یادداشتهای یک وبلاگر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
<< 92 >>
. تشکر از دوستان .
. سلام دوستان خوبم/////همان طور که در پست قبل اشاره کردم با لطف پروردگار و
محبت شما دوستان در روز شانزدهم آذرماه دختر کوچکمان زهرا به دنیا آمد/////لازم
دانستم در ابتدای این پست هم از همه ی برادران و خواهران خوبم که من را لایق
محبتهایشان دانستند تشکر کنم/////////این گوگولی بسیار خوردنی شده و هر آن
احتمال سیخ کردن و کباب کردن آن از طرف من می رود!/////البته نباید از خطر برادرش
محمد هم گذشت////او هم در اندیشه ی خوردن این طفل معصوم! با من هم رای
می باشد!//////فعلا در پروفایل وبلاگ به جای استفاده از چهره ی منحوس خودم! از
تصاویر قابل تحمل تر! زهرا خانم استفاده خواهم کرد/////تا بعد..............
. الف .
<< سرانه ی مطالعه " 4 دقیقه >>
<<
>>
. در حالی که سرانه ی مطالعه در کشورهای پیشرفته ی جهان " به 5 ساعت در
شبانه روز می رسد " در جدیدترین آمارها سرانه ی مطالعه در کشور ما " 4 دقیقه
اعلام شد
. هم چنین اعلام شد این سرانه " با سرانه ی مطالعه در کشورهای
<< بنگلادش >> و << افغانستان >> برابری می کند
. ما هر چقدر فکر کردیم دیدیم << 4 دقیقه >> " به اندازه ی نصف زمان اقدام به
قضای حاجت هم نیست ! بنابراین به نظر می رسد سرانه ی مطالعه در کشور ما "
اساسا صفر است و این 4 دقیقه هم حاصل سوء تفاهم های زیر است که به عنوان
<< مطالعه >> فرض شده :
. 1- مطالعه در توالتهای عمومی :
. پشت درهای توالتهای عمومی " همیشه منقش به برخی صور از جمله قلب " تیر و یا
{...} و {...} است و دست نوشته هایی با مضامین عاشقانه " دری وریانه ! "
اعتراضانه و ... نیز وجود دارد
. یک دقیقه از این سرانه در طول روز " صرف مطالعه ی اینها می شود
. 2- مطالعه ی قبوض :
. یک دقیقه از این 4 دقیقه ی ما ایرانی ها هم احتمالا به مطالعه ی هر روزه ی
قبضهای گاز و برق و آب و تلفن و ذکر خیر برای شرکتهای مربوطه که جزو سرانه ی
حرفهای ناجور محسوب می شود " نه مطالعه اختصاص دارد
. این شد 2 دقیقه
. 3- مطالعه ی روزنامه (1) :
. لبانتان تا بناگوشتان باز نشود ! کسی اقدام به مطالعه ی روزنامه نکرده
. هنگام پاک کردن شیشه های منزل یا حمل سبزی های بسته بندی شده در
روزنامه " احتمالا ملت برای دقیقه ایی میخ تیترهای مربوط به << شرایط اکازیون
برای ازدواج موقت >> یا تیترهایی مثل << 2 زن پسران جوان را اغفال
می کردند >> " << دستگیری 2 موتور سوار به هنگام ربودن زن جوان >> "
<< راز ناپدید شدن مادر زن >> و ... شده اند
. تا اینجا شد 3 دقیقه
. 4- مطالعه ی روزنامه (2) :
. یک دقیقه ی پایانی هم احتمالا صرف گشتن در آگهی های تورهای ارزان قیمت برای
ایام تعطیلات به مقصد << بنگلادش >> و << افغانستان >> شده " والله !
. ب .
. رئیس جمهور از صدور گواهینامه ی ازدواج برای جوانان استقبال کرده است
. این گواهینامه ی ازدواج هم چیز باحالی است از آنها که آدم می تواند بگوید انصافا برو
حالشو ببر
. همین که رئیس جمهور از آن استقبال کرده ماهیت طرح را نشان می دهد
. من فکر می کنم این گواهینامه یک امتحان آیین نامه دارد اینجوری :
. اگر همسرتان از سمت آشپزخانه می آمد و شما جلوی تلویزیون ولو شده
بودید کدام باید زودتر تغییر وضعیت بدهید :
. الف) ماهیتابه یی که پرت شده
. ب) معلومه دیگه خنگ پاشو در رو
. ج) گاری !
. د) چشم " ظرف ها رو من می شورم !
. اگر دم به دقیقه با هم دعوایتان می شود :
. الف) جاده دست انداز دارد
. ب) کوچه بن بست است
. ج) به درد هم نمی خورید دیگه
. د) خانواده هاتو کار جاده دخالت می کنند
. گمانم امتحان عملی و تو شهری این گواهینامه جذابیتهای فراوانی برای نوشتن دارد
که حتی من رویم نمی شود بنویسم !
<<
>>
. پ .
<< سحابی " پررو یا بزرگوار ؟ >>
<<
>>
. حمید رسایی از جمله افرادی است که در حال حاضر بر کرسی مجلس هشتم تکیه
زده است
. ایشان نماینده ی تهران و از طیف محافظه کار ( اصولگرا ) محسوب می شود
. در هفته های گذشته " ایشان در وبلاگ خود " ودر زیر عکسی از حضور مهندس
عزت الله سحابی در همایش روز مجلس که به مناسبت 30 سال فعالیت مجلس شورای
اسلامی برگزار شد نوشت :
. << سحابی هم آمده بود ! اپوزیسیون هم به این پر رویی >>..... شاید در
چنین مواقعی " هیچ کاری بهتر از گذاشتن و گذشتن نباشد " اما ذکر برخی نکات و
ملاحظات برای جناب رسایی که ملبس به لباس بزرگانی چون طالقانی و مدرس است
و در مجلس شورا حضور دارد " ونیز برای نسل جدیدی که چندان با مفاخر ملی خود
آشنا نیست " ضروری به نظر می رسد
. این چنین " شاید شان << بزرگان >> این دیار اندکی " محفوظ بماند و مفهوم کنش و
مضمون اقدامات ایشان " اندکی تبیین شود " بلکه فهم گردد ... آقای رسایی در
مردادماه 1347 متولد شده است
. در این سال " مهندس سحابی مردی 38 ساله بود که در رشته ی مکانیک از دانشگاه
تهران فارغ التحصیل شده بود
. تا زمان تولد جناب رسایی " مهندس سحابی در تقویت فعالیت انجمن های اسلامی
دانشجویان " انتشار مجله های << فروغ علم >> و << گنج شایگان >> و فعالیت در
نهضت ملی شدن صنعت نفت " و بعدتر نهضت مقاومت ملی " فعال و موثر بوده است
. رسایی هنوز مفهوم نظام سلطنتی را ندانسته بود که سحابی در سالهای 1333 و
1334 بازداشت می شود
. سحابی بار دیگر در سال 1340 و بعدتر در 1341 بازداشت می شود
. پس از تحمل سه ماه زندان انفرادی در پادگان عشرت آباد " به زندان قصر منتقل
می گردد و تا آبان 1344 همراه با همرزمانش ( از جمله زنده یادان مهندس مهدی
بازرگان " آیت الله طالقانی " دکتر یدالله سحابی و ... ) زندان را تحمل می کند " و
آنگاه به زندان برازجان تبعید می شود
. تولد آقای رسایی همزمان است با اوج نبرد معروف کرامه و مبارزات فلسطینیان علیه
سلطه جویی اسرائیل
. سحابی که یک سال بیشتر از آزادی اش سپری نمی شود " پس از سخنرانی
مشهور آیت الله طالقانی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین " به جمع آوری کمکهای
مالی و ارسال آنها برای مبارزان فلسطینی " اقدام می کند
. آقای رسایی کودکی سه ساله بود که سحابی بار دیگر در مهر 1350 توسط ساواک
بازداشت و به زندان اوین منتقل می گردد
. سحابی از اوین به زندان عادل آباد شیراز فرستاده می شود
. در مهر 1356 و در حالی که آقای رسایی دوران ابتدایی را می گذراند " سحابی به
زندان قصر باز می گردد و تا آبان 1357 در آنجا محبوس می ماند
. اجمالا " در هنگام پیروزی انقلاب " مهندس سحابی به اندازه ی سن جناب رسایی
تا آن مقطع حبس و بند و تبعید و زندان را برای << ایران >> تحمل کرده بود
. اواخر آبان 57 " آیت الله مطهری پس از بازگشت از پاریس " خبر انتخاب سحابی را به
عضویت در شورای انقلاب به او اطلاع می دهد
.به بیانی " شان و کار ویژه های سیاسی- اجتماعی و نقطه نظزات سحابی چنان برای
تمامی نیروهای سیاسی مخالف رژیم پهلوی آشکار بود " که کسی در این انتخاب و
شایستگی او برای عضویت در شورای انقلاب تردید نمی کرد " و البته از همین زاویه
بود که رهبر فقید انقلاب " سحابی را مورد تایید قرار می دهد
. سحابی افزون بر عضویت در شورای انقلاب " رئیس سازمان برنامه و بودجه و عضو
دولت موقت مهندس بازرگان می شود " و بعدتر ریاست ستاد بسیج اقتصادی کشور در
سال 59 را نیز بر عهده می گیرد
. آقای رسایی نماینده ی مجلس هشتم است " او از یاد برده یا نمی داند که سحابی
افزون بر چنین سوابقی " در خرداد 1359 و با رایی به مراتب بیش از جناب رسایی " پا
به صحن مجلس اول " می نهد
. کمیسیون برنامه و بودجه ی مجلس با تلاش و سازماندهی سحابی تشکیل و ریاست
آن نیز به وی سپرده می شود
. سحابی پس از پایان دوران نمایندگی " فعالیتهای انتقادی خود را در راستای تحقق
منافع ملی و برای حرکت نظام سیاسی در مسیر آرمانهای انقلاب 57 پی می گیرد
. برای کسی که قریب به چهار دهه از عمر خویش را برای ستیز با نظام استبدادی
سپری کرده و در پی تحقق نظامی دموکراتیک و اخلاقی و مستقل و آباد و آزاد بوده "
سخت است که اقدامات و سیاستهای آتی " در تنافر با آن کوشش ها و آرمانها و البته
در جهتی مخالف با هزینه های انسانی فراوان آن صورت گیرد
. در همین راستا " سحابی پس از خروج از ساخت قدرت " نقد حکومت " کنش در
جامعه ی مدنی و تقویت عرصه ی عمومی را بر می گزیند
. تلاشهای مهندس سحابی برای حرکت نظام جمهوری اسلامی در مسیر شعارهای
انقلاب " در سه دهه ی اخیر و نیز فشارها و تضییقات و نامهربانی ها و محدودیت هایی
که متحمل شده است " شهره تر از آن است که در این مختصر " نیاز به بازخوانی
داشته باشد
. اینک " صرف نظر از علل و انگیزه های موضوع " در اقدامی قابل تامل از منظری قابل و
در خور ستایش هیات رئیسه ی مجلس هشتم " نمایندگان ادوار مختلف مجلس را به
همایش 30 سال مجلس شورای اسلامی فرا می خواند
. سحابی اقدام سیمای لاریجانی را در پخش تحریف شده و معنی دار
<< کنفرانس برلین >> و وقایع مترتب بر آن ( از جمله برخورد قضایی با خود ) را
وا می نهد " پیشکسوتی و مجاهدتهای خویش را در تکوین و تحقق و پیروزی انقلاب 57
از یاد می برد " طعن ها و تهدیدها و دروغ ها و تهمتها و اتهام های متعددی را که در این
سالها از تریبونهای رسمی متوجه وی شده است " فرو می گذارد " انتقادهای خود را به
عملکرد مجلس هفتم و هشتم و .... به پس ذهن می برد " دشنامها و تحریف ها و
نیشخندهای کسانی که سن فرزند او را دارند و برخی از ایشان اینک در موضع قدرت اند
" بزرگوارانه " نادیده می گیرد " تحمل حبس و بند و سلول انفرادی را در نظامی که خود
از پایه گذاران آن بوده است " برای مصالحی بزرگ تر و منافعی دراز مدت تر و کلان تر " از
یاد می برد " اینکه با وجود این همه تجربه و دانش و توان مدیریتی " کسی این روزها "
مشورتی با او نمی کند و پرسشی حتی " برایش مهم نیست " و .... و اینچنین به
دعوت آقایان متولی مراسم پاسخ مثبت می دهد تا نشان دهد که
<< انقلاب 57 >> و شکل گیری مجلس پس از سرنگونی نظام شاهنشاهی " واجد
نقطه عزیمت هایی دیگر و قرائت ها و مبدعان و کوشندگانی متفاوت نیز بوده است "
او در زمره ی روشنفکران متعهد و مسئولی است که << منافع ملی >> را بر منافع
فردی و قبیله ایی و جناحی " اولویت می دهند
. سحابی بزرگوارانه " خطوط حائل و فاصله را کنار می نهد تا نشان دهد که چاره ی کار
مشکلات این دیار " گفت و گوی جمعی و مدارا و تسامح و صبوری و آزاد منشی است
. آزاده ی 78 ساله " با وجود بیماری و کهولت سن " عصا به دست می گیرد و راهی
مجلس می شود
. در گوشه ایی از سالن " بدون هیچ تشریفات و تبلیغات خاصی می نشیند
. می کوشد شان مجلس را که از مشروطه تاکنون برایش خونها ریخته شده است "
پاس دارد " یاد مدرس و مصدق را زنده می کند
. تحمل و بزرگ منشی و نجابت را بی هیچ فریاد و هیاهو و ادعایی " می آموزد
. او نه سهمی از قدرت می خواهد و نه حتی به عنوان پیشکسوت قریب به اتفاق
حاضران در آن جلسه " نیازمند دقیقه ایی سخنرانی و تذکر و توصیه و نصیحت به
نمایندگان قدیم و جدید است " او حرفهایش را به قدر نیاز و به اندازه ایی که تریبونی
داشته " گفته است
. تمامت خواهی اما باعث می شود که حتی حضور یک منتقد سیاسی و مخالف
ملتزم به قانون " آن هم به عنوان یک میهمان در یک جلسه ی متکثر " برتابیده نشود
. چنین قرائتی " مضمون انقلاب اسلامی 57 را به گفتمان یک جناح سیاسی
تقلیل می دهد " چنین رویکردی هم چنین خواستهای مردم را در آن تحول
سیاسی-اجتماعی منحصر به فرد " به برنامه ها و دیدگاهها و پروژه های یک جریان "
تنزل می دهد
. آقای رسایی در وبلاگ خود " << راه اندازی دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر
>> را از جمله اقدامات خویش بر می شمارد
. آیا نگاهی که تنگ نظرانه " حضور منتقدی را به عنوان یک ناظر " در جلسه ایی
عمومی " بر نمی تابد " توانایی ارزیابی و بررسی علمی " بی طرفانه و منصفانه ی
جریانهای سیاسی را داراست ؟ مستقل از دیدگاههای سیاسی-ایدئولوژیک جناب
رسایی " کاش ایشان و همفکرانش " با مدارایی بیشتر و از دریچه ی رعایت حداکثری
ملاحظات معطوف به تحقق منافع ملی " بیندیشد و عمل کند " و ای کاش نظر به
لباسی که به آن ملبس است " مضمون و تاکیدات پیام وحی و رفتار پیشوایان دینی و
توصیه های مصرح ایشان را از جمله در نهج البلاغه در خصوص چگونگی مواجهه و
تعامل با پیشکسوتان و موسپیدان و شهروندان مخالف و منتقد " مورد تاسی قرار دهد
. آقای رسایی فراموش کرده که مجلس " << خانه ی ملت >> است و زمانی نه
چندان دور " عزت الله سحابی نه تنها یکی از نمایندگان این مجلس " که از مهم ترین
کوشندگان برای تشکیل آن بوده است
. اپوزیسیونی چون سحابی برای هر نظام سیاسی " یک موهبت و شانس تاریخی
است " چنین اپوزیسیونی " نه آنگونه که آقای رسایی معتقد است " << پررو >> "
که بس بزرگوار و نجیب و آزاده است
. تاریخ و گذشت زمان نشان خواهد داد چنین قدر ناشناسی هایی واجد چه هزینه ها و
پیامدهای تلخ و ناگواری خواهد بود
<< >>
. ت .
. تفسیر گزارش منتشره ی سازمان ملی اطلاعات آمریکا که بنیادی نظیر << سیا >>
است درباره ی پیش بینی آینده تا سال 2025 هم چنان ادامه دارد
. طبق این پیش بینی ایران در 17 سال آینده به یکی از قدرتهای جهانی تبدیل شده و
به عصر باستانی خود و همان نقشی که داشت باز می گردد
. در یک میز گرد تلویزیونی که چندی پیش برگزار شده بود و یک بانوی ایرانی استاد
دانشگاه در آمریکا هم در آن شرکت داشت گفته شد که معیار سازمان ملی اطلاعات
آمریکا " قدرت نظامی " مهارتهای دیپلماتیک و استعداد و مهارت اتباع در به کار گیری
این استعدادها در بهره ور ساختن منابع ملی از جمله منابع طبیعی بوده است
. شرکت کنندگان در این میزگرد متفق القول گفتند که از آغاز تاریخ تاکنون برای یک
ایرانی داشتن قدرت نظامی و اقتدار دولت بر نان شب او ترجیح داشته و مورخان یونان و
روم باستان و سیاحان فرنگی عصر صفویه و اوایل دوران قاجار این موضوع را تصدیق
کرده اند
. برای یک ایرانی مطرح بودن دولتش در جهان و داشتن اقتدار و قدرت
<< نه گفتن در امور جهانی >> مهم تر از هر چیز دیگر بوده است
<<
>>
. ث .
. گویا صفار هرندی گفته سیاستمداران به عملکرد دولت نهم حسادت می کنند
. الف ) به چیش ؟
. ب ) نه " انصافا به چیش ؟
. ج ) خدا وکیلی به چیش ؟
. د ) خب چرا ناراحت می شی " پرسیدم به چیش ؟ !
<<
>>
. ج .
. رئیس اداره ی تنظیم خانواده گفته :
. << تغییرات اساسی در آموزش هنگام ازدواج >>
. بله " امر بسیار پسندیده ایی است
. مثلا یک نمونه ی پیشنهادی را عرض می کنم که با محذورات دوستان هم هم خوانی
داشته باشد
. یک زوج اگر فرزندی می خواهند
. الف) بهتر است ماهها به این قضیه فکر کنند
. ب) می توانند ذهنشان را مدتها روی این موضوع متمرکز کنند
. ج) حتی اگر همسایه ها در منزل هایشان نباشند می توانند با یکدیگر در این
مورد صحبت کنند
. د) ............. ! ؟ نه دیگه " حرفشم نزن !
<<
>>
. چ .
<< الکلی ها از ورزش کنار می روند >>
<<
>>
. ما تا به حال فقط 3 شخصیت الکلی در عمرمان دیده بودیم !
. یکی عموی بلفی بود ( در کارتون بلفی و لی لی بیت ) که همیشه کدویی بسته
بود به کمرش " دومی پدر هاکلبری فین بود که دماغ همیشه قرمزش داد می زد چه
کاره است " سومی هم ساناز ( مرگ تدریجی یک رویا ) که گلاب به رویتان سر قرار هم
با بطری می رفت به همین خاطر وقتی آقای صیدانلو معاونت فرهنگی سازمان
تربیت بدنی فرمودند الکلی ها از ورزش کنار گذاشته می شوند " نفهمیدم منظورشان
کیست یا چیست
. اما با خواندن ادامه ی صحبتها ما هی بر ابهاماتمان افزوده گشت " << مصرف بیش
از حد مشروب توسط یک مربی که او را از حالت طبیعی خارج کرده بود یا
اتفاقی که برای یک فوتبالیست ملی افتاد " ما را بر آن داشت ورزشکارانی را
که به الکل روی می آورند کنار بگذاریم >>
. پناه بر خدا ! فوتبالیست ملی ؟ یعنی کی می تواند باشد ؟ ما که اخیرا جز اتفاقی
که ............... ای لعنت بر تو ای زکریای رازی که با اختراع الکل " این قدر برای خلق الله
مساله ایجاد می کنی !
| لینک | ۱۳۸٧/٩/٢۸ - مجید |
<< 91 >>
(( التماس دعا از دوستان ))
. سلام////بالاخره نزدیک شدیم به زمانی که قرار است به لطفش خداوند دومین
امانت پاک خود را به ما بسپارد/////بعد از محمد پسر گلم ان شاءالله تا چند روز دیگر
دختر گلمان زهرا پا به این دنیای خاکی و فانی خواهد گذاشت//////از همه ی شما
برادرانم و از همه ی شما خواهران خوبم التماس دعا برای سلامتی نوزاد و مادرش را
دارم/////امیدوارم به لطف دعاهایتان بدون مشکلی این هدیه ی پروردگار متعال به
دستمان برسد/////////آمین یا رب العالمین.............................................
<<
>>
. الف .
<< خوشبختی چیزی نیست جز فاصله ی این بدبختی تا بدبختی بعد >>
( چارلی چاپلین )
<<
>>
. ب .
<< مرگ و باغبان >>
( داستانی کوتاه نوشته ی ژان کوکتو به ترجمه ی اسدالله امرایی )
<<
>>
. باغبان جوانی به شاهزاده اش گفت :
. << به دادم برسید حضرت والا ! امروز صبح عزرائیل را در باغ دیدم که نگاه تهدیدآمیزی
به من انداخت
. دلم می خواهد امشب معجزه ایی بشود و بتوانم از اینجا دور شوم و به اصفهان
بروم >>
. شاهزاده راهوارترین اسب خود را در اختیار او گذاشت
. عصر آن روز شاهزاده در باغ قدم می زد که با مرگ رو به رو شد و از او پرسید چرا امروز
صبح به باغبان من چپ چپ نگاه کردی و او را ترساندی ؟
. مرگ جواب داد :
. << نگاه تهدیدآمیز نکردم
. تعجب کرده بودم
. آخر خیلی از اصفهان فاصله داشت و من می دانستم که قرار است امشب در
اصفهان جانش را بگیرم >>
. پ .
<< بازی فرساینده >>
( نامه ی احمد طالبی نزاد صاحب امتیاز ماهنامه های توقیف شده ی هفت و
ارژنگ به وزیر ارشاد به نقل از روزنامه ی اعتماد )
<<
>>
. جناب آقای صفار هرندی
. وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
. همان طور که مستحضرید " پس از لغو امتیاز ماهنامه ی << هفت >> که در
واپسین روزهای سال گذشته بدون هیچ گونه اخطار شفاهی و کتبی و به صورت
ناگهانی توسط هیات نظارت بر مطبوعات انجام گرفت " با پیگیریهای فراوان " سرانجام
قرار شد برای جبران مافات " مجوز نشریه یی دیگر به نام اینجانب صادر شود که در
تاریخ ٢٣ مرداد ماه ٨٧ این مجوز با نام << ارژنگ >> صادر شد
. ولی در کمال ناباوری " هیات نظارت بر مطبوعات تنها پنج روز پس از انتشار نخستین
شماره ی << ارژنگ >> و در آستانه ی برگزاری نمایشگاه مطبوعات این امتیاز را لغو
کرد
. در مورد اصلی ترین اتهام ما یعنی نقل مطالبی خلاف عفت عمومی " به اطلاع شما
و دیگر مخاطبان این نامه می رساند که آنچه مصداق این اتهام تلقی شده " نقدهایی
است بر یکی از رمانهای مطرح امسال که تا به حال بیش از هشت بار تجدید چاپ شده
وگویا کارشناسان هیات نظارت بخش های نقل شده از کتاب را که داخل گیومه قرار
داشته در بولتنی محرمانه کنار هم قرار داده اند و ما را متهم به چاپ مطالب خلاف
عفت عمومی کرده اند
. در ضمن همه ی نقدهای << ارژنگ >> بر این کتاب منفی بوده است و در نتیجه
نمی توان اتهام ترویج را به این مجله نسبت داد
. پرسش ما این است :
. آیا یک نشریه ی تخصصی مجاز نیست از کتابی که با مجوز وزارت ارشاد منتشر شده "
مطلبی را نقل کند و آن را مورد نقد قرار دهد ؟
. آیا زیر مجموعه های یک وزارتخانه می توانند تا این حد دچار تناقض باشند ؟
. جالب این است که بسیاری از اتهامات << هفت >> نیز از همین جنس بود و به ما
حق بدهید لغو امتیاز این دو نشریه را ناشی از جریانی پشت پرده ودر تضاد با اراده ی
آن وزارتخانه بدانیم
. شاید هم اعضای هیات نظارت از اعطای مجوز جدید ناراضی بوده اند و این گونه
خواسته اند به نوعی تلافی کرده باشند
. اتهام دیگر " شباهت << ارزنگ >> به << هفت >> است
. << ارژنگ >> به لحاظ نام " علامت و شکل شباهتی به << هفت >> ندارد
. اما درونمایه ی آن به هر حال بیانگر دیدگاه ما در قبال فرهنگ و هنر است و قرار نبوده
ما دیدگاه خود را با دیدگاه هیات نظارت هماهنگ کنیم
. به گمان ما این اتهام ها در واقع بهانه ایی است برای به چالش کشاندن وزارت ارشاد
و ما قربانی اختلافات پشت پرده شده اییم
. واقعیت این است که لغو امتیاز << ارژنگ >> برای ما چنان غافلگیر کننده و ناموجه
است که با مرور اتفاقات شش ماه گذشته به این نتیجه می رسیم که کل ماجرای
اعطای مجوز جدید جز یک بازی فرساینده نبوده " بازیی که به ما خسارت مادی و معنوی
فراوانی تحمیل کرده است
. بنابراین عطای انتشار نشریه ی فرهنگی را به لقایش می بخشیم و این راه نامطمئن
را دیگر ادامه نخواهیم داد
. ت .
. یک مقام دولتی گفته << بعضی اهالی قلم در مطبوعات بهتر است بروند در مزرعه
کار کنند >>
. احتمالا بعد از این در افشانی ها از طرف ایشان " به زودی شاهد این اخبار خواهیم
بود
. به مزارع گندم و جو تذکر جدی داده شد
. باغ پشت کوه توقیف موقت شد
. چندین تراکتور به نشر اکاذیب متهم شدند
. کمباین به دلیل تشویش اذهان عمومی مجرم شناخته شد !
<<
>>
. ث .
. وزیر آموزش و پرورش در راستای ترویج ادبیات عدالت محور در بین دانش آموزان سراسر
کشور و جهت آموزش این ادبیات دلپسند و شیرین میان محصلان فرموده :
. << برای خرید بخاری استاندارد مدارس سر کیسه را شل کرده اییم >>
. ضمن ستایش از این نثر مسجع و این کلام نغز و این فصاحت مسلم و این بلاغت
مجسم معروض می دارم اگر درباره ی شل کردن سایر بخشها نیز توضیح بفرمائید
ممنون خواهیم شد و ایضا معروض می دارم << مشتی گری کنین یه دستی به
دیفالهای مدرسه هم بکشین کلا ریدیف شه >>
. و مجددا ایضا معروض می دارم آدم این جملات را که می خواند انصافا از ته اعماقش
به خودش می گوید برو حالشو ببر
<<
>>
. ج .
. صادق محصولی با اختلاف نیم نفر رای ! وزیر کشور شد
. این اتفاق شگفت انگیز طبعا مثل سایر اتفاقات شگفت انگیز در دولت نهم به وقوع
پیوست
. صادق محصولی که رئیس ستاد تبلیغاتی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست
جمهوری نهم بود " برگزار کننده ی انتخابات دوره ی دهم خواهد بود و من لال شوم اگر
در این باره بخواهم یک کلمه طنز بنویسم !
<<
>>
. چ .
. افشین قطبی هم استعفا کرد و رفت
. گویا او با چند ماه تاخیر فهمید اینجا ایران است
<<
>>
. ح .
<< فرج الله یوزارسیف ! >>
<<
>>
. شما تصور کنید که بهترین کاری که یک انسان می تواند در جمعه شب انجام بدهد
چیست ؟ ( شب جمعه را نگفتم " عرض کردم جمعه شب ) " ذهنتان را خسته نکنید
من به شما جواب این سئوال را می گویم :
. << دیدن سریال یوزارسیف پیامبر ساخته ی فرج الله سلحشور >>
. من برای اینکه همه ی اعضا و جوارح افکار عمومی روشن شود دلایل این مسئله را
برایتان توضیح می دهم :
. ١ - سلحشور در این سریال کوشیده تا با میلیاردها تومان پول یک مجموعه ی هزار و
پانصد تومانی بسازد
. این امر علاوه بر اینکه علم ریاضی را دچار تحول کرده اتفاق نادری در عرصه ی سریال
سازی محسوب می شود !
. در این مجموعه کوشیده اند یک جوانی را که قیافه ی خودش بد نیست بدل به
چهره ای شبیه << صفدر خوف >> یا << هوشنگ خطر >> کنند که در نوع خود تلاش
قابل تقدیری است
. ٢ - ما از این سریال نتیجه گیری کردیم که تمام مردمان ساکن مصر کچل بوده اند جز
یوزارسیف
. ٣ - اتفاق قابل ملاحظه ای است که شما یک بازیگر << چشم آبی >> " با موهای
خرمایی و لخت را انتخاب کنید " چشم هایش را لنز بگذارید تا رنگش مثل بقیه بشود
. موهایش را وز کنید تا شبیه کلاههای ترکمنی شود و بعد انتظار داشته باشید مردم
بپذیرند او دارد نقش زیباترین مرد تاریخ را بازی می کند !
. ۴ - ما از این سریال متوجه می شویم که سابقا در مصر مردان پنج " شش دست
لباس روی هم می پوشیدند تا اگر زلیخا لباسشان را از پشت پاره کرد یک دست کت و
شلوار و جلیقه آن زیر باشد تا مورد منکراتی برای بینندگان پیش نیاید !
. ۵ - بوتیفار وارد می شود و می بیند یک مرد جوان با همسرش " عرق کرده "
نفس نفس زنان " در اتاق در بسته " تنها " کنار هم هستند
. بعد سئوال می کند :
. << فکر می کنم احتمالا اینجا خبرهایی است کسی توضیح می دهد ؟ >>
. خب چنین سریالی احتمالا دیدن دارد چون هوش عزیز مصر در آن با چغندر تفاوت
چندانی ندارد !
. ۶ - ما با دیدن این سریال متوجه می شویم مهم ترین بخش بدن بعضی انسانها در
دید زلیخا مچ پا یا به تعبیری قوزک پا تا زیر زانوی مرد می باشد " خب شما با دیدن این
سریال بدین ترتیب حس زیبایی شناسانه ی خود را هم می توانید تقویت کنید
. ٧ - مدتی است تلویزیون در سریالها طنز چندانی ندارد و سلحشور کوشش بسیار
کرده این خلا را برای مردم پر کند
. گمان می کنم همین میزان دلیل برای دیدن یک سریال کافی باشد
. آها ! این یک دلیل دیگر را هم از من داشته باشید :
. ٨ - آدم با دیدن این سریالها می خواهد از ته دل بگوید :
. << آخ برم راننده رو ...... >>
. خب دیگه سخت نگیرید " خیلی کارهای مهم تر در کشور بدون هیچ دلیلی انجام
می شود " شما برای دیدن یک سریال مگر چقدر دلیل می خواهید ؟ !
<<
>>
. خ .
. << روزنامه ی آینده نو تا چند روز آینده به سردبیری محمد قوچانی منتشر
خواهد شد >>
<<
>>
. د .
. مشاور رئیس جمهور گفته :
. << باید دنیا را مانند یک فضانورد ببینیم >>
. یعنی من فکر می کنم تنها اقلیمی که دوستان گلکاری نکرده بودند همین فضا بود که
نسبت به این امر گویا اقدام لازم صورت پذیرفته است
<< >>
. ذ .
. احمدی نژاد حرفهایی که درباره ی انتخابات ریاست جمهوری آینده زده می شود را
بی اهمیت " تکراری و دم دستی دانست
. من اغلب حرفهایی که زده می شود را مرور کردم " دیدم خیلی ها می گویند این
دوره ی ریاست جمهوری تمدید خواهد شد !
<<
>>
. ر .
. بعد از چندین روز که از برخورد ماموران فرودگاه دبی با مسافران ایرانی می گذرد "
سرانجام سخنگوی وزارت امور خارجه در یک اقدام قاطع و تعیین کننده وقوع این عمل را
تایید کرد
. من واقعا فکر می کنم لازم نبود دوستان با این میزان قاطعیت و حتی خشونت برخورد
کنند و شاعر هم در این باره چندین بار قید مکرر کرده که << تو که خون به پا کردی >>
<<
>>
. ز .
. نشریه ی تخصصی سینمایی << ورایتی >> در گزارشی پیرامون روند انتخاب
فیلم های غیر انگلیسی در آکادمی اسکار " فیلم << آواز گنجشکها >> ساخته ی
مجید مجیدی را جزء فیلم هایی قرار داد که از شانس بالاتری برای راهیابی به جمع
نامزدهای نهایی شاخه های غیر انگلیسی اسکار ٢٠٠٩ برخوردار است
<<
>>
...........
<< عکسهای منتخب >>
>> عکس زهرا امیر ابراهیمی بازیگر جنجالی سریال نرگس که باعث توقیف
روزنامه ی هم میهن در سال گذشته گردید <<
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٧/٩/۱٠ - مجید |
