یادداشتهای یک وبلاگر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
<< ۷۰ >>
. الف .
. خسته ام از آرزوها - آرزوهای شعاری
. شوق پرواز مجازی - بالهای استعاری
. لحظه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن
. خاطرات بایگانی - زندگی های اداری
. آفتاب زرد و غمگین - پله های رو به پایین
. سقف های سرد و سنگین - آسمانهای اجاری
. با نگاهی سرشکسته - چشمهایی پینه بسته
. خسته از درهای بسته - خسته از چشم انتظاری
. صندلی های خمیده - میزهای صف کشیده
. خنده های لب پریده - گریه های اختیاری
. عصر جدولهای خاکی - پارکهای این حوالی
. پرسه های خیالی - نیمکتهای خماری
. رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردم :
. شنبه های بی پناهی - جمعه های بی قراری
. عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
. خاک خواهد بست روزی - باد خواهد برد باری
. روی میز خالی من صفحه ی باز حوادث
. در ستون تسلیتها نامی از ما یادگاری
( قیصر امین پور )
<<
>>
///////////////////////////////////////////////////////////////////
. هر شاخه که از درختی برومند بخشکد دریغی است بر باغ و دریغ تر آن که شاخه ایی نو دمیده
و پر جوانه باشد
. قیصر امین پور شاعری جوان و مستعد و آگاه به رموز کلام بود
. در جوانی از قامت درخت افتاد تا در سینه ی خاک اقامت کند
. شعرش را خوانده و آفرین گفته بودم
. میگفتند مذهبی است می گفتم چه بهتر! مذهب اگر سبب برکناری از فریب و ریا و کشتار و
ستم باشد بی گمان به صافی بی دل شاعر و لطافت احساس او یاری خواهد کرد مگر چنین
نباشد مذهب نیست
. قیصر جوان مرد و من از ماندن شرم دارم و از خود می پرسم که این مصیبت تا کی ادامه خواهد
گرفت
. نه یک نه دو بلکه بارها
. به سوگ یاران نشسته ام
. ز روی مژگان به پشت دست
. سرشک خونین سترده ام
. نه خضر بل چون کلاغ پیر
. به گرم و سرد و به سبز و زرد
. گذشتن چار فصل را.......
. قریب سیصد شمرده ام
{ پیام تسلیت خانم سیمین بهبهانی به مناسبت درگذشت مرحوم قیصر امین پور }
<< به نقل از روزنامه ی اعتماد >>
<<
>>
///////////////////////////////////////////////////////////////////
. افتاد
. آن سان که برگ
. آن اتفاق زرد می افتد
. آن سان که مرگ
. آن اتفاق سبز می افتد
... قیصر امین پور ...
<<
>>
. ب .
. این گونه می شود که ما مجبور می شویم مجددا برویم سر وقت خواهران گلزار و درباره ی
بیانیه ی جدیدی که به مناسبت نقد منفی یک منتقد نابخرد درباره ی فیلم کلاغ پر منتشر
کرده اند بنویسیم
. در قسمتی از این بیانیه ی تاریخی آمده :
(( اول از همه اومدم بگم که سایت بزرگ خواهران گلزار برای همه ی گلزاریها محترمه؛ پس از اون
به اصطلاح آدمی که اسم خواهران گلزار رو به دهنش آورده خواهش می کنم که دهنش رو آب
بکشه بعد اسم خواهران گلزار رو بیاره....... ببینم آقا علیرضا که این قدر سنگ رادان رو به سینه
می زنی تا حالا یه بار شده رادان بیاد بهت بگه تو اونقدر خوده تو واسه من می کشی خرت به
چند........ نشده دیگه برادر من نشده....... ولی خواهران گلزار تمام طرفدارای گلزار رو که از
قدر شناسی اش....... خیلی خوششون میاد به دیدن فیلمهای جدید اون می برن مطلب بعدی
بحث قیافه و چهره است....... بالا برید پایین برید تو سر خودتون بزنین محمد رضا گلزار از نظر
چهره نامبر وان ایرانه بلکه جهانه ))
<<
>>
. پ .
<< در توضیح معانی بعضی ضرب المثلها ! >>
( عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند )
. یعنی الیاس می رود توی جلد حاج یونس فتوحی و می گوید حاجی گل من؛ برو تو فکر هستی
. بعد حاجی می رود توی فکر هستی و هی می رود...... و هی می رود...... و هی می رود و....!
حاجی گویا ول کن هم نیست
. حالا نرو کی برو تو فکر
. بعد قدسی شاک میزند؛ جلال قاط می زند دخترها داد می زنند پسر کوچک را هم نمیدانیم
چی میزند و در مجموع این بزن بزن باعث می شود که حاجی مثل الویس پریسلی تیپ بزند برود
سر کوچه ی هستی اینا بگوید دوستت دارم خیلی زیاد / به چشم هاتم خیلی میاد ! بعد
هستی یک عشوه خرکی الصاق می کند به کار و یک خنده ی شارون استونی نیز پیوست
میکند؛ آن وقت حاجی جلوی ماشین بنزش تکنو میزنه و اسمشو هم میذاره سماع عاشقانه!!
<<
>>
. ت .
<< طنز هفته >>
. صفار هرندی :
. فضای همدلی میان وزارت ارشاد و رسانه ها ستودنی است !!!!!!!!!!!!!!
<<
>>
. ث .
. تیتر زده اند << ایران بر بام اخبار سیاسی جهان >>
. الف) چون خیلی خوش تیپیم!
. ب) چون عاشق چشم و ابرویمان شده اند
. ج) چون عشقی در میان است!
. د) چه گویم که ناگفتنم بهتر است!
<<
>>
. ج .
. << یانگوم و آمیتا باچان در هفته ی گردشگری به ایران می آیند >>
. << جکی چان به عنوان مهمان ویژه ی مسابقات جهانی کونگ فو به زنجان می آید >> و
<< مایکل مور به عنوان مهمان جشنواره ی مستند به ایران می آید >>
. چند وقتی است که مقامهای مسئول با این خبرهای شاد می خواهند بترکانند که می ترکانند
اما واقعا جای گل آقا ( هم خودش هم هفته نامه اش ) خالی است تا در ستون
<< پس چی شد ؟ >> نیشگونی بگیرد که آهای؛ مردم را سر کار نگذارید؛ بعد راست راست
برای خودتان راه بروید و انگار نه انگار که حرفی زده ایید
. البته بعضی از این عزیزان می گویند ۵۰ درصد قضیه یعنی دعوت کردن ما حل است و می ماند
۵۰ درصد بقیه که آمدن آنهاست ( یاد دوران جوانی مان افتادیم وقتی خواستگاری می رفتیم
همیشه ۵۰ درصد ماجرا حل بود اما......بهتر است از پرانتز بیرون برویم؛ دست بر دلم نگذار که
خون است )
. همین حرف نشان از صداقت دارد و به عقیده ی ما همین نیت مسئولان که ادخال سرور در دل
جوانان است؛ نیت پاکی است که خیلی هم خوب است
. فلذا برای سرعت در کار این عزیزان؛ ما پیشنهاداتی برای دعوت از چهره های جهانی در ایام
خاص به شرح زیر اعلام می کنیم :
. هفته ی پلیس :
. درک ؛ پوارو و مارپل
. هفته ی انتقال خون :
. دراکولا
. مسابقات شمشیر بازی :
. زورو ؛ میتی کومان و تسوکه
. هفته ی خانواده :
. براد پیت و آنجلینا جولی
. جشنواره ی فیلم کودک :
. پلنگ صورتی ؛ تام و جری و شرک
. هفته ی محیط زیست :
. اسکیپی ؛ زومبه ؛ پالیکار ( خر پرین )
. هفته ی مبارزه با مواد مخدر :
. مارادونا
. جشنواره ی هوا و فضا :
. مرد عنکبوتی ؛ بتمن ؛ هوخشتره و ای تی
. مسابقات مردان آهنین :
. آرنولد ؛ راکی یا رمبو ؛ ژان کلود وان دام
<<
>>
. چ .
. در خبرها آمده که هوگو چاوس دست نائومی کمپبل ( یک فقره خانم مدل معروف ) را بوسیده
است
. الف) این ماچ توطئه بوده و نمی تواند تاثیری در روابط بسیار حسنه ما بگذارد
. ب) ما با این مورد هم مخالفت می کنیم بگذارید ما را در لیست تحریم ماچ هم قرار دهند
. ج) چاوس جان تو هم گویا بیشتر خاتمی میزنی تا احمدی نژاد هاااااا!
. د) این مسئله منحصر به ما نیست و عینا مشاهده می کنید در کشورهای دوست و برادر هم
گاهی اوقات ( آن هم چه اوقاتی ) از نظر ما از اون بالا کفتر میایه! منتها کفترهایشان
چشم هایشان را درویش می کنند !
<<
>>
<<
>>
. ح .
<< ابیاتی محض دستگرمی و رد گم کردن ایضا !! >>
. این هفته هوا چه گرم بوده جمعا
. بسیار دگرگون شده وضع مسکن
. اهل دو سه کوچه آن طرف تر هستم
. خانم! پدر عشق بسوزد اصلا!
. توضیح :
. این شعر قبل از رسیدن گشت ارشاد سروده شده و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد !
///////////////////////////////////////////////////////////////////
. گویا بالاخره عنقریب رئیس فدراسیون فوتبال از توی صندوق رای یا احتمالا از آستین بیرون
می آید :
. رئیس کل معین شد سرانجام
. نکرد اما گل ما عرض اندام
. زمان ثبت نام نامزدها
. گمانم خواب بوده دکتر الهام
. توضیح :
. یقینا دکتر الهام چون خیلی کار و زندگی دارند خواب نبوده اند و در حال خدمت رسانی بوده اند
و لا غیر
<<
>>
. خ .
. هواپیمای تشریفاتی دولت که بابت خریداری اش؛ کلی ایراد به خاتمی گرفته بودند؛ از قرار
معلوم از آشیانه خارج شده و دوستان بکوب دارند با آن به مسافرت خارج می روند
. الف) برای تعدیل ماجرا؛ طی سفر در هواپیما کشک بادمجان می خورند
. ب) صندلی های هواپیما را جمع کرده اند؛ روی زمین می نشینند
. ج) این هواپیما هفته ایی یک بار در خط جاسک - اشنویه هم کار خواهد کرد
. د) در سفرهای خارجی چند مسافر هم در بوفه سوار می کنند تا برای کشور درآمد زایی
داشته باشد !
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٦/۸/٢۳ - مجید |
<< ۶۹ >>
. الف .
<< به یاد کارتونهای دوران کودکی >>
. دیگر نه پسر شجاعی است که با شین شین حرف زدنش حال کنم؛ نه شیپورچی ایی که
چشمانش از بدجنسی ( آن هم به صورت ضربدر سفید ) نه آنتی که توی دلم به اش فحش
بدهم؛ نه فلونی که به حیوان بازی هایش حسودیم شود؛ نه تامی که به جای عدد پنج و شش
و هفت بگوید << خیلی >>
. نه لی لی بیتی که از آن گیلاسهای خوشمزه توی تیتراژ کارتون بخورد؛ نه کاپیتان اسماجی
که صبح تا شب دنبال طلاهای جزیره ناشناخته باشد؛ نه سرندی پیتی ایی که عاشق رنگ
صورتی اش شوم
. کجایند مریم گلی و آقای شوید؛ چرا خبری از آن گربه هایی که توی زندان زندگی می کردند و
کلانتری که مثل گارسونها برایشان غذا می برد نیست؟
. راستی اسم پدر پسر شجاع چی بود؟
. از عاقبت آن ۱۵ پسری که توی جزیره گیر کرده بودند هم خبری ندارم! چرا کسی صدای جیغ و
فریادم را نمی شنود؟
. گالونی کجایی؛ انریکو؛هادی هدی بیایید بیایید.......عروسکهای نازید؛ قصه را شما می سازید:
. پت پستچی؛ پت و مت و آق بابا
. این یک سوگنامه است؛ سوگنامه ایی که با خشم نوشته شده
. دیده ایید وقتی کودکی می میرد مادرش چطور بالای قبرش داد و بیداد می کند و ضجه
می زند؟
. نه مادر می فهمد چه می گوید نه کسانی که دور و برش ایستاده اند
. مادر یک عمر با بچه اش بوده و حالا تصویر همه ی آن یک عمر مثل برق از جلوی چشمانش رد
می شود و باعث می شود که هر چه به دهانش بیاید بگوید
. کارتونها برای من حکم همان تصاویر را دارند؛ نمی توانم در مورد یک یکشان بگویم و آه نکشم
و از بقیه حرف نزنم
. چاره ی دیگری ندارم؛ کودک نازنین من سالهاست که مرده؛ کشته شده؛ راستش به طرز
وحشیانه ایی تکه تکه شده
. دقیقا از همان موقعی که دی جی مونهای زالو صفت آمدند و خواستند ابراز وجود کنند
. تلویزیون یک دفعه خواست خودش را با سگا؛ میکرو و نینتندو و هزار تا کوفت و زهرمار دیگر وفق
دهد
. واقعا که چی؟! تا قبلش فقط کوچه بود و کارتون؛ اگر توی کوچه بودیم فوتبال بازی می کردیم و
اگر توی خانه بودیم کارتون می دیدیم
. مطمئن باشید احمق بار نمی آمدیم؛ چون آن کارتونها چیزهایی به مان یاد می داد که توی
صد تا مدرسه هم نمی توانستی یاد بگیری
. دلمان به همین چیزها خوش بود؛ به خدا << زندگی >> می کردیم؛ <<زندگی>>؛ چیزی که
الان معنی اش بالکل عوض شده
. لعنت به هر چی دی جی مون و دی جی مون سازه
. همه آن کسانی که شرافت کارتون را زیر سوال بردند و لطافتش را با حماقت عوض کردند
. سه تا میمونی که << بهترین داستانهای دنیا >> را تعریف می کردید؛ شیره که با دست
تیتراژ را پاک می کرد و آخر سر می پرید توی آب؛ رکسی که توی تیتراژ مهر می زد؛ موش کوری
که اسمش مول بود؛ گنجشکی که برای پسر مبتکر ادا در می آوردی؛ پا کوتاهی که همیشه با
حنا بودی؛ پاریکالی که پرین مجبور شد بفروشدت و پیلا پیلایی که مدام دردسر درست
می کردی و ....... کجائید؟ بیایید؛ بیایید
. مثل همان مادر داغ دیده هیچ وقت باور نمی کنم که کودکم مرده است؛ ولی کم کم باید قبول
کنم که او دیگر نیست؛ وجود ندارد
. خوش بینانه ترین حالتش این است که فرض کنم حالا بزرگ شده و رفته خانه بخت
. امیدوارم خوشبخت شود!
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
<<
>>
. ب .
. روزنامه ایران ارگان رسمی دولت درباره نشانه های آخر الزمان به نقل از یک خاخام یهودی
نوشت آخر الزمان نزدیک است و طبق روایات یهودی ایران نقش مهمی در آخر الزمان خواهد
داشت
<<
>>
. پ .
. می خوانیم قذافی برای بیوه ی یاسر عرفات خانه یی مجلل خریده
. الف) نیتش حتما خیر بوده
. ب) همه حاجی یونس هستن ها؛ متوجهین که؟!
. ج) دیگه از این به بعد توی اون خونه هر شب از اون بالا کفتر میایه
<<
>>
<<
>>
. ت .
. چند روز پیش سالروز پرتاب انوشه انصاری؛ اولین زن ایرانی به فضا بود
. یک نفر اس ام اس زده:
. به امید روزی که آخرین زن ایرانی را هم به فضا پرتاب کنیم
<<
>>
. ث .
. می خوانیم احتمال استعفای روحانی از شورای امنیت ملی؛ پس از استعفای علی لاریجانی
. ایضا اینجا نوشته احتمال استعفای متکی ( وزیر امور خارجه ) از سمت خود
. الف) تفاهمت منو کشته
. ب) می شود تمام این شغل ها را داد به آقای الهام
. ج) اختلاف نظر؟ شوخی می کنین؛ شایعه است
. روحانی دل درد داره؛ متکی دست مادر بزرگش مونده لای در؛ وزیر نفت و صنایع هم لازم نداریم
. گفتم که خوبه؛ همه شو صادر کنین!
<<
>>
<<
>>
<<
>>
. ج .
<< دایره المعارف اغما ! >>
( دکتر پژوهان )
. حاج آقا فتوحی سریال اغما؛ عشق او به الیاس؛ ورژن خشن عشق حاج یونس فتوحی است به
هستی توسلی!!
. صاحب انواع و اقسام کمالات انسانی؛ پزشکی و عرفان
. در سریال می گویند او در جراحی پنجه طلاست؛ اما در طی همه جراحیهایش یا مریض را
می کشد؛ یا اینکه در بهترین شکل ممکن با تقلب گرفتن از خود او سراغ خونریزی قسمت
ساب کورتیکال مغزش می رود
. با بردن الیاس به مکانی به نام خونه باغ بدبختی هایش شروع شد
<<
>>
( الیاس )
. خود شیطان رسما اعلام کرده اگر یک روزی هم بخواهد بروز جسمانی داشته باشد عمرا به
داشتن چنین ورژن چندش آوری تن دهد
. محل تقاطع سوسولیت؛ مظلومیت و پدر سوختگی یت!
. وقتی ورژن فرزادی اش رو می شود؛ بیننده ها شدیدا دیفنوکسیلات لازم می شوند
. مدل چشم و ابروی << الیاسی >> در آرایشگاههای زنانه حسابی روی بورس است
<<
>>
( دکتر بردیا )
. اصولا چه می کنه این جراحی پلاستیک!
. هوو مخفی مولود
. متخصص از هوش بردن دکتر جودت
. چایی شیرین دکتر نائینی
. خیرخواه و علاقه مند به ارائه خدمات مادرانه به پری
. احتمالا سریال تا به دنیا آمدن فرزند او و دکتر پژوهان ادامه پیدا خواهد کرد!
<<
>>
( رز )
. اطلاق لفظ << رز گل من >> به او از جانب فرزاد؛ بیننده را به حس خوردن سنگ گچ با سس
کچاپ نزدیک می کند
. میوه ممنوعه زندگی پدر و مادرش
. او ودوستانش با خوردن اسمارتیز هم فاز خفن می گیرند و با مانتو و پالتو در داخل اتاق خواب
حرکات موزون انجام می دهند
. به نحوی که بیا و ببین!
( آقای موسوی )
. ورژن بوی جورابی خواستگاران درون دانشکده ایی
. او هزینه های گزافی چون جریمه ی پلیس را هم برای رسیدن به عشقش پرداخت می کند که
ما از طرف همه پری دوستان مملکت از این بابت ممنونش هستیم
( دکتر جودت )
. ضایع ترین خواستگار عالم هستی
. گریم و قیافه او به اقشار اهل حال جامعه بیشتر می خورد
<<
>>
( پیر بابا )
. نماینده ی آسمان در بیمارستان پرنیان
. رفیق فابریک فرشته ها
. یک جور فرشته ی پیرمرد نما؛ معشوق آقای کار آمد!
<<
>>
.....................
<< عکسهای منتخب >>
>> باز هم یانگوم <<
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٦/۸/۸ - مجید |
