<< ۷۲ >>   

. الف .

. آرام باش ؛ توکل کن ؛ تفکر کن و آستین ها را بالا بزن ؛ خواهی دید که خداوند زودتر

دست به کار شده .

                                << حضرت علی ( ع ) >>

<< >>

. من خوش ندارم که آدمی در دنیا در عافیت باشد و هیچ مصیبتی به او نرسد .

<< امام سجاد ( ع ) >>

<< >>

. ب .

<< سوژه های هفته >>

(( خدائیش فقط از ما بر می اید هفته )) :

. به رغم اجرای طرح سهمیه بندی بنزین؛ حجم ترافیک تهران در آبان ماه سال جاری نسبت به

مدت مشابه سال قبل ۴/۱۰ درصد افزایش یافت

(( حالا این یکی را داشته باش هفته )) :

. در راستای قضیه ی بالا؛ اوج ترافیک عصرگاهی در هفته ی سوم آبان از قبل از سهمیه بندی

بنزین در هفته ی اول خرداد هم بیشتر بوده است

<< >>

. پ .

<< به یاد علی حاتمی >>

<< >>

( آذر ؛ ماه آخر پاییز )

<< یادداشتی به قلم جواد طوسی به نقل از روزنامه ی اعتماد >>

. در حجم انبوه و ناموزون صداهای شهر شلوغ؛ گوشم را فقط به صدای حزن انگیز کوروس

سرهنگ زاده که از پخش اتومبیل به سختی شنیده می شود؛ می سپارم :

. گذشته ها رفت و دگر نمی اید / کو آن یاری ها / مهر و دلداری ها / که جانم

بیاساید ......

. غروب دلگیر آذر؛ ماه آخر پاییز؛ هیچ حالی ندارد به جز یاد علی حاتمی که پاییز عمرش در همین

روزها رقم خورد

. گوشه ی خیابان نگه می دارم و سرم را روی فرمان می گذارم.....

. از لا به لای قطره های باران نشسته روی شیشه به دنیای فانتزی و عاشقانه و تراژیک حاتمی

رخنه می کنم

. کودکانه سراغ حسن کچل و چهل گیس را می گیرم و زاغ آسید مرتضی را با کفتر طوقی اش

چوب می زنم...... آقا مجید سوته دل! خل تویی یا ما که داریم با اعمال شاقه جون می کنیم؟

. علی آقا ! می دانم تاریخ بی رحم است و فقط خون را می شناسد؛ روایت شخصی و تلخ و

حسرت بارت را از سر بگیر و سلطان صاحبقران و امیر کبیر و ملیجک و رضای خوشنویس و

مفتش شیش انگشتی را برای ما زنده کن

. هنوز مصیبت نامه ی امیر کبیرت در دم دمای رگ زدن گریز ناپذیرش؛ توی گوشم می پیچد :

<< مرگ حق است ولی به دست شما بسی مشکل

. اما شوق از میان شما رفتن ؛ مرگ را آسان می کند >>

. علی آقا هنوز هزار دستانت؛ هراس نگاه مهاجم خان مظفر را دارد

. تاریخ از نگاه تو تلخ است ولی جذاب و دیدنی و عبرت آموز...... سایه ی مادرت را بر سر ما نگه

دار که بد جور از هم جدا افتاده اییم

. علی آقا ! اینجا هوا خیلی پس است و دیگر جایی برای << تختی >> و 

<< ملکه های برفی >> ات نیست

. صدای افسر از بلندگوی داخل ماشین راهنمایی و رانندگی؛ عیشم را منقص می کند :

. << راننده ی پژو حرکت کن ! >>

. در لا به لای اتومبیل ها گم می شوم و نا خود آگاه دستم به دگمه ی رادیو پخش می خورد

. گوینده با شتاب از خبرها سان می بیند:

. مذاکرات دبیر شورای امنیت ملی ایران با پوتین آغاز شد

. واگذاری تلفن های همراه به روز شد..............

. ت .

. وزیر پیشین آموزش و پرورش و آموزش عالی رژیم صهیونیستی؛ تزیپی لیونی وزیر امور خارجه

این رژیم و کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه ی امریکا را به داشتن رابطه ی جنسی با یکدیگر

متهم کرد

. لیمور لیونات که اکنون عضو مجلس رژیم صهیونیستی ( کنیست ) از حزب لیکود است در جمع

اعضای این حزب به بنیامین نتانیاهو رئیس این حزب گفته:

. لیونی دارای رابطه ی جنسی با رایس است

. همزمان با سخنان لیونات مطبوعات امریکا نوشته اند:

. رایس می گوید من همجنس باز هستم و برای دوست خود یک آپارتمان خریدم تا با همدیگر

رابطه ی جنسی داشته باشیم و او تاکنون با هیچ مردی ارتباط و معاشرت نداشته است

<< >>

<< >>

. ث .

<< نامه به یک علی آبادی >>

<< >>

. سلام رئیس سازمان تربیت بدنی

. من دقیقا وسط این برهه ی حساس زمانی این نامه ی حمایت آمیز را برایت می نویسم تا هم

پشتت گرم باشد هم دلگرم باشی هم .......

. علی آبادی جان خیلی خوب کردی برای ریاست فدراسیون فوتبال کاندیدا شدی

. این فیفا هم رسما مزخرف می گوید و گیر الکی داده است

. این فیفا یک آلت دست است؛ تازه اینکه می گویم؛ دارم مراعاتشان را می کنم خیلی بدتر از

این حرفها هستند!

. اینها چشم ندارند ببینند از وقتی شما و دوستان آمده ایید فوتبال ما چقدر پیشرفت کرده و در

این حوزه هر روز تپه ی جدیدی به دست دوستان گلکاری می شود

. این ددمنشان و فیفا و امپریالیسم و سارکوزی و غیره از همان ابتدا که کار دست شما افتاد از

ترس اینکه فوتبال ما قهرمان جهان بشود؛ کارشکنی کردند و بی هیچ دلیلی فوتبال ما را

تعلیق کردند

. شما اینقدر آدم مودب؛ اینقدر متین؛ رئیس جمهور ما آنقدر خوب پنالتی می زند؛ آن وقت باید

فوتبال ما را تعلیق کنند؟!

. علی آبادی جان؛ این فوتبال و فیفا و..... هیچی حالیشان نیست و تنها عداوت دارند؛ حالا گیر

داده اند شما نباید رئیس فدراسیون فوتبال بشوی

. اینها نمی دانند ما اینجا به شدت عدالت محور هستیم و بر فرض اگر آقای الهام در چندین شغل

مشغولند در راستای عدالت محوری شما هم باید باشی

. علی آبادی جان؛ شما به هیچ وجه عقب ننشین و انصراف نده

. صد تا فوتبال فدای یک تار موی پریشانت ( ببخشید احساساتی شدم نتوانستم خودم را

کنترل کنم! )

. بگذار دوباره فوتبال را تعلیق کنند

. در آسمان ورزش ما به مدد تلاش شبانه روزی دوستان؛ حالا دیگر دارد بکوب از اون بالا کفتر

میایه و دیگر ما محتاج آنها نیستیم

. علی آبادی جان فوتبال چه اهمیتی دارد و اصلا بیست و دو نفر با لباسی که قطعا باید با آن

برخورد کرد؛ دنبال یک توپ می دوند؛ آن وقت ما باید از تعلیق آن بترسیم؟

. خودت بیا و به جای شورت و آستین کوتاه تن همه ی فوتبالیستها پیژامه و پالتو کن؛ بی خیال

تعلیق! ما پشت تو هستیم تکان هم نمی خوریم

. نترس !

. ج .

. از آنجایی که ما پیوسته هی در عرصه های مختلف می ترکانیم؛ ایسنا نوشت :

. << خط تولید خودرو پژو پارس در قاهره ی مصر افتتاح خواهد شد

. مدیر عامل ایران خودرو گفت:

. در مرحله ی پیشرفته تر این پروژه؛ ایجاد خط تولید سمند و سایر محصولات دیگر ایران خودرو

در مصر برنامه ریزی شده است که تحولی اساسی در صنعت خودرو سازی این کشور ایجاد

خواهد کرد >>

. کارها خوب و نیک خواهد شد

                                                 گر چه آهسته ؛ لیک خواهد شد

. بعد از این ؛ کشور برادر و دوست

                                                       در غم ما شریک خواهد شد

<< >>

///////////////////////////////////////////////////////////////////

. دکتر داودی؛ معاون اول رئیس جمهوری گفت :

. در تدوین برنامه های پنج ساله؛ نامحرمان حضور داشته اند - روزنامه ی اعتماد

. شده اعلان ؛ گزارشی تازه

                                            از قصورات بیش از اندازه

. هر کسی را بدین سرا ره نیست

                                                      برو ! داخل نیا ! سرم وازه !

. توضیح :

. واقعا بعضی ها مراعات نمی کنند! ( اقلا خواستید داخل شوید یک سرفه ایی چیزی بکنید

اهالی با خبر بشوند )

<< >>

. چ .

. محمد رضا گلزار با {...} ازدواج کرد!

. یک مقام آگاه در حاشیه ی این ازدواج گفت :

. {...}

. ( نمی شود گفت؛ چه گفت چون می شود حرکت در جهت تحقیر حریم شخصی )

. حال ایده آل خانم ها :

. وای خاک بر سرم!

. خانم های روشنفکر :

. وای خاک بر سرش !

. خانم های خانه دار :

. گلزار کی هست؟.......( بعد از مدتی ) حالا با کی؟

. آقایان :

. اه آنقدر بدم میاد از این پسره ی جلف! دوزار بازی بلد نیست....نه فن بیان حالیشه نه میمیک

داره ( نگران نباشید...... این عکس العمل اغلب آقایان است در برابر گزینه هایی چون حامد بهداد

- نیکبخت - آل پاچینو - براد پیت و .... )

<< >>

. ح .

. اخیرا تبلیغی می بینیم در تلویزیون که تهش می گوید..... یک روز خوب.....

. من و مامان و امرسان !

. و واقعا در اینجا برای من سئوالی پیش آمد که نه.....واقعا آیا این است رسم تشکر از آن پدر

بیچاره که خودش را کشته این یخچال را بخرد؟

. هان؟

. و اما به راستی پدر کجاست؟ ۴ حالت دارد :

. ۱) پدر خانواده در زندان به سر می برد

. ۲) پدر خانواده ..... هیچی

. ۳) پدر خانواده..... رفته سر کوچه ماست بخرد

. ۴) و اگر خوش بینانه نگاه کنیم...... احتمالا امرسان نام دیگر باباهه است

<< >>

. خ .

<< نامه به یک نامزد رد صلاحیت شده >>

. سلام نامزد ردی ؛ چطوری؟

. اساسا و اصولا خیلی ضایع است آدم را در مرحله ی نامزدی رد کنند

. به هر حال هیچ کاری بی دلیل نمی شود و اگر کسی را در نامزدی قیدش را می زنند

معنی اش این است که لابد یک خبط و خطایی کرده دیگر

. به هر حال در نامزدی بی خود طرف را ول نمی کنند و اینکه می گویند چکمه نپوشید و در

دانشگاهها بین دختر و پسر سیم خاردار بکشید و در تالار عروسی هم مامور بگذارید همه اش

به خاطر این است که پس فردا در مرحله ی نامزدی رد صلاحیت نشوید!

. ای نامزد! اخیرا گفته شده هر کسی در هر مرحله ایی و در هر دوره ایی که رد صلاحیت شده

باشد در انتخابات مجلس هشتم رد صلاحیت خواهد شد و این کلام بسیار حکیمانه ایی است و

باعث می شود پیش از انتخابات مجلس از این مراسم نامزد بازی های لوس و جلف نداشته

باشیم

. واقعا خجالت دارد که شماها هی می آیید و نامزد می شوید

. رجوع کنید به سخن شیوا و شهلای یکی از مسئولان که پریروز که از ایشان پرسیدند خودتان

نامزد ریاست فدراسیون فوتبال نمی شوید؛ جواب دادند:

. نه؛ من ۲۷ سال پیش نامزد کردم

. من اطلاع واثق دارم از این استدلال افلاطون کپ کرده؛ ارسطو بیست دقیقه تکنو می زده است

. حالا شما چرا با وجود آنکه اغلب تان زن و بچه دارید آمده ایید نامزد شده ایید؟

. خجالت نمی کشید؟ چشمتان به دو تا چکمه افتاده سریع هوس کرده ایید نامزد بشوید

. خب طبیعی است وقتی انگیزه ی شما این است باید هم رد بشوید

. چی فکر کرده ایید؟ می خواهید تایید بشوید که بعد یک عده مردم هم به شما رای بدهند و

بعد از نامزدی وارد باقی مراحل بشوید؟

. خجالت هم خوب چیزی است

. پس کو شرم؟ کجاست حیا؟ ای نامزد! اگر یک آدمی موسوم به خاتمی آمد گفت کسی حق

ندارد به جای مردم کسی را رد یا تایید کند معلوم است که ریگی؛ قلوه سنگی؛ تخته سنگی

چیزی به کفش داشته

. شما این حرفها را جدی نگیرید تا من خون در بدن دارم و تا وقتی این نامه ها را می نویسم و تا

وقتی از اون بالا کفتر میایه؛ نخواهیم گذاشت شما نامزد بشوید و سر از مراحل بعدی اش

در بیاورید

. ای نامزد! من مدرک دارم که تو در خانه زیر پیرهن رکابی تنت بوده

. مدرک دارم پیژامه ی راه راه پوشیده ایی دو مورد

. با همسرت رابطه داری که مدارک زنده هم هست دو سه تا بچه!

. پس عقل می گوید باید رد شوی؛ حرف اضافه هم نزن

<< >>

..............

<< عکسهای منتخب >>

>> پوستر فیلم به یاد ماندنی مادر اثر مرحوم علی حاتمی <<

<<  >>

>> عکسی قدیمی از دکتر مصطفی معین و دکتر عبدالکریم سروش و دکتر علی

شریعتمداری در اوایل انقلاب <<

<< >>

لینک
۱۳۸٦/٩/٢٥ - مجید

   << ۷۱ >>   

. الف .

<< الماس وجود صبر است ؛ صبر تقدیری است در دفتر عاشقان ؛ صبر است که در

فصل بی قراری ها محک می خورد >>

<< >>

. ب .

. مترجم محترم کتاب گابریل گارسیا مارکز به جای واژه ی <<روسپی>> گذاشته <<دلبر>>

. این را روزنامه ها نوشته اند

. پیشنهاد می دهیم در ممیزی کتابها و در داستانها این مسائل لحاظ شود:

. الف) اگر قهرمان داستان می گوید:

. << شماره تو بده >> به جایش بگذارند << تبادل ارا و نظرات از راه مکالمه >>

. ب) به جای << قربونت برم >> بگذارند << جدا استدعا دارم >>

. ج) به جای << آخ که چشات منو کشته >> بگذارند << آخ که دیدگانت عملیات

تروریستی انجام داده >>

<< >>

. پ .

. الهام گفته هیچ تهدیدی برای کشور وجود ندارد

. الف) ایووول

. ب) بازو رو ببین

. ج) تهدید سیخی چنده؟

. د) شما درست می گویید فقط بگذارید ما هم بگوییم از اون بالا کفتر میایه!

<< >>

. ت .

. هوگو چاوس به ایران آمد و رفت!

. الف) بین ایران - ونزوئلا خطی کار می کنه؟

. ب) ما با آنها از دوست و برادر تبدیل به همخونه شده اییم!

. ج) کفتر جواب این رفت و آمدها را نمی دهد وگرنه می گفتیم از اون بالا میایه؛ یک پرنده ی

درشت تر انتخاب کنید!

<< >>

. ث .

. گویا وزیر رفاه گفته وقتی تلویزیون هست دیگر نیازی به روزنامه نداریم

. الف) وقتی این همه رفاه است نیازی به وزیر رفاه نیست؛ عمرا

. ب) وقتی شلواری هست نیازی به جوراب نداریم!

. ج) وقتی نفت با این قیمت هست دیگر نیازی به اینکه یک عده بیایند آن را بمالند به سفره ها

نداریم

. د) وقتی هر روز یک نفر از مسئولان از این دست اظهار نظرها می کند نیازی نداریم که ما

بگوییم از اون بالا کفتر میایه!

<< >>

. ج .

. عده ایی آدم مساله دار دور هم جمع شده اند و در پایان خواستار آزادی عماد الدین باقی

شده اند

. الف) پس فردا لابد رویتان را زیاد می کنید و خواستار بهبود اوضاع هم می شوید دیگر!

. ب) چهار روز بعد ادعا می کنید تورم هم باید کنترل شود

. ج) قباحت دارد

. همین مانده تقاضا کنید قیمت مسکن هم کنترل شود

. د) چشمم روشن اگر دو روز دیگر آمدید تقاضا کردید کتاب دلبرکان غمگین من ؛ گابریل گارسیا

مارکز چاپ شود چه کار کنیم؟!

<< >>

. چ .

. پس از ارائه ی سیستم معروف چانه زنی از بالا و فشار از پایین ( یا برعکس! ) توسط

سعید حجاریان؛ محمد قوچانی ( سردبیر روزنامه ی توقیف شده ی هم میهن ) هم موفق به

ارائه ی نظریه ی سیاسی مطرحی با عنوان سنگ پا شد

. او درباره ی این نظریه در مصاحبه ایی گفته است:

. << ما باید به جای قهر کردن آن قدر در صحنه بمانیم تا آنها از رو بروند و کشور را

رها کنند ! >>

<< >>

. ح .

. ماجرای دست دادن وزیر خارجه ی بحرین با همتای صهیونیستی اش در حاشیه ی اجلاس

سازمان ملل باعث شد؛ وی را در پارلمان این کشور دست بیندازند

. دست دادن << شیخ خالد بن احمد آل خلیفه >> وزیر خارجه ی بحرین با

<<  تزیپی لیونی >> وزیر خارجه ی رژیم صهیونیستی؛ وزیر بحرینی را بدجور به دردسر

انداخته است

. روزنامه ی << گلف نیوز >> در این مورد نوشت؛ بعد از اینکه نمایندگان پارلمان

<< شیخ خالد >> را به این خاطر سرزنش کردند؛ << ناصر فضل الله >> رئیس کمیته ی

پارلمانی حمایت از فلسطین از وی خواست شش بار دستش را بشوید و یک بار هم آن را خاک

مالی کند !!

<< >>

<< >>

. خ .

. اول خواستیم مجددا آسمان و ریسمان را به هم ببافیم و اشاره ایی به فیلمهای روی اکران؛

روابط پشت پرده ی سینمای ایران؛ جشن ۵۰ سالگی انیمیشن و چند موضوع پراکنده و بی ربط

دیگر داشته باشیم

. اما دیدیم با توجه به شرایط فرهنگی هنری حاکم بر جامعه اشاره ی گذرا به گزارش مفصل

وبلاگ هواداران همیشگی و واقعی گلزار ( که از ائتلاف دو گروه خواهران همیشگی گلزار و

برادران واقعی محمد رضا گلزار تشکیل شده ) از اکران افتتاحیه ی فیلم توفیق اجباری ما را از

نوشتن بیشتر درباره ی وضعیت سینمای ایران در این روزها بی نیاز می کند

. داشته باشید:

. << سالن سینما پایتخت تقریبا پر شده بود از گلزارهای مهربون؛ من و بهاره به خواهران

همیشگی گلزار و برادران واقعی گلزار توضیح می دیم که وقتی در سالن باز شد به آخر سالن

برن تا بتونیم با خیال راحت رضا رو تشویق کنیم...... در حالی که من و فائزه مشغول صحبت

کردن درباره ی عکس گرفتن از صحنه های فیلم بودیم؛ بقیه داشتن برای نحوه ی

تشویق هاشون برنامه ریزی می کردن

. قلبم داره از هیجان می ایسته

. تو تاریکی سالن چشمهای اشک الودمون معلوم نیست اولین صحنه ی فیلم رضای عزیز در حال

رانندگی با ماشین معروفش....... از زوایای مختلف دست زدنها و سوتها و تشویقها چهار برابر

شد

. خلاصه وقتی که نام زیبای گلزار روی پرده نقش بست؛ دیگه هیچ کدوم از ماها نمی تونستیم

دست نزنیم و تشویق نکنیم....... تعدادی از دوستامون صحنه به صحنه ی فیلم رو یا عکس

می گرفتن یا فیلم می گرفتن با گوشی موبایلشون...... یکی از زیباترین صحنه های فیلم همون

صحنه ایی یه که رضا عطاران می گه << سلام بر بزرگ مرد عرصه ی هنر محمد رضا گلزار >>

...... آخر جمله بود ....... نمی دونین وقتی عطاران این جمله رو گفت چه غوغایی تو سالن به پا

شد

. یه قسمت زیبای دیگه فیلم هم اونجاست که پدر بزرگ رضا یه چیزی به رضا می گه که سینما

رو می بره رو هوا...... دست نویسنده ی فیلمنامه درد نکنه..... عجب جمله ایی..... تو این

صحنه رضا یه دسته گل برای پدر بزرگش می خره و پدر بزرگ ماهش بهش میگه << چرا گل

خریدی؟ خودت یه پارچه گلی >> ...... من خودم که تا آخر فیلم این یه جمله رو ۶۰ بار تو دلم

زمزمه کردم آخه نمی دونین این جمله چقدر به دلامون نشست عالی بود این دیالوگ..... عالی..

(( قابل توجه تمام دوستان منتقدی که مشکل اصلی سینمای ایران را فیلمنامه و

دیالوگ نویسی می دانند ))

<< >>

. د .

<< باز هم چاوز ! >>

<< >>

. چاوز هفته ی پیش برای هفتمین بار به تهران آمد

. بر سمت دگر سوی نگاهت نرود

                                                      جز شهد و شکر ؛ هیچ به کامت نرود

. دیگر خودمانی شده ایی ؛ دفعه ی بعد

                                                                 پیژامه ی راه راه یادت نرود

. ذ .

<< جت لی هم به ایران دعوت شد >>

<< بیا از اون ورا گذری!! >>

<< >>

. این روزها بازار دعوت داغ است

. بعد از دعوت کنگ فو کارها از جکی چان و دعوت سازمان گردشگری از یانگوم و آمیتا باچان؛

فدراسیون ووشو یی ها هم برای اینکه کم نیاورند از جت لی دعوت کرده اند تا به ایران بیاید

. علی نژاد در حاشیه ی مسابقات جهانی در چین به این بازیگر که همه چیز را خرد می کند؛

تعارف زده که به ایران بیاید

. البته ما فکر می کنیم کل این دعوت ها از همین نوع تعارفات معمول خودمانی هستند

. برای اثبات این فکر؛ به گفت و گوی یکی از مسئولان مربوطه و جت لی توجه کنید:

. مسئول مربوطه:

. شما همون بازیگره هستید؟

. جت لی:

. ? HA  BA MANI

. مسئول مربوطه:

. آره بابا ؛ بیا جلوتر ماچت کنم ( چلپ ) خیلی واقعی هستی ؛ بذار انگشتم رو بکنم

تو لپت ببینم مجازی نباشی !

. جت لی:

. ? CHI KAR MIKONI

. ? MAGE KHODET BARADAR PEDAR NADARI

. مسئول مربوطه:

. حالا چرا خارجی حرف می زنی؟ فارسی بگو ببینم چی می گی

. جت لی:

. چی شده؟ مگه تا حالا بازیهای منو ندیدی؟

. مسئول مربوطه:

. حالا خوب شد

. چرا! اما الان کیفیتت از همیشه بهتره

. جت لی:

. خب ؛ من باید برم

. مسئول مربوطه:

. داری میری؟ بودی حالا! ببین بیا از اون ورا گذری ؛ هر موقع اومدی قدمت روی

چشمام

. خونه ؛ خونه ی خودته

. جت لی:

. چشم ؛ اگه شد

. مسئول مربوطه:

. اگه مگه تو کار نیار

. خداییش ناراحت می شم

. اینم شماره موبایلم ؛ زنگ بزن

. منتظرتم ها !

. جت لی:

. ممنون ؛ اوامری باشه!

. مسئول مربوطه:

. نه به روح داداشت بروس ! خیلی باهات حال می کنم

. خراب لگدتم !

. ر .

. در راستای اینکه پشت شیشه ی یه مغازه دیدم نوشته <<  تسبیح حاج یونس فتوحی

رسید>> احتمالا اگر این روزها در بازار بگردیم؛ این چیزها را هم می بینیم << کتونی و کت

و شلوار مدل الیاس رسید >> ؛ << میکرو فون بی صدا با قابلیت شلیک به محافل

خصوصی همراه با تصویر >> ؛ << قرص اکس چنگیز رسید ؛ مرگ در محل >> ؛

<< کتاب خاطرات دوم رسید >> ؛ << سه تار نظیر شنبه موجود است >> ؛

<< تیر و کمان مین جان گو رسید >> ؛ << داروی ضد چسبندگی روده ی امپراتور

رسید ؛ گیاهی >> ؛ << علامت مخصوص حاکم بزرگ رسید >> ؛ << مدل سبیل

شوکت موجود است >> ؛ << داروی رشد بچه ی بهار رسید >> ؛ << مجموعه

فیلمهای پوسیده ی مخملباف جهت پخش از شبکه ی ۲ موجود است >> ؛ و ......

<< >>

<< >>

<< >>

<< >>

<< >>

<< >>

. ز .

. حدود ۲۰۰ روزنامه نگار کشور با انتشار بیانیه ایی از نحوه ی نگاه دولت به روزنامه نگاری

انتقادی اعتراض کردند و خواستار احترام دولت به جامعه ی رسانه ایی کشور شدند

. در این بیانیه آمده است :

. در جشنواره ی دولتی مطبوعات سال جاری آقای حسین شریعتمداری مدیر مسئول

روزنامه ی کیهان به عنوان نشریه ایی که از ابتدای روی کار آمدن دولت نهم؛ همواره در خط

حامیان و مشوقان سیاستهای دولت مهر ورزی قرار داشته است از سوی وزارت فرهنگ و

ارشاد اسلامی تحت مدیریت آقای حسین صفار هرندی به عنوان << روزنامه نگار منتقد منصف

>> معرفی می شود

. با توجه به اینکه دیدگاهها و اقدامات آقای شریعتمداری و تیم همراه وی در سالهای گذشته

همواره به گونه ایی بوده است که فضا را برای برخورد با رسانه ها و روزنامه نگارانی که متفاوت

از آنان می اندیشیده اند؛ فراهم کرده و این عرصه را به حوزه ایی پر خطر برای اصحاب رسانه به

ویژه در دوران زمامداری دولت نهم تبدیل کرده است؛ اعطای عنوان << روزنامه نگار منتقد منصف

>> به چهره ی شاخص حامی دولت نهم در عرصه ی مطبوعات به ایجاد ابهام و ایهام بسیاری

در اذهان اهل قلم منجر شده است

. در ادامه ی بیانیه آمده است :

. براساس همین دغدغه ی صنفی از همه ی روزنامه نگاران ایرانی می خواهیم در مقابل این

بدعت نامتعارف و تغییر معنای واژگان سکوت نکرده و با کمک و همیاری << انجمن صنفی

روزنامه نگاران ایران >> ضمن تلاش برای آزادی همکاران منتقد؛ خواهان پاسخگویی متولیان

امور فرهنگی کشور در قبال بذل و بخشش های اینچنین بی پروا از انبان ادبیات روزنامه نگاری

باشند

<< >>

. ژ .

<< بخشهایی از نطق پیش از دستور آقای ولی الله شجاع پوریان نماینده ی

بهبهان در مجلس شورای اسلامی به نقل از روزنامه ی اعتماد >>

<< >>

. ........... تورم و گرانی افسار گسیخته که به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس رقم آن به حدود

۲۴ درصد رسیده است برای همه ی اقشار جامعه مخصوصا طبقات پایین کمر شکن شده و تاب

تحمل را از آنان گرفته است

. در حالی که کشور از درآمدهای حیرت انگیز نفتی برخوردار شده که در طول تاریخ حیات

سیاسی این کشور سابقه ندارد؛ متاسفانه ناکار آمدی دست اندر کاران و غیر کارشناسانه بودن

تصمیمات و اقدامات دولت؛ کشور را به وضعیتی رسانده که رئیس جمهور محترم برای جبران

تبعات تصمیمات غیر کارشناسی خود و همکارانش؛ در دور دوم سفرهای استانی؛ شخصا

وظیفه ی توزیع ارزاق عمومی و کمکهای مالی ۵۰ یا ۱۰۰ هزار تومانی به مردم را به عهده

گرفته اند

. سوگمندانه باید گفت در کمال ناباوری و در عین برخورداری کشور از در آمد افسانه ایی نفت؛

روز به روز بر مشکلات کشور و مردم افزوده می شود

. نگاه غیر کارشناسی و رفتار غیر علمی فقط به حوزه ی سیاست داخلی و اقتصاد محدود

نمی شود؛ بلکه ماجرا جویی در سیاست خارجی و اقدامات خلاف عرف دیپلماتیک و

نامه نگاریهای بی فایده نیز بر مشکلات کشور افزوده است

. بی پاسخ ماندن نامه ها و سفرهای تکراری خارجی و بی اثر به کشورهای کوچک و ضعیفی که

حاکمان و بعضا وزرای آنان از سفر به ایران خودداری می کنند؛ برخلاف اصول عزت؛ حکمت و

مصلحت است

. این اقدامات که با مخالفت جدی کارشناسان وزارت امور خارجه هم رو به رو شده است باید

هر چه سریعتر پایان یابد تا زمینه های تحقیر بیشتر ملت فراهم نشود

. نفی و تخریب هر چه متعلق به گذشته است؛ اتهام افکنی بر بزرگان انقلاب و مدیران سابق؛

بد جلوه دادن و متهم کردن پیشینیان؛ ترجیع بند موضع گیریهای دولتمردان نهم شده است

. برچسب هایی چون جاسوسی؛ همسویی با دشمنان؛ شبکه های قدرت و ثروت و مافیای

نفت و اخیرا کشف جدید معاون اول رئیس جمهوری مبنی بر حضور نامحرمان در تدوین

برنامه های پنج ساله ی کشور و تنظیم آنها براساس ایده های اومانیسمی و سکولاریسمی؛

تنها نمونه هایی از صدها اتهام؛ توهین و تخریبی است که به راحتی نثار گذشته ی انقلابیون

می شود

. حال باید پرسید اکنون کدام بهبودی در وضعیت کشور رخ داده است؟

. آیا حق نداریم بپرسیم برای معیشت مردم چه کارهایی انجام گرفته است؟

. آیا عشری از شعارهای داده شده تحقق یافته است؟

. آیا تهدیدها نسبت به کشور و نظام کمتر شده است؟

. و دهها پرسش دیگر که ملت شریف و حق جوی ایران مسلما حق دارد پاسخ آنها را به شکل

شفاف و مستند از مسئولان دریافت کند

...........

<< عکسهای منتخب >>

>> عکسی جالب از یکی از کلاسهای دانشگاه ! <<

<< >>

>> چه میکنه این یانگوم جان ؟ ! <<

<<>>

>> عکسی از شهاب حسینی و همسرش <<

<< >>

>> عکسی جالب و قدیمی از علی نصیریان و فرزانه تاییدی در تئاتر <<

<<>>

لینک
۱۳۸٦/٩/۱۱ - مجید