<< ۶۰ >>   

. الف .

<< نوستالژی دهه ۶۰ >>

. چاره فقط همین است.

. اتکا به حافظه ایی که در سالهای اولیه این بیست و چند سال ولع عجیبی داشت تا آنچه را که

می بیند ثبت کند.

. همه ان چه که از یک تلویزیون دو کاناله سیاه و سفید که باید دقایقی زودتر دگمه اش را

می زدی تا هن و هن کنان و پس از گرم شدن لامپ تصویر اسقاطی امواج را به صورت تصویر

روی صفحه بفرستد تا پخش شود.

. تلویزیون دو کاناله؛ یادتان هست برنامه های شبکه اول از حدود ۴ بعد از ظهر آغاز می شد و

بعد از ان که کانال دو ساعتی بعد به ان می پیوست؛ ساعت ۱۰-۱۱ شب سوت پایان کشیده

می شد!

. حتی تصورش هم سخت است؛ اما سالهای ابتدای دهه ۱۳۶۰ قواعد خودش را داشت؛ از

جمله اینکه اگر بودجه کرایه ویدئو و فیلم نداشتی؛ تنها تفریح پنجشنبه شبها مسابقه ایی بود

با عنوان <<نامها و نشانه ها>> با اجرای علیرضا معینی؛ مجری باسابقه رادیو؛ مسابقه ایی

در حیطه اطلاعات عمومی که بین دو گروه دو نفره برگزار می شد.

. اولین بار کلمه <<حد نصاب>> را از زبان معینی شنیدم که اشاره داشت به شرکت کنندگانی

که از امتیاز ۷۰ بالا می رفتند.

. معینی احتمالا اولین مجری است که چهره اش را خوب به خاطر می اورم؛ گر چه گیتی

خامنه ایی و الهام رضایی؛ مجریان برنامه کودک شبکه اول؛ محمد طبسی نژاد گوینده اخبار

ورزشی ساعت ۴۵/۱۶ ( قبل از برنامه کودک ) وجلال مقامی مجری برنامه <<دیدنیها>> دراین

افتخار! سهیم اند.

. اگر مجله <<فیلم>> خوان باشید؛ قطعا با شنیدن کلمه <<نوستالژی>> یاد پرویز دوایی و

لاله زار و سینما مایاک می افتید.

. اما این احتمال هم هست که شمای خواننده وبلاگ؛ آدمی باشید بین ۲۰ تا ۳۰ سال که

تصاویر اعجاب آور دهه ۱۳۶۰ شمسی در ایران را به خاطر دارند؛ روزهای نوستالژیک و

تکرار نشدنی ایران پس از انقلاب که همه چیز تحت تاثیر دگرگونیها فضای تازه ایی می یافت.

. تلویزیونهای سیاه و سفید که امروز اثری از انها نیست که شاخصه های این دهه به حساب

می آیند؛ آنقدر سیاه و سفید که گزارشگر ورزشی بگوید <<پرسپولیس>> با لباس تیره؛ در

سمت چپ و شاهین با لباس روشن در سمت راست.

. و گاهی آنقدر کوچک که تصویر یک مربع محدب به مساحت ۱۴ اینچ باشد.

. شرایط جنگی بود؛ آنقدر جنگی که یک تلویزیون ۲۴ اینچ پارس برای خود کسی بود!

. دهه ۶۰؛ مقطع خاطره انگیز زندگی اکثر ماست.

. روزهایی که گرچه توصیف آنها یاداور عسرت و مشکلات ان دوران است؛ اما حداقل به ما

یاداوری میکند که کثرت و وفور امروز ان قدرها هم لذتبخش نیست.

. اگر شما جزو انهایی باشید که زبانمان لال ماهواره دارند و هر شب با این کانال ان کانال کردن

دنبال یک برنامه خوب می گردند تا پای تلویزیون وقتی بگذرانند؛ این حرف را بهتر متوجه

می شوید.

. آن روزها؛ روزهایی بود که باید قدر همه چیز را می دانستی؛ حتی فیلمهای تکراری چهارشنبه

شبها؛ فیلمی مثل <<انتخاب اقای هابسن>> که سالی یکی دوبار مهمان خانه ها بود.

. یا کارتون رابین هود که هر سال سوگلی کارتونهای پخش شده در روزهای ویژه تعطیلات نوروز

بود.

. ناگفته پیداست که مجریان تلویزیون در این شرایط چه باری بر دوش می کشیدند.

. اخبار گوهایی که همیشه باید سلحشورانه خبری می خواندند؛ مجریان پخش باید با مردم

صمیمی می شدند و امیدوارشان می کردند؛ مجریان برنامه کودک باید با آرامش حرف می زدند؛

انگار نه انگار که شرایط عادی نیست و الخ.

. آنها وظیفه مهم دیگری نیز داشتند؛ جبران کمبودهایی که در صدا و سیمای نه چندان بزرگ ان

روز وجود داشت و گاهی ممکن بود کار به اینجا برسد که فیلمی برای پخش نباشد یا نگاتیوی

برای پخش برنامه.

. مرور نامه حضرت امام خمینی(ره) که چندی پیش منتشر شد؛ تصویر خوبی از ان سالها ارائه

می دهد.

. در آن سالهای صمیمی وظیفه همه این بود که صورت را سرخ نگه دارند؛ گر چه با سیلی!

<< >>

. ب .

<< طنزهایی از روان شاد عمران صلاحی >>

<< خنده شما باعث شادی روح ان مرحوم است >>

<< >>

( تلفن ):

. دیشب شخص ناشناسی تلفن زد و گفت:

. منزل فلانی؟

. گفتم:

. خودم هستم؛ بفرمائید.

. گفت:

. من شماره تلفن شما را به سختی پیدا کردم.

. اول تلفن زدم به اقای بابا چاهی؛ از ایشان تلفن اقای لنگرودی را گرفتم.

. بعدا تلفن زدم به اقای لنگرودی و از ایشان شماره تلفن اقای صالحی را گرفتم؛ بعدا تلفن زدم

به اقای صالحی و از ایشان تلفن جنابعالی را خواستم.

. ایشان هم شماره تلفن شما را به من دادند.

. من به ان شماره زنگ زدم؛ گفتند فلانی دو یا سه سال است که از اینجا رفته.

. پرسیدم شماره تلفن جدید اقای فلانی را دارید؟ گفتند نه؛ نداریم.

. شما می توانید از مرکز ۱۱۸ سوال کنید.

. تلفن زدم به ۱۱۸ و شماره تلفن شما را از انجا گرفتم.

. گفتم:

. متاسفم که این همه توی زحمت افتاده ایید.

. واقعا شرمنده ام.

. حالا امرتان را بفرمایید.

. گفت:

. می خواستم از شما تلفن اقای احمد رضا احمدی را بگیرم

///////////////////////////////////////////////////////////////////

( شعر خوانی ):

. در یکی از انجمن های ادبی از شاعری دعوت کردند که شعری بخواند.

. شاعر؛ پشت تریبون قرار گرفت و شروع کرد به ورق زدن دفتر شعرش.

. این کار؛ چند دقیقه به طول انجامید.

. دبیر انجمن که حوصله اش سر رفته بود؛ گفت:

. اقا؛ لفتش ندهید؛ زودتر شعرتان را بخوانید.........

. شاعر؛ بادی به غبغب انداخت و گفت:

. می خواهم چیزی بخوانم که تا حالا نخوانده ام.

. استاد فرات بلافاصله گفت:

. نماز بخوان!

///////////////////////////////////////////////////////////////////

( مهمان ):

. شاعری به ما تلفن زد و مبلغی پول خواست.

. در جایی قرار گذاشتیم و پول را به او رساندیم.

. وقتی پول را گرفت؛ گفت:

. این پشت یک قهوه خانه هست.

. بیا برویم انجا.

. مهمان من!

///////////////////////////////////////////////////////////////////

( احترام پدر! ):

. در روستایی پدر و پسری سخت دعوا کرده بودند؛ پسر زده بود سر پدر را شکافته بود.

. چند روز بعد از این ماجرا؛ ریش سفیدان ده جمع شدند تا این پدر و پسر را آشتی دهند.

. پدر و پسر هر یک دیگری را مقصر حادثه معرفی کرد.

. کار داشت بیخ پیدا می کرد که یکی از همسایه ها سیگاری روشن کرد و می خواست ان را به

پسر بدهد تا عصبانیت او رفع شود.

. پسر سرش را پایین انداخت و با اشاره به پدرش گفت:

. من پیش پدرم سیگار نمی کشم!

. پ .

<< بگذار تا بخندم ! >>

<< >>

. بگذار تا بخندم غش غش به روزگاران

. کز سنگ خنده خیزد روز وصال یاران

. هر کس که ازدواجی یکبار کرده باشد

. داند که سخت باشداین ازدواج آسان

. یک مرد لاابالی یک روز جو گرفتش

. در زیر گوش بنده آهسته گفت این سان

. عشق و صفا و غیره؛ مجموعه مراد است

. چون قرص اکس باشد؛ پس بی خیال قلیان

. وقتی زدست یک زن مهری نشسته بر دل

. بیرون نمی توان کرد جز با یکی از انان

. با عمه ام بگویید احوال اب چشمم

. تا بلکه آستین را بالا زند برامان

. فی الفور یک زن خوب؛ با وضع مادی توپ

. پیدا کند اگر چه از زیر سنگ دوران

. زیبا و خانه دار و هم مطمئن ز هر حیث

. نامش شبیه چیزی مانند این امرسان

. امرسان نام تجاری یخچال است.

                                                                 << رضا رفیع >>

. ت .

<< این شعر رو با موزیک تیتراژ پایانی برنامه شب شیشه ایی بخونید! >>

. منو رها کن... از این لنگه دمپایی...

                                                         تو نرفتی؟ آه! تو که هنوزم اینجایی!

. دارم مجری گری رو با تو بلد می شم...

                                                                نیگا! از رو اعصاب مردم؛ پابرهنه رد می شم

. دارم جیبمو هی پر می کنم؛ کم کم...

                                                            ولی باز هر طرف ریختت رو می بینم

. اگه این بهار نری از خونه...

                                              دیگه جا واسه جفتمون نمی مونه...

. منو رها کن از این لنگه دمپایی...

                                                      تو نرفتی؟آه! تو که هنوزم اینجایی!

<< >>

. ث .

<< منو رها نکن>>

. خدا وکیلی؛ اگر این یانگوم و بانو هن و رشید پور و <<منو رها کن>> نبودند؛ اصلا این پست

سوژه ایی برای بند کردن داشتیم؟!

. نترسید؛ ما سوژه زیر دست و پایمان ریخته!

. یک نمونه اش......ها؛ اینه ها؛ در حالی که افسر مین جان گوی چشم دریده؛ مدام به یانگوم

می گوید بیا؛ ببین من چه مرضی دارم( در حالی که کاملا معلوم است چه مرضی دارد مرتیکه! )

و عالیجناب؛ یونگ سنگ را ملقب به بانوی ویژه دربار نموده و احیانا این لقب ارتباطی با زنان

ویژه دارد و بانو چویی عنقریب است مخش به سنگ بخورد و از همه مهمتر در حالی که تازه خود

شبکه ۲ دوزاری اش افتاده که دارد چه سریال توپی پخش می کند و مدام بهمن هاشمی با

کلفت کردن صدایش تبلیغ سریال را می کند و روزنامه های <<شرق>> و غرب مملکت۴ صفحه

؛ ۴ صفحه ویژه نامه یانگوم در می آورند؛ سی دی یانگوم هم در قالب ۵ دی وی دی در آمد!

. در این الواح فشرده که تبلیغش در سایتها در حد وفور یافت می شود تمام قسمتهای سریال

بدون اصلاحات و جرح و تعدیل؛ صحنه ها و پشت صحنه ها؛ زیر نویس فرنگی و ایرانی چپانده

شده و کل یوم به قیمت ۱۵ هزار تومان فروخته می شود تا بار دیگر علاوه بر شم شوخ طبعی

شم اقتصادی جوانان ایرانی را به رخ جهانیان بکشیم!

. اینجاست که باز هم به قول رشید پور باید گفت:

<< منو رها نکن از این فکر یانگوم! >>

<< >>

. ج .

<< معجزه به هم ریختگی >>

<< نطق پیش از دستور اقای قدرت الله علیخانی عضو فراکسیون اقلیت مجلس به

نقل از روزنامه هم میهن >>

<< >>

. طی روزهای اخیر شاهد اظهار نظر برخی از اعضای کابینه دولت احمدی نژاد در تعریف و تمجید

از عملکرد دولت هستیم که نشان از تعصب خاص و شگفت زدگی آنها از به کار گیری در

مسئولیت دارد.

. آقای الهام سخنگوی محترم دولت در اطهار نظری عنوان کرده اند انتخاب احمدی نژاد معجزه

بود و آقای صفار هرندی وزیر محترم ارشاد معتقد است که آنقدر برای مردم صادقانه و بی وقفه

تلاش کرده و به مطالبات انها پاسخ داده اند که به دولتهای بعدی سخت می گذرد چون باید

پاسخگوی این مطالبات افزایش یافته باشند.

. به نظر می رسد اقایان تعصب خاصی نسبت به دولت دارند و واقعا از جامعه بی اطلاع هستند.

. شاید مسئولان دولتی نمی دانند در جامعه چه می گذرد و مردم چه انتظاراتی دارند.

. در واقع اگر به عملکرد دو سال گذشته دولت برگردیم متوجه می شویم که بسیاری از

انتظارات مردم برآورده نشده.

. ضمن انکه در این راستا برای مردم مشکلاتی نیز توسط دولت پدید امده است.

. دولت کنونی مصداق به هم ریختگی و مشکل است.

. آقایان براساس تعصبات خاصی که دارند به گونه ایی اظهار نظر می کنند که دولتهای قبل و

احتمالا بعد از انها توانایی اداره کشور را نداشته و نخواهند داشت و تنها این دولت است که

<<معجزه>> کرده است.

. دلیل دفاع آنها از دولت را تنها باید در سمتهای انان جستجو کرد.

. اگر انها عضو این دولت نبودند چنین دفاعی نمی کردند.

. به هم ریختگی اقتصادی؛ وضعیت بانکها در کشور و برخی تصمیمات غیر کارشناسانه ایی که

اخذ می شود همه نشان از نوعی ناکار آمدی دارد.

. در مبحث مذاکرات هسته ایی تمام تلاش آقای لاریجانی حفظ تعادل است تا مسیر حل

پرونده در قالب مذاکره طی شود و از بحران دور شویم اما ناگهان اقای رئیس جمهور با

اظهار نظری تمام توافقات را به هم می ریزد.

. از نتایج مذاکرات لاریجانی با سولانا امید می رفت که مشکل جدیدی ایجاد نشود؛ اما به نظر

می رسد اظهار نظر جدید اقای احمدی نژاد مسائل را به سمت صدور قطعنامه ایی دیگر علیه

کشور سوق داده است.

. به عنوان یک نماینده مجلس عرض می کنم که دولت نهم با گذشت دو سال از عمرش

نتوانسته به هیچ یک از شعارهای خود جامه عمل بپوشاند و به وعده ها عمل کند.

. از ابتکارات این دولت؛ بحث سفرهای استانی بود.

. هر چند اصل سفر و حضور در میان مردم برای ایجاد همبستگی و امید قابل تقدیر است اما

هیچ یک از وعده های داده شده در این سفرها محقق نشده و به نظر می رسد ۸۰ درصد

وعده های داده شده اصولا قابلیت اجرا شدن را نداشته باشد.

. این سفرها فقط به آمار دادن و ایجاد توقع و انتظار بین مردم تبدیل شده اما پیگیری اجرای

مصوبات وجود ندارد.

. اظهارات اقای صفار هرندی و اقای الهام شاید برپایه انتظاراتی که برآورده نشده است؛ باشد

والا معجزه ایی رخ نداده است.

<< >>

. . .

<< عکسهای منتخب >>

>> نینتندو <<

<< >>

>> سعدی! <<

<< >>

>> عکسی جالب از مجلس! <<

<< >>

>> عکسی جالب از یک حادثه سیل! <<

<< >>

>> اثری از خانم شیرین نشاط <<

<< >>

>> یونگ سنگ به عنوان بانوی ویژه دربار در حال پخت غذا برای عالیجناب! <<

<< >>

>> عکسی بدون شرح!<<

<< >>

>> هاشمی رفسنجانی! <<

<<>>

لینک
۱۳۸٦/۳/٢٥ - مجید

   << ۵۹ >>   

. الف .

<< نمکدون >>

( ماتیز )

. به غضنفر میگن:

. با << ماتیز >> جمله بساز

. میگه:

. دیشب خونه مون دزد اومد.

. میگن:

. پس ماتیزش کو؟

. میگه:

. << ماتیز >> بودیم گرفتیمش

( بخاری )

. به غضنفر میگن اگه سردت بشه؛ چی کار می کنی؟

. میگه:

. می چسبم به بخاری

. میگن:

. اگه خیلی سردت بشه؛ چی کار می کنی؟

. میگه:

. بیشتر می چسبم به بخاری

. میگن:

. اگه بازم سردت بشه؛ چی کار می کنی؟

. میگه:

. بخاری رو روشن می کنم

<< >>

. ب .

<< رفتار شناسی اقتصادی دولت نهم >>

( خلاصه مقاله ایی به قلم سعید شیرکوند معاون اقتصادی سابق وزارت امور

اقتصادی و دارایی به نقل از روزنامه شرق )

<< >>

. ...... اکنون که پس از طی بیست ماه؛ رئیس دولت نهم نقطه نظرات اختصاصی خود را در عرصه

اقتصاد به اجرا درآورده است و عوارض برخی از این تصمیمات در زندگی روزمره مردم به تدریج به

نمایش درآمده است؛ بر آن شدم تا قضاوت خویش را جهت فهم دقیق تر رفتارهای اقتصادی

دولت نهم و آشنایی مردم با ریشه این رفتارها بیان دارم.

. وجود سه عنصر اصلی در تفکر اقتصادی رئیس دولت نهم حاصل برداشتهای من و تعدادی از

دوستانم در عرصه اقتصاد کشور است.

. ۱- علاقه به ابراز و اظهار مستمر << عشق به خدمت >>

۲- اعتماد راسخ به ذهنیات و استنباطها و الهامات شخصی

۳- بی اعتمادی سرسختانه به کلیه مدیران و فعالان عرصه اقتصاد در دولتهای پیشین

. شاهد ویژگی اول؛ استفاده دولت از هرگونه موقعیت زمانی و مکانی؛ در جهت القای تمایلات

عاشقانه دست اندرکاران به خدمت به مردم.

. گویی هیچ یک از دولتها و دولتمردان در گذشته علاقه ایی به خدمتگزاری این ملت نداشته و

این موهبت انحصارا در اختیار این دولت قرار گرفته است.

. گرچه این ویژگی در نگاه اول؛ مشکل افرین به نظر نمی رسد؛ اما ان زمان که صرف بیان

خدمتگزاری به وظیفه و هدف تبدیل می شود؛ در حالی که پس از ماهها هنوز گرهی از هیچ

مشکل اقتصادی باز نشده است؛ این توهم به میان می آید که مردم وظیفه دارند بر اساس

نیات صالحه دولت؛ مشکلات را تقلیل یافته ببینند.

. ...... توصیه دوستداران نظام به دلسوزان صدیق ملت این است که برای فرو نشاندن عطش

بی پایان خدمت؛ بهترین راه؛ یافتن راههای قابل قبول و کارشناسانه و تن دادن به

قانونمندیهای علم اقتصاد است و لاغیر.

. ..........آیا مسئولان فعلی کشور در گذشته؛ در خارج از این کشور می زیسته اند؟

. آیا اکثر دولتمردان فعلی در دولتهای گذشته اجزای همین نظام نبوده و در پستها و مسئولیتهای

ریز و درشت حکومتی قرار نداشته اند؟

. آیا این دوستان پس از وقوع انقلاب جدیدی به کشور بازگشته و مصادر امور را در اختیار

گرفته اند؟

. آیا ترسیم گذشته ایی کدر برای این نظام که همواره از قضاوتهای ناعادلانه در آن سوی مرزها

در رنج بوده است؛ << خدمت >> تلقی می شود؟!

. پ .

. سایت << انصار نیوز >> وابسته به شورای هماهنگی نیروهای حزب الله از اظهارات اخیر

<< محسن رضایی >> در نقد دولت نهم به شدت انتقاد کرد و ان را

<< حمله به رئیس جمهوری >> خواند.

. این سایت هم چنین بخشهایی از سخنان رضایی را منعکس کرده و نوشته:

. محسن رضایی در همایش << ایران ۱۴۰۴ از حرف تا عمل >> که توسط سردبیر روزنامه

خراسان در مشهد برگزار شده بود؛ به بهانه انتقاد از عدم تحقق چشم انداز؛ به دکتر احمدی

نژاد حمله کرد و گفت:

. مردم در انتخابات با رای خود این مسیر را اصلاح خواهند کرد!

. اینها نیروهای دست شش ما هستند؛ احمدی نژاد؛ صادق محصولی؛ فتاح؛ اینها نیروهای

دست شش هستند.

. در ضمن آقای احمدی نژاد نهایتا در حد استاندار بود.

. از او انتظار بیشتری نداشته باشید.

. یکسری شتابزدگی ها هم به همین دلیل است.

<< >>

<< >>

. ت .

<< تیله بازی مخالفان هاشمی >>

. محمد هاشمی با بیان اینکه << بحث هاشمی رفسنجانی در انقلاب؛ داستان مادر و دایه

است >> یاداور شد :

. اگر به کارنامه زندگی هاشمی رفسنجانی دقت شود؛ ملاحظه می کنیم که ایشان از سال

۱۳۲۷ وارد قم و از سال ۱۳۳۶ وارد یک جریان مبارزاتی در کشور شد و از سال ۱۳۴۰ مکرر به

زندان افتاد و شکنجه شد و در عین حال همواره امین امام خمینی (ره) بود.

. در زمان جنگ هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده توانست جنگ را با پیروزی خاتمه دهد.

. ایشان نقش مادر را در کشور نسبت به نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی در کنار بنیانگذار

انقلاب داشت.

. در آن زمان که هاشمی رفسنجانی در زندانها شکنجه می شد؛ کسانی که امروز می خواهند

برای وی تعیین تکلیف کنند و بگویند ایشان چه بکند و چه نکند؛ یا در دامن مادر بودند یا در

کوچه ها تیله بازی می کردند.

<< >>

. ث .

<< در آستانه سالگرد عروج ملکوتی معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی

(س) بار دیگر خاطره فداکاریهای بزرگ مردی که مظهر آزادگی؛ استقلال طلبی و

خدا خواهی ملت ایران بود در دلها زنده می شود.

. یاد و راهش گرامی >>

<< >>

لینک
۱۳۸٦/۳/۱٤ - مجید