<< ۹ >>   

. الف .

. بيابانت کفن شد تا بمانی شعله ور در خون.

. گلستانی شوی در لامکانی شعله ور در خون.

. زمين و اسمان در خويش می پيچند از ان روز.

. که بر پا کرده ايی اتشفشانی شعله ور در خون.

. تو نوحی؛ ميبری هر روز هفتاد و دو دريا را.

. به سمت عاشقی با بادبانی شعله ور در خون.

. دو بال سرخ افتادند از ماه و علم خم شد.

. کنار رود جا ماند اسمانی شعله ور در خون.

. صدايت بوی باران داشت تا خواند ايه ی گل را.

. سرت بالای نی چون کهکشانی شعله ور در خون.

. و قبله در نگاه تيغ جاری شد که با حلقت.

. نماز اخرينت را بخوانی شعله ور در خون.

. خودت را ريختی ای مرد! در حلقوم اهنها.

. غزل خواندی در اتش با زبانی شعله ور در خون.

. { کل يوم عاشورا....... و کل ارض کربلا..... }.

<<>>

. ب .

<< چند حکايت خوشمزه! >>

<<>>

. نيمه شبی سرد؛ فقيری در خانه ايی را برای پناه جويی می کوبيد.

. صاحب خانه که از بی خواب شدن ناراحت شده بود پرخاش کنان به او گفت:

. << مگر عقل نداری؛ شعور نداری؛ ابرو نداری که اين وقت شب مزاحم ميشوی؟!

>> .

. فقير جواب داد:

. << چرا همه را دارم؛ جا ندارم! >> .

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. به خسيسی مهمان رسيد.

. به دکان بقال رفت تا برايش پنير بخرد.

. از بقال پرسيد:

. << پنير خوب داری؟ >> .

. پاسخ داد:

. << پنير دارم مثل روغن >> .

. با خود گفت پس روغن بهتر از پنير است.

. پرسيد:

. << روغن خوب داری؟ >> .

. پاسخ داد:

. << روغن دارم مثل اب زلال >> .

. گفت معلوم ميشود اب از روغن بهتر است و ان را هم که در خانه داريم.

. به خانه برگشت و اب جلوی مهمان گذاشت!

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. نصر الدين خان خرش را به ميدان برد که دلال بفروشد.

. دلال داد کشيد:

. << يک خر سی تومانی به ده تومان >> .

. ملا گفت:

. << خر به اين ارزانی را چرا خودم نخرم >> .

. ده تومان داد خرش را پس گرفت.

. چون به خانه رسيد از عقل و درايت خودش کلی برای زن اش نقل کرد.

. خانم محترم هم فرمودند:

. << نميدونی من چه کردم! خريداری امده بود گلوله نخ هايم را بخرد شش مثقال کم

بود؛ من هم گوشواره هايم را لای نخها انداختم تا درست شد >> .

. ملا نصرالدين يه نگاهی به خودش ميکنه؛ يه نگاه به زن اش و مثل هملت ميگه:

. << تو از توی خونه؛ من از بيرون؛ اگر يک سال ديگر همين جوری بيزنس کنيم؛ رئيس

اتاق بازرگانی می شيم >> .

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. مرد يک چشمی چهل سال با دست پر به خانه ميرفت و از زن اش حرفی درباره

نقص اش نشنيد تا شبی دست خالی به خانه رفت.

. خانم محترم ميدونيد چی گفت؟

. فرمود:

. << مرده شور چشم کوره تو ببرن! >> .

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. کسی با پسرش به خانه ايی وارد شد که سفره ی غذا گشوده شده بود و چون

تعارف کردند اظهار سيری و پری نمود تا انجا که دست به گلوی خود برده؛ گفت:

. << يعنی تا گلو خورده ام >> .

. اما وقتی با اصرار سر سفره نشست همه را عقب گذاشت و پسرش که چنان ديد؛

رو به پدر کرد؛ دهان و گلويش را نشان داد و گفت:

. << بابا از اينجا تا اينجا هم خيلی جا می گيره ها >> .

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

. سخنرانی در وصف روز محشر ميگفت:

. << پل صراط زمو نازکتر؛ از شمشير برنده تر و از اتش سوزان تر و ......>> .

. يکی از ميان جمع برخاست و گفت:

. << اين که پل نميشود يه دفعه بگو راه نيس! >> .

. پ .

. << هخای روسی! >>

<<>>

. شايعه پرداز روسی که چندی پيش شايعه مضحک او درباره حمله امريکا به ايران در

روز هفتم فروردين دهان به دهان اسباب سرگرمی و خنده ايرانيان را فراهم ساخته

بود؛ با دروغ از کار در امدن پيش بينی اش؛ به شيوه هخا؛ يکی از مجری های شبکه

های ماهواره ايی فارسی زبان اقدام به توجيه کرده است.

. ژيرينفسکی؛ رهبر حزب ملی گرای ليبرال-دموکرات روسيه که برای اولين بار شايعه

حمله امريکا به ايران  در روز هفتم فروردين را مطرح کرده بود؛ گفته است؛ عواملی

همچون اختلال پارازيتهای ايران بر شبکه های ماهواره ايی کنترل کننده موشکهای

امريکايی؛ به هم خوردن برنامه پروازهای هواپيمايی مسافربری در ايران بر اثر تصميم

دولت جديد در عدم تغيير ساعت رسمی و اثر ان بر پرواز جنگنده های امريکايی و اثر

الودگی هوا و ساخت و سازهای غير اصولی برج سازان در تهران بر ديد خلبانهای

جنگنده های امريکايی اثر گذاشته و مانع حمله به ايران شده است!

. جالب تر ان که هخای روسی( ژيرينفسکی) علت خودداری امريکائيها از حمله

زمينی به ايران را ترافيک جاده های ايران در ايام نوروز و استاندارد نبودن اين جاده ها

و بالا بودن ميزان تصادفات در انها و نيز احتمال حمله جوانان ايرانی به نيروهای

امريکايی با وسايل به جا مانده از شب چهارشنبه سوری ذکر کرده است!

<< نکته >>:

. ولی به نظر من مهمترين علت عدم حمله امريکا به ايران مشکل استراتژيک و سوق

الجيشی پا به ماه بودن عروس ننه بلقيس بوده که طبق دستور العمل پنتاگون تا فارغ

شدن اين بنده خدا هرگونه عمليات زمينی و هوايی بر عليه ايران بر ضد منافع امريکا

خواهد بود و تمام مقامات امريکا بايد بابت اين حرکت در ان دنيا جواب پس بدهند!!

. راستی اون روز انتن همسايه مون اصغر جوجو! به علت وزش باد افتاد شايد اون

پارازيتها مانع حمله شده اند!!

. والله اعلم فی الحقايق الامور!!!!

. ت .

<< بهاريه طالبانی >>

<<>>

. چند روز پيش ملا محمد عمر؛ رهبر گروه طالبان در افغانستان طی پيامی اعلام

کرده است که با اغاز فصل بهار؛ خشونتها به طور بی سابقه در افغانستان افزايش

خواهد يافت.

. با اين حساب پيدا کنيد بهار لطيف سابق را!

. بهاريه طالبانی:

. سر سخت ترين بهار تقديم تو باد.

. اواز بد حمار تقديم تو باد.

. گويند که لحظه ای است در کردن توپ.

. اين توپ هزار بار تقديم تو باد!

. ث .

<< ژوليت بينوش برای بازی در فيلم کيارستمی وارد تهران شد >>

<<>>

<< بازيگر اسکاری در فيلم ايرانی >>

( به نقل از گزارش خانم مينا اکبری در روزنامه شرق پنج شنبه ۱۷ فروردين )

. ترمينال پروازهای خارجی فرودگاه مهراباد؛ عصر روز سه شنبه ۱۵ فروردين.

. ميزبان عباس کيارستمی است.

<<>>

. او در ميان هم وطنان خود که برای استقبال از ميهمانانشان به فرودگاه امده اند

ابايی از شناخته شدن ندارد.

. بعيد است مردم عادی غير از بازيگران فيلم های عامه پسند و سريالهای تلويزيونی

؛ کارگردانها را هم بشناسند.

. اما نکته جالب توجه شايد حضور کيارستمی نبود.

. او منتظر ورود بازيگر جديد فيلمش به ايران بود.

. ژوليت بينوش بازيگر مطرح شينمای فرانسه و جهان؛ برنده جايزه اسکار؛ قرار است

در تازه ترين ساخته کيارستمی بازی کند.

. از ازدحام خبرنگاران؛ از فلاش دوربينهای عکاسان و حتی از تشريفات عادی استقبال

از يک هنرمند طراز اول بين المللی در فرودگاه خبری نيست.

. هواپيمای خطوط هوايی اير فرانس ساعت ۲۰:۳۰ دقيقه به زمين مينشيند.

. ژوليت بينوش به شکل نا خود اگاهی مسکوت بودن ماجرا را بيشتر رعايت کرده

است.

. لباس اش انقدر ساده و حجابش انقدر معمولی است که اگر در ان جمعيت؛ عاشقان

پرو پا قرص کيشلوفسکی هم حاضر بودند نميتوانستند تشخيص بدهند ان خانمی که

به فرانسه با عباس کيارستمی خوش و بش ميکند؛ بازيگر فيلم ابی است.

. چرا ژوليت بينوش؛ چرا کيارستمی و چرا انقدر ساکت......

. بينوش بازيگر فيلم شکلات برخلاف بازيگران پر زرق و برق هاليوودی در حالی که

لباس ورزشی سرمه ايی به تن داشت و طبق قوانين جمهوری اسلامی ايران؛

موهايش را با شال ساده ايی پوشانده بود در فرودگاه مهر اباد با استقبال عباس

کيارستمی رو به رو شد.

. لوکيشن فيلم تازه عباس کيارستمی که فيلمبردارش محمود کلاری است در اطراف

اصفهان واقع شده.....

. در حالی که پيش از اين از حضور ايزابل اجانی ديگر بازيگر مطرح فرانسوی برای بازی

در فيلم کيارستمی نام برده ميشد حضور ژوليت بينوش که برای علاقه مندان

سينمای جهان در ايران چهره ايی اشنا و مطرح بود انها را شوکه کرد.

. ج .

. به دنبال اغاز مانور دريادلان ايران در ابهای خليج فارس؛ يگانهای دريايی انگليس؛

امريکا و استراليا در ابهای شمال غرب خليج فارس و سواحل عراق به حالت اماده

باش در امده بودند.

. سر فرماندهی تفنگداران سلطنتی انگليس در ذيل دستور اماده باش خود به

فرماندهان واحدهای انگليسی ياد اور شده بود که قايق های کوچک ايرانی ميتوانند

مانند يک اژدر خطرناک باشند.

. وی به کليه نيروهای انگليسی دستور داده بود که به ابهای ايران نزديک نشوند.

. << توضيح >>:

. خدائيش حال نميکنين اينا رو اينجوری ترسوندن!!!

<<>>

. چ .

. و اما در عالم رازی است که جز به بهای خون فاش نميشود.

. بهار؛ فصل وصل اوينی به حضرت يار.

<<>>

. << به مناسبت سالروز عروج سيد شهيدان اهل قلم سيد مرتضی اوينی >> .

. فاتحه ايی نثار روح پاکش............

. ح .

<< يه شب ماه می اد؟ >>

. تمام شد.

. تمام چيزی که به عنوان <<سال نو>> مدتها منتظرش بوديم ؛ تمام شد.

. دو هفته تعطيلی رفت و دوباره همان دوندگيها و همان هول زدنهای پارسال و سال

قبلش.

. نه وقت خواهيم کرد تازگی بهار را ببينيم و نه رنگارنگی تابستان را.

. صبح ميرويم و شب برميگرديم.

. سال نو وبهار؛ توی دوندگيهای زندگی ما چه نقشی دارد؟

. گيرم اين چند روز اول در تاريخ زدن اشتباه کنيم و شماره سال را از روی عادت ۸۴

بزنيم.

. ديگر چه؟

. برای ما چه چيزی مانده است؟

. توی اين شهر شلوغ و در دل اين زندگی ماشينی؛ خودمان هم تبديل شده اييم به

ادم اهنی.

. عين يک روبات برنامه ريزی شده از قبل؛ همان کارهای قبلی را ميکنيم؛ همان

جاهای قبلی ميرويم؛ و همان حرفهای قبلی را ميزنيم.

. همين.

. فقط ميماند يک ارزوی مبهم.

. ارزوی مبهم يک عيد واقعی؛ يک بهار حقيقی.

. از امروز دوباره شمارش معکوس را شروع ميکنيم برای نوروز ۸۶.

. شايد؛ همان بهاری باشد که منتظرش هستيم.

. بهاری که نميدانيم واقعا از ان چه ميخواهيم؛ ولی ميدانيم که چيزی بيشتر از دو

هفته تعطيلی است.

<<>>

. خ .

<< يادبود ۲۱ فروردين ماه سالروز شهادت مظلومانه امير دلاور شهيد سپهبد علی

صياد شيرازی>>

<<>>

. يادش گرامی و فاتحه ايی ديگر........

. د .

<< زمانی برای مات زدن >>

. اگر عيد سال پيش؛ از ساعت ۲ نصفه شب تا ۹ صبح؛ تلويزيون به ملت وقت

استراحت ميداد تا در ان ساعتها همه با خيال راحت بروند عيد ديدنی و خاله بازی؛

امسال ان ۷ ساعت خالی را هم به ميمنت و مبارکی با فيلم و سريال پر کرد تا هيچ

کس نتواند در اين ۱۴ روز؛ از پای تلويزيون تکان بخورد.

. ان چند نفری هم که رفتند برای صله ارحام تا عمر خودشان را درازتر کنند؛ همراه با

صاحبخانه؛ مات ميزدند به جعبه شيشه ايی.

. خلاصه تلويزيون همين اول سالی نشان داد که ميتواند ۲۴ ساعته؛ مردم را ميخ کوب

خودش کند.

. ولی خدا خيرشان بدهد حالا ديگر بی خيال شده اند و دوباره برگشته اند سر همان

سريالهای ابکی.

. و الا چرخهای مملکت از کار می افتاد و ملت از فرط بی حرکت ماندن جلوی

تلويزيون؛ خشک ميشدند؛ چشمانشان فرو ميرفت؛ کور ميشدند و ميرفتند پی

کارشان.

. البته انهايی هم که رفته بودند مسافرت و انجلينا جولی؛ براد پيت؛ زتا جونز؛ زورو؛

تام کروز و بقيه برو بچ را نديده اند اصلا ناراحت نباشند؛ چون از چند هفته ديگر تکرار

تمامی اين فيلمها مثل هر سال و با قدرت هر چه تمامتر شروع ميشود.

<<>>

. ذ .

<< فقط ۲ ماه دوام بياوريد >>

. با اين وضعيت اگر تا جام جهانی دوام بياوريم و سکته نکنيم؛ شانس اورده اييم.

. از ان طرف؛ برانکو و فدراسيون فوتبال هستند که هر روز يک بامبول در می اورند و

ادم را دق ميدهند.

. از اين طرف هم بازيکنان تيم ملی هستند که تا يک عطسه ميکنند؛ ادم از ترس

نصفه جان مسشود که نکند به جام جهانی نرسند.

. ما که مثل برزيل نيستيم صد تا بازيکن درجه يک داشته باشيم.

. همين علی کريمی که دوباره پا به توپ ميشود؛ وقتی مصدوم شد چه حالی شديم

؟

. يا مهدی مهدوی کيا که وقتی مقابل شالکه در دقيقه هفتاد لنگ لنگان امد بيرون؛

قلبمان داشت وای ميساد که نکند مصدوميت اش جدی باشد.

. دقت کرده اييد که اين بلاها هميشه سر ما می ايد؟

. مکزيک و پرتغال و انگولا همگی سالمند و سلام ميرسونند!

<<>>

. ر .

<< رای امام خمينی >>

<<>>

. مردم پای صندوق رای تجمع کرده اند.

. ناگهان بنز قديمی سبز رنگ داخل جمعيت ميشود.

. مردم هيجان زده ميشوند.

. خبرنگار تلويزيونی که وسط مردم است؛ فرياد ميکشد:

. << بله؛ هم اکنون حضرت امام خمينی برای شرکت در رفراندوم جمهوری اسلامی

به اين صندوق امده اند؛ ولی به دليل ازدحام جمعيت؛ رای خود را از داخل اتومبيل

انداختند >>

. چند لحظه بعد؛ بنز سبز از جمعيت جدا ميشود و ميرود.

. يک افرين به ارشيو تلويزيون برای پخش اين تصاوير در شب ۱۲ فروردين.

. ز .

<< بخشهايی از مصاحبه پوريا پور سرخ بازيگر نقش ژوبين در سريال وفا با يکی از

مجلات >>

. سئوال:

. پوريا پور سرخ چقدر نسبت به قبل از پخش سريال وفا تغيير کرده است؟

. جواب:

. تغييری نکرده ام.

. فقط سعی کرده ام کمی از رفتارهايم را رتوش کنم.

. مثلا در رانندگی قبلا اگر تصادف ميکردم؛ اولين کلماتی که از دهانم خارج ميشد؛

شتر و يابو بود.

. ولی الان سعی ميکنم خودم را بيشتر کنترل کنم.

<< توضيح >>:

. احتمالا شتر و يابو رتوش شده الاغ و کره خر و کره بزو ..........!! هستند.

. والله برای اين مطلب هيچ عکسی از اين شازده پسر پيدا نکردم و چون مطلب بدون

عکس مثل بستنی ليوانی بدون قاشق! ميمونه يه عکس از سرکار عليه وفا! ميندازيم

تو وبلاگ با اجازه!!

<<>>

لینک
۱۳۸٥/۱/٢٢ - مجید