايشان را شنيده اييد؛ اين تماشاگران عزيز که بهترين تماشاگران دنيا
می باشند تا پريروز به کمتر از تکه تکه کردن داور خاطی رضايت نمی دادند؛ اما حالا
وقتی داور سوتی می زند که خوششان نمی ايد چی ميگويند:
<< داور دقت کن! داور دقت کن! >>
. الهی.
. چه بچه های نازی؛ اقا ما ميگوييم ديگراين قدر اين تماشاچی ها را اذيت نکنيد و
کاری نکنيد که از اصل خويش دور بيفتند.
. ما می ترسيم چند وقت ديگر ادبيات ورزشگاهها کاملا از ان طرف بيفتد و شعارها
از فرط گوگور بودن؛ هيجان را از فوتبال بگيرد.
. مثلا تصور کنيد که شعارها از اين هم لطيف تر شود ان وقت تماشاچی ها
می خواهند چی بگويند:
<< ای داور نازنين ؛ خطای حريف رو ببين! >>
يا
<< داور ناز و مهربون ؛ اين حرکت رو خطا بدون! >>
. ما توصيه ميکنيم با توجه به رويکرد تازه تماشاگران فوتبال و فضای بامزه ايی که
اخيرا در استاديومها مد شده است؛ به ادبيات کودک نيز توجه بيشتری بشود و از
شعرهايی که در مهدهای کودک استفاده ميشود برای ساخت شعارهای ورزشی
الگو پذيری شود!
<<
>>
. ث .
<< باز هم برای ضامن اهو >>
. در اين کرانه ماتم مرا ضمانت کن.
. من اهوانه به بندم؛ مرا ضمانت کن.
. من از تکاثر درد و شکست می ترسم.
. من از تواتر درد و شکست می ترسم.
. نگاه من به تو است ای بزرگ! ياری کن.
. دلم عجيب پر از غربت است؛ کاری کن.
. هميشه شوکت گلدسته های رويائيت.
. دليل بوده به لطف دم مسيحائيت.
. سراسرا و قدم قدم؛ رواق رواق.
. هوای پاک تو می خواندم به استنشاق.
. به سوی تو به غم بی شمار می ايم.
. به جان خسته و جسم نزار می ايم.
. به تاخت سوی ديار تو عازم سفرم.
. از اين کوير ترک خورده؛ تند ميگذرم.
. کمر شکسته؛ گلو بسته؛ خسته؛ می ايم.
. عنان گسسته؛ سر از عقل رسته؛ می ايم.
. مرا شفا بده از اين جذام دلسردی.
. ززخم کهنه شلاقهای نامردی.
. شفای غربت و ماتم؛ فقط به دست تو است.
. شفای سختی دل هم فقط به دست تو است.
. در اين کرانه ماتم مرا ضمانت کن.
. من اهوانه به بندم؛ مرا ضمانت کن.
. مرا رها کن از اين گريه های خون الود.
. از اين زمين سياه و هوای خون الود.
. مرا شفا بده از درد بی کسی؛ ای مرد!
. زدرد بی ثمری؛ درد نارسی؛ ای مرد!
. دو بال بسته عشق است و ايه کرمت.
. دو پای خسته عشق است و سايه حرمت.
. از اين کرانه دم کرده می کشم پر و بال.
. بر استان تو سر می نهم رها ززوال.
. به ياد لطف و صفای تو سخت بی تابم.
. به شوق حال و هوای تو سخت بی تابم.
. مرا زعطر نفسهای قدسی ات پر کن.
. دلم شکسته؛ دلم را پر از تهور کن.
. از اين کرانه اندوهها مرا بطلب.
. شگفت! ضامن اهو! مرا؛ مرا بطلب.
. هميشه شوکت گلدسته های رويائيت.
. دليل بوده به لطف دم مسيحائيت.
. در اين کرانه ماتم مرا ضمانت کن.
. من اهوانه به بندم؛ مرا ضمانت کن.
<<
>>
. ج .
<< نگاهی به بايگانی مکاتبات فدراسيون فوتبال و فيفا >>
( طنز ! )
<<
>>
. نامه فيفا:
. اساسنامه نداری؛ چون ننالم.
. پول و مايه نداری؛ چون ننالم.
. مو و درد و غم و فوتبال ايران.
. نگو چاره نداری؛ چون ننالم.
. جوابيه فدراسيون فوتبال:
. تو که نا برده ايی فوتبال ملی.
. تو که با دشمنان در حال ميلی ( ای ميل زدن )
. بيا و اندکی با ما حيا کن.
. و گرنه عاقبت بد بينی خيلی!
. نامه فيفا:
. بدان که مهربانی بی اثر بی!
. دوای دردتان فن کمر بی!
. کمی تعليق و مقداری هياهو.
. گمونم چاره ی کارش قطر بی!
. جوابيه فدراسيون فوتبال ( با تغيير سبک از خراسانی به گيلانی ):
. فيفا جون مو تو رو مخوام.
. بلايی مو تو رو مخوام.
. تو که جدی نبودی.
. اينقده شاکی نبودی.
. جيگری مو تو رو مخوام.
. بن همام مو تو رو مخوام.
. بلاتر مو تو رو مخوام.
. ای بوزو مو تو رو مخوام.
. ای قطر مو تو رو مخوام!
. جوابيه فيفا:
. دم دروازه انگور و خيار است.
. تو را با رفتن دوحه چه کار است.
. برو فکری به حال ليگ خود کن!
. که تيم فوتبالت حالش نزار است!
<<
>>
///////////////////////////////////////////////////////////
<< ای فيفا خجالت بکش >>
. يعنی که ای فيفا تو که به داخلی ما نظر می دهی؛ خوشت می ايد ما هم
داخلی تو را نظر بدهيم.
. من برای عموم مردم بگويم که اين فيفا را من تحقيقات کرده ام و هم ايادی است
هم بی تربيتی دارد و يکی به من گفت که يک جای دوم خردادی است هنوز.
. و ای عقب مانده فيفا.
. دوم خرداد تمام شده و الان تو چی می گی اصلا و خودتو به من چی کار داری؟
. ای فيفا که ميگويی ما خودمان عقلمان نمی رسد و تو بايد رئيس ما را تعيين
کنی.
. خب اين حرف را چرا ميگويی؟
. من به رياست سازمان تربيت بدنی گفتم که تن به اين خفت ندهند که هم
استراتژيکش خوب نيست هم ورزش را ضرر دارد.
. و او گفت به من که يکی از فدراسيونی ها گفته بود که ما يک کيلو پسته و يک
قاليچه می دهيم انها ما را تعليق نمی کنند و اين جوری هم تعليق نميشويم.
. هم صادرات غير نفتی بالا می رود و اين پولو تيکش خوب است و ای افرين
علی ابادی و خاک بر سرت فيفا.
. من اينجا اعلام ميکنم که خجالت بکش.
. همان طور که سرباز يک اسلحه ناموس اوست.......بله؛ دوستان گفتند برعکس
است.
. يعنی ناموس يک اسلحه سرباز اوست.
. نه؛ بله؛ گفتند اسلحه مثل ناموس يک سرباز است؛ همان طور رئيس يک
فدراسيون فوتبال؛ ناموس ان فدراسيون است و تو کی باشی که ناموس
فدراسيون ما را تعيين بکنی و .........
. غلط کردی؛ دستتو بکش ای فيفا.
. تو می خواهی ما را بکنی دست نشانده و من خودش اين را فهميدم و نکن.
. ای فيفا تو بدان که ما تا اخرين کفش فوتباليمان تو را دست نشانده نميشويم و
اين که گفتی تا بيست و يک اذر مهلت باشد و بعد تعليق سر جايش است
معلوم شد که عقلت سر جايش نيست.
. و معلوم شد که منحرف هستی چونکه من الان پرسيدم بيست و يک اذر
اشکالات فراوان اخلاقی دارد ای ملعون.
. هم <<اذر>> اسم يک زن است و همسايه ماست و گاهی که در راهرو
ميبينم؛ البته نگاه نمی کنم هيچ وقت.
. اما <<بيست و يک>> هم يک بازی مسئله دار است و قمار است و پس ای
قمار باز؛ ای فيفا؛ دست از اين کارها خجالت بکش.......بله؛ دوستان ميگويند
يعنی دست از اين کارها بردار و خجالت هم بکش و اين جوری.
<<
>>
. چ .
. اخيرا احمدی نژاد در مصاحبه با خبرنگاران به دو خبر مهم اشاره کرد که قرار
است در اينده به اطلاع مردم برساند.
. گفته ميشود يک خبر مربوط به پرتاب ماهواره مصباح است که قرار است از طريق
موشکهای شهاب ۴ به فضا پرتاب شود و ديگری مربوط به واکسن ايدز است که در
دهه فجر اعلام خواهد شد.
. اين دو خبر مهم در دهه فجر توسط رئيس دولت اعلام خواهد شد.
<< به نقل از روزنامه اعتماد >>
<<
>>
<< يه سئوال؟؟!! >>
. سلام بچه ها؛ خوبين؟؟؟
. يه سئوال داشتم..............
. نظرتون درباره عکس من و محمد که تو وبلاگ گذاشتم چيه؟؟؟؟
. قيافه هامون قابل تحمله؟؟؟!!
. شبيه افراد تحت تعقيب نيستيم؟؟؟؟!!
. قربون همگی.........يا حق
| لینک | ۱۳۸٥/٩/۱٦ - مجید |
<< ۴۰ >>
الف .. مردی بوته ی خاری را از سر راه برداشت تا پای رهگذری زخمی نشود به همين
خاطر؛ او را به بهشت بردند.
<< امام صادق ( ع ) >>
<<
>>
. ب .
<< تو را چشمک مرا پشتک >>
. يکی از مزايای مهم و برجسته تعطيلی مطبوعات و نشريات زايد کشور به علل
مختلف کشف گوهرهای تابناکی است که تا پيش از اين به خاطر کثرت عناوين
بر پيشخوان دکه های مطبوعاتی از نظر دور می ماندند.
. يکی از خواندنی ترين و جذاب ترين اين گروه مطبوعات نشرياتی هستند که به
طور خستگی ناپذير و مستمر اخبار سينمای هند و ستارگان ان را تعقيب
می کنند.
. يکی از اين نشريات؛ به تازگی ويژه نامه ستارگان باليوود با اولويت شاهرخ خان
( سوپر استار سينمای هند که کمر خود را با رعايت تمام چهار چوبها می چرخاند
و می گرداند) را چاپ کرده است.
. قسمت اعظم مطالب اين ويژه نامه وزين اختصاص به داستان اشنايی؛ عشق؛
خواستگاری؛ حنابندان؛ بله برون؛ ازدواج و مراسم پاتختی شاهرخ خان و
همسرش گوری دارد.
. دو مصاحبه جذاب و تکان دهنده اين ويژه نامه يکی با پدر زن شاهرخ خان است
که از اين سوپر استار به عنوان بهترين داماد دنيا ياد کرده و ديگری با مادر زن
شاهرخ خان که تنها دلخوری خود را از شاهرخ زود زانو انداختن زير شلواريهای
چلواری عنوان کرده که برای داماد عزيزش می دوزد.
. علاوه بر شاهرخ خان؛ يکی دو مطلب کوتاه تخصصی نيز در مورد ساير ستارگان
سينمای هند درج شده است.
. در مطلبی از اين ويژه نامه در مورد سونيل ستی امده که هجای نام لاتين او
sunil است اما به تازگی ان را به suniel تغيير داده است که اميدواريم اين تغيير
مهم در تدوين کتب درسی و دانشگاهی امسال حتما مد نظر قرار گيرد.
<<
>>
<<
>>
. پ .
. توی ستون تماسهای تلفنی مردم در روزنامه اعتماد يک تماس جالب بود که
بدون هيچ توضيحی بخوانيد:
. بنده ميوه فروشی دارم.
. تعزيرات امده سراغ بنده که چرا ميوه را درهم ميفروشی.
. سه روز است مغازه بنده را بسته اند.
. چطور اين سوا کردن فقط برای ما است؟ برای مخابرات نيست که شماره های
رند را سوا ميکند و ۷۰ ميليون می فروشد.
<<
>>
. ت .
. ...... نور به قبرش بباره؛ رفت و به يادمون نموند.
. خاک سردی مياره؛ نه شب جمعه حلوايی؛ نه ورد و قل هو اللهی؛ پاک ديگه
لا کتاب شديم؛ با همه بی حساب شديم........
. << از ديالوگهای فيلم حسن کچل ساخته زنده ياد علی حاتمی(۱۳۴۹) >>
. به يادبود <<قلندر طريقت عشق>> زنده ياد علی حاتمی به مناسبت دهمين
سالگرد درگذشت وی ( اذر ۱۳۷۵ ).
<<
>>
. اما مرحوم علی حاتمی هيچ گاه از خاطره سينما و علاقه مندانش نرفت و
نخواهد رفت؛ خاکش سردی نياورد و حمد و قل هو الله های بسياری برای شادی
و امرزش روحش فرستاده شد.
. هم چنان که ملاحظه می شود در استانه دهمين سالگرد درگذشتش؛ گويی به
تازگی به جهان باقی شتافته؛ هر ان که سينما و ايران را دوست دارد؛ يادش را
گرامی می دارد و همچنان مراسم بزرگداشت و يادبود برای زنده نگه داشتن
خاطره اش برگزار ميشود.
. کدام فيلمساز را سراغ داريد که پس از وداع گفتن دارفانی؛ هم چنان در قلب
سينما دوستان حضور داشته باشد و همه ساله در سطح عموم به يادش
نکو داشت بگيرند و اثارش را مرور کنند.
. << يادش گرامی >>
. و در پايان متن افتتاحيه فيلم حسن کچل را برايتان می اورم که زبان حال و روز
اين روزگار ماست؛ فاتحه ايی نثارش کنيم:
<<
>>
. ....... اسمون ابيه همه جا؛ اما اسمون اون وقتها ابی تر بود؛ رو بوم ها هميشه
کفتر بود؛ حياط ها باغ بودن؛ ادم ها سر دماغ بودن؛ بچه ها چاق بودن؛ جوونها
قلچماق بودن؛ دخترها با حيا بودن؛ مردم ها با صفا بودن؛ حوض پر ابی بود؛ مرد
مير ابی بود؛ شبها مهتابی بود؛ روزها افتابی بود؛ حالی بود؛ حولی بود؛ نونی بود؛
ابی بود؛ چی بگم؛ نون گندم مال مردم اگه بود؛ نميرفت از گلو پايين به خدا؛ اگرم
مشکلی بود؛ اجيل مشگل گشا حلش ميکرد؛ بچه ها بازی ميکردن تو کوچه؛
جمجمک برگ خزون؛ حمومک مورچه داره؛ بازی مرد خدا؛ کو؛ کجاست مرد خدا؟
. سلامی بود؛ عليکی بود؛ حال جواب سلامی بود..........
. خروسها خروس بودن؛ حال اواز داشتن؛ روغنها روغن بود؛...... برکت داشت پولها
؛ پول به جون بسته نبود؛ ادم از دست خودش خسته نبود.........
. موخره .
. دوستان خوبم با اين مطلب دوره دوم مطالب اين وبلاگ هم به پايان رسيد و وارد
مرحله ديگری خواهيم شد.
. باز هم از شما ياران و خوانندگان اين وبلاگ ميخواهم که هر گونه پيشنهاد و
انتقادی نسبت به مطالب من دارند حتما بيان کنند؛ سعی ميکنم که به نظراتتون
نزديک بشم و وبلاگ رو مطابق ميل و سليقه تون به روز کنم.......
. در ضمن تصميم دارم برای پست بعد عکسی از خودم و پسرم محمد رو تو
قسمت عکس قرار بدم تا با قيافه منحوس من و محمد! بيشتر اشنا بشين!
. پس تا اون موقع تو خماری بمونين!!!
. در پناه حق.....................
| لینک | ۱۳۸٥/٩/۱٠ - مجید |
<< ۳۹ >>
. الف .
<< sms های برگزيده >>
<<
>>
. فقط يه قلب تو دنياست که به خاطر تو ميتپه؛ اونم قلب خودته عزيزم.
. مردها دوست دارن اولين عشق يه زن باشن اما زنها دوست دارن اخرين عشق يه
مرد باشن.
. من هميشه دوست دارم با تو برم ماهيگيری؛ اخه خيلی <<کرم>> داری.
. ب .
<< نمکدون >>
( قلک ):
. يه بار يه قرص اکس می ندازن تو قلک؛ قلک دچار توهم ميشه؛ به همه وام ميده.
( بوی گاز ):
. غضنفر با خانواده اش می رن مهمونی.
. وقتی برميگردن متوجه می شن خونه شون بوی گاز می ده.
. غضنفر به خانواده اش ميگه:
. هيچ کس لامپ رو روشن نکنه؛ من خودم کبريت دارم.
( اسب ):
. دو تا غضنفر تو جنگل راه می رفتن.
. يه اسب رو ميبينن که از دهنش بخار ميومده بيرون.
. اولی به دومی ميگه:
. پس اسب بخار که ميگن همينه.
( حمام ):
. غضنفر ميره حمام؛ اب داغ بوده با نعلبکی دوش ميگيره.
( جو گيری ):
. بابای غضنفر اتيش ميگيره؛ غضنفر رو هم جو ميگيره؛ از روش میپره.
( جمله سازی ):
. غضنفر اولی:
. با قباد جمله بساز.
. غضنفر دومی:
. بزن بريم به سرعت برق و باد.
( هندوانه ):
. غضنفر ميخواسته هندوانه بخره؛ با خودش فازمتر ميبره که ببينه قرمزه يا نه.
<<
>>
. پ .
<< جرم من: ايرانی بودن >>
<< مطلبی به قلم کاوه مظاهری به نقل از همشهری جوان >>
. توی يک سايت خبری ميخوانی که کمپانی بزرگ apple ؛ يک مسابقه فيلمسازی
به اسم <<بيخوابی>> برگزار کرده:
. << ساعت ۵ بعد از ظهر دهم نوامبر فهرستی از سه عنصر داستانی که بايد در
فيلمها جا بگيرد؛ اعلام می شود و سپس فيلمسازان؛ ۲۴ ساعت وقت دارند که
فيلم کامل خود را در وب سايت کمپانی اپلود کنند >>
. << خيلی هيجان انگيزه پسر! فکرشو بکن:
. ادم فقط ۲۴ ساعت وقت داشته باشه که يک فيلم بسازه.......ای ول >>
. به دوستت زنگ ميزنی و او هم مثل تو به وجد می ايد.
. با دمت بشکن ميزنی.
. تقريبا هيچ کسی نيست که موضوع مسابقه را به اش بگويی و به هيجان نيايد.
. مگر توی زندگی چند تا موقعيت اين طوری پيش می ايد؟
. متوجه ميشوی که قبل از مسابقه حتما بايد توی سايت کمپانی ثبت نام کنی و
يک id مخصوص بگيری؛ صفحه register را می اوری.
. چند تا باکس خالی جلوی چشمت ظاهر می شوند؛ بايد يکی يکی پرشان کنی:
. اسم؛ فاميل؛ ايميل.
. باکس نمی دانم چندم جای ادرس است.
. انگليسيها ادرس را سر وته می نويسند:
. اول پلاک؛ بعد کوچه؛ بعد خيابان؛ بعد شهر؛ بعد استان و اخر سر کشور.
. بايد کشورت را انتخاب کنی.
. ليست را نگاه ميکنی؛ اما خبری از iran يا islamic republic of iran نيست.
. توگو؛ انگولا؛ عراق و هر کشور جهان هشتمی ديگری را که بتوانی تصور کنی ان
جا هست غير از <<ايران>>.
. به سرت ميزند يک کشور ديگر را علامت بزنی؛ کی به کيست؟
. با شک و ترديد روی <<عراق>> کليک ميکني؛ اما فايده ندارد؛ سايت ايراد
ميگيرد.
. تو نميتوانی ( بخوان نبايد ) توی اين مسابقه شرکت کنی؛ به همين راحتی.
. شايد به همان دليلی که شبکه خبری euro news ؛ در بخش هواشناسی اش
اب و هوای همه پايتختهای دنيا را اعلام ميکند به جز تهران؛ يا اين که نرم افزار
انتی ويروس نورتون؛ کامپيوتر هيچ کدام از کاربران ايرانی اش را ديگر اپ ديت
نميکند و .........
. دارند به ما ظلم ميکنند؛ توی چشمهايمان نگاه ميکنند و ناديده مان ميگيرند.
. ما را که ظاهرا تنها جرممان اين است که ميخواهيم خودمان باشيم نه چيزی که
ديگران ميخواهند.
. خنده دار است ولی کشور ما تو جشنواره ايی که جايزه اش فقط يک نرم افزار
ناقابل مونتاژ است؛ <<تعريف نشده>> است.
<<
>>
. ت .
<< ايينه مطبوعات - طنز ! >>
<<
>>
( فيروزه گستر ):
. دکتر فيروزه بو اسحاقی نويسنده؛ شاعر؛ محقق؛ مصحح؛ مدرس؛ مترجم؛
مخترع؛ و اخيرا سردبير و مدير مسئول معاصر در اقدامی جالب توجه که طبيعتا
توجه همه را به خود جلب کرد؛ اقدام به انتشار نشريه ايی فرهنگی؛ هنری؛
فکری؛ خانوادگی کرده اند که ماحصل کار ارزشمندشان دو هفته نامه
فيروزه گستر است که پيش شماره نخست ان به تازگی منتشر شده است.
. دو هفته نامه فيروزه گستر با رويکردی نو به مسائل کهنه می کوشد دريچه
تازه ايی به جهان باشد که قابل تقدير است.
. پيش شماره نخست فيروزه گستر با بخشهايی از قبيل سخن سردبير؛ درباره
سردبير؛ معرفی سردبير؛ دل نوشته های سردبير؛ سردبير از نگاه ديگران؛ ديگران
از نگاه سردبير؛ مقولات سردبير؛ تحليل سردبير؛ شعر؛ و بعد التحرير به قلم
سردبير؛ اگهی کتابهای سردبير و نيز با تصاويری از سردبير در سنين مختلف
منتشر و با قيمت ۵۰۰ تومان به بازار مطبوعات عرضه شده است.
. خانم بو اسحاقی در سرمقاله فيروزه گستر عنوان کرده اند که مطبوعات
عرصه ايی مفيد برای انتقال انديشه و چيزهای ديگر است و نبايد ان را از دست
داد.
( ندای گلزار ):
. سيصد و پانزدهمين شماره هفته نامه ندای گلزار در بيست و چهار صفحه
رنگی قشنگ منتشر شد.
. در اين شماره ندای گلزار علاوه بر پوستر دوازده هنرمند ارزشی و غير ارزشی
سينما از جمله سيتا؛ شامبولی کمار؛ انجلينا جولی با پوشش کامل البته؛
شوکت؛ بهروز و ديگران؛ مطالبی نيز به چشم ميخورد.
. گفتگو با راننده کاترين زتا جونز درباره خلق و خوی اين بازيگر و نيز روابط پشت
پرده اش با ارنولد که برای اولين بار از پشت پرده خارج ميشود؛ تکذيب خبر ازدواج
نيکبخت واحدی که در شماره قبل اين نشريه اعلام شده بود؛ پرونده کامل
احتمال عدم اعلام معافيت های جديد خدمت نظام در سال جاری؛ و نامه های
شور انگيز مريم به احمد رضا که حاکی از يک شکست عاطفی جدی است و صد
البته طالع بينی متولدين ۳۶۰ روز سال؛ همه مطالبی هستند که در شماره جديد
ندای گلزار وجود دارند.
. سرمقاله اين شماره ندای گلزار که به قلم صاحب امتياز و مدير مسئول
هفته نامه؛ حاج اقا (...) نماينده (...) نوشته شده به تجليل از مقاومت قهرمانانه
حزب الله لبنان در برابر تجاوزات ددمنشانه رژيم صهيونيستی پرداخته و بر لزوم
حمايت فرهنگی و هنری از مردم و مقاومت لبنان تاکيد ميکند.
. ندای گلزار؛ اين شماره با تصوير تازه ايی از رادان بر روی جلد که در حال گيتار
زدن است و با اين حال به طرز شگفت انگيزی به افق های دور دست نگاه ميکند
بر روی کيوسکهای روزنامه فروشی امده است.
. گفته ميشود ندای گلزار از محبوبترين مجلات در سطح دبيرستانهای دخترانه
است که جای تشکر فراوان دارد.
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
( سامان فکر و انديشه ):
. دفتر مطالعات انديشه فرامند تحت نظارت نهاد انديشه ورزان جوان با همکاری
بنياد انديشه مندان فردا وابسته به سازمان انديشه معاصر که از مراکز مرتبط با
کانون فکر نخبگان داخل و خارج است؛ نخستين شماره از فصلنامه
تخصصی- تزئينی سامان فکر و انديشه را منتشر کرد.
. در اولين شماره از اين نشريه بزرگان انديشه معاصر از جمله کارل پوپر؛ رولان بارت
؛ فوکوياما؛ دکتر حسين حسين خانی اصل؛ مهندس استان پناه و حتی
همفری بوگارت درباره چالشهای موجود در جريان انديشه معاصر به بحث و خود
پراکنی پرداخته اند.
. برخی از عناوين موجود در اولين شماره اين نشريه خيلی وزين عبارتند از:
. پروسه جهانی شدن از منظر فلسفه نو انديشی و چالشهای روبرو؛ انسان
معاصر در بن بست رهيافتهای پيشا مدرن؛ رويکرد محوری در نهادينگی انديشه
گرايانه؛ هنر مدرن در پيرامون سامان مندی قدسيت انديشی؛ واخبار فکری.
. گفتنی است اين نشريه سال گذشته در جشنواره مطبوعات فرهيخته نگار مقام
نخست و جايزه فکر بلورين را به خود اختصاص داده بود.
. اين فصلنامه محترم در ۲۵۰ صفحه و با جلد مشدی به قيمت ۵۰۰۰ تومان قاعدتا
در دسترس همه فرهيختگان معاصر قرار دارد.
( پسران ):
. شماره هفتصدم مجله وزين پسران نيز خود را به زيور چاپ اراست.
. مجله پسران که پس از وقفه ايی يکی دو ماهه شماره جديد خود را روی
کيوسک فرستاده است با رويکردی جديد به جذب مخاطب مطالب روح انگيز خود را
سامان بخشيده است.
. مرا به ملکوت اعلی بپيوندان اما زيبايم کن؛ چه روح انگيز چه روح انگيز چه روح
انگيز گشته ايی در اين وقت شب؛ دنيا هرگز همانند تو نداشته است؛ از چه ژلی
استفاده کنيم که بيش از پيش جگر باشيم و پسران خيابانی هم دل دارند به خدا
عناوين مطالب اين شماره از پسران را تشکيل ميدهند.
. عمده اين مطالب توسط نويسندگان پسر جويای نام از طرق مشروع به رشته
تحرير در امده است.
. عکسهای شماره جديد پسران نيز که همگی تزئينی هستند پسران خوبی را در
حال نماز خواندن؛ ورزش نمودن؛ درس خواندن و تزکيه نفس نشان می دهند که
بسيار جالب است.
. ضمنا اين مجله در شماره جديد خود از پسرانی که در انجام کارهای فوق تبحر
دارند برای گرفتن عکس از انان دعوت به عمل اورده است و پول هم ميدهند......
. موسسه فرهنگی نشر معنويت در بستر جذب مخاطب جوان با همياری دفتر
فرهنگی سازمان کذا مجله پسران را با قيمت مناسب منتشر ميکند.
/././././././././././././././././././././././././././././././././././././././././././././././././
<< تبريک >>
. با کمال مسرت و خوشحالی اعلام ميکنم که ۲ نفر از دوستانی که به اين وبلاگ
می اومدن و وبلاگشون در ليست لينکهام قرار دارن ديروز رسما به عقد هم
دراومدن.
. يکی شون خواهرم سميرا خانم نويسنده وبلاگ { دالان بهشت } و ديگری
علی اقا نويسنده وبلاگ { tak o tanha } که فکر کنم ديگه از تنهايی دراومده
هستند.
. ديروز پنجشنبه کلا کار و زندگی رو تعطيل کرديم و به اتفاق خانواده های دو طرف
رفتيم محضر تا کار عقدشون رسمی بشه و ان شاء الله ظاهرا اين پنجشنبه که
داره می اد جشن نامزديشون رو تو يکی از سالنها برگزار خواهيم کرد.
. خلاصه برای اين دو تا زوج تازه و جديد و نو و اکبند! شديدا ! ارزوی خوشبختی و
موفقيت در زندگی مشترکشون رو دارم.
. ان شا ءالله قسمت بقيه دخترا و پسرايی که هنوز مجرد هستند.
. بجنبين بابا دير شد!!!
| لینک | ۱۳۸٥/٩/٤ - مجید |
