<< 118 >>   

. الف .

. رد می شن آدمای بی تفاوت

. از رو پلای عابر پیاده

. یه لحظه آسمونو حس می کنن

. ببین چقد دلخوشیا زیاده

. تو زندگی فکرای دور و نزدیک

. فرصت دیدن بهارو کم کرد

. غمای بیخودی بزرگ و کشدار

. زیاد شد و حوصله ها رو کم کرد

. بهار اگه عطر تو رو نیاره

. گل از گل شکوفه وا نمی شه

. مثل پرنده عاشق بهاریم

. هیچکی تو دنیا مث ما نمی شه

. رود اگه عاشق نباشه اسیره

. یه جا تو مرداب می مونه می میره

. سر می زنه به سنگ و خار و خاشاک

. می خواد که دریا رو بغل بگیره

. تا دل داری دنبال چیزی بگرد

. که زندگی از تو نکرده پنهون

. کلاف گنجشکای روی شاخه

. ردیف کفترای دور ایوون

. کی از تماشای جوونه سیره

. کی از تولد پرنده شاده

. وقتی که شاخه ها به هم می خورن

. کی عاشق زمزمه های باده

. رد می شن آدمای بی تفاوت

. پشت همین پنجره های بسته

. می خوام سکوتو بشکنم تو کوچه

. می خوام بگم کی عاشقه کی خسته

                                                           ( ترانه سرا : عبدالجبار کاکایی )

<< تقدیم به خودم و شما به مناسبت آغاز سال نو و هم چنین پنجمین سالگرد

وبلاگم و با عرض پوزش از تاخیری که در آپ کردن وبلاگ داشتم >>

<< >>

. مجید .

. ب .

. زدو دیده خون فشانم " زغمت شب جدایی

/ چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی

. همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت

/ که رقیب در نیاید به بهانه ی گدایی

. مژه ها و چشم یارم به نظر چنان نماید

/ که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

. در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است ؟

/ به امید آنکه شاید تو به چشم من در آیی

. به کدام مذهب است این ؟ به کدام ملت است این ؟

/ که کشند عاشقی را " که تو عاشقم چرایی ؟

. به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

/ که برون در چه کردی که درون خانه آیی ؟

. به قمار خانه رفتم " همه پاکباز دیدم

/ چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

. در دیر می زدم من " که یکی زدر در آمد

/ که : در آ " در آ عراقی " که تو خاص از آن مایی

                                                                      << فخرالدین عراقی >>

. پ .

<< می گویند سینما نمی خواهیم >>

. به نظر می رسد افت کیفیت فیلمهای روی پرده و کم رونقی سینمای امروز ما تاثیری

روی حجم و نوع اظهار نظرهای افراد و مجامع مختلف درباره ی سینما ندارد و چه بسا

هر چه از تاثیر گذاری سینمایمان کاسته شود " بر شدت اظهار نظرهای داغ و جنجالی

افزوده می شود !

. در ماههای اخیر بعضی افراد و جریانات به پای ثابت گفت و گوهای رسانه ایی درباره ی

سینمای ایران تبدیل شده اند و به شکل دوره ایی " هر دو سه هفته یک بار نظراتی

می دهند و نسخه هایی برای سینمای ایران می پیچند

. در میان حرف و حدیثهای اخیر " تحلیلهای آقای حسن عباسی جلب نظر می کند که

معتقد است یک جریان قوی لیبرال در سینمای ما فعال است که قصد

<< حیا زدایی >> دارد و یکی از مصادیق بارز این جریان را فیلم درباره ی الی ...

دانسته

. ایشان با توسل به نوع منحصر به فردی از نشانه شناسی سینمایی و تحلیل فیلم "

به این نتیجه رسیده که روند داستان و سیر تحول شخصیتها در فیلم اصغر فرهادی به

نحوی است که لیبرالیسم و فمینیسم تبلیغ شود و از مخاطب

<< ایمان زدایی >> به عمل آید

. تعابیری مشابه " اخیرا در بیانیه ی صادر شده از سوی جمعی از طلاب مدرسه ی

فیضیه نیز به چشم می خورد که در حمایت از فیلم ملک سلیمان به

<< برخی جریانات صاحب رسانه >> اعتراض کرده اند و آنها را متهم کرده اند که به

<< بایکوت این فیلم سینمای دینی >> پرداخته اند و در عوض به حمایت از

<< فیلمهایی از جنس سینمای لیبرالیسم >> مشغولند

. در آن سو " آقای فرج الله سلحشور هم در ادامه ی سلسله مصاحبه های ماههای

اخیرش " آب پاکی را روی دست همه ریخته :

<< والله نبود این سینما بهتر است

. کما اینکه دهها کشور در دنیا سینما ندارند و هیچ اتفاق خاصی هم برای آنان

نیفتاده .... سینمایی که نه ایمان مردم را بالا می برد و نه فساد را مقابله

می کند و در آن خیری نیست " همان بهتر که نباشد >>

. محور مشترک اظهار نظرهایی از این دست در چند ماهه ی اخیر که گاه به بهانه ی

حمله به فیلم طلا و مس " و گاه به بهانه ی حمایت از فیلم ملک سلیمان بیان می شود

 این است که سینمای ایران هیچ دستاورد قابل قبولی برای فرهنگ کشور نداشته و

ندارد " جریانات خطرناک فکری در آن نفوذ کرده اند و قصد ترویج اباحه گری دارند و

تعطیلی اش به صلاح است و بهتر است برچیده شود

. این که چنین حمله های بی سابقه یی در ایامی صورت بگیرد که سینمای کشور

چهار سال تحت نظارت حسین صفار هرندی فعالیت کرده و در حال حاضر هم مدیری با

سوابق جواد شمقدری اداره اش می کند " جدا شگفت آور و قابل تامل است

. وضعیت فعلی به وضوح نشان دهنده ی بی اعتمادی عمیق بخش موثری از جامعه ی

مذهبی ماست که هنوز هم سینماگر ایرانی را صاحب صلاحیت نمی داند و ترجیح

می دهد فاصله ی خودش را با سینما و دست اندرکاران آن حفظ کند

. در این مختصر قصد ورود به جزئیات این بحث و نفی و اثبات نقل قولهای بالا را ندارم

. شاید دوستان درست می گویند

. شاید رسانه های ما به قدر کافی از ملک سلیمان حمایت نکرده اند

. فعلا بگذریم " بحث اصلی این است که در همه ی این تحلیل ها چند نکته فراموش

می شود :

. چه بپسندیم و چه نپسندیم پدیده یی به نام سینما در جهان وجود دارد

. تولید فیلم در جهان انجام می شود

. مردم می دانند چیزی به نام فیلم سینمایی وجود دارد و می خواهند آن را تماشا

کنند

. اگر ما سینمایی را که دستاورد سی و چند سال مدیریت فرهنگی در نظام جمهوری

اسلامی است " صاحب چنین ویژگیهایی می دانیم " با سینمای جهان می خواهیم

چه کنیم ؟ اگر در سینمای ما لیبرالیسم رخنه کرده " سینمای جهان که اصلا خود

لیبرالیسم است

. با برکناری سینماگر ایرانی " چه کسی را می خواهیم جایگزین کنیم ؟ اگر درباره الی..

را هم برای تماشاگر ایرانی مناسب نمی دانیم " پیشنهادمان چیست ؟ گیریم سینمای

ایران را تعطیل کردیم " نفس وجود سینما را که نمی توانیم تعطیل کنیم

. میل تماشاگر به سینما را که نمی توانیم تعطیل کنیم

. در غیاب فیلم ایرانی ما چه داریم که به او عرضه کنیم ؟ نتیجه ی مستقیم این

پیشنهادها " واگذاری کامل عرصه به رقیب خارجی است

. ترجیح مان این است ؟ تکرار این حمله ها و عمیق تر کردن بی اعتمادی جامعه ی

مذهبی به سینما " چه نفعی به فرهنگ دینی و ملی کشور می رساند ؟

. آقای سلحشور می گوید دهها کشور در دنیا سینما ندارند و اتفاق خاصی هم

برایشان نیفتاده " اتفاق خاص همین است که مردم این کشورها به جای تولیدات

خودشان فیلم هالیوودی تماشا می کنند

. این واقعا اتفاق خاصی نیست ؟!

 

<< >>

<< >>

. ت .

<< رمز گشایی >>

. دکتر حسن عباسی رئیس مرکز دکترینال بدون مرز در برنامه ی << راز >> شبکه ی

چهار گفته است :

. کارتون سوپر من آمریکایی ها را برای ابرقدرت شدن آماده می کند و لباس سوپر من

چون از رنگ قرمز و آبی است و در پرچم آمریکا قرمز و آبی وجود دارد " سوپر من نمایش

امپراتوری آمریکاست

. وی کارتون خانواده ی دکتر ارنست را نیز نماد دیگری از دکترین امریکا برای اداره ی

جهان دانست

١- پیشنهاد می کنم حالا که آقای دکتر عباسی دست شان در کار دکترین و رمز گشایی

راه افتاده " بفرمایند نظرشان درباره ی آثار قبل از انقلاب " بالاخص

<< مورچه داره >> " << موسرخه >> " << فریب خورده و رها شده >> "

<< مادر جونم عاشق شده >> و ... بفرمایند تا رد پای آمریکا را در آثار آن دوره هم

ببینیم

٢- با توجه به اینکه << خانواده ی دکتر ارنست >> یک کارتون ژاپنی است "

پیشنهاد می کنیم ایشان نظرشان را درباره ی << فوتبالیستها >> و

<< ای کی یو سان >> که هر دو ژاپنی بودند و طبیعتا در جهت اهداف آمریکایند "

بیان کنند

٣- ای کاش دکتر عباسی نظرشان را درباره ی فیتیله اییها و پنگول هم بگویند

. بچه های ما اینها را دوست دارند " نکند یک وقت آمریکایی از آب دربیایند ؟

 

<< >>

. ث .

. مرتضی آوینی هنوز هم مظلوم است و ناشناخته

. این درست است که از زمان شهادتش تا به امروز همایش ها " کنگره ها و سمینارهای

بسیاری به نام او برگزار شده " کتابهای بسیاری درباره ی او و یاد از او چاپ شده و حتی

جایزه یی به نام او اختصاص یافته اما این همه به جای آنکه تصویری واضح و حقیقی از

آوینی ترسیم کند " حجابی شده است برای شناختن آن عزیز

. سیاست زدگی را هم که حجاب اکبر است " بر آن حجابها بیفزایید " نتیجه اش این

می شود که  روزنامه نگاری که دعوی حرفه ایی بودن هم دارد به سراغ یکی از

نویسندگان مجله ی سوره می رود و از او درباره ی شباهتهای فکری احمدی نژاد و

مرتضی آوینی می پرسد ! و تازه این حال و روز روزنامه نگاران و نویسندگان نشریات

روشنفکری ماست که دعوی تنویر افکار عمومی دارند و قرار است ما جاهلان را بر

شانه های آگاهی خود بنشانند و خورشید را نشانمان دهند

. روشنفکر ستیزان هم که تکلیفشان روشن است

. از آن همه مقاله و هنر و شور و شعور تنها چفیه ی آقا مرتضی آوینی را می بینند و

خیلی که همت کنند مقاله ی << حلزونهای خانه به دوش >> را

. هر تلاشی برای شکستن این حصار عدم شناخت " محکوم به شکست است

. متفکران << خلاف آمد عادت >> در هر روزگاری غریبند چرا که در زمانه یی زبان به

سخن می گشایند که هیچ گوشی مستعد شنیدن شخن آنان نیست

. ظهور زود هنگام به بیگانگی با اطرافیان و در نهایت به غربت می انجامد " آن اندک

گوشهایی که ندای متفکران غریب را می شنوند " می خواهند به دیگران بفهمانند که

حقیقت ماجرا چیست اما تکاپوی آن گوشها هم غالبا سرانجامی بهتر از زبانهای غریب

نخواهد داشت

<< به بهانه ی سالگرد شهادت شهید سید مرتضی آوینی >>

<< >>

. ج .

. علی مطهری نماینده ی اصولگرای تهران صدا و سیما را به تحریک مردمی که سال

گذشته به انتخابات معترض بودند " متهم کرد

. احمد توکلی دیگر نماینده ی اصولگرای تهران نیز بر عملکرد رسانه ی ملی بعد از

انتخابات سال ٨٨ خرده گرفت

. اگر چه مطهری در گفت و گو با << خبر آنلاین >> نسبت به راهپیمایی ٢۵ بهمن

انتقاد کرد " اما در خصوص بحران سیاسی جاری کشور نیز گفت :

. تا زمانی که یک طرف را حضرت عباس و حضرت علی اکبر بدانیم و طرف دیگر را

ابن زیاد و عمر سعد " این بحران ادامه خواهد داشت

. در ایام اخیر اظهار نظرهایی درباره ی آقای هاشمی شده که برخی از آنها از انصاف

به دور است

. آقای هاشمی بعد از حوادث ٢۵ بهمن بی قانونی و هتاکی را محکوم کرد " منتهی

برخی انتظار دارند ایشان همانند آنها اعلام کند که اعدام باید شود

. اساسا تعیین تکلیف برای دیگران که تو هم باید مانند من موضع بگیری " نوعی

بی احترامی به افراد است

. وی گفت :

. وقتی صدا و سیمای ما به شکل مداوم عده یی را خطاب قرار می دهد که شما هیچ

طرفداری ندارید و از صحنه ی سیاسی خارج شده و مرده ی سیاسی هستید " آنها

تحریک می شوند تا خودی نشان دهند

. در همین راستا " احود توکلی دیگر نماینده ی تهران از فراکسیون اصولگرایان در سایت

<< الف >> در پاسخ به سئوال خبرنگاری درباره ی رویکرد رسانه ی ملی بعد از

انتخابات گفت :

. به نظر من رسانه ی ملی اشتباه بسیار بزرگی کرد که به معترضان اجازه ی بیان

نظرشان را نداد

. از نظر من وقتی ما کاملا برحق بودیم و پاسخ سئوالات معترضان را اشتیم " باید به

آنها تریبون می دادیم و به مناظره فرا می خواندیمشان تا مردم خود نظر و استدلال

طرفین را بشنوند و قضاوت کنند

. مجموعا رسانه های مدافع نظام و تاکنون " به خصوص رسانه ی ملی در پاسخگویی به

سئوالات معترضان و اقناع آنها بسیار کم کاری کردند و به شما و دیگر معترضان از این

نظر حق می دهم

<< >>

<< >>

. چ .

<< مغازله >>

( تفسیر اشعار جناب حافظ ! )

. حافظ :

<< یا رب این شمع شب افروز ز کاشانه ی کیست ؟ / جان ما سوخت بپرسید

که جانانه ی کیست ؟ >>

. خواجه ی شیراز در این بیت اشاره ی مستقیم دارد به اینکه در هیچ کشور خاور میانه

هیچ خبری به هیچ شکلی نیست و همه چی آرومه ما هم چقدر خوشحالیم

. ایضا اشاره دارد به اینکه چندی پیش در جشنواره ی شعر فجر رئیس دولت دو بیت

شعر خواند و علی معلم از شاعری اعلام بازنشستگی کرد

. همان طور که مستحضرید " اساسا اشعار حضرت حافظ معانی گونه گونی در دل

نهفته دارند

. بر فرض اینجا که گفته شده << این شمع شب افروز ز کاشانه ی کیست ؟ >>

می خواهد به ما بگوید از حرفهای معاون اول رئیس دولت " رحیمی " به سادگی

نگذرید

. او اصولا حرفهای مهمی می زند مثلا گفته بعضی کارهای ما در دنیا غوغا کرده است

. البته من و سایر اندیشمندان معتقدیم تمام کارهای ما در دنیا غوغا کرده اما به یاد

داشته باشم بحث حافظ فراتر از این موضوعات است و او با شنیدن چنین سخنانی نه

تنها حیران و سرگشته پرسیده این شمع شب افروز ز کاشانه ی کیست ؟ که ادامه هم

داده << جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست ؟ >> یعنی منظورش این

بوده شما همین فرمون برو جلو !

. بعضی از اهل شعر و ادب پارسی را البته اعتقاد بر این است که در مصرع دوم حافظ

علاوه بر موضوع مزبور به مبادله ی شیر هندی با آهوی ایرانی هم اشاراتی داشته

است ! فی الواقع پس از تبادل پلنگ ایرانی با ببر روسی که در نهایت به ایدز ببرها در

ایران انجامید " حالا رسیده اییم به مبحث شیر هندی

. ادبا اشاره دارند که یحتمل در آینده ی نزدیک خرس ایرانی با سوسمار آفریقایی "

جوجه خروس ایرانی با توله کانگورو استرالیایی " سوسک طبقه ی زیر همکف دروازه

شمرون با موش کور خواهر مادر دار چینی و .... مبادله خواهد شد تا کماکان کارهای ما

در جهان غوغا کند !

/////////////////////////////////////////////////////////

. حافظ :

<< نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی / گذر به کوی فلان کن در آن

زمان که تو دانی >>

. حافظ می گوید << گذر به کوی فلان کن >>

. البته لسان الغیب حرف بی ادبی نمی زند و منظور بدی از این تعبیر ندارد " اساسا

گویا هیچ کس دنبال مسائل بی ادبی نیست " ایدز هم از طریق مسواک زدن دارد

منتشر می شود

. در همین راستا وزیر ارشاد هم گفته :

<< کی چنین اتفاقی افتاده که زن و مرد بخواهند با یکدیگر روبوسی کنند ؟ >>

نه ؟ " واقعا " چه کاریه ! حتی اگر قرار باشد زبانم لال خدای نکرده چنین اتفاقاتی بیفتد

حافظ راهنمایی می کند << در ان زمان که تو دانی >>

. مردم مریض نیستند وسط اختتامیه یا افتتاحیه ی یک جشنواره به امر قبیح بوسه

بپردازند

. در مصرع اول آمده << نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی >>

. مراد از این سعادت فی الواقع سعادت آباد است و به همین خاطر رئیس دولت هم گفته

<< مردم را به سمت ویلا نشینی سوق دهید >>

. حرف درستی است

. معنی ندارد همه چپیده اند توی آپارتمانهای ۵٠ " ۶٠ متری

. چشم " عرض کردیم چشم ما از همین فردا صبح می رویم ویلا نشینی را شروع

می کنیم فقط احساس شرمندگی داریم که نمی توانیم از همین امشب شروع کنیم

. آنهایی که می توانند امشب شروع کنند " شروع کنند " ما هم قول می دهیم از صبح

فردا به این ماجرا بپیوندیم !

. شعر امروز حافظ با بعضی خوانش ها کژتابی هایی دارد که گویا در فدراسیون فوتبال

ما هم تاثیر گذاشته و دوستان گفته اند :

<< با کرش به جاهای خوبی خواهیم رسید >>

. دستی رو بکش عزیزم ! و بیشتر از اینش رو تعریف نکن " خوبیت نداره " بی حیا !

 

. ح .

. آن ور دنیا نشسته اند ٢۵ سال تحقیق کرده اند ( باورتان می شود ؟ ٢۵ سال عمرشان

را تلف کرده اند پای یک پژوهش که می شد با چند هزار تومان از زیر پله های انقلاب

خرید ! ) و با بررسی ٢٠٠ هزار دانشجوی ٣٠٠ کالج دنیا به این نتیجه رسیده اند که

دانشجوها در ٢۵ سال گذشته افسرده تر شده اند

. بعد هم گفته اند که دلایل این افسردگی کم شدن همدلی بین دانشجوها " استرس

ناشی از رقابت علمی بین دانشجوها " شب بیداری برای امتحان ها " بحران اقتصادی و

افزایش نرخ بیکاری است

. خدایا شکرت ! شکر که ما از این سوسول بازیها در این مملکت نداریم

. دانشجوهایمان خیلی خوشحال و سرخوش می روند سر کلاسهایشان و خوشحالتر و

سرخوش تر بر می گردند

. بیکاری که معنا ندارد چون دست کم تا ٣۵ سالگی پول توجیبی مان را بابا می دهد

. رقابت علمی هم که اصلا معنی ندارد و دانشگاه رفتن فقط برای داشتن یک کارت

دانشجویی است

. بحران اقتصادی هم که همه جا را درب و داغان کرده و ما را کک هم نگزیده

. نرخ بیکاری هم که سال به سال کمتر و کمتر می شود و می رود که منفی شود و

خلاصه همه چی آرومه

. برو بچه ها در دانشگاه نانی در عشق ترید می کنند و می روند و می آیند و انصافا

خیلی هم به شان خوش می گذرد

 

. خ .

<< امام موسی صدر زنده است و حوادثی در آینده رخ خواهد داد و ایشان باز

خواهد گشت " ایشان ذخیره ی الهی است و خداوند خواسته اند که ایشان را

ذخیره کنند تا زمانی برگردند و نقش مهمی در رابطه با قضایای جهان اسلام

ایفا کنند >>

( پیشگویی مرحوم حضرت ایت الله العظمی بهجت )

<< >>

. د .

. هم اکنون اخلاق در جامعه آسیب دیده و دروغ ها از سطوح رسمی تا دیگران وجود دارد

. آمار و وعده های دروغ دادن " تخلف از وعده کردن " شعارهای بی محتوا دادن " فریب

دادن " تهمت زدن " همه ی اینها خلاف اسلام است

 

. اگر جامعه احساس کند اسلام این است تحقیقا تردید پیش می آید

 

. خیابانهای ما آنچه که باید نیستند

. البته من نمی خواهم در مورد برخی مسائل صحبت کنم " چون خیلی از ملاحظات را

در نظر می گیرم " ولی باید گفت با زور و ترساندن کار پیش نمی رود

. البته در اسلام زور " ترساندن و تعزیرات و مجازات وجود دارد " اما مردم را باید معتقد به

احکام بار بیاوریم و بدانیم اگر اسلام باشد " احتیاج به نیروهای پلیس " گارد و زندان

نخواهد بود و در واقع همه ی اینها از کارهای مهمی است که ما باید تلاش کنیم تا

اسلام به محتوای واقعی خود باشد و مردم نیز به آن علاقه مند شوند

 

. مردم ما در اصل با ولایت فقیه مشکلی ندارند

. مشکلی که ممکن است پیش آید این است که خیلی از افراد و نهادها از رهبری

زیادی خرج و هزینه می کنند و هر کاری حتی کار اشتباهی که کرده باشند " از رهبری

خرج می کنند

. این در حالی است که باید خودمان وظایف مان را انجام دهیم

 

. عده یی می خواهند رهبری را در یک جریان حتی کوچک محبوس کنند

. اگر چه ممکن است اینها به زعم خود سود کنند " اما این اشتباه اساسی آنهاست و

به آنها ضرر می رساند " چرا که باید دانست رهبری برای همه است

 

. نمی شود از جامعه ایی که خود گرفتار بیکاری " بداخلاقی " تورم و اختلاس است الگو

ساخت

 

. ایران امروز با ثروت " جغرافیا " مردم هوشمند " روحانیت نیرومند و دانشگاههای

فراوانش اگر نتواند الگو شود در واقع این نقصی در مدیریت کار ماست و در نتیجه باید به

فکر این موضوع باشیم و کارهای بهتری انجام دهیم و نقص های خود را کم کنیم

 

<< منتخبی از اخرین نطق آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس

مجلس خبرگان رهبری - ١٧ اسفند ١٣٨٩ >>

<< >>

. ذ .

. مرکز تخصصی مهدویت حوزه ی علمیه ی قم با صدور اطلاعیه یی مستند

<< ظهور بسیار نزدیک است >> را رد و مستندات آن را برگرفته از کتب غیر معتبر

اعلام کرد

. به گزارش مهر در بخشی از اطلاعیه ی مرکز تخصصی مهدویت آمده است :

. مدتی است که برخی اظهار نظرها و عرضه ی سی دی هایی پیرامون تحقق برخی

علائم و تطبیق بعضی از نشانه های ظهور با برخی از شخصیتها " فضای کشور را فرا

گرفته و موجب التهاب و تشویش افکار عمومی شده است " نمونه ی جدید تطبیق

سازی که به صورت گسترده نیز در کشور پخش شده فیلم مستند

<< ظهور بسیار نزدیک است >> می باشد

. در پایان این اطلاعیه آمده است :

. بنابراین این گونه فیلمهای مستند و فعالیتهایی مانند آن " از نظر مرکز تخصصی

مهدویت حوزه ی علمیه ی قم مردود بوده و مطالب آن اعتبار ندارد

 

<< >>

. ر .

<< با گل اقا >>

<< منتخبی از مطالب چاپ شده در مجله ی گل آقا >>

<< قسمت چهارم >>

( شماره چهارم - سه شنبه ٢٢ آبان ماه ١٣۶٩ )

<< >>

<< این نیز بگذرد >>

. دیروز در صف اتوبوس ایستاده بود

. مردی که بود عاقل و هشیار و با خرد

. یک یک زگرد راه رسیدند چند بنز

. بی آنکه کس سوار شود " هی شدند رد

. بنز دگر رسید پس از نیم ساعتی

. گفتند این یکی دو سه تا " با خودش برد

. لیکن میان جمع " همان پیر هوشیار

. آهی کشید و گفت که : این نیز بگذرد !

                                                                                 << عمو یادگار >>

///////////////////////////////////////////////////////

<< ریش بی ریشه >>

. رباعی ذیل درباره ی متجددانی که یک ریش بزی به ته چانه ی خود آویزان می کنند و

یک پیپ هم میان دو لب می چپانند " سروده شده است :

. ریشوی فکل بند تجدد پیشه

. می کرد برای عیش و نوش اندیشه

. کردم چو نظر به صورت او " گفتم :

. افسوس که این ریش " ندارد ریشه !

                                                                                       << شوخ >>

. ز .

<< ٣٠ سال پیش چه گذشت ؟ >>

<< قسمت شانزدهم >>

( یکشنبه ٢٣ اردیبهشت ماه ١٣۵٨ )

- شیخ صادق خلخالی " رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی اعلام داشت ترور شاه سابق

" فرح و اشرف پهلوی آزاد است

. وی در عین حال غیابا حکم اعدام بختیار " شریف امامی " نهاوندی " فریده دیبا "

اویسی " ازهاری " پالیزبان  و شعبان جعفری را صادر کرده است

. وی گفت هیچ دولتی حق ندارد عاملان ترور شاه و همدستانش را بازداشت کند

. انتشار این خبر در جهان " جنجال بزرگی به راه انداخت

( دوشنبه ٢۴ اردیبهشت ماه ١٣۵٨ )

- جلوگیری از ورود  محمد علی اینانلو گزارشگر ورزشی به سازمان رادیو و تلویزیون "

جنجال تازه یی در روابط قطب زاده و کارکنان رادیو تلویزیون ایجاد کرده

. اینانلو که مقاله یی نوشته بود با عنوان << من قطب زاده را محکوم می کنم >>

" فردای چاپ مقاله نتوانست در محل کار خود حاضر شود

. به دستور قطب زاده از حضور او در رادیو و تلویزیون جلوگیری شد

( چهارشنبه ٢۶ اردیبهشت ماه ١٣۵٨ )

- شرکت ایران ناسیونال همه ی پروژه های دراز مدت خود را متوقف و قرار داد خود را با

پژو لغو کرد

( سه شنبه ١ خرداد ماه ١٣۵٨ )

- سید محمود دعائی که در همه ی سالها " همراه امام در نجف بود و کار ارتباط بیت با

مقامات دولتی عراق را به عهده داشت " به عنوان سفیر ایران در عراق معرفی شد

. او اولین روحانی است که پست سفارت می گیرد

( جمعه ۴ خرداد ماه ١٣۵٨ )

- شب هنگاه دو نفر مسلح به عنوان اینکه نامه یی از حجت الاسلام ناطق نوری در

دست دارند وارد خانه ی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی از موسسان حزب

جمهوری اسلامی شدند و در اثر تیراندازی آنها " این روحانی مبارز از ناحیه ی پشت و

شکم مجروح شد " با دخالت همسر آقای هاشمی " وی از مرگ حتمی نجات یافت

 

- اعلام شد که امام خمینی برای بهبود حال آقای هاشمی رفسنجانی نذر کرده اند

 

                                                               << پایان قسمت شانزدهم >>

<< عکسها >>

. صادق خلخالی .

<< >>

. شاه .

<< >>

. فرح .

<< >>

. اشرف پهلوی .

<< >>

. شاپور بختیار .

<< >>

. جعفر شریف امامی .

<< >>

. هوشنگ نهاوندی .

<< >>

. غلامرضا ازهاری .

<< >>

. شعبان جعفری .

<< >>

. محمد علی اینانلو .

<< >>

. سید محمود دعائی .

<< >>

. امام خمینی .

<< >>

. حجت الاسلام ناطق نوری .

<< >>

. هاشمی رفسنجانی .

<< >>

لینک
۱۳٩٠/۱/٢۱ - مجید