ّ« 76 »   

. الف .

{ .... }

. یکی داشت می گفت اوه مای گاد؛ این غذاش واندر فول بود

. من همین اواخر دسامبر یک ناگت سیب زمینی کورن داگ خوردم اونم در اتمسفری که

دیزاینش واقعا.............

. گفتن استاد میشه اسمتون رو بفرمایین

. گفت بله؛ صفدر چمباتمه هستم

////////////////////////////////////////////////////////////////

. یه روز توی یه بوتیک وسط یه پاساژ توپ؛ چند تا فروشنده ی جوون که خیلی احساس

باحالی می کردن دیدن یکی که سر و وضعش شبیه دهاتی هاست داره میاد

. گفتن بچه ها اسگلش کنیم بخندیم

. طرف وارد مغازه شد و پرسید اینجا شما چی می فروشین

. بچه با حالها گفتن الاغ

. طرف پرسید ببخشید جز خودتون الاغ دیگه ایی واسه ی فروش ندارین؟!

<< >>

. ب .

<< نامه به یک سرپرست وزارت آموزش و پرورش >>

. سلام علی احمدی

. ایول!

. حرفهای اخیر تو را که می خوانم تمام اعضا و جوارحم می رود روی ویبره!

. چه می کنی تو احمدی!

. گمان می کنم کابینه ی دولت نهم در راستای شعار از اون بالا کفتر میایه؛ پیرو طرح هر روز

بهتر از دیروز؛ عمل می کند

. تو قطعا برگ زرین جدیدی هستی که در تاریخ خواهی ماند؛ کلا

. الان شاید مردم قدر تو را ندانند و نفهمند اما دلیلش این است که

<< آنچه اندر وهم ناید ؛ آن شوم >> و تو شده ایی!

. حرفهایت درباره ی تفکیک جنسیتی کتب مدارس هنوز تازه بود که با تغییر مقاطع تحصیلی

دختران و پسران نشان دادی تمومی نداری تو!

. خوب گفته ایی که کتب و مقطع سنی باید تفکیک جنسیتی شود

. من در این نامه سعی می کنم در همین راستا به تو کمک پرتاب کنم

. علی احمدی عزیز؛ با توجه به فرمایشات تو بهتر است از این به بعد دخترها در ۹ سالگی

انتخاب رشته کنند

. پسرها هم تا پانزده سالگی توی کوچه بدوند با پای برهنه و دماغ آویزان البته

. دخترها شش کلاس سواد داشته باشند بس است

. دروس شان را هم جسارتا برای تسهیل کارهای تو پیشنهاد می دهم :

. ماکارونی ( ۲ واحد ) با پیش نیاز پیاز داغ و گوشت چرخ کرده؛ چگونه دستکش ظرفشویی

بهتری داشته باشیم ( ۲ واحد تئوری؛ یک واحد آزمایشگاه عملی )؛

رفتار با مادر شوهر ( ۴ واحد )

. لازم به ذکر است این واحد درسی همراه با آموزش کونگ فو ارائه خواهد شد

. تحلیل کوکو سبزی و افتراق آن از کوکو سیب زمینی ( ۳ واحد )؛

هندسه ی فضایی آشپزخانه ( یک واحد - اختیاری )؛ شوهر خر کیه ( ۲ واحد - یک واحد

آزمایشگاه )؛ حالا ماه شدم ( دوره ی پایانی و کار آموزی )

. برای پسرها هم براساس طرح تفکیک جنسیتی کتب و مقاطع تحصیلی می شود این

موارد درسی را در نظر گرفت :

. زن نگیر خر نشو ( ۴ واحد - ۲ واحد توجیهی؛ تحلیلی )؛ من مرد تنهای شبم ( تک واحد -

انتخابی )؛ چگونه جلوی تلویزیون کنترل به دست ولو شوید ( دوره ی پایانی و کارآموزی )

. علی احمدی جان؛ حالا اگر عده یی نابخرد به تو فشار وارد کردند که مثلا دروسی مثل

ادبیات یا ریاضی یا شیمی هم باشد

. برای آنها هم می شود فکری کرد که طرح تفکیکی تو لطمه نخورد

. مثلا در ادبیات؛ دخترها بخوانند << میازار موری که دانه کش است >>

. پسرها در کتاب شان بیاید؛ << بیازار؛ اتفاقا حال میده >> یا در ریاضی؛ پسرها بخوانند

<< دو دو تا می شود چهارتا >>

. دخترها بخوانند << دو دو تا میشه هشت تا؛ من این حرفا حالیم نیست باید بخری >>

. علی احمدی عزیز؛ تو بی شک موهبتی هستی که باعث خواهی شد در تعلیم و تربیت

فرزندان این مرز و بوم از اون بالا کفتر بیایه؛ شدید

. از ما دریغ مکن

<< >>

. پ .

. راد مردانی ؛ از سنگ برون آمده با خود و کمان

. ریش سنگین به هم تابیده

. بانوانی هم با چشم غزل

. بر بنا گوش سپید

. گوشواره ی گل یخ خوابیده

. دور از این بهمن و دی

. روزگاری که نمی دانم کی

. قصه ی مبهمی از ما را

. در زمستان ؛ پیش آتشدان

. خواهند سرود

                                        { از شعر یادگار گل یخ سروده ی م - ع سپانلو }

<<به یادمردان وزنان بهمن۵۷ وسالگردپیروزی انقلاب اسلامی >>

<< >>

. ت .

<< دیوان اخبار >>

. دانشجوی دزفولی با اسلحه ی کمری وارد کلاس درس دختر مورد علاقه اش شد و چند

تیر هوایی شلیک کرد

. وی چند بار از این دانشجوی دختر خواستگاری کرده و جواب رد شنیده بود

<< به نقل از روزنامه کیهان >>

. در چشمه ی عشق دست وپایی بزنیم

                                                        ای کاش پلی به آشنایی بزنیم

. چون تیر اثر به قلب معشوق نداشت

                                                     ای دوست بیا تیر هوایی بزنیم !

<< >>

////////////////////////////////////////////////////////////////

. صفار هرندی :

. از اهل موسیقی شنیده ام که دغدغه ی آنها این است مبادا ساز ناکوک و صدایی خارج از

دستگاه باشد

                   << روزنامه اعتماد >>

. صفار هرندی :

. ما موسیقی ناروا هم داریم؛ همانها که به زیر زمینها پناه برده و محل عرضه شان همان

جاست

          << روزنامه اعتماد ملی >>

. صفار هرندی :

. موسیقی ناروا مروج شیطان پرستی است

                                                       << روزنامه کیهان >>

. صفار هرندی :

. من اهل موسیقی نیستم اما اهالی موسیقی را دوست دارم

                                                                              << روزنامه اعتماد >>

. بیا تا گویمت رندانه پندی

                                      که تا لذت بری از عمر چندی

. عزیزم باخ و موتزارت و ولش کن

                                               فقط آقای صفار هرندی !

<< >>

. ث .

. خدا می داند چقدر تلخ است که بگویم و تذکر دهم که اگر روند حذف نیروهای آبدیده و

صلاحیت دار و سپردن امور به افراد کم تجربه و گاه نااهل به همین منوال ادامه پیدا کند و

بخشهایی گسترده از جامعه نتواند به سهم خود؛ کرسی امور را تصاحب کنند؛ عاقبتی جز

فروپاشی از درون یا افتادن به ورطه ی دیکتاتوری در انتظار نظام اسلامی نخواهد بود

. طبیعی است که در آن صورت برای آحاد مردم میان حکومتی مسمی به اسلام یا حکومتی

آمریکایی چندان فرقی نخواهد بود و این خطری است که به واسطه ی مشکلات کنونی در

روابط خارجی و دیپلماتیک کشور و نیز مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم؛ دور از انتطار

نیست

<< بخشهایی از نامه ی آیت الله اسدالله بیات خطاب به آقایان هاشمی ؛ خاتمی

و کروبی در اعتراض به رد صلاحیت گسترده ی داوطلبان نمایندگی هشتمین

دوره ی مجلس شورای اسلامی به نقل از روزنامه ی اعتماد >>

<< >>

.......

 

<< عکسهای منتخب >>

>> عکسی جالب از آقای احمدی نژاد <<

<< >>

لینک
۱۳۸٦/۱۱/٢٤ - مجید

   << ۷۵ >>   

. الف .

{ ...... }

. یکی رو تو ده راه ندادن اتفاقا سراغ خونه ی کدخدا رو هم نگرفت؛ رفت شهر

. اونجا پیشرفت کرد به پست و مقام رسید؛ کاری کرد که همه ی شهری ها فرار کنن به ده؛

همه ی دها تی ها بیان شهر؛ بعد رفت از وضعیت روستاها بازدید کنه تو ده راش ندادن!

//////////////////////////////////////////////////////////////////

. از یکی پرسیدن آخرین باری که سینما رفتی کی بود؟ گفت یازده سال پیش

. پرسیدن آخرین باری که فوتبال دیدی کی بود؟ گفت نه سال پیش

. پرسیدن آخرین باری که موسیقی گوش کردی کی بود؟ گفت بیست سال پیش تصادفی توی

تاکسی اونم یه کم

. گفتن پس ما درست شما رو شناختیم؛ شما حتما کارشناس مسائل جوانان هستین؛ گفت

بله کاملا درسته!

<< >>

. ب .

<< نامه به یک رد صلاحیت >>

<< >>

. سلام رد صلاحیت؛ خوب روی بورسی شیطون!

. می خواستم برایت نامه ننویسم

. تمام هفته ی گذشته جلوی خودم را گرفتم ( چه کارها ! ) که برای تو نامه ننویسم

. اما تو بالاخره کار خودت رو کردی

. خودمانیم این احراز صلاحیت نشدن هم چیز باحالیست

. ما یک چند ساعتی به آن فکر کردیم؛ کیفور می کند آدم را

. شش را حال می آورد

. ای رد صلاحیت شده؛ احرازتو بخورم! چه کلاغ پری راه انداخته این عزیز؛ این قشنگ؛ این

گوگوری مگوری؛ این......( احساساتی شدم ) این هیاتهای اجرایی

. رد صلاحیت؛ اساسا چیز تو دل برویی است

. نه؛ فکر بد نکنید؛ اصلا بی تربیتی نیست

. الان توضیح می دهم

. رد صلاحیت چیزی است که به وسیله ی آن نامزد را ناکام می گذارند ( چه شود )

. رد صلاحیت یعنی بشو بشو من تره نخوام

. یعنی چهار دیواری اختیاری

. یعنی من بودم حاجی نصرت؛ قاسم پونصد؛ کس دیگه ایی هم نبود نمی خواستیم که باشه!

. رد صلاحیت یعنی خوش اومدی؛ کش اومدی؛ رو سماور جوش اومدی؛ قل قل قل!

. اندر معانی رد صلاحیت می شود کتاب نوشت؛ از آن کتابها که یک وجب روغن رویش بایستد!

. رد صلاحیت هست

. همیشه هم بوده

. اما این بار رد صلاحیت چیزی شده در مایه های کولاک؛ غوغا؛ جنیفر لوپز!

. رد صلاحیت جان!

. << تو آمدی ز دورها و دورها / که تا به ما نشان دهی ز قدرت و ززورها / مرا ببر

امید دلنواز من / ببر به شهر لال ها و کورها / مرا دگر رها مکن / این یقه ام از آن تو /

مرا زانتخابها جدا مکن / به رای من جفا مکن / صفا مکن / به راه پر ستاره

می کشانیم / فراتر از ستاره می فشانیم / صلاحیت! نپرسی از نشانی ام؟! / تو هم

چنان می امدی ز دورها و دورها / نشانده ایی مرا کنون به زورقی / ز ابرها زعاج ها

بلورها / بلورکم! / صلاحیت / دلیل رد من همین ؛ که گفته اند هست از موبورها /

کچل منم / این سرمو این بدنم ....... >>

. رد صلاحیت جان؛ آدم از تو و برای تو که می نویسد نمی تواند جلوی طبع شعرش را بگیرد

( نصف شعر را فروغ فرخزاد از شوق تو گفته ) فقط از تو متشکرم که این روزها به همت دوستان

و با حضور تو از همیشه بیشتر از اون بالا کفتر میایه!

. پ .

. فرموده اند استفاده از پوتین به صورتی که شلوار در آن رفته باشد تبرج نیست؛ اما اشکال

دارد

. ما هم فقط این قسمت را گفتیم تا تاکیدی دوباره بر این مسئله داشته باشیم

. حتی چند وقت پیش که یک کارگر را به خانه آوردیم ( استحضار دارید که آوردن کارگر به خانه

هیچ مشکلی ندارد ) تا برفهای پشت بام را پارو کند وی شلوارش را داخل چکمه اش زده بود؛ با

او شدیدا برخورد کردیم

. در عوض او هم ادامه ی کارش را منوط به این کرد که خودمان هم در راه پارو کردن برف پشت

بام کمکش کنیم و مزدش را هم دو برابر نماییم!

<< >>

. ت .

. امروز که ما اینجا داریم برایتان فک می زنیم؛ لیست رد صلاحیت شده های مجلس اعلام

شده است

. قبلا رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام کرد از ۷۰۰۰ نفر ثبت نام کننده برای این

انتخابات؛ ۳۰۰۰ نفرشان دارای سابقه قضایی هستند

. من فکر می کنم با توجه به نامه های رد و بدل شده ی اخیر بین رئیس جمهور و رئیس مجلس

و شجاعت بی بدیل دولت در درافتادن با همه چیز ( از جمله قانون اساسی؛ بودجه؛ مجلس؛

گاز ) و حضور افراد قدرتمند و پاور لیفتینگی مثل خانم ف . رجبی و آقایان غلامحسین الف؛

م . ارضی؛ ه . چاوز ؛ د . احمدی نژاد؛ و ث . هاشمی در تیم دولت؛ مجلسی ها سعی کرده اند

یک مقداری افراد قدرتمند را وارد صحنه کنند تا با استناد به سوابق درخشانشان بتوانند از پس

دولت بربیایند

<< >>

. ث .

<< ۱۰۱ روش برای اینکه در ابتدای ازدواج رابطه ی بهتری داشته باشید >>

<< >>

- هرگز به او نگویید که دوستش دارید چون او می داند که شما چه {...}ی هستید!

. خودتان را بی خودی سبک نکنید!

- مای دارلینگ؛ هانی؛ مای لاو این کلمات معجزه می کند ولی خدا وکیلی به قیافه ی تو

نمی خورد پس به همان جملات همیشگی ات اکتفا کن

. << خاکتیم / چروک روی پیشونی تیم؛ اخماتو وا کن فنا شیم ! >>

- در هر برخورد یک گل رز تقدیم او کنید

. اما حواستان باشد تبدیل به الیاس نشود

- احساسات خود را رقیق کنید

. به گربه های ولگرد لگد نزنید

. وقتی یک سگ پشمالوی سفید دیدید؛ بگید آخی عسیسم!

- منوی کافی شاپها را حفظ کنید تا هنگام تلفظ آنها دچار مشکل نشوید

. این امر اثبات می کند که در آن کوهی که شما از پشت آن آمده ایید؛ قهوه خانه وجود دارد

- مویتان را مدل میکروبی کنید تا یک دست چرک باشید

- یک وانت بخرید و کارت سوختش را در اختیار او قرار بدهید

. مطمئن باشید تا زمان پایان شارژ کارت در قلب او جای خواهید گرفت

- جوابهای از پیش آماده برای جملات قصار او از جمله << همتون همین طورید / تکلیف منو

مشخص کن >> داشته باشید

- گاهی حرف گوش نکردن شما را جذاب تر می کند

- فشن تی وی را نگاه نکنید

. تقلید از مدلهای آن؛ تو را از آن چه هستی احمق تر نشان می دهد

- تصور نکنید چون ولنتاین یک زمان و یک روز است؛ باید آن را ولنتایم تلفظ کنید!

- وقتی یک جا رفتید سرتان را مثل دیک چنی نیندازید و بروید تو

. یک بفرمایی چیزی بگویید

- در رستوران صندلی را برای او عقب بکشید

. نگاه تحقیر آمیز دیگران در رستوران؛ شما را پیش او عزیز تر می کند

- کاربری  me too  و  you too  را یاد بگیرید تا وقتی او به شما گفت :

. << شات آپ بیبی؛ پاسخ ندهید  me too  >>

- عذر خواهی شما را کوچک تر نمی کند بلکه بر عکس باعث می شود که از خرید کادوی

عذر خواهی در تندیس و میلاد نور معاف شوید

- مارکهای معروف دنیا را بشناسید

. جیوردانو / گوچی / پاتن جامه / مستر پیچ / تامی / کلارک / جورابان / کتان تافته

- با لحن متداول صحبت نکنید

. دیدن گزارشهای خبری ۳۰ : ۲۰ را پیشنهاد می کنیم

- و توصیه ی آخر :

. الاغ تو که کلی پول خرج کادو برای همسرت کرده ایی؛ یک گونی چیزی دور آن بکش یک روبان

دورش بپیچ این کار ارزش کادوی تو را بالاتر می برد

. ( با شما نبودم ! چرا قاطی می کنید؟ این را برای آقای سارکوزی شیطانک نوشتم که سر پیری

معرکه گیری می کند )

. ج .

<< ایتس یا حسین ! >>

. قدیم ترها وقتی صدای بلند << ایتس ایتس >> از سیستم صوتی ماشینی شنیده می شد؛

با واکنش مردم و نیروی انتظامی همراه می شد؛ چه برسد به اینکه صدا در روزهای عزاداری

محرم به گوش برسد

. اساتید مبتکر اما همیشه راه دومی پیدا می کنند و آن هم پنهان شدن در لایه های موسیقی

سبکهای سینه زنی بود؛ بنابر این مداح های هیات دو تا می شدند؛ یکی می خواند و دیگری با

صدایی که هیچ شباهتی به << حسین حسین >> نداشت؛ آهنگ پس زمینه ی مداحی را

تولید می کرد

. این طوری هم خودشان طرفدار پیدا می کردند و هم در پوشش مذهب؛ می شد راه گریزی

برای سیستم های صوتی پیدا کرد؛ پدیده ایی که حالا به قول خودشان << خز >> شده است

<< >>

. چ .

. سالهای دفاع مقدس بود

. صدای گلوله های ضد هوایی در تهران شنیده می شد

. پناهگاهی در نزدیکی خانه ی امام ساخته بودند؛ ولی او به آنجا نمی رفت

. آن روز بعد از ظهر؛ هفت - هشت موشک به اطراف جماران خورد

. فرزند امام؛ احمد؛ به نزد پدر رفت و دید مطالعه می کند

. با التماس گفت :

. << اگر موشکی به اینجا بخورد و شما طوری بشوید >>

. امام به چهره ی نگران احمد نگاه کرد و گفت :

. << من وقتی می توانم به مردم خدمت کنم که زندگی ام مثل آنها باشد

. مگر همه ی مردم پناهگاه دارند

. اگر مردم طوریشان بشود؛ بگذار به بنده هم بشود >>

. احمد نا امید شد و پرسید :

. << پس تا کی می خواهید اینجا بنشینید؟ >>

. امام با دست به پیشانی اش اشاره کرد و گفت :

. << تا وقتی که موشک به اینجا بخورد >>

(( یادش گرامی که این روزها جای خالی او بیشتر احساس می شود ))

{ به بهانه ی سالگرد ورود بنیانگذار کبیر نظام جمهوری اسلامی ایران حضرت

آیت الله العظمی روح الله موسوی خمینی به کشور و پیروزی انقلاب اسلامی ایران }

<< >>

......

<< عکسهای منتخب >>

>> بچه جان بذار مادرت نمازه شو بخونه! <<

<< >>

>> بدون شرح <<

<< >>

>> یه کم یانگوم وبلاگ اومده بود پایین! پس اینو داشته باشین ضعف نکنین! <<

<< >>

>> عکسی از همسر اول و همسر دوم مهدوی کیا به همراه دخترش که به صورت

مونتاژ در کنار هم گذاشته شده است <<

<< >>

لینک
۱۳۸٦/۱۱/۱٤ - مجید

   << ۷۴ >>   

. الف .

{ ... }

. یک روز یک نفر داشت قدم می زد؛ گفت به به چه هوای تمیزی؛ چه روز خوبی؛ چه دنیای

قشنگی؛ چه وضعیت مطلوبی....... به او گفتند عزیز من اشاعه ی اکاذیب نکن

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. یکی سر شاخه نشسته بود داشت از ته اره اش می کرد

. بهش گفتن مگه اون حکایت رو نشنیدی که...... گفت درخت مال خودمه؛ اره مال خودمه؛ سر و

ته شاخه هم مال خودمه؛ به شما هم هیچ ربطی نداره

. افتاد زمین دست و پاش پاره شد

. اومدن بهش گفتن دیدی...... گفت هرچی پاره شده مال خودمه به شما هم هیچ ربطی

نداره

. ازش کلی خون رفت

. بهش گفتن داره ازت خون..... گفت خون خودمه به شما هم ربطی نداره

. یکی گفت دوستانه یک سئوال بپرسم راستشو میگی؟ گفت بپرس

. گفت واقعا داری چه غلطی می کنی

. جواب داد می بینی که سر مواضع و حرفام ایستادم!

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. یه روز یه خانمی که رئیس یک اداره ایی بود؛ تمام کارمندهای مرد رو اخراج کرد؛ بعد هم با

لگد انداختشون بیرون؛ رفت خونه؛ پسرش در زد؛ راش نداد خونه گفت برو گم شو پیش همون

پسرهای لات محل

. آخر شب هم سم ریخت توی غذای شوهرش اونو کشت

. گرفتنش گفتن می دونی به این کارهایی که تو کردی چی می گن؟ گفت آره؛ فمینیسم !

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. یه روز یه نویسنده ایی یه کتاب نوشت که کلی سال طول کشید تا مجوز گرفت

. کلی سال و خیلی طول کشید تا به ناشر سهمیه ی کاغذ دادن و اون تونست کتاب رو چاپ

کنه

. کلی هم طول کشید تا پخش؛ کتاب رو توزیع کرد

. نویسنده پیر شد و مرد

. کتاب دست مردم رسید؛ پرفروش شد؛ ده تا جایزه گرفت و سالی سه بار از مرحوم

نویسنده اش تجلیل کردن

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. یه روز یکی رفت بانک بزنه؛ گفتن هنوز برامون پول نیاوردن

. گفت توی عابر بانک پول ندارین؟

. گفتن دستگاه خرابه هشت بار تماس گرفتیم نیومدن درست کنن

.دزده کارهاشون رو یه هفته ایی پی گیری کرد؛ نه پول اومد نه دستگاه درست شد

. اومد وایساد وسط بانک و دستشو کوبید به سینه اش همه شونو نفرین کرد و رفت !

<< >>

. ب .

<< کریس دی برگ در ورزشگاه آزادی >>

<< >>

. بالاخره بعد از چند ماه بکش بکش و دعوت؛ کریس دی برگ که می گویند گیتار زن خوبی

است و چیزی تو مایه های جلال ذوالفنون است به ایران می آید؛ آن هم کی؟ قبل از عید نوروز؛

یعنی وسط خونه تکانی و باغچه بیلیه و دید و بازدید و این حرفها

. چه حالی بکند کریس با ملت! تازه بعدش قرار است برود و تیر و مرداد برگردد و با گروه

آریان کنسرت بدهد؛ هر چند مطمئنیم بساط نوروز ما را که ببیند و یک قلپ آب تهران را بخورد؛

می ماند

. گروه آریان اعلام کرده چون استقبال از ما زیاد خواهد بود؛ ترجیح می دهیم که در مرکز شهر

یا فضای بسته؛ کنسرت اجرا نشود؛ بنابراین احتمالا کنسرت در ورزشگاه آزادی؛ پارک ارم یا

سیرک پردیسان برگزار خواهد شد

. در پایان این کنسرت به حرفهای کریس دی برگ که به فارسی شکسته بسته خواهد زد

توجه کنید

. در پس زمینه؛ صدای سوت و کف؛ << کریس دوستت داریم >> را داشته باشید

. << قربونتون برم الهی..... ای کاش من ایرانی بودم

. این یه پوینت برای من بود که تونستم در کشور شما سازمان دهی بشم....تهران شهر خیلی

باحالیه.....

. جوون های ایرانی خیلی با معرفتند

. من عاشق دوغ و تونل وحشت پارک ارم و رنجر و ترن هوایی اش هستم

. من چند بار در تهران گم شدم اما چند تا عکس تو میدون آزادی گرفته ام..... رانندگی تون خیلی

واندر فوله...... من مرده ی لایی کشیدن هاتونم....... >>

<< >>

. پ .

. خانم << دالیا ایتسک >> رئیس کنیست (مجلس) رژیم صهیونیستی در گفت و گو با

هفته نامه ی << کل العرب >> چاپ فلسطین اشغالی اعتراف کرد؛ شخصیت

<< سید حسن نصرالله >> دبیر کل حزب الله لبنان به شدت او را تحت تاثیر قرار داده است

. وی گفت:

. << وقتی تصویر او را می بینم و صدایش را می شنوم تحت تاثیر توانا یی ها و قدرتهای او

قرار می گیرم ولی طولی نمی کشد که خشم و سر خوردگی بر من غالب می شود و با خود

می گویم چرا توانمندیهای او به نفع اسرائیل نیست >>

. وی در ادامه افزود :

. من از قدرت جادویی او در شگفتم ولی اگر امکان دیدن او برایم فراهم شود؛ از وی سئوال

خواهم کرد:

. << برادر من! بگو از جان ما چه می خواهی؟ >>

<< >>

. ت .

. به نظر می رسد همراهی کارلا برونی معشوقه ی نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه در

سفرهای خارجی او مساله ساز شده باشد

. روزنامه ی ریاض چاپ عربستان سعودی نوشت مقامات عربستان از سارکوزی خواستند در

سفر اخیر خود به عربستان << احترام سنت های اسلامی >> را حفظ کرده و از آوردن

معشوقه اش امتناع کند

. به نظر سعودی ها آوردن کارلا برونی از ان جهت مخالف سنتهای اسلامی این کشور بود که

دو زوج ازدواج نکرده نمی توانند در هتلهای این کشور به صورت مشترک حضور داشته باشند

. سارکوزی در سفر به مصر معشوقه ی خود را به همراه برده بود و همین مساله انتقادات

زیادی را به دنبال داشت

<< >>

<< >>

. ث .

. مجله ی استیت؛ چاپ لندن نوشت:

. دولت انگلستان چاپ و انتشار کتاب زندگینامه ی تام کروز؛ بازیگر آمریکایی را به خاطر فساد

شدید اخلاقی این بازیگر ممنوع کرد

. لازم به ذکر است این بازیگر هالیوودی در زمان تهاجم اسرائیل به لبنان در سال گذشته؛ ضمن

حمایت از اسرائیل بر نابودی مسلمانان تاکید کرده بود

<< >>

. ج .

<< نامه ایی برای سالار شهیدان >>

<< >>

. السلام علیک یا ابا عبدالله

. من طنز می نویسم

. اما پیش تو می شود حقیقت را بی خجالت اعتراف کرد که << کارم از گریه گذشته است بدان

می خندم >>

. یا حسین (ع)؛ ای امام آزادی که به اندازه ی یک تاریخ هم شانه با شرف ایستاده ایی؛ ما را

دریاب

. من به قاعده ی توان اندکم؛ خنده قسمت می کنم که این نذر من است یا حسین (ع)

. یکی قیمه قسمت می کند؛ یکی شربت خیرات می کند؛ یکی.....

. من با این دستان همیشه تهی لبخند نذری می دهم

. یا حسین (ع) ما را با رشادتت به شهامت خندیدن به تمام ظالمان تاریخ مهمان کن

. ای عزیز فاطمه؛ آب؛ مهریه ی مادر توست؛ زلال؛ جاری؛ پاک؛ شفاف و روح بخش

. من؛ این کمترین دوستداران تو؛ در این مطالب گاه و بی گاه؛ به قاعده ی مقدورات؛ جان

می کنم که کمی شفاف کنم فضای اطرافم را و کمی جاری باشم در بطن دردهای تمام

نشدنی مردمم و.....

. یگانه خواسته ام این روزها از توی بزرگوار این است که توانم بدهی تا نلغزم تا نترسم تا از

صراط حق خارج نشوم تا...... تا بتوانم کماکان بنویسم

. یا حسین (ع) این روزها همه ی دستها به دعا بلند است

. دیده ام؛ دیده ام یا حسین که با همین نذرها و خیراتها از تو حاجت گرفته اند

. من حاجتمند دست به دعا را؛ با تمام بار گناهان بسیار بر دوش؛ ببین؛ فردای بهتر این ملک؛

آینده ی روشن تر این سامان؛ حاجت دیر پای سالیان ما جماعت است؛ ما را شهامت بهتر شدن؛

ما را رشادت در راه حق گام نهادن؛ ما را دوری از بی تفاوتی؛ ما را جسارت ابراز حقیقت عطا کن

. یا حسین (ع) به آرزوهای ما؛ به افق پیش روی ما؛ لبخند ارزانی کن

. ما در فضای طنز زندگی می کنیم اما نمی خندیم؛ خنده مهمان ما نمی شود یا حسین (ع) ما

را توانی ده تا دردهای کهنه مان؛ به دست خویش علاج کنیم

. چ .

. شمر:

. ای شاه شهر شام ؛ سلام

. یزید:

. السلام

. ها ؟

. شمر:

. آورده ام خبر

. یزید:

. ز کجا؟

. شمر:

. دشت کربلا

. یزید:

. فتح است یا شکست؟

شمر:

. به اقبال شاه فتح

. یزید:

. شکر خدا ! که خدا داد کام ما

. سلطان دین شهید شد؟

. شمر:

. آری به خون تپید

. یزید:

. صد شکر

. شد بلند در ایام نام ما ..... کس یاری اش نکرد؟

. شمر:

. چرا

. یزید:

. که؟

. شمر:

. برادرش

. یزید:

. نامش چه بود؟

. شمر:

. حضرت عباس با وفا

. یزید:

. عباس کشته گشت؟

. شمر:

. بلی

. یزید:

. چون شهید شد؟

. شمر:

. از کینه هر دو دست شد از پیکرش جدا

. یزید:

. چون جنگ می نمود؟

. شمر:

. دلیرانه

. یزید:

. وصف کن ....

. شمر:

. زد بر سپاه

. یزید:

. تیر؟

. شمر:

. نه

. خود را چو اژدها

. یزید:

. لشگر ستاده بود؟

. شمر:

. نه

. یزید:

. چون شد؟

. شمر:

. گریختند .....

..........

. یزید:

. آتش ز راه کین به سرا پرده ها زدی؟

. شمر:

. آری بسوختم همه دود شد بر هوا

. یزید:

. بادا هزار مرتبه رویت سیاه شمر

. بس کن که نیست تاب شنیدن مرا

<< بخشی از تعزیه ی بازار شام شاهکار میر عزای کاشانی اجرا شده توسط

هاشم فیاض >>

<< >>

.....

<< عکسهای منتخب >>

>> عکسی خفن از زیدان <<

<< >>

لینک
۱۳۸٦/۱۱/٢ - مجید