<< 107 >>   

. الف .

<< شعرهایی از زنده یاد عمران صلاحی >>

<< >>

. مردیم در این دیار از دلتنگی

                                           اوضاع زمانه هم شده خرچنگی

. خشک است و عبوس هر چه بینم یا رب

                                                            قدری برسان تهاجم فرهنگی !

/////////////////////////////////////////////////////////

. دستی بکشیم بر پک و پوز پدر

                                               زیرا که پدیدار شده روز پدر

. از شانه ی او بار گران برداریم

                                              تا در نرود ز گوشه یی ....وز پدر !

. ب .

. با پایان سال 2009 میلادی روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی بین المللی طبق سنت

مالوف به این صرافت افتادند که مهم ترین اتفاقات سال و عکسهای سال و چهره ها و

پدیده ها و اینها را مرور کنند و انتخابهایی داشته باشند

. این مرور و انتخابها در ایران بازتاب زیادی نداشت که دلیلش هم مشخص بود " اینکه

ما خودمان یکی از سوژه ها بودیم

. یکی از موضوعات سال هم تصاویری بود که توسط موبایلها و دوربین های شخصی

ثبت شده و به ویژه در جایی که رسانه ها و خبرنگاران نمی توانستند حضور داشته

باشند " نقش رسانه را به بهترین شکل ایفا کردند و با انتشار تصاویر از طریق

اینترنت " رسانه های بزرگ به چالش کشیده شدند و کاملا تحت تاثیر این نوع خبرنگاری

آنلاین قرار گرفتند

. موضوع برای شهروند ایرانی بسیار روشن است و احتیاجی به باز کردن و مثال زدن

نیست

. ذکر این نکته مهم است که با وجود کاربرد و نتایج شگفت انگیز " عجیب است که این

رسانه هنوز برای عده یی جدی گرفته نمی شود

. همین که بدانیم در هر حادثه یی ممکن است موبایلی روشن باشد و تصاویر را ثبت و

منتشر کند کافی است تا ما را از بسیاری از اعمال باز بدارد

. رندی می گفت با وجود این گوشی ها گناه کردن هم سخت تر شده است " چرا که

خدا را هم اگر فراموش کنیم " تصور تماشای آنچه کرده اییم روی یوتیوب سخت است !

. پ .

. در ادامه ی سیاست استفاده از نیروی جوان و تازه نفس و خوشفکر در رسانه ی ملی

و شکستن حلقه ی مدیران و در جهت نمایش میزان تحمل سلایق گوناگون "

برازش - رئیس شبکه ی اول - رئیس شبکه ی دو شد و فرجی - رئیس شبکه ی دو -

رئیس شبکه ی اول شد

. همین طور پورحسین - رئیس شبکه ی چهار - رئیس شبکه ی آموزش و رجبی معمار

- رئیس شبکه ی پنج - رئیس شبکه ی جام جم شد

. توضیح :

. بعضی موقع ها جابه جا شدن برای جلوگیری از زخم بستر و گرفتگی عضلات خوب

است

. الغرض " مهم ارائه ی خدمت خالصانه است که دور سفره ی پرنعمت جام جم فراهم

شده

. دعا :

. الهی که این سفره معمور باد / گزند << مه واره >> از آن دور باد

. ت .

<< انتهای افق >>

. با بازدید سر زده ی رئیس کمیسیون فرهنگی دولت " قطب واصل و رئیس دفتر کامل

رئیس جمهور از نمایشگاه عکاس برجسته ی کشورمان " هدیه تهرانی " آخرین تکه ی

پازل استراتژی فرهنگی هنری دولت تکمیل شد

. این پازل سه تکه که تکه ی اول آن ملاقات با چهره ی تاثیر گذار سینمای ایران "

محمد رضا گلزار و تکه ی آخر آن دیدار با خانمها مهناز افشار و مهتاب کرامتی بود

چشم انداز فاخر و فرخنده ی فرهنگ و هنر ایران را تا ته ترسیم کرد

. کارشناسان پیش بینی می کنند در صورت اجرای کامل این استراتژی " ایران به قطب

فرهنگ و هنر فاخر " معناگرا و متعالی جهان تبدیل خواهد شد

. یکی دیگر از کارشناسان نیز پیشنهاد کرد اسفندیار رحیم مشایی با حفظ کلیه ی

سمتهای قبلی و بعدی به ریاست فرهنگستان هنر منصوب شود که هر دو تا نشان با

یک تیر از پا بیفتند به فضل خدا !

<< >>

. ث .

. عزاداران آقای منتظری در نجف آباد در شب هفت ایشان شعار داده اند :

. << منتظری نستوه پیش نداست امروز ! >>

. البته ممکن است جمله ی << پیش نداست امروز >> دچار اشتباه چاپی و یا

شنیداری و یا حتی لفظی باشد " چون که به هر حال انتظار این است که یک مرجعی

با آن سابقه " پیش خدا باشد " نه پیش ندا !

<< >>

<< >>

. ج .

. معمولا اگر قرار بود کسی به ملاقات امام برود " به خصوص از یک کشور خارجی و برای

پاسخ به یک پیام خیلی مهم " امام سر وقت و پیش از همه در اتاق ملاقات خانه اش

در جماران حاضر می شد

. اما در هفتم اسفند 1367 امام منتظر نبود " ادوارد شوارد نادزه وزیر خارجه ی شوروی

به دیدار امام می رفت تا پاسخ گورباچف را برای او بخواند

. شوارد نادزه " همراهانش و مقام هایی از وزارت امور خارجه ی جمهوری اسلامی "

همه سرپا ایستاده بودند و حتی چای را که حاج عیسی برایشان آورده بود " ایستاده

خوردند

. اتاق شلوغ تر از قبل بود و چند صندلی به صندلی های اتاق ملاقات اضافه کرده بودند

. امام خیلی ساده و غیر رسمی وارد اتاق شد " کسی که به ابرقدرت بلوک شرق پیام

داده و او را به چاره جویی برای فرو پاشی کشور وی فراخوانده بود " همین پیرمرد

ساده یی بود که با عرق چین و دمپایی وارد جلسه شد و خانه ی کوچکش در جماران

هنوز دیوارهای گچی داشت که جای جای آن فرو ریخته بود

. به جز مترجم روسی و سفیر شوروی " بقیه ی هیئت همراه شوارد نادزه در حیاط

منتظر بودند

. شوارد نادزه نماینده ی ابرقدرت شرق مثل شاگرد دبستان روی یک صندلی نشسته

بود با پاهای بدون کفش روی فرشی کهنه و رنگ و رو رفته

. فیلم این جلسه از تلویزیون هم پخش شده " روی بعضی سایتها هم هست "

می توانید ببینید

. دست و صدای شوارد نادزه هنگام خواندن جواب گورباچف می لرزید " دست و صدای

وزیر خارجه ی ابرقدرت شرق

. مترجم مشهور و بلبل زبان روس هم حال بهتری نداشت و با لکنت عبارتها را به زبان

می آورد

. امام خمینی پس از قرائت پیام گورباچف چند جمله ی کوتاه صحبت کرد و قبل از اینکه

ترجمه ی آخرین جمله ها به پایان برسد " جلسه را ترک کرد و به اندرونی خانه رفت "

خانه ی کوچک و ساده در کوچه پس کوچه های جماران

. امام " بعد از پیام گورباچف گفت :

. << ان شا ء الله سلامت باشند " ولی به ایشان بگویید من می خواستم

جلوی شما یک فضای بزرگ تر باز کنم ..... دریچه یی به دنیای بزرگ " یعنی

دنیای بعد از مرگ که دنیای جاوید است " برای آقای گورباچف و محور اصلی

پیام آن بود >>

. بعد ایستاد " دستهایش را پشتش گرفت و از اتاق بیرون رفت

. با عرق چین " با شمدی که روی شانه انداخته بود و دمپایی پلاستیکی که به پا داشت

. باید دوباره فیلم را ببینید که دستپاچگی وزیر خارجه ی شوروی را در دوره ی حکومت

ابر قدرتی اش متوجه شوید

. شوارد نادزه در کتاب خاطرات خود می نویسد :

. << چند دقیقه ی اول امام در چشم های من نگاه می کرد و من دست و پایم

را گم کردم

. تا ان روز هیچ گاه جلسه و فضای سنگین این چنینی را تجربه نکرده بودم

. نمی دانستم زیر نگاههای امام چه کنم >>

(( به یاد خمینی کبیر " بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران در سی و یکمین

سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران ))

                                                           . بهمن 1388 .

<< >>

. چ .

<< پرسش از شما " پاسخ از ما ! >>

( یک نفر از تهران ! ) :

. جوانی هستم 25 ساله

. به من بگویید چه کنم ؟

. پاسخ :

. در شرایط فعلی از دست شما کاری ساخته نیست

. عجالتا بزرگ ترها هم درمانده اند

. شما که جای خود دارید

 

. ح .

<< انصراف تاسف بار >>

. با کمال تاسف با خبر شدیم جامعه ی ناظران و کارشناسان و آگاهان کشور " طی

بیانیه ایی رسمی از گمانه زنی و تحلیل درباب سخنان آقای اسفندیار رحیم مشایی

انصراف دادند

. این جامعه با صدور بیانیه یی " ضمن اعلام عجز از تحلیل و گمانه زنی بیشتر " اعلام

داشتند به علت سرعت " عمق و شگفت انگیزی فرمایشات این قطب کامل و سالک

واصل که به تازگی به زمره ی اولیای الهی نیز پیوسته اند از این پس جسارت نکرده و

در باب موضوعات مطرح شده توسط ایشان هیچ گمانه زنی " تحلیل و تفسیری ارائه

نخواهند کرد

. اینجانب ضمن عذرخواهی از کلیه ی علاقه مندان به اسلام شناسی و عرفان ناب "

اعلام می دارد از این پس اظهارات و اقدامات ایشان را بدون گمانه زنی ها و تحلیل های

ناظران و آگاهان منتشر می کند و این گونه مخلفات را به درک توفانی خوانندگان واگذار

می کند :

<< فرازهایی از سخنان اسفندیار رحیم مشایی در پانزدهمین جشنواره ی

تحقیقاتی علوم پزشکی رازی >>

- ذکر نام رازی " راضی کننده ی خداست

- قد بلند رازی از اعماق تاریخ پیداست

. اما همه ی آن مربوط به قد بلند رازی نیست " بلکه این مربوط به کوتاه ماندن قد

نسلهای بعد از رازی است

- اگر حضرت عیسی موفق می شد 300 سال جامعه را مدیریت می کرد

. حضرت موسی هم 500 سال مدیریت می کرد

. این سالها را من از خودم نمی گویم

- بروید زندگی نوح را پیدا کنید

. مدیریت نکرده

. 950 سال بوده " اما مدیریت جامع نکرده است و نتوانسته عدالت را برقرار کند

- این آ قا ( یکی از اساتید ژن درمانی ) را باید در زرورق می گذاشتند تا بماند و در

ویترین نمایشش دهیم !

<< >>

. خ .

<< مسابقه پیامکی ما !! >>

. ایرج قادری " بازیگر و نماینده ی سینمای ارزشی در قبل از انقلاب " ضمن بازدید از

پشت صحنه ی سریال مسعود ده نمکی " با این کارگردان ارزسی بعد از انقلاب گپ و

گفت کرد

. به نظر شما گپ و گفت قادری و ده نمکی در راستای کدام یک از موارد زیر بوده است ؟

. 1- انتقال ارزشهای قبل از انقلاب به بعد از انقلاب و باز آفرینی آنها

. 2- مشاوره درباب نقش انقلاب در جا به جایی ارزشهای اصیل سینمای فاخر

. 3- چیستی و چگونگی ارتباط ارزشها با اوضاع زمانه

. 4- هم افزایی بر مبنای نمادهای مشترک ارزشی و میان ارزشی از قبیل محاسن "

یقه ی گرد " عینک دودی و ....

. 5- رایزنی در راستای تعیین نوع تخمه ی مناسب برای تماشای ارزشها در فیلم

( از میان گزینه های ژاپنی شور " ژاپنی گلپر " آفتابگردان ریز " آفتابگردان شمشیری "

کدو مشهدی " کدو صدفی و ..... )

. به یه سی چهل نفری که پاسخ درست را با پیامک برای ما ارسال کنند " به قید قرعه

جوایز زیر اهدا می شود :

. یک پرس قورمه سبزی با گوشت گوساله / به 4 - 5 نفر

. سی دی آموزشی مدیریت جامع " تحت لیسانس اسفندیار رحیم مشایی / به کل یوم

جمیعا اجمعین همگی !

. سه راس ماهی خاویاری / به یک نفر

. هزار شمش طلا به قیمت خدا تومان / به هیچ نفر !

<< >>

<< >>

. د .

<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>

( قسمت پنجم )

<< جمعه 27 بهمن ماه 1357 >>

- سپهبد ناصر مقدم دستگیر شد

. دستگیری او برای بسیاری از فراریان و سران ارتش خبر بدی بود

. امیران وفادار به رژیم سابق " مقدم را خائن می دانستند

. دستگیری او با وجود مخالفت بازرگان و تیمسار قره نی صورت گرفت

. او و ربیعی که زندانی بود " جدا از سایر زندانیان نگهداری شدند

. آنها قبل از دیگران به انقلابیون پیوستند و در خطی سیر می کردند که به معنای قبول

سقوط رژیم بود

. مقدم " کسی بود که می گفتند حکم انتصاب او به ریاست ضد اطلاعات دولت موقت "

توسط مهندس بازرگان صادر شده است

<< شنبه 28 بهمن ماه 1357 >>

- بازار تهران و بعضی از شهرهای بزرگ " پس از چهار ماه تعطیلی باز شد

. از اولین ساعات صبح " حجره ها و مغازه ها با چراغهای روشن " تقسیم گل و شیرینی

" این بازگشایی را جشن گرفتند

- 20 نفر از امیران ارتش و رئیسان ساواک که قصد خروج از کشور را داشتند در

بندر عباس دستگیر شدند

. سپهبد صدری رئیس سابق شهربانی " پاکروان رئیس سابق ساواک " خلعتبری وزیر

خارجه ی سابق " جهانگیر اسفندیاری فرماندار نظامی آبادان نیز در تهران دستگیر شدند

. خبر دستگیری ارتشبد حسن توفانیان معروف به ژنرال 5 درصد " مامور خرید های

نظامی و معاون وزارت جنگ رژیم گذشته بلافاصله توسط خبرگزاریها به دنیا مخابره شد

اما بعدا تکذیب گردید

. در میان دستگیر شدگان همایون بهزادی قهرمان فوتبال نیز دیده شد که توسط بادپا

قهرمان بوکس که در صف نیروهای مسلح کمیته درآمده " دستگیر شد

- سپهبد ایرج مقدم " رئیس تسلیحات ارتش و وزیر نیرو در کابینه ی ازهاری " در زمانی

که ماموران مسلح برای دستگیری او رفتند " با شلیک گلوله یی به زندگی خود پایان داد

ودر نامه یی که برای خانواده ی خود باقی گذاشت نوشت تحمل این زندگی برای او

غیر ممکن شده است

- یاسر عرفات فرمانده ی سازمان آزادیبخش فلسطین به عنوان اولین میهمان خارجی

انقلاب ایران وارد تهران شد

. تنها یک ساعت پیش " سفر او را از بیروت به دفتر آیت الله طالقانی خبر داده بودند

. نمایندگانی از سوی امام و آیت الله طالقانی به فرودگاهی رفتند که به روی پروازها

بسته بود

. بلافاصله مردم بسیاری تجمع کردند

. کارکنان هواپیمایی کشوری باندها را گشودند

. با این همه هواپیمای او به باند معمولی هدایت شد و پس از شناسایی او را به پاویون

دولت راهنمایی کردند که در همان ساعات عکس شاه و علامات رژیم سلطنتی از آن

پاک شده بود

. عرفات در فرودگاه گفت :

. << برای رفتن به خانه ی خود " آدمی اجازه نمی خواهد " من هم منتظر

اجازه نشدم >>

. وی از فرودگاه یکراست به مدرسه ی علوی رفت و با امام که هنوز کسالت دارند ملاقات

کرد

. این ملاقات که یکساعت و نیم به طول انجامید با حضور دکتر یزدی " جلال الدین فارسی

" احمد خمینی " صادق طباطبایی صورت گرفت که همگی از پیش با عرفات آشنا بودند

. عرفات هنگام خروج از اتاق امام فریاد زد :

. << امام خمینی " رهبر اول >>

. فرمانده ی جنبش فلسطین حاضر نشد به اقامتگاهی برود و شب در مدرسه ی علوی

ماند و در اتاق پهلوی اقامتگاه امام با یاران خود روی زمین خوابید

. همراه او 59 فلسطینی به تهران آمده بودند

<< پایان قسمت پنجم >>

......................................

<< عکسها >>

. بازرگان .

<< >>

. پاکروان .

<< >>

. خلعتبری .

<< >>

. ارتشبد حسن توفانیان .

<< >>

. همایون بهزادی .

<< >>

. یاسر عرفات .

<<>>

. آیت الله طالقانی .

<< >>

. امام خمینی .

<< >>

. شاه .

<< >>

. دکتر یزدی .

<< >>

. جلال الدین فارسی .

<< >>

. مرحوم حاج سید احمد خمینی .

<< >>

. صادق طباطبایی .

<< >>

لینک
۱۳۸۸/۱۱/۱٤ - مجید