<< ۶۹ >>   

. الف .

<< به یاد کارتونهای دوران کودکی >>

. دیگر نه پسر شجاعی است که با شین شین حرف زدنش حال کنم؛ نه شیپورچی ایی که

چشمانش از بدجنسی ( آن هم به صورت ضربدر سفید ) نه آنتی که توی دلم به اش فحش

بدهم؛ نه فلونی که به حیوان بازی هایش حسودیم شود؛ نه تامی که به جای عدد پنج و شش

و هفت بگوید << خیلی >>

. نه لی لی بیتی که از آن گیلاسهای خوشمزه توی تیتراژ کارتون بخورد؛ نه کاپیتان اسماجی

که صبح تا شب دنبال طلاهای جزیره ناشناخته باشد؛ نه سرندی پیتی ایی که عاشق رنگ

صورتی اش شوم

. کجایند مریم گلی و آقای شوید؛ چرا خبری از آن گربه هایی که توی زندان زندگی می کردند و

کلانتری که مثل گارسونها برایشان غذا می برد نیست؟

. راستی اسم پدر پسر شجاع چی بود؟

. از عاقبت آن ۱۵ پسری که توی جزیره گیر کرده بودند هم خبری ندارم! چرا کسی صدای جیغ و

فریادم را نمی شنود؟

. گالونی کجایی؛ انریکو؛هادی هدی بیایید بیایید.......عروسکهای نازید؛ قصه را شما می سازید:

. پت پستچی؛ پت و مت و آق بابا

. این یک سوگنامه است؛ سوگنامه ایی که با خشم نوشته شده

. دیده ایید وقتی کودکی می میرد مادرش چطور بالای قبرش داد و بیداد می کند و ضجه

می زند؟

. نه مادر می فهمد چه می گوید نه کسانی که دور و برش ایستاده اند

. مادر یک عمر با بچه اش بوده و حالا تصویر همه ی آن یک عمر مثل برق از جلوی چشمانش رد

می شود و باعث می شود که هر چه به دهانش بیاید بگوید

. کارتونها برای من حکم همان تصاویر را دارند؛ نمی توانم در مورد یک یکشان بگویم و آه نکشم

و از بقیه حرف نزنم

. چاره ی دیگری ندارم؛ کودک نازنین من سالهاست که مرده؛ کشته شده؛ راستش به طرز

وحشیانه ایی تکه تکه شده

. دقیقا از همان موقعی که دی جی مونهای زالو صفت آمدند و خواستند ابراز وجود کنند

. تلویزیون یک دفعه خواست خودش را با سگا؛ میکرو و نینتندو و هزار تا کوفت و زهرمار دیگر وفق

دهد

. واقعا که چی؟! تا قبلش فقط کوچه بود و کارتون؛ اگر توی کوچه بودیم فوتبال بازی می کردیم و

اگر توی خانه بودیم کارتون می دیدیم

. مطمئن باشید احمق بار نمی آمدیم؛ چون آن کارتونها چیزهایی به مان یاد می داد که توی

صد تا مدرسه هم نمی توانستی یاد بگیری

. دلمان به همین چیزها خوش بود؛ به خدا << زندگی >> می کردیم؛ <<زندگی>>؛ چیزی که

الان معنی اش بالکل عوض شده

. لعنت به هر چی دی جی مون و دی جی مون سازه

. همه آن کسانی که شرافت کارتون را زیر سوال بردند و لطافتش را با حماقت عوض کردند

. سه تا میمونی که << بهترین داستانهای دنیا >> را تعریف می کردید؛ شیره که با دست

تیتراژ را پاک می کرد و آخر سر می پرید توی آب؛ رکسی که توی تیتراژ مهر می زد؛ موش کوری

که اسمش مول بود؛ گنجشکی که برای پسر مبتکر ادا در می آوردی؛ پا کوتاهی که همیشه با

حنا بودی؛ پاریکالی که پرین مجبور شد بفروشدت و پیلا پیلایی که مدام دردسر درست

می کردی و ....... کجائید؟ بیایید؛ بیایید

. مثل همان مادر داغ دیده هیچ وقت باور نمی کنم که کودکم مرده است؛ ولی کم کم باید قبول

کنم که او دیگر نیست؛ وجود ندارد

. خوش بینانه ترین حالتش این است که فرض کنم حالا بزرگ شده و رفته خانه بخت

. امیدوارم خوشبخت شود!

<< >>

<< >>

<< >>

<< >>

<< >>

<< >>

<< >>

<< >>

<< >>

<< >>

. ب .

. روزنامه ایران ارگان رسمی دولت درباره نشانه های آخر الزمان به نقل از یک خاخام یهودی

نوشت آخر الزمان نزدیک است و طبق روایات یهودی ایران نقش مهمی در آخر الزمان خواهد

داشت

<< >>

. پ .

. می خوانیم قذافی برای بیوه ی یاسر عرفات خانه یی مجلل خریده

. الف) نیتش حتما خیر بوده

. ب) همه حاجی یونس هستن ها؛ متوجهین که؟!

. ج) دیگه از این به بعد توی اون خونه هر شب از اون بالا کفتر میایه

<< >>

<< >>

. ت .

. چند روز پیش سالروز پرتاب انوشه انصاری؛ اولین زن ایرانی به فضا بود

. یک نفر اس ام اس زده:

. به امید روزی که آخرین زن ایرانی را هم به فضا پرتاب کنیم

<< >>

. ث .

. می خوانیم احتمال استعفای روحانی از شورای امنیت ملی؛ پس از استعفای علی لاریجانی

. ایضا اینجا نوشته احتمال استعفای متکی ( وزیر امور خارجه ) از سمت خود

. الف) تفاهمت منو کشته

. ب) می شود تمام این شغل ها را داد به آقای الهام

. ج) اختلاف نظر؟ شوخی می کنین؛ شایعه است

. روحانی دل درد داره؛ متکی دست مادر بزرگش مونده لای در؛ وزیر نفت و صنایع هم لازم نداریم

. گفتم که خوبه؛ همه شو صادر کنین!

<< >>

<< >>

<< >>

. ج .

<< دایره المعارف اغما ! >>

( دکتر پژوهان )

. حاج آقا فتوحی سریال اغما؛ عشق او به الیاس؛ ورژن خشن عشق حاج یونس فتوحی است به

هستی توسلی!!

. صاحب انواع و اقسام کمالات انسانی؛ پزشکی و عرفان

. در سریال می گویند او در جراحی پنجه طلاست؛ اما در طی همه جراحیهایش یا مریض را

می کشد؛ یا اینکه در بهترین شکل ممکن با تقلب گرفتن از خود او سراغ خونریزی قسمت

ساب کورتیکال مغزش می رود

. با بردن الیاس به مکانی به نام خونه باغ بدبختی هایش شروع شد

<< >>

( الیاس )

. خود شیطان رسما اعلام کرده اگر یک روزی هم بخواهد بروز جسمانی داشته باشد عمرا به

داشتن چنین ورژن چندش آوری تن دهد

. محل تقاطع سوسولیت؛ مظلومیت و پدر سوختگی یت!

. وقتی ورژن فرزادی اش رو می شود؛ بیننده ها شدیدا دیفنوکسیلات لازم می شوند

. مدل چشم و ابروی << الیاسی >> در آرایشگاههای زنانه حسابی روی بورس است

<< >>

( دکتر بردیا )

. اصولا چه می کنه این جراحی پلاستیک!

. هوو مخفی مولود

. متخصص از هوش بردن دکتر جودت

. چایی شیرین دکتر نائینی

. خیرخواه و علاقه مند به ارائه خدمات مادرانه به پری

. احتمالا سریال تا به دنیا آمدن فرزند او و دکتر پژوهان ادامه پیدا خواهد کرد!

<< >>

( رز )

. اطلاق لفظ << رز گل من >> به او از جانب فرزاد؛ بیننده را به حس خوردن سنگ گچ با سس

کچاپ نزدیک می کند

. میوه ممنوعه زندگی پدر و مادرش

. او ودوستانش با خوردن اسمارتیز هم فاز خفن می گیرند و با مانتو و پالتو در داخل اتاق خواب

حرکات موزون انجام می دهند

. به نحوی که بیا و ببین!

( آقای موسوی )

. ورژن بوی جورابی خواستگاران درون دانشکده ایی

. او هزینه های گزافی چون جریمه ی پلیس را هم برای رسیدن به عشقش پرداخت می کند که

ما از طرف همه پری دوستان مملکت از این بابت ممنونش هستیم

( دکتر جودت )

. ضایع ترین خواستگار عالم هستی

. گریم و قیافه او به اقشار اهل حال جامعه بیشتر می خورد

<< >>

( پیر بابا )

. نماینده ی آسمان در بیمارستان پرنیان

. رفیق فابریک فرشته ها

. یک جور فرشته ی پیرمرد نما؛ معشوق آقای کار آمد!

<< >>

.....................

<< عکسهای منتخب >>

>> باز هم یانگوم <<

<< >>

لینک
۱۳۸٦/۸/۸ - مجید