<< 106 >>   

. الف .

. خدا به چهره ها و دارایی های شما نگاه نمی کند بلکه به دلهایتان می نگرد .

                                                   << پیامبر اکرم ( ص ) >>

<< >>

. ب .

. نمی دانیم دوستان ما منطقه ی تازه کشف شده ی << جزایر کومور >> را به یاد

دارند یا نه ؟

. رئیس جمهور آن که سالها در ایران زندگی می کرده و شاگرد یکی از شخصیتهای

صاحب نام بوده هر از چند گاهی با اعزام یک هواپیمای ایرانی به ایران می آید تا

دیداری تازه کند و مسئولان ما هم که آنجا را چندین بار با قدوم خود مزین کرده اند

. دولت کومور اخیرا یک مجموعه تمبر چاپ کرده از برندگان صلح نوبل

. حالا مادر ترزا و گاندی و عرفات و ماندلا و البرادعی هیچ ..... سوتی اصلی این است

که تمبر شیرین عبادی را هم چاپ کرده آن هم بدون حجاب

. به آقای رئیس جمهور کومور بگوئید مگر هواپیمای اختصاصی ایرانی را توی خواب

ببیند

<< >>

. پ .

. مرگ آقای دکتر مجید سلیمانی پور مدیر عامل شرکت خریدار مخابرات را که به علت

گاز گرفتگی اتفاق افتاده خواندیم و بسیار متاسف شدیم

. توصیه دارم برای آقایانی که معاملات خیلی بالا در ایران می کنند و امکاناتی از این

دست دارند لااقل سیستم های گاز خانه شان را بررسی مجدد کنند که این مشکلات

پیش نیاید

. ت .

<< تبریک و تهنیت >>

. بدین وسیله انتصاب شایسته ی آقای اسفندیار رحیم مشایی را به سمت

<< مشاور نفتی رئیس جمهور >> و نیز عضویت ایشان را در << کار گروه

مخصوص پی گیری طرحها و پروژه های نفتی >> که از مدتها پیش انجام گرفته

بود " تبریک و تهنیت عرض نموده " ضمن پوزش از بابت دیرکرد در عرض تبریک " مزید

توفیق آن عنصر خدوم و ارزشی " آن سیاستمدار واصل " آن قطب کامل " آن مشاور

وثیق و آن بحر عمیق را در کلیه ی مناصب و مراتب " از خداوند منان خواستاریم

                                                                  << جمعی از فقرای درگاه >>

<< >>

. ث .

<< اموزش آشپزی ! >>

. در پختن قورمه سبزی بیشتر از هر چیز باید به ماهیت مواد لازم توجه کرد

. ماهیت این مواد اهمیت خاصی دارد " درست مثل ماهیت عوامل حوادث اخیر که مدتی

است همه از کشف آن صحبت می کنند

. اخیرا هم مسئولی گفته << ماهیت این اشخاص مشخص شده و از این پس

به شدت با آنها برخورد می کنیم >>

. جسارتا بنده وسط همین پیاز داغ و سبزی خرد کردن می خواستم بپرسم اگر قرار

است تازه از این به بعد برخورد شدید شود " تا حالا برخورد :

. الف ) ملایم " لطیف و نوازشگرانه بوده ؟

. ب ) رمانتیک و عاشقانه بوده ؟

. ج ) سیمین برانه " گل پیکرانه بوده ؟

. د ) دوستان هم در کار طنز دستی دارند ؟

/////////////////////////////////////////////////////////

. در همین راستا صدیقی ( امام جمعه ی موقت تهران ) گفته << مطمئن هستم

جوانانی که امروز فریب خورده شده اند نزد ملت باز خواهند گشت >>

. من وقتی اظهار نظر قبلی را می گذارم کنار این یکی حدس می زنم :

. الف ) جوانان فریب خورده شده که تا حالا مدام در خیابانها ناز و نوازش می شدند با

برخورد شدید سه سوته به دامن ملت باز خواهند گشت

. ب ) جوانان فریب خورده شده با برخورد شدید دوان دوان به دامن ملت هجوم

می آورند

. ج ) جوانان فریب خورده شده ......... !!

/////////////////////////////////////////////////////////

. مصطفی تاج زاده گفته << چرا به شکایت من از جنتی که 10 سال پیش

انجام شده رسیدگی نمی شود ؟ >> درست است که من قورمه سبزی می پزم

اما همین جا می گویم آقای تاج زاده بدان و آگاه باش که دستتو بکش ببینیم بابا !

فکر کردی شهر هرته ؟ فکر کردی الکیه ؟ آدم به تو چی بگه ؟ شش ماه اون تو بودی "

برادران اون همه زحمت کشیدن " تلاش کردن " باز هم تو یه ذره درست نشدی ؟ هنوز

هم تا این حد متوقعی ؟ اون همه اونجا با زحمات عزیزان " فرصت فکر کردن برای تو

فراهم شد اما تو هر کاری کردند به فکر فرو نرفتی ؟ با من صادق باش " راست بگو که "

آخه چرا مصطفی ؟!

<< >>

. ج .

<< ناگهان رستاخیز >>

. وادی به وادی می روم دنبال محمل

. آهسته تر ای ساربان " دل می بری دل

. گاهی به زانوی پیمبر گه به نیزه

. عشق است و اورا می برد منزل به منزل

. صوفی " سماع راستین در کربلا بود

. در خون خود چرخیدن مردان بسمل

. او محشر است او رستخیز ناگهان است

. می افکند در سینه ها ذکر زلازل

                                                  << شاعر : قربان ولیئی >>

. برای محرم متفاوت 1388 /////////////////////////////////////

<< >>

. چ .

<< هفت پیشنهاد علی مطهری برای بازگشت آرامش >>

. به گفته ی علی مطهری حادثه ی تلخ عاشورای تهران معلول سه عامل است :

. عامل اول این است که رهبران جنبش سبز در طول ماههای گذشته راه خود را از راه

غربزدگان فرصت طلب مخالف اسلام جدا نساختند و از شعارهای آنها تبری نجستند

بلکه به نیروی آنها برای رسیدن به اهداف خود طمع کردند و در نتیجه این گروه احساس

شخصیت کرد و هر روز جسورتر و جری تر شد تا آنجا که در روز عاشورا با بهره گیری از

حضور مردم در هیاتهای عزاداری " به قصد درگیری و گرفتن چند کشته و علم کردن آن "

با برنامه ریزی قبلی وارد صحنه شد و کام همه ی ایرانیان را تلخ کرد

. اگر رهبران جنبش سبز پیش از این " راه خود را جدا کرده بودند همان بخش معترض

هوادار انقلاب این جنبش مانع حرکات این گروه می شد

. عامل دوم " شبکه های تصویری ماهواره یی است که از ضعف اطلاع رسانی

صدا و سیمای ما و نیز تاثیر پذیری بخشی از مردم ما استفاده و به نوعی گروه مذکور را

هدایت و رهبری می کند

. عامل سوم " عبرت نگرفتن دو طرف فتنه ی اخیر از اشتباهات گذشته " بلکه پافشاری

آنها بر راه خطای خویش است

. از یک سو رهبران معترضان بر وقوع تقلب در انتخابات پای می فشرند و حاضر به اعتراف

به قانونی بودن رئیس جمهور و عذرخواهی از مردم نیستند و از سوی دیگر طرف مقابل

حاضر به قبول اشتباهات خود در مناظره ها و برخورد خشونت آمیز با معترضان و

بازداشتهای گسترده و بی مبنا و توقیف روزنامه ها و سلب آزادی بیان پس از انتخابات

و نیز حاضر به عذر خواهی از مردم نیست

. وقتی به گروه معترض هوادار انقلاب هیچ فرصتی برای بیان نظراتش نمی دهیم این

گروه نیز از هر روزنه یی برای رساندن پیامش استفاده می کند و آن گاه آن گروه

فرصت طلب مخالف اسلام که هیچ یک از دو طرف ماجرا را قبول ندارد و به دنبال برقراری

یک حکومت لائیک غربگراست " کار خود را انجام می دهد

. گروه حامی دولت باید به آزادی بیان به عنوان یکی از اصول انقلاب اسلامی بنگرد و

بی جهت مانع بیان افکار منتقدان و مخالفان نشود

. چرا در 16 آذر به دانشجویان اجازه نمی دهیم در داخل دانشگاه هر شعاری که

دل شان می خواهد بدهند تا تخلیه ی روحی و روانی شوند " بلکه عده یی را با اتوبوس

به آنجا می بریم تا مراسم آنها را به هم بزنند ؟ چرا اجازه ی برگزاری مجالس ترحیم

آیت الله منتظری را نمی دهیم ؟ مطهری در ادامه افزود :

. حداکثر این است که در آن مجالس چند حرف مخالف نظر ما ابراز شود

. مگر همه باید مطابق نظر ما سخن بگویند ؟ چرا مراسم سخنرانی آقای خاتمی در

حسینیه ی جماران در شب عاشورا را به هم می زنیم و افراد را مورد ضرب و شتم قرار

می دهیم ؟ ..............

. آیا جز این است که تعصب نسبت به دولت چشم بصیرت شما را کور کرده است ؟ چرا

حاضر نیستیم گروه مخالف حکومت را به رسمیت بشناسیم ؟ .............

. رفتار امیر المومنین با مخالفان سرسختش یعنی خوارج باید الگویی برای ما باشد .....

. چرا ما از راه درست اسلامی اینقدر فاصله گرفته اییم ؟! کسانی که به خیال خود به

قصد خدمت به اسلام و ولایت مانع بیان نظرات منتقدان و مخالفان می شوند و مجالس

سخنرانی آنها را به هم می زنند در واقع به اسلام خیانت می کنند و در جهت تضعیف

ولایت فقیه گام بر می دارند ......

. راه خروج از بحران سیاسی فعلی هفت بند است که به این شرح است :

. 1 - رهبران جنبش سبز به قانونی بودن رئیس جمهور اعتراف کرده دست از ادعای

تقلب در انتخابات بردارند

. هم چنین به صراحت راه خود و اهداف و شعارهای خود را از گروه غربگرای مخالف

اسلام که در این جنبش نفوذ کرده و در صدد رهبری و هدایت آن است جدا سازند

. 2 - رئیس جمهور به اشتباه خود در مناظرات انتخاباتی که تحت تاثیر هیجان موجود در

آن دوره انجام شد اعتراف کرده از طرفهای مورد اتهام عذر خواهی کند

. البته این امر منافاتی با بررسی اتهامات وارده در یک دادگاه صالح ندارد

. 3 - فضای آزادی بیان در رسانه ها اعم از صدا و سیما و مطبوعات برقرار شود و

مطبوعات توقیف شده رفع توقیف شوند

. 4 - فضای امنیتی در کشور از بین برود و مسئولان امنیتی و اطلاعاتی از ادعای واهی

انقلاب مخملی و براندازی نرم و تدارک براندازی نظام از چند ماه قبل از انتخابات با

همکاری خارجی ها دست بردارند و حوادث پس از انتخابات را ناشی از جاه طلبی ها و

هواهای نفسانی و توهم ها و بی انصافی های خودمان و نه دخالت خارجی " و ناشی

از سوء مدیریت بحران بدانند و از خشونتی که بعد از انتخابات در حق مردم روا داشته

شد عذر خواهی کنند

. 5 - همه ی بازداشت شدگان که معمولا با دلایل واهی بازداشت شده اند در اسرع

وقت از زندان آزاد شوند مگر کسانی که به اموال عمومی آسیب رسانده و دست به

تخریب اماکن عمومی زده اند " مخصوصا افرادی که در آشوب عاشورای تهران شرکت

داشته اند

. 6 - مقصران حوادث کهریزک و کوی دانشگاه و مجتمع سبحان " اعم از مباشر " مسبب

و فرد یا افرادی که بازداشت شدگان را به بازداشتگاه کهریزک ارسال کرده اند در اسرع

وقت به اسم و رسم و عکس معرفی و مجازات آنها اعلام و ترتیبی اتخاذ شود که مردم

از مجازات شدن آنها مطمئن شوند

. 7 - مسئولان قضایا در مقابل اقدامات تفرقه افکنانه و تمام خواهانه ی حامیان متعصب

دولت که خود را پشت لوای ولایت فقیه پنهان کرده اند و در صدد حذف همه ی شخصیتها

و گروههای اصلاح طلب و اصولگرا جز خودشان هستند و دستور بر هم زدن جلسات

سخنرانی و غیره را صادر می کنند بی تفاوت نباشند و به وظیفه ی قانونی و الهی خود

عمل کنند

<< >>

. ح .

. خوشحال و خشنود می شویم که پرونده ی خسارتهای جنگ با عراق " جنگهای

جهانی اول و دوم در وزارت امور خارجه در دست بررسی است

. انصافا خبر مسرت بخشی است

. حیف در قرارداد ترکمانچای طرف مقابل کشور دوست و برادر روسیه بوده است والا تا

قران آخر آن چند کرور تومان را از آنها می گرفتیم با دیر کردش ! به هر حال دولت در

همه ی زمینه ها مشغول بازگشت به گذشته است " توصیه می کنم خیلی عقب

نروند چون خدای نکرده اگر به دوره ی نادر شاه برسیم می ترسم اگر دولت چیزی از ته

مانده ی حساب ذخیره ی ارزی باقی گذاشته باشد هم مجبور شویم به هندوستان

خسارت بدهیم !

. خ .

<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>

( قسمت چهارم )

<< سه شنبه 24 بهمن ماه 1357 >>

- ساعت 4 بعد از طهر " یک ربع بعد از شروع به کار مخابرات مرکز ستاد " قره نی پیامی

فوری از سرهنگی دریافت داشت که خواستار ابلاغ دستور بود

. در آن زمان هنوز او در اتاقک خود قرار داشت و مدرسه ی علوی هنوز در هدف توپ او

بود

. قره نی به سرعت خود را به اتاق مخابرات رساند و از سرهنگ خواست اقدامات

ایمنی و حفاظتی را به کار برد

. سرهنگ مطابق دستور عمل خود فیوز را کند " هدف را به هم زد " و همراه با سرباز

به راه افتاد

. آنها از شب قبل چیزی نخورده بودند و از صبح آن روز به دلیل صرفه جویی در سوخت "

دستگاه حرارتی را از کار انداخته بودند

( چهار شنبه 25 بهمن ماه 1357 )

- ساعت 10 صبح " بازرگان با هفت وزیر انتخابی خود در نخست وزیری برابر خبرنگاران

قرار گرفت

. وزیران انتخابی بازرگان عبارت بودند از :

. دکتر سنجابی ( خارجه ) " دکتر سامی ( بهداری ) " احمد صدر حاج سید جوادی

( کشور ) " داریوش فروهر ( کار ) " علی اکبر معین فر ( سازمان برنامه ) " مهندس

مصطفی کتیرایی ( آبادانی و مسکن ) " یوسف طاهری قزوینی ( راه و ترابری )

. یک خبرنگار خارجی درباره ی چگونگی دستگیری بختیار پرسید " جوابی نشنید

. خبرنگار دیگری از محل نگهداری شاپور بختیار سئوال کرد " دکتر صالح خو سخنگوی

دولت جواب داد :

. این موضوع را نمی توانم بگویم

. روز قبل روزنامه ها نوشته بودند دکتر بختیار دستگیر شده است

. این خبر در مدرسه ی علوی نیز شنیده شده بود

. شب هنگاه شیخ صادق خلخالی در مدرسه ی علوی از شاه حسینی یکی از فعالان

کمیته ی استقبال که مسئولیت نگهداری دستگیر شدگان را به عهده داشت پرسیده

بود << بختیار کجاست ؟ >> و جواب شنیده بود << هیچ اطلاعی ندارم >>

. آیت الله ربانی شیرازی نیز که از روز 21 بهمن امور زندانیان به دستور امام به او

سپرده شده بود از دستگیری و زندانی شدن بختیار اطلاعی نداشت

. در مدرسه ی علوی گفته می شد بختیار را با یک مینی بوس آوردند ودر حیاط دیگری

زندانی شد

. در همین حال پاتریک " پسر فرانسوی شاپور بختیار در مصاحبه یی با یک رادیوی

فرانسوی ابراز امیدواری کرد که مهندس بازرگان پدر او را به خوبی حفظ کند

( پنج شنبه 26 بهمن ماه 1357 )

. از اولین ساعات صبح " اولین دادگاه انقلاب اسلامی " به دادستانی حجت الاسلام

نراقی در مدرسه ی شماره ی 2 علوی برپا شد و موضوع آن رسیدگی به اتهامات

مقامات بلند پایه ی رژیم شاه بود

. پرشورترین مدافع برپایی این جلسات حجت الاسلام صادق خلخالی بود که روحانیون

او را از سالها پیش به عنوان شاگرد امام و دوست و همدرس سید مصطفی فرزند

بزرگ امام می شناختند

. پدر رضایی ها " هم در جلسه ی دادگاه حاضر بود و هم آماده شده بود تا در آیین

قصاص " به عنوان نماینده ی خانواده های زجر کشیده و شهید داده " خطبه یی بخواند

. در پشت پرده رفت و آمدها بود

. دولت موقت و در راس آن مهندس بازرگان با محاکمات سریع و اعدام مخالف بودند و

می گفتند << این افعال به اعتبار انقلاب لطمه می زند >>

. آنها خواستار برپایی محاکمات علنی با حضور وکیل مدافع و ناظران و خبرنگاران خارجی

بودند

. از سوی مقابل چریکها و گروههای سیاسی و اکثریتی از مردم خواهان مجازات فوری

عوامل رژیم گذشته بودند

. جوخه ی اعدامی شکل گرفته بود که رئیس و بیشتر اعضای آن کسانی بودند که در

دوران شاه در زندانهای رژیم زیر شکنجه بودند یا فرزند و برادرشان به حکم دادگاههای

نظامی تیرباران شده بودند

. مهندس بازرگان به ویژه در مورد کسانی که در روزهای پایانی با وی و دیگران برای

انتقال مسالمت آمیز حکومت همکاری می کردند " نگران بود

. سپهبد ناصر مقدم و سپهبد ربیعی در راس این فهرست بودند

. این هر دو در یک ماه پایان عمر رژیم شاه " با نمایندگان انقلاب جلسات مداومی

داشتند

. دادگاه بدون این دو آغاز شد و توجه اصلی به نامهای درشت بود " به ویژه نصیری و

سه نفری که از گروه کار ( کودتا ) مانده بودند :

. رحیمی " ناجی و خسرو داد

. هیچ عاملی نمی توانست جلو محاکمه و اعدام آنها را بگیرد

. سرانجام بعد از غروب " در حالی که چریکها و تند روها ناراحت بودند و آشکارا در

راهروهای مدرسه ی علوی به اعضای دولت موقت بد می گفتند چهار تن برای اجرای

حکم از دیگران جدا شدند :

. ارتشبد نصیری " سپهبد مهدی رحیمی " سرلشگرها خسروداد و ناجی

. از این میان رضا ناجی از دیگران پریشان تر بود " آشکارا می لرزید و طلب مغفرت

می کرد

. شب سایه ی خود را بر شهر انداخته بود

. هزاران تن که خبر محاکمات را شنیده بودند در اطراف مدرسه ی علوی منتظر بودند "

برای مکان اجرای حکم چندین پیشنهاد شده بود " ولی خوف آن می رفت که گروههایی

برای نجات نصیری و خسروداد دست به کار شوند " ترجیح داده شد که در پشت بام

همان مدرسه " حکم به اجرا درآید

. عملیات نصب پروژکتور ( برای فیلمبرداری ) و جنب و جوش در پشت بام مردم را متوجه

کرد

. تیمسارها به راه پله ها هدایت شدند

. چشمها بسته بود " آنها به هم تعارف می کردند

. رحیمی زیر بغل ناجی را گرفته بود و به او دلداری می داد

. آنها را در پشت بام به تیرهای نازکی بستند و قرائت رای شروع شد " اما در میانه ی

قرائت رای از پشت بامها گلوله ها باریدن گرفت

. جوخه ی اعدام فقط توانست یک ردیف شلیک کند و خود از صحنه گریخت

. تا دقایقی بعد شلیکها ادامه داشت " تا آن که دکتر یزدی با بلند گوی دستی در

پشت بام به مردم خبر داد که متهمان به سزای اعمال خود رسیدند و به خاطر امام که

جنب این ساختمان استراحت کرده اند و بیمارند " شلیک نکنید

. اما صدایش به جایی نمی رسید

. صدای گلوله یی که آن چهار تن را کشت " نه فقط در اطراف مدرسه ی علوی بلکه در

چند دقیقه در سراسر عالم پیچید و به گوش شاه هم رسید

<< پایان قسمت چهارم >>

......................

<< عکسها >>

<< مهندس بازرگان >>

<< >>

<< دکتر سنجابی >>

<< >>

<< دکتر سامی >>

<< >>

<< احمد صدر حاج سید جوادی >>

<< >>

<< داریوش فروهر >>

<< >>

<< شاهپور بختیار >>

<< >>

<< شیخ صادق خلخالی >>

<< >>

<< آیت الله ربانی شیرازی >>

<< >>

<< امام خمینی >>

<< >>

<< سید مصطفی خمینی >>

<< >>

<< سپهبد ناصر مقدم >>

<< >>

<< ارتشبد نصیری >>

<< >>

<< سرلشگر خسروداد >>

<< >>

<< سرلشگر ناجی >>

<< >>

<< دکتر یزدی >>

<< >>

<< شاه >>

<< >>

لینک
۱۳۸۸/۱٠/۱٠ - مجید