<< 116 >>   

. الف .

. چه بگویم ؟ سخنی نیست

. می وزد از سر امید " نسیمی /

. لیک " تا زمزمه یی ساز کند / در همه خلوت صحرا / به ره اش /

. نارونی نیست /

. چه بگویم ؟ سخنی نیست /

. پشت درهای فرو بسته / شب از دشنه و دشمن پر / به کج اندیشی /

خاموش / نشسته ست / بام ها / زیر فشار شب / کج " / کوچه / از آمد و رفت

شب بد چشم سمج / خسته ست /

. چه بگویم ؟ سخنی نیست /

. در همه خلوت این شهر " آوا / جز زموشی که دراند کفنی " نیست /

. وندر این ظلمت جا / جز سیا نوحه ی شو مرده زنی " نیست /

. ور نسیمی جنبد / به ره اش / نجوا را / نارونی نیست /

. چه بگویم ؟ سخنی نیست /

                                                                                << احمد شاملو >>

<< >>

 

. ب .

<< نیاز مندیها !! - طنز >>

 

<< توجه - توجه >>

. صد بار اگر توبه شکستی باز آ

. با برنامه های ما بار دیگر به دامن نظام برگردید

. جبران اشتباهات " تصحیح انحرافات " تکمیل اعترافات

<< زیر هشت ندامتگاه اوین >>

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

<< آگهی واگذاری >>

. در پی واگذاری << سریع >> و << اصولی >> سهام شرکت مخابرات ایران " بدین

وسیله اعلام می شود سهام دیگر شرکتهای دولتی نیز به زودی از طریق بورس اوراق

بهادار به مردم شریف عرضه خواهد شد

. لذا از کلیه ی خریداران محترم خواهشمندیم با در دست داشتن پول زیاد منتظر اطلاعیه

های بعدی باشند

. ضمنا به اطلاع نور چشمان عزیز می رساند " به محض اعلام عمومی خبر و پیش از کنده

شدن قال انتقال " اخبار و اطلاعات تکمیلی از طریق پیامک " پیجر یا بی سیم به

استحضار آنان خواهد رسید

<< سازمان خصوصی سازی اموال عمومی " بدون حتی یک مسئولیت محدود >>

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

دوست دختر فوری

برای حضور سبز در تجمعات نیازمندیم !

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

<< گمشده >>

. شانزده متر سیم مخصوص وصل شدن به بالا مفقود شده است

. از یابنده درخواست می شود ضمن استرداد سیم یاد شده " حاجی را از نگرانی

در آورده " مژدگانی دریافت دارد

////////////////////////////////////////////////////////////

 

. فلان جا برگزار می کند ! :

. دوره های اسلام شناسی ذوقی " با گرایشهای متنوع :

- شواهد و بینات مبعوث شدن

- نحوه ی اتصال سیم به بالا

- شناخت ابواب نیل به حضرت و ملاقات با ایشان

. مکان :

. دفتر رئیس جمهور کشور ......... !

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

<< آگهی تقدیر و تشکر >>

. بدین وسیله از کلیه ی اقشار دهک های پایین ( آسیب پذیر سابق " مستضعف

اسبوق ! ) ملت همیشه در صحنه " که با آرای کوبنده ی خود مشت محکمی به دهان

همه زدند " تقدیر و تشکر به عمل آورده تا چهار سال بعد همگی را به خداوند متعال

می سپارم

<< ستاد تقدیر پردازی دولت >>

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

<< آگهی مهم >>

. دانشگاه آزاد شعبه ی اکبر آباد سفلی جهت تکمیل ظرفیت " برای دوره ی دوم راهنمایی

به دکتری آزمون برگزار نمی کند !

. این دوره مخصوص مدیران ارشد می باشد

. تماس بیجا مانع کسب است !

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

. با تلاش مامورین سخت کوش ما " یک مفسد اقتصادی پا به فرار گذاشت

. لذا دارایی های ایشان جهت باز گرداندن به بیت المال به مزایده گذاشته می شود

. لیست دارایی ها :

- لاستیک زاپاس رولز رویس در حد چهارشنبه سوری

- تقویم سال 82 یک عدد

- حدود نیم کیلو واجبی نم نکشیده

- تعدادی میخ کبریت با 72 درصد سوختگی

- چهار لیتری خالی بنزین سوپر

- تابلوی هنری بسیار نفیس به نام << مشت بسته " شصت باز >>

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

خوک زنده با قصاب

ذبح شرعی به همراه کاتالوگ مصرف اسلامی

<< قصابی حاج رجب کلاه ساز و پسران >>

/////////////////////////////////////////////////////////////

 

. پ .

. سامانه ی دریافت پیام کوتاه  << اسفندیار رحیم مشایی >> راه اندازی شد و

هموطنان عزیز در داخل و خارج از کشور می توانند به وسیله ی ارسال پیامک به

شماره یی که اعلام شده نظرات خود را به طور مستقیم و خارج از کاغذ بازی های اداری "

با رئیس دفتر رئیس جمهور مطرح کنند

. برای شروع به تعدادی از پیامک های ارسال شده که در آنها نظرات برخی از هموطنان

عزیز داخل و علی الخصوص خارج از کشور " به طور مستقیم و خارج از کاغذ بازی های

اداری " طی چند روز آینده با رئیس دفتر رئیس جمهوری مطرح خواهد شد " توجه کنید :

- سلام

. تعدادی عکس گرفته ام از آسمان و هوا که روح توحید در آنها متجلی است

. یعنی نظر << براد >> این بود

. برای برگزاری نمایشگاه کمک می خواهم

. به صورت وام یا همین طوری

. منتظرم                                 << آنجلینا جولی از خارج از کشور >>

////////////////////////////////////////////////////////////

 

- به نظر من شما خیلی خوب هستید و کسانی که با شما مخالفت می کنند "

مزدور اجنبی و نوکر بیگانه هستند و { ... } هستند و بخشی هم سبزهای لجنی

هستند و شما همیشه خیلی خوب هستید و { ... }

. درخواست وام دارم       << علیخانی بزرگمهر زاده از داخل کشور >>

 

<< >>

 

. ت .

<< از هر هنر یک انگشت >>

( یادداشتهای محمد حسین جعفریان به نقل از هفته نامه ی همشهری جوان )

<< >>

( بقیع به وزن فجیع ! )

. مدینه ام

. جای همه تان خالی " رفتم بقیع

. چه غربت شگفت انگیزی دارد این قبرستان

. چه هوای سنگینی

. کمی بالاتر از در ورودی " مقابل مزار امام حسن ( ع ) و امام صادق ( ع ) مانع گذاشته اند

. حجاج " به ویژه شیعه ها گریان و حسرت به دل فقط نگاه می کنند " پشت موانع تعدادی

از ماموران سعودی که اغلب ملیت خارجی دارند با مردم بحث می کنند

. به زبانهای مختلف " فارسی زبان هاشان اغلب افغانند و پشتون

. یک روحانی ایرانی ایستاده است به بحث و جدل

. بی فایده است

. چگونه می توان با ماموری که حقوق می گیرد و تربیت شده برای مغاطه " بحث کرد

. در این حال یکی از آنها جلو می آید

. می گوید که من خودم از << بامیان >> ( استانی شیعه نشین در مرکز افغانستان )

هستم از جای برادران شیعه ....... و با این مقدمه شروع می کند به انتقاد از مبانی تشیع

و نتیجه می گیرد شیعه ها رافضی ( دروغگو ) اند و.....

. خوب که بحث داغ می شود می روم جلو

. می گویم :

. << از کدام شهرستان بامیانی ؟ >>

. نمی تواند جواب بدهد

. می پرسد :

. تو بگو بامیان چند شهرستان دارد ؟ حالا تقریبا همه ساکت شده و نظرشان به گفت و گوی

ما جلب شده است

. با خنده می گویم :

. << قرار نشد سوال را با سوال جواب بدهی

. مگر الان نگفتی از بامیان هستی ؟ >>

. کمی من و من می کند

. می گویم :

. << همین طوری هم تبلیغ می کنی " دروغگو ؟ >> عده یی بلند بلند می خندند

. شیخشان جلو می آید و مرا هل می دهد که برو

. آن بامیانی قلابی داغ کرده و رسما شروع می کند به فحش دادن و داد می زند :

. << هوی رافضی ! هوی دروغگو ! وایستا ! ..... >>

. برمی گردم

. جمعیت کوچه راه باز می کند تا طرف را ببینم

. می گویم :

. << عمو جان ! دشمن همه ی ما یهود است

. جای اینکه هشت در کنی برای فحاشی به شیعه از بلایی که صهیونیستها سر

همزبانان " هم نژادها و برادران دینی ات در غزه در آورده اند بگو

. اگر هم می خواهی بحث کنی

. بیا هتل بنشین بحث کن

. نمی شود که دعوای 1400 ساله را یکساعته " آن هم اینجا حل کرد " آن هم تو

آن طرف مانع باشی " 10 تا سرباز مسلح هم دور و برت

. بگو سربازها بروند و بیا هتل " اما پیداست آدم بحث کردن نیستی

. پول می گیری تا جدل کنی

. باید نان مزدوری ات را حلال کنی دیگر ...... >>

. گرم شده ام و منظره ی قبور مخروبه ی ائمه ( ع ) " پشت سر مردک خونم را به جوش

آورده " زیاده روی می کنم

. حالا جمعیت انبوهی روی من جمع شده است و چه حالی می کنند ایرانی ها

. یارو که کم آورده " داد می زند :

. سب ( فحاشی ) صحابه می کنی ! ....

. شستم خبردار می شود که چه نقشه یی دارد

. جزای این اتهام در صورت اثبات می تواند اعدام باشد

. آن روحانی به موقع به دادم می رسد

. شلوغ می کند

. بین جمعیت خودم را گم می کنم

. سربازها کمی این طرف و آن طرف می روند و چشم می چرخانند

. اما یک گروه از لبنانی ها که حاضرند و شاهد ماجرا بودند " یک چفیه می اندازند سرم "

یک عقال هم می گذارند رویش و لا به لای خودشان مرا از بقیع بیرون می آورند

. این خادمین کمی محترم حرمین شریفین با دینی که صد سال هم عمر ندارد می خواهند

ریشه ی مسلمانان را بزنند

. مشکلشان فقط شیعه نیست

. به خون بقیه ی اهل تسنن به ویژه شافعی ها هم تشنه اند

. باید باشید و ببینید اینها را .....

. در راه برگشتن به هتل با خودم فکر می کنم بی شک اگر پیامبر ( ص ) تنها معجزه اش

ظهور در بین این قوم ذلول و جهول بوده باشد " به خدا قسم که کافی است

. اینها بعد از 1400 سال تمدن اسلامی شده اند این " خدا می داند در دوره ی جاهلیت

چه بوده اند ؟

. حیف سرزمین وحی " حرم حضرت رسول ( ص ) و بقیع که در جغرافیای این تخم و ترکه

است

. حرامشان باشد !

<< >>

 

. ث .

<< با گل آقا >>

( منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله گل آقا >>

<< >>

 

<< قسمت دوم >>

( شماره ی دوم - سه شنبه 8 آبان 1369 )

 

<< احساس >>

. شهردار تهران گفته است مردم باید علاقه ی کارکنان شهرداری به انجام وظایف محوله را

احساس کنند

. ولی بنده 24 ساعت است منتظر رفتگر محله مان می باشم " اما هنوز چیزی احساس

نکرده ام ! چه کار کنم ؟

. احتمالا احساس تان عیب و علتی پیدا کرده به یک تعمیراتی مراجعه کنید !

 

<< بنازم به این همه احساسات ! >>

- آخیش ! آدم دلش ضعف می رود از این همه حساسیت و انسان دوستی ! انسان لذت

می برد از این همه رمانتیک بودن !

- با خودت حرف می زنی ؟ خیالاتی شدی ؟

- نه " دارم از صدام حسین تعریف می کنم که به گزارش خبرگزاریها یک خانواده ی انگلیسی

را به مناسبت جشن تولد دخترشان آزاد کرده و به لندن فرستاده ! به به " بنازم به این همه

عشق و محبت " بنازم به این همه لطف و صفا و عاطفه !

. باور کن جا داشت یک جایزه یی " مدالی " چیزی به صدام می دادند و روی مدال

می نوشتند :

. << حلبچه >>

                                                                                    << قطب الممالک >>

 

. ج .

<< 30 سال پیش چه گذشت ؟ >>

<< قسمت چهاردهم >>

( چهار شنبه 22 فروردین ماه 1358  )

 

- شهردار تهران اعلام داشت طرح مترو تهران " برای مطالعات بیشتر متوقف شد

 

- فریدون سحابی سرپرست سازمان انرژی اتمی " علیرغم هشدار آلمانها که قبلا خبر داده

بودند که لغو قرارداد ساخت نیروگاه هسته یی بوشهر تا چه اندازه به زیان ایران خواهد بود

اعلام داشت که ساختمان نیروگاهها متوقف و قرارداد بین ایران و آلمان لغو می شود

. سحابی گفت داشتن نیروگاه اتمی برای کشور ما که به وفور در آن نفت و گاز " با بهای

ارزان در اختیار است " به صلاح و صرفه نیست

. وی با استناد به محاسبات فنی اضافه کرد برقی که از نیروگاه هسته یی بوشهر به دست

آید اقتصادی نخواهد بود

 

( پنج شنبه 23 فروردین ماه 1358 )

 

- دو فرزند آیت الله طالقانی " زمانی که به اتفاق عروس آیت الله که فلسطینی است از

دفتر هانی الحسن سفیر فلسطین در تهران خارج می شدند " توسط افراد کمیته دستگیر

شدند

. مردمی که شاهد کشمکش ابوالحسن و مجتبی علوی طالقانی با ماموران مسلح بودند

خبر حادثه را به دفتر آیت الله طالقانی رساندند

. رئیس گروه " محمد غرضی که در عین حال رئیس کمیته ی مستقر در ساختمان مرکزی

ساواک ( ضرابخانه ) بود " دستگیر شدگان را به ساختمان اصلی ساواک سابق منتقل

کرد

. درراه چشمهای آنان را بسته بودند

. آیت الله طالقانی که بیمار است با شنیدن خبر دستگیری فرزندان خود به حالت ضعف

دچار شد

. لحظاتی بعد سرهنگ امیر رحیمی فرمانده ی دژبان و دکتر یزدی معاون نخست وزیر در امور

انقلاب در خانه ی آیت الله بودند و در پی چاره جویی

. اقدامات اولیه برای یافتن فرزندان آیت الله به جایی نرسید " تا آن که یکی دیگر از فرزندان

آیت الله " اتومبیل برادر خود را در محوطه ی کمیته یافت و از آنجا پی گیریها ادامه یافت

. غروب " محمد غرضی به دفتر آیت الله احضار شد و در حالی که مذاکرات با حضور دکتر

یزدی و سرهنگ امیر رحیمی ادامه داشت " افرادی با تلفن خواستار مبادله ی فرزندان

آیت الله با محمد غرضی شدند

. آیت الله طالقانی که در این لحظات زیر نظر پزشک و از نظر قلبی به شدت ناراحت بودند

حاضر به این معامله نشدند

. شب هنگام ماجرا با آزادی فرزندان آیت الله پایان گرفت

. ولی در این فاصله به دستور طالقانی دفاتر تعطیل شد و ساعتی بعد آیت الله با اتومبیل

یکی از دوستان خود " بدون آنکه به کسی خبری بدهند به باغی در مازندران رفتند

. پخش خبر این حادثه " موجبی برای گروههای سیاسی به وجود آورد که به عنوان توهین

به یکی از شخصیتهای مبارز و رهبران انقلاب اعلامیه داده و راه پیمایی برپا دارند

. آیت الله مهدوی کنی سرپرست کمیته های انقلاب اعلام داشت که دستگیری فرزندان

آیت الله طالقانی توسط افراد خاصی صورت گرفته و ربطی به کمیته ندارد

. به دستور قطب زاده " خبری درباره ی حادثه از رادیو و تلویزیون پخش شد که بر نگرانی ها

افزود

<< پایان قسمت چهاردهم >>

..........................................

 

<< عکسها >>

 

<< فریدون سحابی >>

<< >>

 

<< آیت الله طالقانی >>

<< >>

 

<< مجتبی علوی طالقانی >>

<< >>

 

<< محمد غرضی >>

<< >>

 

<< دکتر ابراهیم یزدی >>

<< >>

 

<< آیت الله مهدوی کنی >>

<< >>

 

<< قطب زاده >>

<< >>

 

 

 

لینک
۱۳۸٩/٩/۳٠ - مجید