<< ۶۲ >>   

. الف .

<< تنها >>

. برگرد و باز هم بگو

. از همه جا

. از هر چیز قشنگ

. مرا به رویایی دور از اکنون ببر

. برای دروغ هایت دلتنگم!

<< >>

. ب .

. ماجرای <<بنزین>>؛ نشانه ایی از داستان پرآب چشم نظام مدیریت اقتصادی در ایران پس از

انقلاب است.

. نیم نگاهی به این نمونه که اکنون در برابر دیدگان ماست؛ نشان می دهد که سردرگمی از

استراتژی گرفته تا کوچک ترین وساده ترین جزئیات اجرایی؛ گویی بخش جدایی ناپذیر

تصمیم گیریهای اقتصادی کشور است.

. چنین است که مثلا از ۴۰۰ میلیارد دلار درامد ارزی ۹ سال گذشته کشور؛ جز حسرت بر دل

کسی نمانده است.

. در ماجرای بنزین؛ البته اما و اگر و چون و چرا فراوان می توان گفت.

. فرجام و دستمایه بر موج احساسات عمومی سوار شدن و تثبیت قیمتها را با هدف درو کردن

آرای مردم و بر زمین زدن رقیب سیاسی در بوق دمیدن؛ همین است که اصلاح قیمت یک کالا را

به دردناک ترین جراحی اقتصادی-اجتماعی تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است.

. آنها که سه سال پیش به امید پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری نهم بر خلاف نص صریح

برنامه چهارم توسعه و سند چشم انداز؛ قیمت سوخت را برای سه سال در مجلس تثبیت کردند

و آن را <<هدیه نوروزی مجلس اصولگرا>> به ملت شهید پرور خواندند؛ اکنون شرمگینانه سر به

پایین افکنده اند و از ضرورت افزایش قیمتها در همه عرصه ها خبر می دهند.

. آنها که روزی اقتصاد را علم غرب و غرب زدگان و متعلق به چهار پایان می خواندند؛ اکنون باید

پاسخ بدهند که اصلاحی چنین ساده و عادی در همه جای دنیا را چرا چنین به تعویق انداخته اند

که اکنون به معضلی چنان بزرگ تبدیل شود.

. هم چنین جای افسوس است که بر اثر رویکرد عوام زدگی و عوام فریبی سازمان یافته؛ مردم ما

یا حداقل تعدادی از آنان؛ در بعضی موارد چنان تنگ حوصله و کج خلق و هیجانی شده اند که

برای بهره مندی از معافیت چند ساعته به ارزش جمعا کمتر از هزار تومان تا زمان آغاز سهمیه

بندی بنزین؛ مناظری تلخ و ناخوشایند می آفرینند.

<< >>

. پ .

<< به بهانه از رده خارج شدن خودروهای الگانس پلیس >>

( فروش اتومبیل )

بنز ۲۰۰         کلاس E          رده کلاسیک

. مال یک جناب سرهنگ بوده

. صبح باهاش می رفته کلانتری

. شب بر می گشته خونه

{ قیمت باور نکردنی }

<< >>

///////////////////////////////////////////////////////////////////

<< گمشده >>

<< >>

. صاحب عکس از ساعت ۱۰ شب ۵/۴/۸۶ به قصد بنزین زدن اتومبیل خود از منزل خارج شده و

تاکنون مراجعت ننموده است.

. از یابنده تقاضا می شود با اطلاع دادن محل نامبرده؛ یک عدد کارت سوخت مژدگانی دریافت

کند!

. ت .

. شکر خدا شک مان به یقین بدل شد.

. یعنی تا حالا شک داشتیم که مملکت با این اوضاع به سازمان مدیریت و برنامه ریزی نیاز داشته

باشد.

. اما با اقدامی که انجام شد و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به معاونت برنامه ریزی و

نظارت راهبردی رئیس جمهور تبدیل شد؛ یقین حاصل کردیم که نه واقعا نیازی نیست!

. پیشنهاد می دهیم بقیه سازمانها هم در همین راستا تغییر و تبدیل در پیش گیرند.

. الف) سازمان تربیت بدنی تبدیل شود به معاونت سر زدن و حضور رئیس جمهور در تمرینات

تیم ملی و پنالتی زدن به میرزاپور

. ب) سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تغییر یابد به معاونت سفرهای استانی رئیس جمهور

. ج) سازمان تامین اجتماعی بشود معاونت اخذ نامه از مردم و دادن وام و کمک و دستگیری از

ایشان توسط رئیس جمهور

. د) سازمان آب و فاضلاب هم بشود معاونت شست و شوی رسانه های کثیف و منتقد دولت

تحت نظارت معاونت رسانه ایی و ارتباطات رئیس جمهور!

<< >>

///////////////////////////////////////////////////////////////////

. گویا تحریم هایی که علیه ایران وجود دارد باعث شده ۲۲ فروند هواپیمای بوئینگی که قصد

خریدش را داشتیم به ما تحویل ندهند.

. با این تفاسیر احتمالا در آینده نزدیک:

. الف) ناوگان هوایی ایران به ناوگان عملیات محیر العقول تغییر نام خواهد داد!

. ب) ما کماکان از هواپیماهای پیشرفته و به روز توپولف استفاده خواهیم کرد و بدین ترتیب مشت

محکمی به همه جای یاوه گویان و حومه می زنیم.

. ج) سیستم حمل و نقل هوایی را به علت تجملی بودن و در تعارض بودن با عدالت محوری کلا

حذف می کنیم؛ خلاص!

. د) بنزین که برای مسافرت نداریم؛ هواپیما هم که اوضاعش این طوری است؛ قشنگ برای

خودمان قدم می زنیم یک تک پا از اینجا می رویم مشهد!

<< >>

...

<< عکسهای منتخب >>

>> دخترک فقیر <<

<< >>

>> کاریکاتوری از بزرگمهر حسین ور <<

<< >>

>> پوستر کارتون حنا دختری در مزرعه ؛ یادتون می یاد؟ <<

<< >>

>> عکس اختصاصی از خانم بریتنی اسپیرز در شب سهمیه بندی بنزین/ مکان:

پمپ بنزین یافت آباد!! <<

<< >>

>> فتو کاتور! <<

<< >>

لینک
۱۳۸٦/٤/٢۱ - مجید

   << ۶۱ >>   

. الف .

<< مناجات >>

<< >>

. ای آفریدگار!

. با پای شعر سوی تو می آیم این زمان

. تا سر کنم ترانه خود را

. از بام روزگار

. در آن زمان که گردنه حرف باز بود

. لب های شعر من

. جز آستان رنج نبوسید هیچ گاه

. هرگز نکرد نقش و نگار یاس

. دیوار آرزوی دراز مرا سیاه

. ای آفریدگار!

. بگذار تا دوباره بکارم

. در سرزمین شعر

. بذر امید را

. بگذار تا ز سینه برآرم

. صبح سپید را!

. ای آفریدگار!

. در سالهای پیش که در رو به روی ما

. دریا نشسته بود

. من با سرود خویش

. بسیار ساختم

. زورق برای مردم جویای آفتاب

. اینک طناب دار ببافم من؟ - ای دریغ!

. ای آفریدگار!

. ما را ز گیر و دار نگهدار

. از روی شهر تیرگی کینه را بگیر

. وقتی که می رود

. چشمی به خواب ناز

. آن چشم را ز آفت کابوس حفظ کن

. عشاق را سلامتی جاودان ببخش:

. آنها چو آب چشمه گوارا و روشن اند

. آنها درون جنگل انبوه شعر من

. دنبال مرغ گم شده ایی پرسه می زنند

. ای آفریدگار!

. در این زمان که رخنه بسیار چشم را

. پر کرده است قیر

. ما در درون چشم

. خورشید زندگانی خود را

. پنهان نموده اییم

. بگذارآن که هست پس از ما درین دیار

. داند که بوده اییم!

. ای آفریدگار!

. در جام ما شراب تحمل

. بسیارتر بریز!

. ما رهرو طریقه کس جز تو نیستیم

. جز عشق و زندگی

. در این دل کویر

. ما را کسی به جست و جوی ره نخوانده است

. تو خود به هرچه می گذرد خوب آگهی!

. ای آفریدگار!

. ما را کنار آن که عزیز است پیشمان

. پیوند قلبهای بلا دیده نام ده

. وزقلب مادری

. مگذار شاخ سرو بلندی سوا شود

. اشعار من

. ( این کشتزار عشق درو خورده مرا )

. از دست من مگیر

. مگذار دیده ایی

. در پیشگاه تو

. از دیدگاه روشن مردم جدا شود

. ای آفریدگار

. مگذار......

( اسماعیل نوری شاهرودی - آبان ۱۳۳۳ )

( از مجموعه آینده )

. ب .

<< از آن لحاظ >>

( نکته )

. پزشکان تنها افرادی هستند که می توانند اشتباهاتشان را دفن کنند!

( اسم مستعار )

. می دانی دروغگویی مشروع و قانونی چه نام دارد؟

. تبلیغات!

( هم زمانی )

. نویسنده جوانی نزد نویسنده بزرگ و بذله گویی رفت و گفت:

. اولین کتاب من درست در روزی که آناتول فرانس درگذشت چاپ شد

. نویسنده بزرگ گفت:

. معمولا بدبختیها پشت سر هم اتفاق می افتند!

( ازدواج )

. یک قاضی درباره ازدواج چنین نظریه ایی دارد:

. ازدواج سه دوره دارد؛ در دوره اول مرد حرف می زند و زن گوش می کند

. در دوره دوم زن حرف می زند و مرد گوش می کند

. و در دوره سوم هر دو با هم حرف می زنند و قاضی گوش می کند!

<< >>

. پ .

<< خانمی که شما باشید >>

<< به مناسبت ایام فاطمیه ایی که گذشت و ایام میلاد حضرت زهرا درآینده >>

<< >>

. حضور تو اتفاق بزرگی است

. در فهرست نامهای محبوب ما

. که درگیر زمین مانده اییم

. که از آفتاب دور مانده اییم

. که تقدیرمان

. به تاریکی می زند

. در فقدان روشنایی تو

. خانمی که شما باشید

. ما در نیمه تاریک جهان

. درگیر بن بستهای بی انتهای زمین

. مانده اییم

. درگیر قانون تلخ زیستن در سایه

. و اگر حضور تو در حوالی ما نباشد

. واگر یاداوری نام تو

. و تکرار حضور تو در روزگارمان نباشد

. سخت خواهد گذشت

. خانمی که رنگ آبی تان چشم آسمان را

. می سوزاند

                                                                      << فرزانه نامی >>

. ت .

. کم کمک به وضعمان داریم عادت می کنیم

. سرخوش از بوی خوشی هستیم و خدمت می کنیم

. بر سر سفره گهی نفت و گهی بنزین پلو

. هر چه باشد نوش جان! ما شکر نعمت می کنیم

. مشکلات هم یک به یک با لطف آنان رفع شد

. مانده یک عقدی که آن را هم موقت می کنیم

. پیرو قول پریروز وزیر مردمی

. صیغه ها را دائم و بعضا موقت می کنیم!

<< >>

. ث .

. امروز و در این برهه حساس زمانی بعد از ( بودن یا نبودن ) مهمترین سئوال تاریخ بشری

( دست دادن یا ندادن ) سید محمد خاتمی است.

. شکر خدا دوستان شبانه روز دارند عرق می ریزند و فعالیت می کنند و به خویشتن خویش

فشارهای قابل ملاحظه ایی می آورند و دردها تحمل می کنند و رنجها می کشند تا تکلیف این

ماجرا را به نحو احسن روشن کنند.

. فقط مانده برای شرح ما وقع پس از دست دادن هم یک فیلم اساسی تولید کنند؛

سی دی اش را بدهند دستفروشهای دور میدان انقلاب بفروشند.

. در همین راستا نمایندگان گرامی مجلس هم نطق می کنند

. یک نماینده عزیزی گفته بود <<چه شده که مجلس ششمی ها امیدوار به بازگشت

شده اند>>

. پاسخ این سوال این است که:

. الف:

. شکر خدا همه جا را ارزانی فرا گرفته؛ اینها فکر کرده اند مجلس هم مفت است؛ می خواهند

بیایند.

. ب:

. اینها کور خوانده اند؛ خبر ندارند که به علت درخواست مکرر مردم طنز دوست قرار است مجلس

هفتم و دولت نهم چند سال دیگر تمدید شود

. ج:

. شما مگر خدایی نکرده چه عیبی دارید که بروید کنار؛ کس دیگری بیاید؛ ماه؛ عزیز؛ دسته گل؛

نقاط دیگری هم هست که ما روی مان نمی شود بگوئیم و جلوی احساسات مان را می گیریم!

. فقط بدانید دنیا دیگه مثل تو نداره!

. د:

. اینها را ول کنید شما دو دستی بچسبید به دست خاتمی؛ همه جوره برای تان فایده دارد!

<< >>

. ج .

<< خدمت مقام شامخ سلطنت ( به مناسبت ضیافت شام پیرزن انگلیسی ) >>

<< >>

. لپ قرمزی و سفید و بوری / ای قند و عسل! گردن بلوری!

. امروز؛ تولدت مبارک / هشتاد ساله ی گوگوری مگوری

///////////////////////////////////////////////////////////////////

<< به مناسبت یک تب فراگیر >>

. سرت را گرم کرده این پدیده / لپت گل کرده و رنگت پریده

. بیا برنامه ایی دیگر ببینیم / دگر کافی ست ای یانگوم ندیده!

<< >>

. چ .

. آن شب بحث درباره انتخابات جدید و شرایط کشور بعد از فرار بنی صدر بود.

. بهشتی عادت داشت وسط صحبت؛ مثل معلمها؛ بحث را قطع و سوال بکند.

. آن موقع همین کار را کرد.

. نگاهی به اطراف کرد و گفت:

. << بوی بهشت می آید؛ نه؟ >>

. به دقیقه هم نکشید که بمب منفجر شد

<< انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی >>

<< شهادت ایت الله دکتر بهشتی و ۷۲ نماینده مجلس >>

<< ۷ تیر ۱۳۶۰ >>

<< >>

. . .

<< عکسهای منتخب >>

>> بدون شرح! <<

<< >>

>> دکتر متکی وزیر امور خارجه <<

<< >>

>> ننه صدام ! <<

<< >>

>> فیلترینگ <<

<< >>

>> اقای خاتمی آماده ورود به عرصه!<<

<< >>

لینک
۱۳۸٦/٤/٧ - مجید