یادداشتهای یک وبلاگر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
<< ۸ >>
. الف .
<< پديده های سال ۸۴ >>
. ( مشترک گرامی ):
<<
>>
. سال گذشته وقتی با تلفن همراه دوستان مان تماس ميگرفتيم پيام جديدی
شنيديم:
. <<در حال حاضر امکان برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر ممکن نميباشد>>
. <<لطفا بعدا شماره گيری نمائيد>>
. اين پيام طولانی که من نميدانم معادل انگليسی اش چيست؛ به طور خلاصه
ميخواهد به ما بفهماند که خطوط مخابرات انقدر شلوغ شده است که ديگر نتوان در
هر هنگام از روز تماسی برقرار کرد.
. ثبت نام چندين ميليون خط موبايل در ۱ سال اين نويد را به ما ميدهد که امسال
منتظر پيام های ديگری هم باشيم:
. <<مشترک گرامی؛ ايا ميدانيد که شما روزانه تنها حق يک تماس تلفنی داريد؛
لطفا فردا تماس بگيريد>>
. يا <<فعلا اينجا خيلی شلوغ است؛ ما به مشترک مورد نظر ميگوئيم خودش به شما
زنگ بزند>>
. ( بی ام چی؟ ):
<<
>>
. سال گذشته طبقه مرفه توانست با يک جهش ناگهانی حساب خود را از طبقه
متوسط جدا کند.
. در کشوری که گرانترين ماشينش ماکسيمای ۳۰ ميليونی بود که ميشد با
ليزينگ هم ان را تهيه کرد؛ اين حسرت به دل خيلی ها مانده بود که حسابهای
بانکی ميلياردی اشان را در خيابانهای شهر به نمايش بگذارند.
. ورود بی . ام . وهای صد و بيست ميليونی که تنها با چکهای نقدی خريد و فروش
ميشوند؛ گره از کار اين دوستان باز کرد.
. بی . ام . وهای جديد که در بيان جديد بی . ام . دابليو ناميده ميشوند در اتوبانهای
شهر خود نمايی ميکنند و به راستی انقدر زيبا هستند که نتوان چشم از انها
برداشت.
. پرادوهای نقره ايی هم برای انها که از ازدياد اين همه رونيز و موسو به تنگ امده
بودند؛ يک فرصت استثنائی بود.
. پژوی صندوقدار؟
. شما را به خدا دست از سر ما برداريد.
. ( تهران؛ شهر تمام ديجيتال ):
<<
>>
. تهران که دو سال پيش لقب زشت ترين پايتخت دنيا را به خود گرفته بود؛ سال
گذشته عزم خود را جزم کرد تا تبديل به زيباترين شهر جهان شود.
. پل های عابر پياده مجهز به پله برقی هر شهروندی را به هيجان مياورد.
. دستشوئی های ديجيتال هم در نوع خود پديده ايی بی نظير هستند.
. برای ورود به اين دستشوئی ها بايد يک سکه داخل دستگاه بيندازيد تا در باز شود.
. بعد شمارش معکوس اغاز ميشود:
. ۹:۵۷؛ ۹:۵۸؛ ۹:۵۹........
. شما فقط ده دقيقه وقت داريد که کار خود را تمام کنيد.
. اگر در دستشوئی رفتن کمی کند عمل می کنيد يا اگر به ((بيماری خاصی))
مبتلائيد؛ پا به اين دستشوئی ها نگذاريد.
. بعد از ده دقيقه در خود به خود باز ميشود و شما را رسوا ميکند.
. نصب بزرگترين ساعت عقربه ايی جهان در بزرگراه همت هم پديده شهرسازی
پارسال بود که ساعت بيگ بنگ را از رديف ديدنی های توريستی خارج کرد.
. ب .
<< دو لطيفه >>:
<<
>>
. به يکی ميگن اوضاع خيلی شير تو شيره.
. ميگه راست ميگی؛ من خودم ۳ دفعه رفتم سربازی کسی نفهميد!
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
. يه روز يه ابادانی مياد تهران و سوار اتوبوس ميشه.
. يه بليت ميده راننده.
. راننده نگاه ميکنه و ميگه:
. عمو جون!
. اين که بليت تهرون نيست؛ بليت ابادانه ابادانيه ميگه:
. چشاتو وا کن کا!
. نوشته ابادان و حومه!!
. پ .
<< شايد بعد >>
. شايد.
. شايد اين جواهری که در صندوق مخفی.
. کرده اييد.
. به گردن اين دزد زيباتر باشد.
. هميشه خوب نگاه کنيد.
. بعد شليک کنيد.......
<<
>>
. ت .
<< سال ۱۳۸۵ سال پيامبر اعظم ((صلی الله عليه و اله و سلم)) >>
<<
>>
. سلام بر تو ای پيامبر رحمت و خاتم پيامبران.
. درود خدا و انبيا و اوليائش بر تو و لعنت و نفرين ابدی بر دشمنانت بخصوص توهين
کنندگان اخير به ساحت مقدس ات؛ البته ساحت قدسی پيامبر اسلام عظيم تر از ان
است که اهانت چند موجود حقير؛ گردی بر دامن ملکوتی ان بزرگوار بنشاند و به قول
ملای رومی:
. چون تو خفاشان بسی بينند خواب.
. کاين جهان ماند يتيم از افتاب.
. مظهر عشق است و محبوب به حق.
. از همه کروبيان برده سبق.
. کی شود دريا ز پوز سگ نجس.
. کی شود خورشيد از پف منطمس.
. شبروان و همرهان مه به تگ.
. ترک رفتن کی کنند از بيم سگ.
. موجهای تيز درياهای روح.
. هست صد چندان که بد طوفان نوح.
. خدايا.
. زيارت قبر منورش را نصيب دوستدارانش بگردان..............
<<>>
. ث .
<< موشک رادار گريز ايران کابوس تازه امريکا >>
<<
>>
. موشک فوق مدرن رادار گريز ايران که قادر است سيستم ضد موشک دشمن را
سرگردان کند؛ برای اولين بار در جريان رزمايش بزرگ پيامبر اعظم (ص) با موفقيت
ازمايش شد.
. اين موشک پس از جدايی از کلاهک به چند موشک تبديل ميشود که در امتداد
مسيرهای واگرا قادرند همزمان چند هدف متنوع را با دقت مورد اصابت قرار دهند.
. راديو دولتی انگليس:
. موشک جديد ايران قادر به حمل کلاهکی ۱۰۰۰ کيلوگرمی است و به راحتی به
خاک اسرائيل ميرسد.
. اسوشيتد پرس:
. موشک جديد ايران از دستاوردهای مهم صنايع نظامی ايران و در راستای جبران
تحريم هايی است که امريکا در خلال جنگ با عراق به اين کشور تحميل کرده بود.
. سخنگوی وزارت خارجه امريکا:
. ازمايش موفقيت اميز اين موشک که قادر به گريز از رادارهای دشمن است نشان
دهنده برنامه نظامی بسيار فعال ايران است.
<< توضيح >>:
. بد جوری بوی سوختگی از بعضی جاهای بعضی ها در اون ور ابها در اومده!
. باش تا ان شا الله بقيه اش هم بياد!
. ج .
<< چرا از تهران نمی رويم >>
<<
>>
. زلزله اگر تن داشت؛ انگشت به دهان بود.
. گيج ميشد که ما کيستيم.
. گنگ و گول نشسته اييم.
. از هيبت هيولا يی اش با کی مان نيست.
. خم به ابرو نمی اوريم.
. کک مان نميگزد؛ ما که در تهران زندگی ميکنيم.
. مگر نه اين است که صد و اندی سال است که در انتظار زلزله اييم.
. مگر نه اين که اجل معلقی است که امدن اش حتمی است.
. مگر نه اين که عمق فاجعه را بارها با خط کش اندازه گرفته اييم.
. ديده اييم.
. بيخ گوش مان ديده اييم.
. مگر نميدانيم چه بر سر تهران ميايد.
. مگر بالای توچال و نياوران و لويزان نرفته اييم.
. از بام تهران؛ اين شهر سياه اخر الزمانی را رصد کرده اييم.
. بالهای خيالمان که بسته نيست.
. به يک چشم بستن ميتوان ديد؛ تهران پس از زلزله را.
. انچه در وهم نمی ايد.
. اما ما از تهران نميرويم.
. همين جا خوشيم.
. ديگر عادتمان شده است.
. به زندگی با کابوس خو کرده اييم.
. شگفت انگيز نيست؟
. ميدانيم چه بر سرمان می ايد و بی خيال نشسته اييم.
. عطسه که ميکنيم؛ نشانه درنگ است.
. اهنگ سفر کرده اييم.
. پير زنی خواب نما ميشود و برايمان بد ميبيند.
. از سفر منصرف ميشويم.
. در ايهام و ابهام فال حافظ يا در تاريک و روشن فنجان قهوه ايی سرنوشت را
ميجوئيم.
. دريغ از ان که گوشه چشمی هم به حضور سنگين نشانه ها داشته باشيم.
. ميدانيم که زلزله می ايد و باز هم از تهران نميرويم.
. زلزله در رودبار گيلان ميايد يا در بم کرمان.
. در دو رود لرستان ميايد يا در طبس خراسان.
. هر بار که ميايد؛ يادمان می افتد که فردا نوبت تهران ماست.
. زلزله که به پايان ميرسد؛ گور کن ها که کارشان کساد شد؛ دوباره يک مشت عمله
و بنا ماله به دست ميگيرند و کمچه می کشند.
. فارغ از ساختن قبر؛ اماده ساختمان های يک بار مصرف ميشوند.
. دوباره تير اهن چهارده ميرود در ارماتور بيست.
. اين خانه ها از گور نا پايدارترند.
. سقف خيال انگيز خانه هامان هوار ميشود بر سرمان.
. ميز و صندلی و چراغ و کتاب؛ ميشود شمشير و نيزه و گلوله و توپ.
. عجب دل و جراتی داريم.
. خانه هامان را بلند مرتبه ميسازيم و بالاتر از هر بلند بالايی.
. ميرويم شمال تهران تا بالاتر هم باشيم.
. پول بيشتری هم ميدهيم.
. ولنجک؛ نياوران؛ زعفرانيه؛ تجريش؛ الهيه؛ فرمانيه؛ اقدسيه؛ يا اين ورتر ونک و
ميرداماد و جردن و امانيه و سعادت اباد و شهرک غرب.
. هر جا که به گسل نزديک تر باشد؛ گران تر است.
. خوش نشينی هامان را هم می بريم به اوشان و فشم و لواسان و ميگون و
شمشک؛ که همه بر روی گسل اند.
. تنها پل معلق تهران ما؛ پل پارک وی؛ روی گسل است.
. برج سر به فلک کشيده ميلاد همسايه گسل است.
. ساختمان بانک مرکزی بسيار زيبا است و نزديک دو گسل.
. وزارت راه مان بر سر دو راهی گسل هاست.
. زير ساختمان اسناد ملی؛ گسل سيد خندان خفته است و از اين دست نمونه ها
بسيار.
. طنز ظريفش انجا است که جوانان مان در مسابقات بتن در امريکا اول ميشوند.
. بتنی ميسازند که بنا را سفت تر کند.
. اما چراغ ما به خانه حرام است.
. خانه هايی که از پای بست ويرانند.
. پس ما هم چنان در تهران ميمانيم.
. در خانه ميمانيم.
. در انتظار زلزله ميمانيم.
. سفر به نظاره اين تکرار ملال انگيز محتوم بی سرانجام ميکنيم.
. سفر به نظاره اين مسير سرد سياه بی اميد بی فرجام.
. سفر به نظاره اين چرخ گردنده ناچار......
{ فاتحه ايی برای درگذشتگان زلزله اخير لرستان بفرستيم ......}
<<
>>
| لینک | ۱۳۸٥/۱/۱٦ - مجید |
