یادداشتهای یک وبلاگر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
<< 83 >>
. الف .
. اگر این ساعت خواب را بیدار کنم
. این خرده علف ها را سبزه بدانم
. این شن ها را جای سماق بگیرم
. و این نارگیل پوسیده را سیبی فرض کنم
. اگر این قلوه سنگها بوی سیر بدهد
. این فضله ی مرغان دریایی نقش سمنو را قبول کند
. واین نقشه ی گنج گمشده جای سکه را بگیرد"
. هفت سینم کامل است
. تنها دوستم
. این نخل لاغر در گوشم زمزمه می کند:
. - خوب که چه شاعر ریشو؟
. شد یک بطری سرگردان بیاید در این جزیره را بکوبد
. وبگوید این هم کارت تبریک شما؟
( حمید رضا شکار سری )
<<
>>
. ب .
. یاد باد آن که سر کوی تو ام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
. به یاد نوزدهمین سالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر نظام جمهوری اسلامی ایران حضرت ایت الله
العظمی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه .
<<
>>
. غم مخور! ایام هجران رو به پایان می رود
. این خماری " از سر ما میگساران می رود
. پرده را از روی ماه خویش بالا می زند
. غمزه را سر می دهد " غم از دل و جان می رود
. بلبل اندر شاخسار گل هویدا می شود
. زاغ با صد شرمساری " از گلستان می رود
. محفل از نور رخ او " نورافشان می شود
. هر چه غیر از ذکر یار " از یاد رندان می رود
. ابرها از نور خورشید رخش پنهان شوند
. پرده از رخسار آن سرو خرامان می رود
. وعده ی دیدار نزدیک است یاران! مژده باد
. روز وصلش می رسد " ایام هجران می رود
{ امام خمینی }
<<
>>
. پ .
<< با کاروان کن >>
( بخشی از دفترچه ی خاطرات منتشر نشده ی یک مقام مسئول )
<<
>>
. در حالی که در جشنواره ی کن امسال هیچ فیلم ایرانی در بخش مسابقه ی اصلی حضور ندارد و کلا
کنی ها بی خیال سینمای جهانی ما شده اند و در کل ۶ بخش جشنواره فقط یک فیلم ایرانی حاضر
است " بله " در همین حال و احوال خبر رسیده تعداد زیادی از مسئولان و ملحقات هم آنجا چتر پهن
کرده اند
. ما در اینجا برای اینکه انگ بی ربط بودن این افراد با کن را برطرف نماییم " بخشهایی از دفتر خاطرات
یکی از این عزیزان را عینا برایتان نقل می کنیم
. نکته :
. برای رفع هرگونه دردسر و تشابه اسمی و نسبی " اسامی را حذف و سه نقطه گذاشته اییم
. ٣ روز قبل از جشنواره
. ظهر دایی ... زنگ زد و گفت :
. آماده ایی برویم کن
. گفتم :
. دایی جان من جمعه با پسر خاله ... رفته بودم فرحزاد
. جایتان خالی بود دیگر نمی کشم بیایم کن سولقون
. دایی ... چند دقیقه فحش و خفتم داد و گفت :
. پسره ی جفنگ! برای کن فرانسه سهمیه دارم
. می یایی؟
. گفتم :
. چرا که نه؟ ما جانمان در می رود برای خدمت فرهنگی
. گفتم :
. فقط ویزا و پاسپورت و مشکل سربازی چی؟ دایی ... گفت :
. همه چیز حله! پرسیدم :
. این سهمیه از همان سهام عدالت است؟ گوشی را قطع کرد
. یک روز قبل از آغاز جشنواره
. رفتم فرودگاه " در سالن پسر دایی ... " خاله ... و عمه ... هم بودند " آقای ... دو تا داداشش را هم
آورده بود
. پدربزرگ آقای ... هم آمده بود
. بنده ی خدا آلزایمر دارد " هر ٣ دقیقه رفرش می کند و درست نمی تواند خدمت کند
. زن دایی ... چانه می زد از کن برویم مزون ایتالیا
. یک آقایی هم آمده بود خودش را کارگردان معرفی می کرد
. کارش گیر کرده بود و از دایی ... التماس دعا داشت
. دایی گفت :
. کن جای افراد خبره است " تو را چه به کن " برو کراچی
. سوار هواپیما شدم
. همه ی فک و فامیل جمعند
. اصلا ما خانوادگی در خدمت فرهنگ و هنر هستیم
. روز جشنواره
. پناه بر خدا " آدم در این فنارسه! تصاویری می بیند که از بمب اتم و بلکه هیدروژنی هم هولناک تر است!
. رفتیم کن یک فرش قرمز انداخته بودند و یک سری خانم که انگار پول نداشته اند پارچه برای
لباسهایشان بخرند روی آن راه می رفتند
. لامسب توی این فضا که نمی شود خدمت فرهنگی کرد
. روز دوم جشنواره
. دایی ... وارد اتاق هتل شد
. اعصاب نداشت
. روزنامه ایی را که دستش بود کوبید زمین و گفت این ناصر شفق گفته << سفر بعضی مدیران
فرهنگی به کن شبیه راه انداختن کاروان است و اگر با بودجه ی بیت المال باشد اشتباه است >>
. به دایی گفتم اینها منتقد مغرض هستند " شما بیا برویم کار و خدمت خودمان را انجام بدهیم
. از پس این همه خدمت تنهایی نمی شود بر آمد
. روز سوم جشنواره
. رفتم شانزه لیزه یک ست پیراهن و کت و شلوار اصل پیر گاردن گرفتم.
. ٧ جفت جوراب ابریشمی اوریجینال خریدم و برگشتم هتل
. دایی ... گفت کجا بودی؟
. گفتم رفته بودم فیلم مارادونا ی << امیر کاستاریکا! >>
. دایی پرسید مارادونا مگر بازیکن آرژانتین نبود؟ به کاستاریکا چه؟
. روز پنجم جشنواره
. علی معلم گفته << حضور در کن باید هدفمند باشد >>
. این را پسر خاله ... گفت
. پسر عمو ... هم گفت علیرضا رئیسیان گفته << حضور این تعداد مسئول در کن جز حیف و میل
سرمایه ی ملی توجیهی ندارد >>
. دایی اینها را که
شنید " خیلی ناراحت شد
. فکر نکنم
با این وضعیت این همه خدمت و زحمت ما نتیجه ایی داشته باشد
. روز هفتم جشنواره
. به دایی گفتم چرا هیچ فیلمی از ما اینجا نیست؟ گفت :
. << آنها دیده اند در دوره ی فعلی سینمای ما در مسیر درست افتاده " فیلمی از ما را دعوت نکرده اند
چون به نفعشان نیست " تازه بهتر " چون آن طوری سینمای ما از مسیرش در می رفت >>
. روز دهم جشنواره
. دایی ... با یک پلاستیک دی وی دی آمد " گفتم اینها چیه؟ گفت :
. << دم در یه یارویی بساط پهن کرده بود " چند تا خریدم ببریم تا نگویند دست خالی برگشته اند و از
بازار فیلم کن هیچی نخریده اند
شیر فهم شدی؟ >>
. شیر فهم شدم
. ت .
<< خواب ابدی >>
. نادر ابراهیمی پس از تحمل چندین سال بیماری روز پنج شنبه شانزده خرداد در سن ٧٢
سالگی درگذشت .
( به یاد او )
. با من بی کس تنها شده " یارا تو بمان////////// همه رفتند از این خانه " خدا را تو بمان
. من بی برگ خزان دیده " دگر رفتنی ام ///////// تو همه بار و بری " تازه بهارا تو بمان
. داغ و درد است همه نقش و نگار دل من //// بنگر این نقش به خون شسته" نگارا تو بمان
. زین بیابان گذری نیست سواران را لیک ///// دل ما خوش به فریبی است" غبارا تو بمان
. هر دم از حلقه ی عشاق " پریشانی رفت //////// به سر زلف بتان"سلسله دارا تو بمان
. شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم //////////// پدرا"یارا" اندوه گسارا تو بمان
. سایه در پای تو چون موج چه خوش زار گریست //// که سر سبز تو خوش باد"کنارا تو بمان
{ سایه- هوشنگ ابتهاج }
<<
>>
. ث .
<< جنگ و صلح >>
( ایران ما را به حمله ی نظامی تهدید کرده اند )
{ تازه ترین سروده ی سید علی صالحی به بهانه ی تهدیدات اخیر اسرائیل علیه ایران }
<<
>>
. یاوه مگو مردک!
. من شاعرم
. من برادر نزار قبانی ام
. من برادر محمودم
. من برادر درویش
. در من
. هزار کبوتر سر بریده پنهان است
. در من
. هزار زیتون زار شعله ور
. او که باد می کارد
. تنها توفان تشنه درو خواهد کرد
. تو ....... مردک!
. گنده تر از دهان خود
. شکر خورده ایی
. که خواب ویرانی سرزمین مرا می بینی!
. مگر ما
. اگاله بند بی دلیل بغدادیم
. که از یکی باد شرطه
. به گورگاه المعتصم بگریزیم
. مگر ما
. دستار بند قلعه ی قندهاریم
. که به کرنای هر کباده کشی
. کمر به قتل کرامت آدمی ببندیم
. یاوه مگو مردک!
. اینجا ایران است "
. نبین اگر گاهی گرسنه می خوابیم
. نبین اگر گاهی
. یکی به زندان و دیگری درمانده ی زندگی است
. امتحان کنید
. ما دوباره برخواهیم خواست
. ما
. چنگ و دندان خود را
. در خون سیاوش
. خضاب بسته اییم
. امتحان کنید
. او که باد می کارد
. تنها توفان تشنه درو خواهد کرد
. با این همه ......... زنهار !
. ما
. کبوتر زادگان زیتون پرست
. قرن هاست
. کینه ی خود را به هفت آب زمزم و
. جنگ را
. به رویای زندگی شسته اییم
. مجبورمان نکنید
. ما صلح می خواهیم
<< >>
. ج .
. همان طور که انتظار می رفت " کلک افشین قطبی در پرسپولیس کنده شد
. از حالا هیات مدیره ی این تیم فرصت دارد تا یک مربی بزرگ " با دانش " توانا " چیز فهم و خیلی چیز دیگر
که علی الخصوص توانایی جلب رضایت واحدی نیکبخت را داشته باشد را برای هدایت کشتی عن قریب
به گل نشسته ی تیمشان در دریای توفان زده ی لیگ قهرمانان آسیا " معرفی کند
. در این بخش می توانید گزینه های احتمالی مورد نظر مدیران پرسپولیس را برای انتخاب و معرفی به
خیل هواداران مشتاق بررسی کنید :
١- حمید استیلی با خاکپور
٢- حمید استیلی بی خاکپور
٣- حمید استیلی خالی
۴- حمید استیلی تنها
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٧/۳/٢٤ - مجید |
<< 82 >>
. الف .
<< دایره المعارف زبان مخفی >>
(( تقدیم به بر و بچه های کوچه پس کوچه های جنوب تهران جایی که آنجا بزرگ شدم ))
<<
>>
( بدن کار )
. دیگه تا حدودی جوات شده البته" کسی که تو کار عضله و حجم و بدن باشه
. دیگه تریپ مانکنی مد شده
. یادش بخیر اون وقتها که تو کار بدن بودیم و آستین کوتاهها را تا می زدیم تا بیخ گردن
. همه اش عادت داشتیم دست به سینه مثل سر کلاسها باشیم تا هیکل میکل رو باشه
. اما حالا چی؟ دیگه هیچ کسی با این تریپ بدنها حال نمی کنه
. بدن کار به کسی می گویند که عشق هیکل و عضله است
. بدن کار یعنی بدنساز" یعنی آرنولد" یعنی زیبایی کار
. بدن کار یعنی هیکل هفت" یعنی عشق آینه" یعنی شیکم هفت تیکه" با کولها و سر شونه های باد
کرده
( تپل )
. می گوید:
. 24 تا نوشابه را پشت سر هم می کشید
. شرط می بندیم سر دو دست کله پاچه
. وقتی دو دست کله پاچه را بعد از آن 24 تا نوشابه می خورد می زند زیر خنده و می گوید:
. عجب صبحانه ی تپلی زدیم تو رگ
. تپل یعنی خوب
. یعنی همان چیزی که فقط فکرش را می کردی
. یعنی دوست داشتنی
( فطیر )
. می خوامت فطیر
. اصلا هر چی تو بگی
. دلت می خواد تا بندر عباس پیاده گز کنم و سینه خیز برگردم تا باور کنی خرابتم؟
. فطیر یعنی خیلی" یعنی خیلی زیاد یعنی اونقدر که نشه فکرش را کرد
. همه ی ما ایرانی ها یه جورایی یه جوری هستیم فطیر که همه ی غیر ایرانی ها تو کفمون موندن
باز هم فطیر!
( گرخید )
. پا گذاشتیم روی گاز و کیلومتر چسبوندیم" نه اینکه ترکونده باشیم البته یه جورایی هم روشن بودیم"
وقتی با هزار تا سرعت رفتیم تو ستون قبل از آن که ریق رحمت را بالا بکشیم تونستم یه آن ببینمش
. طفلی بدجوری گرخیده بود
. گرخیدن یعنی ترسیدن" یعنی کپ کردن" یعنی کم آوردن" یعنی قافیه را باختن
. بیچاره آمریکایی ها این روزها بدجوری از ما گرخیدن ها!
( آجر )
. همه مونده بودیم چه جوری بهش بگیم پدرش فوت کرده
. وقتی گفتیم:
. بابات مرده" لبخندی زد و گفت:
. اااااا" مرد
. دمش گرم تیپ مشکی و ویلای فشم هم پاتوق
. تو کف موندیم که چقدر آجره
. آجر یعنی سیب زمینی" یعنی هزار کیلومتر اون طرف بی احساسی
( شوخی افغانی )
. کلی کلاس گذاشتی و کت و شلوار سفید 800 پوندی که از انگلیس برات کادویی آورده اند به تن داری
. یک دفعه می بینی داره بهت لبخند می زنه و به یقه ی کتت نگاه می کنه
. یه دفعه کپ می کنی
. می گه:
. خب حالا طوری نشده پول خشکشوی اش با من" جوهر خودنویس را خالی کرده روی کتت که مثلا
خواسته باهات شوخی کنه
. شوخی افغانی یعنی هر مدل شوخی که حال طرف را تا حد سکته پیش ببرد
( زاق )
. این که همیشه ی خدا جورابات بوی حیاط خلوت می دهند" این که هنوز بلد نیستی لباسهایت را توی
شلوارت کنی
. این که دائم انگشتت تا آرنج توی دماغت است خیلی زاقه بابا جون
. زاق یعنی ضایع یعنی ضاقارت" یعنی سه" یعنی یه کامیون کار اشتباه
( بن لادن )
. ضد حموم" دشمن مسواک و خمیر دندان" بی خیال تیغ بابا بسه دیگه خفه شدیم از این ریخت و قیافه
. ولی باور نمی کند که این تریپ مد نیست و نمی دونیم چرا خیالات برش داشته که آخر قیافه است با
این شمایل
. گاهی فکر می کنه زده تو کار روشنفکری
( سگ برگر )
. - می شه روی کاغذ بنویسی ناهار چی خوردی؟
. - هان؟
. - تو رو خدا دهانت رو باز نکن
. - هان؟
. - هیچی " ببخشید؟
. - آهان " ولی هوس هندوانه کردم
. سگ برگر احتمالا غذایی است که خورده شده و باعث شده دهان طرف بوی یک کامیون پیاز بدهد و
همراه با بوهای دیگر
( شاسی )
. به نظرم طرف بسکتبالیسته یا والیبالیسته
. برو تو کار شاسی
. فکر آدم پایین می آد
. فکرش را بکن اگر روی نردبان بایسته چی میشه
. احتمالا خورشید موهاشو میسوزونه
. شاسی اشاره به قد و بالا دارد
. مثلا وقتی می گوییم شاسی بلند یعنی قد بلند
( ترکوندن )
. همه ی بر و بچ محل خراب شدیم که آقا سهراب قراره گود بای پارتی بندازه
. چه حالی پخش کرده بود و حسابی ترکوند
. چهار عمل اصلی همه چی بیریف و تا تونستیم خفه کردیم و چه تگری بازاری شد ته مجلس
. ترکوندن یعنی حال پخش کردن اساسی
( پیاز )
. یک ماهه هر روز می آم و رو به روت می شینم" تا حالا 6 بار لای کتابت گل گذاشتم
. این همه sms برات فرستادم" بعد این همه مدت می گویی:
. چیکار دارم؟
. واقعا خیلی پیازی
. چرا حالیت نیست عاشقت هستم
. پیاز یعنی خنگ" یعنی مشنگ" یعنی تو که عین بز نگاهم می کنی وقتی می گویم دوستت دارم
. و در ادامه :
( شیمبل shimbal )
. معمولا به جاسازی کردن یا مخفی کردن می گن!
. مثال:
. فلان چیز رو شیمبل کردی؟
( گون gavan )
. به آدمی می گن که هر چی بهش می گی نمی فهمه و کلا IQ پایینی داره!
. مثال:
. یارو عجب گونیه ها!!
( تهران 51 )
. آدم دولتی - کارمند
( ملی شد )
. همه فهمیدن
( میرزا مقوا )
. کنایه از آدم لاغر و لق لقو
( اوپدیس کردن )
. صدای ضبط را تا آخر بلند کردن
( چریدن cheridan )
. به معنی داشته باش!
. مثال:
. اونجا رو بچر ( اونجا رو نگاه کن !)
( چوخلصیم )
. یعنی خیلی مخلصیم
( نبشی دادن )
. یعنی:
. سوتی دادن" گاف دادن
. مثال:
. عجب نبشی ایی دادم!! یا عجب نبشی ایی شد!!
( دوو منگل )
. ماتیز
( ژولیت )
. مامور کلانتری
( cg )
. به معنی آدم خر موتور باز ( سی جی 125 )
. مثال:
. بچه ها محسن سی جی اومد
. ب .
<< آگهی تبلیغاتی !! >>
. دی . جی کریم آماده ی برگزاری کلیه ی مراسمها" جشنها"عروسی"نامزدی"جشن
قهرمانی ........ با ارگ"بدون ارگ ............. با بلندگو" بدون بلندگو ......... با جدیدترین آهنگهای
ایرانی و خارجی .......... مجاز" یه کم مجاز" اما نه دیگه غیر مجاز ............ آماده ی ارائه ی
خدمات به شماست
. تماس روزهای شنبه تا پنج شنبه از ساعت 12 تا 18
. سه روز اقامت رایگان با بیمه ی شخص ثالث و تخفیف ویژه جهت ازدواجهای کم خرج"
فامیلی"مصلحتی و ...........
<<
>>
. پ .
<< این دو نفر >>
1 - حسین صمصامی
<<
>>
. حسین صمصامی ابتدا در دولت نهم به دبیری کمیسیون اقتصادی دولت رسید و سپس در پی اختلاف
محمود احمدی نژاد و داوود دانش جعفری و در شرایطی که شنیده می شد داوودی بر کرسی
وزارت اقتصاد تکیه می زند" سرپرست وزارت اقتصاد شد
. او که به زودی برای گرفتن رای اعتماد به مجلس هشتم معرفی می شود" می خواهد انقلابی مشابه
سایر تصمیمات دولت نهم در نظام بانکی ایجاد کند
. او البته به این راضی نشد و گفت:
. << در سال نو آوری و شکوفایی زمینه ی مساعدی برای ارائه ی طرحهای نوین بیمه یی فراهم آمده
است >>
. البته چون کارشناسان اقتصادی درباره ی ضررهای این طرحهای نوین! بانکی و بیمه یی گفته اند و
نوشته اند" بهتر است بحث درباره ی این طرحها را بگذاریم به عهده ی همان کارشناسان
. ما فقط می توانیم دست به دعا شویم که خداوند متعال همه مان را عاقبت به خیر کند
2 - علی کریمی
<<
>>
. می گویند آب که سر بالا برود" قورباغه هم ابوعطا می خواند
. حالا هم همه چیزمان بر عکس شده و افتخار آفرینانی مثل مهدی تاج و ناصر شفق بر کرسی های
مدیریتی فدراسیون فوتبال تکیه زده اند"باید هم علی کریمی از تیم ملی اخراج شود" چرا که به ساحت
مقدس آقایان توهین کرده و گفته که مدیریت فدراسیون فوتبال بی برنامه ترین مدیریت 10 سال اخیر
فوتبال ایران است
. اساتید هم بدون اینکه بنشینند و ببینند علی کریمی کیست و چه افتخاراتی دارد و چه توانایی هایی"
قلم قرمز را برداشته اند و روی نام او خط کشیده اند
. البته از حالا پیداست که کریمی به زودی به تیم ملی باز می گردد" اما مسئله این است که آقایان تازه
به فدراسیون رسیده به خودشان اجازه می دهند به هر بهانه ایی با شخصیت بهترین بازیکنان ایرانی
بازی کنند و روح و روانشان را به هم بریزند
. علی کریمی هر چه باشد روزی" روزگاری بهترین بازیکن آسیا بوده است
| لینک | ۱۳۸٧/۳/۱٢ - مجید |
