<< ۲۹ >>   

. الف .

. زندگی را اسان بگير؛ چون روزگار به اندازه کافی به تو سختی خواهد داد.

<< >>

. ب .

<< دو ديدگاه درباره نامه خانم فاطمه رجبی عليه اقای خاتمی >>

<< >>

. روزنامه شرق چندی پيش سرمقاله خود را به متن نوشته شده توسط يکی از

اعضای دولت سيد محمد خاتمی؛ رئيس جمهوری اصلاح طلب اختصاص داده که

در نکوهش يادداشت توهين اميز همسر سخنگوی دولت عليه خاتمی چنين

نوشته است:

.  گرچه جايگاه نويسنده نامه شخصا از اهميتی برخوردار نيست که به ان

پرداخته شود ولی به دليل انکه نويسنده نامه همسر سخنگوی دولت است و

رانت نزديکی به کانون قدرت رياست جمهوری باعث انتشار ان شده بايد به چند

نکته توجه کرد از جمله اينکه.....

. اگر روزی که همسر اقای الهام کتاب <<معجزه هزاره سوم>> را در فضيلت

احمدی نژاد می نوشت؛ بنا به کلام مولا؛ خاک بر دهان متملقان می پاشيدند؛

امروز همه دستاوردهای ۲۷ ساله انقلاب توسط فرد ناشناسی که همسر اقای

شناخته شده دولت فعلی است زير سئوال نمی رفت.

. البته هيچ يک از علاقه مندان اقای خاتمی از اقای الهام نمی خواهند که خدای

ناکرده صاحب اين قلم پر اهانت و فحاشی را به دادگاه معرفی کند.

. از مقامات قضايی هم نمی خواهند که از نويسنده نامه شکايت کنند.

. خاتمی از اين اهانتها اسيبی نمی بيند.

. مدير مسئول روزنامه کيهان هم در يادداشت مطبوعاتی خود نامه تند روانه همسر

سخنگوی دولت عليه اقای خاتمی را به نقد کشيده است و با اشاره به اينکه:

. خانم رجبی اگر چه از سويدای دل می گويد و می نويسد؛ ولی متاسفانه در

بسياری از نوشته ها با عرض پوزش حرمت مسئولان و نظام را نگاه نمی دارد؛

شعار را به جای استدلال می نشاند؛ بين صفر و صد نقطه ديگری نمی شناسد و

از اين روی به اغراق روی می اورد...

. اميد است خانم رجبی خود را خدای نا خواسته برتر از همه نظام ندانند که

البته در تئوری نمی دانند؛ اما در عملکرد ايشان جز اين تفسيری ندارد.....

. ايا ايشان عقل سياسی؛ شعور دينی و بينش اسلامی خود را برتر از همه

می دانند؟! وايا بر اين باورند که تماميت مردم و مراجع و رهبری و.. از درک انچه

ايشان درک فرموده اند؛ عاجزند؟!.....

. ايشان در يادداشت خود خواستار خلع لباس اقای خاتمی شده اند؛ اقای خاتمی

دو دوره متوالی رئيس جمهوری کشور بوده ان هم با ارای بالا و کم نظير.

. ايشان با کدام منطق عقلی و شرعی رئيس جمهوری منتخب مردم و مورد

تائيد بالاترين مقام رسمی و دينی نظام را وابسته به امريکا می دانند؟!

. پ .

<< يک خبر نگران کننده >>

. يکی از نشريات هفتگی که به طور مرتب و خستگی ناپذير پی گير تحرکات و

تغيير و تحولات جامعه اجنه در تهران و سطح کشور است؛ از قول کارشناس خود

اين هفته اعلام کرده که ۴۵ روز است که هيچ جنی در تهران تسخير نشده است.

. کارشناسان به طور شبانه روزی در حال ارزيابی اين مسئله نگران کننده و

ارتباط ان با بحرانهای جهانی و مناقشات منطقه ايی هستند.

<< >>

. ت .

<< پايان نرگس؛ لو رفت >>

<< >>

. همان طور که داريد سريال نرگس را دنبال ميکنيد و مستحضر هستيد؛ چند

قسمتی است که هيچ اتفاق خاصی نمی افتد و به قول يارو گفتنی:

. << سريال از نفس افتاده و کم اورده >>

. نمونه بارز اين ادعا همين مادر خودمان.

. تا قبل از سريال نرگس؛ ساعت ۷ شب شام ميخورد و ۹ نشده می خوابيد.

. اما ان اوايل پخش سريال نرگس؛ تا يک ربع به يازده بيدار می ماند و با چشمان

گرد؛ ماجرا را دنبال می کرد.

. شوکت را نفرين و برای سلامتی نرگس دعا می کرد.

. تازه وقتی هم می خوابيد؛ در خواب با شوکت دعوا می کرد.

. خلاصه حسابی ماجرا داشتيم.

. اما از وقتی نسرين با مينی بوس شرکت واحد رفت سفر و بچه هيولا صفتش که

دوروزه مودار و النگو دار و خيلی چيزهای ديگر دار شد را زاييد؛ ديگر مادر جلوی

تلويزيون؛ نيم ساعتی چرت می زند و تازه بی خيال بعضی قسمتها می شود و

می رود راحت می خوابد.

. تازه خبر موثق داريم که ميزان ترافيک تهران در ساعت پخش نرگس؛ دوباره

افزايش يافته و ملت در خانه بند نمی شوند.

. اين از اين!

. اما حالا که به اخرهای سريال رسيديم؛ چند تا پيش بينی از پايان نرگس

برايتان نقل می کنيم تا کفتان ببرد:

- شوکت؛ به عنوان جاسوس هسته ايی دستگير می شود.

- بهروز خيانتکار با بسته پيشنهادی اروپا همراه سولانا بر می گردد.

- بهار با سرعت هر چه تمام تر بزرگ می شود و انتقام اش را از شوکت می گيرد.

- همه همديگر را می کشند.

. در صحنه پايانی؛ ابراهيمی ظاهر می شود و می گويد:

. << فنيتو >>

- رستم؛ همه کاره است و همه خط ها را او به شوکت می دهد.

- نرگس از احسان طلاق ميگيرد و با شوکت ازدواج ميکند.

. ادامه بدهيم؟ کفتان هنوز نبريده...؟!

. ث .

<< تاکتيکهای سرگيجه اور؛ ادعاهای عجيب! >>

. همين طور پيش برويم؛ ورزش ايران نه تنها همه مرزهای بين المللی را در خواهد

نورديد بلکه به زودی اوازه ان از کهکشانها هم بيرون خواهد زد.

. ما برای اين حرف؛ دليل داريم.

. وقتی که تيم ملی ايران به مصاف کره جنوبی می رود و سرمربی تيم

<<اميرخان>> با افتخار تمام می گويد تا شروع بازی خبر نداشته که يک مربی

ايرانی به اسم افشين قطبی روی نيمکت کره ای ها نشسته؛ ما غير از پيروزی

چه انتظاری می توانيم داشته باشيم؟

. وقتی ناصر خان ابراهيمی ملقب به <<پدر تاکتيکها>> روی نيمکت ماست و در

عرض نود دقيقه؛ ۶۷ بار ارايش تيمی ايران را از ۳-۶-۱ به ۴-۴-۲؛ ۳-۴-۳؛ ۳-۵-۲؛

۶-۳-۱ وغيره تغيير ميدهد؛ حاصل کار جز سرگيجه گرفتن حريف وگل خوردنش چه

خواهد بود؟

. و در اخرين اظهار نظر هم رئيس سازمان تربيت بدنی فرموده اند:

. << ما در دوره بعدی جام جهانی؛ حد اقل بايد به جام صعود کنيم و بعد با بالا

رفتن از گروهمان به جمع ۱۶ تيم برتر دنيا برسيم >> ايشان فرموده اند:

<< البته ما هنوز انتظار نداريم تيم تا ۸ تيم صعود کند! >>

. اقا ما با اين مديران سازمان و مربيان تيم ملی که همه را پيچانده اند؛ خيلی حال

می کنيم و اين را با صدای بلند اعلام می نماييم ( همه اش که نبايد انتقاد و غرغر

باشد )؛ به خصوص با ان قسمت اول حرفهای اقای علی ابادی.

<< >>

<< >>

. ج .

<< به بهانه نيمه شعبانی که گذشت >>

<< >>

. يا ابن البدور المنيره

. ای فرزند ماههای تابان

. يا ابن السرج المضئيه

. ای فرزند چراغهای روشن

. يا ابن الشهب الثاقبه

. ای فرزند شهابهای درخشان

. يا ابن الانجم الزاهره

. ای فرزند ستاره های نورانی

. يا ابن السبل الواضحه

. ای فرزند راههای بی ترديد

<< نجاتمان ده از اين تاريکی >>

<< >>

. بيا و پيکره چوبی مرا بتراش

. ومثل عشق؛ مرا خط خطی کن و بخراش

. ميان اين همه ديوار؛ چشم گم شده است

. اگر چه کور؛ ولی باز هم تو پنجره باش

. لجن لجن به پليدی رسيده اند اين قوم

. کجاست وارث ادم؛ ميان اين همه لاش؟!

. دوباره عاد و ثمود و... خدا به خير کند!

. دوباره جنگل و غار و هياهوی خفاش

. شب است و رعشه طوفان و سوسوی فانوس

. کليم! معجزه کن؛ روی شب ستاره بپاش

. در اين ميان که خود عشق هم نمی داند

. که از کدام تبار است؛ از کدام قماش

. به عشق اينکه به اتش رسد ادامه من

. بيا و پيکره چوبی مرا بتراش

                                         << کبری موسوی قهفرخی >>

. چ .

<< افتاب شرق غروب کرد >>

. روزنامه شرق ديروز توقيف شد.......

<< >>

. ح .

. علی دوانی با انتشار نامه سرگشاده ايی در واکنش به موضع گيری اخير دخترش

فاطمه رجبی اعلام کرد:

. موضع گيری تند بر ضد دولتمردان گذشته خدمت به دولت مردمی و کاری جناب

اقای دکتر احمدی نژاد نيست.

. وی در اين مقاله مينويسد:

. در غياب اينجانب که در سفر مشهد مقدس بودم؛ مقاله ايی به قلم دخترم خانم

فاطمه رجبی پيرامون سفر جناب اقای خاتمی رئيس جمهوری سابق به امريکا

انتشار يافته است.

. از انجا که اينجانب مبتلا به کسالتهای حاد هستم؛ فرزندانم اينگونه اخبار را به

ملاحظه حالم به من نمی دهند؛ لذا مقاله مذبور و بازتاب ان را از من کتمان کرده

بودند.

. اخيرا به طور اتفاقی از ان باخبر شدم و به جهت کسالت نتوانستم ان را بخوانم

فقط مضمون کلی ان را به من گفتند که برای چندمين بار ناراحت شدم.

. علی دوانی در ادامه اين نامه ياد اور شده است:

. هم اکنون چند نکته را لازم به توضيح ميدانم:

. دخترم در زمان رياست جمهوری جناب اقای خاتمی چند بار مقالاتی در انتقاد از

عملکرد ايشان نوشته بود که فقط يک بار ان را مطلع شدم و همان موقع به نشريه

<<يالثارات>> به سبب چاپ انها گلايه کردم.

. چندی پيش هم اين دختره طی مقاله ايی بر ضد جناب اقای هاشمی

رفسنجانی؛ جناب اقای خاتمی؛ و جناب اقای کروبی و ديگران موضع گرفته بود که

ان را هم فرزندانم از من پنهان داشتند و پيامدی داشت که قضيه مسکوت ماند.

. ......

. علی دوانی محقق و پژوهشگر تاريخ در پايان مقاله خود به دخترش هشدار داده

است:

. در خاتمه ضمن عذرخواهی از اقايان محترمی که در مقالات دخترم مورد انتقاد

قرار گرفته اند؛ به عنوان پدری که بيش از بسياری از کسان با بيان و قلم به

انقلاب و خط امام خدمت کرده است؛ به دخترم تذکر ميدهم از اين گونه

موضع گيری در گفتار و نوشتار خودداری نموده و طوری نشود که خدای ناکرده

رابطه پدری و فرزندی ما قطع شود.

<< خلاصه شده از روزنامه حيات نو >>

لینک
۱۳۸٥/٦/٢۳ - مجید