یادداشتهای یک وبلاگر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
<< 105 >>
. الف .
. در خبرها آمده :
. << سازمان ملی جوانان اردوی توانمند سازی زوجهای جوان را برگزار
می کند >>
. این که بعد از عطاریها و داروخانه ها " سازمان ملی جوانان هم به فکر
<< توانمند سازی زوجهای جوان >> افتاده " خبر خوبی است
<<
>>
. ب .
<< آنچه که شما نمی دانسته ایید >>
( تاپ سکرتهایی درباره ی بعضی ها در فوتبال ایران به نقل از روزنامه ی
دنیای فوتبال )
{ ماجرای بلوتوث و بقیه ی قضایا }
. بسیاری از شما آن بلوتوث مشهور را دیده ایید
. بازیکن معروف باشگاه از در زمین تمرین که بیرون می آید خودروی گرانقیمتش مورد
فشار هواداران بینوا قرار می گیرد
. او هم در یک حرکت منحصر به فرد یک فحش چارواداری حواله ی دوستان و
طرفدارانش می کند که خودش هم هم در آن لحظه می ماند
. البته چشمانش به گوشی موبایلی نیست که دارد صدم ثانیه از کوره دررفتنش را
ضبط می کند
. بازیکن عصبانی به سرعت از صحنه دور می شود اما او هیچ گاه احساس نمی کرد که
روزی برای اقرار پایش به جاهایی باز شود
. خبرنگارانی که نزدیک به این بازیکن هستند بارها و بارها به دیگر دوستان
خبرنگارشان می گفته اند " زمانی که قصد مصاحبه با بازیکن مورد نظر را داشتند با این
جمله ی او مواجه می شدند :
. << با دوست دخترم هستم " مصاحبه ی خوبی بگیر که آبرویم نرود ! >>
. این بازیکن اسمی بارها و بارها از سوی نیروی انتظامی بازداشت می شود اما نفوذ
مدیر عامل باشگاه در نیروی انتظامی به واسطه ی پستی که دارد باعث می شود تا
این بازیکن از بازداشت موقت نجات پیدا کند اما خالکوبی هایش چه ؟ خالکوبی هایی
که عکس آنها تیتر یک روزنامه های ورزشی می شود
. بازیکنی که بارها در میهمانی های شبانه دیده شده ودر بدترین حالت از او
فیلمبرداری شده است
. البته چندین بار هم در همان میهمانی ها بازداشت شده ولی مدیر عامل به دادش
رسیده است
. البته همین که سازمان لیگ از نیروی انتظامی استعلام می گیرد گند کاریها رو
می شوند
<<
>>
{ آخر حاشیه }
. این بازیکن احتیاجی به معرفی ندارد
. ماجرای ازدواج با زنی که او را به عنوان شوهر سوم برگزید و 10 سال با او فاصله ی
سنی داشت و هر چه داشت به پایش ریخت هم در نوع خود خواندنی است
. بازیکنی که هنوز هم حسابی محبوب پسران و اکثر دختران تین ایجر است
. این بازیکن حداقل هفته ایی دوبار به بدترین وجه در پارتی ها حضور دارد و تا خرخره
می خورد
. طوری که همه منتظرند او به زودی رباط صلیبی پاره کند تا در حین بازی از حال برود
. البته مهمتر از سر و وضع و قیافه ی بازیکن کارهای این بازیکن است
. او در حالت مستی به اردوی تیم ملی رفت و زمانی که از او پرسیدند پاسپورت به
همراه داری معنی پاسپورت را نمی داند
. او کسی است که بارها و بارها در بزرگراهها به دلیل سرعت بالا بازداشت شده و اگر
مدیر عامل و نفوذش نمی بود میله های زندان انتظارش را می کشید
. او کسی است که از همسرش طلاق گرفت اما همه ی مدارک توسط همسر
سابقش فعلا حبس شده است
. او همان بازیکنی است که عصرها در میادین شهرک غرب و سعادت آباد به دنبال
شکار کردن زنان خیابانی است و البته بارها هم با این زنان دستگیر شده ولی هم چنان
نفوذ مدیر عامل وقت او را نجات داده است و همین کارهایش باعث شد تا همسرش که
دختر یک سرمایه دار به نام است او را طلاق دهد " چون حق طلاق با همسر بازیکن
بوده است
. این بازیکن مدت زیادی را در منزل یکی دیگر از بازیکنان هم تیمی گذراند
. همسر این بازیکن به دلیل خیانت دیدن های پی در پی دیگر این بازیکن را به خانه
راه نمی دهد و به جز بنزش " بازیکن نمی تواند چیزی با خود بر دارد
. البته در این مدت نسبتا طولانی اعتیادش به کراک را به این بازیکن منزوی منتقل کرد
تا این بازیکن تازه کراکی شده هم در منشور اخلاقی جای بگیرد
<<
>>
<< اسامی بازیکنان تعهد داده در قضیه ی منشور اخلاقی سازمان لیگ برتر
فوتبال >>
پژمان نوری / ابراهیم تقی پور / مهدی امیر آبادی / صابر میر قربانی /
شیث رضایی / علیرضا نیکبخت واحدی / حنیف عمران زاده / سامان صفا /
سوشا مکانی / محمد رضا مامانی / جلال اکبری / اسماعیل فرهادی /
محمد رضا مهدوی / حسین کعبی / محسن بنگر / روح الله عطایی /
سید مهدی سید صالحی / سیاوش اکبرپور
. پ .
<< دوش زگلزار او " آنچه بچیدی بگو >>
. بعضی موقع ها آدمیزاد مصاحبه هایی را می شنو و می خواند که حالش را می برد و
احتیاج چندانی هم به نمک پرانی ندارد
. نمونه اش همین گفت و گوی گلزار با یکی از نشریات ایرانی
. استاد که به واسطه ی مذاکرات و دیدارها گره ی مشکلاتش باز شده و رفع
ممنوع الفعالیت شده " در این مصاحبه درباره ی علائقش حرفهایی زده که با هم
می خوانیم
. کتابهای خارجکی مورد علاقه :
. سیذارتا (هرمان هسه) " مائده های زمینی (آندره ژید) " چنین گفت زرتشت
(نیچه) " نان و شراب (اینیاتسیو سیلونه) " کوری (ژوزه سارا ماگو)
. کتابهای ایرانی :
. یوزپلنگانی که با من دویده اند (بیژن نجدی) " همسایه ها (احمد محمود) "
سنگر و قمقمه های خالی (بهرام صادقی) " کلیدر (محمود دولت آبادی) "
شبهای تهران (غزاله علیزاده)
. شاعر مورد علاقه ی فرنگی :
. فدریکو گارسیا لورکا
. شاعر مورد علاقه ی ایرانی :
. احمد شاملو
. ما بدون هیچ حرف اضافه ایی شما را در این خبر رها کرده و می رویم
<<
>>
. ت .
<< سوژه های هفته >>
. فیروز کریمی :
. برای آزمایش اعتیاد چهار لیتر نمونه داده ام
>> خدا بیشترش کنه !!!<<
<<
>>
. قلعه نویی :
. با یک شرکت هلندی برای خرید هواپیمای اختصاصی قرار داد امضا کرده ام
>> تا کور شود هر آنکه نتواند دید !!! <<
<<
>>
. نیکبخت :
. مطمئن باشید من اضافه وزن ندارم
>> برمنکرش لعنت !!! <<
<<
>>
و ...... سلطان قلبهای هفته :
. فتح الله زاده :
. مردم از سر و کولم بالا می روند!!!
<<
>>
. ث .
. پروردگارا ! درود فرست بر محمد و آل محمد و یاری ام ده بر پیشامدهای
ناگوار روزگار و کشمکش های شبها و روزها و نجاتم بده از هراس های دنیا و
اندوههای آخرت و کفایت کن مرا از شر آنچه ستمگران در زمین انجام
می دهند
. خدایا ! از آنچه می ترسم کفایتم کن و از آنچه برحذرم " نگاهم دار و خودم و
دینم را حفظ کن
( بخشی از دعای امام حسین (ع) در روز عرفه )
<<
>>
. ج .
<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>
<< قسمت سوم >>
( دوشنبه 23 بهمن ماه 1357 )
- قطب زاده با گرفتن حکم ریاست راهی جام جم شد " همان جایی که شب پیش او را
راه نداده بودند
. مجتهد شبستری نماینده یی از سوی امام او را همراهی می کرد
. آن دو بلافاصله در دفتر سابق محمود جعفریان کار خود را شروع کردند
. در رادیو خبری نبود " ولی خبر رسید که کارکنان فنی تلویزیون حاضر نیستند برنامه را
بدون سرود << ای ایران >> و با سرودی که قطب زاده می خواست آغاز کنند
. تهدیدهای قطب زاده به جایی نرسید
. سرانجام تفاهمی ایجاد شد که << ای ایران >> پخش شود که آرم و نشانه ی
اعتصابیون تلویزیون بود که اینک خود را بیش از قطب زاده صاحب حق می دیدند " با
این مقدمه که این سرود انقلاب ایران نیست
. در ان مقدمه که مسعود بهنود نوشته و علی حسینی خواند از آهنگسازان "
شاعران و دیگر هنرمندان دعوت شده بود " تا سرود جدید انقلاب را تهیه و پیشنهاد
کنند
. به این ترتیب " برنامه ی تلویزیون 10 دقیقه ایی دیر شروع شد و دوساعتی بعد
مصاحبه ی جمعی خبرنگاران با هویدا " ربیعی " رحیمی " ناجی " منصور روحانی "
سرتیپ محققی " دکتر شیخ الاسلام زاده " منوچهر آزمون و غلامرضا نیک پی پخش
شد
. اداره کننده ی جلسه دکتر یزدی بود
. از سوی دیگر " مردم محمود جعفریان معاون سابق تلویزیون را دستگیر کرده در
مدرسه ی علوی نشانده بودند و پرویز نیکخواه نیز دستگیر شده و در یک استودیو در
تلویزیون زندانی بود
. کوشش قطب زاده برای تهیه ی یک میزگرد تلویزیونی با حضور نیکخواه که قرار بود
هدایت متین دفتری " دکتر غلامحسین ساعدی " علی اصغر حاج سید جوادی و چند
نفر از روشنفکران مخالف در آن باشند " به نتیجه نرسید " ساعتی بعد نیکخواه را به
مدرسه ی علوی فرستادند
- شاپور بختیار و ارتشبد قره باغی " آخرین بازماندگان رژیم قبلی در مخفی گاههای
خود بودند و هر از گاهی از سوی مهندس بازرگان و دیگر اعضای دولت که در روزهای
گذشته با آنها در گفت وگو بودند " تماسی با آنها گرفته می شد
. در نقطه ی مقابل آنها فردوست قرار داشت که دیگر از یاران بریج خود و باشگاه
ایران جوان ( اقامتگاهش در آن ماهها ) دور افتاده بود ولی در خود آرامشی حس می کرد
چرا که در گفت و گوهای تلفنی با مهندس بازرگان " و به معرفی او با سرلشگر قره نی
مطمئن شده بود که در اردوی انقلاب جا دارد
. اما مردم به خانه ی بختیار و قره باغی ریخته بودند
. آن هر دو در آخرین تلفن به خانه ی خودشان " صدای کسی را شنیدند که او را
نمی شناختند
. بختیار از طریق یکی از همسایگان خود از وضعیت خانه و اموال خود اطلاعات بیشتری
به دست آورد
. در نقاط دیگری در شهر داریوش همایون " عبدالمجید مجیدی " عبدالعظیم ولیان "
هوشنگ نهاوندی " ایرج وحیدی " هژبر یزدانی و چند نفر دیگر از زندانیان جمشید آباد که
موفق شده بودند موقع ورود مردم به پادگان جمشید آباد بگریزند " بر بخت خود آفرین
می گفتند که تا همین جا آنها را از حضور در مدرسه ی علوی و در کنار کسانی که
دکتر یزدی با آنها مصاحبه کرد " نجات داده بود
- شب " در سر چهار راهها و در تقاطع خیابانها در شهرهای بزرگ جوانان مسلح به
کشیک ایستاده اند
. اسم شب می دهند و می پرسند
. اتومبیلها را می گردند
. گاه به کسانی برمی خورند که با چمدانی جواهر گوشه ی ماشین کز کرده اند
. آنها را در تهران به مدرسه ی علوی " در رشت به منزل آقای احسان بخش " در
اصفهان به خانه ی آقای خادمی " در یزد به مقر و دفتر آقای صدوقی می برند
. مردم از خانه های اطراف به جوانانی که کشیک می دهند چای و شیرینی می رسانند
. در گوشه گوشه ی تهران شعله برپاست " نه برای راه بندان که برای گرم کردن
جوانان انقلابی
. در این شب " در چند نقطه به سوی این نگهبانان شلیک شد
. یک مهندس تیر می خورد
. شایع شد که بستگان امیران ارتش که دربندند و شب قبل در تلویزیون دیده شدند "
عاملان این تیر اندازی ها هستند
<< پایان قسمت سوم >>
<< عکسها >>
. قطب زاده .
<<
>>
. مجتهد شبستری .
<<
>>
. محمود جعفریان .
<<
>>
. مسعود بهنود .
<< >>
. هویدا .
<<
>>
. ربیعی .
<<
>>
. رحیمی .
<<
>>
. منصور روحانی .
<<
>>
. سرتیپ محققی .
<<
>>
. منوچهر آزمون .
<<
>>
. غلامرضا نیک پی .
<<
>>
. دکتر یزدی .
<< >>
. پرویز نیکخواه .
<<
>>
. هدایت متین دفتری .
<<
>>
. دکتر غلامحسین ساعدی .
<<
>>
. علی اصغر حاج سید جوادی .
<<
>>
. شاپور بختیار .
<<
>>
. ارتشبد قره باغی .
<<
>>
. مهندس بازرگان .
<<
>>
. فردوست .
<<
>>
. داریوش همایون .
<<
>>
عبدالمجید مجیدی .
<<
>>
. هوشنگ نهاوندی .
<<
>>
. ایرج وحیدی .
<<
>>
. هژبر یزدانی .
<<
>>
. آیت الله احسان بخش .
<<
>>
. آیت الله خادمی .
<<
>>
. آیت الله صدوقی .
<<
>>
| لینک | ۱۳۸۸/٩/٩ - مجید |
