یادداشتهای یک وبلاگر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
<< 81 >>
. الف . << پیر ما گفت >> ( پیر ما گفتن که من کنترل می کنم و نتانستن و دستگاه کنترل او خراب بودن و به بازیچه مشغول شدن و بقیه ی قضایا )
. پیر ما مامور کنترل بود
. گفت :
. برنامه ها را همه؛ من کنترل می کنم و گفت :
. هیچ برنامه نباشد که من آن را کنترل نتوانم کردن یا نخواهم که در تحت کنترل در آوردن
. او را گفتند :
. کنترل چگونه کنی ؟
. ماس ماسک از جیب بر کشید و گفت :
. این گونه
. گفتند :
. حالی کنترل کن که وقت از دست می رود
. پیر ما؛ دست بر دست بمالید و انگشت شست بر دکمه ی ماس ماسک آشنا کرد و بفشرد
. کنترل نشد
. دیگر بار بفشرد
. نشد
. گفتند :
. ای پیر ! بدین ماس ماسک که تو در دست گرفته ایی؛ البته کنترل نتانی کرد که با شمشیر چوبین به
مصاف تیغ هندی رفتن؛ خط بر آب کشیدن است و با خرس به یک جوال؛ اندر شدن
. پیر ما گفت :
. قال مکنید و آرام باشید و مرا فرصت دهید تا تکلیف خویش بدانم و کار خویش به پایان رسانم
. او را فرصت دادند تا مدتی؛ و تمدید کردند آن فرصت را؛ و چون چندی بگذشت؛ او را دیدند در کنجی
نشسته و هزار ماس ماسک در پیش نهاده و سخت مشغول بازی است
. گفتند :
. ای پیر مشغول در چه کاری ؟
. گفت :
. دارم کنترل می کنم
<<
. ب . << عصر ارتباطات ..... بی خیال >>
>>
. دنبال جزئیات یک خبر می گردم؛ خبری مربوط به اقیانوسیه
. خبر را پیدا می کنم؛ اما کلیک که می کنم؛ می بینم :
. << مشترک گرامی ؛ دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد >>
. از خودم می پرسم :
. << چرا باید روزنامه های سیدنی هرالد و ملبورن اونینگ فیلتر باشد ؟ >>
. چرا روزنامه های یو اس ای تودی و سانفرانسیسکو کرونیکل باید فیلتر باشند ؟
. تلویزیون را روشن می کنم تا آن چیزی را که می خواهم آنجا پیدا کنم
. هر شش کانال را مرور می کنم
. در بخشهای خبری به اطلاع من می رسد که در فرانسه و انگلستان و آمریکا و اصلا آن ور آب به جز قتل
و جنایت و دزدی و فقر و اعتصاب و برف سنگین و زلزله و آتش سوزی هیچ اتفاق دیگری نمی افتند
. روی دکه ها پر از روزنامه است؛ ۶۰ جور جدول؛ ۶۰ جور نشریه ی خانوادگی؛ ۶۰ جور نشریه ی ورزشی؛
صفر جور نشریه ی متفاوت حرفه ایی منتقد؛ دلم تنگ می شود برای روزنامه ها و مجله هایی که دیگر نیستند
. چطور باید به کتابهای جدید؛ به منابع و نوشته های جذاب؛ یا مجلات آن سوی مرزها دست پیدا کرد ؟
. با خودم فکر می کنم چه کسی دوران ما را اسم گذاشته << عصر ارتباطات >> ؟
. کسی هست بگوید که ما چه کاره اییم ؟ ......
<<
>>
. پ .
<< پیامهای مردمی خوانندگان !!!! >>
- << می خواستم بدین وسیله از عمو عزت و تلویزیون تشکر کنم چون الان شبکه ی یک روزهای زوج
سریال << سرنوشت >> را نشان می دهد و شبکه ی دو روزهای فرد << به خاطر من >> را
. برای همین من وقت کافی برای درس خواندن و تست زدن دارم و تلویزیون مان کمتر روشن است >>
( حشمت . ق ۷۱ ساله از تهران )
<<
>>
- << من از صف سینما آزادی باهاتون تماس می گیرم
. این بار بیست و هشتمیه که میام این سینما؛ خیلی باحاله
. می خواستم بپرسم اگه ما بریم بقیه ی سینماهای درب و داغون را آتش بزنیم شهرداری از این
سینماها اونجام می سازه ؟ >>
( م . آتش افروز )
<<
>>
- << در شهر ما شایع شده می خواهد زلزله بیاید
. قضیه را پیگیری کنید >>
( محمد بلخی از قونیه ! )
. پاسخ :
. احتمالش زیاد است چون عباس کیارستمی بعد از انتشار ۲ کتاب درباره ی حافظ و سعدی اعلام کرده
به زودی بررسی دیوان شمس را آغاز می کند؛ از شما و اهالی قونیه تقاضا می شود حتی المقدور در
حوالی قبر مولوی تردد ننمایید
<<
>>
. ت .
<< پوتین با دختری ۲۵ ساله ازدواج می کند >>
( حاج یونس پوتین )
. بله؛ بالاخره این سریالهای تلویزیون؛ کار خودشان را کردند
. این قدر سیمای عزت الله ضرغامی؛ حاج یونس فتوحی و هستی و منصور سیم خواه و شیرین نشان
داد تا ولادیمیر پوتین هم مثل نیکولا سارکوزی از راه به در شد و عشق پیری به سرش افتاد و زنش
لودمیلا را بعد از ۲۵ سال زندگی مشترک و ۲ تا بچه طلاق داد تا با آلینا کابائوا که ۲۵ ساله و قهرمان
ژیمناستیک المپیک آتن است و الان هم نماینده ی دومای روسیه شده ازدواج کند
<<
>>
. ث .
. مدیر تامین برنامه ی شبکه ی الکوثر گفت :
. << سریال میوه ی ممنوعه با اصلاحات جزئی؛ دوبله و پخش می شود >>
. نکته :
. نسخه ی فارسی سریال ؛ سارکوزی و پوتین را از راه به در کرد و متعلقاتشان را به خاک سیاه نشاند؛
حالا ببینید نسخه ی عربی اش چه ولوله ایی راه می اندازد !
<<
>>
. ج .
<< شکوه پرسپولیس >>
<<
>>
(( قهرمانی تیم فوتبال پرسپولیس تهران در مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران را به تمامی
طرفداران این تیم تبریک می گویم ))
| لینک | ۱۳۸٧/٢/۳٠ - مجید |
<< 80 >>
. الف .<< آشنایی با اتومبیل های تولید ایران >>
( پژو ۲۰۶ )
<<
>>. توصیف :
. معمولا وقتی شلوار پراید دارها دو تا می شود؛ ۲۰۶ می خرند
. یکجور وحشی فسقلی که در نهایت خلوص نیت چپ می کند
. صندوق عقب آن از جیب کت من هم کوچکتر است
. کاربرد :
. سفرهای دو نفره ( با بازگشت سه نفره )
. تکیه کلام راننده :
. اوه واندر فول! بپر بالا بریم در در
( آر دی )
<<
>>. توصیف :
. وقتی قرار است یک کارخانه اتومبیل سازی جهان سومی یک کارخانه ی اتومبیل سازی کلاس
A را ضایع کند؛ آردی تولید می کند
. رنگ یشمی آن دل هواداران خیار شوری اش را برده
. معمولا گوش دادن به صدای موتور آن در بک گراند تصویر اتاق پژو مثل دیدن صحنه ی بریدن رگ
امیر کبیر با موزیک زمینه ی جواد یساری است
. تکیه کلام راننده :
. ها ما چقدر با کلاس شدیم ببم جان!
( پیکان )
<<
>>. توصیف :
. یک جور گاری سوپاپ دار
. تنها اتومبیل دنیا که هر جاش بشینی تا شماره پلاک آن قابل دیدن است
. چهار گوش ترین وسیله ی دنیا
. کاربرد :
. مردن
. تکیه کلام راننده :
. ونک دونفر ......... ونک ......
( PK )
<<
>>. توصیف :
. موجود ضایعی که سازندگان آن با توسل به موتور یک موجود ضایع دیگر (پراید) سعی منجر به
موفقیتی در تولید یک فاجعه کرده اند
. از نظر کیفیت اتاق و موتور با اتاق و موتور خر پرین هم قابل مقایسه نیست
. تکیه کلام راننده :
. ما را رها کنید در این رنج بی حساب!
( MVM )
<<
>>. توصیف :
. یک جور قزمیت فلزی
. نوعی تلقی خمیده از مقوله ی آیرودینامیک
. تنها وسیله ی نقلیه ایی که وقتی گاز می دهی به جای حرکت؛ ناله می کند!
. کاربرد :
. بر انگیختن حس ترحم دیگران
. تکیه کلام راننده :
. جیک جیک
. ب .
<< در سازمان ملل ! >>
<<
>>. خواب میبینم در مقر سازمان ملل هستم؛ از همان ابتدای خواب حس عجیبی دارم
. نمی دانم چه می شود که من را دعوت می کنند پشت تریبون
. خواب است دیگر
. می روم آنجا و در همان ابتدای عرایضم می گویم ما در کشور خودمان مدام داریم تغییر مدیریت
می دهیم
. این تغییر از یک سیستمی به نام دروغ سیزده پیروی می کند که آخرین تکنولوژی جهانی است
و دانشمندان جوان ایرانی اخیرا بدان دست یافته اند؛ حالا براساس همان سیستم؛ ما اینجا
باید کار را شروع کنیم
. در گام اول بهتر است رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر انگلیس عوض شوند؛ من ؛ هوگو چاوس
را با حفظ سمت؛ به این دو سمت می گمارم!
. نگران نباشید؛ این چند شغله بودن اشکالی ایجاد نمی کند؛ ما در کشورمان امتحان کرده ایم
مثل دسته ی گل!
. در گام بعدی دستور می دهیم برج ایفل از کشور استکباری فرانسه به سوریه یا .... همان
سوریه انتقال یابد
. دریای احمر را هم بهتر است پر کنند؛ گندم بکارند؛ کاملا عدالت محورانه تقسیم کنند بین مردم
آفریقا!
. قبل از اینکه گام بعدی را بگویم از عدم حضور علی لاریجانی در این جلسه گله کنم
. گویا او را جو گرفته و در تمام جلسات غیبت می کند!
. عزیز جان؛ اینجا هیچ ربطی به حداد عادل ندارد
. بگذریم
. گام بعدی این است که رسول منتجب نیا باید اعلام شود که آدم خیلی مهمی است!
. بعد از این جامعه ی جهانی باید به این سمت تغییر کند که به طور شفاف معلوم شود کارلا برونیبا سارکوزی قبل از ازدواج چه رابطه ایی داشته اند
. البته این شاید به تغییر مدیریت مربوط نباشد اما برای من دانستنش مهم است!
. قدم بعدی این است که المپیک ۲۰۰۸ پکن و ۲۰۱۲ لندن را بدهیم علی آبادی خودمان برگزار
کند
. برای بانوان هم در رشته های منچ با مانع و یه قل دو قل ماراتن را پیشنهاد می کنیم
. سرمربی تیم ملی آلمان هم باید محمد مایلی کهن یا امیر قلعه نوعی بشود؛ همینه که هست
. خودم در خواب حس می کنم خوابم به اندازه ی کافی در جهان تغییر ایجاد کرده
. عجالتا همین قدر بس است
. پس با خیال راحت بیدار می شوم
. پ .
<< رسوا و برملا و افشا می کنم >>
. خواب میبینم که در ارضه ی قدیم به سر می بریم
. تاریخ و زمان اصلا معلوم نیست
. اما هر چه هست خیلی قدیم است و به الان هیچ گونه ارتباطی ندارد
. از این جهت در همان ابتدای خواب خوشحال می شوم چون یقین پیدا می کنم در خواب است
. الهام را نخواهم دید
. به هر حال سر می گردانم و می بینم بر بارویی مردی ایستاده و برای جماعت حرف می زند
. از بقیه می پرسم او کیست؛ می گویند چند بار پرسیده اییم چی صدا کنیم تو رو؟ اما اسمش
معلوم نیست اما مسئول آب شهر است
. مرد حرف می زند و می گوید:
. << آب مدام قطع می شود
. این چه وضعی است!
. وضعیت آبرسانی به آبادی افتضاح است
. این چه مسخره بازی است
. من تمام کسانی را که مسئول این امر هستند افشا خواهم کرد؛ رسوا خواهم کرد؛ برملا خواهم
کرد و .... >>
. بعد او می رود و یک نفر دیگر می آید
. خیلی هم عصبانی است
. می گویند مسئول نان و غذای شهر است
. ناگهان فریاد می زند:
. << دیگر شورش را در آورده ایید
. مردم نه نان دارند بخورند نه غذا
. ای مفسدان نرخ تورم بنا به اعلام رسمی ۲۰ درصد و بنا به آمار واقعی ۳۰ درصد است؛ آخر این
چه داستانی است؟
. من مسئول این ماجرا را نابود خواهم کرد
. من همه را رسوا خواهم کرد؛ افشا خواهم کرد؛ برملا خواهم کرد و ...... >>
. از بغل دستی ام می پرسم ببخشید مگر این آقا خودش مسئول نان و غذا نبود؟
. می گوید ساکت باش؛ حرفهای این یکی را گوش کن
. بامزه تر است
. مسئول میوه ی شهر که پیداست خیلی هم انسان عدالت سر خودی است می آید بالای بارو
و می گوید:
. << آدم این درد را به کجا ببرد که گوجه فرنگی کیلویی ۲۵۰۰ تومان؟
. این چه وضع قیمت پرتقال است؟ ای داد ای فغان از مسئولان
. من افشا خواهم کرد؛ رسوا خواهم کرد؛ برملا خواهم کرد و ....... >>
. حیرت زده به اطرافم نگاه می کنم که یک دفعه غلامحسین الهام را میبینم می پرسم اینجا چه
می کنی؟
. می گوید ما که دیگر شغل قابل عرضی نداریم آمده ام اینجا یکی دو تا شغل پیدا کنم!
. بعد می رود و من رو می کنم به بغل دستی ام و می گویم شماها در این برهه از تاریخ شوخیدارید با خودتان؟
. مسئول کارها می آید می گوید تقصیر مسئولان است؟!
. جواب می دهد که تو هم انگار بدت نمی آید خودت را به اون راه بزنی
. اگر این طور است رسما بگو چی صدا کنم تو رو؟!
. از آنجا می روم و در همان عوالم خواب با خودم می گویم خوب است که اینها خواب است و
خوب است که هیچ ارتباطی با الان و اکنون ندارد هیچ رقمه
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٧/٢/٦ - مجید |
