<< 98 >>   

. الف .

<< موهایت را سیخ کن به آسمان >>

. موهایت را سیخ کن به آسمان " ریشت را بباف یا اصلا وسط گیست با ماشین موزر

نمره ی صفر " چهار راه باز کن

. ملک طلق توست " دارایی خودت است " اختیارش را داری

. اما ادا در نیاور

. سبیلت را تا بناگوش بتابان و موهایت را هفت رنگ کن " حالش را ببر

. ولی ادا در نیاور

. از ادا و اطوار هیچ چیزی دست کم به خودت نمی رسد

. با این شویدهایی که روی سر من و شما هست " خیلی کارها می شود کرد

. زشت و زیبایش هم فقط بسته به پسند شماست

. در هیچ قاعده و قانونی هم جبر و تحکمی بابت این که چه بر سر شمایل این تارها

بیاورید " وجود ندارد

. مختارید

. ولی رفیق من ! با مویت هر کاری می خواهی بکن " فقط ادا در نیاور که ظریف

نکته دانی گفته :

. << نه هر که سر بتراشد قلندری داند / نه هرکه آینه سازدسکندری داند >>

<< >>

. ب .

<< جوانان چرا ؟! >>

. همه از جوانان می گویند

. خب از بس که جوان زیاد داریم

. اما اگر جوانی << بوی خوش خدمت >> نمی داد " باز هم این امکان را داشت که

تا گواهینامه ی پایه دو گرفت " بشود مدیر خودرو سازی ؟ جوانان خوبند

. اما چطوری ؟ آیا همه با هم برابرند ؟ یا بعضی شان به خاطر << بوی خوشی >>

که دارند " مساوی ترند ؟! جوان اشتباه هم می کند

. ذات جوانی این را با خودش دارد

. ولی اگر اشتباه کرد " خودش مقصر است یا کسی که او را نصب کرده است ؟ اساسا

معیار نصب کردنها جز << بوی خوش خدمت >> چیست ؟ واقعا بعد از بعضی از

نصب کردنها پیچ و مهره اضافه نیامده ؟ اساسا << انتصاب >> مهم تر است یا

<< انتساب >> ؟!

<< >>

. پ .

<< انحرافات اساسی >>

. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته :

. << هفتاد درصد کتابهایی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت قبل

مجوز چاپ گرفته " دارای انحرافات اساسی بوده اند >>

. راست می گوید لابد " آقای وزیر

. حتما همین طور بوده است

. فقط با این حساب 70 درصدی که ایشان می فرمایند " احتمالا کتابهای جبر و مثلثات و

فیزیک و شیمی کنکور و << حسنی نگو یه دسته گل >> و << گربه ی من

ناز نازیه >> هم انحرافات اساسی داشته اند

. هفتاد درصد یعنی 7 انگشت از ده انگشت دست

. بد نیست یک بار هم با انگشت حساب کنیم " بعد سخنرانی بنماییم ! آمار 70

درصدی << انحراف اساسی >> کم چیزی نیست و قطعا در جامعه تاثیر شگرفی

می گذارد و حتی می تواند رای یک ملت را عوض کند

<< >>

. ت .

<< توپ " تانک " فشفشه >>

. افشین قطبی بالاخره سرمربی تیم ملی شد

. این بنده ی خدا خارج بود سالها " خیلی با فضا آشنا نیست

. لذا پیشنهاد می کنم قبل از رفتن به استادیوم " برود پیش برو بچ تا با حضور دوستان

مذاکراتی داشته باشیم و درباره ی معانی واژگان و اشیایی چون << توپ >> "

<< تانک >> " << فشفشه >> و سایر موارد آتش زا و هم چنین اسباب و ادوات

تهیه ی چای و غیره ! توضیحاتی راهگشا ارائه کنیم

<< >>

. ث .

<< خودجوش >>

. در خبرها آمده است که << ستاد خودجوش احمدی نژاد در واشنگتن راه اندازی

شد >>

. همین ! قرار نیست درباره ی هر خبری من یک چیزی بنویسم و شما هم یک فکرهایی

بکنید

<< >>

. ج .

. ماجرای شایعه ی دیدار کروبی و ساسی مانکن همچنان ادامه دارد

. آقای کروبی علاوه بر دیدار با ساسی مانکن کارهای دیگری هم می کند

. مثلا جملاتی دقیق و راهگشا در عالم سیاست صادر می کند

. جملاتی نظیر :

. << من اعتقادی به نظر سنجی ها در ایران ندارم

. چون ما به مردم راست نمی گوییم آنها هم به ما راست نمی گویند >>

<< >>

. چ .

<< معاون اولی برای همه ی فصول >>

. علاوه بر کروبی " معاون اول رئیس جمهور " آقای داوودی هم اظهاراتی داشته

. بدین وسیله از ایشان کمال امتنان را داریم !

. داوودی فرموده :

. << دستاوردها آنقدر روشن و باز است که تنها کسانی که انحراف یا اغراض

سیاسی دارند " این واقعیتها را نمی بینند .... >>

. شما را به خدا دقت کنید به دستاوردها

. من خودم آدم سراغ دارم " مرد 45 ساله که دستاوردها را ندید " الان صورتش را بند

می اندازد " لباس زنانه می پوشد " ابرو برداشته و ..... به طور کلی منحرف شده

. معاون اول رئیس جمهور :

. << می بینید که چگونه مردم شیفته ی ما شده اند و اسم محمود احمدی

نژاد را روی کودکانشان می گذارند >>

. درست می گوید ایشان

. خدا به سر شاهد است " خود من آدمی می شناسم که اسم خودش کامبیز مصیبی

اسفراینی پور اصل است و همین کار را کرده حالا در فرم ثبت نام مهد کودک بچه اش

نوشته اند :

. محمود احمدی نژاد مصیبی اسفراینی پور اصل " فرزند کامبیز

. از این نمونه ها خیلی زیاد است

<< >>

...........................

<< عکسهای منتخب >>

>> تصویری از اجرای طرح امنیت اجتماعی <<

<< >>

 

لینک
۱۳۸۸/٢/٧ - مجید

   یک توضیح ضروری   

. در مدت 6 سالی که در دنیای اینترنت حضور دارم " چه به عنوان یک وب گرد

و چه به عنوان یک وبگر به هیچ وجه احساس نمی کردم و قصد نداشتم که به

کسی آسیب بزنم

. در این 6 سال در این دنیای مجازی دوستان زیادی پیدا کردم " چه از طریق

چت - چه از طریق کامنتهای وبلاگ - چه از طریق رد و بدل کردن شماره ی

تماس و چه از طریق ملاقاتهای وبلاگی

. در این 6 سال بودند دوستانی بسیار صمیمی که به ناگهان خبری از آنها

نمی شد و ناپدید می شدند و از دسترس خارج و هستند کسانی که تبدیل به

رفقای قدیمی شده اییم و امید دارم که دوستی هایمان پایدار بماند

. اما امروز صبح متوجه شدم که رفاقت و دوستی وبلاگی با یکی از دوستان

وبلاگ نویس مان باعث ایجاد ناراحتی و سوءتفاهم در میان خانواده ی او شده

است

. مقصر را هم خودم میدانم صد در صد

. یک اشتباه بسیار وحشتناک از طرف من و ایجاد یک سوء تفاهم غم انگیز !

. خودم را محق میدانم در پذیرفتن تمام تبعات این اشتباه " چه قانونی و چه

غیر آن " همان طوری هم که در تماس تلفنی با آن دوست محترم گفتم "

گردن من از مو باریکتر !

. ولی نه عمدی در کار بوده و نه قصدی برای ایجاد مزاحمت و سوء تفاهم

. همان طوری که صبح در تماسم با آن دوست محترم از ایشان معذرت خواهی

کردم تصمیم گرفتم برای ثبت در وبلاگ به عنوان درس ادب برای خودم مجددا

از آن دوست وبلاگی و خانواده ی محترم شان معذرت خواهی کنم

. به قول عادل فردوسی پور :

. << اگر عمری بود و زنده ماندیم و بلایی بر سرمان نیامد و نیاوردند " باز هم

در این وبلاگ خواهم نوشت و گرنه که دیگر هیچ ............. >>

                                                                       . والسلام .

لینک
۱۳۸۸/٢/۱ - مجید